1
00:00:01,177 --> 00:00:08,177
ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

2
00:00:53,583 --> 00:00:54,707
‫«حاکم»

3
00:00:58,500 --> 00:00:59,750
‫این یعنی چی؟

4
00:01:02,458 --> 00:01:03,875
‫این یعنی چی؟!

5
00:01:05,500 --> 00:01:08,208
‫خوش‌وقتـم، جناب.
‫«آپولینار موسکوته» هستم...

6
00:01:11,333 --> 00:01:13,333
‫و به‌عنوان حاکم شهر منصوب شدم.

7
00:01:15,291 --> 00:01:17,916
‫این کاغذ واسه ما مهم نیست.

8
00:01:18,833 --> 00:01:20,914
‫ما حاکم نمی‌خوایم...

9
00:01:20,915 --> 00:01:22,623
‫چون اینجا چیزی واسه حکومت نداریم!

10
00:01:22,917 --> 00:01:26,000
‫بهت هشدار می‌دم؛ من مسلحـم.

11
00:01:58,041 --> 00:01:59,541
‫ترجیح می‌دم زنده‌ت رو حمل کنم...

12
00:02:00,500 --> 00:02:03,208
‫تا این‌که تا آخر عمر مُرده‌ت رو به دوش بکشم.

13
00:02:41,250 --> 00:02:45,166
‫«صد سال تنهایی»

14
00:02:43,208 --> 00:02:45,188
‫قسمت چهارم: «درخت بلوط»

15
00:02:48,000 --> 00:02:51,125
‫«اورسولا» موقع بازسازی خونه...

16
00:02:51,624 --> 00:02:54,245
‫یه اتاق ویژه برای «ملکیادس» ساخت...

17
00:02:55,333 --> 00:02:59,499
‫که توش ساعت‌ها به نوشتن
‫داستان‌های مرموزش مشغول بشه.

18
00:03:03,083 --> 00:03:04,166
‫«آرکادیو»...

19
00:03:07,530 --> 00:03:09,028
‫حتی با گذشت سال‌ها...

20
00:03:09,249 --> 00:03:12,100
‫«آرکادیو» هنوزم جملات عجیب «ملکیادس» رو

21
00:03:12,125 --> 00:03:15,250
‫یادش بود که از روی نوشته‌هاش می‌خوند.

22
00:03:16,625 --> 00:03:18,585
‫نوشته‌هایی که براش معنا نداشتن...

23
00:03:19,458 --> 00:03:23,427
‫ولی در واقع مرگ خودش رو پیش‌بینی می‌کردن.

24
00:04:42,333 --> 00:04:45,458
‫«خیابان آرام»

25
00:04:45,577 --> 00:04:50,595
‫تصویر زیبایی از «رِمدیوس»
‫توی ذهن «آئورلیانو» حک شد...

26
00:04:52,042 --> 00:04:55,583
‫و باهاش کاری کرد که درجا خشکش بزنه.

27
00:04:56,416 --> 00:04:58,264
‫انگار که پاهاش به زمین چسبیده بود.

28
00:05:01,875 --> 00:05:02,875
‫برو کنار!

29
00:05:18,333 --> 00:05:22,041
‫یه بار مؤدبانه جلو رفتیم، فایده نداشت.

30
00:05:22,333 --> 00:05:24,500
‫شما که می‌دونی ما گوش‌به‌فرمان شمایـیم.

31
00:05:25,000 --> 00:05:27,039
‫من و پسرم همیشه پشت‌تونـیم.

32
00:05:27,040 --> 00:05:28,372
‫همه‌مون همین‌طوریـم.

33
00:05:28,532 --> 00:05:29,616
‫می‌دونم.

34
00:05:30,375 --> 00:05:31,583
‫تنها نیومده.

35
00:05:32,708 --> 00:05:35,416
‫آره، چندتا سرباز مسلح باهاشـن.

36
00:05:36,958 --> 00:05:39,000
‫زنش و دخترش هم هستن.

37
00:05:40,500 --> 00:05:41,750
‫«موسکوته»!

38
00:05:42,708 --> 00:05:44,125
‫بیا بیرون!

39
00:05:51,541 --> 00:05:52,833
‫چیـه، «بوئندیا»؟

40
00:05:53,584 --> 00:05:55,064
‫خوب گوش کن.

41
00:05:55,332 --> 00:05:59,123
‫۳۰ سال پیش من و این آدما
‫شهر ماکوندو رو ساختیم.

42
00:05:59,124 --> 00:06:01,706
‫ما براش جاده زدیم...

43
00:06:01,707 --> 00:06:03,375
‫تک‌تک خونه‌هاش رو ساختیم...

44
00:06:04,291 --> 00:06:06,750
‫همه‌ی این کارا رو بدون حاکم انجام دادیم.

45
00:06:07,750 --> 00:06:09,666
‫واسه همین نیازی به تغییر اوضاع نداریم.

46
00:06:11,167 --> 00:06:14,417
‫ولی اگه بخوای، می‌تونی با ما زندگی کنی.

47
00:06:15,750 --> 00:06:19,023
‫ولی نه واسه این‌که با سربازات قشون‌کشی کردی...

48
00:06:20,708 --> 00:06:23,915
‫بلکه از روی احترامی که
‫برای خانمت و دخترت قائلیـم.

49
00:06:30,500 --> 00:06:32,458
‫ولی موندنت دوتا شرط داره.

50
00:06:33,582 --> 00:06:35,956
‫هرکی خونه‌ش رو به دلخواه خودش رنگ می‌زنه

51
00:06:35,957 --> 00:06:38,208
‫و سربازات هم باید برن پی کارشون.

52
00:06:41,000 --> 00:06:43,000
‫اون‌وقت کی قانون وضع می‌کنه؟

53
00:06:46,917 --> 00:06:47,994
‫خب ما دیگه.

54
00:06:49,875 --> 00:06:51,623
‫باورت می‌شه اینجا اون‌قدر خوبـه

55
00:06:51,624 --> 00:06:54,152
‫که اولین عضوش هنوز به مرگ طبیعی نمُرده؟

56
00:06:54,167 --> 00:06:55,583
‫مرگ غیرطبیعی که پیش‌کش.

