1
00:00:01,831 --> 00:00:02,851
آنچه گذشت :

2
00:00:02,875 --> 00:00:05,491
<i>من رويِ ويلچر مي نشستم و به مدتِ چهار
سال معلول بودم .</i>

3
00:00:05,861 --> 00:00:08,634
<i>اين جزيره ، منو تغيير داد و دوباره ساخت .</i>

4
00:00:08,862 --> 00:00:10,886
<i>خيلي ازت ممنونم ، جان .</i>

5
00:00:10,910 --> 00:00:12,534
تو کُليه منو دزديدي .

6
00:00:12,889 --> 00:00:14,911
<i>تو به يه پدر نياز داشتي و من يه کُليه مي خواستم ...</i>

7
00:00:14,935 --> 00:00:17,550
اتفاقي بوده که افتاده . ديگه تمومش کن .

8
00:00:17,921 --> 00:00:19,465
<i>من اهميت نميدم که جک چي گفته .</i>

9
00:00:19,895 --> 00:00:21,921
<i>اونا گرفتنش و بايد اونو برگردونيم . من بهش بدهکارم .</i>

10
00:00:21,945 --> 00:00:24,520
<i>-چطوري به اين جزيره اومدي ؟
- اونا ، منو با زيردريايي آوردن .</i>

11
00:00:24,926 --> 00:00:27,945
<i>پس افرادت ، هر وقت که بخوان مي تونن
از جزيره خارج بشن ؟</i>

12
00:00:27,969 --> 00:00:31,535
<i>تو نمي دوني که يه کمي مواد منفجره ،
چقدر مي تونه مفيد باشه .</i>

13
00:00:33,009 --> 00:00:34,989
<i>جک ...</i>

14
00:00:42,016 --> 00:00:43,799
اسم ؟

15
00:00:44,014 --> 00:00:45,995
جان لاک .

16
00:00:46,041 --> 00:00:48,022
<i>وضعيتِ تاهل ، آقايِ لاک ؟</i>

17
00:00:48,988 --> 00:00:50,056
مجردم .

18
00:00:50,080 --> 00:00:51,585
<i>دوست دختر ، داري ؟</i>

19
00:00:52,047 --> 00:00:54,028
نه .

20
00:00:56,045 --> 00:00:58,027
<i>پدر و مادرت ، زنده ان ؟</i>

21
00:00:59,046 --> 00:01:03,363
<i>من تويِ يک پرورشگاه بزرگ شدم . هرگز
والدينم رو نشناختم .</i>

22
00:01:03,579 --> 00:01:07,622
<i>تا حالا دنبال والديِن اصليت ، گشتي ؟</i>

23
00:01:07,646 --> 00:01:10,657
<i>فکر نمي کنم ارتباطي به کارم داشته باشه .</i>

24
00:01:11,576 --> 00:01:14,640
<i>البته که ارتباط داره ، آقايِ لاک . چونکه اگر
دولت بخواد ...</i>

25
00:01:14,664 --> 00:01:15,945
<i>بيمه ناتواني رو پرداخت کنه ...</i>

26
00:01:15,969 --> 00:01:20,366
<i>من بايد متوجه بشم که آيا شرايطِ شما
بهبود پيدا مي کنه يا نه .</i>

27
00:01:20,688 --> 00:01:24,254
<i>اشتهايِ شما چطوره ؟</i>

28
00:01:25,711 --> 00:01:27,691
خوبه .

29
00:01:28,703 --> 00:01:32,189
<i>شما از ادامه پرداختِ هزينه درمان هم منصرف شُديد .</i>

30
00:01:32,677 --> 00:01:34,733
براي اينکه ديگه نرفتم .

31
00:01:34,757 --> 00:01:36,738
<i>فقط وقتم رو تلف کردم .</i>

32
00:01:41,759 --> 00:01:44,255
<i>پرداختِ بيمه ، به صورتِ موقتي  به حالتِ
تعليق در مياد .</i>

33
00:01:44,730 --> 00:01:47,734
<i>به محضِ اينکه دوره درمان رو ادامه بديد ،
مي تونيد پولتون رو دريافت کنيد .</i>

34
00:01:47,758 --> 00:01:49,789
<i>شما فکر مي کنيد که ناتوانيِ من ، موقتيه ؟</i>

35
00:01:49,813 --> 00:01:51,794
<i>خوب ، افسردگي مي تونه موقتي  باشه .</i>

36
00:01:51,830 --> 00:01:54,484
<i>و از وقتي  که دوره درماني رو متوقف کردي ...</i>

37
00:01:54,818 --> 00:01:56,800
فکر کنم بهتر شدي .

38
00:01:59,848 --> 00:02:01,790
<i>فکر کنم هميني باشه که شما ميگيد .</i>

39
00:02:04,802 --> 00:02:06,783
نفرِ بعدي .

40
00:02:24,923 --> 00:02:26,904
<i>داره چکار مي کنه ؟</i>

41
00:02:29,976 --> 00:02:31,957
خوب گرفتي .

42
00:02:34,948 --> 00:02:36,929
<i>جک .</i>

43
00:02:42,004 --> 00:02:45,134
<i>اون ، نفريه که به من و ساوير کمک کرد تا فرار کنيم .</i>

44
00:02:45,999 --> 00:02:49,090
<i>-چي شده ؟
-فکر کنم که بايد ...</i>

45
00:02:58,009 --> 00:02:59,990
<i>-هي ، چي شده ؟
- دانيل .</i>

46
00:03:03,035 --> 00:03:05,017
<i>جان ، روسو رفته .</i>

47
00:03:49,265 --> 00:03:52,711
<i>اوضاع ، خيلي پيچيده تر از اونيه که فکر مي کرديم .</i>

48
00:03:53,500 --> 00:03:56,500
ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

49
00:03:56,800 --> 00:04:01,800
<font color="#339933">"LOST"
فصل 3
قسمت 13 : مردي از تالاهاسي</font>

50
00:04:11,322 --> 00:04:12,326
<i>پس تو داري ميگي ...</i>

51
00:04:12,350 --> 00:04:14,132
<i>خيلي راحت به مردم شليک کنيم ، و مطمئن باشيم
که بهترين رَوِشه ؟</i>

52
00:04:14,343 --> 00:04:15,968
<i>ما اومديم که جک رو نجات بديم و بايد هم
اين کار رو بکنيم .</i>

53
00:04:16,335 --> 00:04:19,227
ولي ظاهراًشرايط عوض شده . ممکنه اون نخواد
نجات پيدا کنه .

54
00:04:19,348 --> 00:04:21,399
<i>اون ، خودش نيست . اون ، جکي که
مي شناسم نيست .</i>

55
00:04:21,423 --> 00:04:22,769
<i>بايد يه بلايي سرش آورده باشن .</i>

56
00:04:22,875 --> 00:04:24,311
<i>وقتي  اونا ما رو گرفتن ، بيهوشمون کردن .</i>

57
00:04:24,335 --> 00:04:25,766
<i>به نظر نمياد که بيهوش باشه ، کيت .</i>

58
00:04:26,357 --> 00:04:29,361
<i>اونا دزديدنش و زندانيش کردن . نبايد يادش رفته باشه .</i>

59
00:04:29,385 --> 00:04:32,199
<i>مي دونم ، ولي تا وقتي  که مطمئن نشديم ،
نبايد زندگيمون رو به خطر بندازيم .</i>

60
00:04:32,391 --> 00:04:34,400
<i>-من تنهاش نميذارم ، سعيد .
-راهِ ديگه اي نداريم .</i>

61
00:04:34,424 --> 00:04:36,406
<i>اون ، خودِ جکه .</i>

62
00:04:37,478 --> 00:04:40,094
<i>وقتي  که اولين بار ديدمش ، داشت زندگيش رو ...</i>

63
00:04:40,465 --> 00:04:43,473
<i>براي خارج کردنِ مردم از لاشه هواپيما
به خطر مي انداخت .</i>

64
00:04:43,497 --> 00:04:46,666
<i>اگه با اونا دست داد ، مطمئنم که يه دليلِ
قانع کننده برايِ کارش داره .</i>

65
00:04:47,440 --> 00:04:51,125
<i>بايد بريم اونجا و ببينيم چه خبره .</i>

66
00:04:54,466 --> 00:04:55,488
پيشنهادت چيه ؟

67
00:04:55,512 --> 00:04:59,514
<i>تا تاريک شدنِ هوا صبر مي کنيم . بعد وقتي  که
تنهاست ، خودمون رو بهش مي رسونيم ...</i>

68
00:05:00,531 --> 00:05:02,948
<i>و اگه خواست از اينجا بره ، با خودمون مي بريم .</i>

69
00:05:26,163 --> 00:05:28,143
<i>سلام ، جان لاک ؟</i>

70
00:05:29,125 --> 00:05:31,106
<i>متاسفم . به فروشنده نياز ندارم .</i>

71
00:05:31,183 --> 00:05:32,492
من يه تابلو نصب کردم .

