1
00:01:51,541 --> 00:01:58,541
<font color="#ffff00">.</font><font color="#ffff00" face="Vazirmatn, IRANSans, Segoe UI, Tahoma, sans-serif">ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور</font>

2
00:02:03,540 --> 00:02:05,083
‫از قبل هم سحر خیز‌‌تر شدی.

3
00:02:05,167 --> 00:02:06,502
‫خوابای عجیبی می‌دیدم.

4
00:02:08,086 --> 00:02:09,795
‫کلی جر و بحث با غریبه ها.

5
00:02:12,299 --> 00:02:13,759
‫فکر کنم به خاطر اینجا باشه.

6
00:02:13,842 --> 00:02:15,844
‫رویاهای بقیه وارد ذهنم میشه.

7
00:02:15,928 --> 00:02:18,180
‫خوشحالم می‌کنه که منتالیک نیستم.

8
00:02:20,265 --> 00:02:21,517
‫می‌رم قدم بزنم.

9
00:02:40,911 --> 00:02:42,829
‫همیشه قبل از طلوع خورشید بیدار می‌شی؟

10
00:02:46,500 --> 00:02:48,210
‫فقط می‌خواستم یه نگاهی به ساحل
‫بندازم.

11
00:02:51,463 --> 00:02:53,340
‫خاطرات مادرت پر از آبه.

12
00:02:53,882 --> 00:02:54,883
‫چطور این کار رو کردی؟

13
00:02:54,967 --> 00:02:56,385
‫بهش می‌گیم بی صدا شدن.

14
00:02:56,885 --> 00:02:59,388
‫فکرت رو به زبون نیار. بی صداشون کن.

15
00:03:02,808 --> 00:03:05,561
‫اینطوری نه. الان فقط داری
‫بلند بلند فکر می‌کنی.

16
00:03:05,644 --> 00:03:08,063
‫فرقش رو نمی‌فهمم.
‫خیلی فرق داره.

17
00:03:08,146 --> 00:03:10,607
‫تلم بهمون یاد داد با موسیقی
‫تمرکز کنیم.

18
00:03:11,483 --> 00:03:12,609
‫این ساز موسیقی منه.

19
00:03:16,196 --> 00:03:18,907
‫اگه به صدای این فکر کنم، بی صدا میشه.

20
00:03:19,575 --> 00:03:20,742
‫تو هم یه ساز موسیقی داری.

21
00:03:21,243 --> 00:03:22,578
‫همه آدمای اینجا دارن.

22
00:03:23,579 --> 00:03:24,580
‫یه سوت دارم.

23
00:03:31,336 --> 00:03:33,589
‫نمی‌دونم سازت چیه،
‫ولی اون نیتس.

24
00:03:34,173 --> 00:03:35,507
‫آره خب، فکرش رو می‌کردم.

25
00:03:36,341 --> 00:03:38,760
‫اینا رو از کجا یاد گرفتی؟
‫تلم بهت یاد داد؟

26
00:03:38,844 --> 00:03:40,345
‫بخشیش رو آره.

27
00:03:40,429 --> 00:03:43,098
‫همیشه می‌دونستم
‫بقیه به چی فکر می‌کنند.

28
00:03:44,641 --> 00:03:46,476
‫"این" به خاطر همین بود.

29
00:03:49,021 --> 00:03:50,189
‫می‌تونم بهت نشون بدم.

30
00:03:57,237 --> 00:03:59,406
‫نه!

31
00:04:00,908 --> 00:04:01,908
‫بابا!

32
00:04:03,452 --> 00:04:06,038
‫مردم خوششون نمیومد
‫که من می‌دونستم به چی فکر می‌کنند.

33
00:04:06,538 --> 00:04:07,664
‫خانواده‌ام رو هم مقصر می‌دونستند.

34
00:04:26,016 --> 00:04:28,352
‫تلم نجاتت داد.

35
00:04:29,061 --> 00:04:30,312
‫هممون رو نجات داد.

36
00:04:53,836 --> 00:04:55,212
‫چه قدر ساکته.

37
00:04:55,295 --> 00:04:57,673
‫خیلیا دارن بی صدا حرف می‌زنند.

38
00:04:58,340 --> 00:04:59,716
‫بلند حرف زدن یه جورایی بی ادبیه.

39
00:05:00,676 --> 00:05:02,719
‫دارم بهشون می‌گم که می‌خوای
‫باهاشون آشنا بشی.

40
00:05:29,705 --> 00:05:33,876
‫می‌تونستم هر چیزی که تجربه کردن
‫رو ببینم و حس کنم.

41
00:05:35,085 --> 00:05:37,546
‫همه درد و زجرشون رو.

42
00:05:39,840 --> 00:05:40,841
‫و آرامش.

43
00:05:41,550 --> 00:05:43,468
‫حالا می‌دونی چرا مجبور شدیم
‫مخفی بشیم.

44
00:05:45,012 --> 00:05:46,180
‫ما افکار رو می‌خونیم.

45
00:05:46,930 --> 00:05:50,350
‫می‌فهمیم پادشاه‌ها کی دروغ می‌گن
‫یا شوهر‍ها کی دارن خیانت می‌کنند.

46
00:05:51,518 --> 00:05:53,437
‫ممکنه به چند راه مختلف ختم بشه.

47
00:05:53,979 --> 00:05:59,610
‫مثل خدایی بین انسان‌ها،
‫یا گرگی بین گوسفند‌ها باهامون رفتار میشه.

48
00:05:59,693 --> 00:06:02,404
‫خدا بودن خیلی سریع قدیمی‌میشه، باور کن.

49
00:06:02,487 --> 00:06:06,116
‫و گرگ بودن به کشتنت می‌ده.

50
00:06:06,200 --> 00:06:07,784
‫مردم خیلی سریع جمع میشن.

51
00:06:08,285 --> 00:06:10,454
‫صدات می‌کنند شیطان، دیو فضایی.

52
00:06:11,038 --> 00:06:14,333
‫و بعد خونت رو می‌ریزن، مثل جوسایا.

53
00:06:14,917 --> 00:06:18,253
‫من از نقشه خودم که توش
‫سرمون به کار خودمونه خوشم میاد.

54
00:06:20,547 --> 00:06:21,882
‫کمکت رو لازم داریم.

55
00:06:21,965 --> 00:06:24,134
‫به خاطر روانشناسی تاریخی.

56
00:06:25,552 --> 00:06:27,137
‫خیلی واضح توی سرشه.

57
00:06:27,763 --> 00:06:33,143
‫اولین بحران، دومین بحران.
‫یه بنیاد برای جایگزینی یه امپراطوری در حال سقوط.

58
00:06:33,227 --> 00:06:38,482
‫نقشه‌ات بهت گفت ما رو پیدا کنی؟
‫گفت ما بنیاد دومیم؟

59
00:06:38,565 --> 00:06:39,816
‫جهش معقولیه.

60
00:06:40,359 --> 00:06:42,736
‫و منم کفشای مخصوص پریدنم رو نیاوردم.

61
00:06:44,196 --> 00:06:45,531
‫این جنگ ما نیست.

62
00:06:46,031 --> 00:06:49,284
‫امپراطوری برام مهم نیست.
‫بنیاد تو هم برام مهم نیست.

63
00:06:49,868 --> 00:06:51,370
‫ما قصد نداریم ارتش تو باشیم.

64
00:06:51,453 --> 00:06:52,913
‫پس تبدیل میشید به تلفات جنگ.

65
00:06:53,830 --> 00:06:57,167
‫سال های بسیار دوری از الان،
‫یه منتالیک مثل تو قدرت می‌گیره.

66
00:06:57,918 --> 00:06:59,294
‫صداش می‌زنند میول.

67
00:07:01,004 --> 00:07:04,049
‫هر چیزی که اینجا ساختی
‫رو نابود می‌کنه.

68
00:07:05,467 --> 00:07:07,261
‫گیل دیده‌تش.
‫دیده؟

69
00:07:09,096 --> 00:07:10,389
‫آینده رو؟

70
00:07:10,889 --> 00:07:15,143
‫گونه ما توانایی های زیادی داره،
‫ولی الهام وقایع پیش از وقوع؟

71
00:07:15,811 --> 00:07:17,813
‫نه.
‫اشتباه می‌کنی.

72
00:07:17,896 --> 00:07:19,481
‫آیند‌ه‌ای که گیل دیده واقعیه.

73
00:07:21,441 --> 00:07:22,526
‫می‌تونه بهت نشون بده.

74
00:07:26,530 --> 00:07:28,866
‫وقتی بهم دروغ بگن می‌فهمم.

75
00:07:30,993 --> 00:07:31,993
‫شروع کن.

76
00:07:33,245 --> 00:07:34,288
‫من مشکلی ندارم.

77
00:07:36,039 --> 00:07:37,249
‫فکر کنم من مشکل داشته باشم.

78
00:07:51,054 --> 00:07:52,556
‫دارم دروغ می‌گم؟

79
00:08:08,322 --> 00:08:10,824
‫حسش کردی. می‌دونی که واقعیه.

80
00:08:11,491 --> 00:08:12,659
‫سالور می‌دونه؟

81
00:08:13,493 --> 00:08:14,493
‫آره.

82
00:08:14,912 --> 00:08:17,164
‫همسن تو به نظر میاد،
‫ولی دخترته؟

83
00:08:18,123 --> 00:08:19,791
‫آره، یه کم پیچیده ست.

84
00:08:19,875 --> 00:08:23,045
‫لازم نیست کل جریان رو بدونم.
‫فقط احساسات کافیه.

85
00:08:23,128 --> 00:08:27,007
‫می‌خوای نجاتش بدی، می‌دونم.
‫دخترت رو دوست داری.

86
00:08:27,716 --> 00:08:29,176
‫همدیگه رو تازه دیدیم.

87
00:08:29,259 --> 00:08:33,679
‫و حس می‌کنی باید دوستش داشته باشی،
‫و برات عجیبه که مطمئن نیستی.

88
00:08:33,764 --> 00:08:35,182
‫چون از گوشت و خونته.

89
00:08:36,725 --> 00:08:37,893
‫واقعا پیچیده است.

90
00:08:39,186 --> 00:08:42,981
‫نمی‌تونم یه آینده غیر قابل اجتناب رو قبول کنم، تو هم نباید قبولش کنی.

91
00:08:43,982 --> 00:08:46,026
‫اعمال ما باید معنی‌ داشته باشن.

92
00:08:46,610 --> 00:08:48,570
‫واقعا می‌خوام حرفت رو قبول کنم،

93
00:08:49,738 --> 00:08:53,367
‫ولی اگه فکر نمی‌کنی چیزی که بهت نشون دادم آینده بود، پس چی بوده؟

94
00:08:55,077 --> 00:09:01,416
‫این هریِ تو شاید بگه یه آینده محتمله،
‫ولی نه من مطمئنم نه تو،

95
00:09:02,084 --> 00:09:05,462
‫چون از طریق ادراکی که اون بهشون
‫شکل داده فیلتر شده.

