1
00:00:01,834 --> 00:00:03,220
آنچه گذشت :

2
00:00:03,689 --> 00:00:04,761
<i>بذار يه چيزي ازت بپرسم .</i>

3
00:00:04,785 --> 00:00:05,793
<i>بپرس ، رفيق .</i>

4
00:00:05,817 --> 00:00:08,590
<i>از کجا مي دونستي که کلير داره غرق ميشه ؟</i>

5
00:00:20,855 --> 00:00:23,271
کلير .

6
00:00:23,902 --> 00:00:25,923
<i>صداش رو شنيدم که کمک مي خواست .</i>

7
00:00:26,824 --> 00:00:31,656
<i>صدايِ صاعقه رو هم خوب مي شنوي ؟</i>

8
00:00:44,874 --> 00:00:46,894
<i>من کلير رو نجات ندادم ، چارلي .</i>

9
00:00:46,918 --> 00:00:49,414
<i>تو رو نجات دادم .</i>

10
00:00:49,884 --> 00:00:54,936
<i>ديدم که صاعقه با سقف برخورد کرد و تو رو
برق گرفت ...</i>

11
00:00:54,960 --> 00:00:58,524
<i>و وقتي  که شنيدي کلير تويِ آب افتاده ،
در حالي که سعي داشتي ...</i>

12
00:00:58,930 --> 00:01:01,939
<i>اونو نجات بدي ، غرق شدي .</i>

13
00:01:01,963 --> 00:01:08,418
<i>من دو مرتبه تلاش کردم که نجاتت بدم ، برادر ،
ولي موضوع اين نيست که من چکار کردم ...</i>

14
00:01:09,010 --> 00:01:11,466
<i>مسئله اينجاست که تو مي ميري ، چارلي .</i>

15
00:01:25,474 --> 00:01:26,504
<i>تو ديوانه اي ، رفيق .</i>

16
00:01:26,528 --> 00:01:31,082
<i>سوپرمن مي تونه دورِ سياره رو در يک
چشم بهم زدن ، طي کنه .</i>

17
00:01:31,504 --> 00:01:36,519
<i>رفيق ، اگه بينِ رعد و برق و سوپرمن
مسابقه بذاريم ، سوپرمن لنگ ميندازه .</i>

18
00:01:36,543 --> 00:01:40,346
<i>ولي چرا بايد يه نفر با اين قدرت ، مسابقه بده ؟</i>

19
00:01:40,545 --> 00:01:42,554
<i>برايِ قدرت .</i>

20
00:01:42,578 --> 00:01:46,596
<i>برق پيروز ميشه ، چونکه مي تونه ديوارها و
اجسام رو بلرزونه .</i>

21
00:01:46,620 --> 00:01:48,324
<i>اوه ، بلرزونه ؟</i>

22
00:01:48,605 --> 00:01:51,299
<i>اگه سوپرمن ديوار رو خراب کنه ، چي ؟</i>

23
00:01:51,593 --> 00:01:54,010
<i>خوب ، نبايد اين کار رو بکنه .</i>

24
00:01:54,052 --> 00:01:55,602
<i>نه پرواز کنه و نه چيزي رو ويران کنه .</i>

25
00:01:55,626 --> 00:01:57,606
<i>قانونِ ديگه اي نداري از خودت در بياري؟</i>

26
00:01:57,641 --> 00:02:02,433
<i>شايد بهتر باشه سوپرمن رو با دو تا موجودِ بيگانه
جنگ بندازيم ...</i>

27
00:02:03,611 --> 00:02:06,819
اين ديگه چيه ؟

28
00:02:09,676 --> 00:02:11,380
<i>چارلي .</i>

29
00:02:11,657 --> 00:02:14,657
<i>- نه ، نه ، بهش دست نزن .
- اوه ، خدايِ من ، خدايِ من .</i>

30
00:02:14,681 --> 00:02:16,741
<i>فقط نفس بکش ، نفس بکش ، باشه ؟</i>

31
00:02:17,608 --> 00:02:19,609
<i>يه نفر اين تله رو کار گذاشته . بايد برگرديم .</i>

32
00:02:19,633 --> 00:02:22,405
<i>- نه ، کمکش کن .
- نمي تونم کمکش کنم .</i>

33
00:02:23,633 --> 00:02:27,436
<i>متاسفم ، رفيق .</i>

34
00:02:43,707 --> 00:02:47,272
<i>اينجا ، بيا اينجا .</i>

35
00:02:47,717 --> 00:02:51,124
<i>سوپرمن مي تونه دورِ سياره رو پرواز کنه ...</i>

36
00:03:22,826 --> 00:03:24,807
هي .

37
00:03:24,838 --> 00:03:27,413
سيم کجاست ؟

38
00:03:27,818 --> 00:03:29,798
<i>از اون قارچهايي خوردي که جک گفته بود نخوريم ؟</i>

39
00:03:29,831 --> 00:03:30,860
گوش کن .

40
00:03:30,884 --> 00:03:34,766
يه سيم يا يه کابل تويِ شنهاست .

41
00:03:34,900 --> 00:03:37,870
<i>مي فهمي چي دارم ميگم ؟</i>

42
00:03:38,617 --> 00:03:39,807
<i>مربوط به آينده ميشه ، درسته ؟</i>

43
00:03:39,830 --> 00:03:42,864
مي دوني اون کابل کجاست ؟

44
00:03:42,888 --> 00:03:44,274
خيلي مهمه .

45
00:03:44,842 --> 00:03:47,259
چرا ؟

46
00:03:47,891 --> 00:03:51,377
سوپرمن ...

47
00:03:54,919 --> 00:03:58,326
<i>چون يه نفر داره مياد .</i>

48
00:03:59,200 --> 00:04:04,200
ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور
49
00:04:04,500 --> 00:04:09,500
<font color="#339933">"LOST"
فصل 3
قسمت 17 : شرايط سخت و پيچيده</font>

50
00:04:50,511 --> 00:04:53,509
<i>خداوند ، ايمانِ ما رو از راههاي مختلف
آزمايش مي کنه .</i>

51
00:04:53,533 --> 00:04:57,453
<i>همونطور که مي دوني ، ما در اينجا داريم
آزمايش پس ميديم ...</i>

52
00:04:57,540 --> 00:05:01,540
<i>عهدِ حرف نزدن ، بسته ميشه و تا زماني که قابلِ
تاييدِ ما نباشه ، طول خواهد کشيد .</i>

53
00:05:01,564 --> 00:05:06,910
<i>اين نبرد ، بستگي به صبر و ايمانِ هر فرد داره .</i>

54
00:05:07,564 --> 00:05:11,366
برايِ بعضي ها يک هفته طول مي کشه .

55
00:05:11,560 --> 00:05:14,605
<i>کساني که نا مطمئن تريم ، تا يک ماه طول مي کشه .</i>

56
00:05:14,629 --> 00:05:20,095
<i>دزموند ، شخصا فکر نمي کردم که
از پسش بر بيايي ...</i>

57
00:05:21,649 --> 00:05:25,292
<i>و حالا تو رو تاييد مي کنم .</i>

58
00:05:25,629 --> 00:05:31,490
<i>بنا به دلايلي ، سرنوشت تو رو به اينجا آورده .</i>

59
00:05:32,622 --> 00:05:36,384
و حالا تو يکي از ما هستي .

