1
00:00:01,001 --> 00:00:03,820
‫آنچه گذشت...

2
00:00:03,820 --> 00:00:05,620
‫برادرهام اصلاً درک نمی‌کنن

3
00:00:05,620 --> 00:00:08,020
‫که سرنوشت من اینـه که یه قهرمان بشم

4
00:00:08,020 --> 00:00:10,860
‫همه‌شون می‌گفتن، «نه لئو، تو ضایعی.
‫بابا عصبانی میشه!»

5
00:00:10,860 --> 00:00:12,730
‫و این شد که نینجای شب متولد شد!

6
00:00:12,730 --> 00:00:15,975
‫شورشی‌ای که با جرم و جنایات می‌جنگه و
‫هویتش خیلی خوب مخفی شده!

7
00:00:15,980 --> 00:00:17,730
‫اِپریل و داداشام زود فهمیدن کیـم

8
00:00:17,730 --> 00:00:20,371
‫برای همین تصمیم گرفتیم که با همدیگه
‫با جرم و جنایت بجنگیم

9
00:00:20,396 --> 00:00:21,670
‫تا این که لا فلور سبز شد

10
00:00:21,670 --> 00:00:23,770
‫یه سگ‌دزد قاچاقچی اسلحه

11
00:00:23,770 --> 00:00:26,010
‫اما اوضاع بهم ریخت.
‫آدم‌ها آسیب دیدن

12
00:00:26,010 --> 00:00:27,695
‫البته یه چندتا سگی رو نجات دادیم

13
00:00:27,700 --> 00:00:29,880
‫روزهای ابرقهرمانیم تموم شدن

14
00:00:29,880 --> 00:00:31,010
‫مگه نه؟

15
00:00:31,800 --> 00:00:37,800
ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

16
00:00:38,646 --> 00:00:41,256
‫یه لحظه صبر کنید.
‫بابایی داره پیامک میده

17
00:00:47,700 --> 00:00:51,010
‫سگ‌های ناقلا.
‫سگ ناقلای من کدوم‌تونید؟

18
00:00:52,000 --> 00:00:59,000
ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

19
00:01:05,060 --> 00:01:07,735
‫سگ ناقلا

20
00:01:09,550 --> 00:01:11,260
‫چی‌کار دارید می‌کنید؟

21
00:01:11,760 --> 00:01:12,790
‫این رو از کجا آوردید...

22
00:01:17,430 --> 00:01:20,530
‫یعنی چی؟

23
00:01:20,530 --> 00:01:22,730
‫وافلز؟ پورک‌چاپ؟ چی‌کار دارید...

24
00:01:28,005 --> 00:01:29,319
‫یک، دو، سه، چهار!

25
00:01:56,360 --> 00:01:57,926
«ماجراهای لاکپشت‌های نینجای جهش‌یافته نوجوان»
« قسمت هشتم: بازگشت نینجای شب »

26
00:01:59,963 --> 00:02:02,583
‫« ۱۵ سال پیش »

27
00:02:32,180 --> 00:02:33,600
‫بعدش به مارتا گفتم

28
00:02:33,600 --> 00:02:35,540
‫من تو کار پیتزافروشیـم!
‫چی‌کار دارید... هی!

29
00:02:35,540 --> 00:02:37,270
‫گمشو ببینم، موش کثیف!

30
00:02:43,640 --> 00:02:47,020
‫آخه، واقعاً به صلاح همه‌ست، مگه نه؟

31
00:02:47,020 --> 00:02:49,460
‫که لباس‌های نینجای شب‌مون رو
‫برای همیشه جمع کنیم...

32
00:02:49,460 --> 00:02:51,150
‫- تصمیم درستیـه
‫- چرا؟

33
00:02:51,150 --> 00:02:52,890
‫چون اونجا رو آتیش زدی؟

34
00:02:52,890 --> 00:02:55,560
‫یا این که شورش کردن غیرقانونیـه و

35
00:02:55,560 --> 00:02:57,360
‫بابا آخرش می‌فهمید؟

36
00:02:57,360 --> 00:02:58,560
‫همه‌تون موافق بودید!

37
00:02:58,560 --> 00:03:00,360
‫چیه خب؟ من که لباس مخصوص دوست دارم

38
00:03:00,360 --> 00:03:02,870
‫ایده‌ی من نبود. من رو به زور بردن

39
00:03:02,870 --> 00:03:04,200
‫این چیزیـه که به پلیس‌ها میگم

40
00:03:04,200 --> 00:03:05,500
‫من هم عاشق کتک زدن بودم

41
00:03:05,500 --> 00:03:07,140
‫اون قسمتش واقعاً حال می‌داد

42
00:03:07,170 --> 00:03:09,570
‫راف، گفتیم که نباید از خشونت لذت ببریم!

43
00:03:09,570 --> 00:03:11,380
‫اون مرغا هم برای همه‌ست

44
00:03:11,380 --> 00:03:13,980
‫چیه خب؟ همه‌شون مجرم بودن دیگه

45
00:03:13,980 --> 00:03:15,880
‫گفتی اگه مجرم باشن، اجازه دارم که

46
00:03:15,880 --> 00:03:17,210
‫فکر کنم کار باحالیـه!

47
00:03:17,460 --> 00:03:18,940
‫کارمون خوب بود

48
00:03:18,940 --> 00:03:19,950
‫به مردم کمک می‌کردیم

49
00:03:19,950 --> 00:03:21,890
‫سگ‌ها رو از دست اون گل‌فروش‌ها نجات داد،

50
00:03:21,890 --> 00:03:23,350
‫که راستش یکم هم عجیب بود،

51
00:03:23,350 --> 00:03:25,620
‫چون بنابه‌دلایلی مهم‌ترین پرونده‌مون بود

52
00:03:25,620 --> 00:03:27,590
‫اما ما قهرمان‌هایی بودیم که شهر...

