1
00:00:01,813 --> 00:00:03,357
آنچه گذشت :

2
00:00:03,782 --> 00:00:05,565
<i>دزموند گفت که قراره بميرم .</i>

3
00:00:05,772 --> 00:00:07,811
<i>بهم گفت که اين صحنه ها رو ديده .</i>

4
00:00:07,835 --> 00:00:09,837
<i>وقتي  که ديدم صاعقه با سقف برخورد کرد ...</i>

5
00:00:09,861 --> 00:00:11,107
<i>تو رو برق گرفت .</i>

6
00:00:11,207 --> 00:00:12,841
<i>و وقتي  که شنيدي کلير داره غرق ميشه ...</i>

7
00:00:12,865 --> 00:00:14,172
<i>در حالي که سعي داشتي نجاتش بدي ، غرق شدي .</i>

8
00:00:14,807 --> 00:00:16,344
<i>من ، خودم داخلِ آب شدم تا تو نيايي .</i>

9
00:00:16,368 --> 00:00:19,379
<i>مهم نيست که من چکار کردم ، موضوع اينه
که تو مي ميري .</i>

10
00:00:19,588 --> 00:00:20,812
<i>يه زن ، تويِ چادرِ هارليه ...</i>

11
00:00:20,836 --> 00:00:22,777
<i>که ديروز با چتر به اين جزيره فرود اومده .</i>

12
00:00:22,841 --> 00:00:25,654
ميگه که کشتيِ اونا حدودِ80 مايليِ اينجاست ...

13
00:00:25,838 --> 00:00:28,838
<i>و اگر يه راهي پيدا کنه تا باهاشون تماس بگيره ،
همه ما نجات پيدا مي کنيم .</i>

14
00:00:28,862 --> 00:00:32,031
<i>-چرا هيچکسي اين موضوع رو به من نگفت ؟
-چونکه بهت اعتماد ندارن .</i>

15
00:00:32,798 --> 00:00:34,820
<i>-کيون حامله اس .
- اينو ازکجا آوردي ؟</i>

16
00:00:34,844 --> 00:00:36,860
واقعاًفکر مي کني تويِ موقعيتي هستي که
ازما سئوال کني ؟

17
00:00:36,884 --> 00:00:38,943
<i>من به جک گفتم که اونا منو مجبور به چه کاري کردن .</i>

18
00:00:39,804 --> 00:00:40,830
چرا به ما نگفتي ؟

19
00:00:40,854 --> 00:00:44,221
<i>چونکه تا الان تصميم نگرفته بودم که چکار کنم .</i>

20
00:01:18,927 --> 00:01:21,106
<i>کسي مي خواد حدس بزنه که جک ...</i>

21
00:01:21,861 --> 00:01:23,885
<i>وسطِ ناکجاآباد ، چه چيزي مي خواد بهمون نشون بده؟</i>

22
00:01:23,909 --> 00:01:25,889
من که نمي دونم .

23
00:01:26,879 --> 00:01:28,860
<i>شايد اين هم يه راز باشه .</i>

24
00:01:28,894 --> 00:01:30,897
<i>چرا همه چيز در اينجا ، رازه ؟</i>

25
00:01:30,921 --> 00:01:33,337
<i>چطوره يه کمي تغيير و تحول ايجاد کنيم ؟</i>

26
00:01:33,878 --> 00:01:35,779
<i>ما جريانِ اون دخترِ چتر باز رو مخفي کرديم .</i>

27
00:01:35,879 --> 00:01:37,929
- اون فرق مي کنه .
-چه فرقي مي کنه ؟

28
00:01:37,953 --> 00:01:41,360
ما که نمي خواستيم تفريح کنيم .

29
00:01:41,911 --> 00:01:42,935
چي شده ؟

30
00:01:42,959 --> 00:01:45,138
-هيچي .
-صبر کن .

31
00:01:47,911 --> 00:01:49,953
<i>دوباره چيزي ديدي ، درسته ؟</i>

32
00:01:49,977 --> 00:01:52,116
<i>نه ، چارلي . چيزي نديدم .</i>

33
00:01:54,972 --> 00:01:56,953
<i>رسيديم .</i>

34
00:02:08,441 --> 00:02:09,483
چند شب پيش ...

35
00:02:09,507 --> 00:02:12,715
<i>جوليت اومد پيشم و همه چيز رو بهم گفت ...</i>

36
00:02:13,500 --> 00:02:15,242
<i>اينکه بِن ، اونو به اينجا فرستاده ...</i>

37
00:02:15,485 --> 00:02:17,227
تا بفهمه کدوم يکي از زنهايِ اينجا حامله هستن .

38
00:02:17,471 --> 00:02:18,936
چه نوع آزمايشي از ما گرفتي ؟

39
00:02:19,431 --> 00:02:22,163
<i>نگرفتم ، ولي بِن ازم خواست که اين کار رو بکنم .</i>

40
00:02:22,461 --> 00:02:25,508
<i>من اين نوار رو در ايستگاهِ پزشکي گذاشتم .</i>

41
00:02:25,532 --> 00:02:29,097
همه شنيديد که اون چي گفت . اونا فردا ميان .

42
00:02:30,461 --> 00:02:33,432
<i>سان ، متاسفم از اينکه بهت دروغ گفتم .</i>

43
00:02:34,471 --> 00:02:36,451
<i>از صداقتت تشکر مي کنم ، جک ...</i>

44
00:02:36,479 --> 00:02:39,767
<i>ولي ما رو به اينجا نياوردي که برامون توضيح بدي .</i>

45
00:02:42,467 --> 00:02:44,488
دانيل .

46
00:02:52,555 --> 00:02:54,535
بهشون نشون بده .

47
00:03:15,563 --> 00:03:18,138
<i>وقتي  که جوليت گفت اونا دارن ميان ...</i>

48
00:03:18,554 --> 00:03:20,653
<i>اولين چيزي که به ذهنم اومد ، اين بود ...</i>

49
00:03:21,512 --> 00:03:23,550
که ما کجا مي تونيم پنهان بشيم ؟

50
00:03:23,574 --> 00:03:27,575
<i>پنهان شدن ، بي فايده اس . اونا مي خوان برگردن .</i>

51
00:03:27,599 --> 00:03:30,134
<i>بنابراين رفتم و کمک پيدا کردم .</i>

52
00:03:30,614 --> 00:03:32,000
<i>ظرفِ چند روزِگذشته ...</i>

53
00:03:32,562 --> 00:03:35,374
<i>دانيل ، از صخره سياه مقداري ديناميت آورد .</i>

54
00:03:35,561 --> 00:03:38,333
<i>براي اولين بار ، ما مي دونيم که اونا
دقيقاًچي مي خوان .</i>

55
00:03:38,555 --> 00:03:42,238
<i>وقتي  که اونا ميان ، ازهيچ چيزي خبر ندارن .</i>

56
00:03:42,575 --> 00:03:45,031
ما منتظرشون مي مونيم .