96
00:09:06,171 --> 00:09:09,633
‫تا وقتی آماده نشدی
‫تا بفهمی‌ واقعا تواناییت چیه،

97
00:09:11,134 --> 00:09:13,887
‫هرگز نخواهی فهمید اون
‫بینش واقعا چی بوده.

98
00:09:14,471 --> 00:09:16,265
‫و منم نمی‌تونم بهت کمک کنم.

99
00:09:16,348 --> 00:09:18,767
‫باید به فکر بچه های خودم باشم.

100
00:09:25,899 --> 00:09:28,110
‫راستی، امروز تولد سالوره.

101
00:10:10,944 --> 00:10:14,740
‫به ترانتور خوش آمدید. موقتا در
‫ایستگاه حلقه پهلو می‌گیریم.

102
00:10:15,616 --> 00:10:18,118
‫می‌تونم برای خروج از محفظه
‫بهت کمک کنم؟

103
00:10:18,202 --> 00:10:19,578
‫بله، ممنون.

104
00:10:20,412 --> 00:10:23,332
‫من برادر کنستانت هستم.
‫اسم تو چیه؟

105
00:10:24,458 --> 00:10:25,751
‫آن کس که به روشنی می‌درخشد.

106
00:10:25,834 --> 00:10:26,919
‫چه زیبا.

107
00:10:27,503 --> 00:10:29,338
‫تا حالا یه فضا ران ندیده بودم.

108
00:10:29,922 --> 00:10:31,048
‫ما انسان هستیم.

109
00:10:31,131 --> 00:10:32,508
‫آره، می‌دونم. فقط....

110
00:10:34,968 --> 00:10:38,597
‫نمی‌دونستم مهندسی ژنتیکی
‫می‌تونست اینقدر زیبا انجام بشه.

111
00:10:39,431 --> 00:10:41,808
‫با این که این هنر 600 سال قبل توسط امپراطوری،

112
00:10:41,892 --> 00:10:45,854
‫زمانی که به خدمت گرفته شدیم شروع شد،

113
00:10:46,688 --> 00:10:48,482
‫همیشه در حال کامل کردنش هستیم.

114
00:10:51,693 --> 00:10:53,070
‫منظره فوق العاده‌ایه مگه نه؟

115
00:10:53,570 --> 00:10:55,656
‫ترانتور واقعا مرکز کهکشانه؟

116
00:10:55,739 --> 00:10:56,782
‫عملا نه.

117
00:10:56,865 --> 00:11:01,203
‫اون لقب به یه سیاهچاله فوق العاده
‫عظیم تعلق داره.

118
00:11:01,703 --> 00:11:06,166
‫و حقیقتش، مطمئن نیستم تلویحا
‫هم حقیقت داشته باشه.

119
00:11:06,250 --> 00:11:08,961
‫تصورش سخته که همچین جایی
‫سقوط می‌کنه.

120
00:11:09,044 --> 00:11:13,549
‫گردش خون اول تو حاشیه های بیرونی
‫قطع میشه،

121
00:11:14,341 --> 00:11:19,805
‫طول می‌کشه تا فساد به قلب برسه.

122
00:11:41,535 --> 00:11:44,496
‫به ایستگاه ترانتور، افتخار کهکشان، خوش آمدید.

123
00:11:44,580 --> 00:11:47,291
‫به نظرت امپراطوری از ماموریتمون
‫استقبال می‌کنه؟

124
00:11:47,374 --> 00:11:50,252
‫بهتره تصور کنیم با مقاومت
‫رو به رو میشیم.

125
00:11:51,420 --> 00:11:54,047
‫به ترانتور، چشم امپراطوری، خوش آمدید.

126
00:11:55,507 --> 00:11:59,845
‫تو عجیب ترین رویاهام هم فکر نمی‌کردم
‫دوباره این منظره رو ببینم.

127
00:12:02,556 --> 00:12:05,225
‫شرمنده، عجیب به نظر میومد. من...

128
00:12:08,270 --> 00:12:10,355
‫وقتی بچه بودم اینجا رو
‫تصور کرده بودم.

129
00:12:13,859 --> 00:12:15,986
‫برید تو صف.
‫بعدی.

130
00:12:18,197 --> 00:12:19,948
‫به ترانتور خوش امدید. لطفا جلو بیاید.

131
00:12:24,953 --> 00:12:25,871
‫هدف سفرتون؟

132
00:12:25,954 --> 00:12:29,708
‫من فرستاده‌ای از ترمینوس، نماینده
‫حاشیه بیرونی هستم.

133
00:12:29,791 --> 00:12:31,668
‫برای گشایش روابط دیپلماتیک به اینجا اومدم.

134
00:12:31,752 --> 00:12:33,504
‫حاشیه بیرونی؟ شگفت انگیزه.

135
00:12:34,004 --> 00:12:36,507
‫متاسفانه، فکر می‌کنم امپراطوری
‫تعدادی از اون سیاره‌ها رو

136
00:12:36,590 --> 00:12:38,008
‫دیگه به رسمیت نمی‌شناسه.

137
00:12:38,091 --> 00:12:41,178
‫بله، اون دنیاهای مثلا "وحشی"

138
00:12:41,720 --> 00:12:47,309
‫دقیقا همون مسئله‌ایه که ما وحشی ها
‫برای حل کردنش اومدیم تیماندرا.

139
00:12:48,769 --> 00:12:51,772
‫براتون ویزای موقت صادر می‌کنم.
‫الان در سیستم هستین.

140
00:12:51,855 --> 00:12:53,815
‫به آفیشیوم اکسترنا گزارش بدید.

141
00:12:53,899 --> 00:12:55,192
‫از توی اسکنر رد بشید.

142
00:12:57,653 --> 00:12:59,571
‫دقت نکردم که دو نفر هستین.

143
00:12:59,655 --> 00:13:00,822
‫ازدواج نکردیم.

144
00:13:01,406 --> 00:13:03,742
‫با اون گزارش بده. الان با ویزای اونی.

145
00:13:03,825 --> 00:13:04,826
‫ممنون تیماندرا.

146
00:13:06,203 --> 00:13:08,622
‫یه جور خیلی صمیمانه ای وحشتناک بود.

147
00:13:08,705 --> 00:13:09,873
‫لطفا حرکت کنید.

148
00:13:09,957 --> 00:13:14,503
‫اینطور که اینجا نوشته،
‫هتلمون ایستگاه سانساید 1.12 هست.

149
00:13:14,586 --> 00:13:17,631
‫از صلح لذت ببرید و به آن احترام بگذارید.
‫فعلا نمی‌ریم هتل.

150
00:13:17,714 --> 00:13:20,551
‫مبلغی مزایای زیادی نداره.

151
00:13:20,634 --> 00:13:24,596
‫ولی امشب، با حساب بانکی پیامبر،

152
00:13:25,347 --> 00:13:28,433
‫تو چشم امپراطوری هستیم.

153
00:13:31,270 --> 00:13:32,729
‫به عنوان مردی که تو یه سیاره
‫پر از

154
00:13:32,813 --> 00:13:34,857
‫ذهن خوانای احتمالا متخصامه خیلی
‫آروم هستی.

155
00:13:34,940 --> 00:13:39,319
‫تلم رو سپردم به گیل. حضور من
‫فقط درصد موفقیتمون رو پایین میاورد.

156
00:13:41,321 --> 00:13:46,743
‫توی دو قرن گذشته این اولین باریه که
‫انگشتام آب خنک و زلال رو لمس کرده.

157
00:13:46,827 --> 00:13:47,828
‫صحیح.

158
00:13:49,246 --> 00:13:51,874
‫اون انگشتای جدید که درست یادت
‫نیست چطوری به دستشون آوردی.

159
00:13:54,376 --> 00:13:55,794
‫برای همین اومدی پیشم.

160
00:13:57,129 --> 00:13:59,256
‫یه کوچولو تفتیش عقاید؟

161
00:14:00,132 --> 00:14:02,718
‫خب، کم و بیش جادوانه بودی.

162
00:14:04,469 --> 00:14:07,306
‫گذاشتنت تو یه بدن جدید
‫فقط آسیب پذیر ترت کرد.

163
00:14:07,890 --> 00:14:11,310
‫خب، چرا اون این کار رو کرد؟
‫هر کی که بود.

164
00:14:11,393 --> 00:14:14,688
‫فکر می‌کنم الان می‌خوای
‫بهم بگی.

165
00:14:14,771 --> 00:14:17,232
‫خب، من که نمی‌دونم.
‫فایده واضحی که من ببینم نداره.

166
00:14:17,316 --> 00:14:19,693
‫تصور می‌کردم برای
‫خدمت به انجیلم بود.

167
00:14:19,776 --> 00:14:24,489
‫یه داستان مسیح وار مرگ و بازگشت
‫از مرگ لازم داره.

168
00:14:25,657 --> 00:14:28,118
‫تو بازگشت از مرگ رو داشتی.
‫دهلیز همینه دیگه.

169
00:14:29,870 --> 00:14:32,998
‫خیلی خب. رو جواب درست
‫شرط بستی.

170
00:14:33,582 --> 00:14:34,583
‫بر عکس.

171
00:14:34,666 --> 00:14:37,336
‫شاید یه نفر نگران بوده،

172
00:14:37,419 --> 00:14:39,619
‫که اگه حواست رو جمع نکنی،
‫همه رو تبدیل به عدد می‌کنی.

173
00:14:39,671 --> 00:14:43,425
‫شاید یه نفر می‌خواست
‫که تو این بازی احساس خطر کنی.

174
00:14:45,552 --> 00:14:47,262
‫از من خوشت نمیاد، درسته؟

175
00:14:47,346 --> 00:14:50,140
‫همچین حرفی نزدم.
‫فکر می‌کنی رو گیل تاثیر بدی می‌ذارم.

176
00:14:50,724 --> 00:14:52,351
‫فقط نمی‌خوام فراموش کنه

177
00:14:52,851 --> 00:14:56,104
‫رو اون سیاره هایی که داره نجات
‫می‌ده، آدم زندگی می‌کنه.

178
00:14:57,314 --> 00:14:58,815
‫گیل ظلم بزرگی در حقم کرد.

179
00:14:58,899 --> 00:15:00,567
‫نمی‌دونست بیدار می‌مونی.

180
00:15:00,651 --> 00:15:02,277
‫قبلا دیده بودتش.

181
00:15:03,278 --> 00:15:04,905
‫وقتی روی ریون آپلود شدم.

182
00:15:05,489 --> 00:15:08,534
‫پس اگه نمی‌دونسته، فقط به خاطر
‫این بوده که بهش فکر نکرده.

183
00:15:10,327 --> 00:15:14,414
‫گیل برای اتفاقی که برای ریش و خودش افتاد
‫من رو مقصر می‌دونه.

184
00:15:15,207 --> 00:15:19,962
‫ولی تا اون شب از رابطه‌شون خبر نداشتم.

