1
00:00:00,195 --> 00:00:12,115
ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

2
00:00:31,783 --> 00:00:34,200
<i>هنوز روشنش نکردي ، رفيق ؟</i>

3
00:00:34,743 --> 00:00:37,239
<i>نه ، ولي تمامِ وسايل رو مرتب کردم .</i>

4
00:00:37,723 --> 00:00:39,774
<i>بذار ببينيم ميشه روشنش کرد يا نه .</i>

5
00:00:39,798 --> 00:00:42,096
<i>فکر کردم يه کاربراتورِ جديد نياز داريم .</i>

6
00:00:42,747 --> 00:00:44,741
<i>شايد نياز نباشه . زود باش .</i>

7
00:00:44,765 --> 00:00:47,695
<i>بشين پشتِفرمون . ما روشنش مي کنيم .</i>

8
00:00:55,779 --> 00:00:57,759
<i>موضوع چيه ؟ زود باش .</i>

9
00:01:12,887 --> 00:01:16,894
<i>احمقانه اس . بدونِ کاربراتورِ جديد ، کار نمي کنه .</i>

10
00:01:16,918 --> 00:01:18,899
<i>اميد داشتن ، احمقانه نيست .</i>

11
00:01:19,847 --> 00:01:22,873
<i>بايد اعتقاد داشته باشي که هميشه اتفاقاتِ
خوب ميفته .</i>

12
00:01:22,897 --> 00:01:24,878
مي فهمي چي ميگم ؟

13
00:01:24,944 --> 00:01:26,925
<i>پسرم ، در اين دنيا ...</i>

14
00:01:27,873 --> 00:01:31,941
<i>بايد سرنوشتت رو خودت رقم بزني ، مي فهمي ؟</i>

15
00:01:31,965 --> 00:01:33,945
<i>خيلي خوب ، زود باش .</i>

16
00:01:36,903 --> 00:01:40,705
<i>امروز مي خواي چي رو تعمير کني ؟</i>

17
00:01:41,987 --> 00:01:45,998
<i>ما يه مدتي همديگر رو نمي بينيم ، براي اينکه ...</i>

18
00:01:46,022 --> 00:01:49,943
<i>مي خوام به لاس وگاس برم . اونجا يه کاري دارم .</i>

19
00:01:50,848 --> 00:01:52,015
<i>پس مسافرت با ماشين چي ميشه ؟</i>

20
00:01:52,039 --> 00:01:55,761
<i>اين ماشين ، تا وقتي که برگردم ، همينجا مي مونه
دوستِ من .</i>

21
00:01:56,034 --> 00:01:58,093
<i>هي ، يه چيزي برات دارم .</i>

22
00:01:59,974 --> 00:02:02,019
<i>مامان گفته از اينا نخورم .</i>

23
00:02:02,043 --> 00:02:05,370
<i>بگيرش هوگو . خوش باش . اين فقط
يه شکلاته ، درسته ؟</i>

24
00:02:08,025 --> 00:02:10,718
<i>- خيلي خوب .
- خيلي زود بر مي گردم ، باشه ؟</i>

25
00:02:11,014 --> 00:02:12,995
مراقبِ خونه هستي ؟

26
00:02:13,038 --> 00:02:15,019
مَرد خونه ميشي ؟ خيلي خوب .

27
00:02:59,231 --> 00:03:04,459
<i>وقتي که اونا روي سرِ ما کيسه کِشيدن ، ما رو ...</i>

28
00:03:05,086 --> 00:03:06,152
اون طرفِ جزيره بُردن .

29
00:03:06,176 --> 00:03:10,226
<i>و جک ، کيت و ساوير رو يه جاي ديگه بُردن و ...</i>

30
00:03:10,250 --> 00:03:14,250
<i>اونا منو برگردوندن تا به بقيه بگم که ازشون
دور باشيم ...</i>

31
00:03:15,205 --> 00:03:16,234
<i>منم اين کار رو کردم ...</i>

32
00:03:16,258 --> 00:03:19,348
و حالا همه وحشت زده شدن .

33
00:03:20,274 --> 00:03:24,392
<i>به خاطرِ رفتنِ اونا و اتفاقي که براي اکو افتاد .</i>

34
00:03:25,277 --> 00:03:27,496
همه ترسيدن ...

35
00:03:31,317 --> 00:03:33,297
من هم ترسيدم ...

36
00:03:36,295 --> 00:03:38,395
ولي من ...

37
00:03:39,282 --> 00:03:43,361
<i>بيشترِ اوقاتي که اينجا هستم ، مي ترسم ...</i>

38
00:03:48,330 --> 00:03:50,666
<i>غير از موقعي که با تو هستم .</i>

39
00:03:54,379 --> 00:03:56,400
<i>دلم برات تنگ شده ، ليبي .</i>

40
00:04:19,420 --> 00:04:21,401
لعنتي .

41
00:04:21,430 --> 00:04:23,459
<i>- حالت خوبه ، رفيق ؟
- بد .</i>

42
00:04:23,483 --> 00:04:26,770
ً
واقعا ؟ براي اينه که دلتنگي مي کني ؟

43
00:04:27,435 --> 00:04:29,416
<i>ارزش اينکه در موردش صحبت بکنيم رو نداره .
مي فهمي ، هارلي ؟</i>

44
00:04:29,451 --> 00:04:31,630
<i>رفيق ، تو مي توني هر چي دلت خواست بهم بگي .</i>

45
00:04:35,533 --> 00:04:37,514
دزموند ...

46
00:04:38,502 --> 00:04:40,483
<i>گفت که قراره من بميرم .</i>

47
00:04:40,547 --> 00:04:42,844
<i>اون گفت که اين صحنه ها رو ...</i>

48
00:04:43,500 --> 00:04:44,536
<i>توي رويا ديده ...</i>

49
00:04:44,560 --> 00:04:46,779
<i>يا هر چيزي که هست ، من مي ميرم .</i>

50
00:04:52,524 --> 00:04:55,574
الان هم تو بهم ميگي ...

51
00:04:55,598 --> 00:04:59,241
احمقانه اس . خام نشو . اون يه ديوانه اس .

52
00:04:59,600 --> 00:05:01,739
<i>ممکنه که حق با اون باشه ...</i>

53
00:05:03,543 --> 00:05:05,574
<i>و فکر مي کنم تقصيرِ من باشه .</i>

54
00:05:05,598 --> 00:05:07,579
تقصيرِ تو ؟

55
00:05:08,562 --> 00:05:10,740
<i>من ، نفرين شده ام .</i>

56
00:05:11,577 --> 00:05:14,073
<i>مرگ هميشه اطرافِ منه ، رفيق .</i>

57
00:05:20,086 --> 00:05:22,066
وينسنت ؟

58
00:05:23,187 --> 00:05:25,167
اون يه دستِ ؟

59
00:05:31,141 --> 00:05:33,173
<i>بيا ، بيا اينجا وينسنت .</i>

60
00:05:33,197 --> 00:05:35,099
<i>فکر کنم بايد دنبالش بريم .</i>

61
00:05:35,204 --> 00:05:38,491
<i>آره ، دنبال يه سگي که دستِ اسکلت داره
اون هم توي جنگلِ ترسناک رفتن ، جالبه .</i>

62
00:05:39,154 --> 00:05:41,135
- فکر کنم اين تويي که بميري .
- خيلي خوب .

63
00:05:41,182 --> 00:05:44,310
<i>اگه تا سه ساعتِ ديگه برنگشتم ، به بقيه بگو .</i>

64
00:05:49,197 --> 00:05:51,178
وينسنت .

65
00:05:54,232 --> 00:05:56,212
<i>بيا اينجا ، وينسنت .</i>

66
00:06:09,254 --> 00:06:11,234
وينسنت .

67
00:06:36,338 --> 00:06:38,318
وينسنت .