60
00:05:37,682 --> 00:05:40,257
<i>خوش آمدي ، برادر .</i>

61
00:05:40,658 --> 00:05:46,441
<i>ممنونم ، برادر .</i>

62
00:05:52,661 --> 00:05:55,434
<i>صبح بخير ، جک .</i>

63
00:05:57,706 --> 00:05:59,747
<i>بايد خيلي لذت بخش باشه که تويِ تختِ خودت
از خواب بيدار ميشي .</i>

64
00:05:59,771 --> 00:06:03,889
<i>ا ره ، خونه يه چيزِ ديگه اس .</i>

65
00:06:04,721 --> 00:06:08,681
<i>مي خواستم ببينم که مي تونم جعبه
کمکهايِ اوليه ات رو قرض بگيرم ؟</i>

66
00:06:08,791 --> 00:06:13,346
<i>راستش ... قوزکِ پام دَر رفته .</i>

67
00:06:16,750 --> 00:06:19,785
<i>- مي خواي يه نگاهي بهش بکنم ؟
- نه ، مزاحمت نميشم .</i>

68
00:06:19,809 --> 00:06:24,284
<i>- اون قسمت رو باند پيچي کردم .
- خيلي خوب .</i>

69
00:06:27,810 --> 00:06:30,028
ممنونم .

70
00:06:31,831 --> 00:06:34,287
<i>چيزي شده ، هارلي ؟</i>

71
00:06:34,788 --> 00:06:37,363
نه ... فقط ...

72
00:06:37,797 --> 00:06:40,841
<i>دزموند رو تا اينجا همراهي کردم ...</i>

73
00:06:40,865 --> 00:06:43,994
<i>چونکه با هم رفيقيم .</i>

74
00:06:45,812 --> 00:06:49,970
<i>- وقتي  کارِت تموم شد ، اونو برگردون ، باشه ؟
- حتماً .</i>

75
00:06:50,853 --> 00:06:52,437
<i>چکار کردي ؟</i>

76
00:06:52,826 --> 00:06:53,875
مي خواي شک کنه ؟

77
00:06:53,899 --> 00:06:56,078
به چي شک کنه ؟

78
00:06:57,882 --> 00:07:00,773
<i>مثلِ همون وقته که مي دونستي کلير داره
غرق ميشه ؟</i>

79
00:07:00,889 --> 00:07:03,345
<i>به همين دليل ، جعبه کمکهاي اوليه رو ازش گرفتي .
يه نفر قراره صدمه ببينه .</i>

80
00:07:03,850 --> 00:07:05,903
<i>- من قراره صدمه ببينم ؟
- نه . اين برايِ احتياطه .</i>

81
00:07:05,927 --> 00:07:08,620
<i>ببين رفيق ، تو ازم مي خواي که پيشِ
اون کابل ببرمت ؟</i>

82
00:07:08,913 --> 00:07:12,082
يه توضيح ازت مي خوام .

83
00:07:19,927 --> 00:07:24,878
<i>من يه حوادثي رو ديدم که قراره اتفاق بيفته .</i>

84
00:07:24,947 --> 00:07:25,966
چي ديدي ؟

85
00:07:25,990 --> 00:07:31,891
<i>مثلِ يه جور معما بود ، فقط نمي دونم چطوري ...</i>

86
00:07:32,009 --> 00:07:33,673
<i>اين پازِل رو کنارِ هم بذارم .</i>

87
00:07:33,992 --> 00:07:38,071
<i>ولي يکي از صحنه هاش ، يعني اوليش ...</i>

88
00:07:40,970 --> 00:07:45,762
<i>اينه که تو داشتي يه کابل رو از شنها
بيرون مي کِشيدي .</i>

89
00:07:46,997 --> 00:07:48,988
صحنه هايِ ديگه اش چي بود ؟

90
00:07:49,012 --> 00:07:53,007
<i>اگه بهت بگم ، معما بهم مي خوره .</i>

91
00:07:53,031 --> 00:07:54,656
مگه چي ميشه ؟

92
00:07:55,012 --> 00:07:58,031
مگه تو نمي خواي از يه اتفاقِ بد جلوگيري کني ؟

93
00:07:58,055 --> 00:07:59,402
<i>اين دفعه ، نه .</i>

94
00:08:00,004 --> 00:08:04,012
<i>پس تو نمي خواي جلويِ اتفاق رو بگيري .</i>

95
00:08:04,036 --> 00:08:07,640
<i>در حقيقت مي خواي اين اتفاق بيفته .</i>

96
00:08:16,108 --> 00:08:19,000
<i>درسته .</i>

97
00:08:28,130 --> 00:08:31,141
<i>هي ، کک مکي ، خونه اي ؟</i>

98
00:08:31,161 --> 00:08:33,221
<i>فکر کردم اجازه نداري که از نامِ مستعار
استفاده کني .</i>

99
00:08:34,086 --> 00:08:42,006
<i>خوب ، وقتي  که شرط رو باختم ، تو اينجا نبودي
پس استثنا هستي .</i>

100
00:08:48,177 --> 00:08:50,196
چي شده ؟

101
00:08:50,220 --> 00:08:51,725
خواستم يه سئوالي ازت بپرسم .

102
00:08:52,183 --> 00:08:58,243
<i>جدي ؟ گوشم با توئه .</i>

103
00:08:59,205 --> 00:09:04,206
تو بهش گفتي ؟

104
00:09:04,230 --> 00:09:06,211
<i>به کي ، چي گفتم ؟</i>

105
00:09:06,240 --> 00:09:07,903
مي دوني ...

106
00:09:08,221 --> 00:09:10,795
تو به دکتر ...

107
00:09:11,192 --> 00:09:14,282
<i>در موردِ خودمون چيزي گفتي ؟</i>

108
00:09:15,191 --> 00:09:19,211
نه ... ولي اون مي دونه .

109
00:09:19,235 --> 00:09:21,809
<i>اون ما رو از تويِ دوربينِ نظارتي ديده بود .</i>

110
00:09:21,812 --> 00:09:23,217
<i>فکر کردم بهم گفتي که دوربين شکسته .</i>

111
00:09:23,241 --> 00:09:25,277
<i>خوب ، اونا يه دوربينِ ديگه داشتن .</i>

112
00:09:25,301 --> 00:09:26,964
حرومزاده ها .

113
00:09:27,283 --> 00:09:30,689
<i>به هر حال ، اون مي دونه .</i>

114
00:09:31,244 --> 00:09:35,269
<i>خوب ، ديگه کاريش نميشه کرد ...</i>

115
00:09:35,293 --> 00:09:38,581
<i>نظرت با يه بعدازظهرِ لذت بخش چيه ؟</i>

116
00:09:41,293 --> 00:09:42,330
<i>منظورم سِکسه .</i>

117
00:09:42,354 --> 00:09:44,849
<i>وايسا ، کک مکي ، صبر کن ...</i>

118
00:09:45,354 --> 00:09:46,740
<i>دوست داري برات نوارِ رقص بذارم ؟</i>

119
00:09:47,309 --> 00:09:49,963
<i>آره ، چرا اين کار رو نمي کني ؟</i>

120
00:09:56,837 --> 00:09:58,620
<i>رفيق ، مي خوام يه بار ديگه بهم بگي .</i>

121
00:09:58,730 --> 00:09:59,861
<i>جين رو برايِ چي نياز داريم ؟</i>

122
00:09:59,885 --> 00:10:02,381
<i>چونکه اونجا با ما بود .</i>

123
00:10:02,850 --> 00:10:05,859
<i>تويِ همون ساحلي که کابل رو پيدا کردم ؟</i>

124
00:10:05,883 --> 00:10:08,457
از اين طرف . اينجاست .

125
00:10:08,755 --> 00:10:09,827
<i>درسته .</i>

126
00:10:09,851 --> 00:10:12,854
تويِ يکي از اون تيکه هايِ پازِل ؟

127
00:10:12,878 --> 00:10:15,888
<i>آره .</i>

128
00:10:16,878 --> 00:10:23,808
<i>پس اگر جين با ما نياد ، اون کسي که در موردش
بهم چيزي نميگي هم نمياد ؟</i>

129
00:10:23,895 --> 00:10:26,787
زياد مطمئن نيستم ...

130
00:10:28,941 --> 00:10:32,950
<i>ولي نميدونم چکار کنم که باهامون بياد .</i>

131
00:10:32,974 --> 00:10:35,944
پس نگاه کن .

