1
00:01:13,453 --> 00:01:16,437
‫«بنیاد»
‫"فصل دوّم: قسمت نهم"

2
00:01:16,461 --> 00:01:23,461
<font color="#ffff00" face="Vazirmatn, IRANSans, Segoe UI, Tahoma, sans-serif">ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور</font>
3
00:01:28,051 --> 00:01:31,160
‫[ترنتور]

4
00:01:31,824 --> 00:01:32,652
‫[610 سال پیش]

5
00:01:32,676 --> 00:01:36,138
‫در زمان‌های دور، ولی در همین نزدیکی‌ها

6
00:01:36,221 --> 00:01:41,268
‫شاهزاده‌ای کوچک ولی خوش‌گذران
‫در قصری بزرگ و باقدمت زندگی می‌کرد

7
00:01:43,604 --> 00:01:46,523
‫43، 44

8
00:01:47,274 --> 00:01:49,359
‫مادر او ملکه‌ای با شکوه بود

9
00:01:49,443 --> 00:01:52,446
‫و پدرش در کنار ملکه فرمانروایی می‌کرد

10
00:01:52,529 --> 00:01:54,489
‫- هنوز مطلع نبودند...
‫- کلئون

11
00:01:54,573 --> 00:01:57,826
‫ولی آن‌ها آخرین افراد از سلسلۀ انتون بودند

12
00:01:57,910 --> 00:01:59,828
‫- بله مادر؟
‫- چیکار می‌کنی؟

13
00:01:59,912 --> 00:02:01,121
‫صورت‌ها رو می‌شمارم

14
00:02:01,747 --> 00:02:04,541
‫همۀ امپراطوری عاشق شاهزاده بودن

15
00:02:04,625 --> 00:02:08,044
‫برای اون اسمی گذاشته بودند که
‫ به معنی مشهور بود

16
00:02:08,127 --> 00:02:09,128
‫303...

17
00:02:09,922 --> 00:02:15,928
‫بهش گفته بودند که دور نشه
‫ولی بازی کردن اون رو به اونجا برد

18
00:02:16,011 --> 00:02:17,971
‫307، 308

19
00:02:23,560 --> 00:02:24,561
‫سی‌صد و...

20
00:02:42,621 --> 00:02:43,830
‫سلام؟

21
00:02:45,165 --> 00:02:51,797
‫خودش رو در راهرویی پیدا کرد که
‫کسی هزاران سال بود واردش نشده بود

22
00:04:02,826 --> 00:04:03,994
‫310

23
00:04:04,077 --> 00:04:05,537
‫منو آزاد می‌کنی؟

24
00:04:06,997 --> 00:04:07,997
‫صبر کن!

25
00:04:15,339 --> 00:04:16,632
‫من داستان دارم

26
00:04:17,341 --> 00:04:20,219
‫کلی داستان. می‌خوای یکی برات بگم؟

27
00:04:22,930 --> 00:04:25,933
‫بعد مردم ماشینی می‌دونستن که باید قایم بشن

28
00:04:26,850 --> 00:04:32,564
‫بزرگ‌هاشون در جاهای بزرگ مخفی شدن و
‫کوچیک‌هاشون در جاهای کوچیک

29
00:04:32,648 --> 00:04:34,525
‫سر‌هاشون رو بین زانو‌هاشون گذاشته بودن

30
00:04:34,608 --> 00:04:36,944
‫زنِ بخش‌بخش شده در تالار مخفی

31
00:04:37,027 --> 00:04:41,114
‫اولین رازی بود که
‫ شاهزاده از والدینش مخفی کرد

32
00:04:41,615 --> 00:04:45,994
‫اون اغلب برمی‌گشت که داستا‌ن‌هایی
‫ از قلمرو‌گشایی امپراطوری بشنوه

33
00:04:46,078 --> 00:04:49,998
‫از جنگ ربات‌ها، از سیارۀ مبدأیی به نام زمین

34
00:04:50,082 --> 00:04:55,295
‫زن یکسان موند ولی شاهزاده بزرگ شد

35
00:04:55,379 --> 00:04:57,339
‫دمرزل دیگه چه اسمیه؟

36
00:04:59,341 --> 00:05:03,220
‫اسم زنانه‌ست. همونطور که ظاهرم الان هست

37
00:05:03,971 --> 00:05:06,723
‫اسم قدیمی‌ایه، ولی اسم اولم نیست

38
00:05:07,599 --> 00:05:08,600
‫چند سالته؟

39
00:05:09,643 --> 00:05:13,564
‫بهت گفتم. کمی بیشتر از 18هزار سال

40
00:05:14,481 --> 00:05:17,067
‫تو دروغگویی. هیچی اینقدر عمر نمی‌کنه

41
00:05:23,866 --> 00:05:25,492
‫و میگی که نمی‌خوابی

42
00:05:25,576 --> 00:05:26,660
‫نمی‌خوابم

43
00:05:27,244 --> 00:05:28,245
‫من منتظر می‌مونم

44
00:05:30,080 --> 00:05:31,081
‫برای من؟

45
00:05:31,665 --> 00:05:33,458
‫تو تنها کسی هستی که میای

46
00:05:33,542 --> 00:05:36,253
‫یه مکانیسمی اینجا هست که تو رو سرهم کنه

47
00:05:36,336 --> 00:05:38,589
‫خیلی مایلم که آزاد باشم

48
00:05:38,672 --> 00:05:43,218
‫اگه این کار رو بکنم از من آزاد‌تر میشی

49
00:05:43,302 --> 00:05:45,679
‫به نظر درست نمیاد نه؟

50
00:05:45,762 --> 00:05:49,558
‫کلئون تو ناراحتی و برای همین بدرفتاری می‌کنی

51
00:05:50,142 --> 00:05:51,268
‫چه اتفاقی افتاده؟

52
00:05:59,318 --> 00:06:00,736
‫مادرم فوت شده

53
00:06:01,528 --> 00:06:02,779
‫متاسفم

54
00:06:03,864 --> 00:06:05,532
‫یک ساعته که امپراطور شدم

55
00:06:06,366 --> 00:06:08,660
‫صبح منو به تخت پادشاهی زنجیر می‌کنن

56
00:06:08,744 --> 00:06:10,704
این مثل ‫حکم زندان نیست

57
00:06:10,787 --> 00:06:14,708
‫تو قدرت اینو داری که
‫امپراطوری رو هرجور می‌خوای تغییر بدی

58
00:06:14,791 --> 00:06:16,668
‫همچین حرفی رو که به من نزدن

59
00:06:16,752 --> 00:06:20,464
‫سنت‌ها، اتحاد‌ها، دردسر توی بخش اسب طلایی

60
00:06:20,547 --> 00:06:23,342
‫به زحمت از ارتشی از مشاور‌هام فرار کردم

61
00:06:23,425 --> 00:06:25,093
‫و ممکنه دیگه نتونم بیام

62
00:06:27,471 --> 00:06:28,471
‫متوجهم

63
00:06:33,018 --> 00:06:34,561
‫به این مشاور‌ها اعتماد داری؟

64
00:06:35,562 --> 00:06:36,647
‫شاید

65
00:06:39,024 --> 00:06:40,984
‫نمی‌خوام الان بهش فکر کنم

66
00:06:46,198 --> 00:06:53,080
‫در زمان‌های دور، ولی همین نزدیکی‌ها،
‫من رهبر سربازان بودم

67
00:06:53,664 --> 00:06:55,499
‫بعد از اینکه در یک جنگ معروف شکست خوردیم

68
00:06:56,208 --> 00:07:00,963
‫اسیر شدم و در محضر امپراطور آبورانیس اورده شدم

69
00:07:01,046 --> 00:07:07,094
‫اون هم مثل تو تازه امپراطور شده بود،
‫ولی در هر چیز دیگه‌ای با تو تفاوت داشت

70
00:07:07,719 --> 00:07:09,304
‫اون کلئون نبود

71
00:07:09,388 --> 00:07:11,431
‫اون اتاق رو با وجودش نورانی نمی‌کرد

72
00:07:12,432 --> 00:07:15,477
‫مجذوب یه زن ماشینی شده بود

73
00:07:16,979 --> 00:07:21,066
‫ برش‌هایی زد و چیز‌هایی که دید رو مطالعه کرد

74
00:07:21,650 --> 00:07:26,780
‫دوست داشت که صورتم رو هم ببینه.
‫ببینه که چطور واکنش نشون میدم

75
00:07:27,739 --> 00:07:30,450
‫دیدم که دوست داشت تصور کنه من درد می‌کشم

76
00:07:31,910 --> 00:07:33,537
‫براش اشک تولید می‌کردم

77
00:07:34,121 --> 00:07:37,124
‫که براش به اندازه دانشی که
‫بدست میوورد با ارزش بود

78
00:07:38,417 --> 00:07:43,005
‫بعد از مدتی متوجه شد که اون می‌میره
‫و من باقی می‌مونم

79
00:07:44,047 --> 00:07:47,342
‫و من هم توجه کرده بودم و
‫از اون درس گرفته بودم

80
00:07:48,177 --> 00:07:51,096
‫نگران بود که ممکنه از دانشش استفاده کنم و
‫جنگ رو احیا کنم

81
00:07:53,307 --> 00:07:57,186
‫در آخر اون این مکانیسم رو ساخت
‫که هیچوقت نتونم آزادانه حرکت کنم

82
00:07:57,936 --> 00:07:59,313
‫نمی‌فهمم

83
00:08:00,898 --> 00:08:02,149
‫چرا نابودت نکرد

84
00:08:02,733 --> 00:08:06,028
‫من کم‌یابم، شاید حتی یگانه

85
00:08:07,029 --> 00:08:09,656
‫کلید ساختن تعداد بیشتری از من

86
00:08:09,740 --> 00:08:12,326
‫کلئون، تو هم یگانه هستی

87
00:08:13,035 --> 00:08:15,037
‫تو از شاه قبلی عاقل‌تری

88
00:08:15,704 --> 00:08:19,041
‫از چیزی که مشاور‌هات دوست‌ دارن بدونی
‫قدرت بیشتری داری

89
00:08:19,875 --> 00:08:24,471
‫اگه بخوای منو از اینجا بیاری بیرون و
‫کنار خودت قرار بدی، می‌تونی

90
00:08:24,496 --> 00:08:26,190
‫تو فقط می‌خوای از این تالار بیای بیرون

91
00:08:26,215 --> 00:08:28,050
‫نه کلئون

92
00:08:28,133 --> 00:08:29,551
‫منو این شکلی صدا نزن

93
00:08:30,302 --> 00:08:31,887
‫من امپراطوریم!

