1
00:00:04,800 --> 00:00:06,300
‫به قدرت تشخیص و خط قرمزهات اعتماد ندارم

2
00:00:06,300 --> 00:00:08,888
‫به اینکه دوست رو از دشمن و کسانی که
‫مابین این‌ دو هستن

3
00:00:08,900 --> 00:00:09,980
‫رو از هم تشخیص بدی

4
00:00:09,980 --> 00:00:12,740
‫بازم مثل سنگ‌ریزه
‫سمت‌شون پرت‌تون می‌کنم

5
00:00:15,820 --> 00:00:17,460
‫خیلی‌خب بچه‌ها. جمعشون کنید

6
00:00:17,460 --> 00:00:20,300
‫واقعی‌هاشون یه عقب‌نشینی تاکتیکی کردن

7
00:00:20,300 --> 00:00:23,260
‫یعنی دوباره جمع می‌شن و ضدحمله میزنن

8
00:00:23,260 --> 00:00:25,700
‫هر کس واسه خودش!

9
00:00:25,700 --> 00:00:27,140
‫من دارم تسلیم میشم

10
00:00:27,140 --> 00:00:30,220
‫همون ساس معروف، ها؟

11
00:00:30,221 --> 00:00:35,751
‫به هیچ وجه، هیچگونه عفوی در کار نباشه،
‫باید اعدام بشن

12
00:00:36,340 --> 00:00:38,500
‫این آخرین لحظات زندگی‌تونه

13
00:00:38,500 --> 00:00:40,700
‫و توش تصویر مردهای در حال غرق شدن

14
00:00:40,700 --> 00:00:42,220
‫تو ذهنتون تکرار نمیشه

15
00:00:42,220 --> 00:00:43,900
‫هنوز صداهاشون رو می‌شنوم پدر

16
00:00:43,900 --> 00:00:45,700
‫دارن ولمون می‌کنن غرق بشیم!

17
00:00:45,700 --> 00:00:47,300
‫کمک!

18
00:00:47,300 --> 00:00:48,700
‫هی!

19
00:00:49,980 --> 00:00:51,740
‫هی!

20
00:00:54,300 --> 00:00:56,300
‫بنظرت برادرم عاشقت بود؟

21
00:00:56,300 --> 00:00:57,540
‫یا باید اینطور بپرسم

22
00:00:57,540 --> 00:01:00,100
‫که آیا برادرم عاشقت هست؟

23
00:01:00,100 --> 00:01:01,940
‫کت لعنتیت کو؟

24
00:01:01,940 --> 00:01:03,700
‫خونیه سرهنگ

25
00:01:03,700 --> 00:01:06,100
‫بهمون دستور دادن ترمولی رو بگیریم

26
00:01:06,100 --> 00:01:08,460
‫و به هر قیمتی تا آخرین نفر
‫نگهش داریم

27
00:01:12,141 --> 00:01:14,811
‫[این داستان الهام گرفته از رویدادهای واقعی‌ست]

28
00:01:15,112 --> 00:01:17,352
‫[ اما به‌خاطر داشته باشید]

29
00:01:17,353 --> 00:01:20,452
‫[یک روایت تاریخی نیست]

30
00:02:03,220 --> 00:02:04,660
‫فقط بذار بخوابم

31
00:02:08,100 --> 00:02:09,740
‫باید بخوابم

32
00:02:23,160 --> 00:02:24,160
‫[سیکینگز رجینالد]

33
00:02:46,500 --> 00:02:48,700
‫- بیا
‫- کجا بیام؟

34
00:02:48,700 --> 00:02:50,820
‫هی!

35
00:02:50,820 --> 00:02:53,180
‫برای پیاده‌روی یکم زود نیست بنظرتون؟

36
00:02:53,180 --> 00:02:55,100
‫تکون نخور

37
00:02:55,100 --> 00:02:58,140
‫بد نبود اگه بهم می‌گفتین
‫کدوم گوری منو می‌برین

38
00:02:58,140 --> 00:02:59,740
‫- اوه!
‫- یالا!

39
00:03:08,700 --> 00:03:10,700
‫جلو!

40
00:03:10,700 --> 00:03:13,220
‫هی! هی، هی، هی!
‫من اسیر جنگی‌ام خیر سرم!

41
00:03:13,220 --> 00:03:15,860
‫با توجه به کنوانسیون ژنو
‫یه حقوقی دارم

42
00:03:15,860 --> 00:03:17,700
‫خب؟

43
00:03:17,700 --> 00:03:19,100
‫نمی‌تونین این کارو بکنین!

44
00:03:34,060 --> 00:03:36,180
‫مامان، بابا، هدر...

45
00:03:38,180 --> 00:03:39,700
‫عه...

46
00:03:39,700 --> 00:03:43,540
‫اگه جسدم به خونه رسید،
‫منو زیر مسیر اسب‌سواری خاک کنید

47
00:03:43,540 --> 00:03:45,900
‫آماده!

48
00:03:45,900 --> 00:03:47,380
‫اوه...

49
00:03:47,380 --> 00:03:50,420
‫خدایا، مرا بابت کارهایی که پیش
‫از جنگ کردم قضاوت کن

50
00:03:55,060 --> 00:03:57,620
‫صبر کنید!

51
00:04:17,700 --> 00:04:20,700
‫ژنرال هایدریش از لشکر اول چتربازان

52
00:04:22,100 --> 00:04:23,740
‫تو رو به شام دعوت کرده

53
00:04:24,764 --> 00:04:35,764
ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

54
00:04:53,220 --> 00:04:54,900
‫پاشین!

55
00:04:54,900 --> 00:04:57,300
‫پاشین ببینم!

56
00:04:57,300 --> 00:04:59,700
‫دستاتون رو از رو کیرتون بردارین
‫و جوراب پاتون کنین

57
00:04:59,700 --> 00:05:02,540
‫چون حرومی‌ها رسیدن!

58
00:05:02,540 --> 00:05:04,740
‫پاشین! پاشین!

59
00:05:12,900 --> 00:05:15,420
‫رج، یه لشکر زرهی

60
00:05:15,420 --> 00:05:17,460
‫داره از افق شمالی نفوذ می‌کنه

61
00:05:17,460 --> 00:05:20,060
‫درست مثل سرخپوست‌های آپاچی تو فیلم‌ها

62
00:05:20,060 --> 00:05:22,140
‫پدی یه نقشه داره

63
00:05:22,140 --> 00:05:25,300
‫پدی یکم داره رد میده ولی...

64
00:05:25,300 --> 00:05:26,740
‫آره، نقشه داره

65
00:05:30,180 --> 00:05:31,500
‫میگم...

66
00:05:33,580 --> 00:05:35,020
‫دیشب خوب خوابیدی رج؟

67
00:05:39,540 --> 00:05:40,940
‫خیلی خوب خوابیدم

68
00:05:43,380 --> 00:05:44,740
‫چرا نخوابم؟

69
00:06:10,420 --> 00:06:11,660
‫تشنته پدی؟

70
00:06:17,700 --> 00:06:20,820
‫پدی، پیشروی آلمانی‌ها شروع شده

71
00:06:20,820 --> 00:06:23,140
‫با چی می‌خوایم باهاشون بجنگیم؟
‫تفنگ آبی؟

72
00:06:23,140 --> 00:06:24,820
‫اینا رو سوار یه کامیون کنید

73
00:06:28,020 --> 00:06:29,180
‫واسه چی؟

74
00:06:30,420 --> 00:06:31,740
‫مشخص نیست؟

75
00:06:34,700 --> 00:06:37,700
‫حتی واسه پدی هم این حرکت غیرعادیه

76
00:06:37,700 --> 00:06:39,540
‫گفتم بهت

77
00:06:39,540 --> 00:06:40,860
‫رد داده

78
00:06:40,860 --> 00:06:43,420
‫رختشویی ترمولی آب نداره

79
00:06:45,580 --> 00:06:47,980
‫برای همین داریم آب می‌بریم به رختشویی

80
00:06:47,980 --> 00:06:51,060
‫یونیفرم‌های لعنتی‌مون رو می‌ذاریم اونجا

81
00:06:51,060 --> 00:06:54,460
‫پیش خانواده عزیزی که رختشویی رو می‌گردونن

82
00:06:54,460 --> 00:06:57,700
‫و بعدش میریم به سمت خط مقدم

83
00:06:57,700 --> 00:06:59,740
‫چرا پدی؟

84
00:07:05,900 --> 00:07:11,820
‫چون مرکز نصفه‌شب یه موضوع
‫اضطراری رو بهم بی‌سیم کرد

85
00:07:11,820 --> 00:07:16,340
‫گفتن افراد اس آر اس ‌باید
‫یونیفرم‌های درست رو

86
00:07:16,340 --> 00:07:18,460
‫هنگام درگیری با دشمن داشته باشن

87
00:07:18,460 --> 00:07:21,900
‫بخصوص وقتی که خطر اسارت هست

88
00:07:23,580 --> 00:07:25,060
‫پس امروز

89
00:07:25,060 --> 00:07:27,140
‫در حالی که آماده رویارویی

90
00:07:27,140 --> 00:07:31,420
‫با لشکر زرهی شونزدهم می‌شیم، اونم تنها

91
00:07:31,420 --> 00:07:34,180
‫و بدون تجهیزات کافی

92
00:07:34,180 --> 00:07:35,740
‫بدون هیچ پوشش هوایی‌ای...

93
00:07:39,700 --> 00:07:43,740
‫نظافت یونیفرم‌هامون در اولویته

94
00:07:48,300 --> 00:07:50,700
‫برای همینه که میریم رختشویی

95
00:08:16,940 --> 00:08:19,020
‫خیلی‌خب رفقا! یالا، خالی کنین!

96
00:08:23,980 --> 00:08:25,700
‫یالا!

97
00:08:31,500 --> 00:08:32,740
‫اینا مال کجان؟

98
00:08:32,740 --> 00:08:33,980
‫زود، زود!

99
00:08:59,060 --> 00:09:00,580
‫گروهبان

100
00:09:07,060 --> 00:09:09,100
‫تو اینجا می‌مونی

101
00:09:09,100 --> 00:09:11,460
‫یونیفرم‌هامون که تمیز شدن بیارشون

102
00:09:11,460 --> 00:09:13,420
‫کسخلم کردی؟

103
00:09:13,420 --> 00:09:15,300
‫سوال بعدیت اینه که

104
00:09:15,300 --> 00:09:18,700
‫«چرا مرا برای ماندن انتخاب نمودی؟»

105
00:09:18,700 --> 00:09:22,260
‫تو رو انتخاب کردم چون دیشب نخوابیدی

106
00:09:22,260 --> 00:09:25,300
‫شب‌های قبلش هم همینطور

107
00:09:25,300 --> 00:09:27,580
‫تو چشمات می‌بینمش رجی

108
00:09:27,580 --> 00:09:30,220
‫برای اینکه تو چشمای خودمم
‫همین نگاه رو دارم

109
00:09:31,860 --> 00:09:33,020
‫بله

110
00:09:34,980 --> 00:09:38,700
‫فکر می‌کنم من و تو شبح‌های مشترکی داریم

111
00:09:38,700 --> 00:09:40,380
‫الکل ساکتشون می‌کنه

112
00:09:40,380 --> 00:09:41,940
‫قرص یه جوری‌شون می‌کنه

113
00:09:44,260 --> 00:09:46,700
‫ولی امروز اینجا می‌مونی

114
00:09:46,700 --> 00:09:51,900
‫یکم استراحت کن و به این خانواده خوب
‫کمک کن که لباسامون رو بشورن

115
00:09:51,900 --> 00:09:53,900
‫این دستوره

116
00:09:53,900 --> 00:09:55,220
‫باشه دیوث؟

117
00:10:02,300 --> 00:10:03,820
‫خیلی‌خب افراد!

118
00:10:03,820 --> 00:10:06,380
‫گوشتون رو بدین به من!

119
00:10:06,380 --> 00:10:10,860
‫چیزی نمونده که بربرها به دروازه شهر برسن

120
00:10:10,860 --> 00:10:14,900
‫پس ما که از بربرها بدتریم

121
00:10:16,260 --> 00:10:18,380
‫باید اونجا به استقبالشون بریم!

122
00:10:20,500 --> 00:10:21,740
‫یالا!

123
00:10:43,420 --> 00:10:45,620
‫کی...

124
00:10:45,620 --> 00:10:47,860
‫هیچکدومتون انگلیسی بلدین؟

125
00:10:47,860 --> 00:10:49,260
‫من انگلیسی درس میدم

126
00:10:53,620 --> 00:10:54,980
‫قهوه می‌خواین؟

127
00:10:56,820 --> 00:10:58,140
‫قهوه خوبه

128
00:10:58,140 --> 00:11:02,300
‫و یه گالن مشروب از هر نوعش

129
00:11:02,300 --> 00:11:03,540
‫چی؟

130
00:11:03,540 --> 00:11:05,020
‫قهوه خوبه

131
00:11:09,700 --> 00:11:11,060
‫بیا، بذار کمکتون کنم

132
00:11:15,700 --> 00:11:17,460
‫میگه نیازی نیست

133
00:11:17,460 --> 00:11:19,860
‫حتما خسته‌ای، پس بشین

134
00:11:27,900 --> 00:11:29,140
‫حتما هستم

135
00:11:34,460 --> 00:11:37,260
‫خوراکی موردعلاقه‌مه. چکلاتو

136
00:11:57,060 --> 00:11:59,020
‫آلفردو گفت تجهیزات سنگین رو

137
00:11:59,020 --> 00:12:00,660
‫از این تونل جابه‌جا می‌کنن

138
00:12:00,660 --> 00:12:01,940
‫می‌تونیم اون بالا جلوشون رو بگیریم

139
00:12:22,540 --> 00:12:24,020
‫نه، نه، نه، نه

140
00:12:24,020 --> 00:12:25,700
‫نه، نیازی به این کار نیست، خب؟

141
00:12:25,700 --> 00:12:26,820
‫رژه نمی‌خوایم بریم

142
00:12:26,820 --> 00:12:28,260
‫می‌خوایم بهترین کیفیت رو بهتون بدیم

143
00:12:28,260 --> 00:12:30,740
‫همین خوبه... همینجوری

144
00:12:33,500 --> 00:12:34,860
‫ممنون

145
00:12:37,020 --> 00:12:39,020
‫بنگ

146
00:12:45,380 --> 00:12:47,260
‫خطا رفت

147
00:12:48,260 --> 00:12:50,820
‫متئو!

148
00:12:50,820 --> 00:12:52,700
‫چی گفت؟

149
00:12:52,700 --> 00:12:54,380
‫هیچی. فقط بچه‌ست دیگه

150
00:12:54,380 --> 00:12:55,780
‫اشکالی نداره

151
00:12:56,780 --> 00:12:58,140
‫بگو

152
00:12:59,500 --> 00:13:03,140
‫یه برادرزاده همسن خودش دارم

153
00:13:03,140 --> 00:13:05,460
‫روراستن

154
00:13:05,460 --> 00:13:08,420
‫هر چی دلشون می‌خواد به زبون میارن

155
00:13:08,420 --> 00:13:09,740
‫چی گفت؟

156
00:13:10,900 --> 00:13:12,620
‫عه...