68
00:06:54,398 --> 00:06:56,378
عاليه

69
00:07:01,700 --> 00:07:06,700
<font color="#339933">"LOST"
فصل 3
قسمت 10 : تريشيا تاناکا مرده</font>

70
00:07:13,939 --> 00:07:16,940
<i>همه آرزو دارن که در مسابقه بخت آزمايي ...</i>

71
00:07:16,964 --> 00:07:19,999
<i>يک شبه ، ميليونها اسکناسِ تا نخورده
نصيبشون بشه .</i>

72
00:07:20,023 --> 00:07:22,003
<i>اگه شما برنده شديد ، با اين همه پول چکار مي کنيد ؟</i>

73
00:07:22,040 --> 00:07:26,356
<i>يکي از برندگان خوش شانسِ اخير ،
سرانجام يه رستورانِ مرغِ سوخاري رو خريد .</i>

74
00:07:27,009 --> 00:07:29,021
<i>من تريشيا تاناکا در کنارِ هوگو رِيِز ...</i>

75
00:07:29,045 --> 00:07:32,134
<i>برنده114 ميليون دلار ...</i>

76
00:07:32,978 --> 00:07:36,023
<i>خارج از رستورانِ کِلاک هستم ...</i>

77
00:07:36,047 --> 00:07:38,819
<i>که قراره از فردا با مديريتِ جديد ، بازگشايي بشه .</i>

78
00:07:39,074 --> 00:07:42,480
<i>هوگو ، سئوالي که در ذهنِ همگان هست اينه که ...</i>

79
00:07:43,035 --> 00:07:45,067
<i>چرا رستورانِ کِلاک رو خريدي ؟</i>

80
00:07:45,091 --> 00:07:47,071
خوب ...

81
00:07:48,084 --> 00:07:50,064
<i>من مرغِ سوخاري دوست دارم .</i>

82
00:07:53,036 --> 00:08:00,077
<i>نکته جالب اينجاست که رئيسِ قبليِ هوگو ،
رَندي نِيشِن ، در حال حاضر کارگرِش محسوب ميشه .</i>

83
00:08:00,101 --> 00:08:05,171
<i>کار در اينجا خيلي دشواره ، درسته آقاي رِيِز ؟</i>

84
00:08:08,127 --> 00:08:13,153
<i>هوگو ، به ما بگو از وقتي که شانس ، بهت رو کرد
چه کارهاي ديگه اي انجام دادي ؟</i>

85
00:08:13,177 --> 00:08:16,147
<i>در حقيقت ، فقط بد شانسي آوردم .</i>

86
00:08:16,194 --> 00:08:19,283
<i>پدربزرگم ، تيتو ، بر اثِر حمله قلبي مُرد ...</i>

87
00:08:20,129 --> 00:08:22,187
<i>خانه اي که براي مادرم خريدم ، آتيش گرفت ...</i>

88
00:08:22,211 --> 00:08:25,103
<i>دوستم ، جاني ، با دوست دخترم فرار کرد ...</i>

89
00:08:25,221 --> 00:08:27,914
<i>و حسابدارم ، خودش رو از ساختمان پرت کرد .</i>

90
00:08:28,211 --> 00:08:29,914
کات .

91
00:08:30,197 --> 00:08:32,177
<i>چکار داري مي کني ؟</i>

92
00:08:33,187 --> 00:08:36,909
<i>اين يه برنامه تفريحيه ، آقاي رِيِز . خبر داري ؟</i>

93
00:08:37,197 --> 00:08:39,099
<i>آره .</i>

94
00:08:39,201 --> 00:08:41,182
<i>متاسفم ، تريشيا تاناکا .</i>

95
00:08:42,195 --> 00:08:46,201
<i>ممکنه بريم داخل و از اونجا گزارش تهيه کنيم ؟</i>

96
00:08:46,225 --> 00:08:48,239
<i>- نمي دونم ...
- آره ، آره ، البته که مي توني .</i>

97
00:08:48,263 --> 00:08:51,985
<i>اون فقط يه کمي خرافاتيه . هنوز گزارش
تموم نشده .</i>

98
00:08:52,259 --> 00:08:54,240
<i>خيلي خوب ، بريم .</i>

99
00:08:54,302 --> 00:08:57,511
<i>خداي من . هميشه بايد داستانهاي احمقانه
تهيه کنم .</i>

100
00:08:57,746 --> 00:09:00,717
<i>- هي ، مطمئني مشکلي پيش نمياد ؟
- آره ، خيالت راحت باشه .</i>

101
00:09:00,783 --> 00:09:02,789
<i>نگهبانها ، کنارِ ماهيتابه ها مستقر هستن ؟</i>

102
00:09:02,813 --> 00:09:04,596
<i>رفيق ، اون ماهيتابه ها هنوز سرد هستن . متوجهي ؟</i>

103
00:09:04,809 --> 00:09:06,196
<i>ما از فردا شروع به کار مي کنيم .</i>

104
00:09:06,767 --> 00:09:08,747
صدايي نمي شنوي ؟

105
00:09:09,787 --> 00:09:11,767
و بعدش ممکنه ...

106
00:10:00,975 --> 00:10:03,510
<i>قوطيِ جو ، تموم شده .</i>

107
00:10:03,975 --> 00:10:05,757
<i>- واقعاً ؟
- آره .</i>

108
00:10:05,971 --> 00:10:07,994
<i>پشتِ شيرِ خشک ها رو ديدي ؟</i>

109
00:10:08,018 --> 00:10:10,434
<i>ميشه اون بسته حبوبات رو بهم بدي ؟</i>

110
00:10:12,972 --> 00:10:17,369
<i>ميشه ... اون بسته حبوبات رو ... بهم بدي ؟</i>

111
00:10:19,072 --> 00:10:22,083
<i>از الان به بعد ، فقط باهات انگليسي حرف ميزنم .</i>

112
00:10:22,999 --> 00:10:24,979
<i>اينطوري ياد مي گيري .</i>

113
00:10:27,006 --> 00:10:28,987
اولش سخته ...

114
00:10:29,073 --> 00:10:31,054
<i>هي ، هي .</i>

115
00:10:32,053 --> 00:10:33,955
<i>هي ، بچه ها ، هي .</i>

116
00:10:34,059 --> 00:10:35,089
<i>هارلي ، چي شده ؟</i>

117
00:10:35,113 --> 00:10:36,459
ديگران اومدن ؟

118
00:10:37,062 --> 00:10:39,558
<i>- تو حالت خوبه ؟
- چي شده ، مَرد ؟</i>

119
00:10:40,048 --> 00:10:42,028
ماشين .

120
00:10:42,095 --> 00:10:43,600
من يه ماشين پيدا کردم ...

121
00:10:44,061 --> 00:10:46,041
که توي جنگل چپ کرده .

122
00:10:46,142 --> 00:10:47,686
يه ماشين پيدا کردي ؟

123
00:10:48,114 --> 00:10:51,005
<i>مي تونيم تعميرش کنيم و دوباره را اندازيش کنيم .</i>

124
00:10:51,124 --> 00:10:53,104
<i>خيلي دور نيست ، زود باشيد .</i>

125
00:10:53,149 --> 00:10:55,164
<i>چه نيازي به ماشين داريم ؟</i>

126
00:10:55,188 --> 00:10:58,357
<i>مي تونيم باهاش تفريح کنيم .</i>

127
00:10:59,115 --> 00:11:00,178
اوه .

128
00:11:00,202 --> 00:11:01,906
<i>همه مي تونيم باهاش تفريح کنيم .</i>

129
00:11:02,187 --> 00:11:05,712
<i>منظورم اينه که بعد از اين همه اتفاقاتي که
برامون افتاد ، واقعاً به تفريح نياز داريم .</i>

130
00:11:07,159 --> 00:11:09,140
<i>مخصوصاً تو ، رفيق .</i>

131
00:11:10,179 --> 00:11:12,160
<i>کي با من مياد ؟</i>

132
00:11:14,163 --> 00:11:17,054
<i>من بايد يه مقدار موز بچينيم . متاسفم .</i>

133
00:11:17,198 --> 00:11:19,179
<i>روي من هم حساب نکن ، هارلي .</i>

134
00:11:22,267 --> 00:11:25,316
<i>زود باشيد ، مي تونيم باهاش رانندگي کنيم .</i>

135
00:11:26,227 --> 00:11:28,208
<i>کي باهام مياد ؟</i>

136
00:11:37,245 --> 00:11:39,225
<i>ممنونم ، رفيق .</i>

137
00:11:43,278 --> 00:11:46,685
<i>تو حتي نمي دوني براي چي داوطلب شدي ، درسته؟</i>

138
00:11:48,289 --> 00:11:50,270
بيا بريم .