57
00:06:56,875 --> 00:06:58,824
‫ما حتی قبرستون نداریم.

58
00:07:00,110 --> 00:07:01,499
‫پس قول مردونه می‌دی؟

59
00:07:02,916 --> 00:07:04,344
‫باهات صنمی ندارم که قول بدم.

60
00:07:05,375 --> 00:07:07,333
‫چون هنوز دشمن همـیم.

61
00:07:13,875 --> 00:07:17,540
‫«هتل هاکوب، تأسیس در سال ۱۸۸۰»

62
00:07:52,417 --> 00:07:54,250
‫«آمپارو»، یه پیاز بردار.

63
00:07:54,289 --> 00:07:55,374
‫چَشم، خانوم.

64
00:08:01,208 --> 00:08:02,706
‫اون فاسد شده.

65
00:08:02,707 --> 00:08:07,041
‫خانم «موسکوته»...
‫«اورسولا ایگواران بوئندیا» هستم.

66
00:08:09,607 --> 00:08:11,510
‫شوهرامون از قبل با هم آشنا شدن.

67
00:08:12,125 --> 00:08:14,166
‫شاید رابطه‌شون شروع بدی داشته...

68
00:08:15,250 --> 00:08:18,958
‫ولی دلیل نمی‌شه ما هم همون‌طور رفتار کنیم.

69
00:08:21,375 --> 00:08:24,498
‫خانم «اورسولا»، شنیدم شما
‫زیباترین خونه‌ی شهر رو دارین.

70
00:08:24,499 --> 00:08:26,664
‫دَرِ خونه‌ی من همیشه به روی شما بازه.

71
00:08:26,667 --> 00:08:28,368
‫هرموقع خواستید، تشریف بیارید.

72
00:08:28,393 --> 00:08:29,623
‫مرسی.

73
00:08:29,917 --> 00:08:32,292
‫خوش‌حال شدم دیدمتون.

74
00:08:32,290 --> 00:08:34,291
‫به همچنین.

75
00:08:37,708 --> 00:08:39,500
‫- قابلی نداره.
‫- نفرمایید.

76
00:08:39,529 --> 00:08:41,708
‫- هدیه‌ی من به شماست، خانوم.
‫- ممنون.

77
00:09:01,625 --> 00:09:04,998
‫اگه بفهمه دارم به دوربینش
‫وَر می‌رم، زنده‌م نمی‌ذاره.

78
00:09:04,999 --> 00:09:08,791
‫پس بهش بگو ازاونجاکه
‫اصلاً ازش استفاده نمی‌کنه...

79
00:09:10,375 --> 00:09:11,541
‫من دادمش به تو.

80
00:09:34,333 --> 00:09:36,166
‫من به جاودانگی رسیدم.

81
00:09:39,833 --> 00:09:40,664
‫«وَبا»

82
00:09:40,665 --> 00:09:42,831
‫«شما باید در تلاش برای

83
00:09:42,832 --> 00:09:46,958
‫هم‌رنگ‌شدن با جامعه‌ی فرهیختگان باشید
‫و حتی...»

84
00:09:48,541 --> 00:09:51,082
‫- بفرمایید تو.
‫- با اجازه.

85
00:09:53,041 --> 00:09:54,668
‫براتون هدیه آوردیم.

86
00:09:54,763 --> 00:09:55,956
‫دست شما درد نکنه.

87
00:09:55,957 --> 00:09:57,414
‫- دخترام درستش کردن.
‫- به‌به.

88
00:09:57,415 --> 00:09:59,873
‫باید دستمال‌های دیگه‌شون رو ببینین.
‫خیلی خوشگلـن.

89
00:09:59,874 --> 00:10:02,331
‫باریکلا.
‫مهمون داریم!

90
00:10:02,332 --> 00:10:05,125
‫لطفاً برای مهمونامون شیرینی بیار.

91
00:10:06,000 --> 00:10:06,833
‫کیـه؟

92
00:10:09,958 --> 00:10:11,625
‫خانم «موسکوته» و دختراشون.

93
00:10:18,541 --> 00:10:21,123
‫- اینجا پذیراییـه.
‫- زیباست.

94
00:10:21,124 --> 00:10:24,250
‫براش زحمت زیادی هم کشیدیم.

95
00:10:25,083 --> 00:10:26,433
‫مشخصـه.

96
00:10:26,707 --> 00:10:29,166
‫- مدیریت همچین چیزی واقعاً سختـه.
‫- بله.

97
00:10:29,708 --> 00:10:32,706
‫دخترام رو معرفی می‌کنم:
‫«آمارانتا» و «ربکا».

98
00:10:32,707 --> 00:10:34,914
‫- خوش‌وقتـم.
‫- به همچنین.

99
00:10:34,917 --> 00:10:37,125
‫خونه رو به خانم «لئونور»
‫و دختراشون نشون بدین.

100
00:10:37,150 --> 00:10:38,373
‫- خوش اومدین.
‫- بفرمایید.

101
00:10:38,374 --> 00:10:39,416
‫ممنون.

102
00:10:40,458 --> 00:10:41,914
‫عع، پیانو!

103
00:10:41,915 --> 00:10:43,833
‫بله، ولی تنظیم نیست.

104
00:10:50,792 --> 00:10:51,833
‫نمیاین؟

105
00:10:54,041 --> 00:10:56,250
‫واقعاً خونه‌ی زیبایی دارین.

106
00:10:57,041 --> 00:10:58,416
‫نظر لطف‌تونـه.

107
00:10:59,875 --> 00:11:01,958
‫اینجا مخصوص گُل‌های بگونیاست.

108
00:11:11,500 --> 00:11:13,291
‫اتاق دخترا اون‌طرفـه.

109
00:11:16,333 --> 00:11:17,541
‫و اونجا هم آشپزخونه‌ست.

110
00:11:21,083 --> 00:11:22,159
‫بفرمایید.

111
00:11:23,416 --> 00:11:24,291
‫ممنونـم.

112
00:11:35,041 --> 00:11:36,791
‫انبار غذامون اونجاست.

113
00:11:39,916 --> 00:11:40,875
‫چه خوشگلـه.