57
00:03:46,549 --> 00:03:49,321
<i>جوليت ، چادرها رو علامت ميذاره ...</i>

58
00:03:49,543 --> 00:03:51,523
<i>همونطور که بهش گفتن ...</i>

59
00:03:51,604 --> 00:03:53,616
<i>ولي هيچ زنِ حامله اي داخلِ اون چادرها نخواهد بود .</i>

60
00:03:53,640 --> 00:03:56,730
<i>ما در اونجا مقداري ديناميت کار ميذاريم .</i>

61
00:03:57,567 --> 00:03:59,547
<i>بنابراين ، فردا شب ...</i>

62
00:03:59,633 --> 00:04:02,129
<i>ديگه نه پنهان ميشيم و نه فرار مي کنيم .</i>

63
00:04:02,604 --> 00:04:06,722
<i>ديگه از اونا نخواهيم ترسيد ، چونکه وقتي  که
خودشون رو نشون بدن ...</i>

64
00:04:08,592 --> 00:04:10,889
<i>همشون رو به جهنم مي فرستيم .</i>

65
00:04:11,800 --> 00:04:14,800
ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور
66
00:04:15,000 --> 00:04:20,000
<font color="#339933">"LOST"
فصل 3
قسمت 21 : بزرگترين موفقيت </font>

67
00:04:32,653 --> 00:04:36,931
<i>اوه ، لعنتي . چرا داريم اين کار رو مي کنيم ؟</i>

68
00:04:37,603 --> 00:04:39,606
<i>اميدوار باش ، رفيق . ما داريم معروف ميشيم .</i>

69
00:04:39,630 --> 00:04:42,205
<i>معروف ؟ ما داريم اهنگي رو درست مي کنيم که ...</i>

70
00:04:42,607 --> 00:04:44,682
<i>-هيچ خواهاني نداره .
-کاريش نميشه کرد .</i>

71
00:04:44,706 --> 00:04:46,133
<i>ما داريم طرفدار جمع مي کنيم .</i>

72
00:04:46,663 --> 00:04:49,316
<i>آيا اين طرفدارهايي که ميگي ، مي تونن پول
يه لاستيکِ جديد رو بهمون بدن ؟</i>

73
00:04:49,644 --> 00:04:51,426
<i>اگه بتونيم يه نمايشِ عالي بديم ، آره .</i>

74
00:04:51,637 --> 00:04:53,680
<i>پس بايد تلاشمون رو بکنيم ، باشه ؟</i>

75
00:04:53,704 --> 00:04:55,328
<i>مي دوني چيه ، ليام ؟</i>

76
00:04:55,680 --> 00:04:57,779
خودت تلاش کن . من ديگه نيستم .

77
00:04:58,537 --> 00:04:59,629
<i>مي خواي کنار بکشي ؟</i>

78
00:04:59,653 --> 00:05:01,594
<i>چيزي نداريم که بخوام ازش کنار بکشم .</i>

79
00:05:01,661 --> 00:05:04,433
<i>ما شکست خورديم . آلبومِ ما به فروش نرفت .
مسخره همه شديم .</i>

80
00:05:04,654 --> 00:05:07,506
<i>هي ، گوش کنيد .</i>

81
00:05:07,661 --> 00:05:11,503
<i>( تو ، همه چيزِمن هستي )</i>

82
00:05:11,726 --> 00:05:13,707
اهنگِ ماست .

83
00:05:15,678 --> 00:05:18,530
<i>آهنگمون رو راديو گذاشته .</i>

84
00:05:21,701 --> 00:05:23,364
موفق شديم .

85
00:05:23,680 --> 00:05:25,660
<i>راديو داره آهنگِ ما رو پخش مي کنه .</i>

86
00:05:30,526 --> 00:05:31,733
<i>ديدي بهت گفتم ، برادر کوچولو .</i>

87
00:05:31,757 --> 00:05:34,094
<i>ما داريم ستاره راک ميشيم .</i>

88
00:05:38,730 --> 00:05:41,503
<i>( اولين بار ، صدايِ خودم رو تويِ راديو شنيدم )</i>

89
00:05:41,725 --> 00:05:43,705
ميشه ازت يه چيزي بپرسم ؟

90
00:05:43,774 --> 00:05:45,319
البته .

91
00:05:45,740 --> 00:05:48,591
<i>شما با چه کساني قراره بجنگيد ؟</i>

92
00:05:48,740 --> 00:05:52,305
<i>داستانِ درازي داره . مي خواي يه چيزِ ديگه بپرسي ؟</i>

93
00:05:52,716 --> 00:05:55,728
<i>- داري مي خندي ؟
- البته که نه .</i>

94
00:05:55,752 --> 00:05:58,525
من هيچوقت به يک همشهريِ منچستري
بي احترامي نمي کنم .

95
00:05:58,754 --> 00:06:00,180
پس اهِل منچستر هستي ؟

96
00:06:00,711 --> 00:06:04,638
<i>البته . با گروهم ، در يکي ازميخانه هاي
خيابانِ اولدهام شروع کرديم .</i>

97
00:06:04,662 --> 00:06:05,733
چه گروهي ؟

98
00:06:05,757 --> 00:06:08,781
<i>-به ما مي گفتن گروهِ درايو شَفت .
-آره ، آره . شما رو مي شناسم .</i>

99
00:06:08,805 --> 00:06:12,527
<i>-ما کُنسرتهايِ زيادي رو اجرا کرديم .
-نه ، نه . حادثه سقوط رو ميگم .</i>

100
00:06:12,793 --> 00:06:14,497
<i>تو يه ستاره راکِ مُرده هستي .</i>

101
00:06:14,776 --> 00:06:17,192
<i>اونا وقتي  هواپيما رو پيدا کردن ، خيلي در موردِ
تو صحبت مي کردن .</i>

102
00:06:17,735 --> 00:06:19,596
<i>يه خاطره بزرگ با البومِ جديد .</i>

103
00:06:19,732 --> 00:06:20,764
آلبومِ جديد ؟

104
00:06:20,788 --> 00:06:24,550
<i>آره ، همه جا به اسمِ برتريِن آهنگها پخش شده .</i>

105
00:06:29,742 --> 00:06:31,749
<i>هي ، به قسمتِ خوبِ ماجرا فکر کن .</i>

106
00:06:31,773 --> 00:06:33,872
<i>تو هنوز نمُردي ، درسته ؟</i>

107
00:06:34,826 --> 00:06:36,807
<i>آره ، درسته .</i>

108
00:06:59,879 --> 00:07:01,859
<i>ما نياز به سيمِ بيشتري داريم ...</i>

109
00:07:02,785 --> 00:07:04,797
<i>تا بتونم ماشه ها رو در مصافتِ دورتري قرار بدم .</i>

110
00:07:04,821 --> 00:07:06,822
مي تونم از بقيه برايِ لخت کردنِ بدنه هواپيما
استفاده کنم .

111
00:07:06,846 --> 00:07:09,499
<i>خوبه ، مي تونم تا24 ساعتِ آينده ، کارِ نصبِ ...</i>

112
00:07:09,826 --> 00:07:13,629
<i>ديناميتها رو تموم کنم . تا فردا شب آماده ميشه .</i>

113
00:07:18,889 --> 00:07:20,593
<i>بايد در موردِ تلفنِ نائومي باهات حرف بزنم .</i>

114
00:07:20,772 --> 00:07:21,826
الان نه .

115
00:07:21,850 --> 00:07:23,435
اگه از اينکه بهت شک کردم عصباني هستي ...

116
00:07:23,822 --> 00:07:25,184
<i>مي تونم بعداًازت عذرخواهي کنم ...</i>

117
00:07:25,208 --> 00:07:26,595
<i>ولي الان بايد ...</i>

118
00:07:26,860 --> 00:07:28,485
<i>من الان وقت ندارم ، سعيد .</i>

119
00:07:28,836 --> 00:07:32,084
<i>من دارم تلاش مي کنم که از اين جزيره
خارج بشيم ، جک .</i>

120
00:07:33,891 --> 00:07:35,871
<i>نمي تونم از اين تلفن استفاده کنم ، چونکه ...</i>

121
00:07:35,899 --> 00:07:39,306
<i>سيگنالهايِ پيامِ کمکِ دانيل ، داره رويِ
فرکانسِ ما پارازيت مي فرسته .</i>

122
00:07:39,855 --> 00:07:41,716
<i>اگه به من بگي اون بُرجِ راديويي کجاست ...</i>

123
00:07:41,855 --> 00:07:44,627
<i>مي تونم برم اونجا و با خاموش کردنِ پيام ،
درخواستِ کمک کنم .</i>

124
00:07:44,848 --> 00:07:46,877
<i>پيامِ من ،16 ساله که داره اجرا ميشه ...</i>

125
00:07:46,901 --> 00:07:48,366
و هيچکسي تا الان اونو نشنيده .

