1
00:00:01,444 --> 00:00:15,444
ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

2
00:00:56,875 --> 00:00:59,583
‫دنیا فقط از نظر تو قشنگ بود، بابا.

3
00:01:13,833 --> 00:01:15,792
‫«صد سال تنهایی»

4
00:01:15,792 --> 00:01:17,750
‫قسمت ششم: «سرهنگ آئورلیانو بوئندیا»
‫«صد سال تنهایی»

5
00:01:28,375 --> 00:01:32,083
‫اون تا حالا ۶۵ بار دور دنیا گشته.

6
00:01:33,291 --> 00:01:36,666
‫عضو گروهی از دریاداران بی‌سرزمین بوده.

7
00:01:37,625 --> 00:01:38,958
‫حتی یه بار کشتی‌ش غرق شد...

8
00:01:39,625 --> 00:01:43,375
‫و دوهفته توی دریای نزدیک ژاپن سرگردون بود.

9
00:01:44,750 --> 00:01:46,750
‫کشتی رو توی طوفان از دست دادیم.

10
00:01:47,791 --> 00:01:52,083
‫چندین روز من و یه ملوان دیگه...

11
00:01:52,958 --> 00:01:54,708
‫روی یه تیکه چوب شناور بودیم.

12
00:01:56,333 --> 00:01:58,083
‫فقط من زنده موندم.

13
00:01:58,666 --> 00:02:01,916
‫گفتی دو نفر بودین که.
‫اون یکی چی شد؟

14
00:02:02,000 --> 00:02:03,708
‫گرمازده شد و مُرد.

15
00:02:04,208 --> 00:02:05,541
‫ولی جونم رو نجات داد.

16
00:02:06,041 --> 00:02:07,041
‫بهم گوشت داد...

17
00:02:07,657 --> 00:02:08,907
‫نمک هم زده بود.

18
00:02:09,125 --> 00:02:10,250
‫ولی مزه‌ی...

19
00:02:10,869 --> 00:02:11,875
‫شیرینی داشت.

20
00:02:11,958 --> 00:02:13,458
‫«اورسولا» همه‌ش سر میز گریه می‌کرد...

21
00:02:13,541 --> 00:02:16,708
‫انگار داشت نامه‌هایی رو می‌خوند
‫که هیچ‌وقت بهش نرسیده بودن...

22
00:02:17,375 --> 00:02:22,666
‫و توش از ماجراجویی‌های
‫«خوزه آرکادیو» نوشته شده بود.

23
00:02:22,750 --> 00:02:24,916
‫خونه‌ی تو همیشه اینجا بوده، پسرم.

24
00:02:25,625 --> 00:02:27,916
‫تا دلت بخواد، برات غذا هست.

25
00:02:35,166 --> 00:02:37,833
‫وقتی غیبت زد، من دربه‌در دنبالت گشتم.

26
00:02:40,166 --> 00:02:43,500
‫اون‌قدر دنبالت گشتم که دیگه
‫هیچ‌جا برای گشتن نمونده بود.

27
00:02:44,958 --> 00:02:47,125
‫نمی‌دونستم دیگه چی‌کار کنم.

28
00:02:52,750 --> 00:02:53,666
‫شما کی باشی؟

29
00:02:54,166 --> 00:02:55,750
‫سلام.
‫من «پیترو کرسپی» هستم.

30
00:02:55,833 --> 00:02:57,166
‫نامزد «ربکا».

31
00:02:59,458 --> 00:03:00,541
‫و شما؟

32
00:03:01,125 --> 00:03:02,208
‫اون خواهرتـه.

33
00:03:10,791 --> 00:03:11,791
‫داش کوچیکه.

34
00:03:13,958 --> 00:03:14,958
‫«خوزه آرکادیو»

35
00:03:32,916 --> 00:03:34,125
‫تو کجا بودی؟

36
00:03:36,500 --> 00:03:37,375
‫این‌ور اون‌ور.

37
00:03:52,458 --> 00:03:54,916
‫بعداز ازدواج، رفتم طبقه‌ی دوم.

38
00:04:02,750 --> 00:04:05,625
‫و «آرکادیو» تا قبل‌از رفتنش توی این اتاق بود.

39
00:04:06,708 --> 00:04:07,583
‫«آرکادیو»؟

40
00:04:08,625 --> 00:04:09,458
‫پسرت دیگه.

41
00:04:13,333 --> 00:04:14,417
‫خوب یادمـه...

42
00:04:16,125 --> 00:04:19,083
‫شبا یواشکی می‌زدی بیرون
‫و طرفای صبح برمی‌گشتی.

43
00:04:19,166 --> 00:04:21,041
‫بعدش می‌اومدی از ماجراجویی‌هات بهم می‌گفتی.

44
00:04:26,333 --> 00:04:28,416
‫یه روز بالاخره ازت پرسیدم...

45
00:04:30,875 --> 00:04:33,000
‫«این ماجراجویی برات شبیه چی بود؟»

46
00:04:36,791 --> 00:04:37,916
‫و تو گفتی...

47
00:04:39,875 --> 00:04:41,583
‫«مثل یه زلزله بود.»

48
00:04:44,916 --> 00:04:46,625
‫راست می‌گفتی.
‫یادتـه؟

49
00:04:48,833 --> 00:04:50,375
‫اگه تو می‌گی، حتماً همینـه.

50
00:04:54,500 --> 00:04:55,916
‫پس رفتی قاطی مرغا؟

51
00:04:59,833 --> 00:05:00,833
‫ازدواج کردم...

52
00:05:02,041 --> 00:05:03,416
‫و بعد بیوه شدم.

53
00:05:04,250 --> 00:05:05,208
‫خلاصه‌ش همینـه.

54
00:05:11,833 --> 00:05:13,375
‫پاتوق «کاتارینو» چی شده؟

55
00:05:13,875 --> 00:05:15,000
‫هنوز برقراره؟

56
00:05:23,166 --> 00:05:24,500
‫بازم بریز.

57
00:05:26,625 --> 00:05:29,166
‫«خوزه آرکادیو» بساط رقص و شادی راه انداخت...

58
00:05:29,250 --> 00:05:31,083
‫و همه رو مهمون کرد.