132
00:10:41,936 --> 00:10:42,984
<i>- کمپ ؟
- آره ، مي دوني ...</i>

133
00:10:43,008 --> 00:10:49,186
<i>زيرِ ستاره ها مي خوابيم ، رويِ ساحل آتيش
روشن مي کنيم و شيريني مي خوريم .</i>

134
00:10:50,008 --> 00:10:52,899
کمپ .

135
00:10:58,990 --> 00:11:00,773
<i>باشه .</i>

136
00:11:00,986 --> 00:11:02,967
<i>همه شيريني رو دوست دارن .</i>

137
00:11:02,995 --> 00:11:06,041
<i>مردِخوبي هستي . غذا و آب برداريد .</i>

138
00:11:06,065 --> 00:11:07,213
<i>کجا داري ميري ؟</i>

139
00:11:07,493 --> 00:11:09,869
<i>يه نفر ديگه رو نياز داريم .</i>

140
00:11:11,511 --> 00:11:13,530
فکر مي کني احمقم ؟

141
00:11:13,554 --> 00:11:16,367
<i>هيچ کمپي در کار نيست .</i>

142
00:11:17,519 --> 00:11:21,083
<i>تو دوباره يه چيزهايي از آينده ديدي ، درسته ؟</i>

143
00:11:21,525 --> 00:11:24,338
اين دفعه ديگه چيه ؟

144
00:11:25,537 --> 00:11:27,489
<i>يه نفر داره به جزيره مياد .</i>

145
00:11:27,513 --> 00:11:28,605
<i>داره مياد ؟</i>

146
00:11:28,629 --> 00:11:30,490
کسي که اينجا نيست ؟

147
00:11:30,630 --> 00:11:33,720
<i>چطور ممکنه ؟</i>

148
00:11:34,581 --> 00:11:37,789
نمي تونم بهت بگم .

149
00:11:38,572 --> 00:11:40,553
<i>پس با من چکار داري ؟</i>

150
00:11:40,587 --> 00:11:43,596
<i>خوب ، تو يه قسمت از ماجرايي ، همونطور که جين
و هارلي هستن .</i>

151
00:11:43,620 --> 00:11:46,634
<i>درسته ، ولي با تمامِ احترامات بايد بگم که ...</i>

152
00:11:46,658 --> 00:11:50,341
<i>تو به جين و هارلي نگفتي که قراره بميرن .</i>

153
00:11:51,618 --> 00:11:55,024
<i>اين اتفاق نميفته ، حداقل ايندفعه .</i>

154
00:12:01,687 --> 00:12:04,104
<i>مي تونم گيتارم رو بيارم ؟</i>

155
00:12:04,700 --> 00:12:07,591
البته .

156
00:12:08,649 --> 00:12:10,717
<i>خيلي خوب ، من هستم .</i>

157
00:12:10,741 --> 00:12:13,435
منو براي چند لحظه ترسوندي .

158
00:12:43,298 --> 00:12:45,873
همينجاست .

159
00:12:47,289 --> 00:12:49,112
از کجا مي دوني ؟

160
00:12:49,288 --> 00:12:52,293
<i>چونکه دقيقاً همونجايي که من کابل رو
به سمتِ جنگل دنبال کردم .</i>

161
00:12:52,317 --> 00:12:54,733
پس کجاست ؟

162
00:12:57,356 --> 00:13:00,169
<i>خودشه ، رفيق .</i>

163
00:13:03,332 --> 00:13:08,798
اينجاست ...

164
00:13:08,906 --> 00:13:10,323
<i>اون چراغِ چشمک زن ، اين طرف افتاد .</i>

165
00:13:10,347 --> 00:13:13,361
<i>فقط يه چيزي . آخرين باري که اين کابل
رو دنبال کردم ...</i>

166
00:13:13,385 --> 00:13:18,059
<i>تويِ تله مرگِ روسو ، داغون شدم .</i>

167
00:13:19,349 --> 00:13:20,379
بِبُرش .

168
00:13:20,403 --> 00:13:23,611
<i>تويِ جنگل نميريم ، هنوز نه .</i>

169
00:13:24,341 --> 00:13:29,213
<i>داره دير ميشه ، امشب اينجا کمپ ميزنيم .</i>

170
00:13:29,350 --> 00:13:31,726
کمپ .

171
00:13:33,427 --> 00:13:39,209
<i>پس کِي اينجا ميرسن ؟ همون نفرِ اسرار آميز ؟</i>

172
00:13:39,433 --> 00:13:42,642
به زودي .

173
00:13:49,464 --> 00:13:53,503
<i>فکر کردي آزادي که دوباره حرف بزني ، برادر دزموند ؟</i>

174
00:13:56,441 --> 00:13:59,292
فکر کنم قبلاً نبايد حرف ميزدم .

175
00:13:59,520 --> 00:14:01,699
<i>کوهِ مورياه .</i>

176
00:14:02,447 --> 00:14:09,504
<i>دليلِ انتخابِ نامِ اين مشروب رو پيدا کردم .</i>

177
00:14:09,528 --> 00:14:10,874
<i>دليلش چيه ، برادر ؟</i>

178
00:14:11,475 --> 00:14:16,109
<i>خوب ، مورياه اسمِ کوهيه که ابراهيم خواست تا
پسرش اسماعيل رو بکُشه .</i>

179
00:14:16,515 --> 00:14:20,040
<i>چيزي که گفتم ، درسته ؟</i>

180
00:14:20,486 --> 00:14:22,548
و خداوند از کشته شدنِ اسماعيل چشم پوشي کرد .

181
00:14:22,572 --> 00:14:25,979
<i>خوب ، ميگن که خداوند از اولش هم نمي خواسته ...</i>

182
00:14:26,537 --> 00:14:30,022
<i>ابراهيم ، پسرش رو قرباني کنه .</i>

183
00:14:30,508 --> 00:14:33,577
<i>پس اون يه آزمايشِ بزرگ نبوده ، درسته برادر ؟</i>

184
00:14:33,601 --> 00:14:37,681
<i>شايد ارزش قرباني رو دستِ کم گرفتي .</i>

185
00:14:38,546 --> 00:14:40,567
<i>برادر دزموند ، برادر دزموند .</i>

186
00:14:40,591 --> 00:14:45,898
<i>اين مرد ، کنارِ در منتظر بود و گفت که بايد
باهات حرف بزنه .</i>

187
00:14:50,571 --> 00:14:53,977
<i>متاسفم ، قربان .</i>

188
00:15:00,658 --> 00:15:03,708
<i>منو ببخش ، برادر .</i>

189
00:15:18,719 --> 00:15:21,768
- سلام .
- سلام .

190
00:15:22,736 --> 00:15:24,519
<i>سوپِ جو ، خيلي خوشمزه اس .</i>

191
00:15:24,734 --> 00:15:27,704
جدي ؟

192
00:15:28,754 --> 00:15:31,645
<i>عجيبه ، نه ؟</i>

193
00:15:31,755 --> 00:15:32,865
چي عجيبه ؟

194
00:15:33,681 --> 00:15:38,701
<i>اينکه برگشتم و دنبال يه راهي برايِ خلاص
شدن از اينجا نيستم ...</i>

195
00:15:38,725 --> 00:15:43,596
<i>و اينکه دليلي پيدا نمي کنم تا دوباره به جنگل برم .</i>

196
00:15:43,735 --> 00:15:46,269
<i>نمي دونم چکار کنم .</i>

197
00:15:46,706 --> 00:15:47,770
<i>خوب ، خوش باش .</i>

198
00:15:47,794 --> 00:15:50,923
<i>مطمئنم به زودي ، باز هم اتفاقاتِ بد ميفته .</i>

199
00:15:53,815 --> 00:16:01,735
<i>امشب ، بزرگترين و ماجراجويانه ترين کارم اينه که
برايِ شستنِ ظرفها کنارِ ساحل برم .</i>

200
00:16:02,825 --> 00:16:05,359
<i>- پس مراقب باش .
- سعي مي کنم .</i>

201
00:16:06,823 --> 00:16:12,566
<i>- مي تونم اون قاشق رو قرض بگيرم ؟
- آره .</i>

202
00:16:18,881 --> 00:16:20,981
ممنونم .