114
00:11:41,375 --> 00:11:42,290
‫شما ساختینش؟

115
00:11:44,916 --> 00:11:46,666
‫- و اینجا هم...
‫- خوشتون اومد؟

116
00:11:50,625 --> 00:11:52,500
‫و اونم لابراتوار «خوزه آرکادیو»ئـه.

117
00:11:53,291 --> 00:11:54,125
‫بفرمایید.

118
00:11:54,833 --> 00:11:55,708
‫مال شما.

119
00:11:59,291 --> 00:12:01,125
‫«رمدیوس»، بیا بیرون.

120
00:12:02,089 --> 00:12:03,000
‫مرسی.

121
00:12:13,541 --> 00:12:17,498
‫اون روز عصر، توفیقی نصیب «آئورلیانو» شد...

122
00:12:17,499 --> 00:12:20,124
‫و بالاخره تونست اون دختر رو ببینه.

123
00:12:22,791 --> 00:12:26,166
‫بعداز اون، این خونه از بوی عشق پُر شد.

124
00:12:36,000 --> 00:12:39,000
‫«ربکا»ی عزیزم، همیشه تو فکرمـی.

125
00:12:40,416 --> 00:12:41,666
‫همه‌ش خوابت رو می‌بینم.

126
00:12:52,916 --> 00:12:56,456
‫«رمدیوس» یعنی حس خوب آرامش...

127
00:12:56,457 --> 00:12:59,331
‫«رمدیوس» یعنی بوی گُل رز...

128
00:12:59,332 --> 00:13:03,039
‫«پیترو»ی عزیزم، زمان داره
‫برام جور دیگه‌ای می‌گذره.

129
00:13:03,040 --> 00:13:05,208
‫بی‌صبرانه منتظرم تا به ماکوندو برگردم.

130
00:13:05,875 --> 00:13:08,974
‫«رمدیوس» یعنی خود عشق.

131
00:13:10,166 --> 00:13:11,625
‫«رمدیوس» تا ابد مال منـه.

132
00:13:39,958 --> 00:13:42,791
‫«رمدیوس»... یعنی خود عشق.

133
00:13:46,583 --> 00:13:48,583
‫از آخرین نامه‌ت چند روز گذشته.

134
00:13:49,375 --> 00:13:50,625
‫یعنی می‌تونم بازم ببینمت؟

135
00:13:55,083 --> 00:13:56,184
‫«آمپارو»!

136
00:13:57,666 --> 00:13:58,958
‫پست‌چی هنوز نیومده.

137
00:14:49,125 --> 00:14:51,761
‫دنیا می‌چرخه دور سرم!

138
00:15:21,666 --> 00:15:23,291
‫بگو بینم، «آئورلیانو»...

139
00:15:24,875 --> 00:15:27,206
‫کدوم زنی تونسته تو رو این‌طوری کنه؟

140
00:15:27,502 --> 00:15:28,836
‫چطوری؟

141
00:15:29,250 --> 00:15:30,536
‫حیرون و درمونده.

142
00:15:37,666 --> 00:15:41,000
‫«آئورلیانو»! ساعت تقریباً یازدهـه!

143
00:15:50,717 --> 00:15:54,008
‫«آئورلیانو» اون شب با خاطراتش خداحافظی کرد...

144
00:15:54,958 --> 00:15:57,275
‫انگار که حافظه‌ش رو از دست داده بود.

145
00:15:59,166 --> 00:16:01,958
‫ولی سپیده‌دم توی اتاق یه غریبه...

146
00:16:03,041 --> 00:16:05,958
‫همه‌چی به ذهنش برگشت.

147
00:16:11,166 --> 00:16:13,125
‫نمی‌دونست چطور به اون اتاق رسیده بود...

148
00:16:14,750 --> 00:16:16,625
‫ولی می‌دونست چرا اونجاست.

149
00:16:20,500 --> 00:16:23,542
‫این راز از کودکی همراهش بود...

150
00:16:24,784 --> 00:16:27,367
‫و توی قلب نفوذناپذیرش حک شده بود.

151
00:17:12,833 --> 00:17:13,737
‫حالا کی هست؟

152
00:17:18,000 --> 00:17:19,708
‫باید حرف بزنی تا خالی شی.

153
00:17:20,375 --> 00:17:23,250
‫داری خودخوری می‌کنی و منو حسابی کنجکاو کردی.

154
00:17:32,000 --> 00:17:33,458
‫«رمدیوس موسکوته»

155
00:17:47,291 --> 00:17:49,875
‫قبل‌از هرچی، باید بابای خودت رو راضی کنی.

156
00:17:50,583 --> 00:17:52,291
‫تازه بعدش، بابای اون.

157
00:18:01,083 --> 00:18:02,664
‫ورای تمسخر اون زن...

158
00:18:02,665 --> 00:18:05,500
‫حس هم‌دلی‌ای بود که «آئورلیانو» درکش کرد.

159
00:18:07,083 --> 00:18:11,208
‫در اون سپیده‌م، «آئورلیانو»
‫نه‌تنها مردونگی خودش رو رها کرد...

160
00:18:12,542 --> 00:18:15,583
‫بلکه از عذابی که ماه‌ها
‫در قلبش تحمل کرده بود...

161
00:18:15,582 --> 00:18:17,105
‫برای همیشه خلاص شد.

162
00:18:28,083 --> 00:18:29,333
‫چی شده؟

163
00:18:30,666 --> 00:18:33,540
‫خواهرت باز داره خاک می‌خوره.

164
00:19:01,625 --> 00:19:02,750
‫«عشقم...»

165
00:19:09,083 --> 00:19:10,373
‫«دوستت دارم.»

166
00:19:10,374 --> 00:19:11,666
‫منم دوستت دارم.

167
00:19:29,625 --> 00:19:30,791
‫اینا دیگه چی‌ان؟

168
00:19:33,416 --> 00:19:35,166
‫این نامه‌ها چطوری اینجا رسیدن؟

169
00:19:48,125 --> 00:19:49,833
‫آب آوردم.

170
00:19:53,958 --> 00:19:54,958
‫چی‌کار می‌کنی؟

171
00:19:58,750 --> 00:19:59,916
‫ازطرف ایتالیاییه‌ست.

172
00:20:02,875 --> 00:20:04,875
‫«ربکای عزیزم...

173
00:20:06,666 --> 00:20:09,664
‫دیگه اومدن و رفتنم هم مشخص نیست...

174
00:20:09,665 --> 00:20:12,416
‫و حتی نمی‌دونم این خوابـه یا واقعیت.»

175
00:20:14,875 --> 00:20:18,875
‫«هر تصمیمی که می‌گیرم،
‫در تضاد با تصمیم قبلیم می‌شه.»

176
00:20:19,750 --> 00:20:21,873
‫حالا عزم خودم رو جزم کردم...

177
00:20:21,874 --> 00:20:26,707
‫و می‌خوام به ماکوندو برم
‫تا تو رو خواستگاری کنم.»

178
00:20:28,041 --> 00:20:31,583
‫«توی نامه‌ی بعدی بهت می‌گم کِی می‌رسم.»

179
00:20:59,583 --> 00:21:02,916
‫«آمارانتا» هم توی تنهایی‌ش
‫در عذاب عشق گیر افتاده بود.

180
00:21:03,461 --> 00:21:04,877
‫«آمارانتا»، باز کن.

181
00:21:06,208 --> 00:21:08,498
‫هر بار خودش رو توی توالت حبس می‌کرد...

182
00:21:08,499 --> 00:21:12,082
‫تا بالاخره از این درد خلاص بشه.

183
00:21:19,833 --> 00:21:22,167
‫چیزی شده؟

184
00:21:23,416 --> 00:21:24,708
‫«آمارانتا»، دَر رو باز کن.

185
00:21:44,000 --> 00:21:45,791
‫پس به «آمارانتا» هم نامه می‌داده؟

186
00:21:48,818 --> 00:21:49,791
‫نه.

187
00:21:50,833 --> 00:21:52,250
‫«آمارانتا» براش نامه می‌نوشته...

188
00:21:54,250 --> 00:21:55,485
‫ولی هیچ‌وقت نفرستاده.

189
00:21:58,125 --> 00:22:00,833
‫ای کاش هیچ‌وقت اون پیانو رو نخریده بودم.

190
00:22:18,958 --> 00:22:20,000
‫یکی دیگه.

191
00:22:24,916 --> 00:22:25,791
‫اونم یکی.

192
00:22:29,542 --> 00:22:30,583
‫این‌همه شده؟

193
00:22:31,583 --> 00:22:32,458
‫بالای ده‌تاست.

194
00:22:33,833 --> 00:22:34,875
‫خودش اینجاست.

195
00:22:42,000 --> 00:22:43,080
‫«موسکوته»!

196
00:22:44,833 --> 00:22:45,708
‫«بوئندیا»

197
00:22:48,583 --> 00:22:49,791
‫با هم یه قول‌وقراری داشتیم.

198
00:22:50,125 --> 00:22:51,250
‫و منم رعایت کردم.

199
00:22:52,166 --> 00:22:54,914
‫گفتیم هیشکی مجبور نیست خونه‌ش رو آبی کنه.

200
00:22:54,915 --> 00:22:55,833
‫درستـه، عزیز.

201
00:22:56,375 --> 00:22:57,956
‫همین رو گفتی.

202
00:22:57,957 --> 00:23:00,541
‫«هرکی خونه‌ش رو به دلخواه خودش رنگ می‌زنه»

203
00:23:01,125 --> 00:23:02,164
‫دارن همین کارو می‌کنن.

204
00:23:02,165 --> 00:23:04,956
‫یعنی این کار تو نبوده؟

205
00:23:04,957 --> 00:23:06,998
‫کارخونه رنگ رو تولید می‌کنه...

206
00:23:07,141 --> 00:23:08,308
‫و منم تحویل مشتری می‌دم.

207
00:23:08,708 --> 00:23:10,041
‫هیشکی رو مجبور نمی‌کنم.

208
00:23:11,041 --> 00:23:12,083
‫روز خوش، عزیزان.

209
00:23:17,791 --> 00:23:19,416
‫شانس هم نداریم.

210
00:23:19,916 --> 00:23:20,791
‫چی شده؟

211
00:23:22,291 --> 00:23:23,125
‫این «موسکوته»...

212
00:23:24,541 --> 00:23:26,625
‫داره مسخره‌مون می‌کنه.

213
00:23:32,166 --> 00:23:33,625
‫خدا مرگم. چی شده؟

214
00:23:34,625 --> 00:23:35,958
‫چی شده؟ بگو دیگه.

215
00:23:40,375 --> 00:23:41,633
‫عاشق شدم، ننه.

216
00:23:43,708 --> 00:23:45,956
‫تو هم عاشق «کرسپی» شدی؟

217
00:23:46,082 --> 00:23:47,125
‫معلومه که نه.

218
00:23:53,417 --> 00:23:55,252
‫«رمدیوس موسکوته»

219
00:24:04,208 --> 00:24:06,791
‫پس عاشق دختر دشمنم شدی، پسر.

220
00:24:09,791 --> 00:24:11,041
‫عشق مثل مریضی می‌مونه.

221
00:24:14,250 --> 00:24:15,208
‫بیا ببینم.

222
00:24:16,062 --> 00:24:17,062
‫بیا.

223
00:24:23,166 --> 00:24:24,583
‫اونم تو رو دوست داره، پسرم؟

224
00:24:25,583 --> 00:24:26,662
‫نمی‌دونم والا.

225
00:24:27,208 --> 00:24:28,914
‫هنوز هیچی بهش نگفتم.

226
00:24:29,208 --> 00:24:32,043
‫پس بیخیال شو، پسر.
‫یه هوس زودگذره.

227
00:24:32,500 --> 00:24:33,958
‫هوس نیست.

228
00:24:34,541 --> 00:24:37,123
‫واقعاً عاشقش شدم و می‌خوام باهاش ازدواج کنم.

229
00:24:37,124 --> 00:24:39,706
‫دخترای خونواده‌ی «موسکوته»
‫خیلی نجیبـن، شوهرجان.

230
00:24:39,707 --> 00:24:41,789
‫مشکل تو پدر اون دختره، نه خودش.

231
00:24:41,790 --> 00:24:44,500
‫عمراً نمی‌ذارم «آپولینار موسکوته»
‫بیاد توی این خونواده.

232
00:24:51,375 --> 00:24:52,791
‫این‌که الان یه خونواده‌ایم...