72
00:05:33,131 --> 00:05:35,145
نيومدم که بهت چيزي بفروشم ...

73
00:05:35,169 --> 00:05:37,150
گوش کن . اسمِ من پيتر تالبوته .

74
00:05:37,187 --> 00:05:39,128
<i>چند دقيقه فرصت مي خوام تا باهات حرف بزنم .</i>

75
00:05:39,200 --> 00:05:42,646
<i>- در موردِ چي ؟
- در موردِ مادرم .</i>

76
00:05:43,211 --> 00:05:45,034
<i>فکر کنم تويِ دردِسر افتاده .</i>

77
00:05:45,213 --> 00:05:46,798
<i>منو با يه جان لاکِ ديگه اشتباه گرفتي .</i>

78
00:05:47,190 --> 00:05:49,250
<i>چند تا کُليه داري ؟</i>

79
00:05:53,272 --> 00:05:57,353
<i>مادرم ، دو ماه قبل ديدش . اونجور که خودش ميگه
تويِ نگاهِ اول عاشقش شد .</i>

80
00:05:58,213 --> 00:06:00,788
<i>اون مَردِ خوش برخورد ، بامزه و جالبي بود .</i>

81
00:06:01,274 --> 00:06:02,740
<i>اسمش آدام استيوارد .</i>

82
00:06:03,238 --> 00:06:06,684
<i>اون بازنشسته يک شرکتِ کامپيوتري در اونتاريوست .</i>

83
00:06:08,317 --> 00:06:11,804
<i>به هر حال ، آدام ويژگيهاي خاصي داشت .</i>

84
00:06:12,293 --> 00:06:14,115
<i>مادرم عاشقش شده بود .</i>

85
00:06:14,294 --> 00:06:18,315
<i>بعد از دو ماه از شناختش ، مادرم موافقت کرد که
باهاش ازدواج کنه .</i>

86
00:06:18,339 --> 00:06:20,439
<i>يه موردي وجود داشت ...</i>

87
00:06:21,329 --> 00:06:26,239
<i>يه چيزي به من مي گفت که اون مَرد ، دنبال
يه چيزيه . بنابراين بايد ...</i>

88
00:06:26,263 --> 00:06:27,354
متوجه ميشدم .

89
00:06:27,374 --> 00:06:30,108
<i>فکر نمي کنم اين جريان به من مربوط باشه .</i>

90
00:06:30,371 --> 00:06:33,408
<i>چيزي که به تو مربوطه ، آقايِ لاک ...</i>

91
00:06:33,432 --> 00:06:37,077
<i>اينه که تو يکي ازکُليه هات رو به آدام استيوارد
هديه کردي ...</i>

92
00:06:37,425 --> 00:06:42,773
<i>با اين تفاوت که قبلاًاسمش آنتوني کوپر بود .</i>

93
00:06:49,414 --> 00:06:52,307
<i>تمامِ چيزهايي که مي خواستم ، در پرونده پزشکيش
بدست آوردم ...</i>

94
00:06:52,487 --> 00:06:55,894
<i>و متوجه شدم که اون ، يه کُليه از شما ...</i>

95
00:06:56,454 --> 00:06:58,435
<i>دريافت کرده .</i>

96
00:06:58,492 --> 00:07:03,404
<i>من فکر کردم ، اون بدبختي که کُليه اش رو
به اين داده ، چه حالي مي تونه داشته باشه ؟</i>

97
00:07:04,489 --> 00:07:06,470
<i>اين بي رحميه ، درسته ؟</i>

98
00:07:11,549 --> 00:07:15,946
<i>خوب ، من بدونِ اينکه اون مَرد رو ملاقات کنم
کُليه ام رو اهدا کردم .</i>

99
00:07:21,619 --> 00:07:23,046
مطمئني ؟

100
00:07:23,580 --> 00:07:25,879
<i>آره . متاسفم . نمي تونم کمکت کنم .</i>

101
00:08:09,322 --> 00:08:12,769
<i>سعيد ، تو جلو رو پوشش بده . من هم هوايِ
اطراف و عقب رو دارم .</i>

102
00:08:13,296 --> 00:08:15,314
<i>مستقيماًبه سمتِ درب ميري .
-من تنهايي وارد بشم ؟</i>

103
00:08:15,338 --> 00:08:17,516
<i>بهتره که اولين نفر ، تو رو ببينه .</i>

104
00:08:18,274 --> 00:08:20,255
خيلي خوب .

105
00:09:40,660 --> 00:09:42,640
سلام .

106
00:09:43,657 --> 00:09:47,461
<i>- اينجا چکار مي کني ؟
- اومدم تو رو ببرم .</i>

107
00:09:47,697 --> 00:09:50,075
همين الان از اينجا برو بيرون . برو .

108
00:09:50,697 --> 00:09:52,875
<i>-جک .
-کيت ، اونا دارن منو مي بينن .</i>

109
00:09:53,728 --> 00:09:55,432
<i>- از اينجا برو بيرون .
-تو رو تنها نميذارم .</i>

110
00:09:55,717 --> 00:09:57,132
<i>- البته که ميري .
-بخواب رويِ زمين .</i>

111
00:09:57,156 --> 00:09:58,719
<i>بهش صدمه نزن ، صدمه نزن .</i>

112
00:09:58,739 --> 00:10:00,959
<i>عقب وايسا ، دکتر . برو عقب .</i>

113
00:10:05,697 --> 00:10:06,717
<i>-جک .
-محکم بگيرش .</i>

114
00:10:06,741 --> 00:10:08,723
<i>جک ، جک .</i>

115
00:10:08,801 --> 00:10:10,781
<i>کي ديگه با شماست ؟</i>

116
00:10:15,757 --> 00:10:19,822
<i>-جک ؟
-به سئوالشون جواب بده ، کيت .</i>

117
00:10:19,846 --> 00:10:21,828
<i>خيلي خوب ، ديگه تکرار نمي کنم ...</i>

118
00:10:23,805 --> 00:10:25,786
<i>کي ديگه با شماست ؟</i>

119
00:10:29,886 --> 00:10:31,668
هيچکس .

120
00:10:31,885 --> 00:10:33,985
هيچکس . فقط دو نفريم .

121
00:10:59,438 --> 00:11:01,420
الکس ؟

122
00:11:07,394 --> 00:11:08,465
جان .

123
00:11:08,489 --> 00:11:12,491
<i>-هيس ، صدات رو بيار پايين .
-باشه .</i>

124
00:11:14,543 --> 00:11:17,552
<i>خيلي خوب ، جان . نيازي نيست اسلحه ات رو
به سَمتِ من نشونه بگيري .</i>

125
00:11:17,576 --> 00:11:19,557
<i>مي تونم بهت بگم جک کجاست .</i>

126
00:11:20,557 --> 00:11:22,538
<i>من دنبال جک نيستم .</i>

127
00:11:25,580 --> 00:11:27,481
<i>دنبال زيردريايي هستم .</i>

128
00:11:32,543 --> 00:11:35,566
<i>زيردريايي کجاست ؟</i>

129
00:11:35,590 --> 00:11:38,615
<i>نمي فهم منظورت چيه ، جان . کدوم زيردريايي ؟</i>

130
00:11:38,639 --> 00:11:42,125
<i>هموني که باهاش به جزيره رفت و آمد مي کني ...</i>

131
00:11:42,627 --> 00:11:45,083
<i>هموني که قبل از اينکه ميکائيل رو بکُشم ...</i>

132
00:11:45,594 --> 00:11:47,576
<i>در موردش بهم گفت .</i>

133
00:11:47,696 --> 00:11:51,499
<i>-پدر ؟ داري با کي حرف ميزني ؟
- الکس ، نيا داخل .</i>

134
00:11:56,682 --> 00:11:59,376
<i>-بهش بگو ساکت باشه .
- الکس ، خواهش مي کنم .</i>

135
00:11:59,683 --> 00:12:01,506
<i>بِن ، بيداري ؟</i>

136
00:12:01,685 --> 00:12:03,665
نه .

137
00:12:07,710 --> 00:12:09,690
<i>دارم ميام داخل .</i>

138
00:12:11,705 --> 00:12:14,725
-چي شده ؟
- اوستين و جِراه ...

139
00:12:14,749 --> 00:12:17,245
<i>اومدن اينجا . ما رو پيدا کردن .</i>

140
00:12:17,785 --> 00:12:19,172
اونا الان کجا هستن ؟

141
00:12:19,739 --> 00:12:21,763
<i>اونا رو اسير کرديم و پيشِ خودم بردم .</i>

142
00:12:21,787 --> 00:12:23,173
مي خواي کمکت کنم تا ...

143
00:12:23,745 --> 00:12:25,775
<i>نه . اونا رو ازهم جدا کنيد . مي خوام بدونم
چطوري ما رو پيدا کردن .</i>

144
00:12:25,799 --> 00:12:27,799
<i>جوليِت و شِفِرد چي ؟ آخه فردا ...</i>

145
00:12:27,823 --> 00:12:29,566
<i>بذارش به عهده من . فقط برو .</i>

146
00:12:29,814 --> 00:12:30,829
فهميدم .

147
00:12:30,853 --> 00:12:32,558
<i>ريچارد ، صبر کن .</i>

148
00:12:32,842 --> 00:12:34,822
من بيرون منتظر مي مونم .

149
00:12:39,851 --> 00:12:43,179
<i>مي خوام مَردي ازتالاهاسي رو پيشم بياري .</i>

150
00:12:43,887 --> 00:12:47,374
<i>- اونو برايِ چي احتياج داري ؟
- اين کار رو بکن . همين حالا .</i>

151
00:12:47,866 --> 00:12:49,847
<i>باشه .</i>

152
00:12:57,898 --> 00:12:59,938
مَردي ازتالاهاسي چيه ؟

153
00:12:59,962 --> 00:13:01,192
<i>يه جور رمزه ؟</i>

154
00:13:01,905 --> 00:13:03,920
<i>نه ، جان . متاسفانه رمزي نداريم که بگه ...</i>

155
00:13:03,944 --> 00:13:06,950
<i>يه مَرد داخلِ کُمُده و دخترم رو گروگان گرفته .</i>

156
00:13:06,974 --> 00:13:09,590
<i>البته بايد براش يه رمزمي گذاشتيم .</i>

157
00:13:09,966 --> 00:13:15,909
<i>يه ساک همراهِ سعيده . مي خوام اين دختره
اونو برام بياره .</i>

158
00:13:17,984 --> 00:13:19,030
<i>باشه .</i>

159
00:13:19,054 --> 00:13:21,749
<i>جان ، ولي بايد بدوني که در حال حاضر
دخترم ازمن متنفره ...</i>

160
00:13:22,046 --> 00:13:24,938
<i>فکر نمي کنم که گروگان گرفتنِ من
انتخابِ درستي باشه ...</i>

161
00:13:25,058 --> 00:13:26,960
<i>پدر .</i>

162
00:13:27,066 --> 00:13:29,048
<i>ساک رو برات ميارم .</i>

163
00:13:46,095 --> 00:13:50,151
<i>عزيزم ؟ اين يکي چطوره ؟</i>

164
00:13:50,175 --> 00:13:52,433
<i>اوه ، خيلي خوبه . تو چي فکر مي کني ؟</i>

165
00:13:53,124 --> 00:13:55,699
<i>قشنگه ولي بهتره که يه کمي بزرگتر باشه .</i>

166
00:13:57,131 --> 00:13:59,111
<i>آره ...</i>

167
00:14:00,171 --> 00:14:02,201
<i>اگه بزرگتر باشه بهتره .</i>

168
00:14:02,225 --> 00:14:04,760
ميرم اون طرف تا يه نگاهي بندازم .

169
00:14:11,199 --> 00:14:12,243
<i>سلام ، جان .</i>

170
00:14:12,267 --> 00:14:13,892
<i>بايد موضوعِ جالبي باشه ...</i>

171
00:14:14,250 --> 00:14:16,825
<i>که شما دو نفر رو اينجا مي بينم .</i>

172
00:14:17,238 --> 00:14:20,210
<i>فکر کنم نمي تونستي منو دعوت کني ، درسته ؟
يا شايد هم ...</i>

173
00:14:20,262 --> 00:14:22,243
<i>باعثِ سَرخوردگيت ميشم .</i>

174
00:14:22,273 --> 00:14:24,273
- ازکجا مي دونستي که من ...
-براي اينکه پسرش اومد پيشم ...

175
00:14:24,297 --> 00:14:27,981
<i>و ازم پرسيد که آيا کليه ام رو به تو دادم .</i>

176
00:14:29,261 --> 00:14:31,122
<i>اون دنبالته ولي هنوزهيچ مدرکي ازتو نداره .</i>

177
00:14:31,265 --> 00:14:35,291
براي همين اومده بود پيشم تا عليه
تو شکايت کنم .

178
00:14:35,315 --> 00:14:37,297
بهش چي گفتي ؟

179
00:14:39,348 --> 00:14:41,685
<i>داري اونو گول ميزني ، درسته ؟</i>

180
00:14:42,364 --> 00:14:45,414
<i>داري به خاطرِ پولش باهاش ازدواج مي کني ؟</i>

181
00:14:46,339 --> 00:14:48,240
<i>تو چي مي خواي ، جان ؟</i>

182
00:14:48,347 --> 00:14:50,328
مي خوام تمومش کني .

183
00:14:50,354 --> 00:14:52,771
<i>مي خوام که از ازدواج ، انصراف بدي .</i>

184
00:14:53,397 --> 00:14:57,398
<i>-چرا داري اين کار رو مي کني ؟
-براي اينکه منصفانه نيست .</i>

185
00:14:58,366 --> 00:15:01,405
<i>تو کاري مي کني که مردم فکر کنن که
جزئي از خانواده اونا هستي ...</i>

186
00:15:01,429 --> 00:15:03,330
<i>و بعدش با رفتنت ، همه چيز رو خراب مي کني ...</i>

187
00:15:03,437 --> 00:15:06,606
<i>براي همين ، نميذارم ديگه اين کار رو تکرار کني .</i>

188
00:15:07,409 --> 00:15:10,459
<i>بايد از نامزدي انصراف بدي و بري ...</i>

189
00:15:10,479 --> 00:15:13,015
<i>وگرنه حقيقت رو بهش ميگم .</i>

190
00:15:15,459 --> 00:15:17,504
مي خوام بهم بگي .

191
00:15:17,528 --> 00:15:19,509
بگو که بيخيالش ميشي .

192
00:15:26,527 --> 00:15:30,370
<i>خيلي خوب ، جان . تو برنده شدي .</i>

193
00:15:45,601 --> 00:15:48,573
<i>ميشه کمکم کني تا رويِ صندليم بشينم ؟</i>

194
00:15:50,603 --> 00:15:52,742
<i>هيچ حُقه اي در کار نيست . قول ميدم .</i>

195
00:15:54,623 --> 00:15:57,714
يه کمي احترام مي خوام .

196
00:15:59,638 --> 00:16:04,433
<i>افرادِ شما بايد بدونن که احترام گذاشتن يعني چي .</i>

197
00:16:10,747 --> 00:16:12,729
ممنونم .

198
00:16:16,725 --> 00:16:18,509
<i>بگو ببينم ، جان ...</i>

199
00:16:18,720 --> 00:16:20,735
<i>چطوري مي خواي يه زيردريايي رو هدايت کني ؟</i>

200
00:16:20,759 --> 00:16:23,453
<i>منظورم اينه که يه ماشينِ خيلي پيشترفته اس .</i>

201
00:16:23,750 --> 00:16:25,534
کنترلش به اين سادگي ها نيست .

202
00:16:25,748 --> 00:16:27,848
ازپسش بر ميام .

203
00:16:28,733 --> 00:16:32,020
<i>بايد بهت بگم که من يه فرمانده در نيرويِ دريايي بودم .</i>

204
00:16:35,770 --> 00:16:38,741
<i>دستت رو دورِ گردنم حلقه کن . از زيرِ زانوهات
بلندت مي کنم .</i>

205
00:16:38,793 --> 00:16:40,774
<i>تويِ اون کيسه چيه ، جان ؟</i>

206
00:16:41,785 --> 00:16:46,801
<i>اگه تو ميکائيل رو ديدي ، معنيش اينه که در ايستگاهِ
مخابراتي بودي ...</i>

207
00:16:46,825 --> 00:16:49,321
و اينکه موادِ منفجره پيدا کردي .

208
00:16:50,873 --> 00:16:55,270
<i>پس قصد نداري زيردريايي رو جايي ببري ، درسته ؟</i>

209
00:16:56,865 --> 00:16:58,966
مي خواي اونو نابود کني .

210
00:17:02,862 --> 00:17:04,922
<i>من تو رو مي شناسم ، جان لاک .</i>

211
00:17:07,926 --> 00:17:10,104
اصلاًمنو نمي شناسي .

212
00:17:10,967 --> 00:17:13,385
مي دونم که تويِ کاليفرنيا بدنيا اومدي .

213
00:17:14,918 --> 00:17:17,611
<i>مي دونم که تويِ پرورشگاه بزرگ شدي .</i>

214
00:17:17,926 --> 00:17:20,857
<i>مي دونم که بيشترِ عمرت رو در توستين تلف کردي ...</i>

215
00:17:20,940 --> 00:17:25,299
<i>و صرفِ کاغذ بازيها در يه کارخانه جعبه سازي کردي .</i>

216
00:17:26,982 --> 00:17:31,855
<i>مي دونم چهار سال قبل از اينکه
به اين جزيره بيايي ...</i>

217
00:17:31,997 --> 00:17:33,978
<i>رويِ ويلچر بودي .</i>

218
00:17:34,991 --> 00:17:37,527
<i>و مي دونم چطوري يه دفعه اي همه چيزتموم شد .</i>

219
00:17:43,110 --> 00:17:45,090
<i>بگو ببينم ، جان ...</i>

220
00:17:46,054 --> 00:17:48,036
خيلي سخت بود ؟

221
00:17:55,151 --> 00:17:57,212
احساس کردم که کمرم شکسته .

222
00:18:00,122 --> 00:18:02,103
<i>تو چطور ؟</i>

223
00:18:27,272 --> 00:18:30,679
<i>فکر نمي کردم که دوباره ، اينقدر زود ببينمت ، کيت .</i>

224
00:18:34,300 --> 00:18:38,262
<i>-خيلي مراقب باش .
-ممنونم .</i>

225
00:18:57,404 --> 00:18:59,385
اونا بهت صدمه زدن ؟

226
00:19:01,343 --> 00:19:04,156
<i>نه ، به تو چطور ؟</i>

227
00:19:06,393 --> 00:19:08,375
نه .

228
00:19:11,884 --> 00:19:13,864
اينجا کجاست ؟

229
00:19:14,943 --> 00:19:16,923
جائيه که اونا زندگي مي کنن .

230
00:19:18,942 --> 00:19:22,970
<i>همينجا اون بچه ها رو نگه ميدارن ؟</i>

231
00:19:22,994 --> 00:19:24,975
<i>اونا در اينجا امنيت دارن .</i>

232
00:19:27,975 --> 00:19:29,957
امنيت ؟

233
00:19:34,994 --> 00:19:36,975
پس تو هم از اونا شدي ؟

234
00:19:39,054 --> 00:19:41,352
<i>من با کسي نيستم ، کيت .</i>

235
00:19:46,010 --> 00:19:49,036
<i>- اونا چه بلايي سرت آوردن ؟
-هيچي .</i>

236
00:19:49,060 --> 00:19:51,398
<i>پس چرا داري اينجوري رفتار مي کني ؟</i>

237
00:19:52,046 --> 00:19:55,112
<i>هيچ راهي نيست . هيچ راهي براي اينکه بتونم ...</i>

238
00:19:55,136 --> 00:19:57,711
من اومدم تا بهت کمک کنم و تو به من
نميگي که اينجا چه خبره ؟

239
00:19:58,118 --> 00:20:00,812
بهت گفتم که به خاطرِ من برنگرد .

240
00:20:01,132 --> 00:20:03,390
نمي دونستم جدي ميگي .

241
00:20:41,265 --> 00:20:43,365
<i>اونا با تو چکار کردن ، جک ؟</i>

242
00:20:49,345 --> 00:20:51,327
<i>من باهاشون يه معامله کردم .</i>

243
00:20:52,374 --> 00:20:54,355
<i>اونا مي خوان بذارن من برم .</i>

244
00:20:58,322 --> 00:21:00,303
کجا ؟

245
00:21:01,406 --> 00:21:03,387
خونه .

246
00:21:11,383 --> 00:21:13,166
کِي ؟

247
00:21:13,379 --> 00:21:15,360
فردا صبح .

248
00:21:18,391 --> 00:21:20,416
<i>مي تونم کمک بيارم . اين بهترين شانسِ ماست .</i>

249
00:21:20,440 --> 00:21:23,293
<i>تو به اين ادمها اعتماد کردي ؟ اونا دروغگو هستن .
چرا حرفهاشون رو باور کردي ...</i>

250
00:21:23,449 --> 00:21:26,420
<i>بهشون اعتماد کردم چون تو بهم گفتي ، کيت ...</i>

251
00:21:27,474 --> 00:21:31,634
<i>وقتي  که ازم خواستي زندگِي ساوير رو نجات بدم .</i>

252
00:21:36,516 --> 00:21:41,547
<i>جک ... اونا بهت چي گفتن ؟</i>

253
00:21:46,567 --> 00:21:49,419
<i>جک ، بايد بريم .</i>

254
00:21:52,552 --> 00:21:54,533
الان ميام .

255
00:22:02,562 --> 00:22:06,286
ازت خواستم که به خاطرِ من بر نگردي و اي کاش ...

256
00:22:07,636 --> 00:22:10,370
<i>اي کاش اين کار رو نمي کردي .</i>

257
00:22:16,654 --> 00:22:19,823
ولي من به خاطرِ تو بر مي گردم .

258
00:22:52,681 --> 00:22:53,718
جان لاک ؟

259
00:22:53,742 --> 00:22:54,805
بله .

260
00:22:54,829 --> 00:22:58,077
<i>بازرس ميسون . ايشون هم بازرس ريد هستن .
ايرادي نداره اگه چند تا ...</i>

261
00:22:58,082 --> 00:22:59,138
سئوال ازتون بپرسيم ؟

262
00:22:59,162 --> 00:23:00,256
<i>نه ، البته که نه .</i>

263
00:23:00,280 --> 00:23:02,815
آيا شخصي به اسمِ پيتر تالبوت مي شناسيد ؟

264
00:23:05,844 --> 00:23:06,872
<i>نه ، فکر نکنم .</i>

265
00:23:06,896 --> 00:23:09,036
<i>لاغر ، موهاي قهوه اي و20 ساله .</i>

266
00:23:09,869 --> 00:23:13,356
<i>اگه اين به ياد آوريتون کمک مي کنه بايد بگم که
دو روزپيش به آپارتمانِ شما اومده بود .</i>

267
00:23:13,847 --> 00:23:16,875
<i>آهان ، آهان ، اون يه فروشنده بود .</i>

268
00:23:16,899 --> 00:23:18,881
من هم رَدِش کردم .

269
00:23:18,907 --> 00:23:22,932
<i>خانواده آقايِ تالبوت ، سرمايه اي
به ارزشِ200 ميليون دلار دارن .</i>

270
00:23:22,956 --> 00:23:24,224
براي همين تعجب مي کنم که ...

271
00:23:24,901 --> 00:23:27,596
دقيقاًچي مي خواسته بهت بفروشه ؟

272
00:23:27,893 --> 00:23:29,796
<i>ببين ، من گفتم که اونو نمي شناسم .</i>

273
00:23:29,901 --> 00:23:34,922
<i>چرا بايد اسم و آدرسِ شما ، رويِ يه تيکه کاغذ
در جيبِ تالبوت باشه ، آقايِ لاک ؟</i>

274
00:23:34,946 --> 00:23:37,962
<i>شما جيبهاش رو گشتيد ؟</i>

275
00:23:37,986 --> 00:23:39,967
<i>آره ، چون پيتر تالبوت مُرده .</i>

276
00:23:46,058 --> 00:23:48,039
کارِ سختي بود ...

277
00:23:50,005 --> 00:23:52,700
<i>اينکه تمامِ اون مدت با تو تويِ دريچه بودم ...</i>

278
00:23:53,000 --> 00:23:55,931
<i>مي دونستم که نمي توني راه بري ...</i>

279
00:23:56,007 --> 00:23:59,069
و مي دونستم قبل از اينکه بهت بگم کي هستم
حتي نمي تونم ازت سئوال کنم .

280
00:23:59,093 --> 00:24:01,075
حالا ازم بپرس ...

281
00:24:03,091 --> 00:24:07,171
حالا که دقيقاًمي دونم کي هستي .

282
00:24:10,080 --> 00:24:11,118
آيا موقتيه ؟

283
00:24:11,142 --> 00:24:13,480
اين حالت از وقتي  شروع شد که اينجا اومدي ؟

284
00:24:15,128 --> 00:24:17,030
<i>-آره .
- و تو ازهمون روزکه سقوط کردي ...</i>

285
00:24:17,136 --> 00:24:19,173
<i>احساس کردي که دوباره مي توي راه بري ؟</i>

286
00:24:19,197 --> 00:24:21,614
<i>منظورت رو فهميدم ،بِن .</i>

287
00:24:24,146 --> 00:24:27,194
از اين تعجب مي کني که چرا اين اتفاق
براي تو نميفته .

288
00:24:27,218 --> 00:24:30,705
<i>تو به اون سرعتي که دوست داري ، بهبود
پيدا نمي کني .</i>

289
00:24:32,193 --> 00:24:34,728
<i>چه مدت ، از زماني که جک مداوات کرده مي گذره ؟</i>

290
00:24:35,171 --> 00:24:36,995
يه هفته ؟

291
00:24:37,173 --> 00:24:39,154
<i>يه سئوالي دارم ...</i>

292
00:24:39,187 --> 00:24:41,010
<i>تو کجا و چطوري مريض شدي ؟</i>

293
00:24:41,189 --> 00:24:43,567
<i>تو فکر مي کني من خوب نميشم ، جان ؟</i>

294
00:24:44,219 --> 00:24:46,223
<i>تو مي خواي زيردريايي رو نابود کني ...</i>

295
00:24:46,247 --> 00:24:51,516
<i>چونکه مي دوني اگر از اين جزيره بري ، دوباره
بايد رويِ ويلچر بشيني ؟</i>

296
00:24:53,265 --> 00:24:55,246
<i>چيزي براي خوردن داري ؟</i>

297
00:25:14,323 --> 00:25:16,305
هي .

298
00:25:16,362 --> 00:25:17,386
<i>برو خونه ، بچه .</i>

299
00:25:17,410 --> 00:25:19,074
<i>مي دوني که نبايد اينجا باشي .</i>

300
00:25:19,396 --> 00:25:21,733
<i>پدرم منو فرستاد تا کوله پشتي اونو ببرم .</i>

301
00:25:25,384 --> 00:25:26,410
چرا ؟

302
00:25:26,434 --> 00:25:29,446
<i>نمي دونم ، رايان . اون گفت که بيارمش .</i>

303
00:25:29,466 --> 00:25:32,557
<i>خيلي خوب ، بيا .</i>

304
00:25:38,485 --> 00:25:40,467
<i>تو الکس هستي ، درسته ؟</i>

305
00:25:41,446 --> 00:25:43,427
<i>هي ، برو .</i>

306
00:25:43,493 --> 00:25:45,473
<i>ازکجا اسمم رو مي دوني ؟</i>

307
00:25:46,456 --> 00:25:49,071
<i>براي اينکه خيلي شبيه مادرت هستي .</i>

308
00:25:51,469 --> 00:25:53,450
<i>مادرم مُرده .</i>

309
00:25:54,518 --> 00:25:56,854
<i>مطمئنم که اينجوري بهت گفتن .</i>

310
00:25:59,519 --> 00:26:01,501
<i>برو ، الکس .</i>

311
00:26:08,549 --> 00:26:10,529
<i>دهنت رو ببند .</i>

312
00:26:17,990 --> 00:26:19,149
<i>برق رو ازکجا تامين مي کنيد ؟</i>

313
00:26:19,173 --> 00:26:22,581
<i>دو تا موشِ غول پيکر داريم که يک چرخِ بزرگ رو ...</i>

314
00:26:23,141 --> 00:26:24,210
<i>در زيرِ زمين مي چرخونن .</i>

315
00:26:24,234 --> 00:26:25,820
<i>خيلي بامزه بود .</i>

316
00:26:26,113 --> 00:26:29,678
<i>يه مقدار غذا تويِ يخچال مونده . برو بخور .</i>

317
00:26:39,215 --> 00:26:41,633
<i>بيشترش رو من خوردم . متاسفم .</i>

318
00:26:46,254 --> 00:26:51,167
<i>تا حالا هيچوقت مثلِ الان ، جوجه بهم نچسبيده بود .</i>

319
00:26:52,293 --> 00:26:54,670
<i>مي دونم فکر مي کني بايد اين کار رو
انجام بدي ، جان ...</i>

320
00:26:55,250 --> 00:26:57,152
<i>ولي اگر زيردرياييِ منو منفجر کني ...</i>

321
00:26:57,260 --> 00:26:59,241
<i>با افرادم ، به مشکلِ بزرگي بر مي خورم .</i>

322
00:26:59,277 --> 00:27:02,962
<i>فکر مي کني حرفت باعث ميشه که منفجر نشه ؟</i>

323
00:27:05,282 --> 00:27:09,204
من تويِ اين جزيره بدنيا اومدم . بعضي از
افرادم نمي دونن .

324
00:27:09,301 --> 00:27:11,310
بيشترِ اونا استخدام شدن و به اينجا اومدن .

325
00:27:11,334 --> 00:27:13,314
<i>همونطور که اينجا رو خيلي دوست دارن ...</i>

326
00:27:13,348 --> 00:27:15,766
<i>و همونطور که هر کاري براي دفاع از اينجا
انجام ميدن ...</i>

327
00:27:16,311 --> 00:27:19,380
<i>بايد بدونن که هر وقت دوست داشته باشن
مي تونن اينجا رو ترک کنن .</i>

328
00:27:19,404 --> 00:27:21,542
<i>بودنِ اون زيردريايي ، خيالشون رو راحت مي کنه .</i>

329
00:27:23,131 --> 00:27:24,410
<i>-پس داري بهشون دروغ ميگي .
-نه .</i>

330
00:27:24,434 --> 00:27:27,009
<i>اونا ، اينجا هستن چون خودشون اينو مي خوان .</i>

331
00:27:27,416 --> 00:27:30,823
<i>بعضي از اونا آمادگِي اينکه تسليم بشن رو ندارن .</i>

332
00:27:31,384 --> 00:27:33,366
<i>ولي تو ، جان ...</i>

333
00:27:34,444 --> 00:27:36,862
<i>داري اون شرايط رو بوجود مياري ...</i>

334
00:27:37,101 --> 00:27:38,426
<i>و حالا يه انتخاب ديگه هم داري .</i>

335
00:27:38,450 --> 00:27:40,391
اگه عجله نکني و خوب فکر کني ...

336
00:27:40,463 --> 00:27:42,444
بهت يه چيزهايي نشون ميدم ...

337
00:27:42,500 --> 00:27:45,472
<i>چيزهايي که مي دونم خيلي دوست داري بيني .</i>

338
00:27:48,441 --> 00:27:51,610
<i>بذار يه مثال بزنم که متوجه بشي .</i>

339
00:27:53,493 --> 00:27:55,474
<i>يه جعبه رو فرض کن .</i>

340
00:27:56,488 --> 00:27:59,262
<i>تو که در موردِ جعبه ها زياد مي دوني ، درسته جان ؟</i>

341
00:27:59,486 --> 00:28:01,545
<i>چي ميشه اگر بهت بگم که يه جايي تويِ
جزيره وجود داره که ...</i>

342
00:28:01,569 --> 00:28:03,549
<i>اونجا يه جعبه بزرگ هست ...</i>

343
00:28:04,518 --> 00:28:06,547
و هر چيزي که بخواي ...

344
00:28:06,571 --> 00:28:09,344
مي توني توش پيدا کني .

345
00:28:09,582 --> 00:28:11,594
<i>وقتي  که دربِ جعبه رو بازمي کني ...</i>

346
00:28:11,618 --> 00:28:13,599
<i>اون چيز ، مال تو ميشه .</i>

347
00:28:15,576 --> 00:28:17,992
<i>نظرت چيه ، جان ؟</i>

348
00:28:20,619 --> 00:28:26,641
<i>اميدوارم اون جعبه به اندازه اي بزرگ باشه
که بتوني يه زيردرياييِ ديگه ازتوش برداري .</i>

349
00:28:28,671 --> 00:28:31,445
<i>-چرا اينقدر عصباني هستي ، جان ؟
-براي اينکه داري حُقه ميزني .</i>

350
00:28:31,675 --> 00:28:32,983
تو و افرادت ...

351
00:28:33,622 --> 00:28:36,475
<i>هر وقتي  که بخواهيد ، مي تونيد با دنيايِ خارج
ارتباط برقرار کنيد .</i>

352
00:28:36,632 --> 00:28:38,613
<i>هر موقع که دلتون بخواد مي تونيد به اينجا
رفت و آمد کنيد .</i>

353
00:28:38,650 --> 00:28:40,685
<i>شما از برق ، آب و اسلحه استفاده مي کنيد .</i>

354
00:28:40,709 --> 00:28:43,006
<i>تو يه آدمِ رياکاري .</i>

355
00:28:43,694 --> 00:28:45,704
<i>تو مستحقِ اين نيستي که تويِ اين جزيره باشي .</i>

356
00:28:45,728 --> 00:28:49,293
اگه مي دونستي که واقعاًکجايي ...

357
00:28:50,750 --> 00:28:53,443
<i>تويِ يخچالت جوجه نمي گذاشتي .</i>

358
00:28:53,742 --> 00:28:57,766
<i>تو80 روزه که اينجايي ، جان . من تمامِ عمرم
رو اينجا بودم .</i>

359
00:28:57,790 --> 00:29:01,593
<i>رويِ چه حسابي فکر مي کني که اين جزيره رو
بهتر ازمن مي شناسي ؟</i>

360
00:29:01,794 --> 00:29:04,924
<i>براي اينکه تو رويِ ويلچر هستي ...</i>

361
00:29:05,754 --> 00:29:07,694
و من نيستم .

362
00:29:23,894 --> 00:29:25,876
مشکلي پيش نيومد ؟

363
00:29:32,650 --> 00:29:34,391
<i>خيلي خوب . کاري که ميگم رو انجام ميديم ...</i>

364
00:29:34,462 --> 00:29:36,010
<i>اون دختره منو پيشِ زيردريايي مي بره .</i>

365
00:29:36,034 --> 00:29:37,540
<i>وقتي  که اونجا رسيديم ، ولش مي کنم .</i>

366
00:29:37,901 --> 00:29:39,883
<i>جان ، اونو ولش کن . بذار من باهات بيام .</i>

367
00:29:39,919 --> 00:29:42,098
<i>نمي خوام که سرعتم رو بگيري .</i>

368
00:29:42,925 --> 00:29:44,906
<i>زود باش . بريم .</i>

369
00:29:44,969 --> 00:29:47,664
<i>جان ، قبل از اينکه بري ، بايد بدوني ...</i>

370
00:29:48,003 --> 00:29:49,983
<i>که جک و من يه معامله با هم کرديم .</i>

371
00:29:50,975 --> 00:29:54,004
<i>کمتر ازيک ساعتِ ديگه ، با اون زيردريايي
جزيره رو ترک مي کنه ...</i>

372
00:29:54,028 --> 00:29:55,336
و ديگه بر نمي گرده .

373
00:29:55,976 --> 00:29:59,013
<i>ما ارتباطِ مخابراتيمون رو از دست داديم . هيچ راهي ...</i>

374
00:29:59,037 --> 00:30:00,780
<i>براي ارتباط با دنيايِ خارج نداريم ...</i>

375
00:30:01,030 --> 00:30:05,982
<i>معنيش اينه که وقتي  با زيردريايي اينجا رو ترک کنه
ديگه نمي تونه برگرده .</i>

376
00:30:07,000 --> 00:30:09,054
<i>پس اگر زيردريايي رو نابود کني يا بذاري بره ...</i>

377
00:30:09,078 --> 00:30:11,058
هيچ فرقي نمي کنه .

378
00:30:12,010 --> 00:30:14,109
<i>هيچکس نمي تونه اين جزيره رو پيدا کنه .</i>

379
00:30:16,098 --> 00:30:18,078
بريم .

380
00:30:20,053 --> 00:30:22,034
<i>زود باش .</i>

381
00:30:24,083 --> 00:30:26,088
<i>اون رويِ مُخت کار کرد ، درسته ؟</i>

382
00:30:26,112 --> 00:30:27,129
<i>چطور ؟</i>

383
00:30:27,153 --> 00:30:30,322
<i>پدرم رويِ مُخِ همه کار مي کنه .</i>

384
00:30:31,097 --> 00:30:33,871
<i>تو رو وادار مي کنه اونطوري که خودش
دوست داره فکر کني .</i>

385
00:30:34,100 --> 00:30:36,240
حرفِت يادم مي مونه .

386
00:30:45,215 --> 00:30:46,920
<i>زيردريايي اونجاست ...</i>

387
00:30:47,204 --> 00:30:49,184
انتهايِ اسکله .

388
00:30:51,200 --> 00:30:53,816
<i>متاسفم از اينکه باهات بد برخورد کردم .</i>

389
00:32:06,968 --> 00:32:09,043
<i>ببين ، من مي دونم با هم بي حساب شديم ...</i>

390
00:32:09,067 --> 00:32:11,841
<i>ولي مي خوام يه لطفِ ديگه در حقم انجام بدي .</i>

391
00:32:17,088 --> 00:32:19,070
<i>دَر نزديد ؟</i>

392
00:32:22,019 --> 00:32:26,020
<i>ازت مي خوام بعد از اينکه رفتم ، دوستانم
رو آزاد کني .</i>

393
00:32:27,122 --> 00:32:29,896
<i>اگه بگم نه ، ديگه اينجا رو ترک نمي کني ؟</i>

394
00:32:30,122 --> 00:32:32,103
<i>البته که اينجا رو ترک مي کنم .</i>

395
00:32:37,101 --> 00:32:39,137
دوستانت به اينجا اومدن تا نجاتت بدن .

396
00:32:39,161 --> 00:32:43,520
<i>ولي تو به فکرِ اين هستي که خودت رو نجات بدي ...</i>

397
00:32:46,166 --> 00:32:49,169
<i>پس دليلي نمي بينم که بعد از رفتنت ، اونا رو
نگه دارم .</i>

398
00:32:49,193 --> 00:32:51,175
ميشه بهم قول بدي ؟

399
00:32:55,174 --> 00:32:57,154
بهت قول ميدم .

400
00:32:57,236 --> 00:33:01,159
<i>به محضِ اينکه جزيره رو ترک کني ، اونا رو
آزاد مي کنم .</i>

401
00:33:10,249 --> 00:33:12,231
چيزِ ديگه اي هست ؟

402
00:33:16,335 --> 00:33:20,890
<i>براي اينکه رويِ قولِت بودي ، ازت متشکرم ،بِن .</i>

403
00:33:57,845 --> 00:33:58,936
هي .

404
00:33:58,959 --> 00:34:00,345
همونجا وايسا .

405
00:34:00,919 --> 00:34:04,128
<i>دستهات رو ببر بالا . زانو بزن .
گفتم زانو بزن .</i>

406
00:34:14,044 --> 00:34:16,343
<i>اينجا چکار مي کني ، جان ؟</i>

407
00:34:18,002 --> 00:34:19,984
<i>متاسفم ، جک .</i>

408
00:34:22,037 --> 00:34:24,019
برايِ چي متاسفي ؟

409
00:34:50,557 --> 00:34:51,587
<i>تو چکار کردي ؟</i>

410
00:34:51,611 --> 00:34:52,693
جان ؟

411
00:34:52,717 --> 00:34:56,283
<i>-بگو که اين کار رو نکردي .
- در مورد چي حرف ميزني ؟</i>

412
00:34:56,700 --> 00:34:58,998
<i>بگو چرا اون بچه رو کُشتي ؟</i>

413
00:34:59,552 --> 00:35:00,642
چي ؟

414
00:35:00,666 --> 00:35:03,439
<i>تو فکر مي کني پيتر رو من کُشتم ؟</i>

415
00:35:03,569 --> 00:35:05,622
<i>من گفتم که با مادرش بهم بزن ، و تو الان ازمرگش ...</i>

416
00:35:05,646 --> 00:35:06,666
<i>خبر داري .</i>

417
00:35:06,690 --> 00:35:08,730
<i>جان ، خواهش مي کنم آروم باش . در موردِ چيزي
که داري ميگي فکر کن .</i>

418
00:35:08,754 --> 00:35:11,170
<i>-چرا بايد پيتر رو بکُشم ؟
- اون دنبال تو بود .</i>

419
00:35:11,715 --> 00:35:15,439
<i>جان ، من خيلي وقته اين کار رو مي کنم .
نيازي به کُشتنِ يه بچه پولدار ندارم .</i>

420
00:35:15,716 --> 00:35:16,732
پس چرا هنوز اينجايي ؟

421
00:35:16,756 --> 00:35:18,459
<i>-منظورت چيه ؟
-من گفتم که اينجا رو ترک کن .</i>

422
00:35:18,746 --> 00:35:21,779
<i>تو گفتي که شهر رو ترک مي کني . پس چرا
هنوز اينجايي ؟</i>

423
00:35:21,803 --> 00:35:24,655
<i>گوش کن ، جان . مي خوام باهات صادق باشم .</i>

424
00:35:25,812 --> 00:35:28,842
<i>من اونو رها نکردم . دنبال يه فرشته مي گشتم .</i>

425
00:35:28,866 --> 00:35:31,759
<i>قبل از اينکه کنار بِکِشم ، مي خواستم يه پول
درست و حسابي به جيب بزنم .</i>

426
00:35:31,878 --> 00:35:33,859
ولي بعدش اين اتفاقها افتاد .

427
00:35:34,803 --> 00:35:38,963
<i>پيتر مُرد و همه چيز بهم خورد .</i>

428
00:35:39,814 --> 00:35:41,794
<i>اون زن ، خيلي داغون شده .</i>

429
00:35:41,863 --> 00:35:43,871
<i>از ازدواج ، انصراف داد .</i>

430
00:35:43,895 --> 00:35:46,113
<i>ديگه تموم شد ، جان .</i>

431
00:35:46,869 --> 00:35:49,760
<i>من يه کلاهبردارم ، نه يه قاتل .</i>

432
00:35:51,879 --> 00:35:53,860
<i>اون از ازدواج ، انصراف داد ؟</i>

433
00:35:54,912 --> 00:35:57,328
گفت که نمي تونه تحمل کنه .

434
00:35:57,884 --> 00:35:58,958
<i>مي خواد تنها باشه .</i>

435
00:35:58,982 --> 00:36:03,538
<i>پس اگر الان باهاش تماس بگيرم ، همين رو بهم ميگه؟</i>

436
00:36:04,973 --> 00:36:07,507
<i>تلفن اون طرفه ، جان .</i>

437
00:36:14,955 --> 00:36:16,937
<i>شماره اش چنده ؟</i>

438
00:36:24,567 --> 00:36:28,251
<i>آقايِ لاک ، ما مي دونيم که دوست نداري
اينو بشنوي ، ولي ...</i>

439
00:36:28,564 --> 00:36:30,545
<i>پدرت رفته .</i>

440
00:36:31,507 --> 00:36:34,577
<i>ما مي دونيم که بعد از برخورد با شما ،
به مکزيک فرار کرده ...</i>

441
00:36:34,601 --> 00:36:36,583
و بعدش هم ناپديد شده .

442
00:36:37,544 --> 00:36:41,584
<i>متاسفم ، ولي الان اون مي تونه هر جايي باشه .</i>

443
00:36:42,619 --> 00:36:44,623
<i>خيلي خوب ، بازرس . کافيه .</i>

444
00:36:44,647 --> 00:36:46,827
<i>آقايِ لاک ، امروزکار داره .</i>

445
00:36:48,657 --> 00:36:51,193
<i>اگه پيشترفتي کرديم ، شما رو هم در جريان ميذاريم .</i>

446
00:36:51,637 --> 00:36:57,182
<i>جان ، جان ، جان . يه روزِ خوب رو در پيش داريم .</i>

447
00:36:58,615 --> 00:37:00,622
<i>بالاخره زمانش رسيد که ازتخت ، بلند شي .</i>

448
00:37:00,646 --> 00:37:02,628
<i>نه ، من نمي خوام .</i>

449
00:37:02,663 --> 00:37:04,644
<i>اجباريه .</i>

450
00:37:09,680 --> 00:37:10,717
حالا ...

451
00:37:10,741 --> 00:37:14,624
<i>بيشتر افراد ، اولش با اين مخالفت مي کنن ،
ولي نگران نباش .</i>

452
00:37:14,766 --> 00:37:16,747
بهش عادت مي کني .

453
00:37:17,767 --> 00:37:20,342
<i>نه ، صبر کن . خواهش مي کنم . نمي تونم
اين کار رو بکنم .</i>

454
00:37:20,748 --> 00:37:24,235
<i>جان ، تو ازيه ساختمانِ8 طبقه افتادي و
نجات پيدا کردي ، مي فهمي ؟</i>

455
00:37:24,734 --> 00:37:27,757
<i>پس ديگه نمي خوام در موردش صحبت کنم .</i>

456
00:37:27,781 --> 00:37:28,807
حالا بريم . چيزي نميشه .

457
00:37:28,831 --> 00:37:30,971
<i>-نه ، نمي تونم .
-چيزي نيست ، جان . زود باش .</i>

458
00:37:31,767 --> 00:37:33,749
<i>نه ، نمي تونم ...</i>

459
00:37:37,869 --> 00:37:39,850
چيزي نيست .

460
00:37:41,824 --> 00:37:43,529
اين هم از اين .

461
00:37:43,813 --> 00:37:45,793
<i>بيا ، رفيق .</i>

462
00:37:46,824 --> 00:37:50,629
ديدي ؟ بد بود ؟

463
00:37:50,902 --> 00:37:52,883
<i>الان بر مي گردم ، رفيق .</i>

464
00:38:30,989 --> 00:38:34,058
<i>خوب ، جان . بالاخره کارِت رو کردي .</i>

465
00:38:34,082 --> 00:38:37,251
ديگه نيازي نيست نشون بدي که نا اميدي .

466
00:38:38,027 --> 00:38:40,722
هر دومون مي دونيم که تو مي خواستي
اين اتفاق بيفته .

467
00:38:41,093 --> 00:38:43,628
<i>تو به موادِ منفجره در ساکِ سعيد ، دست نزدي ...</i>

468
00:38:44,085 --> 00:38:47,057
چونکه مي خواستي اين اتفاق بيفته .

469
00:38:48,068 --> 00:38:51,040
<i>ريچارد ، لطفاًدستهاش رو بازکن .</i>

470
00:38:56,115 --> 00:38:58,175
فکرِ احمقانه اي که به سَرِت نميزنه ؟

471
00:38:59,124 --> 00:39:01,105
<i>نه ، قربان .</i>

472
00:39:06,140 --> 00:39:07,923
<i>يادته ، جان ...</i>

473
00:39:08,141 --> 00:39:10,168
<i>وقتي  بهم گفتي حُقه باز ...</i>

474
00:39:10,192 --> 00:39:12,688
<i>و گفتي که مستحقِ زندگي در اين جزيره نيستم ؟</i>

475
00:39:13,164 --> 00:39:16,206
<i>راستش من با جک يه توافقي کردم ...</i>

476
00:39:16,230 --> 00:39:19,247
<i>و تويِ اين فکر بودم که يه راهي پيدا کنم ...</i>

477
00:39:19,271 --> 00:39:21,569
<i>تا از رفتنش ، جلوگيري کنم ...</i>

478
00:39:22,232 --> 00:39:25,004
<i>براي اينکه اگر مي خواستم بذارم بره ، نشانه
ضعف و شکست بود .</i>

479
00:39:25,232 --> 00:39:28,231
<i>بعدش افرادم قضيه رو مي فهميدن ...</i>

480
00:39:28,255 --> 00:39:30,270
<i>کارَم تموم ميشد ، جان .</i>

481
00:39:30,294 --> 00:39:32,274
<i>ولي کشتنِ جک ...</i>

482
00:39:34,240 --> 00:39:36,142
يه حُقه محسوب ميشد ...

483
00:39:36,248 --> 00:39:38,303
چون اگر افرادم مي فهميدن که يه قولي دادم ...

484
00:39:38,327 --> 00:39:40,308
<i>و اون قول رو شکستم ...</i>

485
00:39:41,270 --> 00:39:43,489
<i>در اين صورت هم کارَم تموم ميشد .</i>

486
00:39:46,352 --> 00:39:50,434
<i>و تو يکدفعه اي از جنگل اومدي ، جان ...</i>

487
00:39:52,385 --> 00:39:55,000
<i>و رويايِ من رو عملي کردي .</i>

488
00:39:57,422 --> 00:40:01,939
<i>تو که نمي خواي دوباره در موردِ اون جعبه
جادويي حرف بزني ؟</i>

489
00:40:03,422 --> 00:40:08,216
<i>نه ، جان . مي خوام بهت نشون بدم که چه چيزي
ازتويِ اون جعبه بيرون مياد .</i>

490
00:40:20,469 --> 00:40:22,886
وقتي  ازت پرسيدم که آيا خيلي سخت بود ...

491
00:40:23,454 --> 00:40:25,479
<i>وقتي  که آسيب ديدي ، فکر کنم منظورم رو
متوجه نشدي .</i>

492
00:40:25,503 --> 00:40:29,425
مشخصه که وقتي  کَمَرِ يه شخصي ...

493
00:40:29,537 --> 00:40:33,260
<i>در اثِر پرتاب شدن ازيک آپارتمان ، خُرد ميشه
دردِ شديدي مي گيره .</i>

494
00:40:33,542 --> 00:40:37,028
<i>ولي منظورم دردِ جسماني نبود .</i>

495
00:40:37,521 --> 00:40:39,532
<i>دوست داري بدوني که آيا احساسم جريحه دار شد ؟</i>

496
00:40:39,556 --> 00:40:41,260
<i>نه ، جان . مي خوام بدونم که چه حسي داشتي ...</i>

497
00:40:41,544 --> 00:40:44,239
<i>وقتي  که پدرت سعي کرد تو رو بکُشه ؟</i>

498
00:40:47,600 --> 00:40:51,284
<i>به همين دليل اون زيردريايي رو نابود کردي ؟</i>

499
00:40:52,560 --> 00:40:53,612
تو مي ترسي .

500
00:40:53,636 --> 00:40:55,024
<i>تو ازپدرت مي ترسي ...</i>

501
00:40:55,591 --> 00:40:57,626
و اينجا تنها جائيه که نمي تونه پيدات کنه .

502
00:40:57,650 --> 00:40:59,630
و تنها جائيه که هرگز دستش بهت نميرسه .

503
00:40:59,668 --> 00:41:01,650
ازمن چي مي خواي ؟

504
00:41:04,620 --> 00:41:06,798
<i>نمي دونم چطوري اون اتفاق برات افتاد ، ولي ...</i>

505
00:41:07,690 --> 00:41:11,731
<i>به نظر ميرسه يه وابستگيِ خاصي به
اين جزيره داري ، جان ...</i>

506
00:41:12,638 --> 00:41:15,688
يه چيزي که خيلي برات مهمه .

507
00:41:15,712 --> 00:41:18,207
<i>شايد متوجه نشي چي دارم ميگم ...</i>

508
00:41:18,684 --> 00:41:22,566
<i>ولي به وقتش ، درکِ بهتري پيدا مي کني .</i>

509
00:41:22,755 --> 00:41:27,153
<i>مي دوني چي مي خوام ؟
مي خوام بهت کمک کنم ، جان .</i>

510
00:41:29,748 --> 00:41:31,729
چرا ؟

511
00:41:32,705 --> 00:41:35,835
<i>چونکه من رويِ ويلچر هستم و تو نيستي .</i>

512
00:41:41,764 --> 00:41:43,745
<i>دوست داري يه چيزي بيني ؟</i>

513
00:42:23,993 --> 00:42:24,993
<i>پدر ؟</i>

514
00:42:25,971 --> 00:42:36,893
ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