185
00:15:20,045 --> 00:15:21,880
‫پس اگه تقصیر تو نیست، تقصیر کیه؟

186
00:15:22,881 --> 00:15:25,259
‫جواب ساده‌ای نداره سالور.

187
00:15:26,426 --> 00:15:29,805
‫بعضی وقتا عصبانی شدن
‫از رو به رو شدن با حقیقت راحت تره.

188
00:15:30,389 --> 00:15:35,435
‫منظورت از حقیقت اینه که
‫ریش از همه چیز خبر داشت، مگه نه؟

189
00:15:36,520 --> 00:15:37,771
‫می‌دونست محکوم به فنا هستن.

190
00:15:38,772 --> 00:15:42,401
‫به کسی نگفت.
‫و تصمیم گرفت با گیل بمونه.

191
00:15:43,527 --> 00:15:45,279
‫قلب می‌ره دنبال خواسته خودش.

192
00:15:46,613 --> 00:15:50,033
‫همه ما گناه سِحرپنداری رو در
‫یه زمانی به دوش می‌کشیم.

193
00:15:51,410 --> 00:15:55,622
‫نگرانی که گیل تبدیل به من میشه
‫و خودش رو تو نقشه گم می‌کنه.

194
00:15:55,706 --> 00:15:56,582
‫تا وقتی تو کنارش هستی،

195
00:15:56,665 --> 00:15:58,876
‫اینطور نمیشه.

196
00:15:58,959 --> 00:16:01,712
‫به نظر تو در مورد خودش خیلی
‫اهمیت می‌ده.

197
00:16:18,061 --> 00:16:19,646
‫بگارز لمنت.

198
00:16:19,730 --> 00:16:20,898
‫چه خوب.

199
00:16:22,900 --> 00:16:24,860
‫این افتاد. صدفی چیزی که نیست؟

200
00:16:26,612 --> 00:16:27,654
‫آره، احتمالا.

201
00:16:32,326 --> 00:16:33,410
‫می‌خوای بیای تو؟

202
00:16:35,746 --> 00:16:38,373
‫یه چاه داریم. هر چه قدر آب
‫بخوای می‌تونی بنوشی.

203
00:16:38,457 --> 00:16:42,044
‫این از چاه شماست.
‫از توی یه فیلتر ترکیبی ردش می‌کنیم.

204
00:16:42,544 --> 00:16:45,339
‫ممکنه ارگانیسم محلی‌ای داخلش باشه
‫که بدنمون باهاش سازگار نباشه.

205
00:16:45,422 --> 00:16:47,049
‫و داری وجود سم رو هم چک می‌کنی.

206
00:16:48,509 --> 00:16:50,677
‫خب، احتیاط ضرری نداره.

207
00:16:51,970 --> 00:16:54,223
‫و منم با هری برخورد زننده‌ای دشتم.

208
00:16:55,307 --> 00:16:57,184
‫اومدم اینجا تا عذرخواهی کنم.

209
00:16:57,267 --> 00:16:59,061
‫اون می‌خواد بشریت رو نجات بده.

210
00:16:59,770 --> 00:17:02,272
‫منم می‌خوام آدمایی که لایقش هستن
‫رو نجات بدم.

211
00:17:03,440 --> 00:17:05,901
‫یه چندتا سفینه دارم. سفینه های ساده.

212
00:17:07,194 --> 00:17:10,280
‫می‌ریم دنبال آدمایی مثل خودمون می‌گردیم،
‫میاریمشون اینجا.

213
00:17:13,742 --> 00:17:15,452
‫و برج دیده بان روحیمون رو هم می‌بریم.

214
00:17:16,118 --> 00:17:20,123
‫صدای آدمای "بیننده"‌ای که بهمون نگاه می‌کنند و سعی می‌کنند به اینجا برسن رو می‌شنویم.

215
00:17:20,207 --> 00:17:22,667
‫معمولا، اونقدر دور هستن
‫که سفینه‌هامون بهشون نمی‌رسن.

216
00:17:22,751 --> 00:17:25,462
‫یا هر چیزی که دنبالشونه
‫بالاخره گیرشون میاره.

217
00:17:25,546 --> 00:17:28,423
‫و مجبوریم که به صدای در حال محو شدنشون
‫گوش کنیم.

218
00:17:30,509 --> 00:17:33,512
‫متاسفم، ولی می‌تونیم تغییرش بدیم.

219
00:17:33,595 --> 00:17:35,973
‫می‌دونم که می‌تونی بهمون کمک کنی
‫یه سفینه جهش ران به دست بیاریم.

220
00:17:36,056 --> 00:17:38,559
‫تا بتونم به بیننده‌های بیشتری برسم.
‫هزاران بیننده دیگه.

221
00:17:39,685 --> 00:17:42,980
‫می‌تونیم بهشون کارایی بدیم
‫که مهارتشون رو تقویت می‌کنه،

222
00:17:43,063 --> 00:17:44,773
‫و خط زمانی تو رو تغییر می‌ده.

223
00:17:45,315 --> 00:17:46,900
‫ممکنه حتی کار خیرخواهانه‌ای باشه.

224
00:17:49,611 --> 00:17:52,489
‫فقط آرزو می‌کردم
‫هری سلدان جزءش نبود.

225
00:17:52,573 --> 00:17:54,741
‫عذرخواهیت نسبتا بامزه است.

226
00:17:54,825 --> 00:17:59,496
‫تو منحصر به فردی گیل دورنیک.
‫هیچ کسی مثل تو رو ندیدم.

227
00:18:00,080 --> 00:18:03,125
‫معمولا وقتی یکی همچین چیزی می‌گه،
‫ازم یه چیزی می‌خواد.

228
00:18:03,208 --> 00:18:04,751
‫منم همینطورم.

229
00:18:05,669 --> 00:18:07,880
‫ولی در ازاش چیزی بهت پیشنهاد می‌دم.

230
00:18:08,589 --> 00:18:09,673
‫بگو تا بشنویم.

231
00:18:10,716 --> 00:18:12,050
‫بهتره بهت نشون بدم.

232
00:18:12,134 --> 00:18:16,638
‫ذهن خیلی خاصی داری.
‫می‌خوام داخلش یه قدمی‌بزنم.

233
00:18:22,644 --> 00:18:23,644
‫چی...

234
00:18:26,231 --> 00:18:27,900
‫این سینکسه. تو چطوری...

235
00:18:28,859 --> 00:18:33,864
‫آب برای تو نقطه اشتراک قدرتمندیه.
‫آب رو پرت... راستی، عذر می‌خوام.

236
00:18:33,947 --> 00:18:36,658
‫و ذهنت گفت خودت
‫رو غرق کرده بودی.

237
00:18:36,742 --> 00:18:40,204
‫بوی صدف تو جیبم به ذهنت کرد
‫تو رو به اونجا ببره.

238
00:18:40,996 --> 00:18:44,166
‫وقتی پایه توهم واقعیت باشه،
‫توهم قدرتمند‌تری میشه.

239
00:18:44,249 --> 00:18:47,753
‫شریک سالور، اسمش هیوگو بود؟
‫نمی‌تونستیم از هیچ به وجودش بیاریم.

240
00:18:47,836 --> 00:18:50,047
‫لوران باید نقشش رو بازی می‌کرد.

241
00:18:51,006 --> 00:18:52,674
‫ولی دختر بچه روی سریر.

242
00:18:52,758 --> 00:18:54,218
‫خب، لازم نبود لمسش کنی،

243
00:18:54,301 --> 00:18:57,221
‫و هری نبود سایه رو متوجه شد، مگه نه؟

244
00:18:57,304 --> 00:18:58,889
‫تو من رو به دنیای اصلیم بردی.

245
00:18:58,972 --> 00:19:03,143
‫قرار بود من رو برگردونه به وضعیت بچگیم؟
‫ضعیف ترم کنه؟

246
00:19:03,227 --> 00:19:06,730
‫خونه های قدیمی‌زخمای قدیمی‌رو باز می‌کنند.و ظاهرا تو زخمای زیادی داری.

247
00:19:07,814 --> 00:19:10,984
‫بیا، برای بی حساب شدن، منم زخمم رو بهت
‫نشون می‌دم.

248
00:19:12,528 --> 00:19:16,740
‫من از مرگ می‌ترسم. یه ترس فلج کننده،
‫فراتر از حد عادی.

249
00:19:17,282 --> 00:19:18,492
‫حالا.

250
00:19:20,911 --> 00:19:23,497
‫تو مجبورم کردی برش دارم.
‫ذهن من نمی‌تونه اشیا رو تکون بده،

251
00:19:23,580 --> 00:19:25,749
‫ولی اگه تو برام حرکتشون بدی
‫دیگه توانایی ذهنم مهم نیست.

252
00:19:26,917 --> 00:19:29,419
‫میولِ تو از طریق یه بینش
‫خفه‌ات نکرد.

253
00:19:29,962 --> 00:19:32,840
‫ذهنت فکر کرد، "آخ"،
‫و رگای خونت ترکیدن.

254
00:19:32,923 --> 00:19:33,923
‫کار خودت بود.

255
00:19:37,261 --> 00:19:38,470
‫سریع یاد می‌گیری.

256
00:19:40,639 --> 00:19:44,101
‫خانم رو باش.
‫خوشحالم که ناامیدم نکردی.

257
00:19:44,184 --> 00:19:45,310
‫این یه نقطه ضعفه.

258
00:19:45,394 --> 00:19:48,272
‫نقطه ضعفی که فکر می‌کنم
‫هری بیشتر از یه بار ازش سواستفاده کرده.

259
00:19:48,355 --> 00:19:51,066
‫همیشه طوری حرف می‌زنی
‫که انگار من از هری اطاعت می‌کنم. از این خبرا نیست.

260
00:19:51,149 --> 00:19:54,862
‫دست بردار، ذهنت پر از
‫اثر انگشت اونه.

261
00:19:54,945 --> 00:19:58,824
‫اون هیچ وقت تو رو هم رده خودش نمی‌دونه، حتی با این که تو از اون سرتری.

262
00:19:59,783 --> 00:20:01,159
‫و تو مال منم هستی.

263
00:20:01,243 --> 00:20:03,453
‫گیل، حال من خوب نیست.

264
00:20:04,079 --> 00:20:07,207
‫به مردمم نگاه می‌کنم و از خودم می‌پرسم
‫بدون من چه بلایی سرشون میاد.

265
00:20:07,291 --> 00:20:08,584
‫کی می‌تونه هدایتشون بکنه؟

266
00:20:09,168 --> 00:20:10,669
‫مردمم از تو پیروی می‌کنند.

267
00:20:10,752 --> 00:20:12,754
‫نمی‌تونی این رو از من بخوای.

268
00:20:12,838 --> 00:20:15,632
‫معلومه که می‌تونم. برای همین
‫تو اومدی اینجا.