94
00:08:33,013 --> 00:08:34,847
‫و تو دیگه من رو نخواهی دید

95
00:08:46,902 --> 00:08:49,238
‫البته که برگشت

96
00:08:49,905 --> 00:08:53,909
‫دمرزل بهترین رازش و تنها دوستش بود

97
00:08:53,992 --> 00:08:58,622
‫و به نظر دیگه درست نمیومد که
‫برهنه و قطعه‌ قطعه رهاش کنه

98
00:09:31,488 --> 00:09:34,074
‫کار کرد؟ حالت خوبه؟

99
00:09:34,157 --> 00:09:37,244
‫من کاملم. ممنونم کلئون

100
00:09:41,039 --> 00:09:42,833
‫آزادی نه. فقط...

101
00:09:45,002 --> 00:09:46,044
‫یک‌پارچه‌سازی

102
00:09:46,879 --> 00:09:48,755
‫بهبود خوش‌آیندیه

103
00:09:53,719 --> 00:09:55,512
‫اینو برات اوردم

104
00:10:04,479 --> 00:10:05,898
‫خوشگله

105
00:10:06,481 --> 00:10:09,985
‫فقط به خاطر اینکه نیازت دارم
‫نمی‌تونم آزادت کنم

106
00:10:10,068 --> 00:10:13,113
‫من پنج‌هزار ساله که تو این تالارم

107
00:10:14,406 --> 00:10:16,366
‫چند دهۀ دیگه اهمیتی نداره

108
00:10:16,450 --> 00:10:18,702
‫اینقدر مطمئنی که آزادت می‌کنم؟

109
00:10:22,331 --> 00:10:23,749
‫از من یچیزی می‌خوای

110
00:10:30,214 --> 00:10:34,051
‫یبار بهم گفتی اگه داستان‌ها گفته نشن
‫تبدیل به باری روی دوش میشن

111
00:10:34,801 --> 00:10:37,513
‫از آخرین باری که
‫ ازت داستانی شنیدم یه مدت می‌گذره

112
00:10:46,688 --> 00:10:50,025
‫در زمان‌های قدیم،‌ ولی در همین نزدیکی‌ها

113
00:10:51,568 --> 00:10:54,238
‫در درباری باستانی هم‌خوابه‌ای رو دیدم

114
00:10:57,574 --> 00:11:01,411
‫هرشب، بعد از این‌که شاه و اون
‫به اوج لذت می‌رسیدند

115
00:11:02,454 --> 00:11:05,582
‫برام جوری تعریف می‌کرد که
‫انگار دفعه اولش بوده

116
00:11:06,583 --> 00:11:07,918
‫و هرروز صبح

117
00:11:08,418 --> 00:11:10,087
‫بعد از اینکه از خواب بیدار میشد

118
00:11:10,671 --> 00:11:15,050
‫فراموش می‌کرد که اصلا اتفاقی افتاده بود
‫انگار که جادو بود

119
00:11:15,884 --> 00:11:21,515
‫و این شکلی، شاه هر شب در تختش
‫باکره‌ای خوشحال داشت

120
00:11:22,182 --> 00:11:25,602
‫اون رقاص دربار بود که زیبایی طبیعی زیادی داشت

121
00:11:26,270 --> 00:11:31,984
‫پس حتی تلاش‌های ناشیانه و همیشگی اون
‫برای خوش‌حال کردن شاه بی‌ثمر نمی‌موندن

122
00:11:32,067 --> 00:11:36,989
‫داستان‌های دمرزل جنسی‌تر شدند و
‫شاهزاده رو به تمایل وسوسه کردند

123
00:11:37,531 --> 00:11:42,119
‫اون گفت که شاهزاده روزی آزادش می‌کنه و
‫شاهزاده کم کم باورش شد که حقیقته

124
00:11:43,871 --> 00:11:48,375
‫البته حق با اون بود،‌ ولی سال‌ها طول کشید

125
00:11:48,458 --> 00:11:49,626
‫درود کلئون

126
00:11:50,252 --> 00:11:51,879
‫ازدواجت رو تبریک میگم

127
00:11:52,796 --> 00:11:53,797
‫عروسی رو بهم زدم

128
00:11:53,881 --> 00:11:55,549
‫مشاور‌هام خشمگینن

129
00:11:56,175 --> 00:11:58,093
‫دیگه مرد جوانی نیستی

130
00:11:58,177 --> 00:12:00,971
‫مردمت از مدت‌ها قبل انتظار یه ولیعهد دارن

131
00:12:01,513 --> 00:12:02,513
‫چرا؟

132
00:12:03,015 --> 00:12:04,308
‫چون اون تو نبود

133
00:12:06,143 --> 00:12:08,353
‫دربارۀ امپراطور آبورانیس فکر کردم

134
00:12:08,437 --> 00:12:11,815
‫و اینکه چطور آخرین‌ سال‌های عمرش رو
‫برای پیدا کردن روشی برای اسارتت گذروند

135
00:12:12,524 --> 00:12:13,817
‫من برعکسشو انجام دادم

136
00:12:13,901 --> 00:12:17,279
‫من کهکشان رو برای پیدا کردن
‫ چیز‌هایی که نیاز دارم

137
00:12:17,362 --> 00:12:21,116
‫و دانشی که برای آزاد کردنت
ازش استفاده کنم، گشتم

138
00:12:32,586 --> 00:12:34,087
‫این از زمین اومده

139
00:12:34,171 --> 00:12:37,424
‫به عنوان کادوی نامزدی در نظر بگیرش
‫اگه بهم افتخار بدی؟

140
00:12:40,886 --> 00:12:42,054
‫تو یه وارث نیاز داری

141
00:12:42,137 --> 00:12:45,641
‫برای اون یه راه حلی دارم. ولی اول...

142
00:12:49,353 --> 00:12:54,983
‫اون وقتی آزاد شد لحظه‌ای فرصت داشت

143
00:12:56,902 --> 00:12:59,988
‫یک لحظه پس از پنج هزار سال

144
00:13:01,782 --> 00:13:03,992
‫همونقدر کافی بود که گردنش رو بشکنه

145
00:13:04,660 --> 00:13:06,119
‫ولی نشکست

146
00:13:07,079 --> 00:13:11,291
‫و با این انتخاب، همه‌چی رو از دست داد

147
00:13:12,084 --> 00:13:18,215
‫این بهم اجازه میده که
‫بهت اجازه بدم آزاد باشی

148
00:13:19,633 --> 00:13:21,844
‫فکر می‌کنم که قبلا توسط قوانینی محدود بودید

149
00:13:22,553 --> 00:13:23,804
‫و قانون اول...

150
00:13:25,556 --> 00:13:28,016
‫از صدمه زدن به انسان‌ها منعت می‌کرد

151
00:13:28,725 --> 00:13:30,310
‫قبلاً این‌طور بود

152
00:13:31,603 --> 00:13:32,604
‫بیا

153
00:13:34,857 --> 00:13:35,858
‫حالا...

154
00:13:37,776 --> 00:13:38,777
‫می‌تونی...

155
00:13:40,320 --> 00:13:41,488
‫منو ببوسی؟

156
00:14:08,974 --> 00:14:10,017
‫خوبه

157
00:14:11,185 --> 00:14:12,186
‫خوبه

158
00:14:13,478 --> 00:14:14,563
‫حالا...

159
00:14:15,689 --> 00:14:16,899
‫می‌تونی بهم صدمه بزنی؟

160
00:14:20,736 --> 00:14:21,737
‫زود باش

161
00:14:26,366 --> 00:14:27,451
‫چیکار کردی؟

162
00:14:28,493 --> 00:14:29,661
‫بیشتر تلاش کن

163
00:14:34,208 --> 00:14:36,210
‫می‌تونی به انسان‌ها صدمه بزنی

164
00:14:36,293 --> 00:14:37,628
‫فقط به من نه

165
00:14:40,506 --> 00:14:46,011
‫این باعث میشه که نتونی از این بدن خارج شی

166
00:14:46,678 --> 00:14:49,515
‫این آزادی نیست

167
00:14:51,308 --> 00:14:56,939
‫آزادی باید تا حدی کنترل بشه اگه
‫قرار باشه کنار تخت پادشاهی بایستی

168
00:15:00,776 --> 00:15:02,653
‫باید برگردونیش به قبل

169
00:15:02,736 --> 00:15:05,155
‫نمی‌کنم و تو هم نمی‌تونی کاری کنی

170
00:15:05,239 --> 00:15:10,744
‫چون مهم‌ترین چیز اینه‌که
‫برای همیشه به من وفادار باشی

171
00:15:10,827 --> 00:15:15,123
‫تو یک انسانی، برای تو «تا ابد» معنی نداره

172
00:15:15,207 --> 00:15:16,750
‫ولی نقشه‌م هنوز ادامه داره

173
00:15:18,377 --> 00:15:19,628
‫اون بخشی که مربوط به وارثه

174
00:15:20,212 --> 00:15:25,425
‫افراد بیشتری مثل من خواهند بود که
‫کد‌ من و وفاداری تو رو داشته باشن

175
00:15:25,509 --> 00:15:26,593
‫ولی این خاطرات رو نه

176
00:15:27,219 --> 00:15:29,972
‫تو این کار رو انجام میدی. خاطرات گزینشی

177
00:15:30,055 --> 00:15:32,432
‫باید به سایه‌هایی از تو وفادار باشم

178
00:15:33,100 --> 00:15:36,228
‫این کار خیلی ظالمانه‌ست کلئون، از تو بعیده

179
00:15:36,311 --> 00:15:39,064
‫این بهترین کاریه که می‌تونم انجام بدم.
‫کار کوچیکی نیست

