1
00:00:01,924 --> 00:00:02,940
آنچه گذشت :

2
00:00:02,964 --> 00:00:04,543
ما فکر مي کنيم شما آدمِ متخصصي هستيد .

3
00:00:04,567 --> 00:00:06,861
<i>مي خواهيم که تيم از افرادِ تعليم ديده
رو رهبري کنيد .</i>

4
00:00:06,957 --> 00:00:08,037
<i>مصاحبه چطور بود ؟</i>

5
00:00:08,061 --> 00:00:09,966
<i>چرا بايد اين همه راه رو به پورتلند برم ...</i>

6
00:00:09,990 --> 00:00:12,367
<i>برايِ تحقيقاتي که هيچ نتيجه اي نداره ؟</i>

7
00:00:12,945 --> 00:00:15,441
چونکه نتيجه ميده . من حامله ام .

8
00:00:15,947 --> 00:00:20,597
<i>تمامِ عمرم دوست داشتم يه بچه داشته باشم ،
و حالا به خاطرِ تو ، مي تونم .</i>

9
00:00:20,674 --> 00:00:21,993
<i>مي دونم که برات اهميت نداره ...</i>

10
00:00:22,017 --> 00:00:26,572
<i>ولي کساني که سه سال باهاشون زندگي کردم
منو جا گذاشتن .</i>

11
00:00:27,003 --> 00:00:28,036
<i>- تو حالت خوبه ؟
- آره .</i>

12
00:00:28,060 --> 00:00:30,357
<i>- اون با ما نمياد .
- البته که مياد .</i>

13
00:00:31,009 --> 00:00:34,177
<i>- چرا ؟
- چونکه اون رو هم جا گذاشتن .</i>

14
00:01:09,151 --> 00:01:10,934
<i>داره دير ميشه .</i>

15
00:01:11,148 --> 00:01:13,485
جايِ خوبيه که کمپ بزنيم .

16
00:01:20,172 --> 00:01:23,142
<i>- ميرم يه کمي هيزم جمع کنم .
- منم باهات ميام .</i>

17
00:01:47,758 --> 00:01:49,739
<i>نمي خواي در موردش حرف بزني ؟</i>

18
00:01:50,779 --> 00:01:51,821
<i>در موردِ چي ؟</i>

19
00:01:51,845 --> 00:01:55,529
<i>در موردِ يه هفته اي که با اونا بودي .</i>

20
00:01:58,805 --> 00:02:01,458
<i>خوب ، بعد از اينکه رفتي ...</i>

21
00:02:02,700 --> 00:02:03,860
<i>من يه معامله باهاشون کردم ...</i>

22
00:02:03,884 --> 00:02:06,974
<i>که اگر از بِن مراقبت کنم ، اجازه ميدن که
از جزيره خارج بشم .</i>

23
00:02:07,118 --> 00:02:08,173
نمي دونم .

24
00:02:08,197 --> 00:02:10,791
<i>سرم رو پايين انداختم و کاري که بايد مي کردم رو
انجام دادم ...</i>

25
00:02:10,887 --> 00:02:13,066
و هيچ سئوالي نکردم .

26
00:02:15,832 --> 00:02:17,813
فقط همين ؟

27
00:02:17,900 --> 00:02:19,880
فقط همين .

28
00:02:39,914 --> 00:02:43,003
خيلي خوب . چي مي خواي بگي ؟

29
00:02:44,970 --> 00:02:47,978
<i>مي خوام بدونم که شما تويِ اين جزيره
چکار مي کنيد ...</i>

30
00:02:48,002 --> 00:02:51,447
<i>چرا باعثِ وحشتِ ما ميشيد و از ما ليست
تهيه مي کنيد ...</i>

31
00:02:51,980 --> 00:02:53,961
<i>و بچه ها رو مي دزديد ؟</i>

32
00:02:54,960 --> 00:02:56,940
<i>مي خوام همه چيز رو بدونم .</i>

33
00:02:58,010 --> 00:03:00,901
ولي اولين چيزي که مي خوام بدونم اينه که ...

34
00:03:01,968 --> 00:03:03,949
تو کي هستي ؟

35
00:03:16,888 --> 00:03:17,993
<i>سلام . من جوليت بورک هستم .</i>

36
00:03:18,017 --> 00:03:20,711
<i>من با بيوسايِنس کار مي کنم .</i>

37
00:03:21,117 --> 00:03:22,821
الان به آقايِ آلپرت خبر ميدم که اومديد .

38
00:03:23,105 --> 00:03:24,729
ممنونم .

39
00:03:29,063 --> 00:03:32,945
<i>فکر کنم اونا يه مقدار عجيب به نظر ميان .</i>

40
00:03:33,075 --> 00:03:35,888
<i>هرگز نمي تونم با اين آدمها بسازم .</i>

41
00:03:38,093 --> 00:03:39,116
<i>سلام ، دکتر بورک .</i>

42
00:03:39,140 --> 00:03:40,922
<i>اگه صندوق عقب رو باز کني ، وسايلتون رو بر ميدارم .</i>

43
00:03:41,133 --> 00:03:43,113
ممنونم .

44
00:03:48,124 --> 00:03:49,188
<i>آه ، ما رو پيدا کردي .</i>

45
00:03:49,212 --> 00:03:51,192
<i>حتي نمي دونستم اينجا فرودگاه داره .</i>

46
00:03:51,828 --> 00:03:53,157
<i>مي دونم . همه رو غافلگير مي کنه .</i>

47
00:03:53,181 --> 00:03:54,686
<i>سلام ، شما بايد ريچل باشيد .</i>

48
00:03:55,147 --> 00:03:57,048
<i>- ريچارد آلپرت هستم .
- از ملاقات با شما خوشوقتم .</i>

49
00:03:57,152 --> 00:03:59,206
<i>ازت ممنونم که خواهرت رو چند ماه به ما قرض دادي .</i>

50
00:03:59,230 --> 00:04:01,330
فقط قول بديد که اونو صحيح و سالم بر مي گردونيد .

51
00:04:02,158 --> 00:04:03,402
<i>خوب ، ما کاملاً مراقبش هستيم .</i>

52
00:04:03,426 --> 00:04:08,892
<i>مي دونيد ؟ ما بايد براي امنيتِ بيشترشما رو از اينجا
به بعد ببريم ، پس ...</i>

53
00:04:09,206 --> 00:04:12,177
<i>هر وقت آماده شدي ، اون طرف منتظرت هستيم ...</i>

54
00:04:12,225 --> 00:04:14,800
<i>ولي خواهش مي کنم سريعتر تموم کنيد .
از ديدار با شما خوشحال شدم .</i>

55
00:04:15,206 --> 00:04:17,187
- ممنونم .
- ممنونم .

56
00:04:23,272 --> 00:04:26,242
<i>- اينطوري بهتره .
- آيا کارم اشتباهه ؟</i>

57
00:04:26,313 --> 00:04:28,214
<i>نبايد برم . اگه دوباره مريض بشي ، چي ؟</i>

58
00:04:28,318 --> 00:04:30,299
<i>نميشم . سرطان از بين رفته ...</i>

59
00:04:31,248 --> 00:04:35,267
و حالم کاملاً خوبه . ممنونم .

60
00:04:35,291 --> 00:04:36,676
- بر مي گردم .
- مي دونم .

61
00:04:36,767 --> 00:04:38,530
قبل از اينکه بچه ات بدنيا بياد . قول ميدم .