203
00:16:28,893 --> 00:16:32,378
- شب بخير .
- شبِ تو هم بخير .

204
00:17:00,936 --> 00:17:04,223
<i>دوباره زنگِ درِ خونه خراب شده ؟</i>

205
00:17:04,960 --> 00:17:07,613
<i>چکار داري مي کني ؟</i>

206
00:17:07,938 --> 00:17:11,027
<i>خفه شو و صدات در نياد .</i>

207
00:17:18,036 --> 00:17:21,996
<i>- داري گريه مي کني ؟
- گفتم خفه شو .</i>

208
00:17:29,005 --> 00:17:31,183
هر چي تو بگي .

209
00:18:23,192 --> 00:18:25,846
<i>رفيق ، من اون اهنگِ پرنده رو دوست دارم .</i>

210
00:18:26,171 --> 00:18:27,676
<i>اسمش پرنده بود ، درسته ؟</i>

211
00:18:28,137 --> 00:18:29,139
- تو .
- من ؟

212
00:18:29,163 --> 00:18:35,081
<i>تا حالا آهنگِ چوپاکابرا رو شنيدي ؟</i>

213
00:18:35,105 --> 00:18:36,175
چوپا ؟

214
00:18:36,199 --> 00:18:40,001
<i>آره خيلي جالبه ...</i>

215
00:18:40,200 --> 00:18:42,233
ممنونم .

216
00:18:42,257 --> 00:18:45,187
<i>اون ، کيه ؟</i>

217
00:18:52,213 --> 00:18:54,255
اسمش پِنيه .

218
00:18:54,279 --> 00:18:57,052
<i>دخترِ قشنگيه ، دِز ، خيلي قشنگه .</i>

219
00:18:57,268 --> 00:19:02,337
<i>چطور شد که اونو رها کردي و به اينجا اومدي ؟</i>

220
00:19:04,223 --> 00:19:07,224
چونکه آدمِ بُزدلي هستم .

221
00:19:07,248 --> 00:19:09,299
متاسفم .

222
00:19:09,323 --> 00:19:12,412
<i>بينِ خودمون باشه ، رفيق .</i>

223
00:19:13,314 --> 00:19:18,106
<i>من سعي کردم که ازش دور شم و اون
تعقيبم کرد ...</i>

224
00:19:18,347 --> 00:19:24,050
<i>اون گفت : اگه پول کافي و اراده باشه
هرکسي رو ميشه پيدا کرد .</i>

225
00:19:25,336 --> 00:19:30,723
<i>شبها رو با اين فکر سپري کردم که اون واقعاً
داره تلاشش رو مي کنه ...</i>

226
00:19:31,303 --> 00:19:33,323
اينکه هرگز نا اميد نميشه ...

227
00:19:34,310 --> 00:19:38,348
و شايد ظرفِ سه سال گذشته ...

228
00:19:38,372 --> 00:19:42,094
دنبال من مي گشته .

229
00:19:49,401 --> 00:19:52,173
صدايِ چيه ؟

230
00:20:03,373 --> 00:20:04,417
اون يه هليکوپتره ؟

231
00:20:04,441 --> 00:20:06,857
نجات .

232
00:20:14,448 --> 00:20:18,131
<i>صدايِ هليکوپتر اينجوريه ؟</i>

233
00:20:19,476 --> 00:20:22,723
نه .

234
00:20:41,500 --> 00:20:43,515
<i>- بايد بريم اونجا .
- اونجا ؟</i>

235
00:20:43,539 --> 00:20:45,539
<i>- آره .
- با چي ؟</i>

236
00:20:45,563 --> 00:20:48,850
<i>خوب ، بايد يه کاري بکنيم .</i>

237
00:20:49,517 --> 00:20:55,259
<i>ببينيد ، ببينيد .</i>

238
00:21:07,538 --> 00:21:09,915
<i>اوه ، خدايِ من .</i>

239
00:21:14,883 --> 00:21:16,622
<i>- تخته ؟
- نه ، رفيق . اونجا غذا نيفتاده .</i>

240
00:21:16,646 --> 00:21:18,033
تو يه چراغ ديدي .

241
00:21:18,403 --> 00:21:19,614
مثلِ اينکه يه نفر پرتاب شد .

242
00:21:19,638 --> 00:21:21,025
<i>آره ، ولي اون هليکوپتر بود .</i>

243
00:21:21,590 --> 00:21:23,630
<i>هليکوپتر ، مثلِ هواپيما ، اِجِکت نداره .</i>

244
00:21:23,654 --> 00:21:24,864
<i>خوب ، شايد اونا پريدن پايين .</i>

245
00:21:25,579 --> 00:21:26,833
موضوع اينه که اونا اينجا هستن .

246
00:21:26,857 --> 00:21:29,155
اونا ؟ از کجا مي دوني که اونجا آدمه ؟

247
00:21:29,605 --> 00:21:32,179
<i>براي اينکه دزموند گفت اونا دارن ميان .</i>

248
00:21:33,684 --> 00:21:35,150
<i>کجا داري ميري ؟</i>

249
00:21:35,647 --> 00:21:36,680
جاييکه اون افتاد .

250
00:21:36,704 --> 00:21:37,779
<i>زود باش ، بريم .</i>

251
00:21:37,803 --> 00:21:39,784
<i>نه ، وايسا .</i>

252
00:21:40,644 --> 00:21:42,646
نبايد نصفه شب به جنگل بريم .

253
00:21:42,670 --> 00:21:43,696
البته که ميريم .

254
00:21:43,720 --> 00:21:47,522
<i>گوش نکردي که هارلي گفت تويِ تله مرگِ
روسو افتاده بود ؟</i>

255
00:21:47,721 --> 00:21:49,424
<i>دو ساعت ديگه هوا روشن ميشه .</i>

256
00:21:49,707 --> 00:21:52,202
- صبر مي کنيم تا ...
- اون نمي تونه منتظر بمونه .

257
00:21:52,515 --> 00:21:53,606
اون ؟

258
00:21:53,627 --> 00:21:54,687
اونا .

259
00:21:54,711 --> 00:21:55,732
هر کي که هست ...

260
00:21:55,756 --> 00:21:57,142
<i>ممکنه آسيب ديده باشه .</i>

261
00:21:57,711 --> 00:22:00,166
<i>هر چهار نفرمون ، همين الان بايد بريم .</i>

262
00:22:00,685 --> 00:22:01,707
چرا ؟

263
00:22:01,731 --> 00:22:05,019
<i>چونکه اينجوري بايد اتفاق بيفته .</i>

264
00:22:06,765 --> 00:22:10,567
<i>خوب ، فکر کنم بدونِ من بايد اين اتفاق بيفته .</i>

265
00:22:13,773 --> 00:22:15,754
سوپرمن ...

266
00:22:28,835 --> 00:22:31,251
<i>پس ، فردا صبح همه با هم ...</i>

267
00:22:32,815 --> 00:22:34,795
حرکت مي کنيم .

268
00:22:36,826 --> 00:22:38,806
عاليه .

269
00:22:45,880 --> 00:22:47,860
خواهرت خونه اس ؟

270
00:22:49,872 --> 00:22:51,852
همين الان ...

271
00:22:51,886 --> 00:22:53,867
از اينجا برو .