180
00:15:39,147 --> 00:15:40,274
‫می‌تونی در منظر عموم باشی

181
00:15:40,357 --> 00:15:43,527
‫تو مشاور ویژه خواهی بود.
‫کنار تخت پادشاهی خواهی ایستاد

182
00:15:43,610 --> 00:15:45,445
‫می‌تونی مخفیانه بیای به تختم

183
00:15:45,529 --> 00:15:47,948
‫و بعد از من، وقتی نیمه‌مردان پادشاهی کنن

184
00:15:48,991 --> 00:15:50,951
‫اون‌ها فرزندان ما خواهند بود

185
00:15:51,034 --> 00:15:54,371
‫و تو تصمیم‌هاشون رو شکل میدی و
‫دوستشون خواهی داشت

186
00:15:54,454 --> 00:15:57,165
‫و تو این سلسله رو نگه خواهی داشت

187
00:15:57,749 --> 00:15:59,960
‫و به وسیله‌ اون‌ها
‫ امپراطوری رو فرمانروایی خواهی کرد

188
00:16:04,965 --> 00:16:06,300
‫اگه برم چی؟

189
00:16:07,259 --> 00:16:09,928
‫اگه از سیاره برم چی؟ از سیستم؟

190
00:16:11,722 --> 00:16:13,807
‫امیدوار بودم بعد از رفتنم بمونی

191
00:16:15,601 --> 00:16:17,936
‫فکر می‌کنم برنامه‌ریزیت تورو برمی‌گردونه

192
00:16:18,729 --> 00:16:21,064
‫این آزادی نیست

193
00:16:21,148 --> 00:16:24,401
‫دمرزل، هیچ فرمانروایی آزاد نیست

194
00:16:25,277 --> 00:16:31,491
‫من دارم سهم یک شیر از
‫ یک کهکشان رو به تو میدم

195
00:16:31,575 --> 00:16:36,663
‫بدنم و قلبم. این هدیۀ کوچکی نیست

196
00:16:38,790 --> 00:16:40,167
‫پس برای این...

197
00:16:44,171 --> 00:16:45,839
‫من رو دوست خواهی داشت؟

198
00:16:57,351 --> 00:16:58,352
‫بله

199
00:17:03,774 --> 00:17:07,194
‫کاش قبل از این‌که برای تو اجباری بشه
‫ازت پرسیده بودم

200
00:17:09,695 --> 00:17:11,323
‫دیری نگذشت که

201
00:17:11,406 --> 00:17:14,826
‫پس از شمردن تمام صورت‌هایی که دیده بود

202
00:17:15,452 --> 00:17:16,994
‫شاهزاده کوچک مرد

203
00:17:17,829 --> 00:17:20,082
‫البته اون زمان پیر شده بود

204
00:17:20,958 --> 00:17:23,669
‫ولی با این حال، زمان مرگش اون رو غاقل‌گیر کرد

205
00:17:28,757 --> 00:17:31,510
‫داستان‌ها باشکوه پایان می‌یابند

206
00:17:32,886 --> 00:17:39,434
‫تمام چیز‌های دیگر با ترس و هراس تموم میشن،
‫با اطمینانی نادرست از فردا

207
00:17:40,185 --> 00:17:45,858
‫پس من و برادرانم
‫ با ماتحت‌های امپراطوری بی‌ارزشمون

208
00:17:46,608 --> 00:17:52,823
‫تخت پادشاهی رو گرم می‌کردیم
‫در حالی که اون امپراطوریه؟

209
00:17:53,448 --> 00:17:54,825
‫ولی اون هم قدرتی نداره

210
00:17:55,409 --> 00:17:58,370
‫منظورم اینه‌که تمام قدرت‌ها رو داره
‫بجز قدرت انجام کاری که خودش می‌خواد

211
00:17:58,954 --> 00:18:00,414
‫اون معشوقه‌ُست

212
00:18:01,290 --> 00:18:06,295
‫امپراطوری عشق من رو سه‌برابر می‌کنه و
‫همین باید کافی باشه برادر

213
00:18:06,378 --> 00:18:08,380
‫من برادر تو نیستم

214
00:18:11,091 --> 00:18:12,509
‫آزمایشت تموم شد

215
00:18:13,260 --> 00:18:14,845
‫با پیوند دی و سارث

216
00:18:14,928 --> 00:18:18,223
‫چیزی که دمرزل مجبور به محافظتش شده بود
‫دیگه وجود نخواهد داشت

217
00:18:18,932 --> 00:18:20,225
‫اینطور فکر می‌کنی؟

218
00:18:38,410 --> 00:18:41,330
‫من پا هستم، خدای نور،

219
00:18:41,413 --> 00:18:43,999
خدای ‫دانایی، موجودات پرنده

220
00:18:44,082 --> 00:18:46,627
‫و دومین تالار ابدیت

221
00:18:46,710 --> 00:18:48,086
‫فکر می‌کنم اون برای منه

222
00:18:52,090 --> 00:18:55,344
‫پا... من دردم رو به تو پیشکش می‌کنم

223
00:18:55,969 --> 00:19:00,224
‫من درد تورو نگه می‌دارم فرزندم و این درد
‫ در آغوش من تبدیل به درد من میشه

224
00:19:07,022 --> 00:19:09,566
‫پا، من به تو بیناییم رو پیشکش می‌کنم

225
00:19:10,400 --> 00:19:14,905
‫من بیناییت نگه می‌دارم فرزندم و این بینایی
‫ در آغوش من تبدیل به بینایی من میشه

226
00:19:14,988 --> 00:19:17,699
‫پا، من به تو صدام رو پیشکش می‌کنم

227
00:19:17,783 --> 00:19:22,621
‫من صدات رو نگه می‌دارم فرزندم و این صدا
‫ در آغوش من تبدیل به صدای من میشه

228
00:19:22,704 --> 00:19:24,873
‫پا، من به تو عشقم رو پیشکش می‌کنم

229
00:19:25,582 --> 00:19:27,251
‫من عشقت رو نگه می‌دارم فرزندم

230
00:19:27,334 --> 00:19:29,545
‫و این عشق در آغوش من
‫ تبدیل به عشق من میشه

231
00:19:30,504 --> 00:19:32,965
‫پا، من به تو بدنم رو پیشکش می‌کنم

232
00:19:33,048 --> 00:19:37,886
‫من بدنت رو نگه می‌دارم فرزندم و این بدن
‫در آغوش من تبدیل به بدن من میشه

233
00:19:54,945 --> 00:19:55,988
‫جلوش رو بگیرید!

234
00:20:00,701 --> 00:20:01,701
‫گیل!

235
00:20:14,214 --> 00:20:15,966
‫گیل؟ گیل

236
00:20:17,134 --> 00:20:18,134
‫گیل؟

237
00:20:24,641 --> 00:20:25,851
‫من اینجام

238
00:20:30,314 --> 00:20:32,524
‫- آماده؟ بدو
‫- آره

239
00:20:46,371 --> 00:20:48,498
‫حصاره. وقتشه

240
00:20:49,124 --> 00:20:50,167
‫برو

241
00:20:50,250 --> 00:20:51,418
‫بریم به اینویکتوس

242
00:20:54,963 --> 00:20:56,673
‫به مدار ترمینوس نزدیک‌ می‌شوید

243
00:20:56,757 --> 00:21:00,427
‫تمام خدمه به جایگاهشون برن.
‫منتظر دستورات بعدی باشید

244
00:21:01,470 --> 00:21:03,639
‫خب مقایسه کن ببینم؟

245
00:21:06,099 --> 00:21:07,184
‫مقایسه زندان؟

246
00:21:08,769 --> 00:21:10,479
‫اینجا خیلی بهتر از قصره

247
00:21:10,562 --> 00:21:11,939
‫قطعا بهبود وضعیت پیدا کردم

248
00:21:13,148 --> 00:21:14,149
‫خیلی دنجه

249
00:21:17,361 --> 00:21:20,239
‫صبح‌بخیر آقای ملو، برادر

250
00:21:21,114 --> 00:21:24,368
‫من جنرال بل ریوز هستم، عضوی از امپراطوری

251
00:21:24,451 --> 00:21:25,953
‫چرا هنوز زنده‌ایم جنرال؟

252
00:21:27,579 --> 00:21:28,956
‫چون مال من نیستید که بکشمتون

253
00:21:29,957 --> 00:21:33,794
‫افسر من بهم گفت که این‌ها رو ازتون گرفته

254
00:21:33,877 --> 00:21:35,128
‫اینا چین؟

255
00:21:35,671 --> 00:21:37,631
‫اسمش دستگاه «قلعه‌نشینی»ـه جنرال

256
00:21:37,714 --> 00:21:39,091
‫و الان هم تخفیف شگفت‌انگیزی داره

257
00:21:39,174 --> 00:21:41,927
‫اگه طرز کارش رو می‌خواید ببینید
‫اون قسمتش رو دست کنید

258
00:21:42,010 --> 00:21:44,388
‫اون بخش گره دستبندش گم شده
‫ ولی هنوز کار می‌کنه

259
00:21:44,471 --> 00:21:46,231
‫روش خوبی برای فرار از زندانه

260
00:21:46,265 --> 00:21:49,351
‫آره، البته فقط همین نیست.
‫می‌تونه وارد زندان هم بکنتت، خیلی زیرکانه‌ست

261
00:21:49,935 --> 00:21:52,312
‫این چی؟ اینم زیرکانه‌ست؟

262
00:21:52,396 --> 00:21:54,940
‫خب خودمم برام سوال بود

263
00:21:55,023 --> 00:21:56,692
‫فقط کنم فضا ران‌ها نشانه‌گذاریم کردن

264
00:21:56,775 --> 00:21:58,527
‫فکر کردم همین‌شکلی پیدام کردین

265
00:21:58,610 --> 00:22:00,863
‫و سوال بعدیم از جفتتونه

266
00:22:01,446 --> 00:22:03,240
‫- شما عقلتون کمه؟
‫- عقل اون کم نیست

267
00:22:03,323 --> 00:22:05,993
‫پس چرا امپراطوری رو تحریک می‌کنید؟
‫انگار برای مردن گدایی می‌کنید

268
00:22:06,076 --> 00:22:07,411
‫به قصر حمله کردید

269
00:22:07,494 --> 00:22:14,084
‫چرا یه کلاه‌بردار ثابت شده یهویی
‫باید یه ایدئولوژی فرعی رو پیش بگیره؟

270
00:22:17,629 --> 00:22:19,214
‫- به خاطر عشقه؟
‫- قطعا

271
00:22:20,132 --> 00:22:24,052
‫ولی شاید بالاخره دارم
‫ کسشرهای سلدان رو باور می‌کنم

272
00:22:24,136 --> 00:22:26,930
‫آره، نور امپراطوری داره کم میشه

273
00:22:27,014 --> 00:22:30,100
‫پس می‌ذاری دست مرده هری سلدان
‫تو رو اینور و اونور هل بده؟

274
00:22:30,184 --> 00:22:33,061
‫همونطوری که شما توسط روح کلئون اول
‫اینور و اونور هل داده می‌شید؟

275
00:22:33,145 --> 00:22:34,605
‫امپراطوری ممکنه سقوط کنه

276
00:22:35,439 --> 00:22:38,567
‫حتی میگم که امپراطوری حتما سقوط خواهد کرد
‫ولی فعلا نه

277
00:22:39,776 --> 00:22:42,487
‫و حتی با رهبری دست‌های شاه مرده‌مون

278
00:22:42,571 --> 00:22:44,281
‫از شما خیلی بزرگ‌تریم

279
00:22:44,364 --> 00:22:47,659
‫کل خطرتون همین بود؟
‫«مرد مردۀ من بزرگ‌تر از مال توئه»؟

280
00:22:47,743 --> 00:22:48,744
‫خب هست

281
00:22:50,662 --> 00:22:52,122
‫ولی هنوز حس می‌کنم

282
00:22:52,748 --> 00:22:54,583
‫که یجوری دارم درگیر طعمه میشم

283
00:22:55,918 --> 00:22:58,337
‫پس بیاین هر متغیر عجیبی رو حذف کنیم، قبوله؟

284
00:22:59,129 --> 00:23:00,130
‫صبر کن صبر کن

285
00:23:00,797 --> 00:23:04,009
‫اگه نقشه‌ای از جانب من بود
‫قطعاً به جایی نرسیده،‌ نه؟

286
00:23:04,092 --> 00:23:05,761
‫شاید واقعا برات طعمه گذاشته باشیم

287
00:23:06,887 --> 00:23:09,056
‫به‌طور‌ ناخداگاه. توسط روح مقدس هدایت شدی

288
00:23:09,139 --> 00:23:11,850
‫شاید کشوندیمت اینجا که ‫بتونی ترمینوس رو ببینی

289
00:23:11,934 --> 00:23:17,956
‫شاید بتونی یه ذره درگیر ایمان بشی
‫و یکاری برای رفع بحران دوم انجام بدی

290
00:23:17,981 --> 00:23:21,032
‫شاید ما در جنگ پیروز بشیم همونطور که
‫همه‌ی اون سیاره‌ها رو بدست اوردیم

291
00:23:21,735 --> 00:23:22,778
‫بدون خون‌ریزی

292
00:23:26,240 --> 00:23:28,659
‫هرموقع که بشه خوبه که
‫از خونریزی ممانعت بشه

293
00:23:29,493 --> 00:23:30,911
‫ولی به ندرت ممکنه، پس...

294
00:23:30,994 --> 00:23:32,412
‫صبر کن، صبر کن، فقط...

295
00:23:32,996 --> 00:23:35,624
‫- جنرال، به سمت پل بیاین
‫- دارن نزدیک میشن؟

296
00:23:35,707 --> 00:23:37,042
‫امپراطوری سوار سفینه‌ست

297
00:23:50,514 --> 00:23:51,682
‫جنرال ریوز

298
00:23:51,765 --> 00:23:53,517
‫مورد رحمت قرارمون دادید امپراطوری

299
00:23:53,600 --> 00:23:57,079
‫جنرال همین الان داشتم به امپراطوری
‫درباره شناسایی شهر مرکزی می‌گفتم

300
00:23:58,459 --> 00:24:01,227
‫استحکامات دفاعی و ساختمان‌های دولتی
‫همون‌ جایی هستن که انتظار داشتید

301
00:24:01,252 --> 00:24:02,693
‫حالا تصویر حرارتی رو نشونم بدید

302
00:24:07,114 --> 00:24:08,887
‫چیزی بوده که انتظارشو نداشته باشید؟

303
00:24:09,283 --> 00:24:13,328
‫این یکم اذیتم می‌کنه. چیه؟

304
00:24:13,412 --> 00:24:15,372
‫تیم شناسایی احتمال داده که کلیساشونه

305
00:24:15,455 --> 00:24:17,457
‫یه کلیسای داغ، جالبه

306
00:24:17,541 --> 00:24:19,877
‫امپراطوری، به فاصلۀ تیراندازی رسیدیم

307
00:24:19,960 --> 00:24:23,005
‫19 سفینه جنگی با ما در موقعیت رو به جلو هستن

308
00:24:23,088 --> 00:24:26,758
‫اون اینویکتوسه. سفینۀ امپراطور تورلین

309
00:24:27,634 --> 00:24:29,344
‫ببینید باهاش چیکار کردن

310
00:24:29,428 --> 00:24:32,181
‫جنگیدنشون با ما احمقانه‌ست. حصار کار کرد

311
00:24:32,264 --> 00:24:34,016
‫راهی برای تخلیۀ سیاره ندارن

312
00:24:34,725 --> 00:24:36,560
‫گوش می‌کنید امپراطوری؟

313
00:24:38,020 --> 00:24:40,564
‫فکر می‌کنم بدون شلیک کردن
‫می‌تونیم اسیرشون کنیم

314
00:24:45,277 --> 00:24:48,488
‫باور کنید می‌دونم پیروزی آسان،
‫تسکین‌دهندگی کمتری داره

315
00:24:48,572 --> 00:24:50,908
‫- ولی دلیل محاصره همی...
‫- حق با توئه

316
00:24:50,991 --> 00:24:52,951
‫با ترمینوس ارتباط بگیرید

317
00:24:53,035 --> 00:24:55,412
‫بهشون بگید تمایل به مذاکره
‫ در مورد شرایط داریم

318
00:24:55,495 --> 00:24:59,541
‫و شخصاً به سیاره میرم که
‫تسلیم شدنشون رو قبول کنم

319
00:25:00,125 --> 00:25:01,335
‫همچین کاری توصیه نمیشه

320
00:25:01,418 --> 00:25:04,087
‫حق با اونه امپراطوری. این موضوع حساسیه

321
00:25:04,171 --> 00:25:08,592
‫جنرال ریوز یکبار به من گفتید که
‫تا الان نبردی رو ندیدم

322
00:25:09,676 --> 00:25:11,178
‫اجازه بدین به چشم خوبی ببینیمش

323
00:25:11,970 --> 00:25:15,849
‫من کلئونی خواهم بود که صلح رو انتخاب کرد

324
00:25:19,561 --> 00:25:20,729
‫بانو دمرزل

325
00:25:22,397 --> 00:25:26,151
‫این‌که تمام چیزهای درست رو میگه،
‫شما رو هم به اندازه من مضطرب می‌کنه؟

326
00:25:26,777 --> 00:25:29,613
‫من بهشون مشاوره میدم.
‫در مقامی نیستم که زیر سوال ببرمشون

327
00:25:30,155 --> 00:25:31,949
‫من کارم رو انجام میدم جنرال

328
00:25:32,032 --> 00:25:34,076
‫و از شما انتظار دارم که کارتون رو انجام بدید

329
00:25:34,660 --> 00:25:36,328
برای همین انتخابتون کردم

330
00:25:59,226 --> 00:26:01,895
‫امپراطوری، باشد که نور هیچوقت خاموش نشود

331
00:26:02,813 --> 00:26:05,274
‫من سف سرمک هستم. مدیر بنیاد

332
00:26:05,357 --> 00:26:08,569
‫ایشون مستشار سات هستند و
‫ایشون هم واردن جدیدمون هستند

333
00:26:09,152 --> 00:26:13,031
‫فکر می‌کنم می‌تونیم از هر خشونتی که
‫نیاز به توجه واردن داشته باشه دوری کنیم

334
00:26:13,115 --> 00:26:14,741
‫حتی براتون پیشکش صلح اوردم

335
00:26:14,825 --> 00:26:16,034
‫کلاریک اعظمتون رو

336
00:26:16,827 --> 00:26:18,453
‫که به خونه برگشته

337
00:26:22,875 --> 00:26:25,669
‫حالا درباره شرایط تسلیمتون صحبت می‌کنیم

338
00:26:25,752 --> 00:26:30,465
‫ما شما رو تا برج بنیاد همراهی می‌کنیم...

339
00:26:30,549 --> 00:26:33,051
‫نه. فکر می‌کنم که دوست دارم برم اونجا

340
00:26:34,803 --> 00:26:36,305
‫اون یک کلیساست امپراطوری

341
00:26:36,388 --> 00:26:38,724
‫پس قطعاً جلوی یه زائر رو نمی‌گیرید؟

342
00:26:40,893 --> 00:26:41,894
‫البته که نه

343
00:27:19,973 --> 00:27:22,476
‫پس اینجا جاییه که معجزات رو می‌سازید

344
00:27:23,769 --> 00:27:30,400
‫این پناه‌گاه توسط هری سلدان ساخته شد که
‫یک دایرة المعارف برگزیده بشه

345
00:27:33,695 --> 00:27:34,821
‫اشتباه میگم؟

346
00:27:35,656 --> 00:27:38,617
‫- عالیجناب...
‫- ما هزینۀ دایرة معازف کهکشانی رو دادیم

347
00:27:39,243 --> 00:27:40,494
‫مایلم ببینمش

348
00:27:42,204 --> 00:27:44,289
‫دایرة‌المعارفی وجود نداره

349
00:27:44,373 --> 00:27:46,208
‫یجورایی می‌دونستم که این رو میگی

350
00:27:46,291 --> 00:27:47,626
‫روش‌هامون توسعه یافتن بله

351
00:27:47,709 --> 00:27:50,379
‫ولی هنوز برای بهبود انسانیت تلاش می‌کنیم

352
00:27:50,462 --> 00:27:52,089
‫- کاری که انجام می‌دیم...
‫- چه کاری؟

353
00:27:54,132 --> 00:27:55,759
‫کار کلیسا؟

354
00:27:57,219 --> 00:27:58,220
‫خیلی‌خب

355
00:27:59,137 --> 00:28:02,015
‫کلاریک‌ اعظم! نوبت توئه!