157
00:13:12,620 --> 00:13:16,260
‫ازتون پرسید «چند نفر رو کشتین؟»

158
00:13:16,260 --> 00:13:18,100
‫یک؟

159
00:13:18,100 --> 00:13:19,700
‫دو؟

160
00:13:19,700 --> 00:13:21,180
‫سه؟

161
00:13:21,180 --> 00:13:22,860
‫چهار؟

162
00:13:22,860 --> 00:13:24,700
‫پنج؟

163
00:13:24,700 --> 00:13:26,740
‫شیش؟

164
00:13:26,740 --> 00:13:28,540
‫هفت؟

165
00:13:28,540 --> 00:13:30,460
‫هشت؟

166
00:13:30,460 --> 00:13:32,140
‫نه؟

167
00:13:32,140 --> 00:13:33,660
‫ده؟

168
00:13:38,140 --> 00:13:39,540
‫یازده

169
00:13:40,700 --> 00:13:42,020
‫دوازده

170
00:13:43,460 --> 00:13:44,900
‫سیزده

171
00:13:46,460 --> 00:13:47,740
‫چهارده

172
00:13:49,500 --> 00:13:51,700
‫پونزده...
‫لازم نیست این کارو بکنین

173
00:13:51,700 --> 00:13:52,940
‫شونزده

174
00:13:53,900 --> 00:13:55,180
‫هیفده

175
00:13:56,380 --> 00:13:57,740
‫هیجده

176
00:13:59,380 --> 00:14:00,740
‫نوزده

177
00:14:02,180 --> 00:14:03,420
‫بیست

178
00:14:06,420 --> 00:14:08,860
‫همینجوری برو جلو

179
00:14:10,700 --> 00:14:12,220
‫میگه شما قهرمان بزرگی هستین

180
00:14:14,180 --> 00:14:15,540
‫آره

181
00:14:17,700 --> 00:14:18,980
‫هستم

182
00:14:28,460 --> 00:14:29,740
‫می‌تونه پیش شما بمونه؟

183
00:14:32,980 --> 00:14:34,500
‫آره

184
00:14:34,500 --> 00:14:37,140
‫چرا که نه

185
00:14:37,310 --> 00:14:40,380
‫متئو، گوش کن. اینجا بمون
‫ولی سوال نپرس

186
00:14:40,381 --> 00:14:41,381
‫چون اون متوجه نمیشه، باشه؟

187
00:14:41,382 --> 00:14:42,382
‫اوهوم

188
00:14:42,470 --> 00:14:44,640
‫- فهمیدی؟ قول میدی؟
‫- اوهوم

189
00:14:57,460 --> 00:14:59,140
‫در پاسخ به سوالت...

190
00:15:03,180 --> 00:15:06,900
‫تعداد افرادی که کشتم رو نمی‌دونم

191
00:15:09,740 --> 00:15:12,460
‫قبلا یه تخته سیاه داشتیم
‫ولی بچه‌ها نمی‌شمردن

192
00:15:24,040 --> 00:15:26,760
‫[اردوگاه اسیران جنگی]
‫[ایتالیا، گاوی]

193
00:15:28,940 --> 00:15:31,740
‫خواهش می‌کنم خدا.
‫ضربه مغزیم رو پس بده

194
00:15:31,740 --> 00:15:33,740
‫ملاقاتی نیاز دارم

195
00:15:34,940 --> 00:15:37,180
‫- دوستت دارم. چرا اومدی؟
‫- آره، برای عشق‌بازی

196
00:15:37,180 --> 00:15:39,900
‫- کل قضیه یعنی؟
‫- کل قضیه خیلی حرف انگلیسی‌ایه

197
00:15:39,900 --> 00:15:41,700
‫تو سیسیل هم میری پیش برادرم، آره؟

198
00:15:41,700 --> 00:15:44,700
‫به چه جرئتی اینجوری باهام حرف می‌زنی؟

199
00:15:46,700 --> 00:15:47,900
‫هی، دیوونه!

200
00:16:08,420 --> 00:16:10,900
‫من شاش کیری تو رو نمی‌خورم!

201
00:16:16,140 --> 00:16:17,580
‫بنگ! بنگ!

202
00:16:19,980 --> 00:16:21,180
‫بنگ! بنگ!

203
00:16:26,460 --> 00:16:28,140
‫بنگ!

204
00:16:37,860 --> 00:16:39,020
‫بنگ!

205
00:16:39,020 --> 00:16:40,820
‫بنگ! بنگ!

206
00:16:52,020 --> 00:16:53,860
‫برادرزاده‌ام هم همیشه منو می‌بره

207
00:16:55,700 --> 00:16:58,340
‫وقتی ببینمش بهش میگم

208
00:16:58,340 --> 00:17:02,020
‫اگه پرسید، بهش میگم

209
00:17:02,020 --> 00:17:04,060
‫دزد و پلیس بازی کردیم

210
00:17:07,460 --> 00:17:09,060
‫مادرم ناهار درست کرده

211
00:17:11,540 --> 00:17:15,620
‫صدای تیراندازی و انفجار
‫از سمت شمال متوقف شده

212
00:17:15,620 --> 00:17:18,740
‫آره، ولی پدی اینجاست

213
00:17:20,180 --> 00:17:21,820
‫سروصدا به زودی دوباره شروع میشه

214
00:17:41,820 --> 00:17:43,780
‫پدی، تانک‌ها رویت شدن

215
00:17:45,100 --> 00:17:50,820
‫ای خدا. چقدر دلم تنگ شده
‫برای تلق تلقِ مرگِ

216
00:17:50,820 --> 00:17:53,540
‫نزدیک شدن ماشین‌های آلمانی

217
00:17:53,540 --> 00:17:55,700
‫درست مثل قدیم‌ها پدی

218
00:17:55,700 --> 00:17:57,900
‫هه

219
00:17:57,900 --> 00:17:59,420
‫برو، برو، برو!

220
00:17:59,420 --> 00:18:00,700
‫سریع‌تر، افراد!

221
00:18:00,700 --> 00:18:02,740
‫بجنبین! یالا!

222
00:18:02,741 --> 00:18:04,741
‫[2ساس]
‫[در مسیر ترمولی]

223
00:18:28,540 --> 00:18:30,060
‫ممنون ستوان

224
00:18:34,700 --> 00:18:35,820
‫چیه؟

225
00:18:35,820 --> 00:18:37,380
‫یه راهبند در بیست مایلی جنوب ترمولی

226
00:18:37,380 --> 00:18:39,260
‫گزارش داده که یه روزنامه‌نگار زن فرانسوی

227
00:18:39,260 --> 00:18:41,700
‫با چند تا شعله‌افکن در حال حرکته

228
00:18:41,700 --> 00:18:43,100
‫صحیح

229
00:18:44,700 --> 00:18:48,700
‫از اونجایی که جواز نداشته،
‫اونا هم برشون گردوندن، درسته؟

230
00:18:48,700 --> 00:18:50,300
‫نه قربان. گذاشتن رد بشه

231
00:18:50,300 --> 00:18:53,140
‫گفته داره میره پدی مین رو ببینه

232
00:18:53,140 --> 00:18:54,740
‫کادر ثابت عاشق پدی مین هستن

233
00:18:54,740 --> 00:18:55,940
‫نگهبان گذاشته بره

234
00:18:55,940 --> 00:18:57,820
‫بله، همونطور که نگهبان بانیارا
‫گذاشت بره

235
00:18:57,820 --> 00:18:58,980
‫وقتی من خواب بودم

236
00:18:58,980 --> 00:19:00,620
‫نگهبان بعدی تو ایست بعدی

237
00:19:00,620 --> 00:19:02,100
‫توی جاده شمال هم ولش کرد

238
00:19:02,100 --> 00:19:05,180
‫همه بدون اطلاع یا اجازه من

239
00:19:05,180 --> 00:19:07,180
‫هر کدوم به دلایل مختلف خودشون

240
00:19:16,020 --> 00:19:18,940
‫داره نشون میده که نسبتاً توقف‌ناپذیره

241
00:19:33,060 --> 00:19:34,460
‫اومدش

242
00:19:41,940 --> 00:19:43,300
‫فریزر!

243
00:19:47,900 --> 00:19:49,300
‫دیو

244
00:19:55,140 --> 00:19:57,180
‫پدی، تانک پنزره

245
00:19:57,180 --> 00:19:59,500
‫پنزر چهار. مدل جدید جی با زره تقویت‌شده

246
00:19:59,500 --> 00:20:01,260
‫تنها چیزی که جلوی یه پنزر چهار رو می‌گیره

247
00:20:01,260 --> 00:20:03,540
‫شلیک بازوکا به پشتشه،
‫ولی ما بازوکا نداریم

248
00:20:03,540 --> 00:20:04,980
‫می‌خواد شلیک کنه

249
00:20:04,980 --> 00:20:06,380
‫عقب‌نشینی کنید!

250
00:20:18,020 --> 00:20:20,260
‫عقب‌نشینی! عقب‌نشینی!

251
00:20:20,260 --> 00:20:22,700
‫یالا! پوشش بده! یالا!

252
00:20:22,700 --> 00:20:24,300
‫بزنش مک!

253
00:20:24,300 --> 00:20:25,700
‫برید، برید!
‫عقب‌نشینی کنید!

254
00:20:25,700 --> 00:20:26,940
‫عقب‌نشینی!

255
00:20:30,980 --> 00:20:34,100
‫پدی، اون تانک‌ها یه راست دارن میرن سمت شهر

256
00:20:34,100 --> 00:20:35,820
‫اگه دستور ما نگه داشتن شهره

257
00:20:35,820 --> 00:20:37,860
‫یعنی باید قبل از اونا برسیم به شهر

258
00:20:37,860 --> 00:20:41,100
‫استراتژی قبلی جواب نداد

259
00:20:41,100 --> 00:20:43,140
‫نمی‌تونست جواب بده پدی.
‫ما بازوکا نداریم

260
00:20:43,140 --> 00:20:44,380
‫هیچ پوششی نداریم

261
00:20:44,380 --> 00:20:48,540
‫دستور ما نگه داشتن شهره
‫تا زمانی که نیروی پشتیبان بیاد

262
00:20:48,540 --> 00:20:49,660
‫کدوم نیروی پشتیبان؟

263
00:20:49,660 --> 00:20:51,700
‫دیگه از این سوال‌ها نمی‌پرسیم!

264
00:20:51,700 --> 00:20:53,740
‫از کی تا حالا؟
‫فقط از دستور پیروی می‌کنیم

265
00:20:55,020 --> 00:20:56,740
‫چطور بود گروهبان دوم؟

266
00:20:58,860 --> 00:21:00,980
‫استراتژی قبلی جواب نداد

267
00:21:00,980 --> 00:21:02,260
‫عقب‌نشینی کنیم؟

268
00:21:03,660 --> 00:21:04,820
‫این پیروی از دستورات نیست

269
00:21:04,820 --> 00:21:06,300
‫عقل سلیم اینو میگه پدی

270
00:21:08,100 --> 00:21:09,900
‫عقل سلیم؟

271
00:21:09,900 --> 00:21:12,020
‫تو جنگ؟

272
00:21:12,020 --> 00:21:13,420
‫دیگه چی؟

273
00:21:15,260 --> 00:21:17,100
‫عقب‌نشینی! عقب‌نشینی!

274
00:21:32,700 --> 00:21:34,700
‫من...

275
00:21:34,700 --> 00:21:36,420
‫تو انگلستان دو تا برادرزاده دختر

276
00:21:36,420 --> 00:21:39,500
‫و یه برادرزاده پسر دارم

277
00:21:42,300 --> 00:21:44,180
‫اسمشون چیه؟

278
00:21:44,180 --> 00:21:46,260
‫مدتهاست که اسمشون رو بلند...

279
00:21:48,740 --> 00:21:49,980
‫به زبون نیاوردم

280
00:21:54,700 --> 00:21:56,700
‫فکر کنم از زمان جالو به بعد

281
00:21:56,700 --> 00:21:58,100
‫جالو چیه؟

282
00:22:00,540 --> 00:22:02,060
‫نمی‌خوام حرفشون رو پیش بکشم

283
00:22:03,460 --> 00:22:05,100
‫حس می‌کنم اینجوری میان اینجا

284
00:22:08,220 --> 00:22:11,540
‫نمی‌خوام من رو تصور کنن

285
00:22:14,820 --> 00:22:16,500
‫و کارم رو

286
00:22:17,170 --> 00:22:19,940
‫نمی‌خواد بهشون فکر کنه

287
00:22:19,950 --> 00:22:23,240
‫اگه فکر کنه، حس می‌کنه اونا اینجان
‫و می‌بینن داره چیکار می‌کنه

288
00:22:32,060 --> 00:22:36,660
‫مادرم میگه وقتی برگردی خونه،
‫کنار بخاریت

289
00:22:36,660 --> 00:22:38,740
‫همه اینا فراموش میشه

290
00:22:43,100 --> 00:22:44,500
‫امیدوارم

291
00:22:47,100 --> 00:22:48,420
‫آره

292
00:22:50,140 --> 00:22:52,740
‫واقعا امیدوارم

293
00:22:58,860 --> 00:23:00,140
‫شرمنده

294
00:23:01,380 --> 00:23:03,740
‫یادم رفته پیش مردم باید چجوری رفتار کنم

295
00:23:08,260 --> 00:23:09,740
‫ببخشید

296
00:23:35,140 --> 00:23:36,500
‫ببخشید

297
00:23:39,340 --> 00:23:41,220
‫پدی مین کجاست؟

298
00:23:41,220 --> 00:23:43,180
‫سه مایلی شمال اینجا
‫سنگر نگه داشتیم

299
00:23:43,180 --> 00:23:44,460
‫چجوری برم اونجا؟

300
00:23:45,620 --> 00:23:47,380
‫به ساس ملحق میشی

301
00:23:47,380 --> 00:23:49,580
‫باشه، چرا که نه

302
00:23:49,580 --> 00:23:51,700
‫من از ژنرال دو گل دستور دارم

303
00:23:51,700 --> 00:23:55,140
‫من یه محموله نارنجک‌های خمپاره‌ای، خمپاره‌انداز

304
00:23:55,140 --> 00:23:58,260
‫و شعله‌افکن دارم برای دفاع از ترمولی

305
00:23:59,700 --> 00:24:00,860
‫تو چرا اینجایی؟

306
00:24:03,020 --> 00:24:04,860
‫منتظرم لباس‌ها خشک شه

307
00:24:06,980 --> 00:24:09,660
‫اگه تانک‌ها تو این محدوده‌ان،
‫یعنی سنگر شکسته شده

308
00:24:12,020 --> 00:24:14,020
‫پس پدی میاد سراغت

309
00:24:14,020 --> 00:24:15,420
‫بهتره پناه بگیری

310
00:24:20,700 --> 00:24:22,340
‫آدمای خوبی اینجا هستن

311
00:24:23,860 --> 00:24:25,260
‫آدمای عادی

312
00:24:38,780 --> 00:24:40,020
‫خیلی‌خب، گوش کنین

313
00:24:41,580 --> 00:24:45,580
‫خبر رسیده که موقعیت دفاعی
‫ترمولی داره شکست می‌خوره

314
00:24:45,580 --> 00:24:48,460
‫بهمون دستور دادن که بصورت اضطراری
‫به همرزم‌هامون

315
00:24:48,460 --> 00:24:52,220
‫در اس آر اس ملحق بشیم
‫و کمکشون کنیم شهر رو نگه دارن

316
00:24:52,220 --> 00:24:55,220
‫ترمولی نباید سقوط کنه

317
00:24:55,220 --> 00:24:57,380
‫نمی‌تونه سقوط کنه

318
00:24:57,380 --> 00:24:58,900
‫اگه آلمانی‌ها ازش رد بشن

319
00:24:58,900 --> 00:25:00,980
‫می‌تونن لشکرهای آمریکایی که از ناپل

320
00:25:00,980 --> 00:25:03,100
‫دارن میرن سمت شمال رو دور بزنن

321
00:25:03,100 --> 00:25:08,980
‫پس، اولین درگیری 2ساس یکی از مهمترین

322
00:25:08,980 --> 00:25:12,340
‫درگیری‌ها در جنگ اروپا تا اینجا خواهد بود

323
00:25:14,340 --> 00:25:16,700
‫در کنار برخی از بهترین و شجاع‌ترین

324
00:25:16,700 --> 00:25:19,460
‫سربازان روی زمین خواهیم جنگید

325
00:25:21,100 --> 00:25:23,300
‫و ما ازشون کم نمیاریم

326
00:25:25,660 --> 00:25:27,100
‫بله قربان!