233
00:24:53,750 --> 00:24:57,250
‫به‌خاطر اینـه که شما و مادرجان
‫تو روی والدین‌تون وایسادین.

234
00:24:58,916 --> 00:25:00,583
‫چطور جرئت می‌کنی...

235
00:25:01,208 --> 00:25:04,706
‫خرافات پدربزرگ و مادربزرگت رو...

236
00:25:04,707 --> 00:25:08,375
‫با موجود نحسی مثل
‫«آپولینار موسکوته» مقایسه کنی؟!

237
00:25:13,125 --> 00:25:15,208
‫می‌خوام برم خواستگاریش...

238
00:25:18,791 --> 00:25:20,708
‫چه راضی باشین، چه نباشین، پدرجان.

239
00:25:24,000 --> 00:25:25,333
‫«خوزه آرکادیو بوئندیا»...

240
00:25:28,125 --> 00:25:29,582
‫تو همین‌الانش هم یه پسر از دست دادی.

241
00:25:30,916 --> 00:25:32,541
‫می‌خوای اون یکی هم از دست بدی؟

242
00:25:42,875 --> 00:25:45,791
‫اگه «آئورلیانو» با دختر «موسکوته» ازدواج کنه...

243
00:25:46,791 --> 00:25:49,375
‫پس «ربکا» رو هم می‌دیم به «پیترو کرسپی».

244
00:26:04,375 --> 00:26:06,292
‫بعداز شنیدن خبر نامزدی...

245
00:26:06,315 --> 00:26:08,166
‫حال «ربکا» دگرگون شد...

246
00:26:09,791 --> 00:26:11,873
‫و برای نامزدش نامه‌ی خوش‌حالی نوشت...

247
00:26:11,874 --> 00:26:14,208
‫و قبلش به والدینش نشون داد تا راضی باشن.

248
00:26:15,833 --> 00:26:19,747
‫«آمارانتا» در ظاهر با این قضیه مشکلی نداشت.

249
00:27:43,166 --> 00:27:46,291
‫خب، «آئورلیانو» می‌خوای
‫با کدوم دخترم ازدواج کنی؟

250
00:27:52,125 --> 00:27:53,541
‫خـ خـ خب، «رمدیوس».

251
00:27:58,042 --> 00:27:59,375
‫منظورت «آمپارو»ئـه؟

252
00:28:01,875 --> 00:28:02,750
‫نه، قربان.

253
00:28:03,791 --> 00:28:04,791
‫«رمدیوس»

254
00:28:07,083 --> 00:28:10,041
‫«دولورس»، برو بگو خواهرت بیاد.

255
00:28:18,375 --> 00:28:19,500
‫چیزی شده؟

256
00:28:20,333 --> 00:28:22,331
‫من شیش‌تا دختر دارم که به سن ازدواج رسیدن...

257
00:28:22,332 --> 00:28:25,827
‫اون‌وقت پسر شما اونی رو می‌خواد
‫که هنوز داره با عروسک‌هاش بازی می‌کنه.

258
00:28:28,833 --> 00:28:29,875
‫چی شده؟

259
00:28:31,625 --> 00:28:32,625
‫از اینجا برید.

260
00:28:35,166 --> 00:28:36,041
‫همه‌تون.

261
00:28:36,833 --> 00:28:37,791
‫فوراً.

262
00:28:41,916 --> 00:28:43,250
‫بسپرش به من.

263
00:28:44,166 --> 00:28:48,000
‫می‌شه با هم تنهایی حرف بزنیم، خانم «بوئندیا»؟

264
00:29:01,041 --> 00:29:02,375
‫باور کنین ما نمی‌دونستیم.

265
00:29:03,750 --> 00:29:06,039
‫- ما از خدامونـه که با شما وصلت کنیم.
‫- درستـه.

266
00:29:06,040 --> 00:29:09,333
‫- ولی «رمدیوس» هنوز بچه‌ست.
‫- کاملاً متوجهـم!

267
00:29:09,916 --> 00:29:12,456
‫باور کنین اگه ما می‌دونستیم کدوم دخترتونـه...

268
00:29:12,457 --> 00:29:13,541
‫اصلاً مزاحم نمی‌شدیم.

269
00:29:26,875 --> 00:29:29,373
‫ما موافق ازدواج «آئورلیانو» و «رمدیوس» هستیم...

270
00:29:29,374 --> 00:29:33,041
‫ولی صبر می‌کنیم تا به بلوغ کافی برسه.

271
00:29:35,291 --> 00:29:36,875
‫فقط به یه شرط.

272
00:29:37,750 --> 00:29:38,583
‫چه شرطی؟

273
00:29:39,791 --> 00:29:42,500
‫یا توی کلیسا ازدواج می‌کنن
‫یا این وصلت سر نمی‌گیره.

274
00:29:44,041 --> 00:29:46,166
‫ماکوندو همیشه یه شهر سکولار بوده.

275
00:29:46,750 --> 00:29:50,375
‫اگه خدا واسطه‌ی این ازدواج نباشه،
‫من اجازه نمی‌دم.

276
00:29:51,333 --> 00:29:54,333
‫اگه می‌خواین مجلس توی کلیسا باشه...

277
00:29:55,541 --> 00:29:56,665
‫من مشکلی ندارم.

278
00:30:15,125 --> 00:30:17,625
‫«ملکیادس»، به راهنمایی‌ت نیاز دارم.

279
00:30:19,708 --> 00:30:25,249
‫امروز فهمیدم که اون حاکم احمق می‌خواد
‫راه کلیسا رو به شهر باز کنه.

280
00:30:32,500 --> 00:30:34,833
‫از کِی تا حالا کشیش‌لازم شدیم؟

281
00:30:35,250 --> 00:30:36,125
‫آره؟

282
00:30:41,333 --> 00:30:42,208
‫«ملکیادس»؟

283
00:31:04,250 --> 00:31:05,289
‫جناب درویش؟

284
00:31:06,875 --> 00:31:08,958
‫چند روزه که همین‌طوریـه.

285
00:31:10,250 --> 00:31:11,250
‫از کِی؟

286
00:31:12,166 --> 00:31:13,541
‫از وقتی کتابش رو تموم کرد.

287
00:31:18,875 --> 00:31:20,083
‫وقتی مُردم...

288
00:31:23,166 --> 00:31:25,708
‫تا سه روز جیوه بسوزونین.

289
00:31:28,250 --> 00:31:29,666
‫منظورت چیـه، رفیق؟

290
00:31:49,708 --> 00:31:52,833
‫فردا ببرش رودخونه، حموم کنه.

291
00:31:55,166 --> 00:31:56,541
‫آب حالش رو بهتر می‌کنه.

292
00:32:35,458 --> 00:32:36,480
‫«ملکیادس»؟

293
00:32:40,750 --> 00:32:41,583
‫«ملکیادس»؟

294
00:32:46,333 --> 00:32:47,208
‫«ملکیادس»!

295
00:32:50,916 --> 00:32:51,833
‫«ملکیادس»!

296
00:32:57,833 --> 00:32:58,750
‫«ملکیادس»!

297
00:33:06,708 --> 00:33:07,583
‫«ملکیادس»!

298
00:33:10,708 --> 00:33:13,333
‫«ملکیادس»!

299
00:33:18,625 --> 00:33:19,791
‫«ملکیادس»!

300
00:33:22,833 --> 00:33:25,500
‫«ملکیادس»!

301
00:33:29,000 --> 00:33:31,000
‫این بی‌دقتی‌ت رو یادم نمی‌ره.

302
00:33:32,000 --> 00:33:33,208
‫«ملکیادس»!

303
00:33:37,833 --> 00:33:39,333
‫«ملکیادس»!

304
00:33:41,958 --> 00:33:43,250
‫«ملکیادس»!

305
00:33:46,666 --> 00:33:47,916
‫«ملکیادس»!

306
00:34:04,041 --> 00:34:06,250
‫بیاین اینجا! سریع!

307
00:34:27,208 --> 00:34:28,958
‫بلندش کنین، ببریمش لابراتوار.

308
00:34:29,916 --> 00:34:32,166
‫نشنیدین چی گفتم؟
‫زود باشین!

309
00:34:58,750 --> 00:35:02,414
‫جناب «بوئندیا»، به‌عنوان قانون‌گذار شهر...

310
00:35:02,415 --> 00:35:04,081
‫وظیفه‌م می‌دونم بهتون اطلاع بدم

311
00:35:04,082 --> 00:35:07,248
‫که جسد دفن‌نشده‌ی انسان
‫برای بهداشت عمومی مضره.

312
00:35:07,249 --> 00:35:09,022
‫«ملکیادس» نمی‌میره.

313
00:35:10,125 --> 00:35:11,083
‫اون جاودانه‌ست.

314
00:35:12,791 --> 00:35:15,375
‫خودش فرمول دوباره‌زنده‌شدنش رو بهم داد.

315
00:35:26,375 --> 00:35:27,597
‫یک، دو، سه.

316
00:35:29,666 --> 00:35:31,166
‫«آرکادیو»، برو تو کارش.

317
00:35:32,208 --> 00:35:33,458
‫جیوه!

318
00:35:47,750 --> 00:35:51,500
‫زمان متوقف شده و ابدیت آغاز گشته.

319
00:36:23,375 --> 00:36:24,750
‫«خوزه آرکادیو»...

320
00:36:28,833 --> 00:36:30,125
‫بسـه.

321
00:36:31,666 --> 00:36:32,500
‫لطفاً.

322
00:36:33,875 --> 00:36:36,541
‫بذار روحش به آرامش برسه.

323
00:36:59,791 --> 00:37:03,916
‫زمان متوقف شده و ابدیت آغاز گشته.

324
00:37:04,916 --> 00:37:06,458
‫ما از آب می‌آییم.

325
00:37:07,708 --> 00:37:12,833
‫زمان متوقف شده و ابدیت آغاز گشته.

326
00:37:32,333 --> 00:37:33,916
‫زمان متوقف شده...

327
00:37:34,458 --> 00:37:36,666
‫و ابدیت آغاز گشته، «ملکیادس».

328
00:39:04,291 --> 00:39:06,414
‫«آرکادیا» خبر نداشت...

329
00:39:07,334 --> 00:39:08,623
‫که زنی که محکم بغلش کرده بود...

330
00:39:08,624 --> 00:39:10,875
‫و غم و تنهاییش رو پذیرفته بود...

331
00:39:11,541 --> 00:39:12,916
‫واقعاً مادر خودش بود.

332
00:40:46,708 --> 00:40:48,415
‫- «ربکا».
‫- «پیترو».

333
00:40:50,041 --> 00:40:51,541
‫این هدیه مال توئـه.

334
00:40:54,166 --> 00:40:57,581
‫یک... دو... سه.

335
00:41:00,583 --> 00:41:01,832
‫یه بالرین.

336
00:41:11,458 --> 00:41:12,666
‫خوشت اومد؟

337
00:41:19,333 --> 00:41:20,333
‫بفرمایید.

338
00:41:26,000 --> 00:41:27,000
‫خیلی عصبانیـه.

339
00:41:30,250 --> 00:41:31,250
‫یه‌لحظه صبر کن.

340
00:41:49,541 --> 00:41:50,916
‫«آمارانتا» خانم.

341
00:41:53,166 --> 00:41:54,000
‫بله؟

342
00:41:54,916 --> 00:41:56,456
‫حالتون چطوه؟

343
00:41:56,457 --> 00:41:59,789
‫می‌خواستم عرض کنم که
‫قراره یه فروشگاه لوازم موسیقی باز کنم

344
00:41:59,790 --> 00:42:01,625
‫با داداشم... با داداشم، «برونو».

345
00:42:04,458 --> 00:42:05,333
‫خب؟

346
00:42:06,000 --> 00:42:07,555
‫اگه بخواین، با همدیگه آشناتون می‌کنم.

347
00:42:18,041 --> 00:42:20,083
‫به خدا نمی‌ذارم با خواهرم ازدواج کنی...

348
00:42:21,583 --> 00:42:24,583
‫مگه این‌که از روی نعش من رد بشی.

349
00:43:17,333 --> 00:43:19,708
‫به «پیترو» گفت خودکشی می‌کنه
‫و این‌طوری تهدیدش کرد.