53
00:03:27,590 --> 00:03:29,830
‫موقع نیازش...

54
00:03:29,830 --> 00:03:31,060
‫بهمون نیاز داشت!

55
00:03:31,060 --> 00:03:33,400
‫برگشتن سر زندگی‌های واقعی‌مون هم بد نیست

56
00:03:33,400 --> 00:03:36,425
‫برگشتن به... معمولی بودن

57
00:03:36,570 --> 00:03:37,570
‫بی‌اهمیت بود

58
00:03:37,570 --> 00:03:38,870
‫شوخی می‌کنی دیگه؟

59
00:03:38,870 --> 00:03:40,740
‫- تو لاکپشت جهش‌‌یافته‌ای
‫- معروفی!

60
00:03:40,740 --> 00:03:42,370
‫دیگه نینجای شب نیستم!

61
00:03:42,370 --> 00:03:43,930
‫لباس‌هاتون رو کجا قایم کردید؟

62
00:03:43,960 --> 00:03:45,660
‫- لباسشویی
‫- سطل آشغال

63
00:03:45,680 --> 00:03:47,940
‫بچه‌ها! باید این رو ببینید!

64
00:03:48,380 --> 00:03:50,140
‫هی، تا حالا شده وقتی تو روز روشن

65
00:03:50,140 --> 00:03:52,350
‫درِ چاه فاضلاب رو باز می‌کنی و

66
00:03:52,350 --> 00:03:54,080
‫می‌پری توش، کسی چیزی بهت بگه؟

67
00:03:54,080 --> 00:03:56,520
‫آره، مثلاً بگن، «این کار رو نکن بچه،

68
00:03:56,520 --> 00:03:58,050
‫خیلی خطرناکـه»؟

69
00:03:58,050 --> 00:04:00,390
‫شاید فکر کنن یه چیزیش افتاده تو چاه و

70
00:04:00,390 --> 00:04:01,960
‫خیلی هم پیگیرشه!

71
00:04:01,960 --> 00:04:03,130
‫دل و جرأت داره!

72
00:04:03,130 --> 00:04:05,240
‫چرا هنوز دارید حرف می‌زنید؟!
‫فقط نگاه کنید!

73
00:04:05,260 --> 00:04:07,630
‫خبر فوری، یک ویدیوی بی‌نام و نشان

74
00:04:07,630 --> 00:04:09,930
‫که به نظر می‌رسه تهدید عجیبی
‫علیه شهر باشه...

75
00:04:09,930 --> 00:04:11,770
‫چقدر ناشیـه. باید می‌ذاشتن من...

76
00:04:11,770 --> 00:04:13,170
‫- هیس!
‫- هشدار

77
00:04:13,170 --> 00:04:16,710
‫ممکن است این ویدیو برای بعضی‌ افراد
‫آزاردهنده باشد

78
00:04:16,710 --> 00:04:18,634
‫و یکم هم گوگولی

79
00:04:20,310 --> 00:04:22,780
‫خیلی وقته که حواسم به همه‌تون هست،

80
00:04:22,780 --> 00:04:26,420
‫دارین تو این منجلاب متعفنی که
‫ اسمش رو گذاشتید شهر، زندگی می‌کنید

81
00:04:26,420 --> 00:04:28,720
‫شما و سگ‌هاتون

82
00:04:28,720 --> 00:04:30,450
‫- اوه اوه
‫- آره

83
00:04:30,450 --> 00:04:33,160
‫این حیوونای پست، تهدید محسوب میشن

84
00:04:33,160 --> 00:04:35,790
‫من سعی کردم بهتون نشون بدم،
‫سعی کردم نجات‌تون بدم

85
00:04:35,790 --> 00:04:38,290
‫با این‌حال چشماتون رو بستید!

86
00:04:38,290 --> 00:04:43,470
‫و حالا این به اصطلاح قهرمان‌هاتون
‫می‌خوان جلوم وایسن

87
00:04:43,470 --> 00:04:47,870
‫داره درمورد همونایی حرف می‌زنه که
‫فکر می‌کنم؟

88
00:04:47,870 --> 00:04:53,140
‫و حالا ذاتِ واقعی بهترین دوستِ انسان‌ها رو
‫آشکار می‌کنم

89
00:04:53,140 --> 00:04:56,110
‫وافلز؟ پورک‌چاپ؟ چی‌کار دارید...

90
00:04:59,560 --> 00:05:00,620
‫سگ‌های شیطون!

91
00:05:00,620 --> 00:05:03,620
‫این‌قدر بانمکید که نمی‌تونم از دست‌تون
‫عصبانی بمونم!

92
00:05:03,620 --> 00:05:05,620
‫وای! چقدر نازن!

93
00:05:05,620 --> 00:05:09,160
‫اگه نینجاهای شب خودشون رو تسلیم نکنن،

94
00:05:09,160 --> 00:05:11,430
‫حملات بیشتری اتفاق میفته!

95
00:05:11,430 --> 00:05:12,860
‫با سگ‌های گنده‌تر!

96
00:05:13,500 --> 00:05:15,030
‫اسم من پنجه‌ست...

97
00:05:15,030 --> 00:05:17,770
‫...و این تازه اولشـه

98
00:05:18,443 --> 00:05:19,720
‫همون‌طور که تماشا کردید...