126
00:07:48,460 --> 00:07:49,908
<i>چي باعث شده که فکر کني موفق ميشي ؟</i>

127
00:07:49,932 --> 00:07:53,021
<i>کشتيِ نائومي در80 مايليِ اينجاست .</i>

128
00:07:53,934 --> 00:07:56,468
<i>مطمئنم که اگر پيامِ دانيل رو ازکار بندازيم ،
اونا صدايِ ما رو مي شنون .</i>

129
00:07:56,901 --> 00:07:59,436
<i>-نه ، اينطور نيست .
-چرا ؟</i>

130
00:07:59,939 --> 00:08:02,474
<i>-ما داريم روش پارازيت ميندازيم .
-چي ؟</i>

131
00:08:02,947 --> 00:08:04,571
<i>بِن ، با استفاده ازيک ايستگاهِ دارما ...</i>

132
00:08:04,923 --> 00:08:07,457
<i>تمامِ سيگنالها رو به غير از خودمون ، بلوکه مي کنه .</i>

133
00:08:07,894 --> 00:08:10,939
-کدوم ايستگاه ؟
-بهش ميگن ايستگاهِ آينه .

134
00:08:10,963 --> 00:08:11,963
آينه ؟

135
00:08:12,877 --> 00:08:16,481
<i>آره ، ولي زيرِ آبه . نمي دونم کجاست .</i>

136
00:08:16,966 --> 00:08:18,946
فکر کنم من بدونم .

137
00:08:19,879 --> 00:08:22,612
<i>ببين ، مي دونم جک فکر مي کنه که نقشه
خوبيه ، ولي ...</i>

138
00:08:22,966 --> 00:08:26,134
<i>اگه اونا دوباره دنبال آرون بيان چي ؟</i>

139
00:08:27,901 --> 00:08:30,871
<i>کلير ، گوش کن . من ازت محافظت مي کنم .</i>

140
00:08:30,976 --> 00:08:33,234
<i>ازآرون هم همينطور .</i>

141
00:08:33,975 --> 00:08:35,955
قول ميدم .

142
00:08:35,977 --> 00:08:38,394
<i>همه چيز درست ميشه .</i>

143
00:08:42,000 --> 00:08:43,980
.
ببخشيد .

144
00:08:44,947 --> 00:08:48,432
<i>چارلي ، مي توني يه کمکي بهم بکني ؟</i>

145
00:08:48,956 --> 00:08:49,961
<i>آره ...</i>

146
00:08:49,985 --> 00:08:51,966
<i>البته ، دزموند .</i>

147
00:09:04,956 --> 00:09:07,956
اماده اي بهم بگي امروز صبح چي ديدي ؟

148
00:09:07,980 --> 00:09:09,961
<i>آره .</i>

149
00:09:10,018 --> 00:09:12,750
<i>خوب ، اين دفعه چه اتفاقي ميفته ؟</i>

150
00:09:16,035 --> 00:09:17,660
<i>بگو ديگه ، دِز .</i>

151
00:09:18,011 --> 00:09:20,190
<i>مي توني بگي . من آمادگيش رو دارم .</i>

152
00:09:24,043 --> 00:09:26,221
<i>چارلي ، من ديدم که ...</i>

153
00:09:27,985 --> 00:09:31,001
کلير و بچه اش سوارِ هليکوپتر شدن ...

154
00:09:31,025 --> 00:09:33,006
هليکوپتري که ...

155
00:09:34,013 --> 00:09:37,141
<i>بلند ميشه و جزيره رو ترک مي کنه .</i>

156
00:09:43,009 --> 00:09:45,306
<i>-مطمئني ؟
-آره .</i>

157
00:09:46,015 --> 00:09:48,788
<i>هليکوپترِ نجات ... رويِ اين ساحل ؟</i>

158
00:09:49,023 --> 00:09:51,241
اين جزيره ؟ تو همچنين چيزي ديدي ؟

159
00:09:53,023 --> 00:09:55,043
<i>ما قراره نجات پيدا کنيم .</i>

160
00:09:55,052 --> 00:09:58,814
<i>فکر کردم مي خواي بهم بگي که دوباره قراره بميرم .</i>

161
00:10:03,025 --> 00:10:05,006
<i>همينطوره ، چارلي .</i>

162
00:10:06,070 --> 00:10:08,090
چي گفتي ؟

163
00:10:09,063 --> 00:10:11,044
اگه نميري ...

164
00:10:11,094 --> 00:10:13,074
هيچکدوم از اين اتفاقها نميفته .

165
00:10:14,120 --> 00:10:16,101
هيچکسي نجات پيدا نمي کنه .

166
00:10:19,118 --> 00:10:21,098
<i>متاسفم ، برادر ...</i>

167
00:10:22,065 --> 00:10:24,045
ولي اين دفعه ...

168
00:10:26,077 --> 00:10:28,058
اين دفعه تو مي ميري .

169
00:10:37,091 --> 00:10:39,072
<i>زود باش .</i>

170
00:10:39,128 --> 00:10:40,870
<i>زود باش .</i>

171
00:10:41,114 --> 00:10:42,121
<i>زود باش .</i>

172
00:10:42,145 --> 00:10:44,364
<i>يالا ، چارلي .بِپَر .</i>

173
00:10:45,115 --> 00:10:47,096
<i>مي گيرمت ، پسر .</i>

174
00:10:47,153 --> 00:10:49,569
<i>نه ، تو مي خواي بري عقب .</i>

175
00:10:50,105 --> 00:10:52,086
<i>اينقدر احمق نباش ،بِپَر .</i>

176
00:10:53,075 --> 00:10:54,140
نه .

177
00:10:54,164 --> 00:10:56,779
<i>چارلي ، بهت قول ميدم بگيرمت .</i>

178
00:10:57,136 --> 00:10:59,315
<i>-نه ، اون اين کار رو نمي کنه .
-تو خفه شو .</i>

179
00:11:01,144 --> 00:11:04,828
<i>ببين ، به حرفِ برادرت گوش نده .بِپَر .</i>

180
00:11:07,179 --> 00:11:10,031
<i>چيزي نيست که ازش بترسي ، چارلي .</i>

181
00:11:11,144 --> 00:11:14,075
قول ميدم بگيرمت .

182
00:11:14,196 --> 00:11:16,176
<i>زود باش .</i>

183
00:11:18,120 --> 00:11:20,101
عجله کن .

184
00:11:36,221 --> 00:11:38,202
موفق شدم .

185
00:11:39,186 --> 00:11:41,201
- ديدي تونستي ؟
-موفق شدم .

186
00:11:41,225 --> 00:11:44,869
<i>داري شنا مي کني ، چارلي . تو داري شنا مي کني .</i>

187
00:11:47,236 --> 00:11:51,237
<i>( پدر داره شنا کردن در استخر رو بهم ياد ميده )</i>

188
00:11:52,160 --> 00:11:54,141
<i>چي داري مي نويسي ؟</i>

189
00:12:00,201 --> 00:12:02,182
هيچي .

190
00:12:09,234 --> 00:12:11,214
<i>خيلي خوب ، بهم بگو .</i>

191
00:12:13,269 --> 00:12:15,368
مطمئني مي خواي بدوني ؟

192
00:12:17,255 --> 00:12:18,682
<i>منظورم اينه که اگه ندوني آسونتره ...</i>

193
00:12:19,211 --> 00:12:22,735
<i>آره . مي خوام بدونم .</i>

194
00:12:26,220 --> 00:12:27,254
<i>تو واردِ يه دريچه ميشي .</i>

195
00:12:27,278 --> 00:12:29,258
اونجا ...

196
00:12:30,230 --> 00:12:32,210
يه اتاق پُر ازتجهيزاته .

197
00:12:32,288 --> 00:12:35,576
<i>بالايِ يه کليد ، نورِ چشمک زنِ زردي وجود داره .</i>

198
00:12:36,270 --> 00:12:38,251
<i>تو کليد رو ميزني .</i>

199
00:12:40,225 --> 00:12:43,315
چراغ خاموش ميشه .

200
00:12:47,248 --> 00:12:49,228
و بعدش غرق ميشي .

201
00:13:00,241 --> 00:13:02,222
کِي ؟

202
00:13:04,293 --> 00:13:05,680
نمي دونم .

203
00:13:06,246 --> 00:13:08,309
<i>مطمئني که ديدي کلير و آرون دارن سوارِ
هليکوپتر ميشن ؟</i>

204
00:13:08,333 --> 00:13:12,928
<i>-آره .
-پس ...</i>

205
00:13:15,336 --> 00:13:18,267
قبل از اينکه غرق بشم ...

206
00:13:19,255 --> 00:13:21,276
<i>کليد رو ميزنم ؟</i>

207
00:13:23,317 --> 00:13:25,297
<i>درسته .</i>

208
00:13:29,304 --> 00:13:31,285
اونجا کجاست ؟

209
00:13:34,340 --> 00:13:36,344
اينجا ايستگاهِ اينه اس .

210
00:13:36,368 --> 00:13:38,269
<i>اين يه ايستگاهِ زيرِ ابِ دارماست .</i>

211
00:13:38,371 --> 00:13:41,698
<i>چيزي در اين مورد مي دوني که بخواي به ما بگي ؟</i>

212
00:13:42,320 --> 00:13:43,354
من هرگز اونجا نبودم .

213
00:13:43,378 --> 00:13:45,200
نمي دونم اصلاًکسي اونجا هست يا نه .

214
00:13:45,370 --> 00:13:47,113
<i>چرا نبايد کسي باشه ؟</i>

215
00:13:47,356 --> 00:13:49,337
اتفاقاتي افتاد .

216
00:13:49,360 --> 00:13:51,815
<i>بِن به ما گفت که اون ايستگاه ، کاملاًغرق شده .</i>

217
00:13:52,318 --> 00:13:54,299
<i>خوب ، اگر اون ايستگاه غرق شده ، پس چطوري
هنوز داره کار مي کنه ؟</i>

218
00:13:54,333 --> 00:13:56,076
<i>موضوع اين نيست که هنوز چطوري کار مي کنه .</i>

219
00:13:56,320 --> 00:13:58,325
<i>مسئله اينجاست که چطوري بايد متوقفش کنيم ...</i>

220
00:13:58,349 --> 00:14:00,844
<i>تا بتونيم ازتلفنِ ماهواره اي استفاده کنيم ؟</i>

221
00:14:02,380 --> 00:14:04,282
<i>اين نمودار نشون ميده که ايستگاهِ آينه ...</i>

222
00:14:04,383 --> 00:14:06,719
<i>با يک کابل ، به جزيره متصله .</i>

223
00:14:07,330 --> 00:14:09,328
مطمئنم که شبيه همون کابليه که ...

224
00:14:09,352 --> 00:14:11,389
<i>اون طرفِ ساحل ، داخلِ شنها ديديم .</i>

225
00:14:11,413 --> 00:14:12,799
<i>اگر کابل رو دنبال کنيم ...</i>

226
00:14:13,365 --> 00:14:14,870
<i>ما رو به ايستگاه مي رسونه .</i>

227
00:14:15,328 --> 00:14:17,386
<i>-چطوري بايد وارد بشيم ؟
-مي تونيم شنا کنيم .</i>

228
00:14:17,410 --> 00:14:19,391
<i>اونجا يه سکو داره ...</i>

229
00:14:20,355 --> 00:14:22,397
<i>يه اتاقي که سقفش بازه و رويِ ايستگاهه ...</i>

230
00:14:22,421 --> 00:14:24,480
<i>و اونقدر بزرگه که يه زيردريايي ميتونه توش بره .</i>

231
00:14:24,941 --> 00:14:26,404
<i>حتي اگر ايستگاه هم غرق شده باشه ...</i>

232
00:14:26,428 --> 00:14:29,359
<i>فکر کنم بتونم سوئيج رو پيدا و خاموشش کنم .</i>

233
00:14:29,437 --> 00:14:34,981
<i>چطوري مي خواي برگردي ؟
نه ، نه ، من اجازه نميدم ...</i>

234
00:14:35,426 --> 00:14:37,881
<i>که به خاطرِ يه کليد ، خودکُشي کني .</i>

235
00:14:38,385 --> 00:14:41,158
<i>خوب ، يه نفر بايد اين کار رو بکنه وگرنه
نمي تونيم از اين جزيره خارج بشيم .</i>

236
00:14:41,376 --> 00:14:42,398
<i>من اين کار رو مي کنم .</i>

237
00:14:42,422 --> 00:14:44,758
<i>من مي تونم اون کليد رو خاموش کنم و به راحتي ...</i>

238
00:14:45,269 --> 00:14:46,346
برگردم .

239
00:14:46,370 --> 00:14:48,362
<i>چارلي ، تو حتي نمي دوني ما داريم در موردِ
چي حرف ميزنيم .</i>

240
00:14:48,386 --> 00:14:50,105
<i>من قهرمانِ شنا در شمال انگلستان بودم .</i>

241
00:14:50,129 --> 00:14:51,637
<i>مي تونم نفسم رو چهار دقيقه حبس کنم .</i>

242
00:14:51,661 --> 00:14:54,948
<i>و مي دونم دقيقاًدرباره چي داريد حرف ميزنيد ، جک .</i>

243
00:14:58,447 --> 00:15:00,704
<i>نه ، دليلي نداره که الان اين کار رو بکنيم .</i>

244
00:15:01,386 --> 00:15:03,399
<i>بايد فعلاًحواسمون به غريبه ها باشه ، بعداًيه فکري
براش مي کنيم .</i>

245
00:15:03,423 --> 00:15:05,446
<i>صبر کن . ما شانسِ اينو داريم که درخواستِ
کمک بفرستيم .</i>

246
00:15:05,470 --> 00:15:06,658
<i>ببين ،90 روزه که ...</i>

247
00:15:07,402 --> 00:15:09,434
ازمن خواسته شده تا برايِ کمپ تصميماتي بگيرم .

248
00:15:09,458 --> 00:15:11,993
الان هم تصميم گرفتم .

249
00:15:21,438 --> 00:15:23,419
<i>رُز ، اون يه گِرِه ملوانيه .</i>

250
00:15:23,447 --> 00:15:26,219
<i>اونجوري فايده نداره . بايد مثلِ من انجام بدي .</i>

251
00:15:26,442 --> 00:15:28,422
پس تو متخصصِ گِرِه هستي .

252
00:15:28,451 --> 00:15:30,669
<i>خوب ، حرفم رو قبول کن ، بايد ...</i>

253
00:15:34,523 --> 00:15:36,503
<i>تو چطوري اين کار رو کردي ؟</i>

254
00:15:37,428 --> 00:15:40,399
<i>ببين و ياد بگير ، عزيزم .</i>

255
00:15:51,466 --> 00:15:53,565
کِي مي خواي بهم بگي ؟

256
00:15:58,494 --> 00:15:59,959
<i>سان ، خواهش مي کنم .</i>

257
00:16:01,488 --> 00:16:03,528
<i>شنيدم که جوليت ، اسمِ ما رو تويِ نوار گفت .</i>

258
00:16:03,552 --> 00:16:05,572
همه به تو خيره شدن .

259
00:16:11,562 --> 00:16:13,542
<i>ايا در موردِ حاملگيت بود ؟</i>

260
00:16:18,544 --> 00:16:20,961
<i>-من بچه مون رو ديدم .
-چي ؟</i>

261
00:16:21,491 --> 00:16:22,500
<i>با يه دستگاهِ سونوگرافي .</i>

262
00:16:22,524 --> 00:16:24,623
<i>جوليت منو به ايستگاهِ پزشکي برد .</i>

263
00:16:26,558 --> 00:16:27,747
و اون ...

264
00:16:28,511 --> 00:16:30,452
بچه حالش خوبه ؟

265
00:16:31,522 --> 00:16:33,146
<i>آره . اون سالمه .</i>

266
00:16:43,532 --> 00:16:46,542
<i>هي ، اونجا رو ببينيد .</i>

267
00:17:02,600 --> 00:17:04,066
<i>ولش کنيد ، چيزي نيست .</i>

268
00:17:04,460 --> 00:17:05,588
چي ؟ يکي از اون غريبه هاست .

269
00:17:05,612 --> 00:17:07,592
<i>مي دونم ، مي دونم . چيزي نيست .</i>

270
00:17:08,626 --> 00:17:10,726
<i>اون تويِ قفصِ کناريِ من بود .</i>

271
00:17:11,557 --> 00:17:14,610
<i>اين مَرد رو مي شناسم . اينجا چکار مي کني ، کارل ؟</i>

272
00:17:14,634 --> 00:17:18,515
<i>افرادِ ما دارن ميان .</i>

273
00:17:18,643 --> 00:17:21,415
<i>اين همه راه رو بيخودي اومدي ، چونکه
خودمون مي دونيم .</i>

274
00:17:21,634 --> 00:17:22,981
پس چرا هنوز اينجاييد ؟

275
00:17:23,579 --> 00:17:25,322
چونکه وقتي  اونا فردا شب بيان ...

276
00:17:25,566 --> 00:17:26,607
<i>ما خودمون رو آماده کرديم .</i>

277
00:17:26,631 --> 00:17:29,403
<i>فردا ؟ نه ، نه ، اونا امشب ميان .</i>

278
00:17:35,599 --> 00:17:37,659
<i>اونا همين الان دارن ميان .</i>

279
00:17:43,596 --> 00:17:48,388
( شش ساعت قبل )

280
00:17:50,693 --> 00:17:52,040
تو کِي برگشتي ؟

281
00:17:52,638 --> 00:17:54,619
همين الان .

282
00:17:55,673 --> 00:17:57,654
لاک کجاست ؟

283
00:17:59,622 --> 00:18:01,602
<i>بيا اسلحه ات رو بگير .</i>

284
00:18:06,654 --> 00:18:08,694
<i>-بِن ، چي شده ؟
-رايان کجاست ؟</i>

285
00:18:08,718 --> 00:18:11,569
<i>-تويِ چادرشه .
- وقتشه که بريم اونا رو بياريم .</i>

286
00:18:12,707 --> 00:18:16,746
<i>-بِن ، ولي تو گفتي فردا .
-جاکوب خواست که الان بريم .</i>

287
00:18:17,656 --> 00:18:19,479
<i>ببين ، چه اتفاقي افتاد ؟ آيا جان تونست ...</i>

288
00:18:19,653 --> 00:18:21,633
جان دچارِ يه حادثه شد .

289
00:18:22,637 --> 00:18:24,618
<i>-رايان ؟
-بله قربان ؟</i>

290
00:18:25,703 --> 00:18:29,387
<i>اگه همين الان حرکت کني ، چقدر طول ميکشه
تا به کمپشون برسي ؟</i>

291
00:18:29,689 --> 00:18:32,461
<i>اگه با دَه نفر از بهترين افرادم برم ، تا شب ميرسم .</i>

292
00:18:32,681 --> 00:18:34,681
<i>-پس بهتره حرکت کني .
-نه ، نه ،بِن . صبر کن .</i>

293
00:18:34,705 --> 00:18:37,122
<i>بايد طبقِ برنامه بريم ... شايد جوليت آماده نباشه .</i>

294
00:18:37,663 --> 00:18:38,727
<i>اگه فرصت نکرده باشه که ...</i>

295
00:18:38,751 --> 00:18:41,128
<i>در اين صورت ، همه زنها رو مياريم ...</i>

296
00:18:41,695 --> 00:18:43,615
<i>و بعداًرويِ کسي که نياز داريم ، کار مي کنيم .</i>

297
00:18:43,639 --> 00:18:44,733
مَردها چي ؟

298
00:18:44,757 --> 00:18:47,529
اگه حرکتِ احمقانه اي ازشون سر زد ...

299
00:18:47,748 --> 00:18:49,609
اونا برو بکُشيد .

300
00:18:49,747 --> 00:18:51,727
خيلي خوب .

301
00:19:03,730 --> 00:19:05,710
<i>کارل .</i>

302
00:19:06,772 --> 00:19:08,753
منم .

303
00:19:11,642 --> 00:19:12,751
<i>فکر کردم رفتي خرگوش بياري .</i>

304
00:19:12,775 --> 00:19:15,111
<i>همين الان بايد بري .</i>

305
00:19:15,732 --> 00:19:17,613
چي ؟ اونا فهميدن که من اينجام ؟

306
00:19:17,646 --> 00:19:19,667
<i>نه ، ولي اونا مي خوان پرايس رو همين الان
به کمپشون بفرستن ...</i>

307
00:19:19,691 --> 00:19:20,784
<i>تو بايد به اونا هشدار بدي .</i>

308
00:19:20,808 --> 00:19:22,353
<i>-بهشون هشدار بدم ؟
-همين الان بايد بري .</i>

309
00:19:22,775 --> 00:19:24,319
<i>من فکر کردم اونا فقط با زنهايِ حامله کار دارن .</i>

310
00:19:24,742 --> 00:19:27,555
<i>اگه با قايقِ پارويي بري ، چند ساعت
از اونا زودتر ميرسي .</i>

311
00:19:27,741 --> 00:19:31,108
<i>-صبر کن ، الکس ...
-مي خوان همشون رو بکُشن ، کارل .</i>

312
00:19:33,810 --> 00:19:36,543
<i>کيت اوستين و جيمز فورد ، زندگيت رو نجات دادن .</i>

313
00:19:39,788 --> 00:19:41,768
تو بهشون مديوني .

314
00:19:44,807 --> 00:19:46,788
بهتره اينو هم ببري .

315
00:19:49,750 --> 00:19:51,781
<i>اين دفعه اگر پدرت منو بگيره ، مي کُشه .</i>

316
00:19:51,805 --> 00:19:53,785
<i>مطمئني اون پدرمه ؟</i>

317
00:20:02,771 --> 00:20:04,752
حالا برو .

318
00:20:29,848 --> 00:20:31,908
<i>-تمامِ ماجرا همين بود ؟
-آره .</i>

319
00:20:33,887 --> 00:20:35,353
مي تونيم بهش اعتماد کنيم ؟

320
00:20:35,746 --> 00:20:36,837
<i>به من اعتماد نداريد ؟</i>

321
00:20:36,857 --> 00:20:39,353
پس اونو چي ميگيد ؟ اون يه جاسوسه .

322
00:20:39,895 --> 00:20:42,787
<i>اون قراره چادرِ زنهايِ حامله رو ...</i>

323
00:20:42,900 --> 00:20:44,682
<i>علامتگذاري کنه تا اونا رو ببرن .</i>

324
00:20:44,888 --> 00:20:46,869
<i>همه چيز رو مي دونن ، کارل ، ولي ممنونم .</i>

325
00:20:47,903 --> 00:20:50,993
<i>-چکار بايد بکنيم ؟
-بايد همين الان از اينجا بريم و پنهان شيم .</i>

326
00:20:51,828 --> 00:20:55,877
<i>کجا ؟ اينجا جزيره اوناست . اگه بخوان مي تونن
ما رو پيدا کنن و بکُشن .</i>

327
00:20:55,901 --> 00:20:58,356
<i>تا چند ساعت ديگه هوا تاريک ميشه .</i>

328
00:20:58,861 --> 00:21:01,752
<i>-سيم به اندازه کافي داريم ؟
-هنوز نه .</i>

329
00:21:01,865 --> 00:21:03,863
<i>بايد يه راهِ ديگه برايِ کار گذاشتنِ ديناميتها
پيدا کنيم .</i>

330
00:21:03,887 --> 00:21:05,749
<i>-مي تونيم شليک کنيم .
-به اندازه کافي اسلحه نداريم .</i>

331
00:21:05,787 --> 00:21:07,270
اون ميگه که اونا10 نفر مُسَلَح هستن .

332
00:21:07,277 --> 00:21:08,901
<i>منظورم شليک به اونا نبود ، به چادرها بود .</i>

333
00:21:08,925 --> 00:21:10,866
<i>مي تونيم ديناميتها رو کنارِ چادر ،اِستِتار کنيم ...</i>

334
00:21:10,932 --> 00:21:14,140
<i>و بعدش از جايگاهِ خودمون ، اونا رو هدف بگيريم .</i>

335
00:21:14,916 --> 00:21:18,679
<i>جوليت ، سه تا چادر رو علامت زده . يعني اينکه
به سه تا اسلحه نياز داريم .</i>

336
00:21:18,910 --> 00:21:19,999
واي .

337
00:21:20,023 --> 00:21:22,003
بيا . مال من هم بگيريد .

338
00:21:22,948 --> 00:21:24,928
<i>من هم ، نفرِ سوم هستم .</i>

339
00:21:25,950 --> 00:21:29,237
<i>اسلحه ات رو مي گيرم ، ولي اينجا نمي موني .</i>

340
00:21:30,907 --> 00:21:33,759
<i>تو بايد همه رو به برجِ راديويي ببري .</i>

341
00:21:33,909 --> 00:21:35,691
<i>-برجِ راديويي ؟
- اگه ما موفق نشديم ...</i>

342
00:21:35,898 --> 00:21:38,671
<i>نمي تونيم شانسِ برقراريِ ارتباط با
کِشتيِ نائومي رو از دست بديم ...</i>

343
00:21:38,892 --> 00:21:42,060
<i>براي همين ، بايد همزمان اين اتفاق بيفته .</i>

344
00:21:43,916 --> 00:21:47,837
<i>چارلي ، هنوزهم رويِ حرفت برايِ
شنا کردن به اونجا ، هستي ؟</i>

345
00:21:50,913 --> 00:21:52,893
<i>آره ، مي تونم اين کار رو بکنم .</i>

346
00:21:53,945 --> 00:21:55,926
<i>من باهاش ميرم .</i>

347
00:21:55,955 --> 00:21:58,490
<i>خيلي خوب ، بهتره شروع کنيم .</i>

348
00:22:14,469 --> 00:22:17,399
<i>برادر کوچولو ، کريسمس رسيد .</i>

349
00:22:18,502 --> 00:22:22,265
دو نفر برات کم نيست ؟

350
00:22:23,530 --> 00:22:25,511
<i>خيلي خوب ، رفيق .</i>

351
00:22:31,468 --> 00:22:33,476
<i>در حالي که يک سال رو سپري کردي ...</i>

352
00:22:33,500 --> 00:22:36,391
<i>و تنها ستاره راکِ کاملاًپاک در دنيا هستي ...</i>

353
00:22:36,505 --> 00:22:39,633
<i>مي خوام يه حقيقتي رو بهت بگم .</i>

354
00:22:41,503 --> 00:22:44,989
<i>بابانوئل ، تويِ خيابونِ پائيني زندگي مي کنه .</i>

355
00:22:45,071 --> 00:22:46,518
<i>بابانوئل تويِ هلسينکي زندگي مي کنه ؟</i>

356
00:22:46,542 --> 00:22:49,751
<i>البته ، و اگر تا الان نمي دونستي ، برادر کوچولو ...</i>

357
00:22:50,480 --> 00:22:52,857
<i>بايد بگم که فنلاند در قطبِ شمال واقع شده .</i>

358
00:22:54,548 --> 00:22:59,459
<i>براي همين ، امسال برات يه هديه ويژه دارم .</i>

359
00:23:04,541 --> 00:23:07,987
<i>ليام ، نه . اينو مامان به تو داده . تو بزرگتري .</i>

360
00:23:08,530 --> 00:23:11,534
<i>اين انگشتر ، متعلق به پدرِ پدربزرگش بوده .</i>

361
00:23:11,558 --> 00:23:12,563
<i>اين يه ارثِ خانوادگيه ...</i>

362
00:23:12,587 --> 00:23:16,112
<i>و به همين دليل اسمش دِکستِراِستِراتونه .
اينا رو خودم مي دونم .</i>

363
00:23:16,556 --> 00:23:22,813
<i>ولي چارلي ، بذار باهات صادق باشم .
هردومون مي دونيم که من حالم خوب نيست .</i>

364
00:23:23,518 --> 00:23:25,537
ولي تو فرق مي کني .

365
00:23:25,561 --> 00:23:29,245
تو ازدواج مي کني و صاحبِ خانواده و بچه ميشي .

366
00:23:30,612 --> 00:23:33,740
<i>-من اگه به30 سال برسم ، خيلي شانس آوردم .
- اينو نگو ليام .</i>

367
00:23:34,540 --> 00:23:37,709
<i>اين حلقه بايد در بينِ خانواده ما بمونه ، چارلي .</i>

368
00:23:38,542 --> 00:23:42,107
خواهش مي کنم بگيرش .

369
00:23:43,553 --> 00:23:45,555
<i>مامان هم همين رو مي خواست .</i>

370
00:23:45,579 --> 00:23:48,233
<i>يه روزي اينو به بچه ات بده .</i>

371
00:23:48,556 --> 00:23:51,566
مي خوام مطمئن بشم که جاش امنه .

372
00:23:57,557 --> 00:23:59,538
من اينو مي گيرم ...

373
00:24:01,613 --> 00:24:03,593
و ازش مراقبت مي کنم .

374
00:24:06,634 --> 00:24:08,812
<i>هي ، اندازه اس . اينجا رو ببين .</i>

375
00:24:10,669 --> 00:24:12,768
<i>کريسمس مبارک ، برادر کوچولو .</i>

376
00:24:19,654 --> 00:24:24,328
<i>( روزِکريسمس ، ليام به من حلقه داد )</i>

377
00:24:44,625 --> 00:24:46,605
<i>کمک نياز داري ؟</i>

378
00:24:46,718 --> 00:24:49,926
<i>چرا به من نگفتي که مي خواي اين کار رو بکني ؟</i>

379
00:24:55,636 --> 00:24:57,617
نمي خواستم نگران بشي .

380
00:24:57,730 --> 00:24:59,591
<i>ايا رفتن به ايستگاهِ ...</i>

381
00:24:59,730 --> 00:25:01,948
<i>زيرِ آب ، خطرناکه ؟</i>

382
00:25:02,666 --> 00:25:06,033
<i>براي اينکه نجات پيدا کنيم ، يکي بايد اين کار رو بکنه .</i>

383
00:25:07,711 --> 00:25:09,691
<i>من چيزيم نميشه ، کلير .</i>

384
00:25:10,686 --> 00:25:16,231
<i>ولي تو بايد يه قولي به من بدي . وقتي  که رفتم ...</i>

385
00:25:17,738 --> 00:25:19,797
نگران من نشو .

386
00:25:23,755 --> 00:25:25,735
خيلي خوب .

387
00:25:32,763 --> 00:25:34,744
اونو بده به من .

388
00:25:36,769 --> 00:25:38,037
ممنونم .

389
00:25:38,709 --> 00:25:40,689
هي .

390
00:25:44,747 --> 00:25:46,727
<i>خيلي خوب ، کله شلغمي .</i>

391
00:25:47,768 --> 00:25:52,362
<i>وقتي  که من نيستم بايد ازمادرت
مراقبت کني ، باشه ؟</i>

392
00:26:01,769 --> 00:26:03,750
<i>دوستت دارم .</i>

393
00:26:22,778 --> 00:26:24,759
به زودي مي بينمت .

394
00:26:27,775 --> 00:26:29,755
<i>مراقب باش ، چارلي .</i>

395
00:26:29,835 --> 00:26:31,815
<i>-باشه ؟
-باشه .</i>

396
00:27:25,385 --> 00:27:26,891
<i>متاسفم ، آقايون .</i>

397
00:27:27,349 --> 00:27:29,330
ممنونم .

398
00:27:38,406 --> 00:27:40,585
کمک . کمکم کنيد .

399
00:27:41,371 --> 00:27:43,351
<i>کمک ، کمک .</i>

400
00:27:44,384 --> 00:27:45,494
خواهش مي کنم .

401
00:27:47,413 --> 00:27:48,720
<i>هي ، بس کن .</i>

402
00:27:49,355 --> 00:27:51,533
<i>ازش دور شو .</i>

403
00:27:52,365 --> 00:27:54,782
<i>چکار داري مي کني ؟ ولش کن .</i>

404
00:27:57,405 --> 00:28:01,960
<i>-حالت خوبه ، خانم ؟
-آره ، فکر کنم .</i>

405
00:28:03,403 --> 00:28:05,384
بيا بگيرش .

406
00:28:06,171 --> 00:28:07,429
<i>ببخشيد ، من مشکلِ قلبي دارم .</i>

407
00:28:07,453 --> 00:28:10,860
<i>آخرين باري که دعوا کردم ،8 سالم بود .</i>

408
00:28:12,472 --> 00:28:14,453
و گُم شدم .

409
00:28:15,421 --> 00:28:19,025
<i>به نظرت اين حرکت ، قهرمانانه نبود ؟</i>

410
00:28:19,445 --> 00:28:21,450
<i>کاري رو کردم که هر کسي جايِ من بود ، مي کرد .</i>

411
00:28:21,474 --> 00:28:24,524
سه نفر از اين کوچه گذشتن .

412
00:28:25,422 --> 00:28:27,164
-چي ؟
- اونا منو ديدن ...

413
00:28:27,406 --> 00:28:29,387
<i>ولي اهميت ندادن و رفتن .</i>

414
00:28:31,415 --> 00:28:33,950
تو يه قهرماني ...

415
00:28:34,436 --> 00:28:38,159
و اجازه نده کسي چيزِ ديگه بهت بگه .

416
00:28:40,439 --> 00:28:44,993
<i>( يک زن در خيابانِ کاونت گاردن به من قهرمان گفت )</i>

417
00:28:53,502 --> 00:28:55,681
- اون چيه ؟
-يه وزنه اس .

418
00:28:56,435 --> 00:28:59,489
<i>تو رو خيلي سريعتر از شنا کردن به زيرِ آب ميبره .</i>

419
00:28:59,513 --> 00:29:01,494
<i>خوب ، ثانيه ها خيلي مهم هستن .</i>

420
00:29:03,449 --> 00:29:05,481
پس من زيرِ آب ميرم تا به انتهاش برسم ...

421
00:29:05,505 --> 00:29:08,950
<i>از بينِ جايگاه شنا مي کنم و واردِ ايستگاه ميشم ...</i>

422
00:29:09,545 --> 00:29:13,703
<i>واردِ اتاقي که چراغِ زردِ چشمک زن داره ميشم ...</i>

423
00:29:14,525 --> 00:29:16,505
<i>و اون کليد رو خاموش مي کنم .</i>

424
00:29:18,470 --> 00:29:20,450
بعدش هم هيچي .

425
00:29:24,541 --> 00:29:27,789
<i>واقعا چه مدت مي توني نفست رو نگه داري ؟</i>

426
00:29:29,535 --> 00:29:31,515
مهمه ؟

427
00:29:38,547 --> 00:29:40,091
مي خواي يکي ديگه بزنم ؟

428
00:29:40,411 --> 00:29:41,547
<i>نه ، آزمايش رو خوب پس دادي .</i>

429
00:29:41,571 --> 00:29:44,542
<i>برنارد ، اين مثلِ شکارِ قرقاول نيست .</i>

430
00:29:44,584 --> 00:29:45,714
<i>مي دونم دارم چکار مي کنم .</i>

431
00:29:46,100 --> 00:29:48,149
<i>نه ، نمي دوني . چونکه قرقاولها هيچوقت
خطري ندارن .</i>

432
00:29:48,173 --> 00:29:49,597
<i>هيچ اتفاقي برام نميفته ، رُز .</i>

433
00:29:49,648 --> 00:29:53,212
<i>من فقط به يه چادر شليک مي کنم و به شما
ملحق ميشم .</i>

434
00:29:53,520 --> 00:29:56,927
<i>-پس من هم باهات مي مونم .
-نه ، تو اين کار رو نمي کني ، رُز .</i>

435
00:29:57,555 --> 00:30:01,396
<i>همه در ساحلِ جنوبي جمع شدن .</i>

436
00:30:01,584 --> 00:30:03,485
هيچکسي غير ازتيراندازها نمي مونه .

437
00:30:03,586 --> 00:30:05,592
کي مي تونه تضمين بکنه ...

438
00:30:05,616 --> 00:30:09,102
هيچ اتفاقي برايِ شوهرم نميفته ؟ اونوقت من ميرم .

439
00:30:10,621 --> 00:30:13,037
من بهت قول ميدم که اگر تا يک ساعتِ ديگه ...

440
00:30:13,577 --> 00:30:15,202
<i>همه اونايي که اينجا ميان رو بکُشيم ...</i>

441
00:30:15,553 --> 00:30:18,285
<i>ديگه مهم نيست برنارد کجا باشه .</i>

442
00:30:18,585 --> 00:30:21,357
<i>از وقتي  که برگشتي ، بيشتر بهت
علاقه مند شدم ، جک .</i>

443
00:30:21,577 --> 00:30:23,581
شبيه پيشگوها شدي .

444
00:30:23,605 --> 00:30:26,021
<i>زود باش . اگر مي خواي داخلِ بوته ها پنهان بشي ...</i>

445
00:30:26,560 --> 00:30:28,937
برو داخلِ يکي که پُرپُشته .

446
00:30:31,602 --> 00:30:33,582
بهتره حرکت کني .

447
00:30:33,615 --> 00:30:36,347
<i>روسو ميگه يک روزتا بُرجِ راديويي ، پياده رَوي داريم .</i>

448
00:30:36,602 --> 00:30:39,453
<i>من اونا رو به برج نمي برم . تو مي بري .</i>

449
00:30:40,614 --> 00:30:43,267
-ببخشيد ؟
-تو اينجا نمي موني .

450
00:30:44,484 --> 00:30:45,583
ولي اين فکرِ من بود .

451
00:30:45,607 --> 00:30:47,509
<i>و من هم کاملاًقابليتِ اجراي اين فکر رو دارم .</i>

452
00:30:47,611 --> 00:30:48,684
من بهشون مديونم .

453
00:30:48,708 --> 00:30:51,579
<i>تو نگران چي هستي ؟ اينکه غريبه ها رو بکُشي ...</i>

454
00:30:51,623 --> 00:30:54,276
<i>يا افراد رو از جزيره خارج کني ؟</i>

455
00:30:55,671 --> 00:30:58,720
<i>بعدازظهر ، به ما گفتي که رهبرمون هستي .</i>

456
00:31:02,686 --> 00:31:05,459
<i>وقتشه که شبيه يه رهبر عمل کني .</i>

457
00:31:09,646 --> 00:31:12,736
<i>اونا رو به برجِ راديويي ببر ، جک ...</i>

458
00:31:13,673 --> 00:31:15,693
<i>و بعدش کاري کن همه به خونه برگردن .</i>

459
00:31:26,676 --> 00:31:28,657
<i>رفقا صبر کنيد ...</i>

460
00:31:31,663 --> 00:31:34,680
<i>شنيدم که مي خواهيد چکار کنيد .</i>

461
00:31:34,704 --> 00:31:36,685
<i>من هم مي خوام باهاتون بيام .</i>

462
00:31:38,702 --> 00:31:41,990
<i>همه مي خوان به برج راديويي برن ...</i>

463
00:31:42,694 --> 00:31:46,497
<i>و من هم ازپياده روي و انفجار متنفرم .</i>

464
00:31:47,729 --> 00:31:49,947
فکر کنم بتونم به شما کمک کنم .

465
00:31:50,669 --> 00:31:53,085
<i>من خيلي خوب پارو ميزنم .</i>

466
00:31:58,690 --> 00:32:00,670
<i>نمي توني بيايي ، هارلي .</i>

467
00:32:01,703 --> 00:32:03,684
چرا ؟

468
00:32:04,732 --> 00:32:06,713
چونکه ...

469
00:32:08,743 --> 00:32:10,724
خيلي گُنده اي .

470
00:32:11,681 --> 00:32:13,661
تويِ قايق جا نميشي .

471
00:32:20,723 --> 00:32:22,704
<i>خيلي بد شد ، مَرد .</i>

472
00:32:24,695 --> 00:32:27,735
<i>صبر کن ، صبر کن .</i>

473
00:32:27,759 --> 00:32:29,740
صبر کن .

474
00:32:30,717 --> 00:32:34,756
<i>رفيق ، مهم نيست . من حتي تويِ قايقِ شما
جا نميشم .</i>

475
00:32:39,736 --> 00:32:41,756
بعداًمي بينمت .

476
00:32:41,778 --> 00:32:43,781
<i>فقط يادت باشه دوستت دارم ، مَرد .</i>

477
00:32:43,805 --> 00:32:46,498
<i>آره ، من هم دوستت دارم .</i>

478
00:33:01,798 --> 00:33:03,801
<i>تويِ اون بطري آبه ؟ خوبه ، خوبه .</i>

479
00:33:03,825 --> 00:33:06,241
<i>تو چطور ؟ بطريِ تو آب داره ؟ خوبه .</i>

480
00:33:07,813 --> 00:33:09,793
سلام .

481
00:33:10,755 --> 00:33:11,775
سلام .

482
00:33:11,799 --> 00:33:13,780
<i>پس دوباره بايد بريم ، درسته ؟</i>

483
00:33:14,762 --> 00:33:16,743
<i>دوباره بايد بريم .</i>

484
00:33:19,777 --> 00:33:21,815
<i>تمامِ چادرها علامتگذاري شده . آماده ايم .</i>

485
00:33:21,839 --> 00:33:23,860
<i>سعيد ، سومين تيرانداز رو پيدا کرد ؟</i>

486
00:33:34,872 --> 00:33:37,288
<i>آماده اي ، کلير ؟ کمک نياز داري ؟</i>

487
00:33:37,825 --> 00:33:39,805
<i>نه ، ممنونم . همه چيزمرتبه .</i>

488
00:33:46,839 --> 00:33:48,820
<i>جيگرم چطوره ؟</i>

489
00:33:51,844 --> 00:33:56,081
<i>مي خواهيم يه کمي پياده روي کنيم ، پس بغلِ
مامان بمون ، باشه ؟</i>

490
00:34:18,887 --> 00:34:20,868
خودشه .

491
00:34:27,909 --> 00:34:29,889
آماده اي ؟

492
00:35:42,972 --> 00:35:45,982
سلام . پتو مي خواي ؟

493
00:35:46,038 --> 00:35:48,018
<i>ممنونم . يکي دارم .</i>

494
00:35:49,010 --> 00:35:51,742
<i>خوب ، بايد دو نفر رو گرم کني . مال منم بگير .</i>

495
00:35:54,030 --> 00:35:56,010
ممنونم .

496
00:36:04,023 --> 00:36:07,430
به فکرِ سقوطِ هواپيمايي ؟

497
00:36:08,072 --> 00:36:09,458
مگه ميشه نباشم ؟

498
00:36:10,021 --> 00:36:12,517
<i>آدم هميشه چيزهايِ جديد رو تجربه ميکنه .</i>

499
00:36:17,054 --> 00:36:19,272
<i>مطمئنم که همه چيز درست ميشه .</i>

500
00:36:21,012 --> 00:36:22,993
واقعاً؟

501
00:36:23,021 --> 00:36:24,804
ما زنده ايم .

502
00:36:25,014 --> 00:36:27,061
تويِ يه جزيره زيبا هستيم .

503
00:36:27,085 --> 00:36:29,738
<i>زيرِ ستاره ها مي خوابيم ، و چشم بهم بذاري ...</i>

504
00:36:30,065 --> 00:36:33,352
<i>هليکوپترها ميان و ما رو به خونه مي برن .</i>

505
00:36:34,063 --> 00:36:36,597
<i>واقعاًفکر مي کني اونا ما رو پيدا مي کنن ؟</i>

506
00:36:37,070 --> 00:36:39,170
البته . چرا پيدا نکنن ؟

507
00:36:41,103 --> 00:36:43,083
ممنونم .

508
00:36:45,074 --> 00:36:47,608
<i>- اسمم چارليه .
-من هم کلير هستم .</i>

509
00:36:48,096 --> 00:36:51,581
<i>- ازآشنايي با تو خوشوقتم ، چارلي .
-منم همينطور .</i>

510
00:36:56,103 --> 00:37:00,341
<i>( شبي که با تو آشنا شدم )</i>

511
00:37:13,096 --> 00:37:15,076
<i>رسيديم .</i>

512
00:37:25,128 --> 00:37:27,980
<i>مي خوام ازطرفِ من ، اينو به کلير بدي .</i>

513
00:37:33,163 --> 00:37:35,143
اين چيه ؟

514
00:37:39,184 --> 00:37:42,591
پنج تا از بهترين لحظات زندگيم و مهمترين ...

515
00:37:43,193 --> 00:37:45,649
دلايل براي زنده بودنم .

516
00:37:48,193 --> 00:37:50,174
بهترين خاطراتمه .

517
00:37:56,128 --> 00:37:58,108
مي دوني ...

518
00:38:00,157 --> 00:38:02,137
خاطرات ...

519
00:38:03,179 --> 00:38:05,159
همه چيزِآدمه .

520
00:38:07,143 --> 00:38:09,559
<i>مجبور نيستي اين کار رو بکني ، چارلي .</i>

521
00:38:10,137 --> 00:38:12,118
چي ؟

522
00:38:13,141 --> 00:38:15,122
من ميرم .

523
00:38:15,161 --> 00:38:17,141
<i>نه ، آخه اون چيزهايي که ديدي ...</i>

524
00:38:17,170 --> 00:38:20,576
<i>شايد به اين دليل تو رو ديدم مُردي ، چونکه ...</i>

525
00:38:23,217 --> 00:38:25,435
<i>به جايِ تو ، بايد مي رفتم .</i>

526
00:38:31,155 --> 00:38:34,759
<i>پس دوست دخترت ، پِني ، چي ميشه ؟</i>

527
00:38:36,213 --> 00:38:38,193
دوست دخترِ خودت چي ميشه ؟

528
00:38:42,213 --> 00:38:44,193
به علاوه ...

529
00:38:48,177 --> 00:38:50,356
<i>ممکنه خوش شانس تر ازتو باشم .</i>

530
00:38:59,280 --> 00:39:01,458
<i>خاطراتت رو پيشِ خودت نگه دار .</i>

531
00:39:05,239 --> 00:39:07,219
ازپسش بر ميام .

532
00:39:14,286 --> 00:39:16,267
نمي دونم چي بگم .

533
00:39:19,280 --> 00:39:23,083
مي توني بهم بگي اون وزنه کجاست .

534
00:39:23,289 --> 00:39:25,270
<i>اون طرف ، پشتِ سرت .</i>

535
00:39:51,291 --> 00:39:53,271
هر دومون مي دونيم ...

536
00:39:53,347 --> 00:39:56,515
<i>تو نبايد جايِ من رو بگيري ، برادر .</i>

537
00:42:00,492 --> 00:42:02,315
من زنده ام .

538
00:42:02,489 --> 00:42:03,489
من زنده ام .

539
00:42:04,489 --> 00:42:14,489
ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