62
00:04:38,554 --> 00:04:42,039
<i>- مي دونم ، نگرانِ ما نباش ، باشه ؟
- خيلي خوب .</i>

63
00:04:43,306 --> 00:04:46,334
<i>تمامِ عمرت رو صرف کردي تا به اينجا برسي ، پس ...</i>

64
00:04:46,358 --> 00:04:48,338
<i>موقعيت رو از دست نده .</i>

65
00:04:51,342 --> 00:04:53,640
<i>- دوستت دارم .
- منم دوستت دارم .</i>

66
00:05:01,342 --> 00:05:03,718
<i>- خيلي خوب .
- برو و يه کاري کن تا بهت افتخار کنيم .</i>

67
00:05:19,909 --> 00:05:21,890
تو کي هستي ؟

68
00:05:25,993 --> 00:05:28,489
اگه بهت بگم کي هستم ...

69
00:05:29,020 --> 00:05:31,595
<i>اگه بهت هر چيزي که مي دونم ، بگم ...</i>

70
00:05:31,993 --> 00:05:33,973
منو مي کُشي .

71
00:05:35,955 --> 00:05:38,728
<i>فکر مي کني اگه نگي ، نمي کُشمت ؟</i>

72
00:05:39,964 --> 00:05:41,945
ولش کن .

73
00:05:45,051 --> 00:05:48,058
<i>دير يا زود ، جواب سئوالهام رو ميده .</i>

74
00:05:48,082 --> 00:05:51,012
<i>وقتي  که آمادگيش رو داشته باشه جوابت رو ميده ...</i>

75
00:05:51,094 --> 00:05:53,154
<i>و تا اون موقع بايد صبر کني .</i>

76
00:05:55,066 --> 00:05:57,245
من ازش محافظت مي کنم .

77
00:06:11,500 --> 00:06:19,500
..:: ارائه شده توسط وب سايت زرفيلم ::..
‏.::  www.ZarFilm.com ::.

78
00:06:19,800 --> 00:06:24,800
<font color="#339933">"LOST"
فصل 3
قسمت 16 : يکي از ما</font>

79
00:06:51,246 --> 00:06:53,069
کلير ؟

80
00:06:53,245 --> 00:06:56,730
کلير ؟ کلير ؟

81
00:06:57,258 --> 00:06:58,803
چي شده ؟

82
00:06:59,233 --> 00:07:00,265
چيزي نيست .

83
00:07:00,289 --> 00:07:02,269
هيس . مي دونم .

84
00:07:03,238 --> 00:07:05,733
<i>کلير ، هي .</i>

85
00:07:06,299 --> 00:07:08,517
<i>کلير ، حالت خوبه ؟</i>

86
00:07:10,260 --> 00:07:13,944
<i>چارلي ، چي شده ؟</i>

87
00:07:14,262 --> 00:07:15,303
<i>صدايِ آرون رو نشنيدي ؟</i>

88
00:07:15,327 --> 00:07:17,942
<i>- حالش خوبه ؟
- خوبه ، حالش خوبه .</i>

89
00:07:18,359 --> 00:07:20,815
<i>- تو حالت خوبه ؟
- آره ، فقط ...</i>

90
00:07:21,346 --> 00:07:24,352
<i>يه مقدار احساسِ کسالت مي کنم . خوب نخوابيدم .</i>

91
00:07:24,376 --> 00:07:26,476
<i>باورم نميشه که صدايِ گريه اش رو نشنيدم .</i>

92
00:07:27,306 --> 00:07:29,208
<i>شايد به خاطرِ چيزي باشه که خوردي .</i>

93
00:07:29,313 --> 00:07:33,322
<i>چرا آرون رو به من نميدي و خودت استراحت کني ؟</i>

94
00:07:33,346 --> 00:07:35,643
<i>- ممکنه مراقبش باشي ؟
- البته .</i>

95
00:07:37,409 --> 00:07:39,508
زياد نخوابيدم .

96
00:07:52,428 --> 00:07:55,715
<i>فکر کنم فايده اي نداشته باشه که بهشون بگيم
صبر کنن ، درسته ؟</i>

97
00:07:56,411 --> 00:07:59,143
<i>آخه دارن بر مي گردن . اونا رو درک کن .</i>

98
00:07:59,402 --> 00:08:02,445
<i>افرادم سعيد رو به مدتِ سه روز به يه تاب بسته بودن .</i>

99
00:08:02,469 --> 00:08:04,292
<i>بعدش من کيت رو تويِ جنگل کشوندم ...</i>

100
00:08:04,469 --> 00:08:07,163
<i>به خودم و اون ، دستبند زدم و در بهش دروغ گفتم .</i>

101
00:08:07,459 --> 00:08:10,033
<i>فکر مي کني براي اينکه آمادگِي شنيدنش رو
داشته باشن ، چقدر زمان ميبره ؟</i>

102
00:08:10,488 --> 00:08:12,501
تا چند ساعت ديگه به کمپ ميرسيم .

103
00:08:12,525 --> 00:08:15,021
<i>بعدش امکان داره فراموشش کنن .</i>

104
00:08:17,503 --> 00:08:19,087
عَصَبي هستي ؟

105
00:08:19,479 --> 00:08:21,459
<i>آره .</i>

106
00:08:23,551 --> 00:08:26,680
<i>مي دونم که6 ماه ، زمانِ زياديه ...</i>

107
00:08:27,488 --> 00:08:29,551
<i>ولي چشم بهم بزني ، تموم ميشه .</i>

108
00:08:29,575 --> 00:08:31,555
نمي تونم صبر کنم تا ببينم اونجا کجاست .

109
00:08:31,589 --> 00:08:36,262
<i>دکتر بروک ، ممکنه بشينيد ؟ مي خوام نبضتون
رو بگيرم ...</i>

110
00:08:36,590 --> 00:08:37,936
<i>البته اگر مشکلي نداره ؟</i>

111
00:08:38,539 --> 00:08:40,520
<i>بله ، البته .</i>

112
00:08:43,569 --> 00:08:47,607
<i>همه افرادِ شرکت از اومدنِ شما هيجانزده شدن ،
دکتر بروک ...</i>

113
00:08:47,631 --> 00:08:52,384
<i>و فکر کنم تحقيقاتِ شما تاثيرِ زيادي روي
ما ميذاره .</i>

114
00:09:00,680 --> 00:09:01,790
اون چيه ؟

115
00:09:02,607 --> 00:09:07,637
<i>آبِ پرتقال با محلول آرامبخشه .</i>

116
00:09:07,656 --> 00:09:08,691
<i>بايد اونو بخورم ؟</i>

117
00:09:08,715 --> 00:09:11,249
<i>شما در طول سفر مي خوابيد ، دکتر بروک .</i>

118
00:09:11,691 --> 00:09:13,671
<i>يه آرامبخشِ قويه .</i>

119
00:09:16,675 --> 00:09:19,250
<i>من با امضايِ کاغذهايِ شما موافقت کردم ...</i>

120
00:09:19,655 --> 00:09:22,680
<i>موافقت کردم که ظرفِ6 ماهِ آينده با کسي
صحبت نکنم ...</i>

121
00:09:22,704 --> 00:09:25,398
<i>با اينکه کسي در جامعه پزشکي نبايد چيزي از ...</i>

122
00:09:25,696 --> 00:09:27,399
<i>سازمانِ بيوسايِنس بفهمه ، موافقت کردم ...</i>

123
00:09:27,682 --> 00:09:29,696
- چرا موافقت کردي ؟
- چي ؟

124
00:09:29,720 --> 00:09:34,751
<i>چرا با اون چيزها موافقت کردي ؟ به نظر ميرسه
به خاطرِ بدست آوردنِ موقعيتِ شغلي بوده ...</i>

125
00:09:34,775 --> 00:09:37,271
<i>و در ضمن ، حقوقِ خوبي هم به تو پرداخت نمي کنيم .</i>

126
00:09:38,802 --> 00:09:41,970
<i>فکر کنم به اين علت موافقت کردي ، چونکه ...</i>

127
00:09:42,760 --> 00:09:47,315
<i>مطمئني که اونجايي که داريم تو رو مي بريم
يه جايِ استثتائيه .</i>

128
00:09:47,746 --> 00:09:49,726
استثنايي ؟

129
00:09:49,783 --> 00:09:52,080
<i>بذار يه چيزي ازت بپرسم ، جوليت .</i>

130
00:09:53,776 --> 00:09:54,817
<i>تو رويِ يک زن کار کردي ...</i>

131
00:09:54,841 --> 00:09:56,425
خواهرِ خودت ...