99
00:05:19,720 --> 00:05:22,810
‫این اتمام حجتی مبهم از سوی
دیوانه‌ی نقاب‌داری بود که

100
00:05:22,810 --> 00:05:25,980
‫فقط به اسمِ... پنجه، شناخته میشه

101
00:05:25,980 --> 00:05:28,110
‫این به همون باند سگ‌دزدی ربط داره!

102
00:05:28,110 --> 00:05:29,180
‫چی؟ نه، نه

103
00:05:29,180 --> 00:05:31,180
‫لا فلور اسلحه قاچاق می‌کرد

104
00:05:31,180 --> 00:05:32,620
‫کاری به سگ‌ها نداشت

105
00:05:32,620 --> 00:05:35,220
‫یعنی می‌خواد مجبورشون کنه که
‫به صاحب‌هاشون حمله کنن؟

106
00:05:35,220 --> 00:05:38,050
‫- اصلاً‌ چطور ممکنـه؟
‫- احتمالاً با فرومون

107
00:05:38,480 --> 00:05:39,990
‫- چی چی؟
‫- سگ‌ها بوشون می‌کنن و

108
00:05:39,990 --> 00:05:41,390
‫بعدش می‌زنه به سرشون

109
00:05:43,030 --> 00:05:44,930
‫لئو؟ حالت خوبـه؟ باهام حرف بزن

110
00:05:44,930 --> 00:05:48,030
‫این... این...

111
00:05:48,030 --> 00:05:50,370
‫عالیـه!

112
00:05:50,370 --> 00:05:52,570
‫یه ابرشرور واقعی تهدیدمون کرده!

113
00:05:52,570 --> 00:05:54,680
‫البته که باید همچین نتیجه‌ای بگیری

114
00:05:54,710 --> 00:05:56,370
‫چی‌کار کنیم؟ من، من...

115
00:05:56,370 --> 00:05:58,108
‫من باید خودم رو تسلیمِ پنجه کنم

116
00:05:58,110 --> 00:05:59,810
‫خیلی خب. اولاً که این فکر مزخرفیـه

117
00:05:59,810 --> 00:06:01,650
‫و دوماً، اصلاً چطوری می‌خوای این کار رو بکنی؟

118
00:06:01,650 --> 00:06:02,750
‫نگفت که کجاس

119
00:06:02,750 --> 00:06:04,710
‫و سوماً، اگه این کار رو بکنی،

120
00:06:04,710 --> 00:06:07,550
‫بابا قطعاً می‌فهمه که چه سر و سِرّی داشتیم

121
00:06:07,550 --> 00:06:09,090
‫آره، درمورد تهدیدها هم،

122
00:06:09,090 --> 00:06:12,020
‫«کوجو» شدن سگ‌ها
همچین اتفاق وحشتاکی نیست

123
00:06:12,020 --> 00:06:14,720
‫- تو اصلاً کوجو رو خوندی؟
‫- صبر کن ببینم، مگه کتابـه؟

124
00:06:14,720 --> 00:06:16,720
‫هر کی که فکر می‌کنه باید نادیده بگیریم و

125
00:06:16,750 --> 00:06:18,520
‫وانمود کنیم که انگار اتفاقی نیفتاده،

126
00:06:18,520 --> 00:06:19,920
‫دستش رو بگیره بالا!

127
00:06:21,870 --> 00:06:25,400
‫جدی میگم لئو، قضیه رو بسپار به پلیس

128
00:06:25,400 --> 00:06:26,440
‫باشه

129
00:06:31,580 --> 00:06:34,240
‫بابا و اسکام‌باگ هنوز دارن دعوا می‌کنن؟

130
00:06:35,562 --> 00:06:36,810
‫چقدر ضایع

131
00:06:36,810 --> 00:06:38,350
‫کاش دیگه آشتی می‌کردن

132
00:06:38,350 --> 00:06:40,780
‫باید واسش گُل بگیره.
‫حشره‌ها گل دوست دارن

133
00:06:40,780 --> 00:06:43,820
‫راست میگن. تو قضیه‌ی لا فلور
حسابی گند زدیم و

134
00:06:43,820 --> 00:06:46,090
‫- بهتره که فقط...
‫- باید پنجه رو ناکار کنیم

135
00:06:46,090 --> 00:06:48,090
‫- چی... چی؟
‫- همون که تو فیلمه بود،

136
00:06:48,090 --> 00:06:49,760
‫پیش سگ‌ها بود...
درمورد حمله‌ تحقیق کردم

137
00:06:49,760 --> 00:06:52,260
‫طرف تو بیمارستانـه،
‫می‌تونیم بریم ازش سوال بپرسیم و

138
00:06:52,260 --> 00:06:54,060
‫بفهمیم واقعاً چه اتفاقی افتاده

139
00:06:54,060 --> 00:06:55,470
‫بعدش با همدیگه...

140
00:06:55,470 --> 00:06:56,770
‫رد پنجه رو می‌زنیم و

141
00:06:56,770 --> 00:06:58,770
‫کل این ماجرا رو برملا می‌‌کنیم!

142
00:06:59,570 --> 00:07:00,800
‫دوباره قهوه خوردی؟

143
00:07:00,800 --> 00:07:01,910
‫آره! خب که چی؟!

144
00:07:01,910 --> 00:07:03,340
‫پایه‌ای...

145
00:07:03,340 --> 00:07:04,410
‫نینجای شب؟

146
00:07:07,253 --> 00:07:10,866
« بیمارستان لرد استریت »

147
00:07:19,520 --> 00:07:21,460
‫نترس آقای...

148
00:07:21,460 --> 00:07:25,090
‫- کمد. جیک کمد
‫- جدی میگی؟

149
00:07:25,090 --> 00:07:26,630
‫واقعاً؟ اسمت اینـه؟

150
00:07:26,630 --> 00:07:29,430
‫شما کی هستید؟ قضیه چیه؟

151
00:07:29,430 --> 00:07:31,800
‫لباس مخصوصمـه دیگه! آخه...

152
00:07:31,800 --> 00:07:33,670
‫...یونیفرم ابرقهرمانیم

153
00:07:33,670 --> 00:07:37,700
‫مصدومیتت کار سگ‌هات بود،
‫اون موقع که...

154
00:07:37,700 --> 00:07:38,980
‫جرواجرت کردن؟

155
00:07:38,980 --> 00:07:40,310
‫این رو میگی؟ نه

156
00:07:40,310 --> 00:07:42,290
‫اونا می‌خواستن گازم بگیرن اما کوچیکـن

157
00:07:42,290 --> 00:07:44,980
‫این به خاطر آلرژیـه

158
00:07:44,980 --> 00:07:47,350
‫آلرژی؟ به چی؟

159
00:07:47,350 --> 00:07:50,490
‫کک‌ها. البته تا حالا بدنم این‌طوری
‫واکنش نشون نداده بود

160
00:07:50,490 --> 00:07:51,990
‫حتماً خیلی بهت سخت گذشته که

161
00:07:51,990 --> 00:07:53,490
‫از بچگی همچین اسمی داشتی

162
00:07:53,490 --> 00:07:54,960
‫نینجای شب! تمرکز کن!

163
00:07:54,960 --> 00:07:56,130
‫درستـه! ببخشید!

164
00:07:56,130 --> 00:07:57,630
‫چیزی هست که بتونی

165
00:07:57,630 --> 00:07:58,820
‫درمورد اون شب بهمون بگی؟

166
00:07:58,850 --> 00:08:00,460
‫چیز عجیبی ندیدی؟

167
00:08:00,460 --> 00:08:02,500
‫یادم نمیاد

168
00:08:02,500 --> 00:08:04,670
‫یه یارویی بود، شاید هم دو نفر بودن

169
00:08:04,670 --> 00:08:06,640
‫پالتوی بارونی سیاه پوشیده بودن اما

170
00:08:06,640 --> 00:08:09,010
‫ویدیوش تو کل اینترنت هست

171
00:08:09,010 --> 00:08:10,340
‫سگ‌های شیطون!

172
00:08:10,340 --> 00:08:12,740
‫این‌قدر بانمکید که نمی‌تونم از دست‌تون
‫عصبانی بمونم!

173
00:08:12,743 --> 00:08:14,010
‫وای، خیلی بانمکـن

174
00:08:14,010 --> 00:08:15,680
‫اون که زبونش بیرونه رو دوست دارم

175
00:08:15,680 --> 00:08:18,050
‫یکم شبیهِ... وای! نگاه کن لئو!

176
00:08:20,950 --> 00:08:22,890
‫اینا باید همونی باشن که کمد دیده

177
00:08:22,890 --> 00:08:24,090
‫ونه رو نگاه کن!

178
00:08:24,790 --> 00:08:26,520
‫جامعه‌ی گل

179
00:08:26,520 --> 00:08:27,860
‫لا فلور...

180
00:08:27,860 --> 00:08:29,660
‫همه‌ش به هم مربوطـه!

181
00:08:31,676 --> 00:08:34,453
« همچنان ۱۵ سال پیش »

182
00:09:33,560 --> 00:09:35,660
‫یعنی چی؟!

183
00:09:35,660 --> 00:09:37,760
‫نمی‌فهمم واسه چی الان تو زندان نیست

184
00:09:37,760 --> 00:09:39,730
‫ما که واسه پلیس پیغام گذاشتیم

185
00:09:39,730 --> 00:09:41,930
‫راستش رو بخوای، پیغام مسخره‌ای بود

186
00:09:41,930 --> 00:09:43,560
‫به یه گروه از گل‌فروش‌ها اتهام زدیم که

187
00:09:43,560 --> 00:09:45,780
‫می‌خوان یه هتل سگی رو با لیزر آتیش بزنن

188
00:09:45,780 --> 00:09:48,140
‫- الان چی‌کار داره می‌کنه؟
‫- وایساده سر جاش

189
00:09:48,140 --> 00:09:50,110
‫تمام شب،‌ وجب به وجت گل‌خونه‌ها رو
‫گشتیم تا

190
00:09:50,110 --> 00:09:52,910
‫این خانم رو پیدا کنیم، اون‌وقت حالا...

191
00:09:52,910 --> 00:09:54,610
‫صبر کن ببینم. اون کیـه؟

192
00:09:54,610 --> 00:09:57,450
‫خودشـه! همونی که تو ویدیوی کمد بود!

193
00:09:57,450 --> 00:09:58,980
‫این‌قدر درگیر اسم اون یارو نشو!

194
00:09:58,980 --> 00:10:01,950
‫واسه منم دیگه داره بی‌مزه میشه.
‫بگو «ویدیوی خالی»

195
00:10:08,760 --> 00:10:11,960
‫سلام، سگ‌های کوچولو

196
00:10:18,570 --> 00:10:21,370
‫می‌تونیم از راه آسونش انجام بدیم یا...

197
00:10:23,610 --> 00:10:26,880
‫تو دیگه چه موجودی هستی؟

198
00:10:26,880 --> 00:10:29,010
‫نینجای شب

199
00:10:30,510 --> 00:10:32,620
‫صبر کن ببینم، من رو می‌شناسی؟

200
00:10:32,620 --> 00:10:35,650
‫ایول! پس تو هم یه‌جور حشره‌ای؟

201
00:10:35,650 --> 00:10:38,320
‫مثل یه ملخ یا...

202
00:10:38,320 --> 00:10:41,790
‫خیلی خب، ملخ نیستی!

203
00:10:48,460 --> 00:10:50,500
‫هی!

204
00:10:52,200 --> 00:10:53,500
‫وای!

205
00:11:01,640 --> 00:11:03,880
‫تو کی هستی؟
‫اصلاً چرا داری این کار رو می‌کنی؟

206
00:11:03,880 --> 00:11:06,950
‫و مشکلت با سگ‌ها چی...

207
00:11:13,790 --> 00:11:15,660
‫تو...

208
00:11:15,660 --> 00:11:17,390
‫داری گازم می‌گیری؟

209
00:11:17,390 --> 00:11:20,230
‫این پوستتـه؟
‫چون معمولاً خون می‌زنه بیرون

210
00:11:23,370 --> 00:11:25,270
‫لئو!

211
00:11:30,640 --> 00:11:33,880
‫لئو،‌ حالت خوبـه؟!
‫وای، نه! اون دیگه چیـه؟!

212
00:11:37,050 --> 00:11:40,420
‫داره فرار می‌کنه!

213
00:11:40,420 --> 00:11:42,690
‫نه، صبر کن. داره می‌پره

214
00:11:42,690 --> 00:11:45,020
‫فکر کنم یه ملخ جهش‌یافته‌ست

215
00:11:45,020 --> 00:11:47,200
‫شاید هم جیرجیرک خون‌آشام جهش‌یافته باشه

216
00:11:47,200 --> 00:11:49,390
‫پسر! واقعاً یه نینجای شب‌موبیل می‌خوام

217
00:11:49,390 --> 00:11:51,060
‫یا موتور نینجا؟

218
00:11:51,060 --> 00:11:52,760
‫نـه!

219
00:11:52,760 --> 00:11:54,400
‫موتور شب!

220
00:11:54,400 --> 00:11:56,430
‫باشه، تموم شد؟ چون طرف رفت‌ها

221
00:11:56,430 --> 00:11:58,840
‫خیلی وقت هم هست که رفته

222
00:11:58,840 --> 00:12:00,640
‫هیچ‌کدوم از این ماجراها منطقی نیست!

223
00:12:00,640 --> 00:12:04,110
‫گل‌فروش‌‌ها و لیزر؟
‫حشرات جهش‌یافته‌ای که به سگ‌ها حمله می‌کنن؟

224
00:12:04,110 --> 00:12:07,940
‫آخه واسه چی پنجه این‌قدر خودش رو به
‫زحمت انداخته؟ به چه هدفی؟

225
00:12:07,940 --> 00:12:11,110
‫وقتی این‌قدر بلند میگی،
‫معلومـه که احمقانه به‌نظر میاد

226
00:12:11,110 --> 00:12:14,000
‫اصلاً این کارهاش چه ربطی به ما داره؟

227
00:12:15,080 --> 00:12:16,890
‫- وای پسر
‫- چی شده؟

228
00:12:16,890 --> 00:12:21,060
‫این پیام من خطاب به دشمنان دیرینه و
‫قسم‌خورده‌ی منـه

229
00:12:21,060 --> 00:12:22,430
‫نینجاهای شب

230
00:12:22,430 --> 00:12:23,630
‫بهتون هشدار دادم

231
00:12:23,630 --> 00:12:24,660
‫بهتون فرصت دادم تا

232
00:12:24,660 --> 00:12:26,360
‫خودتون رو تسلیم کنید تا

233
00:12:26,360 --> 00:12:27,700
‫هیشکی آسیبی نبینه

234
00:12:27,700 --> 00:12:28,970
‫دشمن های قسم‌خورده؟

235
00:12:28,970 --> 00:12:30,570
‫طرف بهمون گفت دشمن‌های قسم‌خورده!

236
00:12:30,570 --> 00:12:32,340
‫فهمیدیم، آروم بگیر

237
00:12:32,340 --> 00:12:34,070
‫اما حالا تمام بلاهایی که

238
00:12:34,070 --> 00:12:36,470
‫قراره سر این شهر بیاد،

239
00:12:36,470 --> 00:12:38,910
!تقصیر شماست

240
00:12:38,910 --> 00:12:40,610
‫«قضیه رو بسپار به پلیس، لئو»

241
00:12:40,610 --> 00:12:43,600
‫یکی این رو گفت‌ها.
‫دقیق یادم نمیاد کی بود

242
00:12:43,600 --> 00:12:46,480
‫یه‌جور کَک جهش‌یافته
واسش کار می‌کنه، دانی

243
00:12:46,480 --> 00:12:49,150
‫آره، اما اون موقع که من گفتم
‫این رو نمی‌دونستی...

244
00:12:49,150 --> 00:12:50,820
‫بس کن، خب؟ فقط گوش کن!

245
00:12:50,820 --> 00:12:53,090
‫این قضیه خیلی عجیبـه

246
00:12:53,090 --> 00:12:56,660
‫می‌خواید با من بازی کنید؟
‫خب بیاید بازی کنیم

247
00:12:56,660 --> 00:12:58,090
‫ایولا!

248
00:12:58,090 --> 00:13:00,060
‫قرار واسه‌مون ریدلر بازی در بیاره

249
00:13:00,060 --> 00:13:04,800
‫دوستان، برید عقب،
‫کار من تو معما حل کردن عالیـه

250
00:13:04,800 --> 00:13:07,100
‫بهتره قضیه به سگ‌ها ربطی نداشته باشه

251
00:13:07,740 --> 00:13:11,310
‫یکی از این فروشگاه‌های حیوانات خانگی
‫هدف خشم من خواهند بود،

252
00:13:11,310 --> 00:13:14,745
‫«داگرومات»، «لونه‌ی یو داگ» یا
‫«باسن وول وولی»

253
00:13:14,770 --> 00:13:16,910
‫- می‌دونستم
‫- اما کدومش؟!