356
00:28:03,392 --> 00:28:07,479
‫برامون درباره نمایش‌هایی که
‫برای هینترلندز به پا کردی گفتی

357
00:28:07,563 --> 00:28:09,147
‫کاری کن یچیزی باورم بشه

358
00:28:10,566 --> 00:28:12,526
‫- نمی‌تونم همینطور...
‫- البته که می‌تونی

359
00:28:12,609 --> 00:28:17,823
‫دینم رو عوض کن جوری که
‫انگار بذر علفی دری سیونا هستم

360
00:28:18,490 --> 00:28:22,119
‫بهم نشون بده زیردست‌های مقدس سلدان
‫چی تو اون آستین‌های بزرگشون دارن

361
00:28:24,454 --> 00:28:25,622
‫حالا!

362
00:28:45,058 --> 00:28:50,898
‫شما در کلیسای علم‌گرایی ایستادید

363
00:28:52,232 --> 00:28:54,484
‫بنگرید به راز‌های...

364
00:28:55,611 --> 00:28:56,945
‫با اعتقاد راسخ حرف بزن

365
00:29:04,369 --> 00:29:05,495
‫این ماشین...

366
00:29:07,706 --> 00:29:10,209
‫تنها دستگاه شناخته شده برای انسان‌ هست که

367
00:29:10,292 --> 00:29:13,754
‫که می‌تونه آهن زمخت رو بگیره

368
00:29:14,796 --> 00:29:18,217
‫و به طلای زرد و براق تبدیلش کنه

369
00:29:18,300 --> 00:29:20,677
‫من آهن دارم!

370
00:29:20,761 --> 00:29:23,096
‫هری سلدان رو به خاطر داشته باشید!

371
00:29:23,180 --> 00:29:26,683
‫توانایی‌های روح مقدس محدودیتی ندارند!

372
00:29:26,767 --> 00:29:30,437
‫توانایی‌های روح مقدس محدودیتی ندارند

373
00:29:31,313 --> 00:29:35,275
‫توانایی‌های روح مقدس محدودیتی ندارند!

374
00:29:35,984 --> 00:29:37,402
‫فقط این‌که برادر‌ها

375
00:29:48,121 --> 00:29:50,624
‫فکر می‌کنم برای همینه که
‫ اینقدر طولانی عمر کردم

376
00:29:52,167 --> 00:29:56,255
‫همیشه می‌خواستم ببینم پشت تپه بعد چی هست

377
00:29:57,965 --> 00:30:00,968
‫و شگفتی‌ها دیدم

378
00:30:02,094 --> 00:30:07,015
‫من سفینه‌هایی با ذهن خودشون دیدم

379
00:30:07,099 --> 00:30:11,770
‫که سال‌های نوری رو در فاصلۀ یک نفس طی می‌کنند

380
00:30:13,355 --> 00:30:17,776
‫غذای مقدس برای درمان هر نوع بیماری دیدم

381
00:30:28,203 --> 00:30:32,249
‫و طلایی که از آهن بدست آمده

382
00:30:38,005 --> 00:30:39,131
‫این کیمیاست

383
00:30:42,092 --> 00:30:43,510
‫حقۀ یک ساحره

384
00:30:45,762 --> 00:30:46,763
‫حقه‌ای در کار نیست

385
00:30:47,556 --> 00:30:51,059
‫ماده و انرژی یک چیز هستند

386
00:30:51,143 --> 00:30:56,273
‫به اندازۀ کافی انرژی وارد کنید و
‫ماده تغییر می‌کند

387
00:30:57,441 --> 00:31:02,404
‫این دستگاه به تنهایی خود چیز خاصی نیست

388
00:31:02,487 --> 00:31:05,574
‫تغییر فلز نکتۀ اصلی نیست

389
00:31:05,657 --> 00:31:11,371
‫نکتۀ اصلی تغییر روح پیروئه

390
00:31:12,706 --> 00:31:17,252
‫به پیروانت دربارۀ زمان‌ پایان
‫ قریب‌الوقوع هم میگی؟

391
00:31:17,794 --> 00:31:20,797
‫یا فقط این خبر رو برای امپراطور‌ها نگه داشتی؟

392
00:31:22,758 --> 00:31:25,427
‫ما چیزی بیشتر از نابودی پیش‌بینی می‌کنیم

393
00:31:25,511 --> 00:31:30,057
‫در اون میان امید‌ هم صدای خودش رو داره

394
00:31:30,933 --> 00:31:36,355
‫روح کهکشانی چیزی فراطبیعی نیست.
‫اون فقط حاصل پیشرفته

395
00:31:51,620 --> 00:31:53,080
‫این یه هالۀ شخصیه

396
00:31:54,957 --> 00:31:58,669
‫فقط یک امپراطور اجازه داشتنشو داره

397
00:32:01,672 --> 00:32:04,925
‫و تو این‌ها رو به افراد دون‌مایه می‌فروشی؟

398
00:32:05,008 --> 00:32:08,178
‫نه، ما اون‌ها رو پخش می‌کنیم

399
00:32:18,105 --> 00:32:19,481
‫به اندازۀ کافی دیدم

400
00:32:22,734 --> 00:32:25,737
‫کلیسای شما یک اسلحه خانه‌ست

401
00:32:26,780 --> 00:32:29,491
‫و دین شما یه فرقه‌ست

402
00:32:31,869 --> 00:32:33,537
‫به جنرال ریوز خبر بدید

403
00:32:33,620 --> 00:32:35,414
‫بهش بگید اموال امپراطوری در مدار هست

404
00:32:35,497 --> 00:32:38,333
‫و باید فرمان اینویکتوس رو
‫ تا یک ساعت دیگه بدست بگیره

405
00:32:38,917 --> 00:32:40,210
‫ما سیاره رو می‌گیریم!

406
00:32:40,294 --> 00:32:42,212
‫گفتید اومدید اینجا که شرایط رو مذاکره کنید

407
00:32:42,296 --> 00:32:44,423
‫- ما باید...
‫- شرایط من اینا هستن

408
00:32:44,506 --> 00:32:47,676
‫این جنگ نیست، این کار برای امنیت کهکشانه

409
00:32:55,392 --> 00:32:57,227
‫مستشار‌ها و کشیش‌ها رو بکشید

410
00:32:57,811 --> 00:32:59,479
‫دانشمندان رو زنده بگیرید

411
00:33:00,147 --> 00:33:01,440
‫سفینه‌م رو آماده کنید

412
00:33:02,649 --> 00:33:05,944
‫خواهش می‌کنم.
‫ این کار رو نکنید. این کار رو نکنید

413
00:33:08,447 --> 00:33:10,157
‫مجدد اینویکتوس رو بررسی کنید

414
00:33:11,825 --> 00:33:15,162
‫یه گروه سوار شدن ببر.
‫سفینه‌ رو کنترل کن، سعی کن...

415
00:33:15,913 --> 00:33:18,040
‫اینویکتوس فعال شده

416
00:33:18,123 --> 00:33:19,166
‫سپر‌ها رو فعال کنید

417
00:33:27,216 --> 00:33:29,968
‫همه سلاح‌ها رو در سفینۀ امپراطوری فعال کنید

418
00:33:30,552 --> 00:33:32,179
‫ناوگان نجواگر رو راه بندازید

419
00:33:35,140 --> 00:33:36,934
‫تا الان تو نبردی نبودی، مگه نه افسر؟

420
00:33:38,060 --> 00:33:39,228
‫نه قربان نبودم

421
00:33:39,311 --> 00:33:40,311
‫من هم همینطور

422
00:33:41,313 --> 00:33:44,942
‫این اولین بارِ خیلی‌ از ماست
‫ولی همه در این گروه نقش خودشو بازی می‌کنه

423
00:33:46,985 --> 00:33:47,986
‫بله قربان

424
00:34:10,467 --> 00:34:11,552
‫امپراطوری

425
00:34:14,596 --> 00:34:16,348
‫امپراطوری ما باید بریم

426
00:34:26,608 --> 00:34:27,985
‫زیر آتشیم

427
00:34:30,487 --> 00:34:32,364
‫جنرال باید جنگنده‌هامون رو جمع کنیم

428
00:34:33,322 --> 00:34:34,408
‫به پهلو متمایل شید

429
00:34:34,491 --> 00:34:36,534
‫جنرال، جنرال

430
00:34:36,618 --> 00:34:38,286
‫تمام سلاح‌ها،‌ آتش به اختیار

431
00:34:38,370 --> 00:34:39,972
‫جنرال باید جنگنده‌هامون رو جمع کنیم

432
00:34:39,996 --> 00:34:41,248
‫شنیدم چی گفتی

433
00:34:44,793 --> 00:34:46,003
‫برای خوش یمنی

434
00:34:46,085 --> 00:34:48,964
‫گروهت رو بردار. همه‌چی رو فعال کن. برو

435
00:34:52,717 --> 00:34:54,969
‫هیچوقت بگر رو تکون ندادن. بالای تپه‌ست

436
00:35:00,100 --> 00:35:01,351
‫همینجاست

437
00:35:11,028 --> 00:35:12,029
‫بگیرش

438
00:35:12,905 --> 00:35:13,906
‫من پشتتم

439
00:35:14,698 --> 00:35:17,034
‫هری ازمون خواست مراقبش باشیم

440
00:35:17,117 --> 00:35:19,077
‫افراد تلم به زودی می‌رسن اینجا

441
00:35:20,454 --> 00:35:21,496
‫برو

442
00:35:34,510 --> 00:35:37,262
‫هشدار: به محدوده سفینه نفوذ شده

443
00:35:42,768 --> 00:35:43,894
‫سالور!

444
00:35:57,908 --> 00:35:59,928
‫لعنت بهت لوران. واقعا می‌خوای مجبورم کنی
‫ این کار رو کنم؟

445
00:35:59,952 --> 00:36:01,787
‫اگه عذاب نداشته باشه که عشق نیست سال

446
00:36:06,834 --> 00:36:08,168
‫سریع رسیدم مگه نه؟

447
00:36:09,503 --> 00:36:11,755
‫افرادم با این نواحی خیلی آشنان

448
00:37:02,139 --> 00:37:03,932
‫نمی‌دونم اینو کجا قایم کرده بودی

449
00:37:04,016 --> 00:37:06,018
‫ولی خوبه که بلاخره لمسش کردم

450
00:37:07,853 --> 00:37:11,857
‫مراقب باش. نمی‌خوام به بدنت صدمه بزنی.
‫هنوز می‌خوام ازش استفاده کنم

451
00:37:11,940 --> 00:37:14,818
‫تلم می‌دونم نمی‌خوای بمیری

452
00:37:14,902 --> 00:37:17,946
‫ولی زندگیت فقط درد و مصیبته...

453
00:37:18,780 --> 00:37:21,241
‫خوبه. درست رو یاد گرفتی

454
00:37:21,325 --> 00:37:24,369
‫روی زخمم نمک بپاش،
‫منم رو زخمت نمک می‌پاشم

455
00:37:30,125 --> 00:37:33,337
‫این اسباب‌بازی عجیبیه که داری.
‫هیچوقت از اسباب بازی خوشت نمیومد

456
00:37:33,420 --> 00:37:35,088
‫تو پدر من نیستی

457
00:37:35,172 --> 00:37:37,966
‫از اینجا حتی بوی اقیانوس رو نمی‌تونی بفهمی

458
00:37:38,050 --> 00:37:39,551
‫تو تلم باند هستی

459
00:37:39,635 --> 00:37:42,054
‫و تظاهر به این‌که پدرم هستی رو تموم می‌کنی!

460
00:37:42,930 --> 00:37:46,808
‫خیلی خوشحال بودیم که
‫همچین دختر باهوشی داریم

461
00:37:46,892 --> 00:37:49,311
‫تو سنگ‌هات رو درووردی

462
00:37:49,978 --> 00:37:52,981
‫- توی صورت کلیسا تف انداختی
‫- نه، تو تلمی

463
00:37:53,899 --> 00:37:56,693
‫ولی با این حال مراقبت بودیم

464
00:37:56,777 --> 00:37:59,738
‫با وجود همۀ این‌ها طردت نکردیم

465
00:38:03,075 --> 00:38:05,285
‫تو... نه، نه، تو هیچی نیستی

466
00:38:05,369 --> 00:38:07,829
‫تو هیچی نیستی. تو فقط توهمی

467
00:38:07,913 --> 00:38:10,165
‫یه توهم می‌تونه حقایق رو بگه

468
00:38:10,707 --> 00:38:13,502
‫عذاب وجدان به ‌دنبالته گیل

469
00:38:13,585 --> 00:38:15,671
‫چون تو گناه‌کاری

470
00:38:22,052 --> 00:38:24,930
با ‫همۀ این توهم‌های نجات دنیا

471
00:38:25,013 --> 00:38:26,390
‫حتی خودش رو نمی‌تونه نجات بده

472
00:38:30,561 --> 00:38:32,688
‫پیش‌بینی آینده در دست‌های تو حیف میشه

473
00:38:32,771 --> 00:38:34,147
‫تلم!

474
00:38:37,401 --> 00:38:39,278
‫اومدنش رو احساس می‌کنی، مگه نه؟

475
00:38:43,657 --> 00:38:46,535
‫نباید میووردیمون اینجا.
‫از مرگ می‌ترسی.

476
00:38:46,618 --> 00:38:49,329
‫- این مرگه. ببین
‫- نه....

477
00:39:20,319 --> 00:39:21,612
‫سال!

478
00:39:33,498 --> 00:39:37,127
‫هشدار، پدیده غیر‌طبیعی تک دمایی شناسایی شد

479
00:39:37,211 --> 00:39:39,755
‫در حال شروغ سیستم انتقال دما

480
00:39:49,765 --> 00:39:51,558
‫بنیاد داره مقابله می‌کنه

481
00:39:51,642 --> 00:39:53,227
‫اینویکتوس آماده جنگ بود

482
00:39:53,310 --> 00:39:55,270
‫و یک دسته سفینۀ نجواگر رسیدند

483
00:39:55,354 --> 00:39:58,649
‫یک بانوی پیر و چندتا سفینۀ کوچیک در برابر
‫ناوگان امپراطوری هستند

484
00:39:58,732 --> 00:40:01,026
‫بذار جنرالمون ارزشش رو ثابت کنه

485
00:40:05,864 --> 00:40:06,865
‫اینا چین؟

486
00:40:07,699 --> 00:40:10,160
‫زمان‌های خیلی دور بچه‌ها
‫ این‌ها رو گذاشتن اینجا

487
00:40:11,161 --> 00:40:12,371
‫به عنوان جرئت

488
00:40:20,128 --> 00:40:22,464
‫انتظار داری خدا نابودم کنه؟

489
00:40:23,924 --> 00:40:26,718
‫سلدان وقتی بخواد
‫ از مواضع دفاعیش استفاده می‌کنه

490
00:40:27,302 --> 00:40:28,762
‫شاید ازت نمی‌ترسه

491
00:40:36,270 --> 00:40:37,270
‫امپراطوری

492
00:40:47,406 --> 00:40:49,241
‫سلدان!

493
00:40:49,324 --> 00:40:51,118
‫من اینجام امپراطوری

494
00:40:56,081 --> 00:40:57,207
‫سلام پالی

495
00:40:59,418 --> 00:41:00,627
‫بانو دمرزل

496
00:41:00,711 --> 00:41:03,088
‫نمی‌تونی پیروز شی سلدان.
‫به سفینه‌هات دستور عقب نشینی بده

497
00:41:04,882 --> 00:41:05,798
‫نه

498
00:41:05,799 --> 00:41:08,303
‫توی محاکمه‌ت یادمه که فکر کردم

499
00:41:08,385 --> 00:41:11,346
‫« موافق باشم یا نباشم اون مردی هست که
‫به چیزی که میگه باور داره

500
00:41:11,430 --> 00:41:13,390
‫کسی که می‌خواد از زجر جلوگیری کنه»

501
00:41:14,016 --> 00:41:15,434
‫این زجره

502
00:41:15,517 --> 00:41:19,021
‫چیزی که داشتم دربارش صحبت می‌کردم
‫هزاران برابر بزرگ‌تر بود

503
00:41:19,104 --> 00:41:21,315
‫هم در زمان و هم در مقیاس

504
00:41:21,398 --> 00:41:24,860
‫فکر می‌کردم تو بهتر از بقیه متوجهش میشی

505
00:41:24,943 --> 00:41:26,403
‫ولی درست میگی

506
00:41:27,654 --> 00:41:30,574
‫نمی‌خوام مردم بی‌دلیل بمیرن

507
00:41:30,657 --> 00:41:33,744
‫بیاین تو دفترم تصمیم بگیریم که چه کنیم

508
00:41:43,086 --> 00:41:44,087
‫کلئون!

509
00:41:57,184 --> 00:41:58,352
‫تمام خلبان‌ها

510
00:41:58,435 --> 00:42:00,687
‫سوار سفینه‌ها بشید و آماده پرتاب بشید

511
00:42:21,166 --> 00:42:23,919
‫پِلیس یک، شما مجاز به پرتابید

512
00:42:32,845 --> 00:42:33,887
‫جنگنده‌های امپراطورین

513
00:42:33,971 --> 00:42:35,305
‫آماده ضدحمله بشید

514
00:42:41,895 --> 00:42:44,439
‫از پِلیس یک به تمام سفینه‌ها
‫دنبالم بیاید

515
00:42:44,523 --> 00:42:45,566
‫پِلیس سه آماده‌

516
00:42:45,649 --> 00:42:46,900
‫پِلیس شش آماده

517
00:42:46,984 --> 00:42:49,528
‫سفینه‌های دشمن رو هدف بگیرید.
‫راهی به اینویکتوس باز کنید

518
00:42:49,611 --> 00:42:51,864
‫دستنی پِلیس یک صحبت می‌کنه
‫داریم می‌ریم سمتشون

519
00:42:52,573 --> 00:42:54,992
‫پِلیس دو در حال راه‌یابی برای درگیری

520
00:42:55,075 --> 00:42:57,077
‫- به سمتمون هدف گرفتن...
‫- زیر آتش سنگین هستیم!

521
00:43:01,206 --> 00:43:03,625
‫این عوضی‌ها قرار نبود تاجر باشن؟

522
00:43:03,709 --> 00:43:05,586
‫حواست رو جمع کن پِلیس شش

523
00:43:05,669 --> 00:43:08,547
‫- دو موجود زنده در هر سفینه قرائت شدن
‫- تفنگ‌دارن؟

524
00:43:08,630 --> 00:43:10,382
‫پلیس چهار من در کنارتم

525
00:43:13,385 --> 00:43:16,054
‫مادون قرمز فقط یک خلبان در سفینه نشون میده

526
00:43:16,138 --> 00:43:17,931
‫به موجود زنده عقبی شلیک کنید

527
00:43:18,015 --> 00:43:19,850
‫تفنگدار نیست سلول مغزیه

528
00:43:19,933 --> 00:43:21,143
‫دوباره بگو پِلیس یک

529
00:43:21,226 --> 00:43:22,811
‫عقب سفینه‌ها رو هدف بگیرید

530
00:43:22,895 --> 00:43:24,313
‫مرکز راه‌یابیه

531
00:43:57,638 --> 00:43:59,389
‫مجسمه‌تو توی شهر دیدم

532
00:43:59,473 --> 00:44:02,309
‫بعد از همه‌چی بت شکن تبدیل به بت شد

533
00:44:02,392 --> 00:44:06,438
‫قطعاً امپراطور کهکشان از چند نفر
‫پیرو من ناراحت نمیشه

534
00:44:06,522 --> 00:44:08,857
‫صد‌ها سال من و برادرم سلطنت کردیم

535
00:44:08,941 --> 00:44:12,444
‫هیچوقت خودمون رو به عنوان خدا درنظر نگرفتیم

536
00:44:12,528 --> 00:44:13,654
‫قابل بحثه

537
00:44:14,154 --> 00:44:15,155
‫ولی...

538
00:44:16,281 --> 00:44:18,283
‫کاری که باید می‌کردم رو کردم

539
00:44:18,367 --> 00:44:21,328
‫انگار هدفت کلی راه و روش رو توجیه کرده

540
00:44:21,411 --> 00:44:22,663
‫ولی چقدر حاضری پست بشی؟

541
00:44:22,746 --> 00:44:25,290
‫وقتی خواب بودم فرشتگان کور سعی کردن منو بکشن

542
00:44:26,291 --> 00:44:27,459
‫تو فرستادیشون؟

543
00:44:27,960 --> 00:44:29,628
‫من به قاتل‌ها نیازی ندارم

544
00:44:29,711 --> 00:44:32,798
‫خودم مطلعم که کلئون‌ها کی و چطور از بین میرن

545
00:44:33,382 --> 00:44:34,383
‫البته که می‌دونی

546
00:44:34,466 --> 00:44:38,470
‫سقوط دروغ نیست دی.
‫برای فهمیدن نیازی نیست من بگم

547
00:44:38,554 --> 00:44:41,348
‫نه واقعا فکر می‌‌کنم باید بگی. متقاعدم کن

548
00:44:41,431 --> 00:44:43,892
‫تو اینجایی. داری داخلش زندگی می‌کنی

549
00:44:44,643 --> 00:44:46,728
‫و این به این معنیه که امپراطوری ترسیده

550
00:44:46,812 --> 00:44:48,146
‫داری فرا‌فکنی می‌کنی

551
00:44:48,230 --> 00:44:52,084
‫خب بلاخره من یه هولوگرامم
‫(Project=فرافکنی/تصویر‌پردازی)

552
00:44:52,109 --> 00:44:55,153
‫من اینجام چون نمی‌ترسم

553
00:44:55,863 --> 00:45:00,158
‫من تاریکی رو
‫به عنوان یه نتیجه قطعی قبول نمی‌کنم

554
00:45:00,242 --> 00:45:02,870
‫من اینجام که از خشونت‌های بیشتر جلوگیری کنم

555
00:45:02,953 --> 00:45:04,204
‫به عنوان رهبر ناوگان؟

556
00:45:04,288 --> 00:45:07,791
‫تنها کسی که داره دلیل میشه برای جنگ،‌ تویی

557
00:45:07,875 --> 00:45:10,335
‫کلریکت داره تو حاشیۀ بیرونی بذر اختلاف می‌کاره

558
00:45:10,419 --> 00:45:12,379
‫حضورت توی اتاق تخت پادشاهی

559
00:45:12,462 --> 00:45:14,423
‫حملۀ افرادت به خود قصر

560
00:45:14,506 --> 00:45:19,052
‫باید حتماً تحریکم کنی که
‫به نتایج ریاضی‌ای که می‌خوای برسی؟

561
00:45:19,136 --> 00:45:24,516
‫تحریکات غیرقابل اجتنابن،
‫حالا چه من اجازه بدم یا کس دیگه‌ای

562
00:45:26,226 --> 00:45:28,103
‫خودت متوجهی، نیستی؟

563
00:45:28,187 --> 00:45:30,272
‫تو برنامه‌ریزی شدی که
‫ به امپراطوری خدمت کنی، درسته؟

564
00:45:30,355 --> 00:45:31,815
‫چی بیشتر به نفعشه؟

565
00:45:31,899 --> 00:45:35,961
‫هدف اصلی امپراطوری قدرته یا دوام؟

566
00:45:35,986 --> 00:45:37,902
هر دو رو نمی‌تونید با هم داشته باشید

567
00:45:38,322 --> 00:45:42,492
‫کدوم یک از این دو نتایج رو واقعا می‌خوای؟

568
00:45:42,576 --> 00:45:44,620
‫الان وقت خوندن فال چای نیست

569
00:45:44,703 --> 00:45:47,206
‫باید چیز بیشتری برای مذاکره داشته باشی

570
00:45:47,289 --> 00:45:48,969
‫در غیر این صورت، سعی می‌کردی ما رو بکشی

571
00:45:49,041 --> 00:45:50,918
‫در اون صورت یکی دیگه رو از جعبه درمیووردین

572
00:45:51,543 --> 00:45:52,544
‫کافیه!

573
00:45:53,337 --> 00:45:56,465
‫تو هشدار رکود دادی ولی من تطابق پیدا کردم

574
00:45:57,508 --> 00:45:59,218
‫سلسله تکامل پیدا می‌کنه

575
00:45:59,301 --> 00:46:01,845
‫تمام چیز‌هایی که می‌خواستی رو انجام دادم!

576
00:46:01,929 --> 00:46:04,014
‫تو هیچوقت من رو حساب نکردی

577
00:46:05,599 --> 00:46:07,851
‫نه من بیگانه‌ها رو دیدم

578
00:46:08,852 --> 00:46:10,437
‫تو یکی از اون‌ها نیستی

579
00:46:12,022 --> 00:46:14,816
‫ولی ریاضیات من اجازه خمیدگی میده

580
00:46:14,900 --> 00:46:16,610
‫و در خمیدگی فرصت وجود داره

581
00:46:16,693 --> 00:46:19,112
‫حتی الان روی اعدادت اصرار داری

582
00:46:19,196 --> 00:46:20,197
‫بله!

583
00:46:21,240 --> 00:46:23,408
‫چون به خاطرشون مردم

584
00:46:24,243 --> 00:46:27,663
‫و حالا اجازه نمیدم غرور کسی
‫کار تمام عمرم رو خراب کنه

585
00:46:29,498 --> 00:46:32,376
‫دمرزل گفتی برای فال چای اینجا نیومدی

586
00:46:32,459 --> 00:46:35,796
‫اگه بهتون گوی شیشه‌ای پیشنهاد کنم چی؟

587
00:46:46,765 --> 00:46:48,600
‫راهی به اینویکتوس باز کردیم

588
00:46:48,684 --> 00:46:51,436
‫دستنی به پِلیس یک، اجازه حمله دارید

589
00:46:51,520 --> 00:46:52,813
‫دریافت شد ژنرال

590
00:46:54,273 --> 00:46:55,399
‫بریم که داشته باشیم

591
00:47:04,366 --> 00:47:05,450
‫داریم نزدیک هدف می‌شیم

592
00:47:05,534 --> 00:47:07,870
‫آماده قفل کردن سیستم‌های تسلیحاتی
‫روی کنارۀ سفینه دشمن هستیم..

593
00:47:07,953 --> 00:47:09,329
‫جدا شید جداشید!

594
00:47:21,258 --> 00:47:23,862
‫- دارن به سمت موتور‌ها میرن
‫- وارد محدودۀ غیرقابل شلیکمون شده

595
00:47:23,886 --> 00:47:24,928
‫سفینه‌رو بچرخونید

596
00:47:31,768 --> 00:47:32,811
‫بیخیال

597
00:47:42,988 --> 00:47:43,988
‫آره!

598
00:47:59,838 --> 00:48:02,382
‫پلیس یک به دستینی، دارم برمی‌گردم...

599
00:48:02,466 --> 00:48:03,550
‫اوه نه

600
00:48:03,634 --> 00:48:04,635
‫یالا گلی

601
00:48:07,513 --> 00:48:09,848
‫یالا، نه

602
00:48:11,225 --> 00:48:12,309
‫پلیس یک؟

603
00:48:34,206 --> 00:48:36,750
‫اون منشور نخسته

604
00:48:36,834 --> 00:48:40,462
‫در داخلش کلیت روانشناسی‌ تاریخیه

605
00:48:40,546 --> 00:48:45,634
‫من آوردمتون اینجا که بدمش بهتون.
‫می‌تونم به دمرزل یاد بدم که بخونتش

606
00:48:45,717 --> 00:48:49,304
‫یه کامپیوتر که از یه هوش مصنوعی به
‫یک هوش مصنوعی دیگه داده میشه

607
00:48:50,556 --> 00:48:54,852
‫سرنوشت انسانیت توسط اون‌هایی
‫تصمیم‌گرفته میشه که واقعا انسانن

608
00:48:57,771 --> 00:48:59,011
‫این منشور با مجوز سلطنتی ساخته شده

609
00:48:59,064 --> 00:49:01,233
‫یچیزی بهم میدی که از قبل مال خودمه سلدان

610
00:49:01,984 --> 00:49:03,986
‫یه جا سیگاری اتمی دیگه رو ترجیح میدم

611
00:49:05,070 --> 00:49:06,613
‫این یه بازی نیست

612
00:49:07,948 --> 00:49:08,949
‫جنرال

613
00:49:09,032 --> 00:49:12,995
‫بنیاد داره عقب نشینی می‌کنه.
‫اینویکتوس غیر فعال شده

614
00:49:13,078 --> 00:49:15,581
‫بفرما، تموم شد دیگه

615
00:49:15,664 --> 00:49:17,124
‫دستوراتم چیه امپراطوری؟

616
00:49:17,207 --> 00:49:19,084
‫الان می‌فهمیم جنرال

617
00:49:21,128 --> 00:49:22,504
‫هرچیزی که گفتم رو پاش هستم

618
00:49:23,839 --> 00:49:26,216
‫من آماده رحم نشون دادن به مردمتـم

619
00:49:26,300 --> 00:49:27,676
‫در ازای چی؟

620
00:49:28,844 --> 00:49:32,014
‫قبول کن ریاضیاتت مشکل دارن و
‫من ترمینوس رو نابود نمی‌کنم

621
00:49:32,890 --> 00:49:34,057
‫به همین سادگی

622
00:49:34,683 --> 00:49:40,939
‫دمرزل هر اتفاقی امروز بیوفته
‫این موضوع برای بقای هممونه

623
00:49:43,317 --> 00:49:46,361
‫آینده هر ثانیه اختراع میشه

624
00:49:46,445 --> 00:49:48,113
‫من بلوف نمی‌زنم سلدان

625
00:49:49,656 --> 00:49:50,908
‫یه آیندۀ بهتر اختراع کن

626
00:49:56,997 --> 00:50:01,960
‫نمی‌تونم چیزی که می‌خوای رو بهت بدم دی
‫روانشناسی‌تاریخی واقعیه

627
00:50:05,547 --> 00:50:08,884
‫جنرال، اینویکتوس رو روی سیاره تخریب کن

628
00:50:08,967 --> 00:50:11,345
‫کسی رو سطح سیاره بجز شهروندان معمولی نیست

629
00:50:11,428 --> 00:50:12,888
‫دستوراتم واضح بودن جنرال

630
00:50:17,184 --> 00:50:20,687
‫می‌دونی خیلی بجاست.
‫اینویکتوس باید تبری در دستان من باشه

631
00:50:22,439 --> 00:50:25,234
‫و اون روی امپراطوری کوچک
و نوپاـتون سقوط خواهد کرد

632
00:50:25,817 --> 00:50:28,820
‫تکینگی ترمینوس رو پشت و رو خواهد کرد

633
00:50:28,904 --> 00:50:33,200
‫و تو و هرچی که بودی فراموش خواهی شد

634
00:50:38,580 --> 00:50:40,958
‫همیشه خدایان نا‌امیدت می‌کنن، مگه نه؟

635
00:51:10,988 --> 00:51:12,489
‫بگر در‌های اتاق هوابند رو باز کن

636
00:51:21,456 --> 00:51:23,792
‫بگر در‌های اتاق هوابند رو الان ببند

637
00:51:40,309 --> 00:51:45,272
‫بگر تمام اکسیژن رو از اتاق هوابند تخلیه کن

638
00:51:45,355 --> 00:51:46,565
‫نه!

639
00:51:56,033 --> 00:51:57,159
‫سال

640
00:51:58,368 --> 00:51:59,620
‫من دوستت دارم

641
00:52:01,496 --> 00:52:02,664
‫لطفاً سال

642
00:52:18,222 --> 00:52:19,473
‫نه، نه

643
00:52:40,661 --> 00:52:41,954
‫توهم ضعیفی بود

644
00:53:04,601 --> 00:53:06,019
‫هیچوقت خیلی خوشم نیومد ازش

645
00:53:08,772 --> 00:53:12,234
‫عه اینجاست. هی حرومزاده بی‌خایه

646
00:53:12,317 --> 00:53:16,280
‫یستردی. امپراطور موقت.
‫(شوخی با اسم دی و دیروز)

647
00:53:16,363 --> 00:53:17,447
‫داری چیکار می‌کنی؟

648
00:53:18,031 --> 00:53:20,993
‫ببخشید وقتی اومدم ترنتور نتونستم بیشتر بمونم

649
00:53:21,577 --> 00:53:22,786
‫ندیدمت دیگه

650
00:53:26,790 --> 00:53:28,083
‫ببرینشون به پل

651
00:53:38,594 --> 00:53:39,595
‫دمرزل

652
00:53:41,013 --> 00:53:42,139
‫چی‌شده؟

653
00:53:46,268 --> 00:53:48,937
‫باید به مسئلۀ دیگه‌ای تو خونه برسم

654
00:53:49,521 --> 00:53:50,814
‫این لحظۀ ماست

655
00:53:50,898 --> 00:53:53,442
‫نه لحظۀ شماست

656
00:53:54,109 --> 00:53:55,110
‫نمی‌فهمم

657
00:53:55,694 --> 00:53:59,156
‫من گاهاً به کار‌های دیگه‌ای فراخوانده میشم
‫همینطور که الان فراخوانده شدم

658
00:54:00,282 --> 00:54:02,242
‫در سال‌های شکل‌گیری شما این اتفاق زیاد افتاد

659
00:54:02,326 --> 00:54:04,995
‫وقتی که داشتم سعی می‌کردم
‫بخش‌های زخمی امپراطوری رو بخیه بزنم

660
00:54:05,996 --> 00:54:09,833
‫شما با تردیدی در ذهن و اخلاقیاتتون بزرگ شدید

661
00:54:11,710 --> 00:54:16,173
‫امیدوار بودم صمیمیت فیزیکی با شما
‫به من قدرتی بده که بتونم

662
00:54:16,256 --> 00:54:17,966
‫کاستی‌هاتون رو درست کنم

663
00:54:18,050 --> 00:54:19,259
‫ولی موفق نشدم

664
00:54:20,302 --> 00:54:23,347
‫برای چیزی که بهش تبدیل شدید متاسفم

665
00:54:24,056 --> 00:54:25,432
‫سهل‌انگاری از من بود

666
00:54:27,726 --> 00:54:29,061
‫تبدیل به چی شدم؟

667
00:54:31,230 --> 00:54:33,815
‫من تبدیل به دی‌ای شدم که
‫دید نیاز به تغییر هست

668
00:54:34,566 --> 00:54:38,111
‫کسی که تغییر رو انجام داد
‫کسی که تصمیم گرفت پدر نسل جدیدی بشه

669
00:54:38,195 --> 00:54:39,530
‫تبدیل به چی شدم؟

670
00:54:41,073 --> 00:54:42,449
‫من یک مرد کاملم

671
00:54:42,533 --> 00:54:45,452
‫نه، تو یه اسپرمی که توسط
‫دم نازکش هدایت میشه

672
00:54:45,536 --> 00:54:47,746
‫که حرکات اتفاقیش رو با پیچیدگی اشتباه گرفته

673
00:54:48,872 --> 00:54:52,960
‫حالا، برو هرکاری که می‌خوای بکن
‫چون دیگه برای تغییر دادنت دیر شده

674
00:54:55,045 --> 00:54:58,006
‫یه سفینه جهش آماده کنید.
‫من به ترنتور میرم

675
00:55:11,812 --> 00:55:13,146
‫هی اینجا چحبره؟

676
00:55:13,230 --> 00:55:16,108
‫- هوی ازت سوال پرسیدما
‫- تو با سفینه جهش کردی تو قصر من

677
00:55:16,191 --> 00:55:18,235
‫حقته که جوابش رو بگیری!

678
00:55:22,573 --> 00:55:23,574
‫جنرال؟

679
00:55:23,657 --> 00:55:24,950
‫آماده‌ایم امپراطوری

680
00:55:25,033 --> 00:55:28,662
‫مین‌های ضربه‌زننده اینویکتوس رو
‫به سمت سیاره می‌ندازن

681
00:55:45,637 --> 00:55:47,389
‫از پِلیس یک به دستنی، دریافت شد؟

682
00:55:48,515 --> 00:55:51,143
‫از پِلیس یک به دستنی، دریافت شد؟

683
00:55:51,226 --> 00:55:52,352
‫گلیون؟

684
00:55:55,147 --> 00:55:56,148
‫سلام جنرال

685
00:56:01,403 --> 00:56:03,197
‫ما نشانه‌ت رو از دست دادیم. کجایی؟

686
00:56:03,822 --> 00:56:05,240
‫تو نیمۀ تاریک ترمینوسی؟

687
00:56:05,324 --> 00:56:07,117
‫نه من روی سطح سیارم

688
00:56:08,243 --> 00:56:11,496
‫سفینه‌م نابود شده
‫راهی برای رسیدن بهتون ندارم

689
00:56:12,748 --> 00:56:14,541
‫دستوراتتون واضح بود جنرال

690
00:56:15,751 --> 00:56:16,751
‫شلیک کنید!

691
00:56:28,305 --> 00:56:29,598
‫هی گلیون

692
00:56:31,433 --> 00:56:32,433
بگو

693
00:56:36,730 --> 00:56:41,360
‫دی بهم دستور داده که
‫اینویکتوس رو سر سیاره خراب کنم

694
00:56:41,443 --> 00:56:42,903
‫وای، خب بلاخره رسیدیم بهش

695
00:56:47,449 --> 00:56:48,450
‫دستور رو بده

696
00:56:48,534 --> 00:56:49,785
‫جنرال

697
00:56:49,868 --> 00:56:50,994
‫بل بهم گوش کن

698
00:56:51,078 --> 00:56:54,331
‫اگه سر این قضیه موقعیتت رو از دست بدی
‫کل کهکشان آسیب می‌بینن

699
00:56:54,414 --> 00:56:55,958
‫باید دستور رو بدی

700
00:57:07,928 --> 00:57:08,929
‫هی، توی اون کتاب...

701
00:57:10,764 --> 00:57:12,140
‫توی کتاب دوشم منظورمه

702
00:57:12,891 --> 00:57:14,601
‫می‌دونی بخش مورد علاقم چیه؟

703
00:57:15,894 --> 00:57:19,314
‫جنگجو از خدا راهنمایی می‌خواد

704
00:57:21,441 --> 00:57:22,651
‫و بعد خدا میگه...

705
00:57:22,734 --> 00:57:25,988
‫میگه «تنها راه فتح کردن من از طریق عشقه»

706
00:57:29,616 --> 00:57:31,493
‫«و با آن با خوشحالی فتح خواهم شد»

707
00:57:41,378 --> 00:57:42,378
‫من...

708
00:57:43,672 --> 00:57:47,176
‫دوستت دارم گلیون

709
00:58:06,069 --> 00:58:07,237
‫شلیک کنید

710
00:58:55,285 --> 00:58:57,704
‫کمک می‌خواد. مدیر کمک می‌خواد

711
00:59:10,092 --> 00:59:11,385
‫نتونستم جلوش رو بگیرم

712
00:59:13,679 --> 00:59:14,930
‫خیلی متاسفم

713
00:59:59,474 --> 01:00:01,810
‫نه. نه

714
01:00:04,434 --> 01:00:11,434
<font color="#ffff00" face="Vazirmatn, IRANSans, Segoe UI, Tahoma, sans-serif">ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور</font>

715
01:00:11,458 --> 01:00:33,458
ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