350
00:43:23,791 --> 00:43:26,458
‫به نظرم بهتره چندوقت از شهر ببریمش.

351
00:43:29,333 --> 00:43:32,333
‫شاید با ملاقات آدمای جدید،
‫حالش عوض بشه.

352
00:43:40,458 --> 00:43:42,083
‫ولی نگران تو هم هستم.

353
00:43:44,500 --> 00:43:46,500
‫نمی‌خوام توی این وضع تنهات بذارم.

354
00:43:48,291 --> 00:43:49,625
‫نگران نباش.

355
00:43:51,208 --> 00:43:52,250
‫چیزی‌م نمی‌شه.

356
00:43:53,750 --> 00:43:55,750
‫اولویت اینـه که از اتفاقات بد دور بمونیم.

357
00:44:16,750 --> 00:44:17,625
‫نگران من نباش.

358
00:44:20,000 --> 00:44:20,875
‫باشه.

359
00:44:35,875 --> 00:44:37,416
‫زیاد خوش‌حال نشو، آبجی.

360
00:44:38,250 --> 00:44:41,750
‫اگه شده تو رو می‌کُشم،
‫ولی نمی‌ذارم این وصلت سر بگیره.

361
00:44:56,916 --> 00:44:58,208
‫مراقب خودت باش.

362
00:45:40,125 --> 00:45:41,125
‫مرگ.

363
00:45:42,916 --> 00:45:43,875
‫کارت مرگ؟

364
00:45:46,458 --> 00:45:49,000
‫معمولاً تعبیر این کارت‌ها با عکس‌شون فرق داره.

365
00:45:50,916 --> 00:45:52,789
‫بگو معناش چیـه؟

366
00:45:52,790 --> 00:45:53,916
‫خوشبخت می‌شم؟

367
00:45:56,541 --> 00:45:57,458
‫آره، می‌شی...

368
00:45:59,250 --> 00:46:01,375
‫ولی برای رسیدن به اون خوشبختی، پدرت درمیاد.

369
00:46:03,334 --> 00:46:06,001
‫مثل یه طوفان زندگی‌ت رو زیرورو می‌کنه.

370
00:46:07,917 --> 00:46:09,040
‫نکن، «ربکا».

371
00:46:09,183 --> 00:46:12,182
‫«ربکا»، نکن.
‫اینجا خونه‌تونـه. نمی‌شه.

372
00:46:12,207 --> 00:46:14,206
‫«ربکا»، لطفاً... لطفـ

373
00:46:14,207 --> 00:46:15,750
‫«ربکا» جان.

374
00:46:16,916 --> 00:46:18,123
‫باباجون.

375
00:46:18,124 --> 00:46:19,958
‫روز به‌خیر، قربان.

376
00:46:21,208 --> 00:46:22,666
‫«ملکیادس» رو ندیدین؟

377
00:46:26,666 --> 00:46:28,250
‫هدیه‌ی «پیترو» رو دیدی؟

378
00:46:50,083 --> 00:46:54,333
‫حیوانات مکانیکی‌ای که
‫«پیترو کرسپی» آورده بود...

379
00:46:55,458 --> 00:46:59,708
‫حواس «خوزه آرکادیو بوئندیا» رو
‫از مرگ «ملکیادس» به‌کل پرت کرد.

380
00:47:01,208 --> 00:47:04,249
‫و اونو به دوران جَوونی و کیمیاگری خودش برد.

381
00:47:06,875 --> 00:47:07,750
‫یه‌جور نقشه‌ست...

382
00:47:08,458 --> 00:47:10,333
‫در عوض «آئورلیانو»...

383
00:47:11,041 --> 00:47:14,125
‫کارگاهش رو کنار گذاشت
‫تا به «رمدیوس» درس بده.

384
00:47:17,791 --> 00:47:21,206
‫من تنها عضو خونواده‌م هستم که سن قانونی دارم...

385
00:47:21,207 --> 00:47:24,498
‫گرچه پسر بزرگم توی تیرماه ۲۱ سالش می‌شه.

386
00:47:24,499 --> 00:47:25,581
‫همه‌شون بچه‌های خودتـن؟

387
00:47:25,582 --> 00:47:27,498
‫بعله. همه‌شون فرزند مشروعـن.

388
00:47:27,499 --> 00:47:29,290
‫وابستگی سیاسی دارن؟

389
00:47:30,291 --> 00:47:32,581
‫«خوزه آرکادیو بوئندیا» تونست

390
00:47:32,582 --> 00:47:35,666
‫عروسک خراب بالرین رو
‫به سیستم ساعت متصل کنه...

391
00:47:36,666 --> 00:47:41,623
‫تا عروسک به مدت سه روز بی‌وقفه برقصه.

392
00:47:41,624 --> 00:47:42,583
‫سه روز.

393
00:47:44,708 --> 00:47:46,333
‫سه روزه دارم کار می‌کنم.

394
00:47:47,416 --> 00:47:49,207
‫می‌فهمی یعنی چی، پسر؟

395
00:47:50,500 --> 00:47:52,248
‫این دستاورد اونو بسیار هیجان‌زده کرد

396
00:47:52,249 --> 00:47:55,083
‫احساسی که تابه‌حال تجربه نکرده بود.

397
00:47:55,916 --> 00:47:59,708
‫در نبود «اورسولا»، این مرد
‫غرق در افکار خودش شده بود.

398
00:48:00,666 --> 00:48:02,875
‫پوستش مثل تنه‌ی درخت زمخت شد.

399
00:48:03,416 --> 00:48:05,041
‫موهاش ریخت.

400
00:48:06,125 --> 00:48:07,222
‫«آپولو»ی بیچاره.

401
00:48:07,708 --> 00:48:10,456
‫«آپولو» ته دلش می‌دونست اون دوستش نداره...

402
00:48:10,457 --> 00:48:13,664
‫و قرار نیست همسرش بشه،
‫تا این‌که ازش قول گرفت

403
00:48:13,665 --> 00:48:16,125
‫که همیشه درختِ «آپولو» بمونه.

404
00:48:17,625 --> 00:48:18,625
‫خوب گوش کن، «موسکوته».

405
00:48:19,250 --> 00:48:22,081
‫ما توی ماکوندو هیچ وابستگی سیاسی نداریم.