254
00:13:16,910 --> 00:13:20,020
‫اگه می‌تونید جلوم رو بگیرید،
‫نینجاهای شب

255
00:13:21,520 --> 00:13:23,050
‫وای!

256
00:13:23,850 --> 00:13:26,160
‫این که... معما نیست

257
00:13:26,160 --> 00:13:27,860
‫الان بهمون گفت کجا باید بریم که

258
00:13:27,860 --> 00:13:31,190
‫کم کم دارم فکر می‌کنم
پنجه ‫خیلی کارش خوب نیست

259
00:13:31,190 --> 00:13:32,460
‫- فهمیدم!
‫- وای خدا!

260
00:13:32,460 --> 00:13:34,620
‫- باید قبلش یه هشداری بدی!
‫- جدا میشیم!

261
00:13:34,620 --> 00:13:36,700
‫سه تا تیم میشیم!
‫من و اِپریل که مشخصاً با همیم،

262
00:13:36,700 --> 00:13:37,930
‫داگرومات با ما

263
00:13:37,930 --> 00:13:39,540
‫مایکی و دانی، شما برید لونه

264
00:13:39,570 --> 00:13:40,870
‫- راف...
‫- نه‌خیر، حرفش هم نزن

265
00:13:40,870 --> 00:13:43,740
‫یکی جاش رو با من عوض کنه،
‫من نمیرم اون فروشگاه باسنیه

266
00:13:46,300 --> 00:13:47,827
‫ازتون متنفرم!

267
00:13:49,000 --> 00:13:56,000
ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور
268
00:13:58,465 --> 00:13:59,935
« باسن وول وولی »

269
00:13:59,960 --> 00:14:02,990
‫آره، این چیزای اُرگانیک
فقط واسه‌ بازارگرمیـه

270
00:14:02,990 --> 00:14:04,790
‫جنس همه‌شون یکیه...

271
00:14:12,407 --> 00:14:13,920
‫« یو داگ! »

272
00:14:14,480 --> 00:14:16,310
‫وای! پسر خوب من کیـه؟

273
00:14:16,310 --> 00:14:18,010
‫کی دلش خوراکی می‌خواد؟

274
00:14:23,180 --> 00:14:24,551
‫« داگرومات »

275
00:14:24,576 --> 00:14:27,650
‫وای، قراره حسابی خوش‌بو بشید!

276
00:14:29,050 --> 00:14:31,550
‫لئو! در همین‌جا بود!

277
00:14:32,160 --> 00:14:33,760
‫آره، کاملاً مطمئنم که

278
00:14:33,760 --> 00:14:35,890
‫هیچ کک خون‌آشام جهش‌یافته‌ای اینجا نیس

279
00:14:35,890 --> 00:14:38,360
‫نه، یه بار دیگه نگاه نمی‌کنم.
‫چی؟

280
00:14:38,360 --> 00:14:40,060
‫آره، از پنجره اومدیم

281
00:14:41,600 --> 00:14:43,270
‫شاید بهتر باشه سگ بگیریم

282
00:14:43,270 --> 00:14:44,700
‫آره، ازش پرسیدم

283
00:14:44,700 --> 00:14:47,170
‫گفت نه، خون‌آشام جهش‌یافته‌ای ندیده

284
00:14:47,170 --> 00:14:49,310
‫دیگه چی می‌خوای؟
‫خیلی خب، حس می‌کنم از همون اول

285
00:14:49,310 --> 00:14:50,770
‫همه رو فرستادن پی نخود سیاه

286
00:14:50,770 --> 00:14:53,300
‫راستش باید واسه این یارو
‫یه پنجره‌‌ی جدید بگیریم

287
00:14:54,940 --> 00:14:58,180
‫تو هیچ‌کدوم خبری نبود.
‫نمی‌فهمم

288
00:14:58,180 --> 00:15:00,120
‫یه چیزی هست که بهش دقت نمی‌کنیم

289
00:15:00,120 --> 00:15:02,950
‫چرا باید بگه هدفش یکی از این سه جا بوده و

290
00:15:02,950 --> 00:15:04,220
‫به هیچ‌کدومش نیومده؟

291
00:15:04,220 --> 00:15:05,960
‫چون می‌خواسته از هدف واقعیش

292
00:15:05,960 --> 00:15:07,790
‫دور بشیم

293
00:15:06,176 --> 00:15:08,976
{\an8}« نمایش سگ‌ها »
« امشب »

294
00:15:07,790 --> 00:15:08,790
‫وای نه

295
00:15:14,600 --> 00:15:16,240
‫اوم

296
00:15:19,209 --> 00:15:22,062
« همچنان ۱۵ سال پیش »

297
00:16:10,420 --> 00:16:11,690
‫استارت نمی‌خوره!

298
00:16:12,320 --> 00:16:14,320
‫می‌دونستم باید شارژش کنم

299
00:16:14,320 --> 00:16:16,760
‫مسابقه اون کَله‌ی شهره!

300
00:16:16,760 --> 00:16:18,790
‫چی‌کار کنیم؟

301
00:16:20,271 --> 00:16:22,570
‫موتور شب!

302
00:16:22,570 --> 00:16:25,570
‫قربان، باید موتور فوق‌العاده خفن‌تون رو
‫قرض بگیرم!