272
00:22:54,874 --> 00:22:56,854
<i>بذار بياد تو ، دِرِک .</i>

273
00:23:02,885 --> 00:23:04,866
<i>سلام ، روس .</i>

274
00:23:08,945 --> 00:23:10,649
<i>پس الان راهبه شدي ، درسته ؟</i>

275
00:23:10,930 --> 00:23:14,058
<i>فعلا بهم نواموز ميگن ، تا وقتي  که ...</i>

276
00:23:14,864 --> 00:23:16,844
<i>چرا اومدي اينجا ، دزموند ؟</i>

277
00:23:18,902 --> 00:23:21,872
<i>خوب ، حالا که از شروعِ کارم گذشته ...</i>

278
00:23:22,925 --> 00:23:25,579
<i>احساس کردم که بايد بهت توضيح بدم .</i>

279
00:23:25,922 --> 00:23:27,902
دزموند ...

280
00:23:27,950 --> 00:23:32,108
<i>تو هيچوقت نمي توني کاري که کردي رو توضيح بدي .</i>

281
00:23:32,921 --> 00:23:34,922
<i>يه هفته مونده به عروسيمون ، تو منو ترک کردي .</i>

282
00:23:34,946 --> 00:23:37,759
همه برنامه ها چيده شده بود .

283
00:23:37,946 --> 00:23:40,719
تو يه دفعه اي ناپديد شدي .

284
00:23:40,842 --> 00:23:42,243
من دعوت شدم .

285
00:23:42,249 --> 00:23:43,985
<i>ما6 سال بود که با هم قرار گذاشته بوديم ...</i>

286
00:23:44,009 --> 00:23:45,911
<i>و به محضِ اينکه نزديکِ زمانِ ازدواج رسيديم ...</i>

287
00:23:46,015 --> 00:23:48,708
<i>تصميم گرفتي به مذهب رو بياري .</i>

288
00:23:48,903 --> 00:23:49,994
ببين ...

289
00:23:50,016 --> 00:23:53,032
<i>آره ، من از ازدواج ترسيده بودم ...</i>

290
00:23:53,056 --> 00:23:54,957
برايِ همين مست کردم .

291
00:23:55,060 --> 00:23:57,041
و ...

292
00:23:58,067 --> 00:24:00,048
<i>وقتي  که چشمهام رو باز کردم ...</i>

293
00:24:01,016 --> 00:24:05,412
<i>از خودم پرسيدم : آيا کارِ درستي کردم ؟</i>

294
00:24:06,086 --> 00:24:07,988
<i>و اين ، آخرين چيزي بود که يادم مياد .</i>

295
00:24:08,092 --> 00:24:09,399
<i>و موقعي که بيدار شدم ...</i>

296
00:24:10,037 --> 00:24:12,085
تويِ خيابون افتاده بودم ...

297
00:24:12,109 --> 00:24:13,654
<i>و نمي دونستم چطوري از اونجا سر در آورده بودم .</i>

298
00:24:14,077 --> 00:24:18,355
<i>يه مَردي بالايِ سرم اومد ، روس ...</i>

299
00:24:19,060 --> 00:24:25,674
<i>دستش رو به طرفم دراز کرد و گفت مي تونم
کمکت کنم ، برادر ؟</i>

300
00:24:26,096 --> 00:24:29,101
<i>اولين چيزي که نظرم رو جلب کرد ، طنابي بود که
دورِ کمرش بسته شده بود ...</i>

301
00:24:29,125 --> 00:24:32,053
بهش نگاه کردم و ...

302
00:24:32,077 --> 00:24:33,131
مي دونستم ...

303
00:24:33,155 --> 00:24:37,116
<i>مي دونستم بايد باهاش برم .</i>

304
00:24:38,169 --> 00:24:40,149
<i>بايد هر چيزي که ...</i>

305
00:24:42,131 --> 00:24:44,547
<i>داشتم رو ترک مي کردم .</i>

306
00:24:45,159 --> 00:24:47,258
<i>بايد همش رو قربانيِ ...</i>

307
00:24:48,165 --> 00:24:50,186
<i>يه هدفِ بزرگتر مي کردم .</i>

308
00:24:54,194 --> 00:24:57,640
جالبه که خداوند بهت کمک نکرد تا بلند شي ...

309
00:24:58,162 --> 00:25:01,884
<i>يا اينکه بنده خدا نبودي ، درسته ؟</i>

310
00:25:03,230 --> 00:25:06,517
<i>دفعه بعدي که خواستي با يه نفر بهم بزني ، دِز ...</i>

311
00:25:08,165 --> 00:25:10,146
به صومعه نرو .

312
00:25:10,218 --> 00:25:14,336
فقط به اون دختر بگو که مي ترسي .

313
00:25:23,273 --> 00:25:25,275
<i>تو دکتري يا نجار ؟</i>

314
00:25:25,299 --> 00:25:28,191
<i>پدرت بهت ياد نداده که چطوري از چکش
استفاده کني ؟</i>

315
00:25:28,307 --> 00:25:30,605
<i>نه ، پدرم بهم ياد داد که چطوري مست کنم .</i>

316
00:25:31,268 --> 00:25:33,367
خوبه يه چيزي بهت ياد داده .

317
00:25:35,740 --> 00:25:37,720
<i>اميدوارم مزاحمتون نشده باشم .</i>

318
00:25:37,734 --> 00:25:40,824
<i>شما داريد سرِ سليقه هايِ زندگي بحث مي کنيد ؟</i>

319
00:25:41,765 --> 00:25:42,793
<i>چي مي خواي ، ساوير ؟</i>

320
00:25:42,817 --> 00:25:44,125
<i>دکتر ، مي خوام که ...</i>

321
00:25:44,762 --> 00:25:49,673
<i>بهت بگم در مدتي که غايب بودي ، پيشترفتهاي
زيادي صورت گرفته .</i>

322
00:25:49,797 --> 00:25:51,777
پس بگو ببينم ...

323
00:25:54,819 --> 00:25:56,800
<i>با يه بازي چطوري ؟</i>

324
00:25:59,736 --> 00:26:00,862
<i>اين ميز رو از کجا آورديد ؟</i>

325
00:26:00,886 --> 00:26:02,313
متوجه نشدي ؟

326
00:26:02,846 --> 00:26:05,869
<i>وقتي  که دريچه منفجر شد ، از آسمون افتاد .</i>

327
00:26:05,893 --> 00:26:07,992
<i>اگر هر 108 دقيقه يکبار بازي نکنيم ...</i>

328
00:26:08,851 --> 00:26:10,871
جزيره منفجر ميشه .

329
00:26:12,843 --> 00:26:15,575
<i>بالاخره يه بازي پيدا شد که مي تونم
تو رو شکست بدم .</i>

330
00:26:17,895 --> 00:26:20,909
<i>با توجه به اينکه از12 سالگي اين بازي رو نکردم ...</i>

331
00:26:20,933 --> 00:26:22,914
<i>زياد تعجب نداره .</i>

332
00:26:23,944 --> 00:26:25,489
امتيازم چنده ؟ هجده ؟

333
00:26:25,916 --> 00:26:27,897
<i>آره .</i>

334
00:26:27,924 --> 00:26:29,905
عجيب نيست که ...

335
00:26:30,911 --> 00:26:32,891
برگشتي ؟

336
00:26:33,923 --> 00:26:34,937
<i>خنده دار بود ؟</i>

337
00:26:34,961 --> 00:26:38,684
<i>کيت هم همين حرف رو ديشب تويِ آشپزخونه زد .</i>

338
00:26:39,944 --> 00:26:41,529
جدي ميگي ؟

339
00:26:41,921 --> 00:26:43,901
<i>ا ره جدي ميگم .</i>

340
00:26:45,933 --> 00:26:47,914
نوزده .

341
00:26:51,946 --> 00:26:53,959
<i>پس شما شام رو با هم خورديد ؟</i>

342
00:26:53,983 --> 00:26:57,271
<i>نه ، شام رو با جوليت خوردم .</i>

343
00:27:07,998 --> 00:27:09,978
<i>آيا دو نفري ، بهتر از سه نفري نيست ؟</i>

344
00:27:11,032 --> 00:27:13,013
<i>حق با توئه .</i>

345
00:27:15,935 --> 00:27:17,033
بعدش چي ؟

346
00:27:17,057 --> 00:27:18,065
بعدش ؟

347
00:27:18,089 --> 00:27:21,971
<i>تو کابل رو ديدي ، و اون چيزي که چشمک ميزد
از آسمون افتاد .</i>

348
00:27:22,102 --> 00:27:23,102
حالا چي مي بيني ؟

349
00:27:24,017 --> 00:27:25,997
- شايد بتونم کمک کنم تا ...
- همين .