139
00:11:50,316 --> 00:11:52,296
هنوز نرسيديم ؟

140
00:11:53,272 --> 00:11:55,965
<i>اگه جايي که فکر مي کنم ، باشيم ...</i>

141
00:11:56,283 --> 00:11:58,303
<i>پس ساحلِ ما بايد بين اون درختها باشه .</i>

142
00:11:58,327 --> 00:12:00,229
<i>تا پنج دقيقه ديگه مي رسيم .</i>

143
00:12:00,333 --> 00:12:02,235
<i>هيجانت رو کنترل کن ، کک مکي .</i>

144
00:12:02,340 --> 00:12:04,874
<i>منو ببخش از اينکه هيجانزده نيستم تا در مورد اينکه ...</i>

145
00:12:05,313 --> 00:12:07,378
<i>چرا دو نفر از ما برگشته ، توضيح بدم ، جيمز .</i>

146
00:12:07,402 --> 00:12:11,639
<i>شايد اونا بايد توضيح بدن که چرا دنبالمون نيومدن .</i>

147
00:12:12,354 --> 00:12:15,245
من از لاک تعجب مي کنم که چرا ... آخ .

148
00:12:15,365 --> 00:12:18,137
<i>- چي شد ؟
- يه چيزي توي پام رفت . حرومزاده .</i>

149
00:12:18,363 --> 00:12:20,413
<i>بذار ببينم ... مثلِ يا دارت مي مونه .</i>

150
00:12:20,437 --> 00:12:21,890
اين ديگه از کجا اومده ؟

151
00:12:21,914 --> 00:12:23,618
<i>چند لحظه به پات استراحت بده ، باشه ؟</i>

152
00:12:23,903 --> 00:12:25,924
<i>با سه شماره اونو بيرون مي کِشم . آماده اي ؟</i>

153
00:12:25,948 --> 00:12:27,454
يک ...

154
00:12:27,914 --> 00:12:30,331
<i>آخ ، فکر کردم تا سه مي شماري .</i>

155
00:12:30,884 --> 00:12:35,755
<i>در اين مواقع ، انتظار براي درد ، چيزِ بديه .
فکر کردم بهتره غافلگيرت کنم .</i>

156
00:12:44,004 --> 00:12:47,807
<i>تنها کاري که بايد بکني اينه که بگي متاسفي .</i>

157
00:12:48,018 --> 00:12:51,622
<i>دوباره مي تونيم با هم باشيم و
با هم خوب بشيم .</i>

158
00:12:52,966 --> 00:12:56,412
<i>مثلِ دورانِ بچگي ؟</i>

159
00:12:56,985 --> 00:12:59,560
<i>- چي ؟
- دورانِ بچگي در مزرعه .</i>

160
00:12:59,995 --> 00:13:02,041
<i>يه داستان در کتابهاي دورانِ مدرسه بود ، يادت نمياد ؟</i>

161
00:13:02,065 --> 00:13:04,005
<i>منظورت اون داستان بود .</i>

162
00:13:05,996 --> 00:13:09,010
<i>وقتي بچه بودم ، حس و حال قشنگي داشتم .</i>

163
00:13:09,034 --> 00:13:11,609
<i>دوست دارم به اون دوران برگردم .</i>

164
00:13:14,033 --> 00:13:16,171
<i>ما در موردِ چي داريم حرف ميزنيم ؟</i>

165
00:13:20,066 --> 00:13:22,482
<i>چيزي نداريم که بخواهيم در موردش حرف بزنيم .</i>

166
00:13:23,039 --> 00:13:27,238
<i>- جيمز ...
- من چيزي ندارم که بخوام براش متاسف باشم .</i>

167
00:13:29,150 --> 00:13:31,567
<i>پس اينجوري دوست داري ؟</i>

168
00:13:36,091 --> 00:13:38,071
<i>به خونه خوش اومدي ، ساوير .</i>

169
00:13:42,140 --> 00:13:44,359
<i>تو هم همينطور ، کيت .</i>

170
00:14:45,308 --> 00:14:46,328
هوگو ؟

171
00:14:46,352 --> 00:14:48,333
<i>تويي ، هوگو ؟</i>

172
00:14:49,374 --> 00:14:51,354
<i>اوه ، خداي من .</i>

173
00:14:52,322 --> 00:14:53,328
چه اتفاقي افتاده ؟

174
00:14:53,352 --> 00:14:55,689
- تريشيا تاناکا مُرد .
- چي ؟

175
00:14:56,322 --> 00:14:59,016
<i>با رستورانِ کلاک ، يه شهاب سنگ يا شايد ...</i>

176
00:14:59,394 --> 00:15:01,374
<i>يه ستاره برخورد کرد ...</i>

177
00:15:01,419 --> 00:15:05,063
نمي دونم فرقش چيه ولي اونجا نابود شد .

178
00:15:05,414 --> 00:15:07,417
<i>- مسخره اس .
- اينطور نيست .</i>

179
00:15:07,441 --> 00:15:08,550
به خاطرِ پول مسابقه اس .

180
00:15:09,366 --> 00:15:11,431
<i>به خاطرِ شماره ها . من نفرين شدم .
و حالا که تريشيا تاناکا مُرده ...</i>

181
00:15:11,455 --> 00:15:13,237
<i>و دوربينش از بين رفته ، تقصيرِ منه .</i>

182
00:15:13,448 --> 00:15:17,528
- اون يه حادثه بوده .
- اصلاً حادثه نيست .

183
00:15:18,416 --> 00:15:21,148
<i>اين يه نفرينه . يه راه براي متوقف کردنش هست .</i>

184
00:15:21,408 --> 00:15:23,427
<i>- بايد به استراليا برم .
- استراليا براي چي ؟</i>

185
00:15:23,451 --> 00:15:25,466
<i>شماره ها از اونجا اومده .</i>

186
00:15:25,490 --> 00:15:26,876
<i>لِني در سازمان ...</i>

187
00:15:27,445 --> 00:15:28,513
بهم گفت .

188
00:15:28,537 --> 00:15:30,417
<i>هوگو ، هوگو . صبر کن .</i>

189
00:15:30,462 --> 00:15:33,789
مي تونم بهت ثابت کنم که نفرين نشدي .

190
00:15:34,496 --> 00:15:36,477
<i>- واقعاً ؟
- آره .</i>

191
00:15:36,535 --> 00:15:40,021
<i>با من بيا . مي خوام يه چيزي بهت نشون بدم .</i>

192
00:15:41,511 --> 00:15:44,482
<i>سلام ، هوگو .</i>

193
00:15:48,500 --> 00:15:52,065
<i>بعد از17 سال ، پدرت برگشته .</i>

194
00:15:53,544 --> 00:15:58,561
<i>هي ، مامانت در موردِ اون شکلاتها درست مي گفت .</i>

195
00:15:58,585 --> 00:16:00,565
شوخي کردم .

196
00:16:05,546 --> 00:16:07,526
<i>بيچاره ...</i>

197
00:16:07,582 --> 00:16:09,563
<i>اسمش راجره .</i>

198
00:16:11,557 --> 00:16:13,537
<i>در موردِ دستت متاسفم ، رفيق .</i>

199
00:16:16,591 --> 00:16:18,572
<i>هارلي .</i>

200
00:16:18,667 --> 00:16:21,360
<i>دَر ، دَر .</i>

201
00:16:21,657 --> 00:16:23,835
<i>بذار امتحانش کنيم .</i>

202
00:16:30,625 --> 00:16:33,793
<i>رفيق ، راجر محموله آبجو حمل مي کرده .</i>

203
00:16:37,701 --> 00:16:40,869
<i>اوه ، من نمي تونم خوب حدس بزنم چي ميگي ،
مي خواهي چکار کني ؟</i>

204
00:16:44,743 --> 00:16:46,921
<i>مي خواي راجر رو خارج کني ؟</i>

205
00:16:48,692 --> 00:16:50,395
مي خواي برگردونيش ؟ خوبه .