59
00:05:38,041 --> 00:05:43,125
‫ویژگی‌های مردونه‌ش توجه
‫خیلی از زنا رو به خودش جلب کرده بود.

60
00:06:01,833 --> 00:06:05,541
‫به زنا پیشنهاد می‌داد
‫که در ازای ده‌تومن باهاش باشن.

61
00:06:06,021 --> 00:06:07,604
‫قیمت بالایی بود...

62
00:06:08,166 --> 00:06:11,561
‫چون بهترین فاحشه‌ها هم نهایتاً
‫هشت‌تومن خرج برمی‌داشتن.

63
00:06:12,083 --> 00:06:13,000
‫«ترسا»!

64
00:06:13,583 --> 00:06:14,958
‫ولی همه‌شون قبول می‌کردن.

65
00:06:25,791 --> 00:06:26,958
‫بریم تو کارش!

66
00:06:31,041 --> 00:06:32,208
‫بریم تو کارش!

67
00:06:33,583 --> 00:06:34,666
‫بریم اون‌طرف.

68
00:06:37,125 --> 00:06:38,750
‫- من بُردم!
‫- بریم.

69
00:06:57,625 --> 00:06:58,875
‫همون‌طور که مستحضرید...

70
00:07:00,250 --> 00:07:03,458
‫قراره به‌زودی اولین انتخابات‌مون رو
‫توی ماکوندو داشته باشیم.

71
00:07:06,333 --> 00:07:09,708
‫از امروز تا روز رأی‌گیری...

72
00:07:10,625 --> 00:07:14,250
‫از ساعت ۸ شب تا ۶ صبح
‫حکومت‌نظامی اعلام می‌شه.

73
00:07:15,458 --> 00:07:17,791
‫همچنین مواردی که
‫در ادامه گفته می‌شه، ممنوعـه:

74
00:07:18,375 --> 00:07:22,041
‫فروش و مصرف نوشیدنی‌های الکلی...

75
00:07:22,625 --> 00:07:27,041
‫و دورهمی سه یا بیش از
‫سه‌نفر که از یه خونواده نیستن.

76
00:07:33,458 --> 00:07:35,666
‫«آرکادیو» سراغ کسی رفت که

77
00:07:35,750 --> 00:07:39,000
‫یه‌زمانی سوءاستفاده‌های
‫حزب محافظه‌کار رو پیش‌بینی کرده بود.

78
00:07:40,541 --> 00:07:43,041
‫- کیـه؟
‫- «آرکادیو»ام، مدیر مدرسه.

79
00:07:45,250 --> 00:07:46,083
‫چطوری؟

80
00:07:46,583 --> 00:07:50,208
‫هرچی گفتی داره به واقعیت تبدیل می‌شه.
‫باید یه کاری بکنیم.

81
00:07:56,500 --> 00:08:00,375
‫دکتر «آلی‌ریو موگوئرا»
‫چندوقت پیش به ماکوندو اومده بود...

82
00:08:01,291 --> 00:08:03,958
‫و با خودش صندوقی پُر از قرص‌های بی‌مزه داشت.

83
00:08:04,041 --> 00:08:06,708
‫و البته یه مدرک پزشکی از دانشگاه لیپزیگ...

84
00:08:07,250 --> 00:08:09,125
‫که خودش جعل کرده بود.

85
00:08:10,666 --> 00:08:13,958
‫پشت نقاب ساده‌لوحانه‌ی این دکتر معصوم...

86
00:08:15,833 --> 00:08:17,541
‫یه تروریست مخفی شده بود.

87
00:08:33,500 --> 00:08:34,875
‫اون اینجا چی‌کار می‌کنه؟

88
00:08:34,958 --> 00:08:37,291
‫- اون از آدمای حاکمـه.
‫- من آدم هیشکی نیستم.

89
00:08:37,375 --> 00:08:39,250
‫خیلی خوب. آروم باشین.

90
00:08:40,750 --> 00:08:41,750
‫اون از ماست.

91
00:08:50,666 --> 00:08:55,125
‫این بطری‌های کوچیک نمادی از قیام بودن.

92
00:08:55,208 --> 00:08:56,833
‫به جمع انقلابی‌ها خوش اومدی.

93
00:08:59,500 --> 00:09:00,503
‫ممنون.

94
00:09:07,583 --> 00:09:10,333
‫دوباره ازدواج کن، پسرم.
‫من شیش‌تا دختر دارم.

95
00:09:16,500 --> 00:09:18,625
‫توی پایتخت شایعه شده که

96
00:09:18,708 --> 00:09:21,208
‫لیبرال‌ها می‌خوان جنگ کنن.

97
00:09:22,375 --> 00:09:24,083
‫دلیل‌شون چیـه؟

98
00:09:24,166 --> 00:09:26,166
‫اونا که به دلیل نیاز ندارن، پسرم.

99
00:09:26,708 --> 00:09:28,583
‫لیبرال‌ها ذاتاً آدمای بدی‌ان.

100
00:09:29,083 --> 00:09:30,791
‫هم از کشتن کشیش‌ها حمایت می‌کنن...

101
00:09:31,291 --> 00:09:33,041
‫و هم از ازدواج مدنی و حکم طلاق.

102
00:09:33,791 --> 00:09:37,375
‫حتی برای زِنا و فرزند نامشروع هم حق قائل می‌شن.

103
00:09:39,916 --> 00:09:42,000
‫خودتون خوب می‌دونین نظرم درباره‌ی زِنا چیـه.

104
00:09:42,042 --> 00:09:43,584
‫اون قضیه فرق داره.

105
00:09:43,609 --> 00:09:47,484
‫«آئورلیانو خوزه» فامیل
‫«بوئندیا» رو از باباش گرفته...

106
00:09:47,666 --> 00:09:49,375
‫و «موسکوته» رو از مادرش.

107
00:09:49,458 --> 00:09:50,583
‫فرق داره.

108
00:09:52,458 --> 00:09:56,250
‫حقیقتش این بحث‌ها برام جذاب نیست.

109
00:09:56,333 --> 00:09:58,166
‫ولی باید باشن.

110
00:09:59,000 --> 00:10:02,250
‫این‌روزا باید طرف برنده‌ی ماجرا رو بگیری.

111
00:10:16,791 --> 00:10:20,416
‫آخه ما علیه جنبش منفعت‌گرایی عمل می‌کنیم.

112
00:10:20,500 --> 00:10:23,541
‫«نوگوئرا» با جَوونای توی شهر حرف زد...

113
00:10:23,625 --> 00:10:25,875
‫و اطلاعات سیاسی‌شون رو بیشتر کرد.

114
00:10:26,375 --> 00:10:29,041
‫داره بی‌سروصدا یه کمپین انقلابی راه می‌ندازه.

115
00:10:29,125 --> 00:10:31,250
‫قبلاً اینجا هیچ‌وقت
‫صحبت از سیاست و حزب نمی‌شد.

116
00:10:31,333 --> 00:10:37,291
‫درستـه، ولی والدینت و نسل قبل‌از اونا
‫با تکیه به لیبرالیسم اینجا رو ساختن.

117
00:10:53,333 --> 00:10:54,166
‫گوش کنین.

118
00:10:57,166 --> 00:10:58,125
‫صدای چیـه؟

119
00:11:01,625 --> 00:11:02,875
‫من از ریوهاچا اومدم.

120
00:11:03,458 --> 00:11:05,041
‫دنبال دکتر «نوگوئرا» می‌گردم.

121
00:11:06,708 --> 00:11:08,041
‫منـم.

122
00:11:09,833 --> 00:11:12,916
‫فرمانده «مدینا» گفتن سفارش‌تون آماده‌ست.

123
00:11:27,000 --> 00:11:27,916
‫بریم.

124
00:11:38,458 --> 00:11:43,583
‫با نزدیک‌شدن به روز انتخابات،
‫تأثیر دکتر «نوگوئرا» روی بقیه کمتر شد.

125
00:12:03,583 --> 00:12:07,166
‫تقریباً همه‌ی پسران مؤسسین شهر
‫توی این کار دست داشتن.

126
00:12:08,208 --> 00:12:12,125
‫و بااین‌که هیچ‌کدوم نمی‌دونستن
‫دارن دقیقاً چی‌کار می‌کنن...

127
00:12:13,375 --> 00:12:14,708
‫ولی حداقل مشتاق بودن که...

128
00:12:14,791 --> 00:12:17,541
‫سنت محافظه‌کاران رو ریشه‌کن کنن.

129
00:12:17,625 --> 00:12:20,000
‫«برای رسیدن به ماکوندویی آزاد و امن
‫رأی قرمز بدید.»

130
00:12:26,666 --> 00:12:27,666
‫حتماً رأی می‌دم.

131
00:12:27,750 --> 00:12:30,708
‫نباید بذاریم محافظه‌کارا برنده بشن.

132
00:12:30,791 --> 00:12:33,458
‫هرچی زمان می‌گذشت...

133
00:12:33,541 --> 00:12:35,250
‫«آرکادیو» برای قیام هیجان‌زده‌تر می‌شد.

134
00:12:39,500 --> 00:12:40,958
‫رأی قرمز برای ماکوندو.

135
00:12:44,541 --> 00:12:45,458
‫هم‌وطنان عزیز...

136
00:12:45,541 --> 00:12:48,041
‫صحبت کشتن پدر «نیکانور» هم شده بود...

137
00:12:48,958 --> 00:12:51,041
‫که بعدش کلیسا رو به مدرسه تبدیل کنن...

138
00:12:51,833 --> 00:12:53,875
‫و توش مفهوم «عشق آزاد» رو آموزش بدن.

139
00:12:53,958 --> 00:12:57,416
‫«رأی آبی برای ریاست‌جمهوری
‫به حزب محافظه‌کاران رأی بدید»

140
00:12:57,500 --> 00:13:01,000
‫«برای رسیدن به ماکوندویی آزاد و امن
‫رأی قرمز بدید.»

141
00:14:07,333 --> 00:14:09,125
‫وقتی اون روز صبح دیدش...

142
00:14:10,500 --> 00:14:14,000
‫«ربکا» متوجه شد که شاید
‫نامزدش در برابر این ابرمرد...

143
00:14:15,208 --> 00:14:16,416
‫زیادی نازک‌نارنجیـه.

144
00:14:16,500 --> 00:14:20,000
‫مَردی که حتی صدای
‫نفس‌های آتشینش کل خونه رو پُر کرده.

145
00:14:23,333 --> 00:14:25,333
‫این مسخره‌بازیا چیـه؟

146
00:14:30,916 --> 00:14:34,541
‫درک کنم؟ دقیقاً چی رو باید درک کنم؟

147
00:14:35,250 --> 00:14:37,125
‫حق ندارین چاقوهای منو ببرین.

148
00:14:37,208 --> 00:14:39,000
‫دستور حاکمـه، خانوم.

149
00:14:39,500 --> 00:14:40,833
‫حاکم؟

150
00:14:42,208 --> 00:14:43,958
‫خودم حسابشو می‌رسم.

151
00:14:45,666 --> 00:14:47,208
‫الان چطوری کار کنم؟

152
00:14:47,791 --> 00:14:48,875
‫جواب بده، پسرجان.

153
00:14:48,958 --> 00:14:52,000
‫الان چطوری کار کنم؟
‫دنبال چی‌ای؟

154
00:14:52,083 --> 00:14:53,875
‫چیزی نمونده؛ خیالت راحت!

155
00:14:53,958 --> 00:14:56,583
‫چیزی نمونده.
‫خدایا...

156
00:14:57,125 --> 00:14:59,458
‫- دیگه داری میـ
‫- من مأمورم و معذور.

157
00:14:59,541 --> 00:15:01,708
‫می‌گم دیگه هیچی نمونده.

158
00:15:02,417 --> 00:15:04,917
‫چاقوهام رو پس بده، پسرجان.

159
00:15:05,166 --> 00:15:08,250
‫بعداز انتخابات، بهتون برگردونده می‌شه.

160
00:15:08,333 --> 00:15:10,583
‫الان چطوری آشپزی کنم؟

161
00:15:10,666 --> 00:15:13,708
‫- کی بهت دستور داده؟
‫- کی فرستادت؟

162
00:15:13,791 --> 00:15:16,875
‫- بدون چاقوهام چی‌کار کنم؟
‫- چاقوهام دست کیـه؟

163
00:15:18,208 --> 00:15:20,750
‫با توام، پسر. بیا اینجا.

164
00:15:20,833 --> 00:15:23,541
‫- هر کار دلشون بخواد، می‌کنن.
‫- چه خبره؟

165
00:15:23,625 --> 00:15:25,375
‫این چه وضعشـه؟

166
00:15:26,208 --> 00:15:29,041
‫عزیزم، چاقوهای تو رو هم گرفتن؟

167
00:15:32,000 --> 00:15:33,500
‫مردم این شهر دیوونه شدن.

168
00:15:36,958 --> 00:15:40,625
‫«ماتیلده»، چرا با ما
‫مثل خلاف‌کارها برخورد می‌کنن؟

169
00:15:42,916 --> 00:15:46,166
‫شماها فکر کردین کی‌این؟
‫این حق ما نیست!

170
00:15:46,250 --> 00:15:47,750
‫حالا چطوری آشپزی کنیم؟

171
00:15:47,833 --> 00:15:50,708
‫«برای رسیدن به ماکوندویی آزاد و امن
‫رأی قرمز بدید.»

172
00:15:50,791 --> 00:15:52,875
‫چرا می‌بریشون؟ بده من!

173
00:15:52,958 --> 00:15:54,250
‫قانون قانونـه.

174
00:15:57,458 --> 00:15:58,625
‫این دیگه چیـه؟

175
00:15:59,875 --> 00:16:00,708
‫نمی‌دونم والا.

176
00:16:06,333 --> 00:16:07,916
‫اونا چیـه روی دیوار؟

177
00:16:08,625 --> 00:16:10,916
‫- «ماتیلده»، باید یه کاری بکنیم.
‫- اون دیگه چیـه؟

178
00:16:11,416 --> 00:16:12,958
‫حالا چی‌کار کنیم؟

179
00:16:33,875 --> 00:16:35,458
‫مدرسه تعطیلـه!

180
00:16:35,541 --> 00:16:37,125
‫تغییر اجتناب‌ناپذیره.

181
00:16:44,791 --> 00:16:46,500
‫- کی باهاتونـه؟
‫- فقط مایـیم.

182
00:16:54,208 --> 00:16:55,041
‫بیاین.

183
00:17:07,708 --> 00:17:10,583
‫از امشب همه‌تون قراره تاریخ‌ساز بشین!

184
00:17:10,666 --> 00:17:12,041
‫- درستـه!
‫- آره!

185
00:17:12,125 --> 00:17:15,333
‫چون شعله‌ی انقلاب درون همه‌تون روشن شده.

186
00:17:15,416 --> 00:17:16,791
‫آره!

187
00:17:16,875 --> 00:17:19,000
‫تازه ما تنها نیستیم.

188
00:17:19,083 --> 00:17:20,166
‫کسای دیگه‌ای هم هستن!

189
00:17:20,250 --> 00:17:25,041
‫چون خیلی‌ها از زندگی تحت سلطه‌ی
‫حزب محافظه‌کارا خسته شدن!

190
00:17:25,125 --> 00:17:26,583
‫مرگ بر محافظه‌کارها!

191
00:17:26,666 --> 00:17:31,958
‫این شهر با هدف رسیدن
‫به برابری و آزادی تأسیس شد!

192
00:17:32,041 --> 00:17:33,458
‫مرگ بر محافظه‌کارها!

193
00:17:33,541 --> 00:17:36,791
‫واسه همینـه که باید رأی بدیم!

194
00:17:37,958 --> 00:17:41,083
‫یه‌جوری هم رأی می‌دیم که پشم‌ها بریزه!

195
00:17:41,166 --> 00:17:43,750
‫با شرافت و شجاعت‌مون رأی می‌دیم!

196
00:17:44,250 --> 00:17:45,625
‫- بریم تو کارش!
‫- بله، قربان.

197
00:17:46,208 --> 00:17:48,166
‫قراره به ماکوندو رأی بدیم...

198
00:17:48,250 --> 00:17:51,708
‫چون اینجا یه شهر لیبرالـه، لامصب!

199
00:17:51,791 --> 00:17:55,625
‫ماکوندوی لیبرال!

200
00:17:55,708 --> 00:18:02,708
‫ماکوندوی لیبرال!

201
00:19:02,708 --> 00:19:07,375
‫اولین انتخابات شهر ماکوندو درحال برگزاریـه.

202
00:19:51,125 --> 00:19:53,166
‫طبق دستور دکتر «نوگوئرا»...

203
00:19:53,250 --> 00:19:55,958
‫مردهایی که برگه‌ی رأی قرمز دارن...

204
00:19:56,041 --> 00:19:59,875
‫کسایی‌ان که بعداز انجام آزمایشات
‫سخت، ثابت کردن که لیبرال هستن.

205
00:21:23,458 --> 00:21:25,750
‫مجموعاً ۲۳۶ رأی.

206
00:21:25,833 --> 00:21:29,083
‫۱۳۲تا قرمز برای لیبرال‌ها...

207
00:21:29,166 --> 00:21:32,375
‫و ۱۰۴تا آبی برای حزب محافظه‌کارها.

208
00:21:34,500 --> 00:21:35,916
‫جابه‌جاشون کن.

209
00:21:42,208 --> 00:21:45,583
‫۱۳۲تا آبی و ۱۰۴تا قرمز.

210
00:21:47,583 --> 00:21:50,041
‫وقتی کارت تموم شد، دَر جعبه رو ببند، سروان.

211
00:21:50,125 --> 00:21:52,666
‫فردا بفرستش پایتخت تا شمارش بشه.

212
00:22:20,583 --> 00:22:23,500
‫اگه من لیبرال بودم، الان خون به پا می‌کردم.

213
00:22:23,583 --> 00:22:27,000
‫چه دامادم باشی، چه نباشی،
‫اگه واقعاً لیبرال بودی...

214
00:22:27,083 --> 00:22:28,666
‫تا الان زنده نمی‌موندی.

215
00:24:58,916 --> 00:25:02,958
‫اون شب «ربکا» خدا رو هزاربار شکر کرد...

216
00:25:04,291 --> 00:25:05,958
‫البته قبل‌از این‌که...

217
00:25:06,041 --> 00:25:09,166
‫غرق در اون لذت دردآور بشه.

218
00:25:13,875 --> 00:25:16,125
‫به پدرزنت بگو چاقوهامون رو پس بده...

219
00:25:16,208 --> 00:25:18,208
‫هم مال ما و هم مال مردم رو.

220
00:25:18,291 --> 00:25:19,875
‫هیچ وسیله‌ای برای آشپزی نداریم.

221
00:25:47,000 --> 00:25:47,916
‫اینجا چه خبره؟

222
00:25:54,208 --> 00:25:55,541
‫می‌خوام با «ربکا» ازدواج کنم.

223
00:25:58,625 --> 00:26:00,125
‫حرفای احمقانه نزن.

224
00:26:03,833 --> 00:26:04,875
‫شما خواهربرادرین.

225
00:26:06,916 --> 00:26:08,500
‫سه‌روز دیگه عروسی‌مونه.

226
00:26:11,333 --> 00:26:12,875
‫ما اجازه نخواستیم.

227
00:26:13,833 --> 00:26:15,041
‫باورم نمی‌شه.

228
00:26:19,458 --> 00:26:22,125
‫اگه ازدواج کنین،
‫دیگه پاتون رو توی این خونه نمی‌ذارین.

229
00:26:22,791 --> 00:26:23,666
‫چه بهتر.

230
00:26:28,791 --> 00:26:30,250
‫همه به عروسی‌مون دعوتـین.

231
00:26:47,166 --> 00:26:51,833
‫«اورسولا» هیچ‌وقت این بی‌احترامی رو نبخشید.

232
00:26:59,750 --> 00:27:03,375
‫و «آمارانتا» هم بیخیال
‫کینه‌ی شتری‌ش نسبت به «ربکا» نشد.

233
00:27:34,291 --> 00:27:36,250
‫از شماره ۱۴ شروع می‌کنیم.

234
00:27:38,208 --> 00:27:40,333
‫می‌تونی بخونیش؟

235
00:27:40,416 --> 00:27:41,416
‫آفرین.

236
00:27:43,000 --> 00:27:45,625
‫شروع کن، یک، دو، سه، چهار.

237
00:27:45,708 --> 00:27:50,250
‫یک، دو، سه، چهار.

238
00:27:50,333 --> 00:27:52,666
‫آفرین.

239
00:27:52,750 --> 00:27:57,250
‫یک، دو، سه، چهار.

240
00:27:58,250 --> 00:27:59,750
‫ببخشین، الان وسط کلاسـم.

241
00:28:00,250 --> 00:28:01,541
‫می‌خوام با «ربکا» ازدواج کنم.

242
00:28:04,833 --> 00:28:05,833
‫ولی اون خواهرتـه.

243
00:28:07,333 --> 00:28:08,166
‫مهم نیست.

244
00:28:13,708 --> 00:28:14,708
‫نمی‌تونی این کارو بکنی.

245
00:28:15,833 --> 00:28:16,833
‫این غیرطبیعیـه.

246
00:28:18,000 --> 00:28:19,416
‫غیرقانونی هم هست.

247
00:28:19,958 --> 00:28:22,166
‫به تخمم که غیرطبیعیـه.

248
00:28:22,750 --> 00:28:27,166
‫الانم خودم اومدم بهت بگم
‫که دیگه مزاحم «ربکا» نشی.

249
00:28:29,666 --> 00:28:30,625
‫شنیدی؟

250
00:28:59,333 --> 00:29:00,166
‫پدرجان.

251
00:29:01,000 --> 00:29:02,083
‫چطوری پسرم؟

252
00:29:03,791 --> 00:29:06,333
‫- برای دومینو زود نیست؟
‫- بله، زوده.

253
00:29:07,000 --> 00:29:08,541
‫خب چی شده؟

254
00:29:09,833 --> 00:29:10,708
‫چاقوها.

255
00:29:12,500 --> 00:29:14,708
‫همه‌ی زنای ماکوندو، ازجمله مادرم...

256
00:29:14,791 --> 00:29:17,000
‫شاکی‌ان که وسیله‌ی آشپزی ندارن.

257
00:29:17,916 --> 00:29:20,541
‫چاقوها رو فرستادیم پایتخت...

258
00:29:20,625 --> 00:29:23,250
‫در کنار یه‌سری اسلحه‌ی توقیف‌شده‌ی دیگه.

259
00:29:23,333 --> 00:29:27,166
‫می‌خوام نشون بدم که لیبرال‌ها دارن
‫علیه دولت قیام می‌کنن.

260
00:29:41,541 --> 00:29:45,041
‫فرمانده «مدینا» از مانائوره
‫یه پیام فوری فرستادن.

261
00:29:45,708 --> 00:29:47,125
‫خب، اوضاع چطوره؟

262
00:29:47,208 --> 00:29:49,333
‫محافظه‌کارا توی انتخابات تقلب کردن.

263
00:29:49,416 --> 00:29:50,958
‫رسوایی بزرگی شده.

264
00:29:51,041 --> 00:29:54,125
‫بعضی گروه‌های لیبرال دارن اسلحه‌به‌دست می‌شن.

265
00:29:54,208 --> 00:29:56,083
‫ما هم باید همین کارو بکنیم!

266
00:29:56,166 --> 00:29:58,958
‫برای مسلح‌شدن نیاز به اسلحه داریم، «آرکادیو».

267
00:29:59,041 --> 00:30:00,250
‫مراقب باش.

268
00:30:00,333 --> 00:30:04,833
‫لیبرال‌هایی که توی ریوهاچا
‫علیه دولت قیام کردن، اعدام شدن.

269
00:30:10,833 --> 00:30:14,666
‫امروز گرد هم آمدیم تا شاهد پیوند...

270
00:30:15,197 --> 00:30:19,322
‫بین «خوزه آرکادیو بوئندیا»
‫و «ربکا بوئندیا» باشیم...

271
00:30:20,500 --> 00:30:24,708
‫که برخلاف شایعاتی که توی شهر پیچیده...

272
00:30:24,791 --> 00:30:26,625
‫خواهربرادر نیستن.

273
00:30:29,375 --> 00:30:34,333
‫به نام پدر، پسر و روح‌القدس.
‫آمین.

274
00:31:20,083 --> 00:31:23,500
‫«آرکادیو» نمی‌دونست که «خوزه آرکادیو» پدرشـه.

275
00:31:46,166 --> 00:31:49,625
‫«ربکا» و «خوزه آرکادیو»
‫خونه‌ای روبه‌روی قبرستون اجاره کردن.

276
00:31:49,708 --> 00:31:51,833
‫بریم خونه‌ی خودمون.

277
00:31:57,458 --> 00:31:59,250
‫قرار شد نگاه نکنی!

278
00:31:59,916 --> 00:32:03,208
‫تنها جهیزیه‌شون یه ننو بود
‫و خونه‌ای بی‌اسباب.

279
00:32:12,625 --> 00:32:16,708
‫اون شب یه عقرب پای «ربکا» رو نیش زد...

280
00:32:18,125 --> 00:32:21,750
‫ولی این باعث نشد که
‫از ماه‌عسل دیوانه‌وارشون لذت نبرن.

281
00:32:24,208 --> 00:32:27,541
‫مردم شهر خداخدا می‌کردن که

282
00:32:27,625 --> 00:32:30,041
‫آرامش اموات با سروصدای اونا به هم نریزه.

283
00:32:30,541 --> 00:32:33,333
‫- چاقو دارین؟
‫- حتی برای بریدن لیمو هم چاقو ندارم.

284
00:32:33,416 --> 00:32:34,250
‫چطوری؟

285
00:32:37,083 --> 00:32:38,041
‫«کاتارینو»

286
00:32:39,125 --> 00:32:40,583
‫بهم یه نوشیدنی بده لطفاً.

287
00:32:45,125 --> 00:32:47,291
‫فکر کنین اینجا نیستم. حرف بزنین.

288
00:32:54,208 --> 00:32:55,292
‫می‌گم، «آئورلیانو»...

289
00:32:56,416 --> 00:33:00,750
‫فکر می‌کنی بابات چی می‌گفت
‫اگه می‌دید یه محافظه‌کار شدی؟

290
00:33:05,333 --> 00:33:07,750
‫من نه محافظه‌کارم، نه لیبرال.

291
00:33:11,041 --> 00:33:12,458
‫ولی اگه بخوام انتخاب کنم...

292
00:33:14,291 --> 00:33:15,375
‫می‌رم سمت لیبرال.

293
00:33:17,166 --> 00:33:19,125
‫محافظه‌کارا تقلب می‌کنن.

294
00:33:19,875 --> 00:33:21,125
‫ذات‌شون همینـه.

295
00:33:29,958 --> 00:33:32,041
‫داری جدی می‌گی، «آئورلیانو»؟

296
00:33:35,708 --> 00:33:37,250
‫بعله.

297
00:33:40,458 --> 00:33:41,291
‫«کاتارینو»

298
00:34:14,750 --> 00:34:17,750
‫داریم برای انقلاب برنامه می‌چینیم.

299
00:34:20,208 --> 00:34:21,666
‫چجور انقلابی؟

300
00:34:22,708 --> 00:34:27,000
‫می‌خوایم سراسر کشور
‫یه‌سری حملات گسترده انجام بدیم...

301
00:34:27,083 --> 00:34:30,041
‫تا کار همه‌ی کارمندهای
‫محافظه‌کار رو یکسره کنیم...

302
00:34:30,125 --> 00:34:31,583
‫و البته خونواده‌هاشون رو.

303
00:34:32,458 --> 00:34:34,333
‫برای همین تو رو لازم داریم.

304
00:34:34,416 --> 00:34:36,791
‫باید بهمون کمک کنی تا «آپولینار موسکوته»...

305
00:34:36,875 --> 00:34:38,791
‫زنش و شیش‌تا دخترش رو بُکشیم.

306
00:34:42,875 --> 00:34:45,250
‫باید محافظه‌کارا رو ریشه‌کن کنیم.

307
00:34:50,541 --> 00:34:52,000
‫می‌دونی چیـه، «نوگوئرا»؟

308
00:34:53,500 --> 00:34:55,375
‫تو نه یه انقلابی هستی...

309
00:34:56,208 --> 00:34:57,125
‫و نه یه لیبرال.

310
00:34:57,916 --> 00:34:59,000
‫تو هیچی نیستی.

311
00:35:00,958 --> 00:35:02,916
‫هیچی به‌جز یه قاتل.

312
00:35:03,500 --> 00:35:04,708
‫تو یه قاتلـی.

313
00:35:07,166 --> 00:35:09,875
‫و می‌دونی خودت چی‌ای، «آئورلیانو بوئندیا»؟

314
00:35:11,208 --> 00:35:13,333
‫یه آدم احساساتی...

315
00:35:14,125 --> 00:35:15,166
‫که هیچ آینده‌ای نداره.

316
00:35:17,166 --> 00:35:18,708
‫بطری رو پس بده.

317
00:35:19,458 --> 00:35:20,583
‫حتماً.

318
00:35:23,083 --> 00:35:23,958
‫ترسو.

319
00:35:25,041 --> 00:35:26,750
‫تو یه ترسویـی.

320
00:35:28,083 --> 00:35:30,041
‫و ترسوها هیچ‌وقت تاریخ رو رقم نزدن.

321
00:35:44,000 --> 00:35:44,833
‫با اجازه.

322
00:35:54,375 --> 00:35:57,791
‫«پیترو کرسپی» هنوزم
‫سه‌شنبه‌ها برای صبحونه می‌اومد...

323
00:35:58,916 --> 00:36:03,250
‫و سعی می‌کرد با این کار
‫شرافت خودش رو حفظ کنه.

324
00:36:05,416 --> 00:36:08,541
‫«آمارانتا» خیلی مراقبش بود و هواش رو داشت.

325
00:36:09,666 --> 00:36:10,791
‫برای «پیترو کرسپی»...

326
00:36:11,583 --> 00:36:14,958
‫این زن، که همیشه باهاش
‫مثل یه بچه رفتار می‌کرد...

327
00:36:16,125 --> 00:36:17,666
‫یه روزنه‌ی امید بود.

328
00:37:31,625 --> 00:37:34,583
‫می‌خواین منم در کنار «موسکوته»ها بُکشین؟

329
00:37:35,500 --> 00:37:37,666
‫چرا چرت‌وپرت می‌گی؟

330
00:37:39,083 --> 00:37:40,500
‫هوی، آروم باش!

331
00:37:42,208 --> 00:37:46,083
‫اون آدمایی که همه‌ش تعقیبم می‌کنن.
‫منظورم اوناست.

332
00:37:47,041 --> 00:37:49,625
‫اونا رو فرستادیم که دنبالت کنن،
‫نه این‌که بُکشنت.

333
00:37:50,375 --> 00:37:53,041
‫منتظریـم ببینیم کِی قراره ما رو لو بدی.

334
00:37:53,833 --> 00:37:54,791
‫ولش کن، پسر.

335
00:37:55,791 --> 00:37:56,625
‫ولش کن.

336
00:38:01,583 --> 00:38:02,416
‫بیخیال شین.

337
00:38:03,916 --> 00:38:05,625
‫اگه می‌خواستم شما رو لو بدم...

338
00:38:06,500 --> 00:38:07,916
‫تا الان داده بودم.

339
00:38:09,041 --> 00:38:10,333
‫من خائن نیستم.

340
00:38:15,166 --> 00:38:16,125
‫حقیقت همینـه.

341
00:38:17,000 --> 00:38:18,958
‫ولی اگه یه روز
‫قصد کشتن پدرزنم رو داشته باشین...

342
00:38:21,208 --> 00:38:24,208
‫اولین نفری که جلوتون وایمیسه، منـم.

343
00:39:11,750 --> 00:39:13,000
‫راه بیُفتین!

344
00:39:14,583 --> 00:39:18,875
‫از این به بعد این مکان موقوفه‌ی ارتش ملیـه.

345
00:39:18,958 --> 00:39:20,666
‫نه، من اینجا معلمـم.

346
00:39:20,750 --> 00:39:22,166
‫نکن! با توام!

347
00:39:22,250 --> 00:39:24,041
‫ولش کن! بهش دست نزن!

348
00:39:24,125 --> 00:39:26,166
‫نکن!

349
00:39:28,583 --> 00:39:31,041
‫ولش کنین.

350
00:39:32,208 --> 00:39:33,083
‫بیا اینجا.

351
00:39:33,625 --> 00:39:35,083
‫من اینجام. چیزی نیست.

352
00:40:05,708 --> 00:40:06,708
‫ولم کنین.

353
00:40:07,208 --> 00:40:09,333
‫- کـمـک!
‫- خفه!

354
00:40:09,416 --> 00:40:11,500
‫حق ندارین این کارو بکنین!

355
00:40:11,583 --> 00:40:13,458
‫مجرمین از حقوق محرومـن! خفه شو!

356
00:40:13,500 --> 00:40:15,958
‫خداوندا، لطف خود را شامل حال این مرد بیـ

357
00:40:19,708 --> 00:40:21,208
‫دارن بهم حمله می‌کنن!

358
00:40:21,291 --> 00:40:23,500
‫شما حق ندارین این کارو بکنین!

359
00:40:23,583 --> 00:40:25,458
‫- دارن بهم حمله می‌کنن!
‫- شما حق نـ

360
00:40:25,541 --> 00:40:26,375
‫بیا ببینم.

361
00:40:27,208 --> 00:40:29,375
‫- کمک!
‫- ادای قهرمانا رو درنیار، «آرکادیو».

362
00:40:29,875 --> 00:40:33,250
‫- اینا می‌تونن بُکشنت.
‫- اگه کاری نکنیم هم می‌میریم.

363
00:40:34,583 --> 00:40:38,791
‫- بدون حکم نمی‌تونین منو بُکشین!
‫- تصمیم بگیر طرف کی‌ای، «آئورلیانو».

364
00:40:40,416 --> 00:40:41,250
‫ممنون.

365
00:40:44,125 --> 00:40:46,333
‫نباید «آلی‌ریو نوگوئرو» رو
‫اون‌طوری اعدام کنین.

366
00:40:47,291 --> 00:40:49,666
‫به سربازا بگین دست نگه دارن.

367
00:40:50,333 --> 00:40:52,041
‫دیگه دست من نیست، پسرم.

368
00:40:53,166 --> 00:40:55,125
‫فرمانده «گومز» الان شهر رو تحت‌کنترل داره.

369
00:40:56,208 --> 00:40:57,458
‫منظورتون چیـه؟

370
00:41:00,833 --> 00:41:04,541
‫وقتی شرایط اضطراری پیش میاد،
‫ارتش کنترل اوضاع رو به دست می‌گیره.

371
00:41:08,416 --> 00:41:09,333
‫آماده!

372
00:41:13,208 --> 00:41:14,083
‫هدف بگیرین!

373
00:41:23,916 --> 00:41:27,791
‫زنده باد انقلابیون!

374
00:41:28,666 --> 00:41:29,541
‫آتش!

375
00:42:45,583 --> 00:42:46,583
‫خوب بگردش.

376
00:42:46,666 --> 00:42:48,375
‫- توی جیبت چیـه؟
‫- هیچی به خدا.

377
00:42:48,458 --> 00:42:49,583
‫ارواح عمه‌ت.

378
00:42:49,666 --> 00:42:51,291
‫ولم کنین!

379
00:42:51,375 --> 00:42:53,541
‫- حرف حرف ماست!
‫- من هیچی ندارم!

380
00:42:59,625 --> 00:43:03,500
‫ولش کنین! بذارین پسرم بره!

381
00:43:12,541 --> 00:43:14,541
‫کمک!

382
00:43:18,875 --> 00:43:22,750
‫ببرینش اون طرف! نه!

383
00:43:22,833 --> 00:43:25,250
‫نـه!

384
00:43:29,000 --> 00:43:31,541
‫فرمانده، این سگ بیماری هاری داشت.

385
00:43:35,458 --> 00:43:36,333
‫یه دکتر خبر کنین.

386
00:43:37,000 --> 00:43:38,041
‫یه دکتر بگین!

387
00:45:14,875 --> 00:45:16,500
‫«آئورلیانو»، احمق نشو!

388
00:45:16,583 --> 00:45:18,875
‫تو اهل جنگ نیستی.
‫می‌کُشنت!

389
00:45:26,083 --> 00:45:27,791
‫«آئورلیانو»، بهم گوش کن، پسرم.

390
00:45:34,958 --> 00:45:37,458
‫من مسئولـم.

391
00:45:40,125 --> 00:45:41,833
‫مراقب خودت باش، فرزندم.

392
00:45:48,625 --> 00:45:49,875
‫«آئورلیانو»، تو رو خدا...

393
00:45:51,625 --> 00:45:53,833
‫فکر کن بچه‌ی خودتـه و هواشو داشته باش.

394
00:45:56,875 --> 00:45:58,250
‫مراقب خودت هم باش.

395
00:45:59,250 --> 00:46:00,166
‫شنیدی چی گفتم؟

396
00:46:05,416 --> 00:46:08,208
‫منو تنها نذار، پسرم. به حرفم گوش کن.

397
00:46:52,416 --> 00:46:53,541
‫التماست می‌کنم.

398
00:47:01,666 --> 00:47:02,625
‫نرو.

399
00:47:07,500 --> 00:47:08,333
‫نرو.

400
00:47:57,458 --> 00:47:58,833
‫چی شده، «آئورلیانو»؟

401
00:48:00,166 --> 00:48:01,541
‫بگو همه آماده شن.

402
00:48:05,916 --> 00:48:07,178
‫داریم می‌ریم جنگ.

403
00:48:08,375 --> 00:48:09,625
‫با کدوم اسلحه؟

404
00:48:11,000 --> 00:48:12,083
‫با اسلحه‌ی اونا.

405
00:48:41,625 --> 00:48:42,458
‫کیـه؟

406
00:48:43,666 --> 00:48:44,541
‫«آئورلیانو»ام.

407
00:48:47,583 --> 00:48:48,416
‫«آئورلیانو»؟

408
00:48:50,458 --> 00:48:51,500
‫چی شده؟

409
00:48:51,583 --> 00:48:54,166
‫می‌خوایم محافظه‌کارا رو از شهر بندازیم بیرون.

410
00:48:55,125 --> 00:48:57,708
‫«گرینلدو»، «مگنفیکو» و بقیه بهمون ملحق شدن.

411
00:48:58,750 --> 00:48:59,583
‫خب؟

412
00:49:03,083 --> 00:49:04,083
‫با ما بیا.

413
00:49:04,833 --> 00:49:07,875
‫می‌خوایم به ارتش لیبرال
‫فرمانده «مدینا» ملحق شیم.

414
00:49:10,375 --> 00:49:13,000
‫من دیگه همه‌چیِ این دنیا رو دیدم.

415
00:49:15,583 --> 00:49:16,833
‫جام همین‌جاست.

416
00:49:17,791 --> 00:49:18,666
‫کنار اون زن.

417
00:49:20,541 --> 00:49:21,416
‫موفق باشی.

418
00:49:31,416 --> 00:49:32,291
‫«آئورلیانو»

419
00:49:39,208 --> 00:49:40,627
‫فکر کردی یادم نیست...؟

420
00:49:42,500 --> 00:49:43,500
‫اون شبی که...

421
00:49:45,833 --> 00:49:46,708
‫بهت گفتم...

422
00:49:47,500 --> 00:49:49,208
‫«مثل یه زلزله بود.»

423
00:49:53,250 --> 00:49:55,791
‫برای همینـه که امثال ما از مرگ ترس دارن.

424
00:50:01,083 --> 00:50:02,666
‫امیدوارم زنده برگردی.

425
00:51:21,250 --> 00:51:22,083
‫«آئورلیانو»

426
00:51:54,541 --> 00:51:56,375
‫ببرش بیرون! بریم!

427
00:52:01,041 --> 00:52:05,375
‫بدون حکم نمی‌تونین منو بُکشین!

428
00:52:35,166 --> 00:52:37,750
‫به نام شرف و افتخار!

429
00:52:40,000 --> 00:52:41,208
‫بُکشینشون!

430
00:53:32,708 --> 00:53:33,750
‫خب «آئورلیانو»...

431
00:53:36,708 --> 00:53:37,625
‫خب چی؟

432
00:53:38,666 --> 00:53:40,208
‫قراره به فرمانده «مدینا» ملحق شیم؟

433
00:53:41,166 --> 00:53:42,041
‫تو نه.

434
00:53:46,875 --> 00:53:50,291
‫می‌خوام تو مسئول شهر بشی.

435
00:53:55,000 --> 00:53:56,208
‫این شهر دیگه مال توئـه.

436
00:53:57,833 --> 00:53:59,791
‫مراقبش باش. فهمیدی؟

437
00:54:01,000 --> 00:54:02,166
‫بله... چَشم.

438
00:54:02,833 --> 00:54:04,791
‫حالا برو به بقیه کمک کن.

439
00:54:09,458 --> 00:54:10,291
‫باشه.

440
00:54:50,166 --> 00:54:53,458
‫منو نکُشین! منو نکُشین...

441
00:54:53,541 --> 00:54:56,333
‫تو رو خدا نکُشین!

442
00:54:56,416 --> 00:54:57,666
‫کافیـه، «موسکوته».

443
00:54:59,958 --> 00:55:02,333
‫پَر محافظه‌کارا باز شد...

444
00:55:02,916 --> 00:55:05,208
‫ولی به تو و خونواده‌ت کاری نداریم.

445
00:55:05,958 --> 00:55:07,416
‫بهت قول می‌دم.

446
00:55:07,500 --> 00:55:09,333
‫این دیوونه‌بازیا چیـه، پسرم؟

447
00:55:09,416 --> 00:55:10,708
‫خُل شدی؟

448
00:55:12,083 --> 00:55:13,375
‫این دیوونگی نیست!

449
00:55:16,500 --> 00:55:17,541
‫جنگـه.

450
00:55:23,208 --> 00:55:25,500
‫و دیگه بهم نگو «پسرم».

451
00:55:29,416 --> 00:55:30,791
‫از این لحظه به بعد...

452
00:55:32,666 --> 00:55:36,583
‫من سرهنگ «آئورلیانو بوئندیا»م.

453
00:56:58,203 --> 00:57:05,203
ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

454
00:57:05,275 --> 00:57:07,733
‫اقتباسی از رمان «صد سال تنهایی»، نوشته‌ی «گابریل گارسیا مارکز»