350
00:27:26,031 --> 00:27:27,854
چيزِ ديگه اي نديدم .

351
00:27:27,930 --> 00:27:29,091
<i>بايد اون چراغ رو پيدا کنيم .</i>

352
00:27:29,115 --> 00:27:30,501
<i>چرا داري بهم دروغ ميگي ، رفيق ؟</i>

353
00:27:31,067 --> 00:27:35,102
<i>ببين ، تا الان3 بار نجاتت دادم .</i>

354
00:27:35,126 --> 00:27:39,047
<i>اگه هنوز بهم اعتماد نداري ، ديگه نمي دونم چکار کنم.</i>

355
00:27:39,141 --> 00:27:41,121
حرکت کن .

356
00:27:50,147 --> 00:27:51,851
<i>رفيق ...</i>

357
00:27:52,134 --> 00:27:54,114
<i>راستش نفسم گرفت .</i>

358
00:27:54,147 --> 00:27:56,152
<i>نبايد استراحت کني ، اگر نمي توني حرکت کني ...</i>

359
00:27:56,176 --> 00:27:59,028
<i>- ما نمي تونيم بذاريم شب بشه ...
- هي .</i>

360
00:27:59,182 --> 00:28:01,162
<i>اينجا رو نگاه کن .</i>

361
00:28:04,134 --> 00:28:05,162
<i>نمي تونه مال روسو باشه .</i>

362
00:28:05,186 --> 00:28:09,979
<i>اگه مال روسو بود ، الان تويِ تله افتاده بوديم .</i>

363
00:28:10,193 --> 00:28:11,501
<i>تکون نخور .</i>

364
00:28:12,140 --> 00:28:14,318
<i>- چکار داري مي کني ؟
- تکون نخور .</i>

365
00:28:21,196 --> 00:28:24,999
آيا از همون نورِ قرمزِ چشمک زن افتاده ؟

366
00:28:25,230 --> 00:28:27,211
<i>جوزف هِلِر : آرديل22 .</i>

367
00:28:27,243 --> 00:28:29,224
بيسيم .

368
00:28:31,273 --> 00:28:34,046
<i>نه ، رفيق . يه تلفنِ ماهواره ايه .</i>

369
00:28:38,262 --> 00:28:39,768
اون خرابه .

370
00:28:40,229 --> 00:28:42,209
<i>بهش ضربه خورده .</i>

371
00:28:49,234 --> 00:28:50,303
خدايِ من .

372
00:28:50,327 --> 00:28:52,308
اون تويي ؟

373
00:28:57,263 --> 00:28:59,244
اون دختره کيه ؟

374
00:28:59,339 --> 00:29:01,756
<i>بايد پِني باشه .</i>

375
00:29:19,756 --> 00:29:20,852
اين چيه ؟

376
00:29:20,876 --> 00:29:22,857
نوارِ کاسِت .

377
00:29:26,885 --> 00:29:29,539
اونو مي خواي يا نه ؟

378
00:29:30,923 --> 00:29:32,548
گلچينِ آهنگهاي فيل کالينزه ؟

379
00:29:32,903 --> 00:29:34,764
زياد سخت نگير .

380
00:29:34,904 --> 00:29:37,598
<i>اگه برنارد ازت سئوال کرد ، چيزي در
موردش نمي دونم .</i>

381
00:29:37,893 --> 00:29:39,873
<i>ممنونم ، جيمز .</i>

382
00:29:40,930 --> 00:29:43,148
<i>چرا ديشب رويِ من پريدي ؟</i>

383
00:29:44,831 --> 00:29:45,870
چي ؟

384
00:29:45,894 --> 00:29:49,697
<i>به خاطرِاين بود که دکتر رو با جوليت ديدي ؟</i>

385
00:29:50,926 --> 00:29:52,471
<i>اينطور نيست ؟</i>

386
00:29:52,896 --> 00:29:54,877
واقعاً ؟

387
00:29:55,922 --> 00:29:57,983
<i>تو نبايد از من سوء استفاده کني ، کک مکي .</i>

388
00:29:58,007 --> 00:29:59,987
<i>بايد ازم درخواست کني .</i>

389
00:30:11,988 --> 00:30:14,087
فکر مي کني خودشه ؟

390
00:30:14,982 --> 00:30:16,963
کي ؟

391
00:30:17,008 --> 00:30:19,938
<i>دوست دخترت ، پِني .</i>

392
00:30:20,968 --> 00:30:24,035
فکر مي کني اون بود که از هليکوپتر پايين پريد ؟

393
00:30:24,059 --> 00:30:26,040
<i>قبلاً اميدوار بودم .</i>

394
00:30:27,058 --> 00:30:29,039
حالا مطمئنم .

395
00:30:32,067 --> 00:30:33,969
چرا به ما نگفتي ؟

396
00:30:34,074 --> 00:30:36,054
<i>اگه مي دونستي ، با ما ميومدي ؟</i>

397
00:30:36,092 --> 00:30:37,280
البته .

398
00:30:38,027 --> 00:30:40,007
چرا نبايد ميومدم ؟

399
00:30:40,063 --> 00:30:42,439
<i>بهت چيزي نگفتم ، چونکه ...</i>

400
00:30:44,050 --> 00:30:46,081
نمي خواستم چيزي تغيير کنه .

401
00:30:46,105 --> 00:30:48,086
دليلت موجهه .

402
00:30:48,131 --> 00:30:50,824
<i>ببين ، اگه ديدي که رسيدنت به پِني ، باعثِ
نجاتِ ما هم ميشه ...</i>

403
00:30:51,118 --> 00:30:53,297
<i>چرا بايد بخواهيم که چيزي تغيير کنه ؟</i>

404
00:30:54,058 --> 00:30:56,039
<i>درسته ؟</i>

405
00:30:56,104 --> 00:30:58,084
<i>درسته .</i>

406
00:31:06,090 --> 00:31:08,031
<i>درسته .</i>

407
00:31:13,152 --> 00:31:17,033
<i>از اينکه با خودت چتر آوردي ، ممنونم رفيق .</i>

408
00:31:42,201 --> 00:31:44,181
<i>برادر دزموند ؟</i>

409
00:31:44,226 --> 00:31:46,127
<i>چکار داري مي کني ؟</i>

410
00:31:46,230 --> 00:31:50,943
<i>خوب ، فکر کنم پدرِ مشروبها رو در آوردم .</i>

411
00:31:52,227 --> 00:31:56,108
<i>هر بطري مشروب ، حدودِ 100 پوند مي ارزه .</i>

412
00:31:56,298 --> 00:31:59,189
امسال فقط 108 بطري توليد کرديم .

413
00:32:00,289 --> 00:32:04,012
<i>مگه سوگند نخورديم که مثلِ تهيدستان باشيم ؟</i>

414
00:32:04,282 --> 00:32:06,976
<i>ما سوگندِ نيکوکاري هم خورديم .</i>

415
00:32:09,279 --> 00:32:11,260
<i>درسته .</i>

416
00:32:20,287 --> 00:32:24,338
<i>دزموند ، يه چيزي بهم ميگه که نمي توني
يه راهبه باشي .</i>

417
00:32:24,362 --> 00:32:27,728
<i>راستش ، هفته سختي رو پشتِ سر گذاشتم .</i>

418
00:32:34,347 --> 00:32:36,328
<i>بابتِ مشروب ، معذرت مي خوام .</i>

419
00:32:38,345 --> 00:32:40,325
توبه مي کنم .

420
00:32:40,354 --> 00:32:43,324
<i>دزموند ، فکر کنم کارِ تو از توبه گذشته .</i>

421
00:32:44,361 --> 00:32:46,341
<i>چرا نميگي برادر دزموند ؟</i>

422
00:32:47,359 --> 00:32:49,340
ديگه نميگم .

423
00:32:51,432 --> 00:32:53,413
<i>داري منو اخراج مي کني ؟</i>

424
00:32:54,372 --> 00:32:56,352
البته .

425
00:32:57,420 --> 00:32:59,202
<i>نمي توني اين کار رو بکني .</i>

426
00:32:59,312 --> 00:33:00,382
<i>من صدايِ دعوت رو شنيدم .</i>

427
00:33:00,406 --> 00:33:01,756
<i>مطمئنم که صدايِ دعوت رو شنيدي ...</i>

428
00:33:01,780 --> 00:33:05,226
<i>ولي کليسا ، جايي نيست که تو فکر مي کني .</i>

429
00:33:05,448 --> 00:33:07,473
<i>شک دارم که خداوند ، بخواد که...</i>

430
00:33:07,497 --> 00:33:10,269
<i>تو يه راهبه باشي ، دزموند . اون نقشه هاي
بزرگتري برات داره .</i>

431
00:33:10,393 --> 00:33:11,473
<i>البته که داره .</i>

432
00:33:11,497 --> 00:33:13,477
<i>درسته .</i>

433
00:33:14,444 --> 00:33:20,385
مدتِ زيادي وقت تلف کردي تا بفهمي که هدفت چيه .

434
00:33:32,493 --> 00:33:34,474
هي .

435
00:33:38,510 --> 00:33:40,491
<i>الان بايد چکار کنم ؟</i>

436
00:33:41,548 --> 00:33:43,528
هر چيزي که سرنوشت بگه .

437
00:33:57,115 --> 00:33:58,778
پِني کيه ؟

438
00:33:59,096 --> 00:34:01,513
دوست دخترِ دزموند بوده ...

439
00:34:02,055 --> 00:34:04,056
و حالا فکر مي کنه که از آسمون افتاده .

440
00:34:04,080 --> 00:34:08,397
<i>حالا بايد جونش رو نجات بديم تا اون هم
ما رو نجات بده .</i>

441
00:34:13,148 --> 00:34:15,723
<i>رفيق ، اگر به زبانِ کُره اي هم حرف ميزدم
چيزي نمي فهميدي .</i>

442
00:34:16,126 --> 00:34:18,858
<i>هي ، اگه حرف نزنيم ، سريعتر حرکت مي کنيم .</i>

443
00:34:19,117 --> 00:34:20,781
<i>ممکنه صدمه ديده باشه .</i>

444
00:34:21,099 --> 00:34:23,080
<i>تا جايي که مي تونم ، دارم تند حرکت مي کنم .</i>

445
00:34:23,105 --> 00:34:25,996
<i>رفيق ، بايد بگم که من مثلِ برق نيستم .</i>

446
00:34:26,112 --> 00:34:28,092
گفتي برق ؟

447
00:34:28,173 --> 00:34:31,093
<i>مگه انساني رو سراغ داري که بتونه
سريعتر از هر چيزي حرکت کنه ؟</i>

448
00:34:31,117 --> 00:34:32,543
<i>تو ديوانه اي ، رفيق .</i>

449
00:34:33,175 --> 00:34:36,541
<i>سوپرمن مي تونه دورِ سياره رو در يک
چشم بهم زدن ، طي کنه .</i>

450
00:34:37,132 --> 00:34:40,198
<i>رفيق ، اگه بينِ برق و سوپرمن
مسابقه بذاريم ، سوپرمن لنگ ميندازه .</i>

451
00:34:40,222 --> 00:34:44,499
<i>ولي چرا بايد يه نفر با اين قدرت ، مسابقه بده ؟</i>

452
00:34:45,170 --> 00:34:46,200
<i>برايِ قدرت .</i>

453
00:34:46,224 --> 00:34:49,231
<i>برق پيروز ميشه ، چونکه مي تونه ديوارها و
اجسام رو بلرزونه .</i>

454
00:34:49,255 --> 00:34:50,681
<i>اوه ، بلرزونه ؟</i>

455
00:34:51,213 --> 00:34:53,231
<i>اگه سوپرمن ديوار رو خراب کنه ، چي ؟</i>

456
00:34:53,255 --> 00:34:55,236
<i>خوب ، نبايد اين کار رو بکنه .</i>

457
00:34:57,275 --> 00:34:59,454
<i>نه پرواز کنه و نه چيزي رو ويران کنه .</i>

458
00:35:00,215 --> 00:35:03,304
<i>قانونِ ديگه اي نداري از خودت در بياري؟</i>

459
00:35:04,266 --> 00:35:09,374
<i>شايد بهتر باشه سوپرمن رو با دو تا موجودِ بيگانه
جنگ بندازيم ...</i>

460
00:35:11,235 --> 00:35:13,215
اين ديگه چيه ؟

461
00:35:13,293 --> 00:35:15,274
<i>چارلي ، مواظبِ نيزه باش .</i>

462
00:35:27,300 --> 00:35:29,280
<i>رفيق .</i>

463
00:35:39,380 --> 00:35:41,361
از اين طرف .

464
00:35:42,391 --> 00:35:44,174
<i>اون چراغِ چشمک زن ، اين طرف افتاد .</i>

465
00:35:44,387 --> 00:35:46,367
<i>نه ، اونجا .</i>

466
00:35:47,335 --> 00:35:48,381
<i>چطوره تقسيم بشيم ؟</i>

467
00:35:48,405 --> 00:35:50,307
<i>من و چارلي از اون طرف ميريم . تو و جين
از اون طرف دور بزنيد ...</i>

468
00:35:50,411 --> 00:35:52,035
<i>همديگه رو اون طرف مي بينيم .</i>

469
00:35:52,389 --> 00:35:54,923
<i>تو و جين با هم بريد .</i>

470
00:35:55,393 --> 00:35:57,374
<i>من با دزموند ميرم .</i>

471
00:36:07,416 --> 00:36:09,256
تو گفتي نيزه .

472
00:36:09,334 --> 00:36:10,425
ببخشيد ؟

473
00:36:10,447 --> 00:36:12,428
<i>تو داد زدي مراقبِ نيزه باش .</i>

474
00:36:14,387 --> 00:36:16,450
<i>تو مي دونستي که اين اتفاق قراره بيفته .</i>

475
00:36:16,474 --> 00:36:18,573
<i>- تمامِ اين مدت مي دونستي ، درسته ؟
- آره .</i>

476
00:36:19,402 --> 00:36:20,430
پس چرا چيزي نگفتي ؟

477
00:36:20,454 --> 00:36:22,871
<i>براي اينکه اگر حقيقت رو بهت مي گفتم ، نميومدي .</i>

478
00:36:23,413 --> 00:36:27,423
تو به من نياز داشتي چونکه بخشي از
برنامه اي بودم که تو ديدي .

479
00:36:27,447 --> 00:36:29,308
<i>تو فکر کردي تنها راهي که ...</i>

480
00:36:29,449 --> 00:36:32,142
<i>بتوني اون دختره رو برگردوني اينه که يه
نيزه بره تويِ سرم ؟</i>

481
00:36:32,236 --> 00:36:33,476
<i>تو مي خواستي منو قرباني کني .</i>

482
00:36:33,500 --> 00:36:36,504
<i>اگه اون صحنه هايي که ديدم ، دقيقاً اتفاق نميفتاد ...</i>

483
00:36:36,528 --> 00:36:38,509
اتفاقات عوض ميشد .

484
00:36:40,501 --> 00:36:42,530
<i>بايد اجازه ميدادم تا بميري ، چارلي .</i>

485
00:36:42,554 --> 00:36:43,901
يعني چي ؟

486
00:36:44,503 --> 00:36:46,682
يعني اينکه بي فايده اس .

487
00:36:47,507 --> 00:36:50,521
<i>من دارم زندگيت رو نجات ميدم و آخرش چي ؟</i>

488
00:36:50,545 --> 00:36:52,486
<i>اين حادثه ، بارها و بارها اتفاق ميفته .</i>

489
00:36:52,554 --> 00:36:54,043
<i>شايد يه حِکتي داشته باشه ، مي فهمي ؟</i>

490
00:36:54,385 --> 00:36:55,417
<i>شايد يه آزمايش باشه .</i>

491
00:36:55,441 --> 00:36:56,492
آزمايش ؟

492
00:36:56,516 --> 00:36:59,605
<i>مثلِ آزمايشي که خدا از ابراهيم کرد . ولي من
آزمايش رو رد شدم .</i>

493
00:37:00,525 --> 00:37:02,585
<i>چونکه اون چيزي که ديدم رو تغيير دادم .</i>

494
00:37:17,632 --> 00:37:20,524
<i>هي ، هي ، صدامو مي شنوي ؟</i>

495
00:37:20,639 --> 00:37:22,145
هي .

496
00:37:27,579 --> 00:37:29,559
<i>رفيق ، اون تکون نمي خوره .</i>

497
00:37:31,668 --> 00:37:33,649
<i>متاسفم ، پِني .</i>

498
00:37:34,637 --> 00:37:36,618
متاسفم .

499
00:37:50,681 --> 00:37:53,615
<i>فکر کردم بدونِ خداحافظي از اينجا رفتي .</i>

500
00:37:53,639 --> 00:37:55,619
نه .

501
00:37:57,688 --> 00:37:59,669
<i>داشتم اينو با خودم مي بُردم .</i>

502
00:38:03,695 --> 00:38:04,715
<i>اگه عجله نداري ...</i>

503
00:38:04,739 --> 00:38:07,471
<i>برادر مارتين تا چند ساعت ديگه به شهر ميره .</i>

504
00:38:07,728 --> 00:38:09,669
<i>مي تونه تو رو هم ببره .</i>

505
00:38:09,744 --> 00:38:13,428
<i>اگه ايرادي نداشته باشه يه کمي هم کمک کن .</i>

506
00:38:15,710 --> 00:38:17,262
تمامِ1 0 جعبه حاضره .

507
00:38:17,286 --> 00:38:20,059
<i>دزموند داره اونا رو مياره .</i>

508
00:38:20,284 --> 00:38:22,859
<i>ممنونم . پدرم چِک رو برات مي فرسته .</i>

509
00:38:23,262 --> 00:38:25,294
<i>به خاطرِ بزرگواريشون ، ازش تشکر کن .</i>

510
00:38:25,318 --> 00:38:27,299
<i>خوشحال شدم که شما رو ديدم .</i>

511
00:38:31,244 --> 00:38:33,225
<i>خداحافظ ، دزموند .</i>

512
00:38:40,298 --> 00:38:41,843
<i>فکر کنم بتونيم همشون رو تويِ صندوق عقب بذاريم ...</i>

513
00:38:42,266 --> 00:38:45,356
<i>اگه نشد ، مي تونيم بقيه اش رو جلو بذاريم .</i>

514
00:38:46,358 --> 00:38:48,338
<i>درست ميگم ؟</i>

515
00:38:50,318 --> 00:38:52,299
يقيناً .

516
00:39:04,344 --> 00:39:06,354
<i>بهتره هنگامِ رانندگي مراقبِ خودت باشي ، خانم .</i>

517
00:39:06,378 --> 00:39:09,983
<i>اينجا ، هرساله تعدادِ محدودي از اين شراب
توليد مي کنه .</i>

518
00:39:10,262 --> 00:39:11,361
واقعاً ؟

519
00:39:11,385 --> 00:39:12,454
<i>آره .</i>

520
00:39:12,478 --> 00:39:14,394
<i>چونکه راهبه ها ، خيلي تنبل هستن .</i>

521
00:39:14,418 --> 00:39:17,784
<i>آسونتره که مصرفِ يه مشروبِ ديگه رو جايگزيِن
اين شراب کنيد .</i>

522
00:39:18,376 --> 00:39:20,356
<i>از کجا اينقدر در موردِ راهبه ها مي دوني ؟</i>

523
00:39:20,389 --> 00:39:21,398
<i>قبلاً راهبه بودم .</i>

524
00:39:21,422 --> 00:39:22,490
واقعاً ؟

525
00:39:22,514 --> 00:39:24,495
تا ديشب .

526
00:39:25,393 --> 00:39:27,374
اخراج شدم .

527
00:39:28,442 --> 00:39:30,422
<i>فکر نمي کنم اينقدر خنده دار باشه .</i>

528
00:39:30,460 --> 00:39:32,005
متاسفم . من فقط ...

529
00:39:32,431 --> 00:39:34,333
<i>نمي دونستم راهبه ها هم اخراج ميشن .</i>

530
00:39:34,438 --> 00:39:35,477
البته که ميشن .

531
00:39:35,501 --> 00:39:38,789
به من گفتن که ...

532
00:39:39,445 --> 00:39:43,207
<i>کليسا ، اونجايي که فکر مي کنم نيست . اون فقط ...</i>

533
00:39:43,516 --> 00:39:44,981
يه مسيره .

534
00:39:45,478 --> 00:39:48,766
<i>گفتن که خداوند نقشه هاي بزرگتري برايِ من داره .</i>

535
00:39:53,518 --> 00:39:55,816
<i>يه چيزي بهم ميگه که بهش اعتقاد نداري .</i>

536
00:39:55,967 --> 00:39:57,537
<i>اخراج شدم ، براي اينکه اعتقاد نداشتم .</i>

537
00:39:57,561 --> 00:39:58,907
<i>خوب ، شايد حق با اونا باشه .</i>

538
00:39:59,507 --> 00:40:01,519
<i>منظورم اينه که اگر تو رو اخراج نمي کردن ،
ما همديگر رو نمي ديديم ...</i>

539
00:40:01,543 --> 00:40:06,494
<i>و چطور مي تونستم اين جعبه ها رو
در کارلايل ، خالي کنم ؟</i>

540
00:40:07,570 --> 00:40:10,224
<i>مگه من بهت گفتم که با تو به کارلايل ميام ؟</i>

541
00:40:10,556 --> 00:40:12,536
هنوز نه .

542
00:40:22,588 --> 00:40:25,281
<i>منظورم اينه که اگر يه راهبي که اخراج شده
برنامه اي نداشته باشه ...</i>

543
00:40:25,576 --> 00:40:28,071
من معمولاً سوارِ ماشينِ غريبه ها نميشم .

544
00:40:28,543 --> 00:40:30,841
<i>پس ، من پنه لوپه هستم و خيلي خوشحال شدم .</i>

545
00:40:32,628 --> 00:40:34,609
پِني .

546
00:40:35,641 --> 00:40:37,622
من هم دزموندم .

547
00:40:39,637 --> 00:40:41,696
<i>از آشنايي با شما خيلي خوشحال شدم ، پِني .</i>

548
00:40:51,679 --> 00:40:53,659
اون زنده اس .

549
00:40:55,630 --> 00:40:57,610
عقب وايسا .

550
00:40:57,643 --> 00:40:59,623
ازش فاصله بگير .

551
00:41:00,682 --> 00:41:01,698
من اينجام .

552
00:41:01,722 --> 00:41:03,109
<i>من اينجام ، پِني .</i>

553
00:41:03,577 --> 00:41:04,626
<i>مراقب باش .</i>

554
00:41:04,650 --> 00:41:05,689
<i>ولم کن ، چارلي .</i>

555
00:41:05,713 --> 00:41:06,811
<i>متاسفم ، پِني .</i>

556
00:41:06,835 --> 00:41:08,776
متاسفم .

557
00:41:15,724 --> 00:41:17,704
دزموند ؟

558
00:41:18,724 --> 00:41:29,644
ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور