1
00:00:00,910 --> 00:00:12,831
ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

2
00:00:31,639 --> 00:00:34,670
<i>و حالا در سَکويِ رقصِ شماره3 ...</i>

3
00:00:34,694 --> 00:00:38,496
<i>ستاره رقصِ سنت پائول ... کاروِت .</i>

4
00:01:20,793 --> 00:01:21,817
نه .

5
00:01:21,841 --> 00:01:24,019
<i>اين پول ، متعلق به پرورشگاهه .</i>

6
00:01:24,778 --> 00:01:27,818
<i>معنيش اينه که آقاي لَشِيد ، شما يکي از اعضايِ
گروهِ کبرا هستيد .</i>

7
00:01:27,842 --> 00:01:30,536
<i>متاسفم ، عزيزم . نميشه کاريش کرد .</i>

8
00:01:30,841 --> 00:01:32,544
<i>تمامِ اين مدت ، تو بودي ؟</i>

9
00:01:32,828 --> 00:01:34,610
<i>خيلي باهوشي ...</i>

10
00:01:34,825 --> 00:01:36,806
<i>و اين ، خيلي بده .</i>

11
00:01:37,855 --> 00:01:39,836
<i>اينجا رو باش .</i>

12
00:01:51,928 --> 00:01:54,700
<i>آتوم ، کريستال ، يه خبرِ بد دارم .</i>

13
00:01:54,940 --> 00:01:57,357
<i>کاروِت با گروهِ کبرا همکاري مي کرد .</i>

14
00:01:58,944 --> 00:02:00,925
ولي نگران نباشيد ...

15
00:02:00,971 --> 00:02:02,912
<i>اون تاوانِ کارش رو ميده .</i>

16
00:02:03,918 --> 00:02:05,899
کات .

17
00:02:08,031 --> 00:02:10,526
<i>- بذار کمکت کنم .
- ممنونم .</i>

18
00:02:11,002 --> 00:02:13,497
<i>بيلي دي ، خيلي خوشحالم که باهات کار مي کنم .</i>

19
00:02:13,969 --> 00:02:15,975
<i>باعثِ خوشحاليِ منه . خيلي ممنونم .
مراقبِ خودت باش .</i>

20
00:02:15,999 --> 00:02:17,980
<i>ممنونم . تو هم همينطور .</i>

21
00:02:18,056 --> 00:02:23,165
<i>نقشِ کاروِت در اين سريال تموم شد . به افتخارِ
نيکي دست بزنيد .</i>

22
00:02:24,019 --> 00:02:25,921
<i>- عالي بود ، نيکي .
- ممنونم .</i>

23
00:02:26,027 --> 00:02:28,919
<i>- ممنونم .
- خوب درخشيدي ، نيکي ...</i>

24
00:02:29,037 --> 00:02:30,078
مثلِ هميشه .

25
00:02:30,102 --> 00:02:31,845
<i>مي دوني ، قرار نبود بميري .</i>

26
00:02:32,091 --> 00:02:34,390
<i>مي تونيم تويِ فصلِ بعدي ، تو رو برگردونيم .</i>

27
00:02:34,941 --> 00:02:36,023
<i>چطوري ؟</i>

28
00:02:36,047 --> 00:02:40,878
<i>مي تونيم بگيم که کاروِت ، جليقه ضد گلوله
پوشيده بود .</i>

29
00:02:43,060 --> 00:02:45,040
<i>در اصل ، پستانهايِ ضد گلوله .</i>

30
00:02:45,137 --> 00:02:49,147
<i>ببين ، من فقط يه بازيگرِ مهمان هستم . همه هم
مي دونن چه اتفاقي برايِ بازيگرِ مهمان ميفته .</i>

31
00:02:49,171 --> 00:02:50,954
<i>کارِ تو در اينجا تموم شد ...</i>

32
00:02:51,170 --> 00:02:54,338
<i>فکر کنم بايد سيدني رو به مقصدِ لوس آنجلس
ترک کني .</i>

33
00:02:55,114 --> 00:02:58,719
<i>نه ، سيدني رو ترک نمي کنم . دوستت دارم .</i>

34
00:02:59,169 --> 00:03:01,149
<i>من هم دوستت دارم .</i>

35
00:03:10,223 --> 00:03:12,125
حرومزاده .

36
00:03:12,231 --> 00:03:13,775
<i>يه دستِ ديگه بازي کنيم .</i>

37
00:03:14,202 --> 00:03:16,063
<i>تو گفتي تا امتيازِ5 بازي کنيم .</i>

38
00:03:16,204 --> 00:03:18,739
<i>حالا ميگم تا7 بازي کنيم .</i>

39
00:03:25,271 --> 00:03:27,252
تو حالت خوبه ؟

40
00:03:33,331 --> 00:03:36,303
- چه اتفاقي افتاده ؟
- پا ...

41
00:03:37,303 --> 00:03:39,086
- اون چي گفت ؟
- نمي دونم .

42
00:03:39,300 --> 00:03:41,716
<i>برو يه کمي آب و کمک بيار .</i>

43
00:03:52,388 --> 00:03:54,567
<i>چکار داري مي کني ؟ برو ديگه .</i>

44
00:03:56,351 --> 00:04:00,828
<i>رفيق ... نيکي مُرده .</i>

45
00:04:04,356 --> 00:04:06,456
نيکي ديگه کيه ؟

46
00:04:10,500 --> 00:04:15,500
<font color="#339933">"LOST"
فصل 3
(Expose)قسمت 14 : سريال افشاء</font>

47
00:04:23,451 --> 00:04:27,254
<i>( هشتاد و چهار روز قبل )</i>

48
00:04:29,464 --> 00:04:31,643
<i>هاوي ، غذايِ ايتاليايي خيلي جالبه .</i>

49
00:04:32,474 --> 00:04:34,772
دستپختِ سرآشپزِ جديدمه . کارِش عاليه .

50
00:04:35,486 --> 00:04:37,468
<i>پائولو ، بيا اينجا .</i>

51
00:04:37,525 --> 00:04:41,247
<i>پائولو ، يه طرفدارِ جديد پيدا کردي .</i>

52
00:04:41,538 --> 00:04:42,846
<i>مي خوام با نيکي آشنا بشي .</i>

53
00:04:43,485 --> 00:04:44,546
غذايِ خيلي خوبيه .

54
00:04:44,570 --> 00:04:46,352
<i>شما لطف داريد .</i>

55
00:04:46,567 --> 00:04:49,261
<i>خوشمزگيش به خاطرِ قارچِ رنده شده اس .</i>

56
00:04:49,599 --> 00:04:51,778
<i>از شانسِ خوبِ شما ، فصلِ قارج هم هست .</i>

57
00:04:52,539 --> 00:04:55,074
<i>بايد سفارش بدي تا برات پرورش بدن .</i>

58
00:04:57,617 --> 00:04:59,322
<i>با اجازه .</i>

59
00:04:59,605 --> 00:05:01,309
اون به سيدني اومده بود .

60
00:05:01,593 --> 00:05:04,405
<i>شنيده بود که يه نفر رو قصد دارم استخدام کنم ،
و اونقدر ...</i>

61
00:05:04,598 --> 00:05:06,630
<i>به محلِ کارم اومد تا استخدامش کردم .</i>

62
00:05:06,654 --> 00:05:08,437
<i>در حقيقت ...</i>

63
00:05:08,652 --> 00:05:12,137
<i>اون خيلي تويِ کارش وارده .</i>

64
00:05:15,617 --> 00:05:16,629
بيا .

65
00:05:16,653 --> 00:05:20,613
<i>اين کلوچه هايِ خانگي رو امتحان کن . لطفا
يکيش رو بخور .</i>

66
00:05:27,680 --> 00:05:30,018
<i>اوه ، اين خيلي زيباست .</i>

67
00:05:30,672 --> 00:05:32,653
<i>هاوي ، تو نبايد اين کار رو مي کردي .</i>

68
00:05:33,694 --> 00:05:37,260
فکر کردم بهتره هنوز حلقه نخرم .

69
00:05:37,689 --> 00:05:39,986
وقتي  که همسرم شدي ...

70
00:05:43,711 --> 00:05:46,326
پائولو . پائولو .

71
00:05:59,769 --> 00:06:01,751
اون مُرده .

72
00:06:16,856 --> 00:06:19,747
<i>بهتر بود يه راهي پيدا مي کردي تا ...</i>

73
00:06:19,868 --> 00:06:23,275
<i>مجبور نباشم غذايِ اونو ، من هم بخورم .</i>

74
00:06:23,912 --> 00:06:25,914
<i>مطمئني کسي ديگه از اين قضيه خبر نداره ؟</i>

75
00:06:25,938 --> 00:06:28,711
<i>هر چيزي که اينجاست ، کاملاً مخفيه .</i>

76
00:06:34,915 --> 00:06:36,956
<i>- چيه ؟
- خاکسترِ سيگار ، يه نوع مدرکه ، پائولو .</i>

77
00:06:36,980 --> 00:06:40,071
<i>ما اونو مسموم کرديم . بذار خودمون رو مسموم نکنيم.</i>

78
00:06:55,010 --> 00:06:57,861
<i>اينجا رو باش .</i>

79
00:06:59,544 --> 00:07:00,544
چي شده ؟

80
00:07:00,568 --> 00:07:03,382
نمي دونيم . جايِ هيچ زخمِ گلوله ...

81
00:07:03,583 --> 00:07:06,157
<i>زخمِ چاقو و گاز گرفتگيِ حيوانِ وحشي
رويِ بدنش نيست .</i>

82
00:07:06,564 --> 00:07:08,307
<i>شايد به خاطرِ چيزيه که خورده .</i>

83
00:07:08,554 --> 00:07:09,582
شايد مسموم شده .

84
00:07:09,606 --> 00:07:11,309
<i>بايد آذوقه ها رو بررسي کنيم ...</i>

85
00:07:11,593 --> 00:07:13,218
تا ببينيم کسي ديگه مريض نشه .

86
00:07:13,574 --> 00:07:16,148
زيرِ ناخنهاش کثيفه .

87
00:07:16,626 --> 00:07:19,002
<i>- اونو از کجا پيدا کردي ؟
- درست همينجا .</i>

88
00:07:19,592 --> 00:07:22,087
<i>اون تِلو تِلو خوران از جنگل اومد و با صورت
به زمين خورد .</i>

89
00:07:22,563 --> 00:07:25,376
اون گفت پاشنه ...

90
00:07:25,574 --> 00:07:26,586
يا يه همچنين چيزي .

91
00:07:26,610 --> 00:07:29,303
فکر کنم گفت پالايشگاه .

92
00:07:29,600 --> 00:07:31,642
از کجا بدونيم چي گفته ؟ اون چند ثانيه
بيشتر زنده نبود .

93
00:07:31,666 --> 00:07:34,083
<i>شايد جِن زده شده باشه .</i>

94
00:07:34,626 --> 00:07:36,409
<i>پائولو دروغ ميگه . اينو گفت .</i>

95
00:07:36,625 --> 00:07:38,659
<i>نگفت پالايشگاه . گفت پائولو دروغ ميگه .</i>

96
00:07:38,683 --> 00:07:39,693
پائولو ديگه کيه ؟

97
00:07:39,717 --> 00:07:44,113
<i>پائولو ، شوهر يا دوست پسرشه .</i>

98
00:07:44,694 --> 00:07:47,229
<i>- اونا پايين ساحل زندگي مي کردن .
- خوب ، الان پائولو کجاست ؟</i>

99
00:07:47,668 --> 00:07:51,510
<i>چونکه دروغ گفتنِ اون ، نمي تونه سرِ نخِ خوبي باشه .</i>

100
00:07:54,240 --> 00:07:55,945
<i>تبعه انگليسي ، هاوارد زاکرمَن ...</i>

101
00:07:56,229 --> 00:07:58,645
خالقِ سريالهايِ معروفِ ...

102
00:07:59,188 --> 00:08:02,274
<i>افشاگري ، و تيمِ ضربتيِ آلفا ...</i>

103
00:08:02,298 --> 00:08:07,526
<i>در اثِر حمله قلبي در سيدني درگذشت .</i>

104
00:08:15,323 --> 00:08:17,303
<i>داري آدامس مي جَوي ؟</i>

105
00:08:22,302 --> 00:08:24,282
آدامسِ نيکوتينه .

106
00:08:24,324 --> 00:08:26,306
<i>سيگار رو ترک کردم .</i>

107
00:08:30,317 --> 00:08:31,346
به سلامتيِ ...

108
00:08:31,370 --> 00:08:32,956
<i>زندگِي جديدمون ، در کنارِ همديگه .</i>

109
00:08:33,348 --> 00:08:35,131
به سلامتي .

110
00:08:35,347 --> 00:08:37,327
جايي برايِ نشستن نيست .

111
00:08:37,373 --> 00:08:40,345
<i>نه ميز و نه صندلي ، هيچي نيست .</i>

112
00:08:40,396 --> 00:08:42,138
<i>دعوتِ جالبي بود ، بون .</i>

113
00:08:42,385 --> 00:08:44,365
<i>مي خواي به زور يه جا بگيرم ؟</i>

114
00:08:44,400 --> 00:08:45,419
بي خيال . فقط بريم .

115
00:08:45,443 --> 00:08:47,740
<i>تو باعث شدي که صندليمون رو در قسمتِ
درجه يکِ هواپيما از دست بديم .</i>

116
00:08:48,391 --> 00:08:49,444
<i>چرا وقتمون رو تلف کنيم ؟</i>

117
00:08:49,468 --> 00:08:51,290
<i>سلام ، مي تونيم سرِ ميزِ  شما بشينيم ؟</i>

118
00:08:51,469 --> 00:08:53,251
البته . بفرماييد .

119
00:08:53,463 --> 00:08:55,443
<i>بون ، بريم .</i>

120
00:08:56,435 --> 00:08:58,059
به هر حال ممنونم .

121
00:08:58,413 --> 00:09:00,459
<i>- بون .
- دارم ميام ، شانون .</i>

122
00:09:00,483 --> 00:09:02,344
<i>اگه با اون يارو لاس نميزدي ...</i>

123
00:09:02,486 --> 00:09:04,481
<i>ممکن بود صندليمون رو از دست نديم .</i>

124
00:09:04,505 --> 00:09:07,278
<i>بهم قول بده که هرگز مثلِ اونا باهام رفتار نمي کني .</i>

125
00:09:12,510 --> 00:09:14,490
قول ميدم .

126
00:09:27,595 --> 00:09:29,576
بون .

127
00:09:30,543 --> 00:09:32,524
بون .

128
00:09:32,580 --> 00:09:34,759
بون .

129
00:09:35,591 --> 00:09:37,571
کمکم کنيد .

130
00:09:38,552 --> 00:09:40,651
خواهش مي کنم کمک کنيد .

131
00:10:00,706 --> 00:10:02,885
<i>هي ، از اونجا دور شو .</i>

132
00:10:03,684 --> 00:10:06,813
<i>هي ، برگرد ، از اونجا دور شو .</i>

133
00:10:23,788 --> 00:10:25,768
پائولو .

134
00:10:27,816 --> 00:10:30,312
ما زنده ايم ؟ نجات پيدا کرديم ؟

135
00:10:30,805 --> 00:10:33,339
ببين من خوبم ؟ چيزيم نشده ؟

136
00:10:33,805 --> 00:10:36,578
<i>هي ، خودکار داري ؟ خودکار داري ؟</i>

137
00:10:36,806 --> 00:10:37,806
<i>خودکار ؟</i>

138
00:10:37,830 --> 00:10:39,968
<i>هي ، کسي اينجا خودکار نداره ؟</i>

139
00:10:50,759 --> 00:10:51,832
پائولو .

140
00:10:51,856 --> 00:10:54,390
<i>پائولو ، حالت خوبه ؟</i>

141
00:10:54,862 --> 00:10:57,885
<i>آره ، فکر کنم .</i>

142
00:10:57,909 --> 00:10:59,968
<i>عزيزم ، منو نگاه کن . منو نگاه کن .</i>

143
00:11:01,868 --> 00:11:03,809
ساک کجاست ؟

144
00:11:04,161 --> 00:11:05,228
چي ؟

145
00:11:05,252 --> 00:11:07,233
<i>پائولو ، ساک کجاست ؟</i>

146
00:11:13,387 --> 00:11:15,327
<i>دارم ميگم اين يه ردِ پاست .</i>

147
00:11:15,397 --> 00:11:16,434
<i>تو از رديابي چي مي دوني ؟</i>

148
00:11:16,458 --> 00:11:18,161
<i>من جايِ پا رو خوب مي شناسم .</i>

149
00:11:18,445 --> 00:11:20,425
اين طرف .

150
00:11:21,448 --> 00:11:23,429
واي .

151
00:11:25,433 --> 00:11:27,414
<i>فکر کنم پائولو همين باشه .</i>

152
00:11:38,501 --> 00:11:41,274
<i>اون هم مثلِ نيکي ، جايِ زخم نداره .</i>

153
00:11:42,535 --> 00:11:44,240
<i>آره ، مي دونم .</i>

154
00:11:44,522 --> 00:11:46,503
<i>چرا شلوارش پاره شده ؟</i>

155
00:11:47,513 --> 00:11:49,415
<i>و چرا کفشش رويِ درخته ؟</i>

156
00:11:49,521 --> 00:11:51,622
<i>شايد از رويِ بلندي افتاده .</i>

157
00:11:56,596 --> 00:11:58,181
چيزي پيدا کردي ؟

158
00:11:58,575 --> 00:12:00,557
ساوير ؟

159
00:12:00,586 --> 00:12:02,567
هيچي .

160
00:12:03,566 --> 00:12:05,506
نه .

161
00:12:05,647 --> 00:12:07,628
<i>اين کار رو نکن .</i>

162
00:12:11,636 --> 00:12:12,667
<i>رفيق ، چکار داري مي کني ؟</i>

163
00:12:12,691 --> 00:12:14,692
<i>دو نفر مُردن . فکر نمي کني که شايد
مسموم شده باشن ؟</i>

164
00:12:15,502 --> 00:12:16,582
<i>اون يه مدرکه .</i>

165
00:12:16,606 --> 00:12:19,497
<i>- تو نبايد صحنه جنايت رو بهم بريزي .
- صحنه جنايت ؟</i>

166
00:12:20,620 --> 00:12:22,627
<i>اينجا قانون هم وجود داره که من نمي دونم ؟</i>

167
00:12:22,651 --> 00:12:24,632
وايسا .

168
00:12:24,709 --> 00:12:26,689
هيولا .

169
00:12:32,173 --> 00:12:35,181
<i>چند بار بهت گفتم که هيولا وجود نداره .</i>

170
00:12:35,205 --> 00:12:36,908
<i>شايد يه دايناسور بود .</i>

171
00:12:37,193 --> 00:12:40,220
<i>اينجا که پارکِ ژوراسيک نيست .
اينجا اقيانوسِ آرامه .</i>

172
00:12:40,244 --> 00:12:43,135
<i>پس اون چي بود ؟ تو هم ديدي که درختها
کَنده مي شدن .</i>

173
00:12:43,254 --> 00:12:46,820
<i>ميشه حواست رو جمع کني ؟ ما6 روزه که
اينجائيم ، درسته ؟</i>

174
00:12:47,240 --> 00:12:49,254
<i>هر زماني مي تونه گاردِ ساحلي به اينجا برسه ...</i>

175
00:12:49,278 --> 00:12:50,981
و فکر نمي کنم بتونم بهشون بگم ...

176
00:12:51,264 --> 00:12:53,245
<i>هي ، صبر کنيد تا من ساکم رو پيدا کنم ...</i>

177
00:12:53,281 --> 00:12:55,377
<i>و يه بهانه برايِ نرفتن از اينجا بيارم .</i>

178
00:12:55,452 --> 00:12:56,491
<i>باشه ، باشه .</i>

179
00:12:56,515 --> 00:12:59,050
<i>هي ، شما چمدونتون رو گم کرديد ؟</i>

180
00:12:59,327 --> 00:13:02,773
من هم گم کردم . يه وسايلِ ديگه اي هم پيدا کردم ...

181
00:13:03,307 --> 00:13:06,358
<i>بنابر اين اگر به بلوز و شلوار نياز داريد ...</i>

182
00:13:06,382 --> 00:13:08,681
<i>مي تونم کمک کنم تا به سايِز خودتون ، پيدا کنيد .</i>

183
00:13:11,332 --> 00:13:16,284
<i>- اسمِمن اتانه .
- سلام ، من نيکي هستم و اين هم پائولوئه .</i>

184
00:13:16,380 --> 00:13:17,384
سلام .

185
00:13:17,408 --> 00:13:19,508
<i>خيلي لطف داري ، اتان ...</i>

186
00:13:20,344 --> 00:13:22,390
ولي ما دنبال لباس نمي گرديم .

187
00:13:22,414 --> 00:13:24,911
<i>پائولو ، آدامسِ نيکوتينش رو گم کرده .</i>

188
00:13:25,386 --> 00:13:28,238
<i>شما اگر داخلِ جزيره رو بگرديد ، شانسِ بيشتري داريد.</i>

189
00:13:28,294 --> 00:13:29,372
<i>جنگل رو ميگي ؟</i>

190
00:13:29,396 --> 00:13:31,405
<i>هواپيما ، وقتي  که رويِ جزيره بود ، تيکه شد ...</i>

191
00:13:31,429 --> 00:13:34,795
<i>براي همين ، ممکنه بعضي از وسايل
اونجا پرتاب شده باشه .</i>

192
00:13:35,390 --> 00:13:37,463
<i>بون ، بون آب رو برداشته .</i>

193
00:13:37,487 --> 00:13:39,468
- هيچکس نمي دونه .
- چه خبر شده ؟

194
00:13:40,408 --> 00:13:43,459
<i>- نبايد کار به اينجا مي کشيد .
- خفه شو .</i>

195
00:13:43,483 --> 00:13:45,463
ولش کن .

196
00:13:48,513 --> 00:13:50,493
<i>الان6 روز گذشته ...</i>

197
00:13:51,489 --> 00:13:54,778
<i>و هنوز منتظريم که کمک از راه برسه .</i>

198
00:13:55,514 --> 00:13:57,534
<i>بايد از انتظار کشيدن ، دست بکشيم .</i>

199
00:13:59,532 --> 00:14:02,384
<i>بايد به فکر راهِ چاره باشيم .</i>

200
00:14:02,563 --> 00:14:06,127
<i>من ، بالايِ دَره ، آب پيدا کردم .</i>

201
00:14:07,525 --> 00:14:09,559
<i>صبحِ زود ، يه گروه تشکيل ميدم .</i>

202
00:14:09,583 --> 00:14:14,018
<i>اگر دوست نداريد بياييد ، به فکر راهِ ديگه اي
باشيد که کمک کنيد ...</i>

203
00:14:14,597 --> 00:14:18,400
<i>براي اينکه يک دست ، صدا نداره .</i>

204
00:14:20,570 --> 00:14:23,066
<i>ولي اگه نتونيم با هم زندگي کنيم ...</i>

205
00:14:25,638 --> 00:14:27,936
تنهايي مي ميريم .

206
00:14:32,607 --> 00:14:35,261
<i>با جين موافقم . کارِ هيولاست .</i>

207
00:14:35,615 --> 00:14:37,516
<i>آره ، چونکه کاملاً با عقل جور در مياد .</i>

208
00:14:37,621 --> 00:14:39,640
البته . جان گفت وقتي  که اکو مُرد ...

209
00:14:39,664 --> 00:14:41,644
آخرين حرفش اين بوده که شما نفرِ بعدي هستيد .

210
00:14:41,678 --> 00:14:44,094
<i>نيکي و پائولو با اونا بودن .</i>

211
00:14:44,698 --> 00:14:46,085
<i>اکو ، منظورش اين دو نفر بوده .</i>

212
00:14:46,655 --> 00:14:49,547
<i>منظورش از اون حرف ، اين دو نفر نبوده .</i>

213
00:14:49,660 --> 00:14:52,714
<i>منظورش همه ما بوديم .</i>

214
00:14:52,738 --> 00:14:54,917
<i>خوب ، اين که بدتر شد .</i>

215
00:14:55,677 --> 00:14:59,714
مهم نيست که الان بفهميم چه اتفاقي افتاده .

216
00:14:59,738 --> 00:15:02,709
<i>بايد بفهميم که چه کاري مي تونيم براي اين
چشم بادوميها انجام بديم .</i>

217
00:15:02,755 --> 00:15:04,685
<i>- چشم بادوميها ؟
- نينا و پابلو .</i>

218
00:15:04,709 --> 00:15:08,946
<i>رفيق ، يه کمي احترام بذار . تو که اسمشون رو
مي دوني . نيکي و پائولو .</i>

219
00:15:09,765 --> 00:15:12,458
<i>هر چي که هست . چادرشون کجاست ، هوگو ؟</i>

220
00:15:13,759 --> 00:15:15,937
<i>بهتره چند تا بيل بياريم .</i>

221
00:15:24,823 --> 00:15:27,992
<i>- سلام ، دکتر آرز .
- سلام .</i>

222
00:15:28,804 --> 00:15:30,784
<i>تو يه دانشمندي ، درسته ؟</i>

223
00:15:30,872 --> 00:15:33,011
و البته يه معلم .

224
00:15:33,902 --> 00:15:35,685
<i>با اين وسايل ، داري چکار مي کني ؟</i>

225
00:15:35,901 --> 00:15:38,594
<i>از وقتي  که اينجا اومديم ، حدودِ20 جانورِ
مختلف کشف کردم .</i>

226
00:15:38,891 --> 00:15:40,905
<i>مي خوام شبيه چارلز دارويِن بشم .</i>

227
00:15:40,929 --> 00:15:47,108
آه ... اين اسمش لاترادکتوسه . خيلي خطرناکه .

228
00:15:47,908 --> 00:15:49,908
<i>بهش ميگن ملکه عنکبوتِ دريايي .</i>

229
00:15:49,932 --> 00:15:51,872
<i>ماده اي که از خودش خارج مي کنه ، خيلي قويه .
کافيه اون ماده رو توليد کنه ...</i>

230
00:15:51,943 --> 00:15:55,627
<i>هر جانورِ نوعِ خودش که نَر باشه در کوتاهترين
زمان بهش جذب ميشن .</i>

231
00:15:55,938 --> 00:15:58,195
فکر کنم تو خوشت نياد .

232
00:15:58,996 --> 00:16:01,768
<i>پس فکر کنم سرت اونقدر شلوغه که
نمي توني کمکم کني .</i>

233
00:16:01,997 --> 00:16:04,136
<i>نه ، نه ، نه . اينطور نيست .</i>

234
00:16:04,830 --> 00:16:07,222
<i>مي تونم کمکت کنم . چکار بايد برات بکنم ؟</i>

235
00:16:07,240 --> 00:16:09,011
<i>من دارم سعي مي کنم که چمدونم رو پيدا کنم ...</i>

236
00:16:09,035 --> 00:16:12,442
<i>و از وقتي  که هواپيما ، بالايِ جنگل متلاشي شد ...</i>

237
00:16:13,010 --> 00:16:16,971
<i>مي خواستم بدونم آيا در موردِ مسيرِ سقوطِ
هواپيما چيزي مي دوني ؟</i>

238
00:16:18,008 --> 00:16:21,057
فکر مي کني بدونم ؟

239
00:16:21,081 --> 00:16:23,497
<i>بذار برات يه نقشه بِکِشم ، خانم .</i>

240
00:16:29,019 --> 00:16:32,076
<i>مطمئني بايد به حرفهايِ يه معلمِ دبيرستان
گوش کنيم ؟</i>

241
00:16:32,100 --> 00:16:34,081
اون استادِ دانشگاهه .

242
00:16:34,121 --> 00:16:36,220
<i>مشکلت با ليزلي چيه ؟</i>

243
00:16:37,051 --> 00:16:40,104
<i>- ليزلي ؟
- داري حسودي مي کني .</i>

244
00:16:40,128 --> 00:16:42,110
به اون ؟ هرگز .

245
00:16:42,152 --> 00:16:44,607
<i>آره ، عنکبوتهاش منو خيلي ترسوند ...</i>

246
00:16:45,118 --> 00:16:47,122
<i>مجبور شدم برايِ گرفتنِ نقشه ، باهاش بخوابم .</i>

247
00:16:47,146 --> 00:16:50,632
<i>تعجب نمي کنم . تو با زاکرمن هم خوابيده بودي .</i>

248
00:16:52,175 --> 00:16:54,789
<i>من اون کار رو برايِ هر دومون انجام دادم .</i>

249
00:16:58,136 --> 00:17:00,153
<i>باشه ، متاسفم .</i>

250
00:17:00,177 --> 00:17:01,880
<i>من فقط به اون مَرد اعتماد ندارم .</i>

251
00:17:02,164 --> 00:17:05,057
<i>بايد پيشِ اتان مي رفتيم . مي تونست به ما کمک کنه .</i>

252
00:17:05,175 --> 00:17:07,116
<i>پائولو ، نگاه کن .</i>

253
00:17:10,186 --> 00:17:14,821
يه هواپيمايِ ديگه . به نظر ميرسه که
خيلي وقته اينجاست .

254
00:17:15,203 --> 00:17:17,106
<i>برو بالا . شايد اونجا يه راديو يا يه چيزي ...</i>

255
00:17:17,130 --> 00:17:18,189
ديوانه شدي ؟

256
00:17:18,213 --> 00:17:20,267
<i>اگه برم بالا ، سقوط مي کنه .</i>

257
00:17:20,291 --> 00:17:21,797
نمي افتي .

258
00:17:22,256 --> 00:17:24,237
چي ؟ تو مي خواي من بميرم ؟

259
00:17:25,263 --> 00:17:27,958
<i>زود باش بريم .</i>

260
00:17:32,741 --> 00:17:34,721
اون ديگه چيه ؟

261
00:17:52,853 --> 00:17:54,833
<i>خيلي خوب . بيا بازش کنيم .</i>

262
00:18:00,922 --> 00:18:03,061
- برم ببينيم چه خبره .
- نه .

263
00:18:03,922 --> 00:18:07,924
<i>فکر مي کني کوله پشتيِ ما از آسمون افتاده
و اين دريچه رو باز کرده ...</i>

264
00:18:07,962 --> 00:18:10,854
<i>داخل شده و در رو به رويِ خودش بسته ؟</i>

265
00:18:10,972 --> 00:18:13,390
<i>تو نمي خواستي بري بالا ، پيشِ اون هواپيما ...</i>

266
00:18:13,937 --> 00:18:16,959
<i>ولي حالا مي خواي از اين نردبان پايين بري و
واردِ يه تونلِ تاريک بشي ؟</i>

267
00:18:16,983 --> 00:18:18,964
من که نيستم .

268
00:18:24,993 --> 00:18:26,974
<i>هي ، مراقب باش .</i>

269
00:18:27,955 --> 00:18:29,962
چرا ؟ اونا که ديگه اينجا زندگي نمي کنن .

270
00:18:29,986 --> 00:18:31,967
<i>سان ، غذاها رو چِک کرد .</i>

271
00:18:32,013 --> 00:18:34,984
<i>همون غذايي رو خوردن که ما خورديم . ولي کسي
ديگه مريض نشده .</i>

272
00:18:35,034 --> 00:18:36,501
<i>مي تونه يه ويروس باشه .</i>

273
00:18:36,999 --> 00:18:38,011
<i>رفيق ...</i>

274
00:18:38,035 --> 00:18:40,016
کارِ هيولا بوده .

275
00:18:42,000 --> 00:18:44,064
اونا حشرات جمع مي کردن ؟

276
00:18:44,088 --> 00:18:46,187
<i>اوه ، فکر کنم اين مال دکتر آرز بود .</i>

277
00:18:47,035 --> 00:18:50,082
<i>اون ، انواعِ مختلفِ جاندارها رو قبل از اينکه
منفجر بشه ...</i>

278
00:18:50,106 --> 00:18:51,493
جمع مي کرد .

279
00:18:52,064 --> 00:18:54,045
<i>احتمالاً با هم دوست بودن .</i>

280
00:18:54,084 --> 00:18:56,065
افشاگري .

281
00:18:56,092 --> 00:18:58,626
<i>- تو گفتي افشاگري ؟
- آره .</i>

282
00:18:59,080 --> 00:19:00,113
افشاگري ديگه چيه ؟

283
00:19:00,137 --> 00:19:02,830
بهترين سريال تلويزيونيه .

284
00:19:03,128 --> 00:19:05,127
سريال خيلي قشنگيه .

285
00:19:05,151 --> 00:19:06,581
دو نفر به نامهاي آتوم و کريستال ...

286
00:19:07,093 --> 00:19:08,915
<i>که رقاص بودن با کمکِ صاحبِ کلوپ ، آقاي لَشِيد ...</i>

287
00:19:09,093 --> 00:19:12,974
<i>که يه آدمِ خوش تيپي بود ، تونستن پرده از
يک جنايت بردارن .</i>

288
00:19:13,107 --> 00:19:14,156
<i>چطوري من نديدمش ؟</i>

289
00:19:14,180 --> 00:19:16,596
<i>اينجا رو نگاه کن . ليستِ بازيگرها رو ببين .
نيکي فِرناندِز .</i>

290
00:19:17,143 --> 00:19:19,157
<i>احتمالاً به خاطرِ بازي به استراليا اومده بود .</i>

291
00:19:19,181 --> 00:19:22,548
<i>- افتخارِ بزرگي نصيبش شده بود .
- يقيناً همينه که تو ميگي .</i>

292
00:19:23,143 --> 00:19:25,123
<i>امکان نداره .</i>

293
00:19:25,159 --> 00:19:27,161
<i>آقايِ لَشِيد با گروهِ کبرا بوده ؟</i>

294
00:19:27,185 --> 00:19:29,206
معنيِ خاصي ميده ؟

295
00:19:29,207 --> 00:19:31,188
<i>رفيق ، کبرا يه گروهِ خلافکار بود .</i>

296
00:19:31,221 --> 00:19:35,181
<i>هويتش در چهار فصل از سريال ، مخفي بود .</i>

297
00:19:37,257 --> 00:19:39,237
اونا بيسيم داشتن ؟

298
00:19:39,271 --> 00:19:41,607
<i>هر کدوم از اون حرومزاده ها در اون طرفِ جزيره ...</i>

299
00:19:42,224 --> 00:19:44,275
يکي از اينا به کمرشون آويزون کرده بودن .

300
00:19:44,299 --> 00:19:46,874
<i>پس چطوري نيکي و پائولو ، يکي از اونا دارن ؟</i>

301
00:19:47,284 --> 00:19:49,265
<i>دليلش رو بهت ميگم .</i>

302
00:19:51,269 --> 00:19:53,646
<i>اونا با غريبه ها همکاري مي کردن .</i>

303
00:19:57,332 --> 00:19:58,917
<i>کي اين حق رو بهت ميده ؟</i>

304
00:19:59,311 --> 00:20:01,335
<i>بايد بفهمي . ما فکر کرديم اينجوري برايِ همه بهتره .</i>

305
00:20:01,359 --> 00:20:02,627
ببخشيد . مگه تو مادرِ من هستي ؟

306
00:20:02,651 --> 00:20:05,284
<i>چونکه اون مصلحتِ منو مي دونست ، قبل از
اينکه من تصميم بگيرم .</i>

307
00:20:05,345 --> 00:20:07,326
<i>هي ، چه خبر شده ؟</i>

308
00:20:07,380 --> 00:20:09,679
<i>کيت و اون دو تا دوست پسرش ، يه کيف اسلحه
پيدا کردن که از هواپيما افتاده ...</i>

309
00:20:10,333 --> 00:20:12,947
ولي صلاح دونستن که چيزي به بقيه نگن .

310
00:20:13,315 --> 00:20:14,331
<i>ببين ، اون کيف قفله .</i>

311
00:20:14,355 --> 00:20:16,179
<i>کليدش هم دورِ گردنِ جکه ، فهميدي ؟</i>

312
00:20:16,356 --> 00:20:18,258
بهت قول ميدم که جاش امنه .

313
00:20:18,263 --> 00:20:19,402
<i>همه شما از کنترل خارج شديد .</i>

314
00:20:19,426 --> 00:20:21,406
<i>داريد موش مي دوانيد .</i>

315
00:20:22,364 --> 00:20:24,663
<i>اينا دارن موش مي دوانن .</i>

316
00:20:29,382 --> 00:20:30,442
پس ...

317
00:20:30,466 --> 00:20:33,159
<i>گفتي اون کيف رو از کجا پيدا کردي ؟</i>

318
00:20:36,488 --> 00:20:38,469
<i>اون فقط آبه ، پائولو .</i>

319
00:20:39,420 --> 00:20:41,443
<i>اينقدر بي مصرف نباش و برو زيرِ آب .</i>

320
00:20:41,467 --> 00:20:42,489
چرا من ؟

321
00:20:42,513 --> 00:20:46,554
<i>اگه مشکلي نداري ، بايد يادآوري کنم که من
به خاطرِ اون کيف با زاکرمن خوابيدم ...</i>

322
00:20:47,449 --> 00:20:49,451
<i>حداقل تنها کاري که مي توني بکني اينه که
شنا کني ...</i>

323
00:20:49,475 --> 00:20:51,456
<i>کيت گفت که اونا کيف رو از ته آب پيدا کردن .</i>

324
00:20:51,492 --> 00:20:53,275
<i>- بذار يه چيزي ازت بپرسم .
- چي ؟</i>

325
00:20:53,491 --> 00:20:56,508
<i>اگه در پيدا کردنِ کيف بهم نياز نداشتي ،
هنوز هم باهم بوديم ؟</i>

326
00:20:56,532 --> 00:21:02,830
<i>ارزشِ اون کيف ، هشت ميليون دلاره .
برو زيرِ آب ، پائولو .</i>

327
00:21:32,649 --> 00:21:37,045
- چي شد ؟
- هيچي .

328
00:21:37,626 --> 00:21:39,608
هيچي اون پايين نيست .

329
00:21:42,674 --> 00:21:44,655
فقط چند تا مُرده اس .

330
00:21:53,215 --> 00:21:55,157
<i>خوب ، پس اونا بيسيم داشتن ؟</i>

331
00:21:55,227 --> 00:21:57,259
<i>تو فکر مي کني با غريبه ها همکاري مي کردن ؟
آخه چطور ممکنه ؟</i>

332
00:21:57,283 --> 00:21:59,066
مثلِ مايکل .

333
00:21:59,278 --> 00:22:02,249
<i>در اون صورت ، چرا بايد نيکي و پائولو رو کشته باشن ؟</i>

334
00:22:02,299 --> 00:22:04,399
<i>کي از کارِ اونا سر در مياره ؟</i>

335
00:22:05,231 --> 00:22:08,082
<i>مسئله اينجاست که اونا مي تونن همين الان
يه جايي منتظرِ تماسِ ما باشن .</i>

336
00:22:08,238 --> 00:22:09,294
<i>نمي دونم ، رفيق .</i>

337
00:22:09,318 --> 00:22:11,418
<i>من دو هفته پيش با اون غريبه ها بودم ...</i>

338
00:22:12,049 --> 00:22:13,297
<i>همشون در اون طرفِ جزيره هستن .</i>

339
00:22:13,321 --> 00:22:15,817
پس چه کسي منو تويِ جنگل کشوند ؟

340
00:22:18,282 --> 00:22:20,277
اونا به کمپِ ما اومده بودن .

341
00:22:20,301 --> 00:22:22,995
<i>منو گرفتن و يه کيسه رويِ سرم کشيدن .</i>

342
00:22:23,300 --> 00:22:27,103
<i>و اگه فرار نمي کردم ، ممکن بود منو بکُشن .</i>

343
00:22:27,348 --> 00:22:28,892
همتون اينجا بمونيد .

344
00:22:29,321 --> 00:22:31,335
<i>بذاريد ببينم مي تونم يه نشونه هايي ازشون پيدا کنم .</i>

345
00:22:31,359 --> 00:22:32,746
من يه نگاهي ميندازم .

346
00:22:33,216 --> 00:22:34,346
<i>از کجا اون اسلحه رو آوردي ؟</i>

347
00:22:34,370 --> 00:22:35,875
از يکي از اون غريبه ها گرفتم .

348
00:22:36,338 --> 00:22:38,120
و کِي مي خواستي به ما بگي ؟

349
00:22:38,333 --> 00:22:40,315
همين الان گفتم .

350
00:22:45,374 --> 00:22:47,791
<i>اون گفت مي خواد چکار کنه ؟</i>

351
00:22:48,423 --> 00:22:51,830
<i>- هي ، ميشه روشون رو بپوشونيم ؟
- بله ، البته .</i>

352
00:23:20,022 --> 00:23:22,003
شبِ قشنگيه .

353
00:23:25,066 --> 00:23:27,047
<i>- چکار داري مي کني ؟
- هيچي .</i>

354
00:23:28,053 --> 00:23:30,549
<i>مثلِ اينکه داري يه گودال مي کَني .</i>

355
00:23:34,116 --> 00:23:36,532
<i>هر کسي برايِ خودش يه رازهايي داره ، پائولو ...</i>

356
00:23:37,077 --> 00:23:38,978
ولي مي تونم يه نصيحتي بهت بکنم ؟

357
00:23:39,082 --> 00:23:40,113
<i>بگو ، جان .</i>

358
00:23:40,137 --> 00:23:42,276
<i>بايد بيل رو بذاري کنار و به فکرِ يه چاره باشي .</i>

359
00:23:43,072 --> 00:23:44,102
چرا ؟

360
00:23:44,126 --> 00:23:47,532
<i>هيچي تويِ اين جزيره ، زياد زيرِ خاک نمي مونه .</i>

361
00:23:50,114 --> 00:23:52,095
<i>ساحل در حال فرسايشه .</i>

362
00:23:52,140 --> 00:23:54,121
<i>زمستان در راهه و آبِ دريا بالا مياد .</i>

363
00:23:54,159 --> 00:23:58,833
<i>هر چيزي که داري پنهان مي کني ، مطمئن شو
که براش علامتي ميذاري که شسته نميشه .</i>

364
00:23:59,158 --> 00:24:01,138
تويِ کمپ مي بينمت .

365
00:24:52,347 --> 00:24:53,386
<i>کي اين در رو باز گذاشته ؟</i>

366
00:24:53,410 --> 00:24:55,193
<i>چند روز پيش ، تام اينجا بود .</i>

367
00:24:55,408 --> 00:24:58,339
<i>خوب ، فراموش کرده درب رو ببنده .</i>

368
00:25:06,400 --> 00:25:08,445
اون شِفِرده ؟

369
00:25:08,469 --> 00:25:10,450
<i>آره .</i>

370
00:25:12,385 --> 00:25:14,367
<i>با نمکه .</i>

371
00:25:15,455 --> 00:25:17,435
<i>چرا داريم اين کار رو مي کنيم ؟</i>

372
00:25:18,409 --> 00:25:20,452
<i>شِفِرد ، هرگز با جراحي موافقت نمي کنه .</i>

373
00:25:20,476 --> 00:25:22,376
<i>نه ، ولي مي تونم متقاعدش کنم .</i>

374
00:25:22,400 --> 00:25:23,494
<i>چطوري ؟</i>

375
00:25:23,518 --> 00:25:26,687
<i>همونطوري که بقيه رو متقاعد کردم</i>

376
00:25:27,469 --> 00:25:30,485
مي دونم از لحاظِ عاطفي به کي وابسته اس ...

377
00:25:30,509 --> 00:25:32,490
و از اون استفاده مي کنم .

378
00:25:34,493 --> 00:25:38,545
<i>پس ما بايد سه نفرشون رو هم بگيريم ؟
از جمله فورد و اوستين ؟</i>

379
00:25:38,569 --> 00:25:41,698
<i>- نه ، اونا بايد با ما بيان .
- چطوري بايد اين اتفاق بيفته ؟</i>

380
00:25:42,508 --> 00:25:44,489
از طريقِ مايکل .

381
00:25:46,531 --> 00:25:50,175
کارِمون تموم شد ؟ اينجا احساسِ
بدي به من دست ميده .

382
00:26:20,717 --> 00:26:23,055
<i>هي ، دزموند .</i>

383
00:26:23,669 --> 00:26:25,649
شنيدي چه اتفاقي برايِ نيکي و پائولو افتاده ؟

384
00:26:25,687 --> 00:26:27,390
<i>ا ره . خيلي غم انگيزه .</i>

385
00:26:27,672 --> 00:26:30,367
چيزي متوجه نشدي ؟

386
00:26:31,679 --> 00:26:32,697
<i>منظورت چيه ؟</i>

387
00:26:32,721 --> 00:26:36,246
<i>نمي توني از اون قدرتِ ذهنيت استفاده کني ؟</i>

388
00:26:36,726 --> 00:26:40,331
<i>اونجوري که فکر مي کني نيست . من فقط
بعضي وقتها يه صحنه هايي مي بينم .</i>

389
00:26:40,771 --> 00:26:42,871
<i>قصدِ جسارت ندارم ، رفيق ...</i>

390
00:26:43,716 --> 00:26:45,697
<i>از وقتي  که اين صحنه ها رو مي بيني ...</i>

391
00:26:45,783 --> 00:26:48,239
<i>يه جوري شدي .</i>

392
00:26:48,780 --> 00:26:50,761
<i>به هر حال ، ممنونم .</i>

393
00:26:51,741 --> 00:26:54,820
<i>مي دونم اون دختره امروز صبح ، داشت سرِ
رفيقت فرياد مي کشيد .</i>

394
00:26:54,844 --> 00:26:56,428
<i>رفيقم ؟</i>

395
00:26:56,820 --> 00:26:59,593
<i>من اون دختره رو با رفيقت ، ساوير ديدم ...</i>

396
00:27:01,839 --> 00:27:03,820
<i>همون دختره ... نيکي رو ميگم .</i>

397
00:27:04,810 --> 00:27:06,632
<i>اون گفت که نيکي رو نمي شناسه .</i>

398
00:27:06,810 --> 00:27:08,792
پس چرا سرِ ساوير فرياد ميزد ؟

399
00:27:08,829 --> 00:27:11,601
<i>- فرياد ميزد ؟
- آره .</i>

400
00:27:11,839 --> 00:27:13,820
<i>امروز صبح ، سرِ ساوير فرياد ميزد ؟</i>

401
00:27:16,860 --> 00:27:19,039
<i>درست قبل از اينکه بميره .</i>

402
00:27:30,941 --> 00:27:32,922
<i>وينسنت ، رفيق .</i>

403
00:27:33,958 --> 00:27:37,245
<i>پس نيکي و ساوير رو ديده که با هم دعوا مي کردن .
اين چيزي رو ثابت نمي کنه .</i>

404
00:27:37,911 --> 00:27:39,814
<i>حقيقت رو نگاه کن و از خودت بپرس ...</i>

405
00:27:39,919 --> 00:27:41,986
<i>چرا بايد ساوير در مورد رسيدگي به علتِ حادثه
بي تفاوت باشه ؟</i>

406
00:27:42,010 --> 00:27:43,199
<i>دليلش چي مي تونه باشه ؟</i>

407
00:27:43,945 --> 00:27:46,985
<i>اون وانمود کرد که اسمشون رو نمي دونه ،
در صورتي که با نيکي دعوا مي کرده .</i>

408
00:27:47,009 --> 00:27:48,990
<i>ساوير نمي تونه قاتل باشه .</i>

409
00:27:49,018 --> 00:27:52,265
<i>اون تمامِ راه رو به اون طرفِ جزيره برايِ
کمک به مايکل رفت .</i>

410
00:27:52,968 --> 00:27:55,939
<i>کارِ غريبه هاست . مي دونم که فقط اونا مي تونن
اين کار رو کرده باشن .</i>

411
00:27:55,989 --> 00:27:56,991
<i>خيلي خوب ، مي دوني چيه ؟</i>

412
00:27:57,015 --> 00:28:00,936
<i>ميرم دزموند رو به اينجا ميارم . دقيقاً بهتون ميگه
که چي ديده .</i>

413
00:28:04,018 --> 00:28:05,998
سان ؟

414
00:28:09,094 --> 00:28:11,074
کارِ من بود .

415
00:28:11,120 --> 00:28:13,101
چي ؟

416
00:28:15,122 --> 00:28:17,103
<i>من بودم که رويِ سرت کيسه کشيدم ...</i>

417
00:28:18,057 --> 00:28:20,037
نه اون غريبه ها .

418
00:28:25,091 --> 00:28:27,072
يه آدمِ ديگه اي شده بودم ...

419
00:28:27,117 --> 00:28:29,097
بعد از اينکه لاک منو زد ...

420
00:28:29,144 --> 00:28:31,124
بعد از اينکه تحقيرم کرد ...

421
00:28:33,101 --> 00:28:36,115
<i>ساوير بهم گفت اگر بهش کمک کنم که
اسلحه ها رو بدزديم ، مي تونم از لاک انتقام بگيرم .</i>

422
00:28:36,139 --> 00:28:37,922
<i>ما هم اون کار رو کرديم ...</i>

423
00:28:38,137 --> 00:28:41,464
<i>درست مثلِ ... غريبه ها .</i>

424
00:28:43,218 --> 00:28:45,199
نمي خواستم بهت صدمه بزنم .

425
00:28:50,211 --> 00:28:52,192
متاسفم .

426
00:28:57,205 --> 00:28:58,295
<i>هي ، بچه ها .</i>

427
00:28:58,315 --> 00:28:59,733
<i>داريم به ايستگاهِ مرواريد ميريم .</i>

428
00:28:59,757 --> 00:29:02,293
<i>يه کامپيوتر اونجاست که ممکنه کمک کنه تا
افرادمون رو پيدا کنيم . کسي مي خواد بياد ؟</i>

429
00:29:02,731 --> 00:29:04,673
- من ميام .
- خوبه .

430
00:29:04,697 --> 00:29:05,745
چي ؟

431
00:29:05,769 --> 00:29:08,600
<i>هر کسي که خواست بياد ، تا1 0 دقيقه ديگه
کنارِ اون درختها باشه ...</i>

432
00:29:08,684 --> 00:29:09,764
<i>و با خودش آب بياره .</i>

433
00:29:09,788 --> 00:29:12,521
<i>- داري شوخي مي کني .
- چي ؟</i>

434
00:29:12,789 --> 00:29:16,948
تو هميشه غُر ميزدي و مي گفتي که قاطيِ
برنامه هاشون نيستي . حالا بهترين فرصته .

435
00:29:23,802 --> 00:29:27,606
<i>هي بچه ها ، اون تلويزيون هايِ ديگه برايِ چيه ؟</i>

436
00:29:27,886 --> 00:29:29,866
ببخشيد ؟

437
00:30:16,056 --> 00:30:18,036
<i>توالت هنوز کار مي کنه .</i>

438
00:30:36,049 --> 00:30:37,120
<i>اسلحه رو بده به من .</i>

439
00:30:37,144 --> 00:30:38,807
<i>در موردِ چي داري حرف ميزني ؟</i>

440
00:30:39,127 --> 00:30:41,108
بده به من .

441
00:30:43,146 --> 00:30:45,127
<i>اين حتي فشنگ هم نداره .</i>

442
00:30:46,124 --> 00:30:48,619
<i>پس چطوري رفته بودي اطراف رو بگردي ؟</i>

443
00:30:49,095 --> 00:30:50,096
<i>دروغ نگو ، رفيق .</i>

444
00:30:50,120 --> 00:30:53,566
<i>دزموند ديده که تو امروز صبح با نيکي دعوا مي کردي .</i>

445
00:30:56,189 --> 00:30:58,527
<i>اوه ، فهميدم .</i>

446
00:30:59,202 --> 00:31:02,172
پس شما برايِ خودتون جلسه تشکيل داديد .

447
00:31:02,222 --> 00:31:03,925
<i>تو اونا رو کُشتي ؟</i>

448
00:31:04,209 --> 00:31:06,190
نه .

449
00:31:07,242 --> 00:31:09,420
<i>نه ، من اونا رو نکُشتم .</i>

450
00:31:11,188 --> 00:31:14,317
<i>آره ، من و نيکي ، امروز صبح با هم حرفمون شد ...</i>

451
00:31:15,197 --> 00:31:16,254
چونکه يه اسلحه مي خواست .

452
00:31:16,278 --> 00:31:18,853
چرا اينو قبلا به ما نگفتي ؟

453
00:31:22,290 --> 00:31:25,023
به خاطرِ کثيفيِ زيرِ ناخنهاش .

454
00:31:25,290 --> 00:31:27,430
<i>- چي ؟
- اون يه جايي رو کَنده بود ...</i>

455
00:31:28,251 --> 00:31:30,752
<i>و هنگامي که پيداش کرديم ، زيرِ ناخنهاش
خاک ديدم .</i>

456
00:31:30,776 --> 00:31:32,439
<i>اون يه چيزي رو داشته خاک مي کرده ...</i>

457
00:31:32,759 --> 00:31:35,801
<i>و اگر کسي قبل از مرگش ، فرصتِ حفر کردن
داشته باشه ...</i>

458
00:31:35,825 --> 00:31:39,270
<i>بنابراين بايد چيزِ با ارزشي رو چال کرده باشه .</i>

459
00:31:39,795 --> 00:31:40,819
<i>خوب ، اون چي بود ؟</i>

460
00:31:40,843 --> 00:31:42,824
اون چي قايم کرده بود ؟

461
00:31:55,835 --> 00:31:57,816
<i>بگيرش ، مال تو .</i>

462
00:31:57,903 --> 00:32:02,576
<i>براي اينکه اتفاقي که برايِ اونا افتاد
به من هيچ ارتباطي نداشت .</i>

463
00:32:26,958 --> 00:32:30,168
<i>مي دوني روزِ شکرگزاري دو هفته پيش بود ؟</i>

464
00:32:31,016 --> 00:32:32,799
<i>اون روز رو از دست داديم ، پائولو ...</i>

465
00:32:33,012 --> 00:32:35,626
<i>درست مثلِ تمامِ چيزهايِ ديگه که
داريم از دست ميديم .</i>

466
00:32:36,013 --> 00:32:37,993
<i>اونا ما رو پيدا مي کنن .</i>

467
00:32:38,024 --> 00:32:40,519
<i>ما نجات پيدا مي کنيم . اينو با چشمهات مي بيني .</i>

468
00:32:41,072 --> 00:32:44,993
<i>اين پيشگويي که کردي رو از کجا متوجه شدي ؟</i>

469
00:32:47,063 --> 00:32:49,043
<i>نمي دونم ، فکر کنم ...</i>

470
00:32:49,089 --> 00:32:51,190
به خاطرِ نوعِ نگاهت به چيزهاست ...

471
00:32:53,045 --> 00:32:54,105
مثلِ نگاهت به اون ساک .

472
00:32:54,129 --> 00:32:58,526
<i>شايد خيلي به نفعمون شد
از اينکه ساک رو پيدا نکرديم .</i>

473
00:32:59,117 --> 00:33:00,702
<i>منظورت چيه ؟</i>

474
00:33:01,096 --> 00:33:03,076
يه کمي فکر کن .

475
00:33:04,108 --> 00:33:07,080
<i>ممکن بود باعثِ جداييِ من و تو بشه .</i>

476
00:33:09,164 --> 00:33:11,104
<i>آره .</i>

477
00:33:16,214 --> 00:33:17,997
همينجا صبر کن .

478
00:33:18,212 --> 00:33:20,390
<i>ميرم يه کمي صبحانه بيارم .</i>

479
00:33:21,154 --> 00:33:23,135
خيلي خوب .

480
00:33:50,272 --> 00:33:52,305
مي دونم پيشِ توئه .

481
00:33:52,329 --> 00:33:54,310
يه اسلحه بهم بده .

482
00:33:55,257 --> 00:33:58,267
<i>هيچ اسلحه اي ندارم . همش رو ازم گرفتن .</i>

483
00:33:58,278 --> 00:34:00,332
<i>درسته ، غير از اون يکي که مال خودته .</i>

484
00:34:00,356 --> 00:34:03,050
<i>حتي اگر اسلحه داشتم ، بهت نمي دادم .</i>

485
00:34:03,346 --> 00:34:05,763
به خاطرِ شعله هايِ خشمي که ازت بيرون مياد .

486
00:34:06,307 --> 00:34:08,322
<i>يه چيزي بهم ميگه ، عاقبتِ خوشي نداره .</i>

487
00:34:08,346 --> 00:34:10,763
<i>ساوير ، يه اسلحه بهم بده .</i>

488
00:34:11,214 --> 00:34:12,379
<i>يه فکرِ بهتر دارم ، خواهر .</i>

489
00:34:12,403 --> 00:34:17,196
<i>چطوره بري سَرِت رو تويِ آب فرو کني
تا حالت يه کمي سرِ جاش بياد ؟</i>

490
00:34:17,413 --> 00:34:19,393
<i>به خاطرِ هيچي ، ازت ممنونم .</i>

491
00:34:22,366 --> 00:34:25,773
َ
تو ديگه چه خري هستي ؟

492
00:34:32,447 --> 00:34:34,428
<i>به خاطرِ هيچي ، ازت ممنونم .</i>

493
00:34:51,462 --> 00:34:53,918
<i>چارلي بهم گفت نقشه تو بوده ...</i>

494
00:34:54,559 --> 00:34:56,738
که منو دزديدين .

495
00:35:04,596 --> 00:35:06,300
مي خواي به جين بگي ؟

496
00:35:06,580 --> 00:35:08,561
نه .

497
00:35:16,558 --> 00:35:17,572
چرا ؟

498
00:35:17,596 --> 00:35:20,686
<i>برايِ اينکه بعدش بايد يه قبرِ ديگه بکَنيم .</i>

499
00:35:28,641 --> 00:35:30,503
<i>چرا اينا رو بهم ميدي ؟</i>

500
00:35:30,645 --> 00:35:33,062
<i>برايِ اينکه اينجا هيچ ارزشي ندارن .</i>

501
00:35:33,707 --> 00:35:37,509
<i>ببين ، من فکر کردم که ...</i>

502
00:35:47,698 --> 00:35:49,678
نيکي و پائولو ...

503
00:35:50,702 --> 00:35:53,752
<i>فکر کنم شما رو خيلي خوب نمي شناختيم ...</i>

504
00:35:54,728 --> 00:35:58,213
<i>ولي ظاهراً شما همديگر رو يه خاطرِ
يه مُشت الماس کُشتيد .</i>

505
00:35:59,752 --> 00:36:02,565
ولي مي دونم که ويژگيهايِ خوبي هم داشتيد .

506
00:36:02,758 --> 00:36:05,292
<i>شما هميشه با من مهربون بوديد ...</i>

507
00:36:06,787 --> 00:36:09,204
و عضوِ کمپِ ما بوديد .

508
00:36:09,794 --> 00:36:11,734
و ...

509
00:36:12,783 --> 00:36:15,477
<i>من واقعاً سريال افشاگري رو دوست داشتم .</i>

510
00:36:18,782 --> 00:36:19,816
خيلي خوب ...

511
00:36:19,840 --> 00:36:21,820
- خدا حافظ .
- صبر کن .

512
00:36:34,894 --> 00:36:37,231
<i>در آرامش بخوابيد ، نيکي و پائولو .</i>

513
00:36:44,890 --> 00:36:46,594
<i>زود باش ، نيکي . بهم بگو .</i>

514
00:36:46,879 --> 00:36:49,969
<i>يه سورپرايزه . تقريباً رسيديم .</i>

515
00:36:50,884 --> 00:36:52,864
<i>خيلي خوب ، آماده اي ؟</i>

516
00:36:54,898 --> 00:36:55,922
<i>آره .</i>

517
00:36:55,946 --> 00:36:57,927
<i>من الماسها رو پيدا کردم ، پائولو .</i>

518
00:36:59,946 --> 00:37:02,165
چي ؟ کجاست ؟

519
00:37:02,997 --> 00:37:04,979
همينجاست .

520
00:37:07,033 --> 00:37:09,013
رَد کن بياد .

521
00:37:11,041 --> 00:37:12,586
<i>داري در موردِ چي حرف ميزني ؟</i>

522
00:37:13,012 --> 00:37:14,992
<i>در موردِ چي حرف ميزنم ؟</i>

523
00:37:16,010 --> 00:37:18,704
اين چيه ؟ آدامسِ نيکوتينيِ توئه ؟

524
00:37:19,013 --> 00:37:23,030
<i>تو دست از جستجويِ ساک کشيدي ، چونکه
پيداش کردي .</i>

525
00:37:23,054 --> 00:37:25,629
<i>مي دونم پيشِ توئه ، پائولو ، پس بگو اونا کجاست ؟</i>

526
00:37:26,037 --> 00:37:28,017
<i>خيلي خوب ، آروم باش ، باشه ؟</i>

527
00:37:29,057 --> 00:37:31,037
اين ديگه چيه ؟

528
00:37:34,040 --> 00:37:35,087
<i>عقلت رو از دست دادي ؟</i>

529
00:37:35,111 --> 00:37:37,091
<i>عنکبوتهايِ دکتر آرز رو يادت مياد ؟</i>

530
00:37:37,127 --> 00:37:39,108
گازت گرفت ؟

531
00:37:41,064 --> 00:37:42,133
<i>درد داره ؟</i>

532
00:37:42,157 --> 00:37:44,652
<i>بهم گفت که چرا بهش ملکه عنکبوتِ دريايي ميگن .</i>

533
00:37:45,126 --> 00:37:47,107
مي دوني چرا ؟

534
00:37:49,154 --> 00:37:51,135
<i>تو چکار کردي ؟</i>

535
00:37:54,200 --> 00:37:57,686
<i>به خاطرِ اينکه کوچکترين برخوردِ اين عنکبوت
به هر چيزي ، اونو تبديل به سنگ مي کنه ...</i>

536
00:37:58,175 --> 00:38:01,191
<i>اگه اين عنکبوت گازت بگيره ، به مدتِ8 ساعت ...</i>

537
00:38:01,215 --> 00:38:04,028
<i>تو رو ناتوان مي کنه .</i>

538
00:38:05,062 --> 00:38:06,160
<i>تو رو نمي کُشه .</i>

539
00:38:06,184 --> 00:38:08,759
<i>فقط ضربانِ قلبت رو آروم مي کنه ...</i>

540
00:38:09,164 --> 00:38:11,232
و به جايي ميرسونه که حتي يه دکتر هم
خيلي زمان ميبره ...

541
00:38:11,256 --> 00:38:13,237
<i>تا صدايِ ضربانت رو بشنوه .</i>

542
00:38:14,237 --> 00:38:16,653
<i>تو قادر نخواهي بود که عضلاتت رو تکون بدي ...</i>

543
00:38:17,201 --> 00:38:21,043
<i>بنابراين مي تونم هر کاري که دوست داشته باشم
باهات بکنم .</i>

544
00:38:21,305 --> 00:38:23,285
<i>و اگر گردنت رو گاز بگيره ...</i>

545
00:38:24,224 --> 00:38:28,186
خيلي سريعتر زمين گير ميشي .

546
00:38:31,813 --> 00:38:35,102
<i>حدس ميزنم که الماسها پيشت باشن .</i>

547
00:38:35,760 --> 00:38:37,741
<i>درسته ؟</i>

548
00:38:43,817 --> 00:38:45,798
<i>شايد تويِ کفشت باشن ؟</i>

549
00:38:53,885 --> 00:38:56,419
فکر کنم بدونم کجاست .

550
00:39:05,909 --> 00:39:07,890
حرومزاده .

551
00:39:10,904 --> 00:39:11,910
متاسفم .

552
00:39:11,934 --> 00:39:14,708
<i>به خاطرِ اين متاسفي چونکه دستت رو شده .</i>

553
00:39:16,984 --> 00:39:19,716
من ... مي ترسيدم ...

554
00:39:20,949 --> 00:39:22,929
<i>تو رو از دست بدم .</i>

555
00:39:25,996 --> 00:39:30,709
<i>اگه الماسها رو پيدا مي کردي ، ديگه بهم
نيازي نداشتي .</i>

556
00:40:37,202 --> 00:40:39,182
حالت خوبه ؟

557
00:40:46,261 --> 00:40:48,286
<i>هي ، هي ، چي شده ؟</i>

558
00:40:48,310 --> 00:40:50,409
من فلج شدم .

559
00:40:51,413 --> 00:41:03,334
ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