269
00:20:15,716 --> 00:20:17,718
‫حتی می‌تونی بهشون بگی
‫بنیاد دوم.

270
00:20:17,801 --> 00:20:20,012
‫البته اگه اسم بهتری به ذهنت نرسید.

271
00:20:20,095 --> 00:20:23,307
‫آینده رو بهم نشون دادی، و هنوز ازش شوکه‌ام.

272
00:20:23,390 --> 00:20:27,186
‫حتی اگه مال 100 سال دیگه باشه،
‫این میول من رو نگران می‌کنه.

273
00:20:27,811 --> 00:20:29,396
‫بهت یه پیشنهاد می‌دم.

274
00:20:29,479 --> 00:20:31,732
‫فرزندانم رو بهت می‌دم.

275
00:20:32,649 --> 00:20:37,571
‫آموزشت می‌دم، قدرتمند ترت می‌کنم،
‫تا ابزار حفاظت ازشون رو داشته باشی.

276
00:20:37,654 --> 00:20:41,658
‫و همون ابزار دخترت
‫رو زنده نگه می‌داره.

277
00:20:42,993 --> 00:20:45,162
‫و تنها چیزی که می‌خوای اینه که...

278
00:20:46,872 --> 00:20:49,791
‫این سیاره به منتالیک ها تعلق داره.

279
00:20:50,834 --> 00:20:53,462
‫این پیشنهاد فقط برای توئه.

280
00:20:54,463 --> 00:20:56,757
‫هری سلدان درش جایی نداره.

281
00:21:12,523 --> 00:21:13,649
‫و....

282
00:21:18,987 --> 00:21:20,197
‫اینجا که چیزی نیست.

283
00:21:20,781 --> 00:21:22,241
‫اسپیریت، مختصات رو تایید کن.

284
00:21:25,369 --> 00:21:27,246
‫خیلی خب، حالا چی سلدان؟

285
00:21:28,288 --> 00:21:30,457
‫آره، انگار یه چیزی سر جاش نیست.

286
00:21:32,876 --> 00:21:34,878
‫سگ توش. اسپریت یه خود ارزیابی انجام بده.

287
00:21:37,506 --> 00:21:38,715
‫آره.

288
00:21:38,799 --> 00:21:41,260
‫دست بردار. الان وقت این کارا نیست.

289
00:21:41,885 --> 00:21:42,886
‫سگ توش.

290
00:21:44,388 --> 00:21:46,598
‫بکی. آروم باش.

291
00:21:46,682 --> 00:21:50,394
‫هی، عمدا اومدم تو عمق فضا
‫بدون راه برگشت به خونه.

292
00:21:51,854 --> 00:21:55,941
‫بکی. نه، بکی. آروم باش، باشه؟

293
00:21:56,024 --> 00:21:57,401
‫من فقط یه پیام رسونم....

294
00:22:00,487 --> 00:22:01,780
‫اون چه کوفتیه؟

295
00:22:30,642 --> 00:22:33,145
‫واقعا از یه جا نشستن خوشت
‫نمیاد مگه نه؟

296
00:22:33,228 --> 00:22:34,271
‫نه.

297
00:22:35,564 --> 00:22:37,858
‫برای آروم شدن چی کار می‌کنی؟
‫گشت زنی.

298
00:22:42,821 --> 00:22:44,448
‫باید سخت باشه.

299
00:22:45,657 --> 00:22:49,328
‫تمرکز روی یه بحران سوم در حالی که
‫ترمینوس باید با بحران دوم رو به رو بشه.

300
00:22:49,995 --> 00:22:50,996
‫پیروز میشن.

301
00:22:52,497 --> 00:22:53,665
‫باید بشن.

302
00:22:54,208 --> 00:22:56,919
‫ولی هر جور حساب می‌کنم
‫می‌بینم دارم بهت کمک می‌کنم

303
00:22:57,002 --> 00:22:59,379
‫یه ارتش بسازی تا با آدمایی که قسم خوردم
‫ازشون حفاظت کنم بجنگی.

304
00:22:59,463 --> 00:23:02,591
‫هدف اونا حنگیدن با بنیاد اول نیست.

305
00:23:02,674 --> 00:23:04,801
‫فقط باید در زمان مناسب
‫یه سیخونک بهشون بزنیم.

306
00:23:04,885 --> 00:23:08,555
‫هری سلدان توی دهلیز چی؟
‫خودش بهشون سیخونک نمی‌زنه؟

307
00:23:08,639 --> 00:23:11,183
‫دانش پایه‌اش رو دستکاری کردم.

308
00:23:11,850 --> 00:23:13,810
‫فقط بخشی از نقشه رو می‌دونه.

309
00:23:13,894 --> 00:23:15,812
‫ولی هنوزم به اندازه تو باهوشه.

310
00:23:15,896 --> 00:23:17,731
‫نمی‌تونه بقیه‌اش رو بفهمه؟

311
00:23:17,814 --> 00:23:22,277
‫اگه کسی مثل من بخواد برای همه چیز
‫آماده بشه و چیزی رو به سرنوشت نسپره، چی کار می‌کنه؟

312
00:23:23,153 --> 00:23:26,281
‫اون یکی سلدان نباید بفهمه تو وجود داری.

313
00:23:26,865 --> 00:23:29,284
‫کاملا حیاتیه.
‫اطلاعاتش باید محدود باشه.

314
00:23:29,368 --> 00:23:31,828
‫ولی محض احتیاط یه راهی
‫برای نظارت روی اون می‌خوای.

315
00:23:31,912 --> 00:23:33,664
‫خوب به نظر میاد.

316
00:23:38,043 --> 00:23:40,462
‫منشور نخستین و دهلیز
‫به هم وصلن درسته؟

317
00:23:42,297 --> 00:23:44,800
‫یه جورایی با هم ارتباط بر قرار می‌کنند.

318
00:23:44,883 --> 00:23:48,345
‫نمی‌تونی از منشور استفاده کنی
‫تا از اینجا از دهلیز جاسوسی کنی؟

319
00:23:48,428 --> 00:23:52,641
‫اون یکی سلدان چیزی رو داره که ظاهرا
‫یه منشور کپیه.

320
00:23:52,724 --> 00:23:53,725
‫"ظاهرا."

321
00:23:53,809 --> 00:23:56,562
‫ولی در حقیقت، فقط یکی وجود داره،
‫و دست جفت ماست.

322
00:23:57,145 --> 00:24:00,148
‫ذات کوآنتومیش اون رو خارج از
‫زمان و مکان می‌کنه.

323
00:24:00,232 --> 00:24:02,693
‫یک جسم در دو مکانه.

324
00:24:03,652 --> 00:24:07,865
‫پس اگه به درونش نگاه کنی،
‫انگار کف دست اون رو دیدی.

325
00:24:09,074 --> 00:24:10,826
‫اصلا دو تا منشور رو کجا مخفی کردی؟

326
00:24:12,202 --> 00:24:14,913
‫وقتی تقلای تاریخ رو حس می‌کنی،
‫بکشش.

327
00:24:14,997 --> 00:24:16,456
‫بکشش بالا.

328
00:24:20,961 --> 00:24:22,004
‫هی، ماهی گرفتیم.

329
00:24:22,087 --> 00:24:24,256
‫می‌بینمش. ماهی زیباییه.

330
00:24:26,800 --> 00:24:28,010
‫هری، یه پیشنهاد دارم.

331
00:24:29,678 --> 00:24:33,307
‫وقتی ما دو تا انگشتامون رو تو آب زدیم،
‫مذاکرات تموم شدن.

332
00:24:33,807 --> 00:24:36,435
‫متاسفم هری،
‫می‌دونستم شنیدنش برات سخته.

333
00:24:36,518 --> 00:24:38,896
‫منتالیک ها فقط از یکی
‫از خودشون تبعیت می‌کنند.

334
00:24:39,479 --> 00:24:42,107
‫اگه واقعا فکر می‌کنی که بنیاد
‫دوم اینجا شروع میشه،

335
00:24:42,191 --> 00:24:43,734
‫باید بذاری من هدایتش کنم.

336
00:24:43,817 --> 00:24:46,028
‫در ازاش چی بهت پیشنهاد داد گیل؟

337
00:24:46,862 --> 00:24:49,740
‫بهت گفت کمک می‌کنه
‫سالور رو نجات بدی؟

338
00:24:49,823 --> 00:24:52,409
‫کاری کرد باور کنی ممکنه؟

339
00:24:52,492 --> 00:24:54,745
‫می‌دونی که این زن می‌تونه
‫هر چیزی رو توی ذهنت بذاره.

340
00:24:54,828 --> 00:24:57,331
‫حتی نمی‌دونی اون کلمات
‫مال خودتن یا نه

341
00:24:57,414 --> 00:24:59,100
‫شاید باید تنها در این
‫مورد فکر کنیم.

342
00:24:59,124 --> 00:25:00,501
‫بذاریم یه کم اوضاع آروم بشه.

343
00:25:00,584 --> 00:25:04,087
‫توی هلیکان، مکودا میسا چه اتفاقی
‫افتاد هری؟

344
00:25:04,171 --> 00:25:05,339
‫وقتی یه مرد جوان بودی.

345
00:25:05,422 --> 00:25:09,092
‫وقتی بردیش وسط ناکجا آباد،

346
00:25:10,093 --> 00:25:12,638
‫و ردپای سه پنجه رو توی خاک دید
‫ترسیده بود؟

347
00:25:12,721 --> 00:25:14,056
‫می‌بینی چی کار داره می‌کنه؟

348
00:25:14,556 --> 00:25:16,975
‫نمی‌تونی خودت رو بسپری
‫به زنجیرای این زن.

349
00:25:17,059 --> 00:25:18,852
‫هری.
‫نه، باید درک کنی.

350
00:25:18,936 --> 00:25:21,605
‫اگه اون می‌تونه تو رو کنترل...

351
00:25:23,815 --> 00:25:28,570
‫اگه نتونی به ذهن خودت اعتماد کنی،
‫چی برات باقی می‌مونه؟

352
00:25:34,368 --> 00:25:35,369
‫هری.

353
00:25:36,620 --> 00:25:39,748
‫حالت خوبه کلاریک؟
‫خستگی سفر فضاییه.

354
00:25:39,831 --> 00:25:42,543
‫و شاید یه کم زیاده روی.

355
00:25:42,626 --> 00:25:43,961
‫بیا برات یه تخت پیدا کنیم.

356
00:25:45,295 --> 00:25:46,296
‫خیلی خب.

357
00:25:47,548 --> 00:25:48,841
‫دراز بکش.

358
00:25:49,758 --> 00:25:52,427
‫تو آدم خوبی هستی کنستانت.

359
00:25:57,933 --> 00:25:59,643
‫خوراکیا رو ببین. مجانین؟

360
00:25:59,726 --> 00:26:03,313
‫آجیلی که دستته به اندازه یک هفته
‫دستمزد تو سیونا ارزش داره.

361
00:26:03,397 --> 00:26:04,815
‫ولی منظره...

362
00:26:06,441 --> 00:26:09,152
‫ولی منظره رایگانه.

363
00:26:09,236 --> 00:26:11,113
‫عجب منظره‌ای.

364
00:26:13,282 --> 00:26:15,158
‫امپراطوری همه جا مثل این منظره نیست؟

365
00:26:15,242 --> 00:26:17,953
‫من رو بگو که فکر می‌کردم مثل ماست.

366
00:26:18,537 --> 00:26:23,667
‫یه کاروان در حال پرواز
‫که مردم رو خوشحال می‌کنه.

367
00:26:26,628 --> 00:26:27,628
‫کنستانت.

368
00:26:28,922 --> 00:26:33,969
‫یه کیسه گرد وردالین تو جیب
‫ردام هست.

369
00:26:34,052 --> 00:26:36,722
‫می‌دونم. می‌خوای که...
‫نه.

370
00:26:38,056 --> 00:26:39,224
‫می‌تونی بریزیش بره؟

371
00:26:39,808 --> 00:26:43,228
‫فکر... فکر نمی‌کنم خودم قدرت دور انداختنش رو داشته باشم..

372
00:26:48,734 --> 00:26:49,735
‫خودت ازم خواستی.

373
00:26:51,069 --> 00:26:52,779
‫به نظرم همین قدرتم کافیه.

374
00:26:53,447 --> 00:26:57,492
‫بیش از یک قرن مست و معتاد بودم.

375
00:26:57,576 --> 00:26:59,494
‫وقت یه چیز جدیده.

376
00:27:00,370 --> 00:27:03,498
‫از دست هری سلدان شراب خوردم،

377
00:27:03,582 --> 00:27:05,751
‫و هیچ چیزی شیرین تر از اون نخواهد بود.

378
00:27:06,668 --> 00:27:09,213
‫موافقم. چه پدرم اعتراف بکنه یا نه،

379
00:27:09,296 --> 00:27:12,508
‫می‌دونم اونم همینقدر
‫تحت تاثیر پیامبر قرار گرفته.

380
00:27:13,258 --> 00:27:17,304
‫نقشه اون هدفی داره،
‫و همه ما درش نقش داریم.

381
00:27:17,387 --> 00:27:20,974
‫سرمک شاید درکش نکنه،
‫ولی ایمان تو معنی داره.

382
00:27:21,058 --> 00:27:21,975
‫واقعا داره.

383
00:27:22,059 --> 00:27:24,937
‫خالصه.

384
00:27:25,521 --> 00:27:27,189
‫قطعا خالص تر از ایمان من.

385
00:27:28,190 --> 00:27:32,402
‫نمی‌دونم چیزی که این همه سال بهش
‫چنگ زدم ایمان بوده یا نه.

386
00:27:32,486 --> 00:27:33,570
‫نمی‌همم چی می‌گی.

387
00:27:33,654 --> 00:27:39,201
‫وقتی هری سلدان از دهلیز بیرون اومد،
‫با چشمای خودم دیدمش.

388
00:27:39,284 --> 00:27:41,662
‫همه ماهایی که اونجا بودیم،
‫بهمون ثابت شد.

389
00:27:41,745 --> 00:27:44,248
‫ولی تو و نسل تو،

390
00:27:44,331 --> 00:27:48,210
‫فقط روایت دست دوم و سوم داشتین.

391
00:27:48,794 --> 00:27:50,170
‫قصه های محلی.

392
00:27:50,254 --> 00:27:54,925
‫این فرق بین باور و ایمانه.

393
00:27:55,008 --> 00:28:00,556
‫من چیزی که دیدم رو باور کردم،
‫ولی ایمان تعهد بزرگتریه.

394
00:28:01,557 --> 00:28:05,060
‫و تو همیشه ایمان داشتی کنستانت.

395
00:28:08,230 --> 00:28:14,403
‫و باور من رو... شرمگین می‌کنه.

396
00:28:16,613 --> 00:28:18,866
‫تبریک می‌گم، کلاریک وریسوف.

397
00:28:20,325 --> 00:28:23,287
‫بازدید شما به ترانتور
‫تا زمان نامحدودی تمدید شده.

398
00:28:36,717 --> 00:28:40,721
‫شورای کهکشانی رو فراخوانده؟
‫نجبا هیچ وقت آشیانه‌شون رو ترک نمی‌کنند.

399
00:28:40,804 --> 00:28:45,601
‫لاشخورایین که بوی مردار بهشون خورده،
‫ولی کسی هنوز نمرده.

400
00:28:52,691 --> 00:28:54,985
‫مردم امپراطوری...

401
00:28:57,738 --> 00:29:01,491
‫به جرات می‌گم هیچ فرد زنده‌ای به یاد نمیاره
‫چرا این میدان ساخته شده بوده.

402
00:29:01,575 --> 00:29:02,993
‫ورزش های خونین.

403
00:29:03,493 --> 00:29:07,748
‫مردم ترانتور در جایگاه جمع می‌شدند و در کنار هم مبارزه ها رو تماشا می‌کردند.

404
00:29:07,831 --> 00:29:10,751
‫کانال هایی در سنگ حفر شده بود،

405
00:29:10,834 --> 00:29:13,921
‫تا به خادمین کمک کنند
‫خون جمع شده تخلیه بشه.

406
00:29:14,588 --> 00:29:19,343
‫ولی شما رو برای نوع دیگری از آمیزش
‫خون آوردم.

407
00:29:19,426 --> 00:29:24,348
‫این میدان مورد علاقه وینوست،
‫مادر کلیان اول،

408
00:29:24,431 --> 00:29:26,517
‫و آخرین شهبانوی کهکشانی بود.

409
00:29:26,600 --> 00:29:32,773
‫زمانی که سلسله ژنتیکی، سلسله من،
‫جانشین سلسله کلیان شد،

410
00:29:32,856 --> 00:29:36,318
‫خاطره وینوست قربانی غفلت شد.

411
00:29:37,110 --> 00:29:39,655
‫دیگه در حق اون غفلت نمی‌کنیم.

412
00:29:53,085 --> 00:29:55,879
‫شهبانو ها و امپراطور ها
‫تبدیل به مجسمه میشن.

413
00:29:56,463 --> 00:29:58,257
‫خودم برای چندتایی ژست گرفتم.

414
00:29:58,340 --> 00:29:59,508
‫ممکنه اونا رو دیده باشید.

415
00:30:00,801 --> 00:30:02,427
‫ولی من هم یک مرد هستم،

416
00:30:03,595 --> 00:30:06,431
‫و قلبم مثل قلب شما ضربان داره.

417
00:30:08,684 --> 00:30:11,395
‫اجازه بدید کسی رو معرفی کنم

418
00:30:12,354 --> 00:30:15,899
‫که ضربان قلب انسانی من
‫رو کمی تند‌تر می‌کنه.

419
00:30:16,817 --> 00:30:18,360
‫ایشون سارث وانه.

420
00:30:19,528 --> 00:30:21,488
‫ملکه قملرو ابر.

421
00:30:24,491 --> 00:30:28,579
‫وینوست آخرین شهبانوی ترانتور نخواهد بود.

422
00:30:30,873 --> 00:30:35,043
‫در مقابل شهبانوی جدیدتون،
‫سارث اول تعظیم کنید.

423
00:30:45,053 --> 00:30:46,972
‫هر کسی که لازمه واضح بشنوه،

424
00:30:48,223 --> 00:30:50,559
‫من به سلسله ژنتیکی پایان می‌دم.

425
00:30:53,478 --> 00:30:57,232
‫حداقل تا وقتی ضیافت به پا
‫بود خوب خوردیم.

426
00:31:06,533 --> 00:31:09,328
‫از امپراطوری بابت خوش آمدگوییشون
‫متشکرم.

427
00:31:10,412 --> 00:31:12,289
‫مشتاق حکمرانی در کنارشون هستم.

428
00:31:13,749 --> 00:31:20,047
‫و می‌خوام شما، همه شما، بدونید که
‫پیمان من فقط ازدواج با یک مرد نیست.

429
00:31:20,631 --> 00:31:23,342
‫بلکه من با همه مردم امپراطوری
‫ازدواج می‌کنم.

430
00:31:23,425 --> 00:31:26,595
‫و عهد می‌بندم که صدای شما
‫شنیده خواهد شد.

431
00:31:26,678 --> 00:31:29,181
‫درخواست شما وظیفه ماست.

432
00:31:29,806 --> 00:31:31,642
‫احتیاجات شما دستور ماست.

433
00:31:32,142 --> 00:31:34,645
‫ما به شما خدمت می‌کنیم. عاشق شما هستیم.

434
00:31:34,728 --> 00:31:36,271
‫به شما تعلق داریم.

435
00:33:26,840 --> 00:33:27,841
‫فضا ران‌ها.

436
00:33:33,805 --> 00:33:35,182
‫تو کی هستی؟

437
00:33:39,394 --> 00:33:41,897
‫چرا حرمت هوم- سوآرم
‫رو شکستی؟

438
00:33:51,448 --> 00:33:52,950
‫هی، ول کردی رفتی.

439
00:33:53,033 --> 00:33:56,078
‫نمی‌تونی این کار رو بکنی.
‫ما بهت احتیاج داریم.

440
00:33:56,161 --> 00:33:57,412
‫گیل بهت احتیاج داره.

441
00:33:59,665 --> 00:34:01,142
‫حرفی که تلم زد این کار رو باهات
‫کرد مگه نه؟

442
00:34:01,166 --> 00:34:05,087
‫اون ماجرای مکودا میسا چی بود؟

443
00:34:08,297 --> 00:34:12,261
‫یه هشدار. نتونستم خاطره‌اش
‫رو فراموش کنم.

444
00:34:13,469 --> 00:34:14,804
‫معلوم شد اون بود

445
00:34:16,098 --> 00:34:18,266
‫که از ذهنم درش آورد

446
00:34:18,350 --> 00:34:20,936
‫تا دوباره بیارتش جلوی چشم.

447
00:34:21,018 --> 00:34:22,521
‫نمی‌دونستم.

448
00:34:23,772 --> 00:34:29,485
‫لحظه‌ای که فرود اومدیم،
‫می‌دونستم که همه‌اش از دستم در میره.

449
00:34:30,070 --> 00:34:31,280
‫هری...

450
00:34:33,532 --> 00:34:35,284
‫دنبال منشورن سالور.

451
00:34:35,868 --> 00:34:37,034
‫توی بگاره.

452
00:34:37,619 --> 00:34:39,788
‫گیل مخفیش کرد. نمی‌دونم کجاست.

453
00:34:40,581 --> 00:34:42,123
‫شبیه خودش نیست.

454
00:34:42,623 --> 00:34:45,418
‫پیداش کن، ازش محافظت کن. مواظب گیل باش. بهت احتیاج داره.

455
00:34:57,014 --> 00:34:59,641
‫باهاش حرف زدم، حالش خوب نیست.
‫فکر کنم باید...

456
00:35:02,060 --> 00:35:03,270
‫منتظرم بودی؟

457
00:35:04,021 --> 00:35:05,189
‫آره من...

458
00:35:07,816 --> 00:35:10,694
‫نمی‌دونم اوضاع با هری چطور پیش میره،

459
00:35:10,777 --> 00:35:14,907
‫ولی نمیشه همه چی در مورد
‫نقشه باشه.

460
00:35:15,574 --> 00:35:17,492
‫باید جا برای چیزای دیگه هم باشه.

461
00:35:18,327 --> 00:35:19,661
‫تولد مبارک.

462
00:35:19,745 --> 00:35:21,413
‫یه تیکه میوه‌ است.

463
00:35:23,248 --> 00:35:25,083
‫برام کادو گرفتی.
‫آره.

464
00:35:27,836 --> 00:35:28,836
‫از کجا فهمیدی؟

465
00:35:32,132 --> 00:35:33,300
‫تلم.

466
00:35:38,096 --> 00:35:39,264
‫ممنون گیل.

467
00:35:41,475 --> 00:35:43,435
‫می‌تونستی بگی تولدته.

468
00:35:44,937 --> 00:35:46,313
‫نمی‌خواستم ناراحتت کنم.

469
00:35:47,189 --> 00:35:50,859
‫تازه، اگه گردش خورشیدی ترمینوس
‫رو حساب کنی تولدمه.

470
00:35:50,943 --> 00:35:53,237
‫و ما توی ترمینوس نیستیم.

471
00:35:53,320 --> 00:35:54,571
‫آره، من...

472
00:35:56,573 --> 00:35:59,785
‫همش فکر می‌کنم اگه من از اونجا
‫سر درآورده بودم چیا عوض می‌شد.

473
00:36:01,245 --> 00:36:03,121
‫خوشحالم که ماری و عباس
‫کنارت بودن.

474
00:36:03,705 --> 00:36:05,916
‫ای کاش می‌تونستم ازشون تشکر کنم.

475
00:36:08,460 --> 00:36:09,461
‫همه چی مرتبه.

476
00:36:12,381 --> 00:36:13,465
‫الان دیگه اونجا نیستم.

477
00:36:19,137 --> 00:36:20,597
‫اینجام.

478
00:36:21,181 --> 00:36:22,724
‫آره.
‫فقط همین مهم.

479
00:36:37,948 --> 00:36:38,949
‫نه.

480
00:36:41,785 --> 00:36:42,785
‫خودشه.

481
00:36:43,871 --> 00:36:44,871
‫داره میره؟

482
00:37:10,480 --> 00:37:12,733
‫دارن رفتننت رو تماشا می‌کنند.

483
00:37:13,692 --> 00:37:16,612
‫سالور مشغول فحاشی
‫خلاقانه است.

484
00:37:16,695 --> 00:37:19,531
‫لوران بگارز لمنت رو جلوی چشمشون
‫بلند می‌کنه،

485
00:37:19,615 --> 00:37:22,242
‫بعد یه جایی می‌شینه
‫تا به جستجو ادامه بدیم.

486
00:37:22,326 --> 00:37:24,411
‫منشور نخستینت رو پیدا می‌کنیم.

487
00:37:24,494 --> 00:37:25,871
‫و بعد نابودش می‌کنی.

488
00:37:26,455 --> 00:37:28,248
‫در کمال لذت.

489
00:37:28,332 --> 00:37:30,375
‫گیل یه پیشگوی واقعیه.

490
00:37:30,459 --> 00:37:32,961
‫هری، من لوله شکل نمای تو رو لازم ندارم.

491
00:37:33,045 --> 00:37:37,216
‫امروز، وسط جر و بحث از پیششون
‫رفتم.

492
00:37:38,050 --> 00:37:40,761
‫تو تحریکم کردی؟
‫سوال خوبیه.

493
00:37:41,261 --> 00:37:43,972
‫کنار کشیدن از یه بحث شبیه
‫رفتار تو نیست مگه نه؟

494
00:37:44,056 --> 00:37:45,307
‫حالا چی؟

495
00:37:47,017 --> 00:37:48,310
‫برای زندگیم التماس می‌کنم؟

496
00:37:49,770 --> 00:37:52,564
‫از هر کسی که توانایی‌های تو رو نداره
‫متنفری مگه نه؟

497
00:37:52,648 --> 00:37:54,191
‫تو الگوها رو مطالعه می‌کنی.

498
00:37:55,484 --> 00:37:57,194
‫می‌دونی گونه تو چی کار می‌کنه.

499
00:37:57,277 --> 00:38:00,447
‫خشونت علیه هرگونه انحرف از اکثریت،

500
00:38:00,531 --> 00:38:05,285
‫سواستفاده، ظلم، مخفی کردن، قتل.

501
00:38:05,369 --> 00:38:07,996
‫قتل؟ تو قتل رو محکوم می‌کنی؟

502
00:38:08,080 --> 00:38:09,206
‫ای ریا کار.

503
00:38:09,289 --> 00:38:10,457
‫این قتل نیست.

504
00:38:10,541 --> 00:38:13,210
‫من هرگز یکی از هم نوعام رو نمی‌کشم.

505
00:38:13,293 --> 00:38:15,212
‫گیل و سالور می‌فهمن

506
00:38:15,295 --> 00:38:16,296
‫که این کار تو بوده.

507
00:38:16,380 --> 00:38:18,882
‫دانش گیل و سالور رو من کنترل می‌کنم.

508
00:38:18,966 --> 00:38:21,552
‫بهشون درباره فلسفه مرگ ما
‫گفته میشه.

509
00:38:21,635 --> 00:38:23,971
‫ما فقط وقتی می‌کشیم که لازم باشه.

510
00:38:24,054 --> 00:38:26,557
‫چه برای تقویت خودمون یا دفاع شخصی.

511
00:38:27,391 --> 00:38:29,059
‫پس اول من رو غرق می‌کنی درسته؟

512
00:38:30,018 --> 00:38:31,019
‫خب، آره.

513
00:38:32,646 --> 00:38:33,647
‫ونیک.

514
00:38:35,315 --> 00:38:38,193
‫این جلوی نقشه رو نمی‌گیره.
‫من هنوز ایمان دارم.

515
00:38:38,277 --> 00:38:40,028
‫من به گیل ایمان دارم.

516
00:38:41,280 --> 00:38:42,614
‫تا وقتی نمرده جایی نرو.

517
00:39:27,242 --> 00:39:29,536
‫هری، وقتشه برگردی پناهگاه.

518
00:39:55,812 --> 00:39:57,731
‫هری، وایسا!

519
00:40:14,248 --> 00:40:15,332
‫هریتون سلدان.

520
00:40:15,415 --> 00:40:20,504
‫چیزیم نیست. یه الگو وجود داره. محاسباتش رو پیدا کردم. الگو رو دنبال کردم.

521
00:40:20,587 --> 00:40:22,506
‫الگو؟
‫نمی‌بینیش؟

522
00:40:22,589 --> 00:40:23,966
‫برو کنار.

523
00:40:26,760 --> 00:40:31,598
‫دکتر سلدان، دکتر سلدان.
‫دکتر تاج، امیدوار بودم ببینمت.

524
00:40:31,682 --> 00:40:35,227
‫باید در مورد محتوی آخرین مقاله‌تون در باره
‫این پیشگویی ها صحبت کنیم.

525
00:40:35,310 --> 00:40:36,311
‫پیشبینی؟

526
00:40:36,395 --> 00:40:39,565
‫دانشگاه نگرانه که نتیجه گیری
‫شما ممکنه موجب سوتفاهم بشه.

527
00:40:39,648 --> 00:40:41,275
‫سوتفاهم کی؟ چطوری؟
‫مشخصا امپراطوری.

528
00:40:41,358 --> 00:40:42,359
‫"همه امپراطوری ها سقوط می‌کنند"؟

529
00:40:42,442 --> 00:40:43,443
‫بازم نمی‌فهمم چطور سوتفاهم پیش اومده.

530
00:40:43,527 --> 00:40:47,239
‫در مورد آینده تصور می‌کنی،
‫تغییراتی برای بنیاد‌های معتمد،

531
00:40:47,322 --> 00:40:50,701
‫ایده هایی که تفکر رو تشویق می‌کنه،
‫ایده های متفاوت، مناظره.

532
00:40:50,784 --> 00:40:52,494
‫هدف یه دانشگاه همین نیست؟

533
00:40:52,578 --> 00:40:55,122
‫امپراطوری به دلایل مشخص
‫جلوی چنین چیزی رو می‌گیره.

534
00:40:55,205 --> 00:40:57,374
‫به دلایل خیلی خیلی جدی.
‫پس...

535
00:40:57,457 --> 00:41:00,836
‫پس فکر می‌کنی گفتن "همه امپراطوری‌ها سقوط می‌کنند" خیانته؟

536
00:41:00,919 --> 00:41:04,590
‫داری در مورد قدرت گروه‌های مردمی‌عظیم
‫برای ایجاد تغییر حرف می‌زنی.

537
00:41:04,673 --> 00:41:06,300
‫داری در مورد...

538
00:41:06,383 --> 00:41:10,053
‫تکامل.
‫دکتر تاج، هفته قبل حرف زدیم.

539
00:41:10,846 --> 00:41:13,390
‫من دکتر یانا کاین هستم.
‫دنبال یه دفتر هستم.

540
00:41:13,974 --> 00:41:16,018
‫دکتر کاین؟
‫سرپرست دانشگاه هستین؟

541
00:41:16,602 --> 00:41:18,312
‫من نماینده منافع امپراطوری هستم.

542
00:41:18,395 --> 00:41:20,522
‫منتقل شدین از دانشگاه...

543
00:41:20,606 --> 00:41:24,193
‫دانشگاه کالدا. بررسی احتمالات
‫و تجسم بخشی به دیتا.

544
00:41:24,276 --> 00:41:28,864
‫اگه دفتر خالی ندارین، مشکلی با دفتر دو نفره ندارم. اوه یه دفتر اینجا هست.

545
00:41:29,448 --> 00:41:30,449
‫اونجا دفتر منه.

546
00:41:31,283 --> 00:41:33,410
‫عذر می‌خوام، فکر می‌کردم فردا
‫شروع می‌کنین.

547
00:41:33,493 --> 00:41:34,912
‫تاریکی حس سنگینی داره،

548
00:41:34,995 --> 00:41:37,247
‫ولی جاذبه سبکه.
‫چه قدر متناقض.

549
00:41:37,331 --> 00:41:38,874
‫دفترم رو با اون تقسیم نمی‌کنم.

550
00:41:38,957 --> 00:41:40,501
‫دکتر کاین...
‫لطفا یانا صدام کنید.

551
00:41:40,584 --> 00:41:44,254
‫فکر نمی‌کنم فکر خوبی باشه
‫که با دکتر سلدان یه دفتر مشترک داشته باشین.

552
00:41:44,338 --> 00:41:46,423
‫بالاخره سر یه چیز با هم تفاهم داریم.

553
00:41:46,507 --> 00:41:49,426
‫یه دقیقه هم نشده که اومدم
‫و این همه همدلی با خودم آوردم.

554
00:41:49,510 --> 00:41:52,429
‫فکر نمی‌کنم لازم باشه نگران
‫روانشناسی تاریخی باشید دکتر تاج.

555
00:41:52,513 --> 00:41:56,141
‫در وضعیت فعلیش، به سختی چیزی فراتر
‫از شرح یه پایگاه داده است.

556
00:41:56,225 --> 00:41:58,101
‫با کوچکترین سیخونکی از هم می‌پاشه

557
00:41:58,185 --> 00:42:01,355
‫خب، به رئیس دانشکده اطلاع می‌دم
‫اومدین.

558
00:42:02,648 --> 00:42:04,900
‫مطمئنم هری خوشحال میشه
‫بهتون کمک کنه ساکن بشید.

559
00:42:04,983 --> 00:42:06,777
‫چی؟
‫نگران نباشین دکتر سلدان.

560
00:42:06,860 --> 00:42:08,779
‫به نظرم تئوری شما فوق العاده است.

561
00:42:09,530 --> 00:42:11,782
‫فقط برای عملی کردنش کمک لازم دارین.

562
00:42:12,449 --> 00:42:14,618
‫کنار هم چیزای فوق العاده‌ای
‫به دست میاریم.

563
00:42:16,662 --> 00:42:17,829
‫گفتی اسمت چیه؟

564
00:42:18,497 --> 00:42:20,097
‫کمک هزینه‌مون یه آزمایش
‫پنج ساله رو پوشش نمی‌ده.

565
00:42:20,165 --> 00:42:22,352
‫لازم نیست. می‌تونیم اطلاعات
‫پنج سال پیش رو بررسی کنیم،

566
00:42:22,376 --> 00:42:24,670
‫و الگوریتم رو روش اعمال کنیم.
‫الگوریتم یه گروه انسانی محدود.

567
00:42:24,753 --> 00:42:26,922
‫پیشبینی رو با اطلاعات واقعی مقایسه کنیم.
‫دقیقا.

568
00:42:27,005 --> 00:42:28,006
‫شگفت انگیزه.

569
00:42:29,633 --> 00:42:32,052
‫خب، دوباره با هم موافقت کردیم.

570
00:42:35,639 --> 00:42:39,643
‫می‌دونی، متاسفم.
‫نمی‌خوام همیشه در مورد کار حرف بزنم.

571
00:42:39,726 --> 00:42:41,395
‫چرا که نه؟ جالبه.

572
00:42:41,478 --> 00:42:45,315
‫آره، من... نه، منظورم اینه که...
‫آره جالبه.

573
00:42:46,233 --> 00:42:48,569
‫فقط مونده بودم که...

574
00:42:50,821 --> 00:42:54,408
‫توی کالدا آقای کینیم هست یا نه.

575
00:42:54,491 --> 00:42:55,993
‫معلومه که هست.

576
00:42:56,493 --> 00:42:57,870
‫اوه درسته.

577
00:42:58,370 --> 00:43:00,581
‫ولی چرا می‌خوای با پدرم
‫آشنا بشی؟

578
00:43:02,082 --> 00:43:04,835
‫پدرت؟ نه... منظورم...

579
00:43:04,918 --> 00:43:06,211
‫می‌دونم منظورت چی بوده.

580
00:43:10,716 --> 00:43:12,885
‫پس افسانه هلیکان حقیقت داره.

581
00:43:13,427 --> 00:43:17,639
‫مهتاب نقره‌ای حتی بدبین ترین
‫آدما رو هم رمانتیک می‌کنه.

582
00:43:18,223 --> 00:43:19,391
‫اینطور می‌گن.

583
00:43:19,892 --> 00:43:23,395
‫خب، اگه زیر آفتابم همین حس رو داشتی،

584
00:43:24,062 --> 00:43:25,856
‫شاید بتونیم بریم سر یه قرار واقعی.

585
00:43:26,732 --> 00:43:28,066
‫شاید.

586
00:43:28,150 --> 00:43:30,777
‫می‌دونی، البته اگه از لحاظ نظری موافقت کنی.

587
00:43:30,861 --> 00:43:32,738
‫من اصلا زنده‌ام که موافقت کنم.

588
00:44:04,770 --> 00:44:05,771
‫یانا!

589
00:44:05,854 --> 00:44:07,231
‫سلام.
‫بیا اینجا.

590
00:44:10,067 --> 00:44:11,652
‫ببین.
‫چیه؟

591
00:44:14,404 --> 00:44:15,697
‫آماده‌ای؟
‫بله.

592
00:44:20,702 --> 00:44:23,622
‫راهش انداختی.
‫نسخه اولیه است ولی...

593
00:44:23,705 --> 00:44:25,249
‫ولی بالاخره کار می‌کنه.
‫آره.

594
00:44:25,332 --> 00:44:26,750
‫می‌دونستم کار می‌کنه!

595
00:44:29,336 --> 00:44:30,754
‫مجسم کردن ایده به این شکل،

596
00:44:31,421 --> 00:44:33,090
‫و گذاشتنش تو یه دستگاه کوانتوم،

597
00:44:33,173 --> 00:44:34,424
‫ایده شگفت انگیزیه.

598
00:44:34,508 --> 00:44:36,927
‫ولی بدون نظریه‌ای که زیربناش
‫باشه چیزی نیست.

599
00:44:37,010 --> 00:44:38,428
‫هیچ وقت نمی‌تونم به اندازه کافی ازت
‫تشکر بکنم.

600
00:44:41,557 --> 00:44:43,100
‫از همه نظر روز بزرگیه.

601
00:44:43,642 --> 00:44:45,519
‫منم یه چیزی برات دارم.

602
00:44:50,524 --> 00:44:51,567
‫آماده‌ای؟

603
00:44:52,734 --> 00:44:54,736
‫باز کردن این یکی تشریفات لازم نداره.

604
00:45:02,411 --> 00:45:03,453
‫واقعا؟

605
00:45:13,922 --> 00:45:15,215
‫چه موقع...

606
00:45:15,299 --> 00:45:17,009
‫دختره.
‫...دختر.

607
00:45:17,843 --> 00:45:19,303
‫هفت ماهه.

608
00:45:21,221 --> 00:45:22,389
‫اوه یانا.

609
00:45:47,581 --> 00:45:49,416
‫مزخرفه.
‫فرصت فوق العاده‌ایه.

610
00:45:49,499 --> 00:45:51,460
‫خودتم می‌دونی.
‫فرصت فوق العاده‌ایه

611
00:45:51,543 --> 00:45:54,880
‫تا بری گورت رو گم کنی.
‫جای این صحبتا وسط راهرو نیست.

612
00:45:57,466 --> 00:45:58,467
‫چه خبر شده؟

613
00:45:58,550 --> 00:46:01,011
‫باورت بشه یا نه،
‫خبرای خوب داشتم میاوردم.

614
00:46:01,094 --> 00:46:04,515
‫پیشنهاد موقعیت آکادمیک.
‫استادی کامل برای جفتتون.

615
00:46:04,598 --> 00:46:07,392
‫توی دانشگاه استریلینگ توی ترتنتور.

616
00:46:07,476 --> 00:46:09,978
‫تر و تمیز چسبیده به دنده‌های امپراطوری.

617
00:46:10,062 --> 00:46:11,063
‫اگه اینجا بمونین،

618
00:46:11,146 --> 00:46:14,566
‫دستور دارم بودجه‌تون رو قطع کنم
‫و کارتون رو ضبط کنم.

619
00:46:14,650 --> 00:46:17,444
‫ولی اگه برید، می‌تونین
‫ادامه بدین.

620
00:46:18,403 --> 00:46:22,032
‫امپراطوری صرفا می‌خواد کارتون
‫رو بررسی کنه تا ببینه استفاده به درد بخوری داره یا نه.

621
00:46:22,699 --> 00:46:23,951
‫استفاده؟

622
00:46:24,451 --> 00:46:28,163
‫اگه توی گوش امپراطوری پچ پچ نکرده بودی
‫اصلا طرف کار ما نگاهم نمی‌کردند.

623
00:46:28,247 --> 00:46:30,582
‫جوری حرف می‌زنی انگار ما
‫جدائیم.

624
00:46:31,583 --> 00:46:35,587
‫همه ما امپراطوری هستیم.
‫این موسسه، همه چیز.

625
00:46:35,671 --> 00:46:38,311
‫دیگه حتی به خودشون زحمت نمی‌دن
‫مخفیانه بگردند.

626
00:46:38,382 --> 00:46:41,760
‫به جاسوسات یاد بده وسایل رو برگردونند
‫سرجاشون.

627
00:46:41,844 --> 00:46:46,974
‫دانشگاه مالک همه اختراعات توئه.
‫مخفی کردن دستگاه کوچیکت سرقته.

628
00:46:47,057 --> 00:46:48,809
‫دستگاه کوچیکمون هنوز کار نمی‌کنه.

629
00:46:48,892 --> 00:46:51,353
‫در حد یه جا کاغذیه.
‫مهم نیست!

630
00:46:55,732 --> 00:46:58,777
‫پیشنهاد جلوته.
‫شرایطش عالیه.

631
00:46:58,861 --> 00:47:00,529
‫رد کردنش حماقته.

632
00:47:02,114 --> 00:47:03,365
‫تنهاتون می‌ذارم تا مشورت کنید.

633
00:47:06,910 --> 00:47:07,995
‫قانعش کن.

634
00:47:12,541 --> 00:47:16,420
‫کرمیه که از پای افراد صاحب منصب
‫بالا میره.

635
00:47:19,381 --> 00:47:22,176
‫هر چه زودتر بره تو کونشون
‫چه بهتر.

636
00:47:22,259 --> 00:47:25,470
‫بهش گفتن یا سلدان رو برامون
‫بیار یا دستگاه رو.

637
00:47:25,554 --> 00:47:27,448
‫اگه چیزی بهشون نده می‌کشنش.

638
00:47:27,472 --> 00:47:30,267
‫این کارا از پسشون بر میاد.
‫باید پیشنهاد رو در نظر بگیریم.

639
00:47:30,350 --> 00:47:31,518
‫خب، اون تصمیمش رو گرفته.

640
00:47:32,686 --> 00:47:34,605
‫دلت به حالش نسوزه.

641
00:47:35,480 --> 00:47:36,773
‫"ما همه امپراطوری هستیم"

642
00:47:36,857 --> 00:47:39,109
‫هری، بس کن. گوش کن.

643
00:47:39,193 --> 00:47:42,571
‫آره، دانشگاه استریلینگ چسبیده
‫به دنده‌های امپراطوری،

644
00:47:43,071 --> 00:47:45,908
‫و اونجا بهترین مکان
‫برا فرو کردن یه چاقوئه.

645
00:47:45,991 --> 00:47:46,991
‫چی؟

646
00:47:47,034 --> 00:47:49,536
‫یه نویسنده تو کالدا بود، گوریک تاریکا.

647
00:47:49,620 --> 00:47:53,790
‫گفت، "خدایان شراب رو خلق کردند تا کساني
‫که نمي تونند انتقام بگيرند رو تسلي بدن."

648
00:47:53,874 --> 00:47:57,002
‫امپراطوری می‌خواد بهمون ضربه بزنه،
‫بیا بهشون ضربه بزنیم.

649
00:47:57,085 --> 00:47:59,129
‫گوریک تارکا یه کم بی پروا به نظر میاد.

650
00:47:59,713 --> 00:48:02,090
‫مشکل شما هلیکانریا همینه.
‫به خاطر جاذبه است.

651
00:48:02,174 --> 00:48:04,968
‫زیر اون مهتاب نقره‌ای لعنتی تو
‫زندگلی شناورین.

652
00:48:05,052 --> 00:48:06,678
‫یانا.
‫می‌خوای بی خیال این بشی؟

653
00:48:06,762 --> 00:48:09,765
‫می‌تونم لهش کنم. بندازمش زیر پام لهش کنم.
‫نه نکن!

654
00:48:09,848 --> 00:48:13,185
‫دکتر تاج داره برای زندگیش می‌جنگه.
‫راهی نداره.

655
00:48:13,268 --> 00:48:14,978
‫یه راهی پیدا می‌کنه تا این
‫رو به دست بیاره.

656
00:48:16,313 --> 00:48:18,148
‫اگه بریم ترانتور برامون امن تره هری.

657
00:48:19,191 --> 00:48:23,820
‫نمی‌تونم. نمی‌تونم اونجا کار کنم.
‫خفه میشم.

658
00:48:25,864 --> 00:48:27,533
‫پس باید این رو خیلی خوب مخفی کنی.

659
00:48:30,994 --> 00:48:32,079
‫یانا

660
00:48:53,934 --> 00:48:55,394
‫باید باهام بیای.

661
00:49:29,136 --> 00:49:30,137
‫یانا؟

662
00:49:33,390 --> 00:49:34,766
‫یانا؟

663
00:50:13,096 --> 00:50:14,598
‫گفتی اون باهاته.

664
00:50:15,390 --> 00:50:18,810
‫گفتی اگه بدمش، باهات میاد.

665
00:50:18,894 --> 00:50:22,648
‫یه فکر بهتری دارم. منشور رو بده من،
‫منم می‌رم بیرون.

666
00:50:23,357 --> 00:50:26,568
‫ماشین تنظیم شده تا تو رو ببره پیشش.
‫منتظرته.

667
00:50:29,112 --> 00:50:30,656
‫منتظره. می‌بینی؟

668
00:50:36,745 --> 00:50:37,746
‫باشه.

669
00:50:53,720 --> 00:50:55,180
‫در حال تغییر مقصد.

670
00:50:55,848 --> 00:50:57,641
‫چی کار کردی؟
‫تو هم میای.

671
00:50:57,724 --> 00:50:59,101
‫معامله این نبود هری.

672
00:50:59,184 --> 00:51:01,228
‫به عنوان کسی که به اطلاعات بقیه
‫نفوذ می‌کنه،

673
00:51:01,311 --> 00:51:02,938
‫از اطلاعات خودت خوب
‫محافظت نمی‌کنی.

674
00:51:03,021 --> 00:51:05,302
‫می‌خوای وقتمون رو با دورتر شدن
‫از یانا بیشتر هدر بدی؟

675
00:51:05,357 --> 00:51:06,400
‫یانا مرده.

676
00:51:06,483 --> 00:51:08,068
‫نه هری.
‫اون مرده.

677
00:51:08,735 --> 00:51:10,696
‫بچه‌مون هرگز نفس نمی‌کشه.

678
00:51:10,779 --> 00:51:12,739
‫و تو داشتی من رو به سمت
‫یه تله کشنده می‌فرستادی.

679
00:51:12,823 --> 00:51:13,657
‫کدوم بچه؟

680
00:51:13,740 --> 00:51:17,536
‫و تو اون بسته یه سنگ هست،
‫نه نمونه اولیه منشور.

681
00:51:26,712 --> 00:51:29,548
‫اون زده است. ببین.

682
00:51:31,717 --> 00:51:32,968
‫تصویر واقعی نیست.

683
00:51:41,310 --> 00:51:45,647
‫اون زنده است هری. ویدئو واقعیه.

684
00:51:46,148 --> 00:51:49,151
‫اون تو یه اتاق اجاره‌ای تو مرکز شهره.
‫بهت آدرس می‌دم.

685
00:51:49,234 --> 00:51:50,736
‫مرگش رو حس کردم.

686
00:51:51,445 --> 00:51:53,238
‫تو یه دانشمندی.

687
00:51:53,322 --> 00:51:57,701
‫تو به پیوند قلبی معشوقه ها
‫که درد هم رو حس می‌کنند اعتقاد نداری.

688
00:51:57,784 --> 00:52:02,706
‫اون هرگز به ازدواج اعتقاد نداشت. می‌گفت
‫فقط یه سنده که امپراطوری امضا کرده.

689
00:52:03,457 --> 00:52:05,167
‫ولی عاشق یه چیز عملی بود.

690
00:52:08,712 --> 00:52:14,134
‫حامله بود. بچه‌ای که تا ابد
‫ما رو بهم پیوند می‌داد.

691
00:52:15,928 --> 00:52:20,933
‫با دادن این خبرش رو بهم داد.

692
00:52:23,101 --> 00:52:26,980
‫باهاش می‌تونم ضربان قلب اون
‫و بچه رو

693
00:52:27,856 --> 00:52:30,025
‫کنار سینه ام حس کنم.

694
00:52:32,611 --> 00:52:37,950
‫مدتی قبل از این که اولتیماتوم بدی، همش ناگهانی متوقف شد.

695
00:52:38,033 --> 00:52:40,035
‫دیشب جفت سیگنالا متوقف شد.

696
00:52:41,036 --> 00:52:42,120
‫چه اتفاقی افتاد؟

697
00:52:46,542 --> 00:52:50,587
‫منشور رو بده من
‫تا همه چیز تموم بشه.

698
00:52:53,882 --> 00:52:55,467
‫قفل ماشه رو هک کردم.

699
00:53:01,056 --> 00:53:03,100
‫هری، اون قرار نبود بمیره.

700
00:53:05,018 --> 00:53:07,580
‫فقط می‌خواستم دارایی دولت رو برگردونم.
‫حق داشتم.

701
00:53:07,604 --> 00:53:09,815
‫با اختیارات من مخالفت کرد.
‫هول شدم.

702
00:53:09,898 --> 00:53:11,733
‫تفنگم اتفاقی شلیک شد؟

703
00:53:11,817 --> 00:53:12,860
‫معلومه!

704
00:53:12,943 --> 00:53:17,239
‫دروغگوی بدی هستی.
‫جهش نبض گلوت رو دیدم.

705
00:53:17,823 --> 00:53:21,410
‫به خاطر اینه که ترسیدم.
‫ترست به جاست.

706
00:53:28,625 --> 00:53:29,751
‫اونا چین؟

707
00:53:29,835 --> 00:53:32,004
‫سگ گله.
‫چی؟

708
00:53:33,088 --> 00:53:34,298
‫یانا رو کشتی.

709
00:53:37,885 --> 00:53:38,886
‫از خودت دفاع کن.

710
00:53:40,262 --> 00:53:41,430
‫برای زندگیت استدلال کن.

711
00:53:42,556 --> 00:53:44,266
‫بجنب. باید عجله کنی.

712
00:53:44,850 --> 00:53:46,935
‫سگای گله دارن میارنشون اینطرف.

713
00:53:48,353 --> 00:53:52,107
‫دلیلی نداشت که مرگش رو بخوام.
‫فقط نمونه اولیه رو می‌خواستم.

714
00:53:52,608 --> 00:53:54,651
‫مقاومت کرد. تحریکم کرد.

715
00:53:54,735 --> 00:53:55,777
‫وقتی بسته بودیش به صندلی؟!

716
00:53:55,861 --> 00:53:57,696
‫نمی‌تونستم اتفاقی که افتاد رو پیشبینی
‫کنم.

717
00:54:00,282 --> 00:54:02,117
‫واقعا؟ استدلالت اینه؟

718
00:54:03,118 --> 00:54:04,411
‫تقصیر تو نیست،

719
00:54:04,494 --> 00:54:08,040
‫چون نمی‌تونستی اتفاقی که میفته
‫رو پیشبینی کنی؟

720
00:54:08,123 --> 00:54:11,293
‫می‌دونی، خنده داره چون اون سوال
‫تو زندگی من زیاد پیش میاد.

721
00:54:14,338 --> 00:54:15,589
‫اونا مون شرایکن.

722
00:54:15,672 --> 00:54:19,843
‫آره، از اون طرف صخره رد میشن.

723
00:54:20,552 --> 00:54:23,180
‫بامزه است، سیاره و ماه یه اتمسفر
‫مشترک دارن.

724
00:54:23,263 --> 00:54:25,182
‫به شرایکا اجازه می‌ده روی ماه
‫بچرن

725
00:54:25,265 --> 00:54:27,226
‫ولی اول باید خودشون رو از جاذبه رها
‫کنند.

726
00:54:28,310 --> 00:54:32,814
‫کار سختیه. باید فوق العاده قوی باشن
‫و با سرعت خیلی زیادی حرکت کنند.

727
00:54:33,482 --> 00:54:37,986
‫هری، این تو نیستی. انتقام،
‫تو ذات تو نیست.

728
00:54:38,070 --> 00:54:42,282
‫نه، تو ذات یانا بود. اینم به خاطر اونه.

729
00:54:50,791 --> 00:54:52,751
‫هری، تو هم می‌میری.

730
00:54:54,461 --> 00:54:55,838
‫وسوسه کننده است دکتر تاج.

731
00:55:33,709 --> 00:55:36,587
‫کتابخانه استریلینگ بزرگترین کتابخوانه
‫ترانتوره.

732
00:55:38,422 --> 00:55:41,133
‫متونی که خواستی رو جمع کردیم.

733
00:55:42,176 --> 00:55:46,388
‫گوریک تارکا از کالدا کتاب عجیبی
‫برای یه دانشمنده.

734
00:55:50,058 --> 00:55:51,435
‫یه دوست پیشنهادش کرد.

735
00:55:53,478 --> 00:55:56,440
‫ممنونم. همین کفایت می‌کنه.

736
00:55:59,141 --> 00:56:06,141
<font color="#ffff00" face="Vazirmatn, IRANSans, Segoe UI, Tahoma, sans-serif">ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور</font>

737
00:56:51,142 --> 00:57:24,142
ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