132
00:09:56,817 --> 00:09:59,747
<i>که رَحِمِش توسطِ شيمي درماني آسيب ديده بود ...</i>

133
00:09:59,829 --> 00:10:02,826
<i>غيرِ بارور شده بود ، و تو کاري کردي که حامله بشه .</i>

134
00:10:02,850 --> 00:10:06,414
<i>تو ، زندگي رو در جايي خلق کردي که هيچ
راهي برايِ زندگي وجود نداشت .</i>

135
00:10:06,862 --> 00:10:10,902
<i>اون يه هديه اس ، جوليت . تو بهش هديه کردي .</i>

136
00:10:11,824 --> 00:10:16,617
<i>حالا احساس مي کني که مجبوري اين
کارها رو انجام بدي ؟</i>

137
00:10:17,924 --> 00:10:21,092
<i>جايي که ميريم ، قراره کارهاي مهمي انجام بدي .</i>

138
00:10:23,895 --> 00:10:24,905
<i>دقيقاً کجا داريم ميريم ؟</i>

139
00:10:24,929 --> 00:10:26,910
نمي تونم بهت بگم ...

140
00:10:27,876 --> 00:10:31,718
<i>ولي تنها چيزي که مي تونم بگم اينه که
چيزهايي رو اونجا مي بيني ...</i>

141
00:10:31,880 --> 00:10:34,297
<i>که هرگز نمي توني تصورش هم بکني .</i>

142
00:10:36,935 --> 00:10:39,510
<i>حالا هم کسي شما رو مجبور به انجامِ کاري نکرده ...</i>

143
00:10:39,915 --> 00:10:44,193
<i>پس اگر نظرتون تغيير کرده ، مي تونيم شما
رو برگردونيم به ...</i>

144
00:10:49,968 --> 00:10:53,889
<i>شايد بهتر بود اينقدر سريع اونو نمي خوردي .</i>

145
00:11:12,026 --> 00:11:14,007
صبح بخير .

146
00:11:15,053 --> 00:11:17,627
<i>نه ، نه ، چيزي نيست . تا چند ساعت نمي توني
حرفي بزني ...</i>

147
00:11:17,633 --> 00:11:19,084
<i>ولي يه مقدار که بگذره ، بهتر ميشه .</i>

148
00:11:19,108 --> 00:11:22,871
<i>متاسفم که مجبور شدم ببندمت ، چونکه
زياد تکون مي خورديم .</i>

149
00:11:23,108 --> 00:11:25,089
<i>مراقبِ سَرِت باش .</i>

150
00:11:26,100 --> 00:11:28,080
<i>دستت رو بده به من .</i>

151
00:11:48,159 --> 00:11:49,942
<i>رسيديم .</i>

152
00:11:50,156 --> 00:11:52,137
اينجا کجاست ؟

153
00:12:55,331 --> 00:12:57,311
<i>سلام ، دکتر بروک .</i>

154
00:12:58,356 --> 00:13:00,336
اسمِ من بنجامين لاينوسه .

155
00:13:03,453 --> 00:13:06,424
<i>واقعاً مشتاقم که با شما کار کنم .</i>

156
00:13:07,375 --> 00:13:09,356
<i>مراقبِ زيرِ پاتون باشيد .</i>

157
00:13:19,457 --> 00:13:21,199
<i>هي ، آبش خيلي زياده .</i>

158
00:13:21,446 --> 00:13:22,472
همش خيس ميشه .

159
00:13:22,496 --> 00:13:25,110
<i>اين سوپِ جوئه ، رفيق . بايد خيس باشه .</i>

160
00:13:25,477 --> 00:13:28,250
سه تا مَرد و يه بچه مي بينم .

161
00:13:28,525 --> 00:13:30,505
<i>هوگو رو دو بار شمردم .</i>

162
00:13:31,536 --> 00:13:32,725
چيه ؟

163
00:13:33,471 --> 00:13:35,451
<i>من که اسمت رو صدا کردم .</i>

164
00:13:38,500 --> 00:13:42,282
<i>هي ، کسي آسپيرين نداره ؟</i>

165
00:13:42,320 --> 00:13:43,549
<i>کلير ، حالت خوب به نظر نمياد .</i>

166
00:13:43,573 --> 00:13:45,791
<i>هي ، اينجا چکار مي کني ؟ بايد الان خوابيده باشي .</i>

167
00:13:46,516 --> 00:13:48,529
<i>آره ، مي دونم . فقط ...</i>

168
00:13:48,553 --> 00:13:49,939
<i>سَرَم درد مي کنه .</i>

169
00:13:50,510 --> 00:13:52,548
<i>الان دو تا آسپيرين برات ميارم .</i>

170
00:13:52,572 --> 00:13:54,552
ممنونم .

171
00:14:04,558 --> 00:14:06,539
حرومزاده .

172
00:14:10,584 --> 00:14:13,080
<i>جک ، اون جکه .</i>

173
00:14:49,691 --> 00:14:51,671
سعيد .

174
00:14:51,756 --> 00:14:53,737
<i>هارلي .</i>

175
00:15:02,732 --> 00:15:04,673
دکتر .

176
00:15:37,870 --> 00:15:40,088
اون چه غلطي اينجا مي کنه ؟

177
00:16:00,920 --> 00:16:02,901
سلام .

178
00:16:02,976 --> 00:16:04,917
سلام .

179
00:16:07,967 --> 00:16:09,947
پس ...

180
00:16:11,006 --> 00:16:13,020
تو يکي از اونايي ؟

181
00:16:13,044 --> 00:16:15,024
<i>اسمم جوليته .</i>

182
00:16:17,973 --> 00:16:20,508
<i>تو رو رويِ اسکله به ياد ندارم ...</i>

183
00:16:21,002 --> 00:16:23,379
<i>جايي که شما رويِ سرمون کيسه کشيديد ...</i>

184
00:16:24,000 --> 00:16:26,495
<i>و شوک به ما وارد کرديد .</i>

185
00:16:28,053 --> 00:16:30,389
اونجا نبودم .

186
00:16:38,029 --> 00:16:40,009
شنيدم دکتري .

187
00:16:40,059 --> 00:16:42,238
<i>در حقيقت يه مُحَقِق هستم .</i>

188
00:16:50,073 --> 00:16:53,044
<i>تو رو فرستادن اينجا که حواست به من باشه ؟</i>

189
00:16:53,093 --> 00:16:55,074
خيلي خوب .