406
00:48:22,082 --> 00:48:25,081
‫نیازی به سرشماری نمی‌بینم.
‫اینجا همه همو می‌شناسیم.

407
00:48:25,082 --> 00:48:26,791
‫این دستور دولتـه.

408
00:48:31,375 --> 00:48:32,708
‫«خوزه آرکادیو»؟

409
00:48:33,875 --> 00:48:34,708
‫«خوزه آرکادیو»؟

410
00:48:37,208 --> 00:48:40,623
‫این فاملیت دیگه داره شورشو درمیاره.

411
00:48:40,707 --> 00:48:44,123
‫شرمنده، ولی فقط چون
‫دخترش قراره با پسرت ازدواج کنه...

412
00:48:44,124 --> 00:48:46,873
‫دلیل نمی‌شه هر کار دلش می‌خواد، بکنه.

413
00:48:46,874 --> 00:48:48,874
‫باید جلوشو بگیری.

414
00:48:53,416 --> 00:48:54,416
‫امروز چندشنبه‌ست؟

415
00:48:55,125 --> 00:48:56,375
‫سه‌شنبه. چطور؟

416
00:48:58,916 --> 00:49:00,500
‫حدس می‌زدم.

417
00:49:03,708 --> 00:49:05,291
‫ولی در اصل هنوز دوشنبه‌ست.

418
00:49:39,208 --> 00:49:43,416
‫خونه در نبود «اورسولا» سوت‌وکور بود.

419
00:50:11,500 --> 00:50:12,708
‫«پرودنسیو»

420
00:50:14,333 --> 00:50:15,708
‫«پرودنسیو آگویلار»

421
00:50:17,333 --> 00:50:19,000
‫تو کجا اینجا کجا؟

422
00:50:22,916 --> 00:50:25,500
‫این‌قدر تنها بودی که گفتم بهت سر بزنم.

423
00:50:26,500 --> 00:50:28,208
‫دشمن عزیز و قدیمی من.

424
00:50:29,458 --> 00:50:31,041
‫اتفاقاً منتظرت بودم.

425
00:50:37,250 --> 00:50:39,750
‫مفهوم مرگ توی این شهر جایی نداشت...

426
00:50:40,375 --> 00:50:42,125
‫تا این‌که اولین عضوش مُرد.

427
00:50:44,083 --> 00:50:45,289
‫«ملکیادس»

428
00:50:45,803 --> 00:50:48,346
‫اون برامون مثل یه نقطه‌ی سیاه...

429
00:50:50,708 --> 00:50:52,125
‫روی نقشه‌ی سفید مرگ بود.

430
00:51:41,083 --> 00:51:42,250
‫بابا...

431
00:51:46,791 --> 00:51:47,750
‫مامان...

432
00:51:52,083 --> 00:51:52,958
‫بابا...

433
00:51:56,666 --> 00:51:57,500
‫مامان...

434
00:51:58,541 --> 00:52:00,375
‫جناب «بوئندیا»، عذر می‌خوام...

435
00:52:01,083 --> 00:52:03,041
‫- حالتون خوبـه؟
‫- بابا...

436
00:52:06,041 --> 00:52:07,083
‫«پرودنسیو»...

437
00:52:08,750 --> 00:52:09,833
‫«ملکیادس»...

438
00:52:11,500 --> 00:52:14,083
‫همه‌شون بعداز مرگ چقدر تنهان.

439
00:52:31,542 --> 00:52:32,584
‫امروز چندشنبه‌ست؟

440
00:52:33,458 --> 00:52:35,541
‫- پنجشنبه.
‫- همم.

441
00:52:36,333 --> 00:52:37,791
‫پس هنوز دوشنبه‌ست.

442
00:52:39,000 --> 00:52:41,166
‫ماشین زمان خراب شده...

443
00:52:43,000 --> 00:52:45,291
‫و «اورسولا» و «آمارانتا» خیلی ازم دورن.

444
00:53:17,291 --> 00:53:18,208
‫کافیـه!

445
00:53:19,166 --> 00:53:22,248
‫زمان متوقف شده و ابدیت آغاز گشته!

446
00:53:22,249 --> 00:53:24,081
‫آخ! کمک!

447
00:53:24,082 --> 00:53:26,664
‫- اما انسان متولد نشد...
‫- کمک!

448
00:53:26,665 --> 00:53:28,540
‫نکن!

449
00:53:36,749 --> 00:53:40,123
‫- ما برای مُردن زاده شدیم!
‫- وای! چی شده؟

450
00:53:40,124 --> 00:53:41,414
‫همسایه‌ها رو خبر کنین!

451
00:53:41,415 --> 00:53:43,957
‫- کمک! یکی کمک کنـ
‫- تا در نهایت به...

452
00:53:47,125 --> 00:53:50,206
‫تا در نهایت به... مواد طبیعی تبدیل بشیم!

453
00:53:50,207 --> 00:53:52,415
‫جناب «بوئندیا»، آروم باشین!

454
00:53:54,500 --> 00:53:55,707
‫بسـه!

455
00:54:37,125 --> 00:54:39,956
‫چیزی نیست. آروم باش. آروم باش.

456
00:54:39,957 --> 00:54:42,291
‫چیزی نیست. چیزی نیست.

457
00:54:43,041 --> 00:54:45,541
‫آروم. آروم. آروم.

458
00:54:46,083 --> 00:54:48,250
‫چیزی نیست.

459
00:56:20,041 --> 00:56:22,041
‫ما برای مُردن زاده شدیم.

460
00:56:27,333 --> 00:56:28,708
‫تا به...

461
00:57:17,208 --> 00:57:19,500
‫و ابدیت آغاز گشته.

462
00:57:23,541 --> 00:57:26,750
‫اما انسان برای جاودانگی زاده نشد.

463
00:57:28,708 --> 00:57:31,458
‫ما برای مُردن زاده شدیم.

464
00:57:33,750 --> 00:57:35,875
‫تا در نهایت به مواد طبیعی تبدیل بشیم.

465
00:57:37,541 --> 00:57:42,040
‫تا به خاطرات و سپس به فراموشی
‫در ذهن دیگران تبدیل بشیم.

466
00:59:31,667 --> 00:59:38,667
ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