206
00:16:50,677 --> 00:16:52,658
فهميدم .

207
00:16:56,759 --> 00:16:58,740
<i>با شماره3 .</i>

208
00:17:01,725 --> 00:17:03,706
يک ...

209
00:17:03,740 --> 00:17:05,680
دو ...

210
00:17:05,772 --> 00:17:07,753
سه .

211
00:17:16,781 --> 00:17:18,762
<i>اون قسمت رو بعداً بر مي داريم .</i>

212
00:17:27,807 --> 00:17:29,788
کِي اون اتفاق ميفته ؟

213
00:17:31,881 --> 00:17:33,227
چه اتفاقي ؟

214
00:17:33,828 --> 00:17:36,363
<i>باهام بازي نکن ، برادر .</i>

215
00:17:40,869 --> 00:17:42,891
من مست بودم . اگر چيزي گفتم ...

216
00:17:42,915 --> 00:17:45,807
<i>من حقِ اينو دارم که بدونم کِي مي ميرم .</i>

217
00:17:46,926 --> 00:17:49,501
<i>- اينجوري فايده نداره .
- چي ، اينجوري فايده نداره ؟</i>

218
00:17:49,906 --> 00:17:51,887
<i>هي ، آقاي اليور توئيست .</i>

219
00:17:53,859 --> 00:17:54,896
وسايلم کجاست ؟

220
00:17:54,920 --> 00:17:57,573
<i>- کدوم وسايل ؟
- خودت بهتر مي دوني کدوم وسايل رو ميگم .</i>

221
00:17:57,905 --> 00:18:01,391
<i>من يه کتاب ، غذا ، مجله سکسي و يه بطري
ويسکي داشتم .</i>

222
00:18:01,892 --> 00:18:04,347
<i>در موردِ مشروب ، ازت معذرت مي خوام ، رفيق .</i>

223
00:18:04,914 --> 00:18:06,855
<i>تو اونو خوردي ؟</i>

224
00:18:06,923 --> 00:18:10,805
<i>راستش رو بخواهي ، ما سه نفر بوديم .</i>

225
00:18:11,006 --> 00:18:12,788
<i>آره ، درسته .</i>

226
00:18:13,001 --> 00:18:15,180
<i>تو با چه کسايي بودي ؟</i>

227
00:18:22,968 --> 00:18:24,002
<i>اوه ، فهميدم .</i>

228
00:18:24,026 --> 00:18:25,570
مي خواهيم اونو بچرخونيم .

229
00:18:25,997 --> 00:18:27,700
<i>با مهارت .</i>

230
00:18:27,982 --> 00:18:29,033
<i>با مهارت ؟</i>

231
00:18:29,057 --> 00:18:31,829
<i>آره ، با مهارت يعني ...</i>

232
00:18:32,061 --> 00:18:34,874
<i>در يه چيزي خوب عمل کردن ، يعني با مهارت .</i>

233
00:18:37,057 --> 00:18:38,642
بي خيال .

234
00:18:39,034 --> 00:18:41,077
<i>هي ، وسايلم کجاست ؟</i>

235
00:18:41,101 --> 00:18:43,992
<i>- چکار داريد مي کنيد ؟
- رفيق ، تو زنده اي ؟</i>

236
00:18:45,048 --> 00:18:49,081
<i>- زنده اي ؟
- آره ، آره .</i>

237
00:18:49,105 --> 00:18:51,086
منم از اينکه مي بينمت خوشحالم .

238
00:18:52,045 --> 00:18:54,088
<i>دارم درست مي بينم ؟ شما يه ماشين پيدا کرديد .</i>

239
00:18:54,112 --> 00:18:55,114
<i>جالبه ، نه ؟</i>

240
00:18:55,138 --> 00:18:57,026
- ساوير .
- جين .

241
00:18:57,050 --> 00:19:01,328
<i>- چطوري ؟
- خوشحالم ... مي بينمت .</i>

242
00:19:02,125 --> 00:19:05,149
<i>اينجا رو ببين کي داره انگليسي حرف ميزنه .</i>

243
00:19:05,173 --> 00:19:06,559
<i>جک و کيت کجان ؟</i>

244
00:19:07,128 --> 00:19:08,572
<i>اونا با تو هستن ؟ حالشون خوبه ؟</i>

245
00:19:08,596 --> 00:19:09,621
<i>کيت با من اومد ...</i>

246
00:19:09,645 --> 00:19:11,626
ولي دکتر ...

247
00:19:11,652 --> 00:19:13,553
هنوز پيشِ اوناست .

248
00:19:13,657 --> 00:19:15,242
<i>خوبه ، خوبه .</i>

249
00:19:15,634 --> 00:19:18,659
<i>همه چيز درست ميشه . جک حالش خوبه .
همه ما خوبيم .</i>

250
00:19:18,683 --> 00:19:19,991
<i>چقدر با آرامش حرف نيزني .</i>

251
00:19:20,628 --> 00:19:21,751
<i>نه ، اوضاع داره بهتر ميشه .</i>

252
00:19:21,775 --> 00:19:24,687
ماشين و برگشتنِ شما يه علامته .

253
00:19:24,711 --> 00:19:26,715
<i>آره ، علامتي که من وسايلم رو مي خوام .</i>

254
00:19:26,739 --> 00:19:29,828
<i>بهمون کمک کن تا اينو رديف کنيم .</i>

255
00:19:30,671 --> 00:19:32,725
<i>چرا بايد اين کار رو بکنم ؟</i>

256
00:19:32,749 --> 00:19:34,967
به خاطرِ آبجو .

257
00:19:37,705 --> 00:19:39,607
<i>چرا جک گفت که ديگه برنگرديد ؟</i>

258
00:19:39,712 --> 00:19:41,614
<i>اون خودش رو قرباني کرد تا ما فرار کنيم .</i>

259
00:19:41,719 --> 00:19:43,747
<i>شايد نمي خواست فرارِ ما بي نتيجه باشه .</i>

260
00:19:43,771 --> 00:19:46,188
<i>هارلي به ما گفت که اونا مايکل و والت رو آزاد کردن .</i>

261
00:19:46,731 --> 00:19:48,733
<i>آره . به مايکل يه قايق دادن .</i>

262
00:19:48,757 --> 00:19:50,460
<i>اونا رفتن و پشتِ سرشون رو هم نگاه نکردن .</i>

263
00:19:50,742 --> 00:19:51,773
قايقِ ديگه اي هم ديدي ؟

264
00:19:51,797 --> 00:19:56,193
<i>نه ، ولي احساس مي کنم قايقِ اصليشون
همون اطراف بود .</i>

265
00:19:57,767 --> 00:20:01,252
<i>- پس اونا مي تونن از جزيره خارج بشن ؟
- نمي دونم ، جان .</i>

266
00:20:01,751 --> 00:20:05,672
<i>توي اون باغِ وحشي که شما رو نگه مي داشتن ،
همونجا هم زندگي مي کنن ؟</i>

267
00:20:05,851 --> 00:20:08,465
<i>ما با يکي از اونا فرار کرديم ، اسمش کارل بود .</i>

268
00:20:08,835 --> 00:20:10,617
<i>اون گفت که اونا ، توي همون جزيره زندگي مي کنن .</i>

269
00:20:10,827 --> 00:20:12,842
<i>اون مي تونست ما رو پيشِ اونا ببره ، ولي
ساوير گذاشت که بره .</i>

270
00:20:12,866 --> 00:20:13,976
چرا ؟

271
00:20:14,791 --> 00:20:16,803
<i>بايد از ساوير بپرسيد .</i>

272
00:20:16,827 --> 00:20:20,471
<i>- کيت ، کجا داري ميري ؟
- به حرفِ جک ، اهميت نميدم .</i>

273
00:20:20,817 --> 00:20:24,699
<i>اونا گرفتنش و من بايد اونو برگردونم . من
بهش بدهکارم .</i>

274
00:20:24,832 --> 00:20:26,812
ميرم کمک بگيرم .