327
00:25:27,100 --> 00:25:29,060
‫خیلی‌خب! برید، برید!

328
00:25:56,940 --> 00:25:58,780
‫بابائه می‌خواد بره یه موقعیت پیدا کنه

329
00:25:58,780 --> 00:26:00,580
‫میگه تیراندازیش خوبه

330
00:26:00,580 --> 00:26:03,140
‫بقیه خانواده میرن تو زیرزمین

331
00:26:03,140 --> 00:26:04,380
‫تو هم بهتره باهاشون بری

332
00:26:11,460 --> 00:26:13,340
‫چرا باید برم تو زیرزمین؟

333
00:26:16,740 --> 00:26:18,460
‫کار با اسلحه رو بلدی؟

334
00:26:18,460 --> 00:26:21,260
‫اینو می‌دونم که هیچوقت نباید
‫سلاحت رو جایی ول کنی

335
00:26:21,260 --> 00:26:24,500
‫اونم پُر و بدون ضامن

336
00:26:26,140 --> 00:26:28,020
‫اگه خط شکسته شده،
‫این درگیری

337
00:26:28,020 --> 00:26:29,700
‫به خیابون‌ها کشیده میشه

338
00:26:29,700 --> 00:26:31,060
‫تعدادتون کمتره

339
00:26:31,060 --> 00:26:33,700
‫به کمک نیاز دارید

340
00:26:33,700 --> 00:26:36,500
‫ستاد مرکزی به تمام رزمنده‌ها دستور داده
‫یونیفرم کامل بپوشن

341
00:26:39,060 --> 00:26:40,740
‫ولی بنظرم در مورد تو...

342
00:26:42,700 --> 00:26:44,380
‫می‌تونیم استثنا قائل بشیم

343
00:27:03,300 --> 00:27:06,540
‫پدی! برگرد! بیا باهامون بجنگ!

344
00:27:32,940 --> 00:27:35,220
‫تانک‌های پنزر دارن میرن سمت جنوب!

345
00:27:35,220 --> 00:27:37,700
‫می‌دونیم! برای همین داریم میریم شمال!

346
00:27:37,700 --> 00:27:39,940
‫یه لشکر زرهی کاملن آلفردو

347
00:27:39,940 --> 00:27:41,380
‫نمی‌تونی درگیر بشی!

348
00:27:41,381 --> 00:27:44,571
‫آلسیا تو برو پیش دوست‌پسر آمریکاییت قایم شو

349
00:27:47,180 --> 00:27:48,300
‫آتش!

350
00:27:54,260 --> 00:27:56,900
‫برید تو ماشین! یالا!
‫سوار شین!

351
00:27:56,900 --> 00:28:00,020
‫- بچه‌ها، بجنبین!
‫- مهمات رو بردار. سلاح‌ها رو ول کن

352
00:28:00,020 --> 00:28:01,700
‫- یالا، یالا!
‫- برو تو ماشین!

353
00:28:01,700 --> 00:28:03,740
‫خیلی‌خب، برید! یالا جانی!

354
00:28:12,220 --> 00:28:16,180
‫متئو، با مادرت برو تو زیرزمین، خب؟

355
00:28:16,180 --> 00:28:17,860
‫نمی‌تونی با من و بابات بیای

356
00:28:18,251 --> 00:28:21,611
‫باید با مادر بری تو زیرزمین.
‫نمی‌تونی اینجا پیششون بمونی

357
00:28:21,700 --> 00:28:23,380
‫- هی
‫- می‌خوام بمونم

358
00:28:23,380 --> 00:28:25,020
‫هی

359
00:28:25,020 --> 00:28:26,860
‫مراقب خودت باش کابوی

360
00:28:26,860 --> 00:28:29,380
‫- متئو، باید بریم
‫- نه مامان!

361
00:28:29,380 --> 00:28:31,140
‫می‌خوام باهاشون برم!

362
00:29:39,900 --> 00:29:41,140
‫تکون بخور! یالا!

363
00:30:13,180 --> 00:30:16,700
‫خب، یونیفرم‌های قشنگ و تمیزتون رو بپوشین

364
00:30:16,700 --> 00:30:18,300
‫بیرون به صف شید

365
00:30:18,300 --> 00:30:21,820
‫نیم ساعت مونده تا برسن
‫قسمت شمالی شهر

366
00:30:21,820 --> 00:30:23,380
‫من جاتون بودم از اینجا می‌رفتم

367
00:30:25,260 --> 00:30:27,020
‫همه اعضای ساس لباس زیر نمی‌پوشن

368
00:30:28,540 --> 00:30:29,940
‫مامان!

369
00:30:47,900 --> 00:30:50,420
‫اگه می‌خوای برای روزنامه‌ت باهام مصاحبه کنی

370
00:30:50,420 --> 00:30:51,700
‫متأسفانه باید منتظر بمونی

371
00:30:51,700 --> 00:30:53,700
‫تا حداقل یه شلوار پام کنم

372
00:30:53,700 --> 00:30:55,860
‫بهم گفتن موقع درگیری با دشمن

373
00:30:55,860 --> 00:30:58,100
‫نیازی نیست یونیفرم بپوشم

374
00:30:58,100 --> 00:30:59,620
‫رجی؟

375
00:31:00,980 --> 00:31:02,700
‫قضیه چیه؟

376
00:31:02,700 --> 00:31:04,700
‫این زنه بدون اجازه

377
00:31:04,700 --> 00:31:06,820
‫با یه کامیون شعله‌افکن رسید

378
00:31:06,820 --> 00:31:10,300
‫تو هم تصمیم گرفتی مسلسل بدی بهش؟

379
00:31:10,300 --> 00:31:11,980
‫قبلا تو یه بار توی قاهره بهت گفتم

380
00:31:11,980 --> 00:31:14,220
‫که پدرم جنگیدن رو یادم داده

381
00:31:14,220 --> 00:31:16,820
‫آلمانی‌ها به زودی می‌رسن

382
00:31:16,820 --> 00:31:19,740
‫و خیلی خیلی دوست دارم
‫چند تاشون رو بزنم

383
00:31:21,660 --> 00:31:23,700
‫کرمت رو شکر خدا

384
00:31:23,700 --> 00:31:27,220
‫یه جاسوس فرانسوی با یه کامیون شعله‌افکن

385
00:31:28,700 --> 00:31:29,980
‫الان اجازه دادی؟

386
00:31:29,980 --> 00:31:32,300
‫بیل استرلینگ بهم دستور داد

387
00:31:32,300 --> 00:31:34,060
‫نذارم نزدیک خط مقدم بشی

388
00:31:35,820 --> 00:31:38,740
‫پس با این هدف که کون لقت...

389
00:31:40,140 --> 00:31:41,740
‫به ساس خوش اومدی

390
00:32:11,109 --> 00:32:12,589
‫فقط تفنگ اسباب‌بازیت رو بده بهشون

391
00:32:12,590 --> 00:32:14,039
‫بعدش برمی‌گردیم تو زیرزمین

392
00:32:14,040 --> 00:32:14,979
‫و تو هم دیگه گریه نمی‌کنی، آره؟

393
00:32:14,980 --> 00:32:16,060
‫بله

394
00:32:18,380 --> 00:32:21,380
‫سوار این ماشین شین،
‫برید به پل کمپومارینو

395
00:32:21,380 --> 00:32:23,700
‫و تا آخرین نفس اونجا رو نگه دارید!

396
00:32:23,700 --> 00:32:25,940
‫خب؟ دستور میدم!

397
00:32:25,940 --> 00:32:28,380
‫- هی!
‫- یالا، یالا!

398
00:32:28,380 --> 00:32:29,780
‫حتی اسمت رو هم نمی‌دونم

399
00:32:31,300 --> 00:32:33,700
‫متئو می‌خواد تفنگ اسباب‌بازیش رو بده بهت

400
00:32:33,700 --> 00:32:34,900
‫برای خوش‌شانسی

401
00:32:42,500 --> 00:32:44,060
‫برو، برو، برو!

402
00:32:47,100 --> 00:32:49,020
‫حالا. حالا!

403
00:33:03,860 --> 00:33:06,060
‫برو داخل! برو!

404
00:33:52,500 --> 00:33:53,740
‫رج!

405
00:33:56,540 --> 00:33:57,740
‫رج!

406
00:34:04,460 --> 00:34:05,740
‫رج!

407
00:34:27,060 --> 00:34:28,620
‫متئو!

408
00:34:57,460 --> 00:34:58,860
‫هیچ شانسی نداره رج

409
00:35:07,100 --> 00:35:08,540
‫من انجامش میدم

410
00:35:12,100 --> 00:35:13,740
‫بسپر به من

411
00:35:57,820 --> 00:35:59,140
‫باید بریم بجنگیم

412
00:36:09,580 --> 00:36:11,740
‫باید بریم بجنگیم گروهبان!

413
00:36:16,420 --> 00:36:17,740
‫بلند شو رج!

414
00:36:21,220 --> 00:36:22,980
‫میگم پاشو رج!

415
00:36:22,980 --> 00:36:25,500
‫- از دستورم اطاعت کن! پاشو رج!
‫- بله!

416
00:36:25,500 --> 00:36:27,740
‫بله قربان!

417
00:36:48,940 --> 00:36:51,340
‫رج! آتششون تصادفی نیست!
‫هدف‌دار تیراندازی می‌کنن!

418
00:36:51,340 --> 00:36:53,020
‫روی پل یه دیده‌ور هست!

419
00:36:53,020 --> 00:36:55,140
‫برو بزنش! یالا!

420
00:38:39,620 --> 00:38:40,980
‫بینگو

421
00:38:43,460 --> 00:38:44,700
‫چی توشه؟

422
00:38:44,700 --> 00:38:47,060
‫یه شایعه‌ای درباره شعله‌افکن‌ها شنیدم

423
00:38:50,940 --> 00:38:53,100
‫تولدت مبارک رئیس!

424
00:38:58,300 --> 00:39:00,060
‫چپ رو پوشش بده!

425
00:39:00,060 --> 00:39:02,180
‫- در حال حرکت!
‫- برو!

426
00:39:02,180 --> 00:39:03,540
‫حرکت می‌کنم!

427
00:39:04,940 --> 00:39:06,220
‫برو!

428
00:39:10,340 --> 00:39:11,900
‫برو!

429
00:39:15,220 --> 00:39:17,340
‫- یالا، یالا!
‫- پوشش بدین!

430
00:39:18,940 --> 00:39:21,220
‫کسی بلده از اینا استفاده کنه؟

431
00:39:29,700 --> 00:39:31,380
‫کوپر، زودباش!

432
00:39:33,420 --> 00:39:34,740
‫آتش

433
00:39:39,260 --> 00:39:41,300
‫پناه بگیرید پسرا!

434
00:39:43,700 --> 00:39:44,980
‫آماده عقب‌نشینی بشید!

435
00:39:44,980 --> 00:39:46,460
‫آتش پوششی!

436
00:39:46,460 --> 00:39:48,700
‫یالا!

437
00:39:48,700 --> 00:39:50,060
‫بریم!

438
00:39:50,060 --> 00:39:51,340
‫زود!

439
00:39:54,980 --> 00:39:56,700
‫سرعت رو کم نکن! تند برو!

440
00:39:56,700 --> 00:39:58,660
‫بوق بزن!

441
00:39:58,660 --> 00:40:00,060
‫ما ساس هستیم! گم شید برید کنار!

442
00:40:00,060 --> 00:40:01,540
‫- وایسا!
‫- برو کنار!

443
00:40:03,871 --> 00:40:05,371
‫[ترمولی 32 کیلومتر]

444
00:40:25,700 --> 00:40:27,180
‫بله، اینجا زن‌ها هستن

445
00:40:45,980 --> 00:40:48,260
‫گاییدمت!

446
00:40:48,260 --> 00:40:49,980
‫بخوابین زمین!

447
00:40:51,700 --> 00:40:53,020
‫پس عقب می‌شینیم؟

448
00:40:53,020 --> 00:40:56,300
‫نه! عقب نمی‌شینیم

449
00:40:56,300 --> 00:40:59,100
‫دستور داریم که ترمولی
‫رو تا آخرین نفرمون نگه داریم

450
00:41:01,020 --> 00:41:03,100
‫همین کارم می‌کنیم

451
00:41:03,100 --> 00:41:04,340
‫رایلی؟

452
00:41:09,500 --> 00:41:11,700
‫لوله. لوله رو بده من

453
00:41:11,700 --> 00:41:13,540
‫بیا. این، میره اینجا

454
00:41:13,540 --> 00:41:15,300
‫- نه، نه، نه. اونو بذاری اونجا
‫- آره

455
00:41:15,300 --> 00:41:16,700
‫کلش منفجر میشه!

456
00:41:16,700 --> 00:41:18,620
‫- ولی طرحش رو نگاه کن
‫- کون لق طرحش!

457
00:41:18,620 --> 00:41:20,100
‫کون لق خودت!

458
00:41:20,100 --> 00:41:21,420
‫آقا، نگاه کنین

459
00:41:31,020 --> 00:41:32,740
‫پس قراره اینجا بمیریم؟

460
00:41:40,620 --> 00:41:42,700
‫سگ توش. بازم مشروب داریم؟

461
00:41:42,700 --> 00:41:45,700
‫نه، تا آخرین قطره‌ش رو تموم کردیم

462
00:41:45,700 --> 00:41:49,260
‫این لحظات آخر به اندازه کافی مست‌کننده هست

463
00:41:49,260 --> 00:41:50,420
‫مگه نه پسرا؟

464
00:41:50,420 --> 00:41:51,740
‫خدای بزرگ

465
00:41:54,980 --> 00:41:56,700
‫لعنتی، محاصره شدیم!

466
00:41:56,700 --> 00:41:59,380
‫♪ حالا تسلیم شو، جک دوگان ♪

467
00:41:59,380 --> 00:42:02,700
‫رایلی. رایلی

468
00:42:04,860 --> 00:42:09,700
‫♪ تسلیم به نام اعلیحضرت پادشاه ♪

469
00:42:10,700 --> 00:42:14,020
‫♪ تو یک پسر یاغی و غارتگری ♪

470
00:42:14,020 --> 00:42:15,340
‫آماده شید!

471
00:42:17,260 --> 00:42:19,660
‫♪ جک دو تا تفنگ از کمربندش کشید ♪

472
00:42:21,260 --> 00:42:23,820
‫♪ و با افتخار بالای سرش تکون داد ♪

473
00:42:25,100 --> 00:42:28,260
‫♪ می‌جنگم ولی تسلیم نمی‌شم ♪

474
00:42:28,260 --> 00:42:31,620
‫♪ پسر سرکش مستعمره‌نشین اینو گفت ♪

475
00:42:35,840 --> 00:42:37,900
‫می‌دونیم دستورمون چیه

476
00:42:37,900 --> 00:42:40,020
‫تا آخرین نفر!

477
00:42:47,780 --> 00:42:49,660
‫برو اون بالا، یالا!

478
00:42:54,700 --> 00:42:56,100
‫کیرم دهنت!

479
00:43:07,580 --> 00:43:09,900
‫بقیه هم اون بازوکا رو دیدن؟

480
00:43:11,940 --> 00:43:13,740
‫الان چی شد؟

481
00:43:15,820 --> 00:43:18,740
‫بازوکا! پدی، 2ساس اومده!

482
00:43:20,860 --> 00:43:22,740
‫تیراندازی نکنید! نکنید!

483
00:43:23,740 --> 00:43:24,620
‫بجنبین!

484
00:43:27,460 --> 00:43:30,260
‫2ساس بخش جنوبی شهر رو گرفته

485
00:43:30,260 --> 00:43:33,580
‫دستور داریم به هم ملحق شیم،
‫بعد به شمال حرکت کنیم

486
00:43:33,580 --> 00:43:35,380
‫پاتک به پاتک بزنیم

487
00:43:35,380 --> 00:43:37,700
‫- پس بریم
‫- ایول!

488
00:43:37,700 --> 00:43:39,420
‫مزه بنزین میدی لعنتی

489
00:43:39,420 --> 00:43:42,140
‫- بریم
‫- خدایا ممنون!

490
00:43:42,140 --> 00:43:44,180
‫و ممنون از 2ساس!

491
00:44:14,540 --> 00:44:16,700
‫نگهش دار! نگه دار!

492
00:44:16,700 --> 00:44:19,660
‫ایو! اینجا چیکار می‌کنی؟

493
00:44:19,660 --> 00:44:21,100
‫سوار شو!

494
00:44:24,460 --> 00:44:25,740
‫برو!

495
00:44:39,700 --> 00:44:43,020
‫دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدنه،
‫اینطور میگن

496
00:44:43,020 --> 00:44:46,540
‫شنیدیم تانک پنزر آوردن،
‫ما هم بازوکا آوردیم

497
00:44:46,540 --> 00:44:49,700
‫نگه داشتن ترمولی تا این اندازه
‫دستاورد استثنایی‌ای بود

498
00:44:49,700 --> 00:44:53,060
‫و توی گزارشاتم از تمام هنگ تقدیر می‌کنم

499
00:44:53,060 --> 00:44:56,820
‫ولی ایو اینجا با یه سلاح گرم چه غلطی می‌کنه؟

500
00:44:56,820 --> 00:44:59,300
‫تا اونجایی که من می‌دونم،
‫با سلاح گرمش داره

501
00:44:59,300 --> 00:45:00,540
‫آلمانی‌ها رو می‌کشه قربان

502
00:45:34,700 --> 00:45:36,220
‫رفتم تو رختشویی

503
00:45:41,660 --> 00:45:42,940
‫شاید کمکت کنه...

504
00:45:44,700 --> 00:45:46,780
‫اگه باهام برگردی تو رختشویی

505
00:45:49,340 --> 00:45:51,020
‫که مراسم دفنشون رو ترتیب بدیم

506
00:46:54,931 --> 00:46:59,531
‫[بین روزهای سوم و پنجم اکتبر 1943، 21 عضو
‫ساس/اس آر اس در دفاع از ترمولی جان دادند.]

507
00:46:59,532 --> 00:47:02,532
‫[تمام لشکر پنزر شانزدهم آنقدر معطل شد
‫که نیروی پشتیبان از راه رسید.]

508
00:47:02,533 --> 00:47:04,533
‫[ترمولی نجات داده شد. سنگر پابرجا ماند.]

509
00:47:04,834 --> 00:47:08,964
‫[متفقین توانستند به پیشروی ادامه دهند.]

510
00:47:36,380 --> 00:47:37,580
‫خوش اومدی ایو

511
00:47:38,700 --> 00:47:40,380
‫اوضاع چطوره عشقم؟

512
00:48:02,449 --> 00:48:05,999
‫[مرکز فرماندهی آلمان]
‫[کامپوباسو]

513
00:48:30,380 --> 00:48:33,060
‫ستوان تانکین

514
00:48:33,060 --> 00:48:37,700
‫یکی از اعضای واقعی هنگ افسانه‌ای بریتانیا

515
00:48:37,700 --> 00:48:39,060
‫ساس

516
00:48:42,300 --> 00:48:43,700
‫چی دوست داری؟ مرغ یا گوشت گاو؟

517
00:48:45,220 --> 00:48:47,420
‫آزادی رو دوست دارم راستش

518
00:48:51,900 --> 00:48:55,340
‫ولی در غیر این صورت، مرغ

519
00:48:55,340 --> 00:48:56,740
‫هوم

520
00:49:01,540 --> 00:49:04,300
‫می‌خواستم با یکی از شما حرف بزنم

521
00:49:04,300 --> 00:49:06,500
‫چون کنجکاوم

522
00:49:06,500 --> 00:49:08,618
‫می‌دونی که چیزی بهت نمیگم

523
00:49:08,630 --> 00:49:10,700
‫که اهمیت استراتژیک داشته باشه؟

524
00:49:10,700 --> 00:49:13,060
‫من به استراتژی علاقه‌ای ندارم

525
00:49:13,060 --> 00:49:14,700
‫استراتژی‌ها رو میشه یاد گرفت

526
00:49:14,700 --> 00:49:16,700
‫از اسکندر گرفته تا ناپلئون

527
00:49:16,700 --> 00:49:20,140
‫من به این چیز جدید علاقه دارم

528
00:49:20,140 --> 00:49:21,980
‫چه چیز جدیدی؟

529
00:49:21,980 --> 00:49:24,540
‫مهار کردن قدرت جنون

530
00:49:28,700 --> 00:49:31,820
‫حقیقت داره که بیشتر اعضای ساس دیوونه‌ان

531
00:49:31,820 --> 00:49:33,300
‫دیوانگی حساب‌شده

532
00:49:34,420 --> 00:49:38,380
‫گویی که دیوانگی منطق حاکم
‫به یک گیتیِ برتر باشه

533
00:49:38,380 --> 00:49:40,860
‫و اگر درست اجرا بشه

534
00:49:40,860 --> 00:49:44,380
‫اونهایی از ما رو که منطقی هستیم به وحشت میندازه

535
00:49:48,260 --> 00:49:51,820
‫از پدی مین برام بگو

536
00:49:59,020 --> 00:50:02,500
‫ستاد مرکزی اصرار کرد که
‫امروز تمام رزمنده‌ها یونیفرم بپوشن

537
00:50:02,500 --> 00:50:04,060
‫و بی دلیل هم نبود

538
00:50:04,060 --> 00:50:06,260
‫خیلی متحول‌کننده‌ست

539
00:50:06,260 --> 00:50:08,420
‫کنوانسیون ژنو میگه که تمام سربازهایی

540
00:50:08,420 --> 00:50:11,220
‫که اسیر میشن، و یونیفرم به تن دارن

541
00:50:11,220 --> 00:50:14,500
‫باید با احترام باهاشون برخورد بشه،
‫و بعنوان اسیر جنگی نگهداری بشن

542
00:50:14,500 --> 00:50:16,300
‫تا زمان پایان درگیری

543
00:50:16,300 --> 00:50:21,540
‫اونهایی که یونیفرم تنشون نیست
‫در خطر اعدام شدن هستن

544
00:50:23,020 --> 00:50:24,700
‫این مقررات کنوانسیونه

545
00:50:24,700 --> 00:50:26,900
‫اما، ما فهمیدیم که آلمانی‌ها

546
00:50:26,900 --> 00:50:29,500
‫اخیرا مقررات درگیری رو تغییر دادن

547
00:50:29,500 --> 00:50:31,380
‫شنیدم خود هیتلر اینکارو کرده

548
00:50:32,700 --> 00:50:37,700
‫قطعا. هیتلر دستور داده که
‫تمام یگان‌های کماندو

549
00:50:37,700 --> 00:50:39,700
‫مثل ساس و اس آر اس

550
00:50:39,700 --> 00:50:41,260
‫فورا اعدام بشن

551
00:50:41,260 --> 00:50:43,220
‫چه یونیفرم داشته باشن چه نه

552
00:50:44,420 --> 00:50:46,460
‫حتی اگه دستشون رو ببرن بالا و تسلیم بشن

553
00:50:46,460 --> 00:50:47,740
‫باید بهشون شلیک بشه

554
00:50:50,460 --> 00:50:53,700
‫امروز ستاد مرکزی به افرادت دستور داد
‫که یونیفرم بپوشن

555
00:50:53,700 --> 00:50:55,255
‫تا اگر زمانی اسیر شدن

556
00:50:55,267 --> 00:50:56,660
‫و اعدام جمعی‌ای صورت گرفت

557
00:50:56,660 --> 00:50:58,940
‫شکی در جنایت جنگی بودنش نباشه

558
00:51:00,380 --> 00:51:02,220
‫در هر دادگاه جنایت جنگی‌ای
‫که در آینده برگزار بشه

559
00:51:02,220 --> 00:51:03,700
‫نمی‌خوایم به اون حرومزاده‌ها این بهونه رو بدیم

560
00:51:03,700 --> 00:51:05,940
‫که اونهایی که اعدام شدن،
‫تیر خوردن

561
00:51:05,940 --> 00:51:07,940
‫چون یونیفرم نداشتن

562
00:51:07,940 --> 00:51:12,100
‫پدی، پس وقتی ستاد بهت گفت
‫یونیفرم بپوشی

563
00:51:12,100 --> 00:51:14,740
‫قصدش ستادبازی درآوردن نبوده

564
00:51:16,980 --> 00:51:19,180
‫ماهیت جنگ دوباره تغییر کرده

565
00:51:20,700 --> 00:51:24,140
‫از الان، تسلیم شدن دیگه
‫برای ساس گزینه‌ نیست

566
00:51:25,900 --> 00:51:28,700
‫«می‌جنگم، اما تسلیم نمیشم»

567
00:51:28,700 --> 00:51:31,420
‫پسر مستعمره‌نشین سرکش اینو گفت

568
00:51:31,420 --> 00:51:33,700
‫بله، یا بجنگ یا بمیر

569
00:51:33,700 --> 00:51:37,580
‫یعنی چرا این خوشحالم می‌کنه؟

570
00:51:37,580 --> 00:51:39,140
‫جنگ بدون رحم

571
00:51:40,420 --> 00:51:42,100
‫بنظرت من هیولام؟

572
00:51:46,020 --> 00:51:48,740
‫میشه این خبر خوب رو به افرادم بدم؟

573
00:51:54,540 --> 00:51:56,700
‫پدی، این بهت بهونه نمیده

574
00:51:56,700 --> 00:51:59,340
‫که تو هم با اسرا اینطور رفتار کنی

575
00:51:59,340 --> 00:52:02,100
‫من به جنتلمن بودن خودم ادامه میدم

576
00:52:03,700 --> 00:52:06,180
‫اون رختشویی هنوز سرجاش بود

577
00:52:06,180 --> 00:52:08,180
‫اگه بهمون دستور نداده بودن که بریم اونجا

578
00:52:09,500 --> 00:52:10,740
‫می‌دونی؟

579
00:52:22,820 --> 00:52:25,340
‫فردا صبح یه مراسم دفن ترتیب میدم

580
00:52:25,340 --> 00:52:26,700
‫برای اون خانواده

581
00:52:26,700 --> 00:52:28,060
‫تو مراسم حاضر میشم

582
00:52:30,860 --> 00:52:34,940
‫هماهنگ کردم که یه ماشین
‫ساعت 7 صبح برت گردونه به بانیارا

583
00:52:34,940 --> 00:52:37,580
‫به دلایل نظامی، نمی‌تونم اجازه بدم بمونی

584
00:52:44,420 --> 00:52:46,740
‫به دلایل وطن‌پرستانه، نمی‌تونم برم

585
00:52:53,100 --> 00:52:55,700
‫اینکه پدی مین عاشق شعره

586
00:52:55,700 --> 00:52:58,740
‫یه بُعد جدید به سردرگمی من اضافه می‌کنه

587
00:53:01,100 --> 00:53:03,100
‫شاید چون آلمانی‌ام

588
00:53:03,100 --> 00:53:05,940
‫و انگلیسی‌ها رو نمی‌فهمم

589
00:53:05,940 --> 00:53:07,500
‫ایرلندی

590
00:53:07,500 --> 00:53:09,900
‫هوم؟ فرق دارن؟

591
00:53:13,700 --> 00:53:15,980
‫متوجه نیستی، مگه نه؟

592
00:53:20,700 --> 00:53:21,860
‫می‌دونی؟

593
00:53:23,700 --> 00:53:28,340
‫من یه چیزی رو در مورد امروز نمی‌فهمم

594
00:53:31,700 --> 00:53:35,220
‫من با یونیفرم اسیر شدم

595
00:53:36,260 --> 00:53:38,540
‫همونطور که می‌بینی

596
00:53:38,540 --> 00:53:42,100
‫با این حال، امروز صبح
‫مثل جاسوس بردنم جلوی جوخه آتش

597
00:53:45,420 --> 00:53:46,740
‫بله

598
00:53:48,700 --> 00:53:50,700
‫صبح جلوشون رو گرفتم...

599
00:53:52,100 --> 00:53:55,860
‫چون می‌خواستم یکی از اعضای یگانی رو ببینم

600
00:53:55,860 --> 00:53:59,580
‫که توفیق‌هاش در آفریقا و ایتالیا

601
00:53:59,580 --> 00:54:01,820
‫اینقدر هیتلر رو خشمگین کرده

602
00:54:04,580 --> 00:54:08,180
‫که دستور داده که هر کدومتون که تسلیم بشید

603
00:54:12,420 --> 00:54:14,700
‫باید اعدام بشید

604
00:54:14,700 --> 00:54:19,700
‫با گلوله. برخلاف مقررات کنوانسیون

605
00:54:19,700 --> 00:54:23,500
‫و هر کس که این دستور رو اجرا نکنه

606
00:54:23,500 --> 00:54:25,260
‫خودش گلوله می‌خوره

607
00:54:29,540 --> 00:54:31,740
‫پس یه جورایی شام آخر بود؟

608
00:54:34,180 --> 00:54:36,220
‫سعی کردم تا جای ممکن برات مطلوب باشه

609
00:54:39,380 --> 00:54:41,580
‫خب، مرغه که خوشمزه بود

610
00:54:55,700 --> 00:54:58,300
‫بهشون گفتم نیمه‌شب بیان سراغت

611
00:55:02,860 --> 00:55:06,180
‫یه روز زندگی بیشتر بهت دادم

612
00:55:21,540 --> 00:55:22,940
‫خدافظ ستوان

613
00:56:02,980 --> 00:56:04,740
‫یکی گفت می‌خوای منو ببینی

614
00:56:04,740 --> 00:56:06,100
‫نمی‌خواستم ببینمت

615
00:56:06,100 --> 00:56:09,820
‫می‌خواستم یه نگاه بندازم بهت،
‫ببینم در چه حالی

616
00:56:23,340 --> 00:56:28,740
‫درباره مقررات درگیری هم یه خبرایی دارم

617
00:56:30,540 --> 00:56:31,860
‫به بقیه گفتم

618
00:56:31,860 --> 00:56:33,820
‫- حالا هم به تو میگم
‫- نمی‌تونم حرف بزنم

619
00:56:36,100 --> 00:56:38,500
‫یا گوش بدم

620
00:56:38,500 --> 00:56:39,860
‫به هیچ‌ حرفی، پدی

621
00:56:52,220 --> 00:56:56,500
‫سدیم آمیتال یا ویلیام بلیک
‫(داروی خواب‌آور)

622
00:56:56,500 --> 00:56:57,940
‫من دومی رو پیشنهاد می‌کنم

623
00:56:59,700 --> 00:57:03,740
‫در هر صورت، فردا علی‌الطلوع
‫دوباره حرکت می‌کنیم

624
00:57:06,620 --> 00:57:07,900
‫باشه رجی؟

625
00:57:08,901 --> 00:57:18,901
ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

626
00:57:18,925 --> 00:57:30,925
ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور