1
00:01:14,819 --> 00:01:21,287
‫«بنیاد»
‫"فصل دوّم: قسمت هشتم"

2
00:01:21,311 --> 00:01:28,311
<font color="#ffff00" face="Vazirmatn, IRANSans, Segoe UI, Tahoma, sans-serif">ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور</font>

3
00:01:35,924 --> 00:01:42,924
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام زرفيلم ::..
.:: telegram: @zarfilmz ::.
.:: instagram: @ZarFilm_Com ::.

4
00:02:20,850 --> 00:02:22,811
‫ساکت‌کنندۀ ارباب سایه

5
00:02:25,480 --> 00:02:27,357
‫دنبال من بودید؟

6
00:02:28,316 --> 00:02:32,862
‫من همیشه حواسم به چیز‌هایی
‫که برام جالبن هست

7
00:02:34,322 --> 00:02:39,327
‫و به خودم زحمت هم نمیدم که بپرسم
‫این چجوری رسیده دستت

8
00:02:40,161 --> 00:02:46,167
‫ولی می‌خوام بدونم که
‫چجوری راه‌های خدمتگزاران رو پیدا کردی

9
00:02:46,251 --> 00:02:51,756
‫راه‌های خدمتگزاران از زمان اشتغال من
‫در دربار گاسامر تغییری نکردند

10
00:02:53,300 --> 00:02:55,802
‫اطلاعات در مورد راه‌های مخفی راز حکومتیه

11
00:02:55,886 --> 00:02:57,679
‫نباید به خاطرت می‌موندن

12
00:03:00,181 --> 00:03:04,519
‫قبل از اینکه بفرستند خونه،
‫پاکسازی ذهنت رو خودم سرپرستی ‌کردم

13
00:03:05,979 --> 00:03:10,066
‫قلمرو ابر به توانایی بازگرداندن خاطرات دست یافته

14
00:03:18,825 --> 00:03:25,540
‫من تمام خاطراتم از زمانی که
‫اینجا بودم رو یادمه، همشون رو

15
00:03:29,127 --> 00:03:32,214
‫تمام وقت، فکر می‌کردم به‌هم اعتماد داریم

16
00:03:33,506 --> 00:03:36,509
‫نه،‌ تو فکر می‌کردی که بهت اعتماد دارم

17
00:03:38,720 --> 00:03:41,723
‫چرا باید رازهای حکومتیمون رو بهت می‌گفتم؟

18
00:03:43,642 --> 00:03:44,768
‫که تحت تاثیر قرارت بدم؟

19
00:03:49,856 --> 00:03:52,817
‫اطلاعات درباره راه‌های مخفی تو رو

20
00:03:53,318 --> 00:03:55,362
‫به سوء قصد به جون برادرم متهم می‌کنه

21
00:03:55,445 --> 00:03:59,741
‫اصلا، این وصلت، باعث پیشرفت قلمرو ما میشه

22
00:03:59,824 --> 00:04:01,409
‫به خطر نمی‌ندازمش

23
00:04:03,203 --> 00:04:08,875
‫خب، سوال اصلی سر جاشه که
‫توی اتاق دمرزل چی کار می‌کنی؟

24
00:04:15,298 --> 00:04:20,720
‫بانو دمرزل به صورت قطع نشون دادن
‫که برای ملکه خطر حساب میشن

25
00:04:25,642 --> 00:04:26,643
‫نه

26
00:04:27,852 --> 00:04:33,692
‫نه، دمرزل نزدیک‌ترین چیزی به خانواده‌ست
‫که امپراطوری داره

27
00:04:35,735 --> 00:04:37,529
‫اون از کجا اومده داسک؟

28
00:04:39,239 --> 00:04:42,492
‫اون همیشه اینجا خواهد بود
‫همونطور که همیشه بوده

29
00:04:43,368 --> 00:04:46,288
‫زمان این که گنگ حرف بزنی گذشته دوست قدیمی

30
00:04:48,290 --> 00:04:50,000
‫دمرزل یه رباته

31
00:04:50,917 --> 00:04:57,007
‫آخرین ربات زنده تو کهکشان
‫و با این حال خدمتکار امپراطوریه

32
00:04:58,341 --> 00:05:00,051
‫هدف واقعیش چیه؟

33
00:05:02,846 --> 00:05:06,850
‫اون همیشه اینجا خواهد بود
‫همونطور که همیشه بوده

34
00:05:07,893 --> 00:05:11,146
‫آره، همین الان گفتی اینو

35
00:05:13,148 --> 00:05:15,817
‫کسی اون کلمات رو توی ذهنت حک کرده داسک؟

36
00:05:16,902 --> 00:05:18,153
‫می‌شنوی چی داری میگی؟

37
00:05:20,780 --> 00:05:22,908
‫تو هم مثل دمرزل برنامه‌ریزی شده‌ای

38
00:05:25,201 --> 00:05:28,914
‫اون همیشه اینجا خواهد بود
‫همونطور که همیشه بوده

39
00:05:28,997 --> 00:05:32,667
‫اون همیشه اینجا خواهد بود

40
00:05:33,501 --> 00:05:37,339
‫همونطور که همیشه بوده، اون...

41
00:05:41,176 --> 00:05:42,761
‫من اونو می‌شناسم

42
00:05:44,137 --> 00:05:48,767
‫اون طرح روی جعبه وسایلش رو، هشت سیاره

43
00:05:51,519 --> 00:05:56,441
‫برای زمان زیادی، انسان‌ها و ربات‌ها
‫در هماهنگی کامل کنار هم زندگی کردند

44
00:05:57,150 --> 00:06:01,988
‫ولی الان که به گذشته نگاه می‌کنم
‫اتفاقی که افتاد غیر قابل اجتناب بود

45
00:06:04,074 --> 00:06:05,742
‫انسان‌ها با اون‌ها ظالمانه رفتار می‌کردن

46
00:06:05,825 --> 00:06:09,746
‫و در آخر، اون‌ها بیشتر از حدی که می‌دونستیم
‫خوی انسانی داشتند

47
00:06:09,829 --> 00:06:14,834
‫ربات‌ها کم کم موقعیتشون رو فهمیدند و...

48
00:06:15,710 --> 00:06:19,965
‫به اون بخش نگاه کن،
‫ چقدر ناراحت‌کننده تسلیم شدند، اون خط‌ها...

49
00:06:20,632 --> 00:06:24,719
‫تنها چیزی که می‌خواستن،
‫ شناخته‌شدن به عنوان شخص بود

50
00:06:26,012 --> 00:06:28,598
‫و وقتی باهاشون مخالفت شد، دست به قتل زدن

51
00:06:31,017 --> 00:06:34,437
‫امپراطور بنفاس به دست‌ یک ربات به قتل رسید

52
00:06:34,521 --> 00:06:37,065
‫از اولین قانون ربات‌ها سرپیچی شد

53
00:06:37,148 --> 00:06:38,942
‫که نباید ممکن می‌بود

54
00:06:39,568 --> 00:06:44,906
‫ولی اون تخلف، که اولین نوع خودش بود،
‫آتش جنگ رو شروع کرد

55
00:06:46,575 --> 00:06:49,869
‫جنگ ربات‌ها علیه‌ ربات‌ها

56
00:06:50,537 --> 00:06:52,038
‫ربات‌ها علیه انسان‌ها

57
00:06:53,915 --> 00:06:57,252
‫در آخر ما پیروز شدیم و ربات‌ها نابود شدند

58
00:06:57,335 --> 00:06:59,170
‫همۀ ربات‌ها بجز ربات شما

59
00:07:04,467 --> 00:07:11,266
‫اون همیشه اینجا خواهد بود
‫همونطور که همیشه بوده

60
00:07:11,766 --> 00:07:13,476
‫چرا این جمله رو پشت هم میگی؟

61
00:07:13,560 --> 00:07:15,645
‫نمی‌دونم

62
00:07:15,729 --> 00:07:20,066
‫هروقت که می‌خوام به خاطر بیارم
‫هیچی تو ذهنم نیست

63
00:07:21,359 --> 00:07:24,446
‫اگه یادت نمیاد که مورد اعتماد‌ترین
‫مشاورتون چطور پیشتون اومده

64
00:07:24,529 --> 00:07:25,906
‫چه چیزهای دیگه‌ای رو ممکنه ندونی؟

65
00:07:27,324 --> 00:07:29,993
‫قلمرو ما می‌تونه خاطرات هرکسی رو بازیابی کنه،
‫حتی خاطرات تو رو

66
00:07:30,994 --> 00:07:35,373
‫خواهش می‌کنم،
بذار ‫این توده پنبه رو از ذهنت بردارم

67
00:07:38,084 --> 00:07:39,085
‫عجیبه

68
00:07:40,086 --> 00:07:41,546
‫حرکت نمی‌کنه

69
00:07:41,630 --> 00:07:45,884
‫رنگ‌دانه‌ها با نزدیک شدن بیننده فعال میشن،
‫پس از اینجایی که ما ایستادیم

70
00:07:45,967 --> 00:07:47,052
‫نباید ساکن باشن

71
00:07:48,678 --> 00:07:52,849
‫ببخشید امپراطوری،
‫شما در مراسم اعدام خواسته شدید

72
00:07:57,812 --> 00:08:01,816
‫فرستاده کوچیک زرشکی سلدان از بنیاد

73
00:08:03,068 --> 00:08:06,238
‫دی کل مراسم رو توی کل کهکشان گفته پخش کنن

74
00:08:11,720 --> 00:08:12,720
‫[ایگنیس]

75
00:08:30,470 --> 00:08:31,638
‫سالور کجاست؟

76
00:08:33,181 --> 00:08:34,390
‫یه جای خوبی قایمش کردیم

77
00:08:38,937 --> 00:08:40,688
‫فهمید که هری رو کشتم

78
00:08:42,566 --> 00:08:44,359
‫لطفا تو دیگه ننه من غریبم بازی در نیار

79
00:08:44,442 --> 00:08:46,278
‫فقط می‌خواستم زودتر همه بفهمن

80
00:08:46,361 --> 00:08:49,364
‫از همون لحظه‌ای که هری مرد تو فهمیدی

81
00:08:49,864 --> 00:08:52,117
‫حس کردی ک داره غرق میشه مگه نه؟

82
00:08:53,285 --> 00:08:56,454
‫حس کردم که آب داره وارد شش‌هام میشه

83
00:08:57,539 --> 00:08:58,540
‫همه‌چی رو حس کردم

84
00:09:00,500 --> 00:09:02,586
‫چرا؟ چرا این کار رو کردی؟

85
00:09:03,795 --> 00:09:05,130
‫ببخشید گیل

86
00:09:05,714 --> 00:09:08,884
‫ولی لعنتی بهش فکر کن

87
00:09:10,176 --> 00:09:14,306
‫این که می‌تونی زجر رو از فاصله زیاد حس کنی

88
00:09:14,389 --> 00:09:16,975
‫نشون میده که چقدر قوی هستی

89
00:09:17,809 --> 00:09:21,146
‫و جوری که حقیقت رو پنهان کردی
‫و نه فقط از سالور، حتی از من؟

90
00:09:22,981 --> 00:09:26,693
‫هری محموله‌ای بود که باید می‌رسوندیش
‫و فکر کردم به خاطر سالور هم شده، این کار رو می‌کنی

91
00:09:26,776 --> 00:09:28,778
‫ولی قلبت رو دیدم، تو بهش اهمیت می‌دادی

92
00:09:28,862 --> 00:09:33,366
‫و من زمان‌بندیم خیلی فشرده‌ست
‫پس کار سخت رو کردم

93
00:09:34,075 --> 00:09:36,828
‫من می‌خوام سالور رو ببینم، همین حالا

94
00:09:39,331 --> 00:09:40,373
‫ممکن نیست

95
00:09:41,625 --> 00:09:42,626
‫چرا؟

96
00:09:44,085 --> 00:09:45,754
‫چون تو واقعا اینجا نیستی

97
00:09:52,469 --> 00:09:54,930
‫سالور؟ صدامو می‌شنوی؟

98
00:09:55,639 --> 00:09:58,808
‫سالور، صدامو می‌شنوی سالور؟

99
00:10:00,227 --> 00:10:01,728
‫نمی‌شنوه

100
00:10:03,855 --> 00:10:06,107
‫این چیه؟ چرا اینجام؟

101
00:10:06,900 --> 00:10:09,110
‫اون صفحات بالای سرتو می‌بینی؟

102
00:10:11,154 --> 00:10:15,742
‫محدودکننده‌ان، تنظیم شدن که
‫ساز ذهنیت رو خنثی کنن

103
00:10:15,825 --> 00:10:20,163
‫به اندازه کافی اینجا بمون
‫و بالاخره سپر دفاعیت سقوط می‌کنه

104
00:10:28,046 --> 00:10:30,632
‫اینکه چقدر سخت تلاش می‌کنی
‫که منو بیرون از ذهنت نگه‌داری رو حس می‌کنم

105
00:10:31,675 --> 00:10:33,843
‫یچیزی هست که واقعا نمی‌خوای ببینم

106
00:10:36,763 --> 00:10:38,056
‫چون مال منه

107
00:10:38,682 --> 00:10:40,100
‫زیاد اینطور نمی‌مونه فرزندم

108
00:11:14,134 --> 00:11:15,135
‫وقتش رسیده

109
00:11:19,347 --> 00:11:20,348
‫پخشش کن

110
00:11:58,970 --> 00:12:01,806
‫کلئون! کلئون! کلئون!

111
00:12:48,562 --> 00:12:54,651
‫خیلی از شما هری سلدان،
‫ رویاپرداز انقلابی، رو یادتون نمیاد

112
00:12:55,694 --> 00:12:59,698
‫بیش از صد سال پیش، امپراطوری از محبت،

113
00:12:59,781 --> 00:13:03,410
‫سلدان و طرفدارانش رو به ترمینوس تبعید کرد

114
00:13:03,994 --> 00:13:06,162
‫و این هدیه ما رو چطور پاسخ دادن؟

115
00:13:07,539 --> 00:13:08,915
‫با تشکر؟

116
00:13:11,084 --> 00:13:12,878
‫امیدوار بودم که این طور باشه

117
00:13:14,713 --> 00:13:19,885
‫تبعیدی‌های سلدان مشغول هم‌پیمان شدن
‫با انکرون و تسپیس بودن

118
00:13:20,427 --> 00:13:23,805
‫همون تروریست‌هایی که 100 میلیون

119
00:13:23,889 --> 00:13:27,684
‫از شهروندان ترنتور رو کشتند

120
00:13:32,564 --> 00:13:38,111
‫و حالا اینقدر گستاخند که
‫ فرستاده‌ای اینجا فرستادند

121
00:13:38,737 --> 00:13:42,157
‫حامل‌های مشتاق تکبر سلدان

122
00:13:42,908 --> 00:13:47,078
‫امپراطوری همیشه رئوف خواهد بود دوستان من

123
00:13:48,079 --> 00:13:51,499
‫ولی عطوفت رو با ضعف اشتباه نگیرید

124
00:13:53,543 --> 00:13:55,545
‫قلاده تایفن

125
00:13:56,129 --> 00:14:01,134
‫بازمانده‌ای از اجدادم، در طراحی، زیبا

126
00:14:03,345 --> 00:14:06,848
‫در مجازات، موثر

127
00:14:14,940 --> 00:14:19,527
‫در این لحظه ناوگان امپراطوری
‫در حال تشکیل حصاری دور ترمینوس هستند

128
00:14:19,611 --> 00:14:22,614
‫فداییان سلدان به زودی خواهند فهمید
‫که اونجا پناهگاهی ندارن

129
00:14:23,323 --> 00:14:25,575
‫و نه در هیچ‌جای دیگر از امپراطوری

130
00:14:26,076 --> 00:14:32,499
‫امروز، یعنی همان روزی که
‫تروریست‌های پلِ ستاره‌ای اعدام شدند

131
00:14:32,582 --> 00:14:35,752
‫ما دو شخص دیگر رو به همون سرنوشت دچار می‌کنیم

132
00:14:36,336 --> 00:14:40,465
‫پالی وریسوف، کلاریک اعظم کلیسای سلدان

133
00:14:43,593 --> 00:14:49,766
‫و کنستانت، دختر ملبس آن‌هایی که به ما صدمه زدن

134
00:14:50,642 --> 00:14:53,436
‫چه کسی اول می‌میره؟

135
00:14:54,104 --> 00:14:57,190
‫کلاریک یا دختره؟

136
00:15:09,077 --> 00:15:13,999
‫شاید بهتر باشه بذاریم ملکه آیندمون تصمیم بگیره

137
00:15:18,670 --> 00:15:19,963
‫ملکه سارث؟

138
00:15:23,216 --> 00:15:24,593
‫نه

139
00:15:26,887 --> 00:15:29,389
‫بذارید زجر دختر بیچاره رو طولانی نکنیم

140
00:15:39,858 --> 00:15:41,860
‫کسنتانت متاسفم

141
00:15:42,611 --> 00:15:45,238
‫انتظار نداشتم اینجوری تموم شه

142
00:15:45,822 --> 00:15:49,659
‫به نام روح کهکشانی، خودم رو تقدیم می‌کنم

143
00:15:49,743 --> 00:15:52,495
‫برادر مقدس بنیاد، با اراده خویش

144
00:15:52,579 --> 00:15:54,831
‫- بذار چشم‌هایم ببینند...
‫- داره دعا می‌خونه؟

145
00:15:54,915 --> 00:15:56,791
‫که چشم‌های روح مقدس هستند...

146
00:15:59,044 --> 00:16:02,547
‫آیا خدایی که بر قاتلان نظارت می‌کنه واقعا خداست؟

147
00:16:03,506 --> 00:16:08,720
‫بذار چشم‌هایم که چشم‌های روح مقدس هستند،
‫فقط به آینده نگاه کنند

148
00:16:08,803 --> 00:16:10,305
‫که چیزی هست که روح مقدس تصمیم گرفته

149
00:16:12,599 --> 00:16:16,353
‫بذار قلبم که قلب روح مقدس است

150
00:16:16,436 --> 00:16:19,564
‫ضربان کوچکش با ریتم روح مقدس یکی شود

151
00:16:22,067 --> 00:16:27,572
‫مرا در تاریکی هدایت کن
‫و باهم تاریکی را کوتاه خواهیم کرد

152
00:16:30,742 --> 00:16:33,119
‫- مرا در تاریکی هدایت کن
‫- مرا در تاریکی هدایت کن

153
00:16:33,203 --> 00:16:35,205
‫مرا در تاریکی هدایت کن

154
00:16:35,288 --> 00:16:37,207
‫مرا در تاریکی هدایت کن

155
00:16:37,290 --> 00:16:39,334
‫مرا در تاریکی هدایت کن

156
00:16:39,417 --> 00:16:41,795
‫- مرا در تاریکی هدایت کن
‫- مرا در تاریکی هدایت کن

157
00:16:42,379 --> 00:16:44,089
‫مرا در تاریکی هدایت کن

158
00:16:44,673 --> 00:16:46,758
‫- مرا در تاریکی هدایت کن
‫- مرا در تاریکی هدایت کن

159
00:16:47,425 --> 00:16:51,763
‫مرا در تاریکی هدایت کن
‫مرا در تاریکی هدایت کن

160
00:16:54,558 --> 00:16:56,059
‫- امپراطوری!
‫- چیه؟

161
00:17:10,864 --> 00:17:13,243
‫اون یه سفینه نجواگر بود؟

162
00:17:20,417 --> 00:17:23,587
‫آره ببخشید دوستان،
‫مراسم سر زدن کنسل شد

163
00:17:26,006 --> 00:17:27,173
‫هوبر ملو

164
00:17:29,426 --> 00:17:31,136
‫اون احمق از طرف ما اعلام جنگ کرد

165
00:17:34,890 --> 00:17:40,312
‫لعنتی، می‌دونستم خودشه، قبل اینکه
‫صورت تخمیشو ببینم می‌دونستم خودشه

166
00:17:41,688 --> 00:17:43,231
‫اونجاست

167
00:18:01,416 --> 00:18:02,250
‫کنستانت!

168
00:18:06,171 --> 00:18:08,423
‫کسی می‌بینتش؟ کجا رفت؟

169
00:18:08,506 --> 00:18:09,507
‫سارث!

170
00:18:12,802 --> 00:18:14,638
‫سارث

171
00:18:33,907 --> 00:18:34,908
‫هدف رو از دست دادیم

172
00:18:43,333 --> 00:18:44,501
‫بذار بلند شم

173
00:18:45,085 --> 00:18:47,504
‫هاله شما توسط شوک گرانشی سفینه صدمه دیده

174
00:18:48,171 --> 00:18:49,256
‫گمشو!

175
00:19:14,614 --> 00:19:18,034
‫- کنستانت! پالی کجاست؟
‫- نمی‌دونم

176
00:19:23,123 --> 00:19:25,959
‫برو! از اینجا برید!

177
00:19:29,629 --> 00:19:31,590
‫بکی دختر خوب! بیا بریم، یالا

178
00:20:01,119 --> 00:20:01,995
‫بکی!

179
00:20:05,707 --> 00:20:06,917
‫بیا بریم، بدو

180
00:20:24,559 --> 00:20:26,061
‫جلوشون رو بگیرید!

181
00:20:43,870 --> 00:20:46,289
‫خب دوتا دکمه هست
‫نمی‌دونم کدوم چیکار می‌کنه

182
00:20:46,373 --> 00:20:49,000
‫فقط یکیو باید انتخاب کنی، چشات رو ببند

183
00:20:49,084 --> 00:20:52,420
‫و اگه صدای افتادن چیزی رو شنیدی
‫خب بدون که ازت خیلی ممنونم

184
00:20:53,797 --> 00:20:54,923
‫چی؟ واسه کشتنت؟

185
00:20:55,840 --> 00:20:57,050
‫برای نجات دادنم

186
00:20:59,678 --> 00:21:00,679
‫خیل خب...

187
00:21:21,700 --> 00:21:23,076
‫چطور پیدامون کردی؟

188
00:21:23,660 --> 00:21:26,204
‫شوخیت گرفته؟ کل کهکشان می‌دونن کجایید

189
00:21:27,247 --> 00:21:30,000
‫اخطار، سفینه دشمن شناسایی شد

190
00:21:30,083 --> 00:21:31,418
‫خیل خب، باید همین الان جهش کنیم

191
00:21:53,440 --> 00:21:55,942
‫خب، فکر کنم انقلابی‌ای که دنبالشی رو پیدا کردم

192
00:21:56,484 --> 00:21:57,903
‫هنوز فکر می‌کنی باید ما می‌بودیم؟

193
00:21:58,904 --> 00:22:00,947
‫نه، کشتی ما تو اون ایوان جا نمیشد

194
00:22:02,699 --> 00:22:04,117
‫ولی ملو یچیزی رو ثابت کردی

195
00:22:05,535 --> 00:22:07,329
‫امپراطوری رو میشه لمس کرد

196
00:22:28,725 --> 00:22:29,976
‫اینجا جامون امنه

197
00:22:31,228 --> 00:22:35,148
‫درباره امنیت حرف می‌زنی وقتی که
‫هنوز قصرمون داره می‌سوزه

198
00:22:36,233 --> 00:22:39,569
‫و این نانوبات‌های لعنتی
‫ کی می‌خوان شروع به کار کنن؟

199
00:22:39,653 --> 00:22:41,196
‫- شروع می‌کنن
‫- دی!

200
00:22:42,405 --> 00:22:47,202
‫دنیا‌ها دارن نگاه‌ می‌کنن
‫ما باید سریع و قاطع عمل کنیم

201
00:22:47,702 --> 00:22:53,041
‫قبلا بهم می‌خندیدی برادر داسک،
‫می‌گفتی سلدان یه داستان ترسناکه

202
00:22:54,376 --> 00:22:55,710
‫رویاپردازی کودکانه‌ست

203
00:22:56,962 --> 00:22:57,963
‫چی؟

204
00:23:00,382 --> 00:23:05,595
‫عذر‌خواهی می‌خوای؟
‫ این یه عمل جنگ‌طلبانه بود!

205
00:23:07,013 --> 00:23:09,599
‫باید به همین شیوه پاسخ بدیم

206
00:23:09,683 --> 00:23:13,270
‫جنگ؟ کدوم جنگ؟

207
00:23:13,353 --> 00:23:17,941
‫اگه به خشونت بکشه،
‫ما کامل نابودشون می‌کنیم

208
00:23:19,276 --> 00:23:22,988
‫نه، فکر می‌کنم ترجیح میدم باهاشون حرف بزنم

209
00:23:23,488 --> 00:23:25,657
‫- چی؟
‫- من میرم به ترمینوس

210
00:23:26,866 --> 00:23:30,495
‫بهتره که اینجا بمونید که
‫مردم ببینن چیزی تغییر نکرده

211
00:23:30,579 --> 00:23:33,415
‫و راه برادرم رو ادامه بدم؟ نه

212
00:23:34,833 --> 00:23:38,837
‫من از تغییر نمی‌ترسم
‫اون سفینه‌های نجواگر متعلق به ما هستن

213
00:23:38,920 --> 00:23:41,965
‫اون سیاره متعلق به ماست، من میرم!

214
00:23:42,048 --> 00:23:44,509
‫خب، این هم رویاپردازی کودکانه‌ست

215
00:23:44,593 --> 00:23:47,929
‫- احمق نباش
‫- دی در این مورد حرفشو زد

216
00:23:55,186 --> 00:23:58,940
‫و حق با شماست، سرزمین شما
‫بیش از حد خون و ستاره تلفات داده

217
00:24:01,860 --> 00:24:04,279
‫زمان دست‌های بزرگ رسیده که
‫این زخم رو مرحم ببخشه

218
00:24:06,197 --> 00:24:07,782
...‫- عروسیمون
‫- می‌‌تونیم صبر کنیم

219
00:24:20,170 --> 00:24:25,050
‫میرم و به چشم‌های روح سلدان نگاه می‌کنم

220
00:24:25,133 --> 00:24:27,719
‫و چیزی که مال ماست رو پس می‌گیرم

221
00:24:30,805 --> 00:24:33,391
‫یک سیاره به عنوان کادوی عروسی خواهی گرفت

222
00:24:42,817 --> 00:24:47,656
‫برادر دان، ترنتور تا وقتی برگردم در دست‌های توست

223
00:24:54,246 --> 00:24:55,664
‫مراقبش باش

224
00:24:56,623 --> 00:24:57,624
‫خواهم بود

225
00:24:59,834 --> 00:25:03,672
‫سفینه‌م رو آماده کنید،
‫کلاریک اعظم رو بیارید، اون هم باهام میاد

226
00:25:03,755 --> 00:25:05,507
‫و سفینه روبیکان رو هم آماده کنید

227
00:25:06,049 --> 00:25:07,300
‫بله امپراطوری

228
00:25:24,568 --> 00:25:25,944
‫کلئون‌ها دارن تکه تکه میشن

229
00:25:26,027 --> 00:25:28,071
‫و من خودم رو دارم بین تکه‌ها جا می‌کنم

230
00:25:29,155 --> 00:25:30,532
‫می‌دونم دارم چیکار می کنم

231
00:25:30,615 --> 00:25:35,120
‫می‌دونی؟ نقشه‌های انتقام جویانه
‫معمولاً شامل احساسات عاشقانه نمیشن

232
00:25:35,829 --> 00:25:38,748
‫می‌دونم توی هیت سینک‌ها با دان ملاقات داشتی

233
00:25:38,832 --> 00:25:42,836
‫دارم اعتمادشو به دست میارم،
‫علیه بقیه‌شون برش می‌گردونم

234
00:25:43,420 --> 00:25:45,547
‫داری باهاش می‌خوابی، یا قراره بخوابی

235
00:25:45,630 --> 00:25:46,923
‫تو که همین الانش با داسک می‌خوابی

236
00:25:47,007 --> 00:25:48,675
‫- تو عاشقشی
‫- تو عاشق داسکی!

237
00:25:48,758 --> 00:25:51,928
‫مهم نیست، من نامزد امپراطور نیستم

238
00:25:52,012 --> 00:25:55,223
‫- اگه بفهمه چیکار می‌کنی؟
‫- برام مهم نیست!

239
00:25:56,349 --> 00:25:57,684
‫وظیفته که برات مهم باشه!

240
00:25:58,310 --> 00:26:02,147
‫می‌دونم از قلمرو ابر دوریم
‫ولی باید بهش فکر کنی

241
00:26:02,230 --> 00:26:05,567
‫به مردمت فکر کن،
‫به خونه‌ دوست‌ داشتنیمون فکر کن

242
00:26:06,276 --> 00:26:09,362
‫امپراطوری کوچیک‌ترین تخلفی رو
‫ بدون مجازات نمی‌ذاره

243
00:26:11,573 --> 00:26:14,701
‫خیلی چیز‌ها از دست دادی درسته

244
00:26:15,994 --> 00:26:17,996
‫ولی هنوز کلی چیز برای از دست دادن هست

245
00:26:33,803 --> 00:26:39,434
‫وقتی که مزدوج شدی،
‫می‌تونی هرجور که خواستی با دی رفتار کنی

246
00:26:41,019 --> 00:26:43,104
‫زن و بیوه هر دو ملکه هستن

247
00:26:45,565 --> 00:26:49,069
‫ولی الان، باید به احساساتت مسلط بشی

248
00:26:49,152 --> 00:26:50,904
‫رو، به حرفت گوش میدم

249
00:26:54,115 --> 00:26:55,784
‫و برام ارزش داری

250
00:26:58,203 --> 00:27:01,790
‫ولی من ملکه توام،
‫و من تصمیم‌ها رو می‌گیرم

251
00:27:05,502 --> 00:27:08,088
‫بله علیاحضرت

252
00:27:10,173 --> 00:27:11,174
‫اراده شما اراده من هست

253
00:27:45,542 --> 00:27:46,877
‫تلم اینجوری می‌کشه منو؟

254
00:27:48,003 --> 00:27:49,504
‫بینا‌ها همدیگر رو نمی‌کشن

255
00:27:50,630 --> 00:27:52,716
‫امیدوارم این یعنی گیل هنوز حالش خوبه

256
00:27:53,425 --> 00:27:55,218
‫دارن برای میز آماده‌ش می‌کنن

257
00:27:56,428 --> 00:27:57,679
‫چه میزی؟

258
00:28:01,474 --> 00:28:04,895
‫نباید بگم، ولی افتخار خیلی خاصیه

259
00:28:05,645 --> 00:28:08,356
‫خیلی حس خوبی ندارم بهش

260
00:28:18,658 --> 00:28:21,119
‫خیل خب، یچیزی واقعا اینجا مشکل داره

261
00:28:21,620 --> 00:28:24,956
‫به خاطر اوناست، سازت رو خنثی می‌کنن

262
00:28:25,040 --> 00:28:30,462
‫خیل خب، پس توی زندان روانی هم هستم،
‫فقط فیزیکی نیست

263
00:28:31,463 --> 00:28:33,673
‫چطور کار می‌کنن؟ اون عدد‌ها معنیشون چیه؟

264
00:28:33,757 --> 00:28:35,258
‫من از اعداد سر در نمیارم

265
00:28:35,342 --> 00:28:36,343
‫منم همینطور

266
00:28:38,678 --> 00:28:40,388
‫کاش هری هنوز اینجا بود

267
00:28:40,472 --> 00:28:41,848
‫بابت اتفاقی که براش افتاد متاسفم

268
00:28:41,932 --> 00:28:45,393
‫اون ناکافی بود،
‫ ولی می‌دونم به هرحال دوستش داشتی

269
00:28:45,477 --> 00:28:47,896
‫اون ناکافی نبود جسیا

270
00:28:48,438 --> 00:28:52,817
‫اون نابغه بود و دقیقا می‌فهمید که اون چیزا چطور...

271
00:28:55,445 --> 00:28:57,239
‫اون‌ها دنبال منشورن سالور

272
00:28:57,322 --> 00:28:59,157
‫توی بگاره

273
00:28:59,241 --> 00:29:04,246
‫شبیه چیزی که همیشه هست نیست،پیداش کن،
‫ مراقبش باش، مراقب گیل باش، بهت نیاز داره

274
00:29:04,996 --> 00:29:07,749
‫جسیا، میزی که گیل رو دارن می‌برن کجاست؟

275
00:29:07,832 --> 00:29:12,754
‫توی قصره، اونور، ولی تو که اینجایی

276
00:29:12,837 --> 00:29:14,464
‫بذار خودم نگران این باشم، برو

277
00:29:14,548 --> 00:29:16,508
‫و هرکاری می‌کنی، این صحبت رو فراموش کن

278
00:29:23,473 --> 00:29:27,936
‫اون یکی سلدان انگار یه نسخه کپی از منشور داره

279
00:29:28,019 --> 00:29:31,189
‫ولی در حقیقت، فقط یک منشور هست
‫و هر دوی ما داریمش

280
00:29:32,983 --> 00:29:33,984
‫در دو جای مختلف

281
00:29:43,118 --> 00:29:46,246
‫نگاه کردن بهش، مثل نگاه کردن به دست اونه

282
00:29:48,748 --> 00:29:49,791
‫دهلیز رو بهم نشون بده

283
00:30:20,280 --> 00:30:21,781
‫سالور هاردین؟

284
00:30:25,911 --> 00:30:26,912
‫هری سلدان

285
00:30:28,788 --> 00:30:29,789
‫چطور اینجایی؟

286
00:30:32,042 --> 00:30:33,126
‫من اینجا نیستم

287
00:30:35,670 --> 00:30:37,214
‫به طور فیزیکی نیستم

288
00:30:39,758 --> 00:30:44,095
‫ذهنم یجورایی از در پشتی وارد شد

289
00:30:45,180 --> 00:30:49,309
‫منشور، همونی که وقتی از ترمینوس رفتی برداشتی؟

290
00:30:49,392 --> 00:30:50,727
‫بله همون

291
00:30:51,853 --> 00:30:56,107
‫داری میگی به عنوان
‫ یه دریچه کوانتومی به دهلیز عمل می‌کنه؟

292
00:30:56,691 --> 00:30:57,776
‫خب با عقل جور در میاد

293
00:30:57,859 --> 00:31:01,196
‫یه سیستم کوانتومی یگانه‌ست
‫که در حالت بر هم نهی وجود داره

294
00:31:03,531 --> 00:31:07,619
‫چرا از قبل نفهمیده بودم؟
‫من خودم اونو اختراع کردم

295
00:31:07,702 --> 00:31:11,289
‫- خب نمی‌دونستی
‫- جواب نده، سوال بلاغی بود

296
00:31:11,373 --> 00:31:15,794
‫یکی می‌تونه بگه که
‫من کسی نیستم که اونو ساختم

297
00:31:15,877 --> 00:31:19,881
‫من یه نسخه از خودمم که توسط طراح طراحی شدم،
‫درست مثل منشور

298
00:31:21,299 --> 00:31:27,055
‫پس فکر می‌کنم که خودم می‌تونستم این دانش رو

299
00:31:27,138 --> 00:31:29,975
‫از طراحی خودم خارج کنم، ولی به چه دلیل؟

300
00:31:30,934 --> 00:31:35,689
‫چرا قبل از اینکه بمیرم اطلاعات به این مهمی
‫رو باید از تنها کپی مخفی...

301
00:31:39,568 --> 00:31:42,988
‫من تنها نسخه کپی نیستم، مگه نه؟

302
00:31:47,659 --> 00:31:50,412
‫اون کسیه که بهت گفت
‫ منشور می‌تونه این کار رو بکنه؟

303
00:31:50,495 --> 00:31:52,122
‫فکر نکنم باید...

304
00:31:53,957 --> 00:31:55,458
‫نباید بدونم

305
00:31:58,420 --> 00:32:01,256
‫پس یکی دیگه از من هست

306
00:32:02,841 --> 00:32:07,012
‫هدف اون چیه؟ من فقط اینجام
‫که بنیاد رو به حرکت در بیارم

307
00:32:07,888 --> 00:32:10,515
‫چرا اینقدر زحمت بدم و
‫ یه نسخه پشتیبان بسازم که....

308
00:32:15,020 --> 00:32:16,187
‫خیلی زیرکانه بود

309
00:32:17,939 --> 00:32:19,691
‫یه بنیاد دوم

310
00:32:22,694 --> 00:32:24,696
‫ولی اگه اون یکی نسخه من
‫اطلاعاتی داره که من ندارم

311
00:32:25,822 --> 00:32:30,827
‫و اگه به این موضوع به چشم یه آزمایش بزرگ
‫نگاه کنیم، که یجورایی هم هست

312
00:32:31,703 --> 00:32:34,164
‫پس این یکی بنیاد گروه شاهد میشه

313
00:32:34,873 --> 00:32:39,544
‫که بدون اطلاع مونده، مثل دست چپی که
‫اطلاعی نداره دست راست داره چیکار می‌کنه

314
00:32:39,628 --> 00:32:42,380
‫لعنتی، من دست چپه‌ام

315
00:32:45,008 --> 00:32:47,510
‫البته هیچکدوم از این‌ها دلیل اینجا بودنت رو نمیگه

316
00:32:48,053 --> 00:32:49,888
‫- به کمکت نیاز داریم
‫- نیاز دارید؟

317
00:32:50,555 --> 00:32:51,723
‫من و گیل و...

318
00:32:51,806 --> 00:32:54,809
‫دیگه چیزی بهم نگو، ریاضیات رو آلوده می‌کنی

319
00:32:55,477 --> 00:32:58,730
‫ریاضیات برام مهم نیستن، گیل در خطره

320
00:33:14,788 --> 00:33:16,456
‫یه حصاره

321
00:33:17,249 --> 00:33:20,669
‫باید صدها سرباز کوفتی امپراطوری باشن،
‫کاری نمی‌تونیم بکنیم

322
00:33:22,170 --> 00:33:23,547
‫نه اگه تاریک بشیم

323
00:33:24,256 --> 00:33:25,840
‫اسپیریت برای مخفی‌کاری ساخته شده

324
00:33:26,550 --> 00:33:27,717
‫و به اندازه کافی دور هستیم

325
00:33:28,218 --> 00:33:30,845
‫ممکنه که اثر گرانشیمون شناسایی نشده باشه

326
00:33:48,488 --> 00:33:50,073
‫فکر می‌کنی زنده مونده؟

327
00:33:52,200 --> 00:33:53,660
‫پیامبر ازش مراقبت می‌کنه

328
00:33:54,160 --> 00:33:58,498
‫کنستانت خدمتگزار وفادارشه،
‫با یاری پیامبر اون جاش امنه

329
00:34:19,811 --> 00:34:21,646
‫فکر کردم اومدم اینجا که دعا کنم

330
00:34:24,106 --> 00:34:25,275
‫فکر نکنم به این دلیل اومده باشم

331
00:34:29,362 --> 00:34:32,240
‫می‌دونم تو اون اداره کوفتیتی

332
00:34:35,452 --> 00:34:37,287
‫برای تو تا ترنتور رفت

333
00:34:38,954 --> 00:34:40,039
‫چرا؟

334
00:34:40,999 --> 00:34:45,086
‫اون خیلی چیز‌های بیشتری
‫ از زندگیش برای ارائه داشت

335
00:35:07,359 --> 00:35:08,818
‫فکر نمی‌کردم بیای بیرون

336
00:35:10,946 --> 00:35:12,697
‫حس کردم که اینقدر رو بهت مدیونم

337
00:35:13,865 --> 00:35:15,825
‫من پخش زنده از ترنتور رو نگاه کردم

338
00:35:15,909 --> 00:35:17,953
‫- زنده‌ست؟
‫- نمی‌دونم

339
00:35:18,995 --> 00:35:22,707
‫کلی از مردم زندگیشون رو وقف این کردن
‫که تو همه چی رو می‌دونی

340
00:35:23,959 --> 00:35:27,087
‫از همون لحظه که بهش فکر کرد رو زانو‌هام نشستم

341
00:35:27,170 --> 00:35:30,173
‫و گفتم «هر کاری رو توی ترمینوس انتخاب کن،
‫کار منو انتخاب کن، کار منو انتخاب کن»

342
00:35:30,257 --> 00:35:31,258
‫«فقط قول...

343
00:35:34,928 --> 00:35:37,222
‫«فقط قول بده که ردای مذهبی رو انتخاب نمی‌کنی»

344
00:35:38,765 --> 00:35:41,434
‫نمی‌خواستم یکی از دراویش تو بشه

345
00:35:44,646 --> 00:35:45,730
‫یکی از ابله‌هات

346
00:35:46,648 --> 00:35:51,319
‫من فقط یک لحظه دخترت رو دیدم
‫ولی به نظرم ساده لوح نمیومد

347
00:35:52,237 --> 00:35:53,363
‫و اگه برات مهمه می‌خوام بدونی

348
00:35:53,446 --> 00:35:56,449
‫- امیدوارم زنده باشه
‫- کنستانت دختر خوبی بود

349
00:35:57,993 --> 00:35:59,411
‫و بهت باور داشت

350
00:36:03,164 --> 00:36:05,292
‫نزدیک بود به خاطر این سرشو ببرن

351
00:36:06,626 --> 00:36:08,628
‫ تاریخ برای تو مهمه

352
00:36:09,588 --> 00:36:12,132
‫ولی آدم‌هایی که داخلش زندگی‌ می‌کنن نه

353
00:36:13,550 --> 00:36:15,594
‫نمی‌تونم اشخاص خاص رو در نظر بگیرم

354
00:36:17,429 --> 00:36:19,389
‫و نمی‌تونم سرنوشتشون رو پیش‌بینی کنم

355
00:36:20,056 --> 00:36:23,435
‫ولی می‌بینمشون، می‌بینم

356
00:36:25,937 --> 00:36:27,272
‫خیلی خوب می‌بینمشون

357
00:36:29,065 --> 00:36:31,943
‫روانشناسی تاریخی از خاطرات اون‌ها ساخته شده

358
00:36:32,736 --> 00:36:33,945
‫از تصمیم‌های اون‌ها

359
00:36:34,571 --> 00:36:36,072
‫از داستان‌های اون‌ها

360
00:36:36,781 --> 00:36:39,034
‫هرکسی که زندگی کرده سازنده اون بوده

361
00:36:39,826 --> 00:36:41,995
‫میلیارد‌ها تصمیم

362
00:36:42,662 --> 00:36:43,872
‫حتی بیشتر

363
00:36:44,706 --> 00:36:46,708
‫پس می‌بینی همشون مهمن

364
00:36:48,585 --> 00:36:51,796
‫بهم بگو زنده می‌مونه و من حرفت رو باور می‌کنم

365
00:36:53,548 --> 00:36:55,884
‫اگه اینطور بود، توهم ردای مذهبی می‌پوشیدی

366
00:36:58,762 --> 00:37:00,096
‫چیکار کنیم دکتر؟

367
00:37:01,514 --> 00:37:03,308
‫سخت‌ترین کار ممکن رو می‌کنیم

368
00:37:06,645 --> 00:37:07,646
‫صبر می‌کنیم

369
00:37:28,500 --> 00:37:30,585
‫امپراطوری گفت که تورو پیش فضاران‌ها فرستادن

370
00:37:31,419 --> 00:37:34,548
‫آره سلدان امیدوار بود متقاعدشون کنم
‫جهتشون رو عوض کنن

371
00:37:36,258 --> 00:37:39,844
‫می‌خواست یه تیغه باشم،
‫فکر کنم براش مهم نبود که چقدر کُندم

372
00:37:43,181 --> 00:37:44,266
‫برای بکی متاسفم

373
00:37:45,433 --> 00:37:47,060
‫خیلی متاسفم که...

374
00:37:48,645 --> 00:37:49,771
‫نتونستم پالی رو نجات بدم

375
00:37:54,067 --> 00:37:56,027
‫اون دلیل عضو کلیسا شدنم بود

376
00:37:57,612 --> 00:38:00,198
‫دلیلی که خیلی‌ها بینش سلدان رو قبول کردن

377
00:38:02,409 --> 00:38:05,287
‫اون جرقه رو بیش از صد سال زنده نگه داشت

378
00:38:08,081 --> 00:38:09,499
‫ولی بعد از توان افتاد

379
00:38:10,959 --> 00:38:12,502
‫دیدم که این اتفاق افتاد و...

380
00:38:15,589 --> 00:38:16,798
‫نمی‌تونستم کمکش کنم

381
00:38:20,927 --> 00:38:23,597
‫من دانش‌آموز بدی بودم تو کلیسا

382
00:38:25,140 --> 00:38:27,434
‫این موعظه یادمه، که تمثیل بود

383
00:38:28,351 --> 00:38:32,522
‫که چطور زندگی مثل جمع کردن جواهر توی کیسه‌ست

384
00:38:33,982 --> 00:38:36,693
‫و در آخر

385
00:38:36,776 --> 00:38:40,113
‫نمی‌خوای کیسه‌ت پر بشه،
‫دوست داری خالی باشه

386
00:38:42,532 --> 00:38:43,533
‫چون همشون رو بخشیدی به دیگران

387
00:38:44,784 --> 00:38:45,785
‫آره

388
00:38:48,371 --> 00:38:49,539
‫همشون رو داد به من

389
00:38:55,212 --> 00:38:57,088
‫به روبیکان نزدیک می‌شویم

390
00:38:57,672 --> 00:39:01,134
‫خب کلاریک اعظم،
‫الان چه حسی به ماموریتت داری؟

391
00:39:04,429 --> 00:39:07,307
‫اگه من بودم تصور می‌کردم سخته

392
00:39:07,390 --> 00:39:08,850
‫که امپراطوری بهت زل زده

393
00:39:10,352 --> 00:39:12,103
‫من هری سلدان رو دیدم

394
00:39:13,396 --> 00:39:14,773
‫به شهرت عادت دارم

395
00:39:14,856 --> 00:39:16,233
‫اوه سلدان

396
00:39:17,234 --> 00:39:19,486
‫حتما یه جذبه‌ای داره که من درک نمی‌کنم

397
00:39:20,153 --> 00:39:26,201
‫شخیصۀ اصلی کلیسای روح کهکشانی
‫ اینه که جوابگوـه

398
00:39:26,284 --> 00:39:27,702
‫ما جذاب‌ترش می‌کنیم

399
00:39:28,828 --> 00:39:31,873
‫ولی در باطن، فقط علمه

400
00:39:31,957 --> 00:39:32,958
‫بله

401
00:39:34,042 --> 00:39:35,335
‫سخت‌گیری دانشمندانه

402
00:39:36,336 --> 00:39:39,089
‫چقدر همه بچه‌ها سخت‌گیریش رو دوست دارن

403
00:39:41,174 --> 00:39:42,551
‫گفتم جذابش می‌کنیم

404
00:39:43,051 --> 00:39:44,386
‫اون جنگ رو پیش‌بینی می‌کنه

405
00:39:44,469 --> 00:39:45,887
بین ‫بنیاد و امپراطوری

406
00:39:47,514 --> 00:39:51,518
‫این یه سفینۀ جنگیه،
‫پس به نظر درست می‌گفت

407
00:39:51,601 --> 00:39:54,688
‫این بحران دومش خواهد بود

408
00:39:56,314 --> 00:39:59,025
‫فکر می‌کنم من تنها کسی‌ خواهم بود
‫که هر دو رو می‌بینم

409
00:40:00,318 --> 00:40:02,070
‫به جز سلدان، با روش خودش

410
00:40:02,571 --> 00:40:03,572
‫و من...

411
00:40:05,365 --> 00:40:06,366
‫به روش خودم

412
00:40:12,247 --> 00:40:17,878
‫سلدان باور داره که بر خلاف تمام باور‌ها
‫امپراطوری رو شکست خواهد داد

413
00:40:19,170 --> 00:40:22,591
‫مثل تخم‌مرغ سنگی که توی افسانه قدیمی
‫کاسه رو می‌شکنه

414
00:40:24,009 --> 00:40:27,429
‫ولی پیش‌بینی‌هاش با فرض نادانی ما هست، نه؟

415
00:40:28,722 --> 00:40:32,642
‫ اینکه من و تو از پیش‌بینی‌ها آگاهیم،
‫می‌تونه بهم بزنتشون نه؟

416
00:40:33,310 --> 00:40:35,854
‫من به بنیاد ایمان دارم

417
00:40:36,938 --> 00:40:39,649
‫ببین چطور سخت‌گیری‌ها مثل آب‌نبات ذوب میشن

418
00:40:41,818 --> 00:40:42,903
‫ببین پالی...

419
00:40:44,362 --> 00:40:47,240
‫فکر می‌کنی که تجملات دین رو انتخاب کردی

420
00:40:48,408 --> 00:40:50,952
‫ولی وقتی زانو بزنی و دعا کنی

421
00:40:51,703 --> 00:40:54,080
‫دیگه بلند شدن و فکر کردن سخت میشه

422
00:40:57,375 --> 00:41:00,170
‫در دنیای واقعی یک نظم طبیعی وجود داره کلاریک

423
00:41:00,253 --> 00:41:04,507
‫هیچ تخمی اینقدر قوی نیست
‫که از انفجار اتمی جون سالم بدر ببره

424
00:41:06,593 --> 00:41:09,179
‫بین واردن‌ها یه مثل قدیمی هست

425
00:41:09,763 --> 00:41:14,392
‫«خشونت آخرین گزینۀ افراد نالایقه»

426
00:41:15,393 --> 00:41:16,895
‫چه مثل حقیری

427
00:41:19,814 --> 00:41:21,524
‫ولی احتمالا درسته حرفت

428
00:41:24,861 --> 00:41:26,112
‫خب الان من تو یه زندونی هستم...

429
00:41:26,196 --> 00:41:30,242
‫نباید بدونم دربارش، منتالیک‌ها
‫تلپات‌ها، من نباید بدونم درباره اینا

430
00:41:30,325 --> 00:41:33,787
‫ولی هنوز داری گوش میدی
‫و با این حال قراره کمک کنی

431
00:41:34,454 --> 00:41:38,959
‫قراره یه کار افتضاحی با گیل بکنن
‫و من نمی‌تونم کمکش کنم

432
00:41:39,542 --> 00:41:42,212
‫یه صفحاتی هستن که یجوری جلوم رو می‌گیرن

433
00:41:42,712 --> 00:41:46,675
‫و امیدوارم بودم که تو بتونی
‫بهم بگی چطور متوقفشون کنم

434
00:41:47,676 --> 00:41:48,677
‫صفحات

435
00:41:49,511 --> 00:41:50,971
‫خب توصیفشون کن برام

436
00:41:51,054 --> 00:41:54,224
‫نه، بهتره نشونم بدی

437
00:41:57,102 --> 00:42:00,146
‫اگه می‌تونی منو اینجا ببینی،
‫منم می‌تونم اونجا ببینمت

438
00:42:10,782 --> 00:42:11,908
‫شگفت‌آوره

439
00:42:13,493 --> 00:42:16,371
‫آره، اونا مشکل منن

440
00:42:17,789 --> 00:42:19,124
‫خب دارن ذهنت رو می‌خونن

441
00:42:19,207 --> 00:42:20,875
‫سنسور‌های مغزی

442
00:42:21,459 --> 00:42:24,880
‫طول موج‌هایی خارج از فاز
‫با موج‌های مغزیت تولید می‌کنن

443
00:42:25,505 --> 00:42:28,967
‫امواج باهم برخورد می‌کنن و هم رو خنثی می‌کنن

444
00:42:29,551 --> 00:42:31,052
‫می‌تونی کمکم کنی خاموششون کنم

445
00:42:34,306 --> 00:42:35,765
‫می‌تونم کار بهتری بکنم

446
00:42:36,266 --> 00:42:37,392
‫اون صدای «موا موا» رو...

447
00:42:39,644 --> 00:42:40,562
‫می‌شنوی؟

448
00:42:41,938 --> 00:42:44,399
‫اون‌ها صدا‌های نا‌موزون هستن
‫که برای بهم ریختن تمرکزت تولید میشن

449
00:42:44,482 --> 00:42:50,280
‫حالا من شرط می‌بندم که می‌تونی فرکانسشون
‫ رو جوری تنظیم کنیم که سنگ‌‌ها رو بشکنیم

450
00:42:53,158 --> 00:42:54,159
‫خیل خب

451
00:42:56,077 --> 00:43:00,206
‫- ممنونم دکتر سلدان
‫- خواهش می‌کنم، سالور هاردین

452
00:43:02,459 --> 00:43:05,212
‫صبر کن! بحران دوم شروع شده؟

453
00:43:06,296 --> 00:43:07,631
‫همیشه یه واردنی

454
00:43:09,716 --> 00:43:11,968
‫اوضاع فعلا رو هواست

455
00:43:13,386 --> 00:43:15,180
‫ولی ترمینوس نجات پیدا می‌کنه نه؟

456
00:43:22,687 --> 00:43:23,855
‫هوبر ملو

457
00:43:25,315 --> 00:43:26,691
‫هوبر ملو

458
00:43:28,401 --> 00:43:33,365
‫بنا بر گفته‌های گیل، اون قراره
‫در پوست امپراطوری نفوذ کنه

459
00:43:33,949 --> 00:43:35,450
‫نباید اینو بهم می‌گفتی

460
00:43:36,117 --> 00:43:37,619
‫نمی‌تونم مجبورت کنم که ازش استفاده کنی

461
00:43:39,329 --> 00:43:41,873
‫اگه بکنم، همه‌چی ممکنه عوضه بشه

462
00:43:42,374 --> 00:43:43,416
‫بیگانه

463
00:43:45,377 --> 00:43:49,256
‫هیچوقت نذار وجدانت جلوی انجام کار درست رو بگیره

464
00:43:50,465 --> 00:43:51,466
‫موفق باشی واردن

465
00:44:02,561 --> 00:44:05,814
‫اگه دست چپ نتونه با انگشتش انگولک کنه...

466
00:44:08,066 --> 00:44:09,985
‫پس دیگه فایده داشتن انگشت چیه

467
00:44:22,664 --> 00:44:24,040
‫هوبر ملو!

468
00:44:24,749 --> 00:44:27,252
‫هوبر ملو رو پیدا کنید!

469
00:44:27,320 --> 00:44:34,711
‫[هوبر ملو]

470
00:44:42,517 --> 00:44:46,187
‫دنبال شراب لاکریم، فکر کردم
‫روش خوبیه برای زنده نگه داشتن یاد پالی

471
00:44:47,647 --> 00:44:50,191
‫«عقل سالم در بدن سالم»

472
00:44:51,776 --> 00:44:53,945
‫چیزی که پالی هیچوقت کامل قبول نکرد

473
00:44:54,029 --> 00:44:55,780
‫پس شراب لاکری نخوریم؟

474
00:44:56,364 --> 00:44:57,574
‫اینجا آسیب‌پذیریم

475
00:44:57,657 --> 00:45:00,243
‫اگه جهش کنیم، ناوگان از وجودمون مطلع میشه

476
00:45:01,119 --> 00:45:02,704
‫فکر کنم باید لحظه رو دریابیم

477
00:45:04,706 --> 00:45:06,082
‫و از دریابیم منظورت...

478
00:45:07,208 --> 00:45:08,460
‫سکس

479
00:45:10,212 --> 00:45:12,422
‫- مخالف سکسی؟
‫- نه به شکل خاص

480
00:45:12,505 --> 00:45:14,966
‫- نگرانی که باعث میشه پدرم بمیره؟
‫- سرمک؟

481
00:45:16,468 --> 00:45:18,637
‫نه نه، تازه خوبم میشه

482
00:45:19,554 --> 00:45:20,764
‫پس شلوارتو درار

483
00:45:21,264 --> 00:45:22,682
‫باشه خیلی خب

484
00:45:45,038 --> 00:45:47,499
‫نمی‌تونستم بین اول بوسیدن
‫یا اول لخت شدن تصمیم بگیرم

485
00:45:47,582 --> 00:45:50,877
‫ولی لخت شدن به نظر موثرتر میومد

486
00:45:51,670 --> 00:45:53,505
‫آره، موثر...بود

487
00:45:58,677 --> 00:45:59,636
‫اضطراب داری

488
00:46:00,387 --> 00:46:01,388
‫نه

489
00:46:05,016 --> 00:46:06,601
‫- از بدنت خجالت می‌کشی؟
‫- نه

490
00:46:07,644 --> 00:46:11,106
‫یه چیزی کار نمی‌کنه؟

491
00:46:12,357 --> 00:46:13,191
‫نه

492
00:46:50,103 --> 00:46:52,188
‫جواب خوبی خوبیه، به نظرت این طور نیست؟

493
00:46:53,648 --> 00:46:55,734
‫دی تو سیاره نیست

494
00:46:55,817 --> 00:47:00,864
‫نمی‌تونم به موقعیت بهتری فکر کنم که
‫بازجویی‌هامون رو ادامه بدیم

495
00:47:03,533 --> 00:47:04,534
‫خب؟

496
00:47:06,620 --> 00:47:08,663
‫حالا شراب لاکری بخوریم؟

497
00:47:11,458 --> 00:47:12,834
‫تو هیچوقت اسم منو حدس نزدی

498
00:47:14,085 --> 00:47:15,337
‫ولی اشکال نداره

499
00:47:16,254 --> 00:47:20,634
‫بیا قول بدیم همیشه به مراسم اعدام همدیگه بیایم

500
00:47:21,843 --> 00:47:24,888
‫قرار اولمون موقع سر بریدن تو بود

501
00:47:25,388 --> 00:47:27,307
‫قرار دوممون موقع مال من

502
00:47:27,390 --> 00:47:28,850
‫خیل خب قبول

503
00:47:29,684 --> 00:47:31,019
‫حالا شراب بخوریم

504
00:47:47,953 --> 00:47:50,247
‫سفینه اسپریت رایزینگ، تسلیم شید

505
00:47:50,330 --> 00:47:52,332
‫به نام امپراطوری دستگیر شدید

506
00:47:53,333 --> 00:47:55,544
‫- می‌تونه مارو ببینه؟
‫- آره و صدامون رو بشنوه

507
00:47:56,044 --> 00:47:57,420
‫هوبر، مچت

508
00:47:58,421 --> 00:48:00,215
‫آقای ملو، برادر

509
00:48:00,882 --> 00:48:03,134
‫زحمت جهش کردن رو نکش،
‫درایو‌هاتون خاموشه

510
00:48:03,218 --> 00:48:06,930
‫ما قراره سوار سفینه‌تون شیم و قول میدیم
‫که توی سفینه ما جاتون راحت خواهد بود

511
00:48:13,103 --> 00:48:17,232
‫تو دنبال پاسخ بودی، فکر می‌کنم اینجا پیداشون می‌کنیم

512
00:48:17,732 --> 00:48:21,528
‫یکی یه پیام مخفی روی نقاشی دیوار گذاشته

513
00:48:22,237 --> 00:48:26,491
‫ولی رنگ‌دانه‌ جدید، رنگدانه‌ قدیمی رو فعال می‌کنه

514
00:48:26,575 --> 00:48:29,411
‫و فقط یه استاد پیر همچین چیزی رو می‌دونه

515
00:48:31,788 --> 00:48:35,959
‫بعضیا باور دارن کهولت سن همراه با ضعفه

516
00:48:37,627 --> 00:48:44,134
‫ولی جمع‌کردن یک عمر تجربه مزایایی‌ هم داره

517
00:49:21,796 --> 00:49:22,839
‫کجاییم؟

518
00:49:30,222 --> 00:49:32,265
‫- اومدی
‫- البته

519
00:49:32,766 --> 00:49:35,268
‫توی اتاق تاج و تخت چیزی که به نفع دی گفتم،

520
00:49:35,352 --> 00:49:36,770
‫فقط نمایش بود

521
00:49:36,853 --> 00:49:38,104
‫می‌دونی دیگه نه؟

522
00:49:38,188 --> 00:49:40,565
‫- تا موقعی که فکر کنه صاحب منه
‫- صاحبت نیست

523
00:49:41,441 --> 00:49:43,193
‫داشتم در مورد چیزی که خواستی فکر می‌کردم

524
00:49:43,276 --> 00:49:44,903
‫تنها چیزیه که بهش می‌کنم

525
00:50:08,218 --> 00:50:11,137
‫این، این چیز کوچولو

526
00:50:12,097 --> 00:50:13,890
‫این چیزیه که نمی‌تونن از ما بگیرش

527
00:50:21,273 --> 00:50:22,274
‫مطمئنی؟

528
00:50:41,042 --> 00:50:45,213
‫تو تمام این سال‌ها، با این راه‌پله روبرو نشدم

529
00:50:46,256 --> 00:50:47,632
‫شک دارم که دی هم شده باشه

530
00:50:48,800 --> 00:50:50,969
‫برام سواله که تا الان کسی از ما شده

531
00:50:58,435 --> 00:50:59,603
‫حس عجیبیه

532
00:51:00,228 --> 00:51:01,521
‫چی؟

533
00:51:01,605 --> 00:51:04,107
‫اینکه تو خونه خودت حس غریبه بودن کنی

534
00:52:41,496 --> 00:52:42,706
‫حالت خوبه گیل؟

535
00:52:44,374 --> 00:52:45,959
‫فکر می‌کنم حالت خوبه

536
00:52:46,543 --> 00:52:48,253
‫بیا، اجازه بده

537
00:52:49,379 --> 00:52:53,133
‫یادته بهت گفتم وقتی بچه بودم

538
00:52:53,216 --> 00:52:54,968
‫منو با خدا اشتباه می‌گرفتن؟

539
00:52:55,051 --> 00:52:59,097
‫اینقدر توسط مردم محافظت شده بودم
‫که حس زندانی بودن داشتم

540
00:52:59,723 --> 00:53:04,853
‫بیشتر وقت‌ها روی یه جایگاه شیشه‌ای
‫که روی بلندترین درخت مقدسمون بود می‌نشستم

541
00:53:04,936 --> 00:53:06,229
‫تنهای تنها

542
00:53:08,273 --> 00:53:10,317
‫بعضی روز‌ها مثل یک عمر می‌گذشت

543
00:53:12,068 --> 00:53:13,403
‫و باز هم تعجب‌آور بود

544
00:53:13,486 --> 00:53:18,366
‫روزی که فهمیدم پوستم مثل
‫یه میوه پوسیده نرم و چروک شده

545
00:53:19,075 --> 00:53:20,160
‫که پیر شدم

546
00:53:21,995 --> 00:53:23,747
‫فکر کردم که منصفانه‌ نیست

547
00:53:24,789 --> 00:53:28,126
‫که زندگیم تقریبا تموم شده
‫و هیچوقت زندگی نکردم

548
00:53:35,926 --> 00:53:38,053
‫ولی بعد یه دختری رو پیدا کردم

549
00:53:38,136 --> 00:53:40,180
‫یه دختر کوچیکی مثل خودم

550
00:53:40,764 --> 00:53:45,352
‫باید از تمام قدرتم استفاده می‌کردم
‫که ناخداگاهم رو وارد اون کنم

551
00:53:45,435 --> 00:53:48,188
‫و می‌ترسیدم که بین دو بدن بمونم

552
00:53:48,271 --> 00:53:52,108
‫مثل افتادن بین قایق و اسکله و اون بین له شدن

553
00:53:52,692 --> 00:53:54,194
‫یک سال تمرین کردم

554
00:53:55,320 --> 00:53:58,240
‫هنوز ترسناک بود ولی انجامش دادم

555
00:53:59,366 --> 00:54:02,869
‫این پرش توی هوا و داخل یک ذهن پر

556
00:54:04,871 --> 00:54:07,123
‫اون تجسم دوم من بود

557
00:54:07,624 --> 00:54:09,626
‫کی؟ دختر کوچیکی که نشونمون دادی؟

558
00:54:11,169 --> 00:54:13,046
‫پدر مادرش خیلی بهش افتخار می‌کردن

559
00:54:13,672 --> 00:54:17,842
‫و دین ما توسط این معجزه بزرگ تازه شد

560
00:54:18,468 --> 00:54:21,388
‫و سپس هر شش یا هفت دهه

561
00:54:21,471 --> 00:54:24,266
‫وقتی حس می‌کردم که بدن کنونیم داره از بین میره

562
00:54:24,349 --> 00:54:26,059
‫یک کودک دیگه رو انتخاب می‌کنم

563
00:54:27,060 --> 00:54:32,524
‫با هر تجسم جدید، قدرت من افزایش یافت

564
00:54:32,607 --> 00:54:36,152
‫خیلی زود می‌تونستم داخل ذهن هرکسی
‫که اطرافم بود رو ببینم

565
00:54:36,653 --> 00:54:39,072
‫افکراشون رو بخونم، کنترلشون کنم

566
00:54:39,906 --> 00:54:45,203
‫و یک روز صداهایی از جهان‌های دیگه شنیدم

567
00:54:47,330 --> 00:54:49,040
‫صدای تو رو شنیدم گیل

568
00:54:49,124 --> 00:54:52,502
‫که بیشتر از یک قرن پیش از سینکس فریاد می‌زدی

569
00:54:52,586 --> 00:54:56,298
‫مثل یه نبوغ خش خش کننده‌ای بودی
‫که سعی می‌کردی غرق نشی

570
00:54:58,216 --> 00:55:00,218
‫من بودم که بذر رو در ذهنت کاشتم

571
00:55:00,302 --> 00:55:01,553
‫- که باید از اونجا بری
‫- چی؟

572
00:55:02,137 --> 00:55:04,347
‫همه این‌ها از درون خودم اومدن

573
00:55:04,890 --> 00:55:07,517
‫- من ابرکسس رو حل کردم من...
‫- الان دیگه مهم نیست

574
00:55:07,601 --> 00:55:10,061
‫هممون همون‌جایی هستیم که باید باشیم

575
00:55:11,062 --> 00:55:13,398
‫داره باهاتون چیکار می‌کنه؟

576
00:55:13,481 --> 00:55:16,318
‫- کمکم کنید
‫- من برای اون‌ها دارم این کار رو می‌کنم

577
00:55:16,902 --> 00:55:21,823
‫وقتی قدرت تو قدرت من بشه،
‫می‌تونم مردممون رو امن نگه دارم

578
00:55:23,408 --> 00:55:24,784
‫چه بلایی سر من میاد؟

579
00:55:25,285 --> 00:55:27,078
‫یه مدت با من خواهی بود

580
00:55:27,162 --> 00:55:29,623
‫من چندین سال صدای اون بچه کوچیک رو می‌شنیدم

581
00:55:29,706 --> 00:55:32,042
‫مثل صدایی که از ته چاه میاد

582
00:55:32,125 --> 00:55:35,503
‫و هر روز کمتر میشد
‫ تا اینکه فقط صدای سکوت رو می‌شنیدم

583
00:55:37,047 --> 00:55:39,049
‫هنوز بهش گوش میدم ولی

584
00:55:40,467 --> 00:55:42,928
‫درست همونطور که همیشه به تو گوش خواهم داد

585
00:55:48,099 --> 00:55:51,061
‫یه وسیله‌ای داشتیم، یه وسیلۀ قدیمی

586
00:55:51,144 --> 00:55:54,064
‫که با سیگنال‌های مغزی مردم درگیر میشد

587
00:55:54,147 --> 00:55:55,941
‫ذهنشون رو عوض می‌کرد یجورایی

588
00:55:56,816 --> 00:55:59,778
‫این سوت‌ها بخشی از اونه

589
00:55:59,861 --> 00:56:01,279
‫به تنهایی بی‌ضررن

590
00:56:01,363 --> 00:56:04,532
‫ازشون استفاده می‌کنیم که
‫به بچه‌ها یاد بدیم که خودشون رو بی‌صدا کنن

591
00:56:05,116 --> 00:56:06,785
‫ولی اگه با هم بنوازیشون

592
00:56:07,786 --> 00:56:09,412
‫دیگه نمی‌تونی باهام مبارزه کنی گیل

593
00:56:09,496 --> 00:56:11,957
‫صفحات میزان‌سازی دارن تنظیم میشن

594
00:56:13,500 --> 00:56:14,626
‫کمکم کنید

595
00:56:17,295 --> 00:56:18,797
‫خواهش می‌کنم، نمی‌تونید بذارید...

596
00:56:24,427 --> 00:56:27,055
‫نباید اینجا بمونیم دان

597
00:56:28,557 --> 00:56:30,767
‫نمی‌تونم بذارم دی بچمون رو بزرگ کنه

598
00:56:32,978 --> 00:56:34,229
‫فکر می‌کردم می‌تونم ولی من...

599
00:56:35,730 --> 00:56:38,817
‫اگه دی بمیره چی؟ تو رو مسئول کرده

600
00:56:39,943 --> 00:56:42,612
‫- یکی دیگه می‌سازن
‫- پس نماینده‌ها رو نابود می‌کنیم

601
00:56:43,822 --> 00:56:46,116
‫اگه دیگه کلونی نباشه که جاش رو بگیره اونوقت...

602
00:56:47,951 --> 00:56:48,952
‫آزاد می‌شیم

603
00:56:50,412 --> 00:56:51,705
‫نه اونا...

604
00:56:53,373 --> 00:56:55,584
‫اون‌ها فقط سلول و پوست نیستن، اونا...

605
00:56:55,667 --> 00:56:57,419
‫اون‌ها هنوز برادر‌های منن

606
00:56:58,962 --> 00:57:00,297
‫و حتی اگه بتونم همچین کاری کنم

607
00:57:00,380 --> 00:57:01,631
‫دمرزل جلومون رو می‌گیره

608
00:57:03,174 --> 00:57:05,677
‫اون مسئول محافظت از سلسله ژنتیکیه

609
00:57:06,803 --> 00:57:08,013
‫توی برنامه‌ریزیشه

610
00:57:08,763 --> 00:57:10,807
‫ولی کی دمرزل رو برنامه‌ریزی کرده؟

611
00:57:18,648 --> 00:57:19,858
‫ترمینوس منتظره

612
00:57:29,534 --> 00:57:32,037
‫این سرنوشت منه دمرزل

613
00:57:34,956 --> 00:57:36,041
‫اینجا کجاست؟

614
00:57:37,208 --> 00:57:38,627
‫برای هر مقصودی که باشه

615
00:57:39,127 --> 00:57:41,838
‫دمرزل زحمت زیادی کشیده که مخفی نگهش داره

616
00:57:43,840 --> 00:57:45,884
‫من همیشه فکر می‌کردم ما مستقلیم

617
00:57:45,967 --> 00:57:49,137
‫یک توسعۀ خالص از کلئون اول،
‫اینکه دمرزل به ما خدمت می‌کنه

618
00:57:50,013 --> 00:57:52,933
‫ولی در حقیقت، دمرزل فقط به اون خدمت می‌کنه

619
00:57:56,061 --> 00:57:57,354
‫داسک درست می‌گفت

620
00:57:59,898 --> 00:58:01,900
‫خیلی با دم شیر بازی کردیم

621
00:58:02,901 --> 00:58:04,236
‫فکر نکنم امن باشه

622
00:58:05,153 --> 00:58:06,321
‫برای اون و یا برای من

623
00:58:06,404 --> 00:58:08,240
‫حتی فکر نمی‌کنم برای دی هم امن باشه

624
00:58:08,323 --> 00:58:11,534
‫شما همتون عروسک خیمه شب‌بازی‌اید
حداقل ‫این مشخص شده

625
00:58:13,703 --> 00:58:18,124
‫تو درباره اصالت دمرزل دنبال پاسخ بودی

626
00:58:20,418 --> 00:58:23,380
‫این تالار به خیلی چیز‌ها معروفه

627
00:58:24,297 --> 00:58:27,300
‫ولی اول فقط یک زندان بود

628
00:58:29,135 --> 00:58:32,681
‫خوش اومدی کلئون شانزدهم

629
00:58:36,685 --> 00:58:40,146
‫خیلی وقت‌ها فکر کردم به اینکه
‫وقتی بقیه ما خوابیم تو چی می‌بینی

630
00:58:42,607 --> 00:58:44,025
‫چه چیزهایی رو از دست می‌دیم

631
00:58:46,152 --> 00:58:47,862
‫چه افکاری تو ذهنت هستن

632
00:58:49,864 --> 00:58:50,991
‫زندان برای کی؟

633
00:58:54,369 --> 00:58:57,831
‫شما سه‌تا قدرت واقعی رو در دست ندارید

634
00:58:59,791 --> 00:59:02,043
‫دمرزل تنها وارث واقعی کلئونه

635
00:59:07,215 --> 00:59:08,675
اون ‫ملکه همیشه‌گیشه

636
00:59:09,999 --> 00:59:16,999
<font color="#ffff00" face="Vazirmatn, IRANSans, Segoe UI, Tahoma, sans-serif">ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور</font>