275
00:20:26,867 --> 00:20:28,848
از کي کمک بگيري ؟

276
00:20:35,372 --> 00:20:37,408
<i>مجسمه حضرتِ مسيحِ با شکوهيه .</i>

277
00:20:37,432 --> 00:20:40,085
<i>آره . هوگو پسرِ خيلي خوبيه .</i>

278
00:20:40,421 --> 00:20:42,837
<i>اون مي دونه که من به حضرتِ مسيح حلاقه دارم ...</i>

279
00:20:43,396 --> 00:20:45,434
<i>براي همين ، چند نفر از صنعتگران رو جمع کرد ...</i>

280
00:20:45,458 --> 00:20:49,299
<i>تا اين مجسمه طلاي ناب رو برام بتراشن .</i>

281
00:20:52,435 --> 00:20:54,450
<i>اين لازانيا ، بوي خيلي خوبي ميده .</i>

282
00:20:54,474 --> 00:20:56,851
<i>خانواده ترون ، خودشون اين غذا رو درست کردن .</i>

283
00:20:57,441 --> 00:20:59,494
<i>هوگو اونا رو پيدا کرده .</i>

284
00:20:59,518 --> 00:21:01,815
حالا هم مستخدمِ ما هستن .

285
00:21:04,482 --> 00:21:06,503
<i>چيزي شده ، هوگو ؟</i>

286
00:21:07,460 --> 00:21:10,113
<i>پدرت ازت سئوال کرد ، هوگو .</i>

287
00:21:10,496 --> 00:21:12,476
<i>پدرم ؟</i>

288
00:21:12,532 --> 00:21:14,533
<i>يه جوري حرف ميزني انگار که اون هرگز
ما رو ترک نکرده ...</i>

289
00:21:14,557 --> 00:21:16,736
<i>انگار که17 سال از اينجا دور نبوده .</i>

290
00:21:17,298 --> 00:21:18,515
و بعدش يه دفعه اي پيداش شد ؟

291
00:21:18,539 --> 00:21:20,535
<i>اين ، شک برانگيز نيست ؟</i>

292
00:21:20,559 --> 00:21:24,005
<i>من براي اين پيدام شد ، چونکه مادرت باهام
تماس گرفت و گفت که توي دردسر افتادي .</i>

293
00:21:24,529 --> 00:21:25,598
چي ؟

294
00:21:25,622 --> 00:21:28,237
<i>جريانِ اين شماره ها و نفرين شدنه .</i>

295
00:21:28,511 --> 00:21:30,413
<i>هوگو ، من نمي دونم ديگه بايد چکار کنم .</i>

296
00:21:30,518 --> 00:21:32,550
<i>فکر کردم بهتره يه مرد باهات حرف بزنه ...</i>

297
00:21:32,574 --> 00:21:35,148
<i>يه پدر ، که تو رو از اين مزخرفات بيرون بکشه .</i>

298
00:21:35,454 --> 00:21:36,552
من ديوانه نيستم .

299
00:21:36,576 --> 00:21:38,082
و تنها دليلي که اون برگشته ...

300
00:21:38,444 --> 00:21:39,493
اينه که پول مي خواد .

301
00:21:39,517 --> 00:21:40,608
<i>اوه ، اشتباه مي کني .</i>

302
00:21:40,631 --> 00:21:43,601
مي دوني چيه ؟ از پول هيچ خبري نيست .

303
00:21:43,648 --> 00:21:45,669
<i>آقاي ترون ، خانمِ ترون .</i>

304
00:21:46,577 --> 00:21:48,581
ديگه به کمکِ شما نيازي نيست .

305
00:21:48,605 --> 00:21:49,635
از اينجا بريد .

306
00:21:49,659 --> 00:21:51,243
<i>باور کنيد که يه لطفِ بزرگي دارم در حقتون مي کنم .</i>

307
00:21:51,634 --> 00:21:54,407
<i>قبل از اينکه نفرين شما رو بگيره يا ...</i>

308
00:21:54,633 --> 00:21:56,613
<i>بميريد ، از اينجا بريد .</i>

309
00:21:56,692 --> 00:21:58,673
<i>هوگو ، چکار داري مي کني ؟</i>

310
00:21:58,909 --> 00:22:00,749
<i>دارم از دستش خلاص ميشم ، از دستِ همه چيز ...</i>

311
00:22:00,773 --> 00:22:03,366
<i>پول ، خونه و ...</i>

312
00:22:03,563 --> 00:22:04,655
<i>سر و کله زدن با اون .</i>

313
00:22:04,679 --> 00:22:06,659
<i>نه ، هوگو . پدرت پيشِ ما مي مونه .</i>

314
00:22:06,694 --> 00:22:08,833
پيشِ ما مي مونه ؟ کجا ؟

315
00:22:09,653 --> 00:22:11,699
<i>حدودِ17 سال مي گذره ، هوگو .</i>

316
00:22:11,723 --> 00:22:13,704
<i>از چي مي گذره ؟</i>

317
00:22:18,726 --> 00:22:20,904
<i>من بهش نياز دارم .</i>

318
00:22:23,708 --> 00:22:27,510
<i>نه ، نه ، نه . نمي تونه اين اتفاق بيفته .</i>

319
00:22:27,721 --> 00:22:29,744
<i>اون بايد بره ، بايد بره . من مي خوام اون بره .</i>

320
00:22:29,768 --> 00:22:31,550
<i>- نه ، تو اينطور نمي خواي .
- البته که مي خوام .</i>

321
00:22:31,763 --> 00:22:36,160
<i>چرا به پدرت نشون نميدي که چي توي گاراژ
داري ، هوگو ؟</i>

322
00:22:47,792 --> 00:22:49,773
<i>نمي تونم باور کنم .</i>

323
00:22:51,777 --> 00:22:53,757
تو نجاتش دادي .

324
00:22:54,826 --> 00:22:57,242
تو تعميرش کردي .

325
00:23:17,902 --> 00:23:19,882
اول من ميرم .

326
00:23:20,941 --> 00:23:23,040
<i>با اين همه آشغال چکار کنيم ؟</i>

327
00:23:23,869 --> 00:23:25,850
<i>بسپارش به عهده من ، رفيق .</i>

328
00:23:28,895 --> 00:23:32,905
<i>به نظر مياد اون يارو ، نقشه يه جور جاده
خاکي رو کشيده .</i>

329
00:23:32,929 --> 00:23:35,463
<i>يوهو ، حالا شد يه چيزي .</i>

330
00:23:35,906 --> 00:23:37,887
هوگو ...

331
00:23:39,940 --> 00:23:40,968
ظاهرش خوبه .

332
00:23:40,992 --> 00:23:42,419
<i>موتور سالمه ؟</i>

333
00:23:42,953 --> 00:23:46,399
<i>اون پشت ، چکار داريد مي کنيد ؟</i>

334
00:23:46,935 --> 00:23:48,916
<i>دارم موتور رو چک مي کنم .</i>

335
00:23:49,990 --> 00:23:52,090
<i>ميرم ماشين رو استارت بزنم .</i>

336
00:23:56,000 --> 00:23:57,704
<i>موتور ...</i>

337
00:23:57,986 --> 00:23:59,987
<i>رفيق ، حتي اگر انگليسي هم حرف ميزدي ...</i>

338
00:24:00,011 --> 00:24:01,913
<i>يک کلمه از حرفات رو هم نمي فهميدم .</i>

339
00:24:02,019 --> 00:24:04,514
<i>آروم باش ، چيزي نيست . موفق ميشيم .</i>

340
00:24:09,045 --> 00:24:11,025
<i>من اميدوارم .</i>

341
00:24:12,023 --> 00:24:14,004
<i>اين ماشين کار مي کنه .</i>

342
00:24:26,067 --> 00:24:28,048
لعنتي .

343
00:24:35,106 --> 00:24:37,152
بي مزه اس و بوي بد ميده .

344
00:24:37,176 --> 00:24:39,236
<i>مي توني روشنش کني ؟ مي دوني ايرادش
کجاست ؟</i>

345
00:24:39,902 --> 00:24:41,135
<i>بي خيال . بذار کارش رو بکنه .</i>

346
00:24:41,159 --> 00:24:44,604
<i>رفيق ، اين آبجوها مدتِ زياديه که اينجاست .</i>

347
00:24:45,127 --> 00:24:48,019
<i>شايد يه مدتِ خيلي زياد . ممکنه سمي باشه .</i>

348
00:24:48,136 --> 00:24:50,017
<i>اسکلت ، ازش خوشش مياد .</i>

349
00:24:50,053 --> 00:24:51,131
به سلامتي .

350
00:24:51,155 --> 00:24:52,176
<i>اصلاً بامزه نبود ، رفيق .</i>

351
00:24:52,200 --> 00:24:55,606
<i>اين مَرد براي خودش ، مادر ، خانواده و
دوستاني داشته .</i>

352
00:24:56,175 --> 00:24:59,740
<i>اسمش هم اسکلت نيست ، راجر وُرکمنه .</i>

353
00:25:00,209 --> 00:25:04,486
<i>وُرکمن يعني کارگر ، کم عقل . اون يه کارگر بوده .</i>

354
00:25:04,870 --> 00:25:06,229
<i>اون يه کارگرِ پروژه دارما بوده .</i>

355
00:25:06,253 --> 00:25:09,224
<i>هر چي که هست ، بايد به مُرده ها احترام بذاري .</i>

356
00:25:11,196 --> 00:25:14,167
<i>هي ، هي ، مي توني تعميرش کني ؟</i>

357
00:25:14,221 --> 00:25:16,953
<i>نه ، تعمير ، نه .</i>

358
00:25:21,244 --> 00:25:23,225
<i>ولي بايد اين کار رو بکني .</i>

359
00:25:23,275 --> 00:25:25,928
<i>نمي خواي امتحان کني ، رفيق ؟ ما مي تونيم
اينو راه بندازيم .</i>

360
00:25:26,260 --> 00:25:29,284
<i>هي ، ولش کن . حق با اونه . نميشه تعميرش کرد .</i>

361
00:25:29,308 --> 00:25:32,200
<i>به اون اهن پاره يه نگاهي بکن . هيچ راهي نيست
که بشه اونو روشن کرد .</i>

362
00:25:32,318 --> 00:25:34,735
<i>- چه زگيلي هستي .
- مشکلت چيه ، مَرد ؟</i>

363
00:25:34,782 --> 00:25:36,238
<i>چرا نمي خواي اين ماشين راه بيفته ؟</i>

364
00:25:36,262 --> 00:25:38,956
<i>کار کردنِ اون ، براي من اهميتي نداره .
بگو ببينم ، براي تو چرا مهمه ؟</i>

365
00:25:39,349 --> 00:25:41,092
<i>براي اينکه همه ما مي تونيم يه کمي
باهاش تفريح کنيم .</i>

366
00:25:41,339 --> 00:25:42,884
اگه دنبال تفريح مي گردي ...

367
00:25:43,314 --> 00:25:45,356
<i>جزيره رو اشتباهي اومدي ...</i>

368
00:25:45,380 --> 00:25:48,469
<i>براي اينکه اينجا ، هيچ اميدي وجود نداره .</i>

369
00:26:00,881 --> 00:26:02,899
<i>زود باش ، هوگو . بيدار شو . آفتاب در اومده .</i>

370
00:26:02,923 --> 00:26:06,725
<i>بلند شو . داره ظهر ميشه . يالا .</i>

371
00:26:09,888 --> 00:26:13,295
- اين هدفون براي چيه ؟
- براي سر و صداست .

372
00:26:13,892 --> 00:26:16,902
<i>مادرت ، زنِ آتشي مزاجيه .</i>

373
00:26:16,913 --> 00:26:18,695
خوب که چي ؟

374
00:26:18,905 --> 00:26:20,807
<i>زود باش ، مي خواهيم يه کمي ماجراجويي کنيم .</i>

375
00:26:20,912 --> 00:26:22,694
<i>من با تو جايي نميرم .</i>

376
00:26:22,909 --> 00:26:24,936
<i>ببين ، اين يک بار رو با من بيا .</i>

377
00:26:24,960 --> 00:26:29,633
<i>اگه خوشت نيومد ، مي توني به استراليا بري .
من که جلوت رو نمي گيرم . باشه ؟</i>

378
00:26:30,953 --> 00:26:32,934
<i>چکار مي خواي بکني ؟</i>

379
00:26:33,019 --> 00:26:35,040
<i>مي خواهيم نفرين رو بشکنيم .</i>

380
00:26:37,044 --> 00:26:40,450
<i>- احمقانه اس .
- بهش يه فرصت بده ، مَرد .</i>

381
00:26:43,011 --> 00:26:45,428
<i>يه دسته رو جدا کن ، لطفاً .</i>

382
00:26:55,079 --> 00:26:57,892
<i>اخيراً به تو يه پول زيادي رسيده .</i>

383
00:26:58,083 --> 00:27:00,261
<i>اينو از توي روزنامه خوندي .</i>

384
00:27:04,083 --> 00:27:06,855
<i>ولي برات خوشحالي به ارمغان نياورده .</i>

385
00:27:07,077 --> 00:27:10,404
<i>برات بدشانسي آورده .</i>

386
00:27:11,094 --> 00:27:14,262
<i>اينو ديگه از توي روزنامه نخونده .</i>

387
00:27:15,076 --> 00:27:16,899
<i>من چند تا شماره مي بينم .</i>

388
00:27:17,076 --> 00:27:18,126
<i>چه شماره هايي ؟</i>

389
00:27:18,150 --> 00:27:25,001
<i>42 ،23 ،16 ،15 ،8 ،4</i>

390
00:27:27,166 --> 00:27:30,533
<i>يه سياهي همراهِ اين شماره هاست .</i>

391
00:27:31,147 --> 00:27:33,168
<i>يه فاجعه بزرگ .</i>

392
00:27:38,222 --> 00:27:40,718
متاسفم .

393
00:27:41,199 --> 00:27:43,179
چيه ؟ چي شده ؟

394
00:27:44,208 --> 00:27:46,109
مرگ ...

395
00:27:46,212 --> 00:27:47,797
<i>اطرافِ تو رو احاطه کرده ...</i>

396
00:27:48,189 --> 00:27:52,387
و بيشتر هم ميشه .

397
00:27:53,267 --> 00:27:55,247
<i>لطفاً دستهات رو بهم بده .</i>

398
00:27:58,271 --> 00:28:00,252
تو نفرين شدي ...

399
00:28:02,238 --> 00:28:04,218
<i>ولي ميشه اونو ازت دور کرد .</i>

400
00:28:07,308 --> 00:28:10,279
<i>هوگو ، ازت مي خوام که لباست رو در بياري .</i>

401
00:28:13,260 --> 00:28:14,964
لباسم ؟

402
00:28:15,247 --> 00:28:19,207
<i>نفرين ، مثلِ يک هويتِ ناخواسته اس ،
که درونِ تو زندگي مي کنه ...</i>

403
00:28:20,325 --> 00:28:22,741
<i>و بايد بيرون آورده بشه .</i>

404
00:28:30,318 --> 00:28:32,418
<i>آيا پدرم تو رو مجبور کرد که اين کار رو بکني ؟</i>

405
00:28:33,365 --> 00:28:35,662
<i>- چي ؟
- هوگو ، خواهش مي کنم .</i>

406
00:28:37,336 --> 00:28:39,118
<i>بهت 1000 دلار ميدم ...</i>

407
00:28:39,334 --> 00:28:41,335
<i>اگه تاييد کني که پدرم مجبورت کرده تا اين
چرنديات رو تحويلم بدي .</i>

408
00:28:41,359 --> 00:28:44,400
<i>در اين جور کارها نميشه رشوه داد .
چطور جرات مي کني ...</i>

409
00:28:44,424 --> 00:28:46,880
<i>- بهت 10000 دلار ميدم .
- بله ، پدرت بهم گفت .</i>

410
00:28:55,403 --> 00:28:57,384
من فقط مي خواستم کمکت کنم .

411
00:28:59,398 --> 00:29:01,379
به کي کمک کني ؟

412
00:29:08,489 --> 00:29:10,469
آبجو .

413
00:29:11,468 --> 00:29:12,486
آبجو .

414
00:29:12,510 --> 00:29:14,927
عاليه .

415
00:29:17,445 --> 00:29:19,426
ماشين .

416
00:29:19,492 --> 00:29:21,473
ماشين .

417
00:29:22,451 --> 00:29:23,521
خوبه .

418
00:29:23,545 --> 00:29:25,723
<i>مواظب باش غرق نشي .</i>

419
00:29:28,471 --> 00:29:30,503
<i>چکار داري مي کني ؟</i>

420
00:29:30,527 --> 00:29:33,101
<i>- دارم دعا مي کنم .
- براي چي دعا مي کني ؟</i>

421
00:29:33,516 --> 00:29:34,547
براي کمک .

422
00:29:34,571 --> 00:29:37,740
من مي تونم يه کمي کمکت کنم .

423
00:29:49,125 --> 00:29:50,125
<i>رفيق .</i>

424
00:29:51,042 --> 00:29:53,736
<i>هي ، رفيق . دست از افسردگي بردار .</i>

425
00:29:54,112 --> 00:29:56,528
<i>من افسرده نيستم . دارم فکر مي کنم .</i>

426
00:29:57,105 --> 00:30:00,749
وقتي که کسي به اقيانوس نگاه مي کنه و ساکته ...

427
00:30:00,995 --> 00:30:02,088
افسرده اس .

428
00:30:02,112 --> 00:30:03,230
حالا بلند شو و همراهم بيا .

429
00:30:03,254 --> 00:30:04,522
اون ماشيني که پيدا کرديم ...

430
00:30:05,096 --> 00:30:06,919
<i>تونستيم روشنش کنيم .</i>

431
00:30:07,096 --> 00:30:09,076
<i>به چه درد مي خوره ؟</i>

432
00:30:09,153 --> 00:30:12,154
<i>- آخ ، چرا منو زدي ؟
- تمومش کن .</i>

433
00:30:12,178 --> 00:30:15,504
<i>به خاطرِ اينکه يه نفر بهت گفته مي ميري ،
ايقدر به حال خودت افسوس نخور .</i>

434
00:30:16,134 --> 00:30:18,147
<i>من يه فکري دارم که مي تونه به
هر دوي ما کمک کنه .</i>

435
00:30:18,171 --> 00:30:19,755
الان ...

436
00:30:20,147 --> 00:30:21,811
وضعيتِ تو خيلي خطرناکه ...

437
00:30:22,131 --> 00:30:25,139
<i>و احتمال اينکه بميري ، زياده .</i>

438
00:30:25,163 --> 00:30:27,162
<i>فکر مي کني اين باعث ميشه تا باهات بيام ؟</i>

439
00:30:27,186 --> 00:30:29,523
<i>آره ، چون اگه نميري ...</i>

440
00:30:30,179 --> 00:30:31,205
ما برنده ميشيم .

441
00:30:31,229 --> 00:30:32,307
برنده ؟

442
00:30:32,331 --> 00:30:34,035
<i>ببين ، در موردِ تو نمي دونم ...</i>

443
00:30:34,218 --> 00:30:36,235
ولي اخيراً اتفاقاتِ نا خوشايندي برام افتاده .

444
00:30:36,259 --> 00:30:37,724
من مي تونم پيروز بشم .

445
00:30:38,221 --> 00:30:40,001
<i>پس بذار طعمش رو بچشيم ، رفيق .</i>

446
00:30:40,040 --> 00:30:41,249
<i>بريم اين ماشين رو روشن کنيم .</i>

447
00:30:41,273 --> 00:30:43,708
<i>بذار به صورتِ مرگ نگاه کنيم و بگيم هر چه باداباد .</i>

448
00:30:43,749 --> 00:30:45,263
<i>بذار سرنوشتمون رو خودمون رقم بزنيم .</i>

449
00:30:45,287 --> 00:30:47,267
نظرت چيه ؟

450
00:30:53,241 --> 00:30:55,222
متاسفم .

451
00:30:56,258 --> 00:30:58,594
متاسفم .

452
00:30:59,339 --> 00:31:01,320
خوبه . ادامه بده .

453
00:31:04,311 --> 00:31:07,242
<i>حق ... با ... توئه .</i>

454
00:31:08,278 --> 00:31:11,842
<i>خوبه . اين شد دو تا . بقيه اش رو بگو .</i>

455
00:31:12,363 --> 00:31:18,382
<i>اون شلوار ، تو رو چاق نشون نميده .</i>

456
00:31:19,392 --> 00:31:23,669
<i>درسته . اين سه تا جمله رو زنها نياز دارن بشنون .</i>

457
00:31:24,380 --> 00:31:27,310
<i>خيلي خوب ، بلند شيد . کُلي کار داريم .</i>

458
00:31:27,407 --> 00:31:29,388
<i>مشکلت چيه ، چاقالو ؟</i>

459
00:31:29,423 --> 00:31:31,324
خفه شو ...

460
00:31:31,431 --> 00:31:33,411
<i>آقاي دو رگه .</i>

461
00:31:34,430 --> 00:31:36,410
<i>با جَذَبه بود .</i>

462
00:31:37,383 --> 00:31:39,363
<i>اون ديگه اينجا چکار مي کنه ؟</i>

463
00:31:39,396 --> 00:31:41,439
<i>- ما به يه نفر ديگه احتياج داريم .
- براي چه کاري ؟</i>

464
00:31:41,463 --> 00:31:43,246
<i>براي هُل دادنِ اين ماشين ، رفيق .</i>

465
00:31:43,458 --> 00:31:45,438
هُل دادن ؟ هُل دادن به کجا ؟

466
00:31:50,420 --> 00:31:54,380
<i>برو ، برو ، برو .</i>

467
00:32:26,537 --> 00:32:28,675
خيلي مهيج به نظر مياد .

468
00:32:33,568 --> 00:32:35,945
پس مي خواي بري استراليا ؟

469
00:32:38,540 --> 00:32:40,598
<i>راهِ درازي در پيش داري ، براي اينکه چند تا شماره ...</i>

470
00:32:40,622 --> 00:32:42,681
<i>واقعاً دوست دارم از اينجا بري .</i>

471
00:32:44,569 --> 00:32:46,595
<i>وقتي که مادرت در موردِ برنده شدنِ تو ، زنگ زد ...</i>

472
00:32:46,619 --> 00:32:50,184
<i>قبل از اينکه گوشي رو بذاره ، سوارِ موتور
شدم و اومدم .</i>

473
00:32:51,623 --> 00:32:53,603
من پير شدم .

474
00:32:54,602 --> 00:32:56,740
و ديگه بي مصرفم .

475
00:32:59,621 --> 00:33:01,601
<i>حق با تو بود .</i>

476
00:33:02,641 --> 00:33:04,621
من به خاطر پول اومدم .

477
00:33:05,721 --> 00:33:07,582
هيچ پولي بهت نميرسه .

478
00:33:07,722 --> 00:33:10,931
<i>من به خاطرِ اين نيومدم تا باهات صحبت کنم .</i>

479
00:33:11,728 --> 00:33:16,638
<i>اومدم تا بهت بگم که رفتن به استراليا ،
هيچ نفريني رو ...</i>

480
00:33:16,644 --> 00:33:17,705
<i>باطل نمي کنه .</i>

481
00:33:17,729 --> 00:33:19,155
<i>نيازي نيست که اينجا رو ترک کني .</i>

482
00:33:19,688 --> 00:33:24,321
<i>تو فقط بايد يه کمي اميدوار باشي .</i>

483
00:33:25,715 --> 00:33:27,894
<i>بايد سرنوشتمون رو خودمون رقم بزنيم ، هوگو .</i>

484
00:33:29,749 --> 00:33:31,771
<i>مي دوني چه کاري کني بهتره ؟</i>

485
00:33:31,795 --> 00:33:33,775
<i>چه کاري ؟</i>

486
00:33:34,720 --> 00:33:37,690
<i>فکر کنم بايد بي خيال پولها بشي ...</i>

487
00:33:37,750 --> 00:33:39,731
<i>تمامِ پولها ، تا پِنيِ آخر .</i>

488
00:33:39,799 --> 00:33:42,493
فقط به اندازه اي که بتوني ...

489
00:33:42,796 --> 00:33:44,776
<i>يه کاربراتور بخري .</i>

490
00:33:47,751 --> 00:33:49,732
<i>روي کامارو کار کن ...</i>

491
00:33:49,760 --> 00:33:51,741
فقط من و تو .