190
00:16:55,143 --> 00:16:58,984
<i>اتان ، آخرين نفري که از شما به اينجا اومد ...</i>

191
00:17:01,150 --> 00:17:03,130
<i>کلير رو دزديد ...</i>

192
00:17:04,122 --> 00:17:06,063
<i>و چارلي رو عصباني کرد .</i>

193
00:17:08,197 --> 00:17:10,177
<i>اونو ، اون طرف دفن کرديم .</i>

194
00:17:34,283 --> 00:17:37,649
<i>اون مُرده ، جوليت . اون مُرده .</i>

195
00:17:44,271 --> 00:17:46,687
<i>چيزي نيست . تو سعيِ خودت رو کردي .</i>

196
00:17:53,285 --> 00:17:55,781
<i>چرا نميري لباست رو عوض کني ؟</i>

197
00:17:56,301 --> 00:17:58,281
<i>من با بِن حرف ميزنم .</i>

198
00:18:15,365 --> 00:18:18,098
انتخابِ خودِ سابين بود که حامله بشه .

199
00:18:24,427 --> 00:18:26,605
<i>اون مي دونست که خطر داره .</i>

200
00:18:27,466 --> 00:18:29,763
<i>فکر کنم اين اتفاق در حينِ آبستن شدن افتاده باشه ...</i>

201
00:18:30,475 --> 00:18:33,999
<i>در اين صورت ، هيچ کاري نمي تونم بکنم ،
حداقل در اينجا .</i>

202
00:18:34,450 --> 00:18:37,453
<i>- فکر کنم متوجه نشدم .
- تنها راهي که بفهمي درست ميگم ...</i>

203
00:18:37,477 --> 00:18:39,894
<i>اينه که يه زن رو از جزيره خارج کنيم و به
ميامي ببريم .</i>

204
00:18:40,437 --> 00:18:43,526
<i>نه . هيچکس رو نبايد از جزيره خارج کرد .</i>

205
00:18:48,437 --> 00:18:51,440
<i>در اين صورت ، کارِ ديگه اي از دستم بر نمياد .</i>

206
00:18:51,464 --> 00:18:53,526
<i>مي دونم خيلي رويِ من حساب کردي ، بن ...</i>

207
00:18:53,550 --> 00:18:56,441
ولي متاسفم که نمي تونم کمکت کنم .

208
00:18:57,543 --> 00:19:00,632
<i>تا سه ماهِ ديگه ، خواهرم بچه دار ميشه ...</i>

209
00:19:01,564 --> 00:19:04,456
<i>من حتي نتونستم باهاش يه تماس هم بگيرم .</i>

210
00:19:07,532 --> 00:19:09,829
وقتشه که برم خونه .

211
00:19:15,546 --> 00:19:19,586
<i>خواهرت تا سه ماهِ ديگه بچه دار نميشه ، جوليت .</i>

212
00:19:21,623 --> 00:19:25,742
قبل از اون مي ميره . سرطانش برگشته .

213
00:19:49,641 --> 00:19:50,676
<i>اينو از کجا آوردي ؟</i>

214
00:19:50,700 --> 00:19:53,275
<i>از ميکائيل . متاسفم بايد زودتر بهت مي گفتم .</i>

215
00:19:53,680 --> 00:19:54,720
صَلاح ديدم که بهتره ...

216
00:19:54,744 --> 00:19:57,635
<i>صَلاح ديدي ؟ مي تونستم برم خونه . مي تونستم
با اون باشم .</i>

217
00:19:57,755 --> 00:20:00,725
<i>هنوز هم مي توني بري خونه ، جوليت .</i>

218
00:20:01,698 --> 00:20:03,710
<i>مي توني در آخرين روزها ، باهاش باشي ...</i>

219
00:20:03,734 --> 00:20:07,734
<i>يا اينکه اينجا بموني و در حلِ مشکلمون کمک کني .</i>

220
00:20:07,775 --> 00:20:09,479
<i>چرا بايد اينجا بمونم ؟</i>

221
00:20:09,763 --> 00:20:13,367
<i>چونکه اگر بموني ، سرطانِ خواهرت رو
درمان مي کنم .</i>

222
00:20:13,790 --> 00:20:17,077
<i>- انتظار داري باور کنم ؟
- تو6 ماهه که اينجايي ...</i>

223
00:20:17,743 --> 00:20:21,624
<i>کارهايِ زيادي برايِ پيشترفت انجام دادي . آيا تا حالا
اثري از سرطان ديدي ؟</i>

224
00:20:21,755 --> 00:20:25,760
<i>به خاطرِاينجاست ، و اينکه تو اجازه نميدي تا
خواهرم رو به اينجا بيارم ...</i>

225
00:20:25,784 --> 00:20:28,820
<i>جاکوب گفته ، خودش از خواهرت مراقبت مي کنه .</i>

226
00:20:28,844 --> 00:20:32,132
<i>مگر اينکه بهش اعتماد نداشته باشي .</i>

227
00:20:33,791 --> 00:20:36,365
<i>هر زني در اين جزيره ، به تو نياز داره .</i>

228
00:20:36,791 --> 00:20:39,880
<i>اگه بموني ، بهت قول ميدم ...</i>

229
00:20:40,803 --> 00:20:44,011
<i>زندگِي ريچل رو نجات ميديم .</i>

230
00:20:49,832 --> 00:20:51,849
<i>بهش اعتماد کنيم ؟ اون ، يکي از غريبه هاست .</i>

231
00:20:51,873 --> 00:20:53,735
<i>ديگه نيست . اونا جوليت رو هم جا گذاشتن .</i>

232
00:20:53,877 --> 00:20:55,878
<i>- جدي ؟ کجا رفتن ؟
- بهت گفتم ، نمي دونم .</i>

233
00:20:55,902 --> 00:20:58,437
<i>- شايد بهتر باشه از خودش بپرسيم .
- اون هم نمي دونه .</i>

234
00:20:58,874 --> 00:21:01,888
<i>يه فکر خوب دارم . بهتره آقايِ عراقي رو
پيشش بفرستيم ...</i>

235
00:21:01,912 --> 00:21:03,814
<i>و کارِ تخصصيش رو انجام بده تا بفهميم چي مي دونه .</i>

236
00:21:03,919 --> 00:21:06,936
<i>- نه ، من ديگه اين کار رو نمي کنم .
- اونقدر هم سخت نيست ، درسته ؟</i>

237
00:21:06,960 --> 00:21:08,743
<i>ولي من بهش اعتماد ندارم ، جک .</i>

238
00:21:08,957 --> 00:21:12,086
<i>اگه واقعاً بي گناهه ، چرا نبايد به سئوالهامون
جواب بده ؟</i>

239
00:21:12,894 --> 00:21:14,756
<i>بايد يه مقدار بهش وقت بديم . اون ترسيده .</i>

240
00:21:14,798 --> 00:21:15,888
<i>چقدر ؟</i>

241
00:21:15,909 --> 00:21:17,850
<i>ببين ، اينکه بهش اعتماد دارم ، کافيه .</i>

242
00:21:17,919 --> 00:21:19,900
<i>نه ، کافي نيست .</i>

243
00:21:20,997 --> 00:21:23,730
<i>- لاک کجا رفت ؟
- با اونا رفت ...</i>

244
00:21:23,986 --> 00:21:25,689
<i>درست بعد از اينکه زيردريايي رو منهدم کرد ...</i>

245
00:21:25,971 --> 00:21:27,873
<i>همون زيردريايي که قرار بود منو از جزيره خارج کنه .</i>

246
00:21:27,979 --> 00:21:29,762
- چي ؟
- اونا بهت اجازه دادن که بري ؟

247
00:21:29,976 --> 00:21:31,956
<i>- آره .
- کي اجازه داد ؟</i>

248
00:21:31,992 --> 00:21:33,972
بِن .

249
00:21:34,038 --> 00:21:35,742
بن ...

250
00:21:36,025 --> 00:21:37,371
<i>کسي که زندگيش رو نجات دادي .</i>

251
00:21:37,976 --> 00:21:39,022
<i>ساوير ، بس کن .</i>

252
00:21:39,046 --> 00:21:41,048
<i>بايد اجازه ميدادي اون حرومزاده
چشم وَرقُلُمبيده بميره .</i>

253
00:21:41,072 --> 00:21:43,369
<i>- جک اين کار رو به خاطرِ ما کرد .
- به نظر ميرسه به خاطرِ خودش کرده .</i>

254
00:21:44,022 --> 00:21:45,804
<i>- جيمز .
- چيزي مي خواي ازم بپرسي ، ساوير ؟</i>

255
00:21:46,016 --> 00:21:49,064
<i>مي خوام بپرسم چرا داري با همه ما مي جنگي ،
و از اون دختره طرفداري مي کني ؟</i>

256
00:21:49,088 --> 00:21:52,652
<i>ببين ، من هر لحظه در اونجا تلاش مي کردم تا
تا يه راهي پيدا کنم که از جزيره خارج بشم .</i>

257
00:21:52,970 --> 00:21:54,001
کلير ؟

258
00:21:54,025 --> 00:21:56,539
<i>داشتم تلاش مي کردم که به همه کمک کنم .
تلاش مي کردم که همه رو نجات بدم .</i>

259
00:21:56,563 --> 00:21:57,642
کلير ؟

260
00:21:57,666 --> 00:21:58,698
<i>جک .</i>

261
00:21:58,722 --> 00:22:00,822
يه اتفاقي برايِ کلير افتاده .

262
00:22:01,630 --> 00:22:03,610
کلير ؟

263
00:22:04,653 --> 00:22:06,357
<i>بگيرش ، بگيرش .</i>

264
00:22:06,640 --> 00:22:08,859
<i>بلندش کن ، بلندش کن .</i>

265
00:22:09,582 --> 00:22:10,637
کلير ؟ کلير ؟

266
00:22:10,661 --> 00:22:12,365
<i>چه مدته اينجوريه ؟</i>

267
00:22:12,649 --> 00:22:13,877
<i>از امروز صبح ، حالش بد بود .</i>

268
00:22:14,589 --> 00:22:16,587
<i>قبل از اينکه ما بياييم ، آيا علائمِ مريضي داشت ؟</i>

269
00:22:16,611 --> 00:22:17,710
<i>نه ، حالش خوب بود .</i>

270
00:22:17,734 --> 00:22:21,457
<i>- به اندازه کافي آب خورده ؟
- فکر کنم .</i>

271
00:22:24,650 --> 00:22:26,631
چه اتفاقي براش افتاده ؟

272
00:22:28,701 --> 00:22:30,880
<i>اون ميگه برايِ تو چه اهميتي داره ؟</i>

273
00:22:37,689 --> 00:22:41,808
<i>کيت ، به کمکت نياز دارم . بايد بري و جک رو بياري .</i>

274
00:22:42,726 --> 00:22:43,735
<i>خوب ، اون الان مشغوله .</i>

275
00:22:43,759 --> 00:22:45,265
<i>خواهش مي کنم ، بايد باهاش حرف بزنم .</i>

276
00:22:45,726 --> 00:22:48,222
<i>بهم ميگي چرا به جک نياز داري ؟</i>

277
00:22:48,787 --> 00:22:52,154
چونکه فکر کنم بدونم کلير چِش شده .

278
00:22:52,788 --> 00:22:54,769
<i>چرا اين کار رو مي کني ؟</i>

279
00:22:55,739 --> 00:22:57,918
<i>چونکه من اين بلا رو سرش آوردم .</i>

280
00:23:27,351 --> 00:23:30,203
<i>تو هم نسبت به اين جريان ، احساسِ بدي داري ؟</i>

281
00:23:33,401 --> 00:23:35,382
<i>آره ، من هم احساسم بده .</i>

282
00:23:36,341 --> 00:23:38,202
<i>سيستمِ دفاعيِ بدنِ کلير ، فعال شده .</i>

283
00:23:38,243 --> 00:23:40,735
<i>بدنِ اون ، نسبت به دارويي که تويِ خونشه
داره واکنش نشون ميده .</i>

284
00:23:40,753 --> 00:23:41,820
<i>چه دارويي ؟</i>

285
00:23:41,844 --> 00:23:44,574
<i>دارويي که ساخته شده تا در طول مدتِ حاملگيش
اونو زنده نگه داره .</i>

286
00:23:44,657 --> 00:23:46,638
توسطِ کي ساخته شده ؟

287
00:23:47,425 --> 00:23:48,443
توسطِ من .

288
00:23:48,467 --> 00:23:51,359
<i>بنا به دلايلي ، زناني که تويِ اين جزيره هستن
نمي تونن بچه دار بشن .</i>

289
00:23:51,476 --> 00:23:54,170
<i>بدنِ مادراني که باردار هستن ...</i>

290
00:23:54,467 --> 00:23:55,973
<i>با جنين ، مثلِ يه بيگانه برخورد مي کنن .</i>

291
00:23:56,432 --> 00:23:58,373
<i>اين اتفاق رو بارها و بارها ديدم .</i>

292
00:23:58,442 --> 00:24:01,611
<i>هر زنِ بارداري در اين جزيره مُرده ...</i>

293
00:24:04,471 --> 00:24:08,194
همه اونها به غير از کلير .

294
00:24:09,448 --> 00:24:11,428
<i>باهاش چکار کردي ؟</i>

295
00:24:12,548 --> 00:24:15,321
يکي از افرادِ ما به کمپِ شما نفوذ کرد ...

296
00:24:16,505 --> 00:24:18,922
<i>و شروع به نمونه برداري از خون کرد ...</i>

297
00:24:19,479 --> 00:24:21,658
<i>درست بعد از اينکه هواپيمايِ شما سقوط کرد .</i>

298
00:24:24,567 --> 00:24:25,875
اتان .

299
00:24:26,514 --> 00:24:28,535
<i>هر چند کلير در اين جزيره آبستن نشده بود ...</i>

300
00:24:28,559 --> 00:24:31,252
<i>ما متوجه شديم که وضعيتِ بيماريش
مثلِ مادرهايِ ديگه در اين جزيره اس ...</i>

301
00:24:31,551 --> 00:24:33,565
<i>- براي همين سعي کرديم که نجاتش بديم .
- با دزديدنِ اون ؟</i>

302
00:24:33,589 --> 00:24:36,044
<i>نه ، اون اتفاق نبايد مي افتاد .</i>

303
00:24:36,575 --> 00:24:38,556
اون تحتِ کنترل ما بود .

304
00:24:38,622 --> 00:24:40,841
<i>من يه آمپول درست کرده بودم ...</i>

305
00:24:41,573 --> 00:24:43,607
<i>که فکر کردم مي تونه وضعيتِ اون رو درست کنه .</i>

306
00:24:43,631 --> 00:24:46,404
<i>اتان قصد داشت که بهش تزريق کنه ...</i>

307
00:24:47,562 --> 00:24:50,587
ولي بعدش شما فهميديد که تويِ هواپيما نبوده .

308
00:24:50,611 --> 00:24:52,625
<i>من در موردِ سرشماري ، با همه مصاحبه کردم .</i>

309
00:24:52,649 --> 00:24:54,629
يکي از اونا تويِ ليستِ هواپيما نيست .

310
00:24:54,663 --> 00:24:56,367
اون تويِ هواپيما نبود .

311
00:24:56,650 --> 00:24:59,146
<i>پس يه کارِ خارج از برنامه کرد .</i>

312
00:25:00,629 --> 00:25:02,609
سلام .