303
00:16:25,570 --> 00:16:28,140
‫- خیلی کارم ضروریـه!
‫- حتماً، امر دیگه؟

304
00:16:28,140 --> 00:16:30,340
‫می‌دونی این وسیله چقدر پولشـه؟

305
00:16:30,340 --> 00:16:32,780
‫دست بردار! جون آدم‌ها تو خطره!

306
00:16:32,780 --> 00:16:35,010
‫- خب که چی؟
‫- جون سگ‌ها هم همین‌طور!

307
00:16:35,010 --> 00:16:36,810
‫- باید خودم رو...
‫- صبر کن

308
00:16:36,810 --> 00:16:39,220
گفتی جون سگ‌های توی خطره؟

309
00:16:41,520 --> 00:16:43,590
‫می‌دونم شاید این حرفم به‌جا نباشه اما

310
00:16:43,590 --> 00:16:46,490
‫میشه یکم آروم‌تر بری؟

311
00:16:47,720 --> 00:16:52,730
‫وای!

312
00:16:53,166 --> 00:16:55,270
‫« سرعت شما: آروم‌تر برید! »

313
00:16:55,295 --> 00:16:57,295
« جاده در دست تعمیر است »

314
00:16:57,500 --> 00:16:59,600
‫نه، این کار رو نکن.
‫دور بزن. دور بزن!

315
00:16:59,600 --> 00:17:00,700
‫وقت نداریم!

316
00:17:05,820 --> 00:17:07,520
‫ایول

317
00:17:11,750 --> 00:17:13,750
‫دانی همین الان پیام داد.
‫تو راهـن

318
00:17:14,250 --> 00:17:15,650
‫بهتر نیست منتظر بمونیم؟

319
00:17:15,650 --> 00:17:17,500
‫نمیشه! کک‌های پنجه ممکنه که الان

320
00:17:17,520 --> 00:17:19,590
‫یه بوی گَند گُنده راه انداخته باشن و

321
00:17:19,590 --> 00:17:22,560
‫هزاران سگ رو تبدیل به
‫ماشین‌های درنده کرده باشن!

322
00:17:22,560 --> 00:17:24,430
‫هنوز نمی‌فهمم سودش از این کارها چیه

323
00:17:24,460 --> 00:17:26,330
‫آره خب، از سگ‌ها خوشش نمیاد، معلومـه

324
00:17:26,330 --> 00:17:28,100
‫اما منطقی نیست که...

325
00:17:28,100 --> 00:17:30,230
‫خب، در هر صورت باید جلوش رو بگیریم

326
00:17:30,230 --> 00:17:31,800
‫بریم تو...!

327
00:17:36,140 --> 00:17:38,410
‫خیلی خب، هیچ‌وقت قرار نیست پیداشون کنیم...

328
00:17:38,410 --> 00:17:40,580
‫اونجان!

329
00:17:40,580 --> 00:17:42,380
‫- چطوری این کار رو کردی؟
‫- اونا چیز دارن!

330
00:17:42,380 --> 00:17:44,080
‫باید با چیزشون چیز کنن...

331
00:17:44,080 --> 00:17:45,510
‫نمی‌دونم چی بهش بگم

332
00:17:45,510 --> 00:17:48,520
‫مثلاً یه جور بادکنک بدبوئـه؟
‫فیجت بدبوئـه؟

333
00:17:48,520 --> 00:17:50,920
‫خب هر چی که هست، باید جلوش رو بگیریم

334
00:17:50,920 --> 00:17:52,280
‫من حواس کک‌ها رو پرت می‌کنم،

335
00:17:52,280 --> 00:17:55,020
‫تو اون چیز بوگندوئه رو قطع کن، باشه؟

336
00:17:55,020 --> 00:17:57,030
‫اونا چهار نفرن و تو فقط یه نفری!

337
00:17:57,820 --> 00:17:59,930
‫این کاریـه که یه قهرمان می‌کنه

338
00:17:59,930 --> 00:18:02,030
‫و ایشالا که برادرهام زودی می‌رسن

339
00:18:06,400 --> 00:18:07,640
‫بوق بزن دیگه!

340
00:18:07,640 --> 00:18:09,740
‫فقط یه احمقه که تو این وضع بوق...

341
00:18:09,740 --> 00:18:11,610
‫- دست بردار!
‫- بیخیال!

342
00:18:20,980 --> 00:18:23,350
‫مطمئنیم که سر و کله‌ی نینجاهای شب
‫پیدا نمیشه؟

343
00:18:23,350 --> 00:18:27,160
‫مهم نیست. پنجه نقشه‌ی همه‌چی رو ریخته

344
00:18:28,160 --> 00:18:31,490
‫وقتی کارمون تموم شد،
‫همچنان می‌تونیم سگ‌ها رو بخوریم دیگه؟

345
00:18:31,490 --> 00:18:33,460
‫بهمون قول داده بود

346
00:18:33,460 --> 00:18:35,430
‫من می‌تونم بهت...

347
00:18:35,430 --> 00:18:37,900
‫...قولِ انتقام بدم

348
00:18:37,900 --> 00:18:40,100
‫اصلاً منطقی نیست

349
00:18:40,100 --> 00:18:42,370
‫اگه می‌خوای قول انتقام بهمون بدی،

350
00:18:42,370 --> 00:18:44,410
‫یعنی ما به انتقام می‌رسیم

351
00:18:44,410 --> 00:18:46,240
‫مثلاً از دشمنامون انتقام می‌گیریم

352
00:18:46,240 --> 00:18:48,980
‫یعنی این‌طوری در واقع داری
بهمون کمک هم می‌کنی

353
00:18:48,980 --> 00:18:50,920
‫این... نه...

354
00:18:50,922 --> 00:18:52,680
‫اصلاً انتقام رو ول کنید!

355
00:18:52,680 --> 00:18:54,480
‫من  اومدم جلوتون رو بگیرم!

356
00:18:54,480 --> 00:18:56,850
‫و اگه می‌خواید جلوی جلو گرفتنم رو بگیرید...

357
00:18:56,850 --> 00:18:58,690
‫...باید من رو بگیرید!

358
00:18:58,690 --> 00:18:59,820
‫باشه

359
00:18:59,820 --> 00:19:03,660
‫داستی، بومر، فرانکی، خونش رو بمکید

360
00:19:03,660 --> 00:19:05,830
‫من با رئیس کار دارم

361
00:19:10,670 --> 00:19:15,070
‫آموزش غیرفعال کردن بمب بوگندو

362
00:19:27,680 --> 00:19:30,120
‫هان؟

363
00:19:30,120 --> 00:19:31,190
‫چی؟

364
00:19:32,420 --> 00:19:34,090
‫هان؟

365
00:19:48,800 --> 00:19:50,370
‫وای پسر!

366
00:20:06,020 --> 00:20:08,590
‫چی‌کار داری می‌کنی... برو اون‌ور!

367
00:20:08,590 --> 00:20:09,890
‫این‌قدر گازم نگیرید!

368
00:20:17,230 --> 00:20:19,270
‫بیا!

369
00:20:20,845 --> 00:20:23,540
‫دیگه تمومه، نینجای شب!

370
00:20:24,320 --> 00:20:26,240
‫پنجه چرا داره این کار رو می‌کنه؟

371
00:20:26,240 --> 00:20:28,080
‫چرا این‌قدر از سگ‌ها بدش میاد؟

372
00:20:28,080 --> 00:20:30,750
‫وایسا، وایسا، وایسا.
‫واقعاً نمی‌دونی؟

373
00:20:30,750 --> 00:20:32,050
‫چی رو؟

374
00:20:32,740 --> 00:20:34,440
‫که همه‌ی این ماجراها...

375
00:20:34,440 --> 00:20:36,180
‫فقط یه بازیـه

376
00:20:36,820 --> 00:20:39,500
‫فکر می‌کردیم شماها هم تو بازی‌اید!

377
00:20:40,140 --> 00:20:42,020
‫قضیه هیچ‌‌وقت درمورد سگ‌ها نبود

378
00:20:42,020 --> 00:20:45,930
‫یه گربه بیشتر از سگ، از چی بدش میاد؟

379
00:20:47,200 --> 00:20:49,400
‫به خدا اگه بدونم چی داری میگی اما

380
00:20:50,120 --> 00:20:51,870
‫می‌خوای بدونی چی رو می‌دونم؟

381
00:20:51,870 --> 00:20:54,370
‫این که سر و کله‌ی تیمم، بالاخره پیدا شد

382
00:20:56,000 --> 00:20:58,470
‫آره، شرمنده. ترافیک نیویورکه دیگه

383
00:21:10,950 --> 00:21:14,990
‫باورم نمیشه بدون ما شروع کردی...
‫نینجای شب!

384
00:21:15,775 --> 00:21:18,290
‫آره، نمیشه که همه‌ی عشق و حال رو
‫خودت تنهایی بکنی

385
00:21:18,290 --> 00:21:19,900
‫ما یه تیمیم، مگه نه؟

386
00:21:21,660 --> 00:21:23,400
‫می‌تونیم با همدیگه تمومش کنیم

387
00:21:23,400 --> 00:21:26,370
‫ببینم از مبارزه‌ی برابر هم
‫خوش‌تون میاد یا نه، کک‌ها!

388
00:21:27,440 --> 00:21:28,800
‫خب، شاید یه روز دیگه

389
00:21:29,300 --> 00:21:30,970
‫واقعاً گذاشتن و رفتن؟

390
00:21:30,970 --> 00:21:33,640
‫فکر می‌کردم کک‌های خون‌آشام جهش‌یافته
‫خیلی باحال‌تر باشن

391
00:21:33,640 --> 00:21:36,010
‫بچه‌ها، ازتون ممنونم،‌ شما جونم رو...

392
00:21:36,010 --> 00:21:38,410
‫وای، اپریل! می‌خواست بمب بوگندو رو
‫غیر فعال کنه!

393
00:21:38,410 --> 00:21:40,380
‫- باید...
‫- مشکلی نیست. حل شد

394
00:21:40,380 --> 00:21:42,650
‫وایسا ببینم، واقعاً بلد بودی غیرفعالش کنی؟

395
00:21:42,650 --> 00:21:44,750
زدم تو اینترنت

396
00:21:44,750 --> 00:21:46,620
‫آره. معلوم شد که دکمه‌‌ی خاموشی داره

397
00:21:46,620 --> 00:21:48,990
‫موفق شدیم! گل کاشتیم!

398
00:21:48,990 --> 00:21:50,130
‫معلومـه!

399
00:21:50,130 --> 00:21:52,230
‫یه جای کار واقعاً می‌لنگه

400
00:21:52,230 --> 00:21:54,700
‫انگار اصلاً این قضیه براشون مهم نبود

401
00:21:55,500 --> 00:21:58,000
‫یه گربه بیشتر از سگ، از چی بدش میاد؟

402
00:21:58,000 --> 00:21:59,540
‫وای! آب!

403
00:21:59,540 --> 00:22:00,640
‫موش

404
00:22:00,640 --> 00:22:02,370
‫اون دنبال سگ‌ها نبود

405
00:22:02,370 --> 00:22:04,140
‫اصلاً دنبال ما هم نیست

406
00:22:06,810 --> 00:22:09,340
‫پنجه دنبال بابائـه

407
00:22:13,264 --> 00:22:18,264
ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