492
00:33:51,844 --> 00:33:56,398
<i>تمامِ موانع رو بردار تا بتونيم يه مسافرت جاده اي
انجام بديم .</i>

493
00:34:00,790 --> 00:34:03,009
<i>براي شروع کردن ، هيچوقت دير نيست .</i>

494
00:34:11,882 --> 00:34:14,377
<i>از سيدني برات کارت پستال مي فرستم .</i>

495
00:34:17,929 --> 00:34:19,909
هي ...

496
00:34:20,932 --> 00:34:23,111
<i>وقتي برگشتي ، من همينجا هستم .</i>

497
00:34:29,920 --> 00:34:33,564
<i>ديوانه شدي ؟ مي خواي توي اين سرازيري
رانندگي کني ؟</i>

498
00:34:33,934 --> 00:34:36,191
<i>بايد اين ماشين رو روشن کنيم .</i>

499
00:34:36,992 --> 00:34:38,973
<i>شما هُلِش ميديد ، و توي سرازيري ...</i>

500
00:34:39,907 --> 00:34:41,907
<i>من کلاج رو مي گيرم و روشنش مي کنم .</i>

501
00:34:41,931 --> 00:34:42,977
<i>اون صخره ها رو مي بيني ؟</i>

502
00:34:43,001 --> 00:34:45,971
<i>نتيجه اين کار اينه که با سرعتِ زياد
با اونا برخورد مي کني ...</i>

503
00:34:46,018 --> 00:34:47,562
تازه اگه اولش چپ نکني .

504
00:34:47,987 --> 00:34:49,690
<i>هارلي ، نه .</i>

505
00:34:49,972 --> 00:34:51,952
<i>رفيق ، مي دونم چطوري هدايتش کنم .</i>

506
00:34:52,034 --> 00:34:55,599
<i>حالا زود باشيد هُل بديد . مطمئنم که موفق ميشيم .</i>

507
00:34:56,039 --> 00:34:59,880
<i>تو براي چي اومدي اينجا ؟ اومدي که تصادف و
آتش سوزي ماشين رو تماشا کني ؟</i>

508
00:35:04,023 --> 00:35:06,242
<i>اومدم تا يه کمي سواري کنم .</i>

509
00:35:15,021 --> 00:35:17,001
<i>باشه ، براتون مراسمِ تدفين مي گيريم .</i>

510
00:35:17,027 --> 00:35:19,839
<i>زود باش بريم کاري کنيم تا يه کمي سواري کنن .</i>

511
00:35:23,039 --> 00:35:25,297
<i>مطمئني مي خواي اين کار رو انجام بدي ؟</i>

512
00:35:26,148 --> 00:35:28,128
يا پيروزي يا مرگ .

513
00:35:36,117 --> 00:35:38,098
هُل بديد .

514
00:36:01,186 --> 00:36:03,167
<i>- واي .
- مراقب باش .</i>

515
00:36:16,286 --> 00:36:18,465
<i>الان وقتشه ، هارلي .</i>

516
00:36:20,111 --> 00:36:21,131
<i>حالا کلاج رو بگير .</i>

517
00:36:21,155 --> 00:36:22,254
<i>هيچ نفريني وجود نداره .</i>

518
00:36:22,278 --> 00:36:23,823
<i>سرنوشتت رو خودت تعيين کن .</i>

519
00:36:24,251 --> 00:36:25,294
<i>سرنوشتت رو خودت تعيين کن .</i>

520
00:36:25,318 --> 00:36:27,299
<i>هيچ نفريني وجود نداره .</i>

521
00:36:55,347 --> 00:36:57,328
حرومزاده .

522
00:37:15,429 --> 00:37:17,410
<i>زود باشيد ، زود باشيد .</i>

523
00:37:19,481 --> 00:37:21,660
<i>سوار شيد .</i>

524
00:37:24,494 --> 00:37:26,474
<i>خيلي خوب ، زود باشيد .</i>

525
00:40:16,507 --> 00:40:19,913
<i>کيت ، اگه تو دنبال کسي مي گردي که
کمک کنه تا جک رو پيدا کني ...</i>

526
00:40:20,467 --> 00:40:22,170
<i>چرا از ما درخواست نکردي ؟</i>

527
00:40:22,354 --> 00:40:23,432
به دو دليل ...

528
00:40:23,456 --> 00:40:25,488
<i>يکي اينکه نمي دونيد کجا رو بايد بگرديد و ديگه اينکه
هيچ انگيزه اي نداريد .</i>

529
00:40:25,512 --> 00:40:26,899
<i>و به خاطرش شما رو سرزنش نمي کنم .</i>

530
00:40:27,469 --> 00:40:29,530
چرا شما مي خواهيد به اون طرفِ جزيره بريد ...

531
00:40:29,554 --> 00:40:31,456
<i>و جونتون رو به خاطرِ جک ، به خطر بندازيد ؟</i>

532
00:40:31,461 --> 00:40:32,530
<i>تو داري اشتباه مي کني .</i>

533
00:40:32,554 --> 00:40:34,534
<i>اوه ، جدي ؟ پس چرا دنبالمون نيومديد ...</i>

534
00:40:34,570 --> 00:40:37,264
<i>موضوع انگيزه نبود ، فقط نمي دونستيم
کجا رو بگرديم .</i>

535
00:40:37,561 --> 00:40:40,575
<i>ما يه قطب نما داريم ، و مطمئنم اگر
طبقِ اون جلو بريم ...</i>

536
00:40:40,599 --> 00:40:42,223
<i>ما رو پيشِ جک مي رسونه .</i>

537
00:40:42,479 --> 00:40:43,569
<i>چطور ؟</i>

538
00:40:43,588 --> 00:40:48,974
<i>براي اينکه وقتي جان ، اکو رو دفن مي کرد ،
ديد که روي عصاش حَک شده .</i>

539
00:40:50,561 --> 00:40:54,364
<i>حالا تو رازِ ما رو مي دوني . چطوره رازِ خودت
رو به ما بگي ؟</i>

540
00:40:54,612 --> 00:40:56,712
<i>نه ، شليک نکنيد ، شليک نکنيد .</i>

541
00:40:57,617 --> 00:40:59,635
<i>خيلي خوب ، اينجا امنه .</i>

542
00:40:59,659 --> 00:41:01,640
اومديم تا صحبت کنيم .

543
00:41:03,621 --> 00:41:05,601
<i>مي توني خودت رو نشون بدي .</i>

544
00:41:30,739 --> 00:41:32,720
<i>اينجا چکار مي کني ؟</i>

545
00:41:33,760 --> 00:41:35,740
<i>اومدم تا ازت درخواستِ کمک کنم .</i>

546
00:41:37,702 --> 00:41:39,683
<i>که چکار کنيم ؟</i>

547
00:41:40,490 --> 00:41:41,744
<i>من دارم به کمپِ ديگران ميرم ...</i>

548
00:41:41,768 --> 00:41:42,956
و اگه بتونم پيداش کنم ...

549
00:41:43,704 --> 00:41:46,476
<i>يه نفر رو نياز دارم تا با جزيره آشنا باشه .</i>

550
00:41:46,710 --> 00:41:50,513
<i>چي باعث شده که فکر کني کمکت مي کنم ؟</i>

551
00:41:51,760 --> 00:41:53,542
براي اينکه اونا منو گرفته بودند ...

552
00:41:53,751 --> 00:41:55,534
<i>و نمي گذاشتن از اونجا خارج بشم .</i>

553
00:41:55,748 --> 00:41:58,678
<i>اگه فرار نمي کردم ، ممکن بود منو بکُشن .</i>

554
00:41:58,760 --> 00:42:02,522
<i>و دختري که کمکم کرد تا فرار کنم ...</i>

555
00:42:02,800 --> 00:42:05,494
حدود16 سالش بود .

556
00:42:07,818 --> 00:42:10,512
و اسمش هم الکس بود .

557
00:42:11,853 --> 00:42:14,625
کاملاً مطمئنم که دخترِ توئه .

558
00:42:15,663 --> 00:42:27,583
ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