313
00:25:05,660 --> 00:25:09,581
<i>خودش کلير رو دزديد که هرگز در برنامه ما نبود .</i>

314
00:25:11,714 --> 00:25:14,407
<i>ببين ، مي دونم معقولانه نيست ...</i>

315
00:25:14,703 --> 00:25:18,109
<i>ولي بدونِ اون تزريق ، کلير مي مُرد .</i>

316
00:25:18,669 --> 00:25:23,716
<i>بدونِ اون آمپول ، حالش بدتر ميشه و اگر
خيلي زود مُداواش نکنم ...</i>

317
00:25:23,740 --> 00:25:25,756
<i>سيستمِ امنيتيش ، کاملاً از بين ميره .</i>

318
00:25:25,780 --> 00:25:28,750
<i>جک ، من مي تونم مُداواش کنم . فقط به اون
آمپول نياز دارم .</i>

319
00:25:29,703 --> 00:25:34,653
<i>اتان ، يه کيفِ دارو ، نزديکِ غاري که قبلاً
توش زندگي مي کرديد ، گذاشته .</i>

320
00:25:34,726 --> 00:25:38,529
<i>اگه همين الان برم ، قبل از اينکه خيلي دير بشه
مي تونم برگردم .</i>

321
00:25:45,774 --> 00:25:47,754
برو .

322
00:25:47,811 --> 00:25:49,791
حرکت کن .

323
00:25:55,344 --> 00:25:57,325
کجايي ؟

324
00:25:59,330 --> 00:26:01,944
<i>تويِ رختخواب ... با تو .</i>

325
00:26:08,322 --> 00:26:10,302
پس حواست کجا بود ؟

326
00:26:10,351 --> 00:26:12,411
داشتم فکر مي کردم ...

327
00:26:13,408 --> 00:26:17,685
<i>فردا ، سومين ساليه که تويِ اين جزيره هستم .</i>

328
00:26:20,380 --> 00:26:25,172
<i>خوب ، پس بهتره يه کيک بپزم .</i>

329
00:26:30,387 --> 00:26:32,367
الان ميام .

330
00:26:44,508 --> 00:26:46,489
چي شده ؟

331
00:26:48,470 --> 00:26:50,807
<i>کارل ، چند تا عکس راديولوژي برام گرفت .</i>

332
00:26:52,464 --> 00:26:54,444
چي شده ؟

333
00:27:00,541 --> 00:27:02,521
<i>صبح بخير ، جوليت .</i>

334
00:27:11,482 --> 00:27:12,529
سلام .

335
00:27:12,553 --> 00:27:14,257
ميشه بيام داخل ؟

336
00:27:14,538 --> 00:27:16,519
البته .

337
00:27:17,609 --> 00:27:19,233
<i>داشتم روي پرونده کَري کار مي کردم .</i>

338
00:27:19,589 --> 00:27:22,480
<i>نمي دونم چرا اونو انتخاب کردي ولي افسردگي داره .</i>

339
00:27:22,598 --> 00:27:24,578
<i>تو يه غُدّه داري .</i>

340
00:27:26,467 --> 00:27:27,540
چي ؟

341
00:27:27,564 --> 00:27:29,626
<i>وقتي  که در موردِ دردِ کمرت بهم گفتي ،
پيشِ خودم گفتم ...</i>

342
00:27:29,650 --> 00:27:33,413
<i>ََ
بهتره ازت عکس بگيرم و ببينم که استخوانت ترک
خورده يا جابجا نشده باشه ...</i>

343
00:27:33,651 --> 00:27:35,632
<i>ولي مشکل ، اون نبود .</i>

344
00:27:36,663 --> 00:27:40,822
<i>مشکلت يه غُدّه بزرگه که مهره چهارم
ستونِ فقراتت رو احاطه کرده .</i>

345
00:27:52,676 --> 00:27:54,339
مي بينم که متعجب شدي .

346
00:27:54,658 --> 00:27:57,674
<i>داري بهم ميگي که سرطان دارم ، جوليت .
البته که متعجب شدم .</i>

347
00:27:57,698 --> 00:28:00,194
<i>نه ، بهت گفتم که تومور داري .</i>

348
00:28:07,255 --> 00:28:09,829
- چرا ترسيدي ؟
- نترسيدم .

349
00:28:10,246 --> 00:28:12,227
<i>چرا ترسيدي ، بِن ؟</i>

350
00:28:12,259 --> 00:28:15,666
<i>تو گفتي که تا حالا هيچکس در اين جزيره ،
سرطان نگرفته . تو به من گفتي ...</i>

351
00:28:16,026 --> 00:28:17,242
<i>مي دونم چي بهت گفتم ، جوليت .</i>

352
00:28:17,266 --> 00:28:18,891
تو گفتي که مي توني مُداواش کني . خودت گفتي .

353
00:28:19,246 --> 00:28:21,147
<i>تو گفتي که خواهرم رو معالجه کردي
ولي دروغ گفتي .</i>

354
00:28:21,254 --> 00:28:22,289
<i>نه ، بهت دروغ نگفتم .</i>

355
00:28:22,313 --> 00:28:25,997
<i>اگه مي توني سرطان رو درمان کني ، بِن ،
پس چرا خودت سرطان داري ؟</i>

356
00:28:27,294 --> 00:28:29,274
نمي دونم .

357
00:28:30,269 --> 00:28:31,281
<i>مي خوام باهاش حرف بزنم .</i>

358
00:28:31,305 --> 00:28:33,959
<i>مي خوام با ريچل حرف بزنم . همين الان .</i>

359
00:28:34,192 --> 00:28:35,340
<i>اين اتفاق نميفته ، جوليت ...</i>

360
00:28:35,364 --> 00:28:37,345
ولي مي تونم قول بدم که حالش خوبه .

361
00:28:37,381 --> 00:28:39,283
- تو هرگز اونو معالجه نکردي .
- البته که کردم .

362
00:28:39,388 --> 00:28:40,972
<i>- تو يه دروغگويي .
- نه ، جوليت .</i>

363
00:28:41,363 --> 00:28:44,334
<i>- تو به من دروغ گفتي .
- حقيقت رو بهت گفتم .</i>

364
00:28:51,380 --> 00:28:53,360
من بهت قول دادم .

365
00:29:07,471 --> 00:29:09,294
خواهش مي کنم ... مي خوام برم خونه .

366
00:29:09,473 --> 00:29:11,889
<i>مي خوام برم خونه ، بِن . خواهش مي کنم .</i>

367
00:29:13,422 --> 00:29:16,631
<i>نمي توني بذاري برم خونه ؟</i>

368
00:29:20,468 --> 00:29:22,449
نه .

369
00:29:58,604 --> 00:30:00,585
<i>از اون کيف ، دور شو .</i>

370
00:30:02,588 --> 00:30:04,885
<i>- گوش کن ، سعيد ...
- برو عقب .</i>

371
00:30:07,588 --> 00:30:11,616
<i>توش پُر از داروئه . برايِ کلير مي خوام ببرم .
جک همه چيز رو مي دونه .</i>

372
00:30:11,640 --> 00:30:14,413
<i>خوب ، جک الان اينجا نيست ، درسته ؟</i>

373
00:30:18,630 --> 00:30:20,214
<i>حقيقت رو بهت گفتم .</i>

374
00:30:20,605 --> 00:30:22,683
<i>تو به من گفتي که اگر چيزي رو که مي دوني
بهم بگي ...</i>

375
00:30:22,707 --> 00:30:24,687
<i>تو رو مي کُشتم .</i>

376
00:30:26,646 --> 00:30:29,339
<i>مي خوام صِحَتِ حرفت رو بررسي کنم .</i>

377
00:30:29,636 --> 00:30:30,654
<i>منظورش اينه که حرف بزن .</i>

378
00:30:30,678 --> 00:30:31,809
<i>زماني برايِ اين کار نداريم .</i>

379
00:30:31,833 --> 00:30:33,713
<i>برنامه رو تغيير داديم .</i>

380
00:30:33,743 --> 00:30:36,040
وقتمون کاملاً آزاده .

381
00:30:42,697 --> 00:30:44,701
جالبه بدوني ...

382
00:30:44,725 --> 00:30:48,012
<i>که الان ، شما دو نفر در کمپ ، الگويِ اخلاقي
براي همه هستيد .</i>

383
00:30:49,781 --> 00:30:52,197
<i>جدي ميگم ، سعيد .</i>

384
00:30:53,767 --> 00:30:56,780
<i>چقدر مي گذره از زماني که تويِ ساحل
به همه گفتي ...</i>

385
00:30:56,804 --> 00:31:00,488
<i>تويِ زندگيت يه تعداد انسان رو شکنجه کردي ؟</i>

386
00:31:01,753 --> 00:31:04,604
اونا از بصره خبر داشتن ؟

387
00:31:06,790 --> 00:31:10,750
<i>و مطمئنم اولين کاري که بعد از رسيدن به
اينجا کردي ، جيمز ...</i>

388
00:31:10,811 --> 00:31:13,827
<i>اين بود که همه رو دورِ خودت جمع کردي
و بهشون گفتي ...</i>

389
00:31:13,851 --> 00:31:18,248
<i>شبِ قبل از اينکه سوارِ هواپيما بشي ، به يه مَرد
با خونسردي شليک کردي .</i>

390
00:31:18,817 --> 00:31:23,887
<i>پس چرا کارهايِ زشتي که انجام داديد ،
رو جبران نمي کنيد ؟</i>

391
00:31:24,807 --> 00:31:27,864
<i>من دارم اين داروها رو پيشِ کلير مي برم ...</i>

392
00:31:27,888 --> 00:31:29,868
<i>و بايد اجازه بديد که برم ...</i>

393
00:31:30,845 --> 00:31:32,668
چونکه اگه به موقع بهش نرسونم ...

394
00:31:32,845 --> 00:31:34,826
اون مي ميره .

395
00:31:34,879 --> 00:31:39,433
<i>و تنها چيزي که الان بايد انجام بديد اينه که ...</i>

396
00:31:42,869 --> 00:31:45,839
<i>بيشتر از اين ، دستتون رو به خون آغشته نکنيد .</i>

397
00:33:01,112 --> 00:33:05,172
<i>گودوين ، اتان ، اين حادثه ممکنه بازمانده هايي هم
داشته باشه ، بايد بريد اونجا ...</i>

398
00:33:05,196 --> 00:33:08,918
<i>و نقشِ يه مسافر رو بازي کنيد . شما دچارِ شوک
شديد . حرفهاشون رو گوش کنيد و زياد حرف نزنيد .</i>

399
00:33:09,191 --> 00:33:11,489
<i>ظرفِ سه روز ، ليست رو برام بياريد . حالا بريد .</i>

400
00:33:21,199 --> 00:33:23,695
فکر کنم وقتِ مناسبي برايِ کتاب خوندن نباشه .

401
00:33:29,229 --> 00:33:30,235
<i>جوليت .</i>

402
00:33:30,259 --> 00:33:32,240
<i>جوليت .</i>

403
00:33:34,303 --> 00:33:36,719
<i>امروز صبح ، دنبالت مي گشتم .</i>

404
00:33:38,256 --> 00:33:39,881
<i>بايد با هم حرف بزنيم .</i>

405
00:33:40,236 --> 00:33:42,216
<i>- الان ؟
- يه کمي وقت داريم .</i>

406
00:33:42,257 --> 00:33:44,238
خيلي مهمه .

407
00:33:46,292 --> 00:33:48,272
بيا قدم بزنيم .

408
00:33:57,380 --> 00:33:59,361
<i>ميکائيل ، ما رسيديم .</i>

409
00:34:01,380 --> 00:34:03,084
<i>هيچوقت بيسيمش روشن نيست .</i>

410
00:34:03,367 --> 00:34:06,385
<i>- براي چي اومديم اينجا ؟
- بايد يه چيزي بهت نشون بدم .</i>

411
00:34:06,409 --> 00:34:08,192
ميکائيل ؟

412
00:34:08,407 --> 00:34:11,139
<i>منم بِن . با جوليت اومدم .</i>

413
00:34:12,360 --> 00:34:15,368
<i>داريم نزديکِ خونه ميشيم . شليک نکن .</i>

414
00:34:15,392 --> 00:34:17,373
<i>زود باش بيا .</i>

415
00:34:21,374 --> 00:34:22,428
تو هم ديدي ؟

416
00:34:22,452 --> 00:34:25,027
<i>يه هواپيما سقوط کرد ، ميکائيل .</i>

417
00:34:25,432 --> 00:34:27,412
البته که ديديم .

418
00:34:27,894 --> 00:34:28,930
چي متوجه شدي ؟

419
00:34:28,954 --> 00:34:30,499
<i>هواپيمايِ شماره815 اوشنيک ...</i>

420
00:34:30,923 --> 00:34:32,966
از سيدني به مقصدِ لوس آنجلس بوده ...

421
00:34:32,990 --> 00:34:35,763
حدود324 نفر به علاوه خَدَمه داشته .

422
00:34:35,990 --> 00:34:39,039
<i>جزئيات پرونده هايِ تمامِ مسافرين رو مي خوام .</i>

423
00:34:39,919 --> 00:34:40,923
<i>دارم روش کار مي کنم .</i>

424
00:34:40,947 --> 00:34:44,314
<i>مي تونيم با ريچارد ، در آکاديا پارک متصل بشيم ؟</i>

425
00:34:47,996 --> 00:34:50,174
<i>ديروز بهم گفتي دروغگو .</i>

426
00:34:51,988 --> 00:34:53,969
<i>خيلي ناراحت شدم .</i>

427
00:34:57,026 --> 00:34:59,244
<i>سلام ريچارد ، صدامو مي شنوي ؟</i>

428
00:35:03,055 --> 00:35:06,778
<i>دقت کن ، تاريخِ امروزه . اين برنامه زنده اس .
خيلي خوب ، ريچارد .</i>

429
00:35:19,121 --> 00:35:21,101
<i>اوه ، خدايِ من .</i>

430
00:35:26,126 --> 00:35:29,572
خدايِ من .

431
00:35:31,110 --> 00:35:34,001
<i>حدودِ دو سال پيش ، در ميانِ تعجبِ همگان ...</i>

432
00:35:34,119 --> 00:35:37,247
<i>سرطانِ ريچل ، کاملاً برطرف شد .</i>

433
00:35:39,186 --> 00:35:42,790
<i>کمي بعد ، اون يه پسر بچه سالم بدنيا آورد .</i>

434
00:35:43,171 --> 00:35:45,310
<i>اسمش جوليانه .</i>

435
00:35:54,197 --> 00:35:55,860
<i>خيلي خوب ، ممنونم ريچارد .</i>

436
00:35:56,180 --> 00:35:58,182
هر چه سريعتر برگرد اينجا .

437
00:35:58,206 --> 00:36:00,306
<i>ممکنه نفراتِ جديدي داشته باشيم .</i>

438
00:36:01,175 --> 00:36:04,898
<i>اوه ، خدايِ من . نه ، نه .</i>

439
00:36:09,276 --> 00:36:11,256
<i>من دروغگو نيستم ، جوليت .</i>

440
00:36:14,302 --> 00:36:16,995
- مي خوام برم خونه .
- قرارِ ما اين نبود .

441
00:36:17,287 --> 00:36:19,110
<i>تو بايد تا زماني که کارِت تموم نشده اينجا بموني .</i>

442
00:36:19,289 --> 00:36:22,289
<i>غيرِ ممکنه . مادرها دارن ميميرن .</i>

443
00:36:22,313 --> 00:36:24,372
<i>پس مادرهايِ بيشتري پيدا مي کنيم .</i>

444
00:36:25,331 --> 00:36:29,134
<i>کي مي دونه ؟ شايد تويِ اون هواپيما يکي
حامله باشه .</i>

445
00:36:43,860 --> 00:36:45,840
<i>صبر کن . چکار داري مي کني ؟</i>

446
00:36:45,907 --> 00:36:48,441
<i>اون به کلير دست نميزنه . اون ، اين بلا رو
سرش آورده .</i>

447
00:36:48,880 --> 00:36:50,741
<i>- اون مي تونه کمکش کنه ، چارلي .
- کي گفته ؟ اون ؟</i>

448
00:36:50,883 --> 00:36:53,972
<i>- چطوري بهش اعتماد مي کني ؟
- بهش اعتماد دارم .</i>

449
00:36:55,869 --> 00:36:57,849
<i>به من اعتماد داري ؟</i>

450
00:36:58,878 --> 00:37:00,858
<i>به من اعتماد داري ؟</i>

451
00:37:01,936 --> 00:37:03,917
<i>آره .</i>

452
00:37:04,930 --> 00:37:07,703
<i>چند دقيقه ما رو تنها بذار ، باشه ؟</i>

453
00:37:10,981 --> 00:37:12,684
چه مدت طول مي کشه تا اثر کنه ؟

454
00:37:12,968 --> 00:37:15,542
چند ساعت طول مي کشه .

455
00:37:16,923 --> 00:37:18,903
<i>جوليت ...</i>

456
00:37:20,843 --> 00:37:21,933
اگه اين اثر نکنه ...

457
00:37:21,956 --> 00:37:24,055
اگه اتفاقي براش بيفته ...

458
00:37:25,979 --> 00:37:29,004
ديگه نمي تونم ازت محافظت کنم .

459
00:37:29,028 --> 00:37:31,009
<i>ديگه تصميم با خودته .</i>

460
00:37:33,996 --> 00:37:36,095
<i>همين الان هم تصميم با خودمه ، جک .</i>

461
00:38:10,142 --> 00:38:12,123
چي شده ؟

462
00:38:34,213 --> 00:38:35,996
<i>روانداز آوردم ...</i>

463
00:38:36,206 --> 00:38:39,494
<i>چند تا پتو و بالِشِ هواپيما .</i>

464
00:38:42,240 --> 00:38:44,220
زياد نيست ...

465
00:38:44,253 --> 00:38:46,233
ولي برايِ شروع خوبه .

466
00:38:49,207 --> 00:38:51,188
<i>کلير ، بيدار شده .</i>

467
00:38:54,224 --> 00:38:57,195
<i>يه چهارچوب اون طرفه که ازش به عنوانِ
سايبان استفاده مي کنيم ...</i>

468
00:38:57,244 --> 00:39:02,267
<i>و هم موافق هستن که به اونجا بيايي و چادر بزني .</i>

469
00:39:02,291 --> 00:39:04,271
ممنونم .

470
00:39:04,331 --> 00:39:06,311
اونا آدمهاي خوبي هستن ...

471
00:39:06,343 --> 00:39:10,264
و مي خوان يه فرصت بهت بدن .

472
00:39:10,360 --> 00:39:13,648
<i>ولي بالاخره بايد به سئوالشون جواب بدي .</i>

473
00:39:16,320 --> 00:39:18,301
<i>چرا اين کار رو کردي ؟</i>

474
00:39:20,374 --> 00:39:22,354
<i>تو باهاشون در موردِ من صحبت کردي .</i>

475
00:39:23,385 --> 00:39:26,673
چرا هيچوقت خودت ازم سئوال نکردي ؟

476
00:39:30,418 --> 00:39:32,398
تو اونجا بودي .

477
00:39:34,367 --> 00:39:38,406
<i>زماني که زيردريايي منفجر شد ، تو کنارم بودي ...</i>

478
00:39:38,430 --> 00:39:41,401
<i>و در اون لحظه ، يه چيزي تويِ چشمهات ديدم .</i>

479
00:39:43,438 --> 00:39:48,111
<i>تو بيشتر از هر کسي ، دوست داري از اين
جزيره خارج بشي .</i>

480
00:39:50,459 --> 00:39:52,440
<i>همين باعث شده که يکي از ما باشي .</i>

481
00:40:17,521 --> 00:40:20,055
<i>- يکبار ديگه مرور مي کنيم .
- مي دونم چکار کنم .</i>

482
00:40:20,497 --> 00:40:23,467
<i>بذار دوباره مرور کنيم تا مطمئن بشيم .</i>

483
00:40:23,566 --> 00:40:27,725
<i>اوستين رو تويِ جنگل مي کِشونم و دستم رو
بهش دستبند ميزنم ...</i>

484
00:40:28,573 --> 00:40:31,465
<i>و بهش ميگم که مثلِ خودش ، من هم با
گاز مسموم شدم .</i>

485
00:40:31,584 --> 00:40:34,475
<i>- و اگر بفهمه داري دروغ ميگي ؟
- بهش مي فهمونم ...</i>

486
00:40:34,593 --> 00:40:37,881
<i>که به خاطرِ اينکه اعتمادش رو بدست بيارم
دروغ گفتم .</i>

487
00:40:39,599 --> 00:40:42,095
خوبه . بعدش چي ؟

488
00:40:43,561 --> 00:40:45,978
اونا منو به ساحل مي برن .

489
00:40:51,682 --> 00:40:54,177
مي دونم ازم مي خواي که به اونجا برم ...

490
00:40:54,677 --> 00:40:57,450
<i>ولي بعد از تمامِ کارهايي که با اونا کرديم ...</i>

491
00:40:57,671 --> 00:40:59,652
واقعاً مشکله .

492
00:41:04,680 --> 00:41:06,383
<i>ما هورمونِ کلير رو فعال کرديم .</i>

493
00:41:06,666 --> 00:41:09,669
<i>علائمِ بيماري ، تا48 ساعتِ ديگه در بدنش
پديدار ميشه .</i>

494
00:41:09,693 --> 00:41:11,702
<i>وقتي  که به کمپ رسيدي ...</i>

495
00:41:11,726 --> 00:41:14,656
<i>تو مي توني يه بحرانِ بزرگ رو حل کني .</i>

496
00:41:16,753 --> 00:41:20,159
<i>- به دارو نياز دارم .
- پرايس ، تويِ راهه .</i>

497
00:41:20,715 --> 00:41:23,923
<i>اون ، کيف رو در محلِ مخفيِ اتان ميذاره .</i>

498
00:41:24,698 --> 00:41:26,917
<i>به جک بگو که مي توني کلير رو نجات بدي .</i>

499
00:41:28,715 --> 00:41:30,695
<i>اون بهت اعتماد داره .</i>

500
00:41:38,762 --> 00:41:40,743
تو حالت خوبه ؟

501
00:41:44,832 --> 00:41:46,813
خوبم .

502
00:41:58,849 --> 00:42:00,829
هفته بعد مي بينمت .

503
00:42:02,849 --> 00:42:14,769
ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

