1
00:00:06,988 --> 00:00:16,988
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

2
00:00:17,028 --> 00:00:27,028
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz

3
00:00:46,192 --> 00:00:48,194
…نمی‌خوای بگی چرا -
میرید بیرون -

4
00:00:50,947 --> 00:00:52,879
باید سپیده‌دم شما رو بفرستم بیرون

5
00:00:54,163 --> 00:00:55,413
برای چی؟

6
00:00:55,415 --> 00:00:57,792
میریم اون یکی سیلو -
آره -

7
00:00:57,871 --> 00:01:01,290
به کامیل گفتم می‌فرستم‌تون تا
…بچه‌ها رو برگردونید ولی

8
00:01:01,291 --> 00:01:03,584
می‌خوای لوله‌ای که سم ازش میاد رو پیدا کنیم

9
00:01:03,585 --> 00:01:05,878
آره -
گرفتی ما رو؟ -

10
00:01:05,879 --> 00:01:07,880
ببین، می‌تونم تنها برم

11
00:01:07,881 --> 00:01:10,465
نه، باید دو نفری برید -
وایسا، بذار حدس بزنم -

12
00:01:10,466 --> 00:01:13,051
محض اینکه یه نفرمون بمیره -
آره، محض اینکه یکی‌تون بمیره -

13
00:01:13,052 --> 00:01:16,013
عالیـه -
کندی، درکت نمی‌کنم -

14
00:01:16,014 --> 00:01:19,016
«سه ماهـه همش میگی «بذارید بریم بیرون

15
00:01:19,017 --> 00:01:21,351
حالا دلت نمی‌خواد بری بیرون؟

16
00:01:21,352 --> 00:01:25,690
نه، نه. می‌خوام برم. فقط بقیه‌اش به کفتمـه

17
00:01:30,361 --> 00:01:35,282
،یه فکری. لوکی رو که رسوندم سیلوی ۱۷
می‌تونم هر کار خواستم بکنم؟

18
00:01:35,283 --> 00:01:36,533
همین رو می‌خوای؟

19
00:01:36,534 --> 00:01:41,580
هر جایی میرم جز یه سوراخ تخمیِ دیگه توی زمین

20
00:01:41,581 --> 00:01:43,916
خیلی‌خب، باشه

21
00:01:43,917 --> 00:01:48,129
،لوکاس رو برسون سیلوی ۱۷
بعدش هر کار خواستی بکن. واسم مهم نیست

22
00:01:48,880 --> 00:01:51,216
عالیـه. بریم لباس بپوشیم

23
00:01:55,824 --> 00:01:57,826
« خروجی »

24
00:02:19,452 --> 00:02:21,454
خیلی‌خب، نذار کسی اونا رو ببینه

25
00:02:22,330 --> 00:02:23,872
برو دنی بلای رو بیار

26
00:02:23,873 --> 00:02:27,125
می‌خوام صفحه‌نمایش کافه‌تریا رو
از کار بندازه. خب؟

27
00:02:27,126 --> 00:02:28,627
خیلی‌خب -
خیلی‌خب -

28
00:02:28,628 --> 00:02:29,712
زود برمی‌گردم

29
00:02:44,352 --> 00:02:45,687
سلام -
سلام -

30
00:02:46,271 --> 00:02:47,272
چی شده؟

31
00:02:49,816 --> 00:02:51,608
رفتم بخش تصفیه‌ی آب

32
00:02:51,609 --> 00:02:53,694
،چندتا نگهبان دم در بودن

33
00:02:53,695 --> 00:02:57,573
که یعنی دارو رو ریختن توی آب

34
00:02:57,574 --> 00:02:59,157
چقدر طول می‌کِشه اثر کنه؟

35
00:02:59,158 --> 00:03:01,703
طبق گفته‌ی برنارد فوراً اثر می‌کنه

36
00:03:02,620 --> 00:03:08,710
،جاش شیر بخورید، آب‌میوه، شراب
هر چیزی جز آبی که از شیر میاد

37
00:03:09,447 --> 00:03:12,659
هر کاری قراره بکنی، همین الان انجامش بده

38
00:03:17,066 --> 00:03:18,526
من رو می‌پائن

39
00:03:19,726 --> 00:03:22,535
هم تعقیبم می‌کنن، هم از طریق دوربین‌ها

40
00:03:23,623 --> 00:03:24,624
،پس

41
00:03:25,971 --> 00:03:28,316
دیگه نباید با هم در تماس باشیم

42
00:03:34,110 --> 00:03:35,778
میگم، رابرت

43
00:03:38,615 --> 00:03:39,699
مراقب باش

44
00:03:51,502 --> 00:03:52,921
شما دوتا اینجا چیکار می‌کنید؟

45
00:03:54,214 --> 00:03:56,548
وقتی معاون پیام داد پیش دنی بودیم

46
00:03:56,549 --> 00:03:57,842
اینجا چه خبره؟

47
00:03:58,426 --> 00:03:59,509
قراره برم بیرون

48
00:03:59,510 --> 00:04:01,345
جفتمون میریم

49
00:04:01,346 --> 00:04:03,805
آره. قراره بریم بیرون -
چی؟ چرا؟ -

50
00:04:03,806 --> 00:04:09,353
،خب، وقتی جولیت رفته بیرون
در اصل رفته یه سیلوی دیگه

51
00:04:09,354 --> 00:04:10,938
خبر دارن

52
00:04:10,939 --> 00:04:13,732
.عدد روی کلاه‌ها
.رفته سیلوی ۱۷

53
00:04:13,733 --> 00:04:17,986
،صحیح، سیلوی ۱۷ هم عملاً متروکه‌ست
،جز چندتا بچه

54
00:04:17,987 --> 00:04:20,322
جولیت هم قول داده اونا رو بیاره اینجا

55
00:04:20,323 --> 00:04:21,324
آره

56
00:04:23,368 --> 00:04:24,702
هنوز هم می‌خوای بری بیرون؟

57
00:04:25,912 --> 00:04:27,247
آره

58
00:04:28,498 --> 00:04:30,919
…کت، شاید تو دیگه دلت نخواد بری بیرون ولی

59
00:04:32,210 --> 00:04:36,764
ولی من و دنی فیلم پاکسازی رو دیدیم

60
00:04:38,341 --> 00:04:40,718
شاید توی شیشه‌ی کلاه‌ها چیزی گذاشتن

61
00:04:41,469 --> 00:04:42,594
نه

62
00:04:42,595 --> 00:04:44,096
گفتی امکانش هست

63
00:04:44,097 --> 00:04:46,474
من نمی‌دونم اوضاع بیرون چطوره

64
00:04:50,311 --> 00:04:53,040
یکی رو می‌شناسم که اگه می‌فهمید
قراره بری بیرون، حسابی ذوق می‌کرد

65
00:04:56,234 --> 00:04:57,360
آره

66
00:05:01,531 --> 00:05:03,449
تابحال زنِ کندی رو دیدید؟

67
00:05:06,202 --> 00:05:08,121
به نظرت اگه اینجا بود چی می‌گفت؟

68
00:05:09,765 --> 00:05:13,166
فقط توی مستی اون حرفا رو میزد

69
00:05:13,167 --> 00:05:15,669
«دوریس هرگز نمی‌گفت «می‌خوام برم بیرون

70
00:05:15,670 --> 00:05:18,006
باهوش‌تر از این حرفا بود -
از هر کی بگی باهوش‌تر بود -

71
00:05:18,899 --> 00:05:21,234
…می‌گفت اگه یه زمانی دست به قتل بزنه

72
00:05:23,868 --> 00:05:26,245
یحتمل اون رو می‌کُشه -
یحتمل -

73
00:05:26,474 --> 00:05:28,140
…و اگه زمانی مچش رو بگیرن

74
00:05:28,141 --> 00:05:29,933
قسر در میره

75
00:05:29,934 --> 00:05:34,105
می‌گفت اگه بفرستنش بیرون که
،پاکسازی کنه، می‌زنه زیر آواز

76
00:05:34,689 --> 00:05:37,775
خوشحال از اینکه آزاده و رفته بیرون

77
00:05:39,631 --> 00:05:41,800
حتی اگه واسه یه دقیقه‌ی کوفتی باشه

78
00:05:45,533 --> 00:05:47,035
یه دقیقه‌ی کوفتی

79
00:05:53,750 --> 00:05:55,293
متخصص‌های لباس‌ها حاضرن

80
00:05:58,838 --> 00:05:59,881
بریم تو کارش

81
00:06:30,954 --> 00:06:32,621
،می‌دونم گفتم تا سپیده‌دم وقت دارید

82
00:06:32,622 --> 00:06:34,624
ولی باید الان برید. یالا، عجله کنید

83
00:06:48,108 --> 00:06:49,109
خاموشـه

84
00:06:50,765 --> 00:06:53,600
خیلی‌خب. بی‌سیم تمام مدت روشن می‌مونه

85
00:06:53,601 --> 00:06:57,145
،توی از طریق کلاهت صدام رو می‌شنوی
،من هم از طریق بی‌سیم صدای تو رو

86
00:06:57,146 --> 00:06:58,835
ولی یادت باشه که رمزی حرف بزنی

87
00:06:58,837 --> 00:07:00,129
صدای من رو هم می‌شنوی؟

88
00:07:00,131 --> 00:07:01,214
ایشالا که نه

89
00:07:01,233 --> 00:07:02,734
چی؟ -
خب، اسم من چی بود؟ -

90
00:07:02,735 --> 00:07:05,362
تو مرکزی. من معاون تِرلی

91
00:07:05,363 --> 00:07:06,447
جولیت هم کرِین -
آره -

92
00:07:07,073 --> 00:07:08,365
عمراً اینا یادم بمونه

93
00:07:08,366 --> 00:07:10,409
میشه اسمم هر چیزی باشه جز کلسو؟ -
آهای، پاتریک. هی -

94
00:07:10,410 --> 00:07:12,953
آروم باش. وقتِ این کارها رو نداریم، خب؟

95
00:07:12,954 --> 00:07:16,540
.واک فقط با لوکاس حرف می‌زنه
.تو قراره برسونیش سیلوی ۱۷

96
00:07:16,541 --> 00:07:18,835
همین. خب؟

97
00:07:27,302 --> 00:07:28,303
هیچیش نمیشه

98
00:08:18,061 --> 00:08:21,689
.از مرکز به معاون تِرلی
صدام رو می‌شنوی؟

99
00:08:25,068 --> 00:08:26,152
…خب

100
00:08:28,446 --> 00:08:29,739
…وضعیت

101
00:08:33,535 --> 00:08:36,161
خیلی بزرگ‌تر از چیزیـه که انتظار داشتم

102
00:08:47,590 --> 00:08:48,841
هیچی اینجا نیست

103
00:08:51,052 --> 00:08:52,470
واقعاً هیچی نیست

104
00:08:53,471 --> 00:08:54,722
!هیچیِ هیچی

105
00:08:57,183 --> 00:08:58,184
!آهای

106
00:09:06,568 --> 00:09:08,111
اینا دیگه چه کوفتی‌ان؟

107
00:09:39,809 --> 00:09:41,269
معاون تِرلی صحبت می‌کنه

108
00:09:43,495 --> 00:09:45,690
داریم میریم طبقه‌ی بعدی

109
00:10:09,923 --> 00:10:10,924
مرکز

110
00:10:12,759 --> 00:10:15,929
خرابی‌ها رو… می‌بینیم

111
00:10:17,430 --> 00:10:19,307
بدتر از چیزیـه که فکر می‌کردیم

112
00:10:21,142 --> 00:10:23,353
ولی… میریم بررسی‌اش کنیم

113
00:10:24,187 --> 00:10:25,271
دریافت شد

114
00:11:03,059 --> 00:11:05,352
می‌شنوی؟ -
چی؟ -

115
00:11:05,353 --> 00:11:06,563
می‌شنوی؟

116
00:11:10,692 --> 00:11:14,612
.آهای، مرکز
.یه صدای وِز وِز می‌شنویم

117
00:11:15,154 --> 00:11:16,573
شما هم می‌شنوید؟

118
00:11:27,542 --> 00:11:29,752
!لعنتی. بدو! بدو

119
00:11:34,507 --> 00:11:38,636
.معاون تِرلی، مرکز صحبت می‌کنه
.اگه می‌شنوی جواب بده

120
00:11:42,265 --> 00:11:45,435
معاون کلسو، اگه می‌شنوی جواب بده

121
00:11:49,230 --> 00:11:50,647
چی شد؟

122
00:11:50,648 --> 00:11:52,900
صدای… شلیک میومد

123
00:11:52,901 --> 00:11:54,526
تفنگ بردن بیرون؟ -
نه -

124
00:11:54,527 --> 00:11:55,944
دوباره بی‌سیم بزن

125
00:11:55,945 --> 00:11:58,198
…هیچ پارازیتی نیست. فقط

126
00:12:07,040 --> 00:12:08,041
خیلی‌خب

127
00:12:09,459 --> 00:12:13,046
نمی‌دونم. دنی، میشه لطفاً دوباره
صفحه‌نمایش رو روشن کنی؟

128
00:12:14,881 --> 00:12:16,591
،نمی‌دونم. تو برو کارگاه

129
00:12:16,593 --> 00:12:18,935
من هم هر موقع تونستم میام پیشت، خب؟

130
00:12:19,552 --> 00:12:20,761
تو کجا میری؟ -
،نمی‌دونم -

131
00:12:20,762 --> 00:12:23,722
.ولی اگه فرار کنم، دستگیرم می‌کنه
.پس مجبورم بمونم

132
00:12:23,723 --> 00:12:26,516
،پس اگه… وقتی اومد اینجا

133
00:12:26,517 --> 00:12:29,187
سندی، میشه بهش بگی برگشتم خونه؟

134
00:12:29,687 --> 00:12:31,272
جری، رمز هنوز همونـه؟

135
00:12:42,158 --> 00:12:45,036
لوکاس کایل و پاتریک کنی نابود شدن

136
00:12:48,289 --> 00:12:49,374
چی شد؟

137
00:12:51,584 --> 00:12:54,529
فیلم اصلیِ پاکسازیِ نیکولز رو دیدی

138
00:12:55,046 --> 00:12:56,297
چی دیدی؟

139
00:12:56,798 --> 00:12:57,966
کلی جسد

140
00:12:59,467 --> 00:13:01,636
به اندازه‌ی کل یه سیلو

141
00:13:02,303 --> 00:13:04,055
چه نتیجه‌ای می‌گیری؟

142
00:13:14,190 --> 00:13:16,526
تونستن جلوی پادمان رو بگیرن

143
00:13:18,444 --> 00:13:20,279
حداقل موقتی

144
00:13:20,280 --> 00:13:22,662
نکته دقیقاً همینـه

145
00:13:24,242 --> 00:13:27,826
،برای صلاح سیلوت هم که شده
مهمـه بدونی که

146
00:13:28,329 --> 00:13:32,311
پادمان در واقع اجتناب‌ناپذیره

147
00:13:32,750 --> 00:13:36,397
چیزی که توی اون فیلم دیدی هم مدرکشـه

148
00:13:39,257 --> 00:13:40,508
…ولی

149
00:13:42,594 --> 00:13:44,762
نیکولز هم می‌خواد همین کار رو بکنه؟

150
00:13:45,513 --> 00:13:46,639
جلوی پادمان رو بگیره؟

151
00:13:47,724 --> 00:13:48,725
باهاش صحبت کن

152
00:13:49,559 --> 00:13:52,353
ببین نگرانی‌مون بی‌جاست یا نه

153
00:13:52,850 --> 00:13:54,162
اگه بی‌جا نبود چی؟

154
00:14:01,988 --> 00:14:04,281
قراره بود سپیده‌دم برن

155
00:14:04,282 --> 00:14:08,328
،آره، کندی کلافه شده بود
باید می‌فرستادمش بیرون

156
00:14:08,828 --> 00:14:09,829
که اینطور

157
00:14:10,747 --> 00:14:14,751
خب، متأسفانه باید به عرضت برسونم که
به سیلوی ۱۷ نرسیدن

158
00:14:19,172 --> 00:14:23,051
دلیل دیگه‌ای هم داشت که
می‌خواستی کسی رو بفرستی سیلوی ۱۷؟

159
00:14:23,551 --> 00:14:24,552
نه

160
00:14:25,553 --> 00:14:29,431
،اون بچه‌ها جونم رو نجات دادن
من هم می‌خواستم بیارمشون اینجا، همین

161
00:14:29,432 --> 00:14:31,351
دلیل مهم‌تری نداشتی؟ -
نه -

162
00:14:33,144 --> 00:14:36,731
چی مهم‌تر از نجات جونِ بچه‌ها، کامیل؟

163
00:14:39,150 --> 00:14:41,194
می‌دونی توی سیلوی ۱۷ چی شده؟

164
00:14:44,405 --> 00:14:46,241
نه، تو چی؟

165
00:14:47,700 --> 00:14:49,786
نمی‌دونم. واسه همین پرسیدم

166
00:14:53,456 --> 00:14:55,166
اون بیرون چه اتفاقی افتاد؟

167
00:14:55,959 --> 00:14:57,376
برای لوکاس و کندی

168
00:14:57,377 --> 00:14:59,127
گمونم لباسشون نقص فنی داشته

169
00:14:59,128 --> 00:15:00,713
لباسشون؟ -
آره -

170
00:15:01,381 --> 00:15:02,924
وقتی عجله کنی همین میشه

171
00:15:05,802 --> 00:15:06,803
آره

172
00:15:07,845 --> 00:15:11,474
باید بیشتر وقت می‌دادیم تا
لباسشون رو ضدگلوله کنن

173
00:17:02,876 --> 00:17:05,524
« سیلو »
« فصل سوم »
« قسمت هفتم: بی‌سیم »

174
00:17:24,107 --> 00:17:25,191
شارلوت؟

175
00:17:26,192 --> 00:17:27,776
اینجا چه خبره؟ تو اینجا چیکار می‌کنی؟

176
00:17:27,777 --> 00:17:28,778
سلام

177
00:17:29,279 --> 00:17:32,322
نمی‌تونه بهت بگه -
مگه از تو پرسیدم؟ -

178
00:17:32,323 --> 00:17:33,324
خیلی‌خب

179
00:17:37,078 --> 00:17:38,162
خوبی؟

180
00:17:40,498 --> 00:17:41,916
آره، حالم خوبـه

181
00:17:43,626 --> 00:17:45,252
من رو می‌شناسی؟

182
00:17:45,253 --> 00:17:47,005
معلومـه، دنیل

183
00:17:47,922 --> 00:17:51,342
،ولی تا به حرف آنا گوش ندی
بیشتر از این نمی‌تونم بگم

184
00:17:52,127 --> 00:17:55,850
اگه ممکنـه دنبالم بیاید -
،خیلی‌خب. بعد از اون کاری که کردید -

185
00:17:55,852 --> 00:17:58,210
با هیچکس هیچ جا نمیریم -
پشت اون درها چیـه؟ -

186
00:17:58,212 --> 00:18:02,694
وکیل. کلی وکیل با قرارداد عدم افشا

187
00:18:02,696 --> 00:18:05,063
امضا که بکنید، سوار هواپیما میشیم و

188
00:18:05,064 --> 00:18:07,710
تا فردا همین موقع، همه چی رو می‌فهمید

189
00:18:07,712 --> 00:18:12,030
اگرچه، نمی‌تونید یه کلمه هم
…به کسی چیزی بگید

190
00:18:12,361 --> 00:18:13,758
تا وقتی ما اجازه بدیم

191
00:18:13,760 --> 00:18:15,038
…یعنی

192
00:18:18,064 --> 00:18:21,650
می‌خواید ازم شکایت کنید؟
چون کلاً ۷۰۰ دلار توی حسابمـه

193
00:18:21,652 --> 00:18:25,697
،گیتمو. نصف وکلای اونجا دولتی‌ان

194
00:18:25,699 --> 00:18:29,346
یعنی می‌تونن جدی‌جدی شما رو
روونه‌ی گوانتانامو کنن

195
00:18:31,260 --> 00:18:32,511
شوخی هم نمی‌کنم

196
00:18:33,760 --> 00:18:34,761
خودم قبلاً رفتم اونجا

197
00:18:35,553 --> 00:18:38,097
.راستش جای باصفاییـه
.شاید بخرمش

198
00:18:39,015 --> 00:18:43,706
جزیره رو. کل جزیره رو… نه فقط پایگاهش

199
00:18:46,575 --> 00:18:47,576
…خب

200
00:18:48,942 --> 00:18:50,526
بنده پِر استنسن هستم

201
00:18:50,527 --> 00:18:51,735
می‌شناسیمت

202
00:18:51,736 --> 00:18:55,405
.می‌دونم. فقط خواستم مؤدب باشم
.تیم روابط عمومی‌ام گفته لازمـه

203
00:18:55,406 --> 00:18:57,204
تو خبرنگاره‌ای، نه؟

204
00:18:57,408 --> 00:18:59,409
،بهم گفتن کلی سؤال داری

205
00:18:59,410 --> 00:19:01,246
ولی من یه سؤال از تو دارم

206
00:19:02,288 --> 00:19:03,665
:کدوم رو ترجیح میدی

207
00:19:04,991 --> 00:19:09,655
قرارداد عدم افشا رو امضا نکنی و
با یه مینی‌ونِ اجاره‌ای داغون

208
00:19:09,657 --> 00:19:12,217
…دست‌خالی از اینجا بری یا

209
00:19:12,219 --> 00:19:14,258
چندتا امضا بزنی و

210
00:19:14,259 --> 00:19:18,179
بزرگ‌ترین راز دنیا رو بفهمی؟

211
00:19:21,432 --> 00:19:26,061
،صد هزارتا هم می‌ذارم روش
اگه کارت راه میفته

212
00:19:26,062 --> 00:19:27,825
صد هزار دلار. البته

213
00:19:27,827 --> 00:19:29,439
،پولدارترین آدمِ دنیایی

214
00:19:29,440 --> 00:19:33,026
اونوقت می‌خوای بزرگ‌ترین راز دنیا رو
صد هزار دلار بهمون بفروشی؟

215
00:19:33,027 --> 00:19:34,695
خیلی‌خب. یه میلیون، نفری

216
00:19:34,696 --> 00:19:37,072
ای خدا… همه رو نمیشه خرید -
ولی به شرطی که امضا کنید -

217
00:19:37,073 --> 00:19:39,686
اگه امضا نکنید هیچی دست‌تون رو نمی‌گیره -
نمی‌دونم اینجا چه خبره -

218
00:19:39,688 --> 00:19:42,734
فقط می‌خوام بدونم چه بلایی سر خواهرم اومده

219
00:19:43,997 --> 00:19:45,248
تو امضا کردی؟

220
00:19:47,500 --> 00:19:51,087
آره، چون خودم هم می‌خواستم بدونم
چه بلایی سرم اومده

221
00:19:59,429 --> 00:20:00,430
باشه

222
00:20:02,181 --> 00:20:05,643
.نماینده‌ی کنگره که قبول کرد
جواب تو چیـه، خبرنگار؟

223
00:20:09,063 --> 00:20:12,733
چند وقت بعد اجازه دارم
در موردش بنویسم؟

224
00:20:12,734 --> 00:20:16,570
تا پنج سال دیگه نمیشه. ایشالا کمتر

225
00:20:16,571 --> 00:20:19,489
اغراق هم نکردم ها

226
00:20:19,490 --> 00:20:22,202
واقعاً قراره دنیا رو نجات بدیم

227
00:20:29,070 --> 00:20:30,126
چرا که نه؟

228
00:20:30,752 --> 00:20:32,212
بریم دنیا رو نجات بدیم

229
00:20:41,679 --> 00:20:42,680
اِد هاروود

230
00:20:45,183 --> 00:20:46,642
چی شده؟

231
00:20:46,643 --> 00:20:49,229
باید باهات صحبت کنیم، خصوصی

232
00:20:53,149 --> 00:20:56,900
فکر می‌کنیم اورلا کنت کُشته شده و
بعد جسدش جابجا شده

233
00:20:58,071 --> 00:21:01,865
ولی نمی‌دونیم چطوری جسدش
سر از اینجا درآورده

234
00:21:01,866 --> 00:21:05,661
خب، انگار دوربین‌هایی که گفتی
قراره خاموش بشن هنوز روشنن

235
00:21:05,662 --> 00:21:10,165
وگرنه از کجا مطمئنی
خودش از پله‌ها نیومده بالا؟

236
00:21:10,166 --> 00:21:12,751
…هیچ ایده‌ای نداری که

237
00:21:12,752 --> 00:21:15,754
چطوری یه جسد بدون اینکه
توی دوربین‌ها بیفته جابجا شده؟

238
00:21:15,755 --> 00:21:17,090
نخیر

239
00:21:18,591 --> 00:21:20,218
…مگر اینکه

240
00:21:22,053 --> 00:21:24,346
آره، یه یارویی توی طبقات وسط بود

241
00:21:24,347 --> 00:21:26,723
قبلاً واسه بچه‌ها نمایش اجرا می‌کرد

242
00:21:26,724 --> 00:21:30,853
یه چیزهایی رو ناپدید می‌کرد و
دوباره ظاهرشون می‌کرد

243
00:21:31,437 --> 00:21:33,064
می‌گفت جادوئـه

244
00:21:34,566 --> 00:21:38,069
شاید الان هم جادو شده

245
00:21:38,570 --> 00:21:42,222
…وقت نداریم. می‌خوای بری خونه

246
00:21:42,224 --> 00:21:46,684
ببین، کلانتر. تو اصلاً توی باغ نیستی

247
00:21:47,762 --> 00:21:51,885
توی معدن نهایتاً ۶تا مرد و ۲تا زن هستن که

248
00:21:51,887 --> 00:21:56,117
واقعاً جنایتکارن و حق‌شونـه اینجا باشن. باشه

249
00:21:56,438 --> 00:22:01,352
ولی اکثراً به خاطر یه کار احمقانه اینجان

250
00:22:01,375 --> 00:22:04,101
،اینجا هم یا آوار می‌ریزه روی سرشون

251
00:22:04,331 --> 00:22:07,828
یا سم‌پاش‌ها با مرگِ موش کارشون رو می‌سازن

252
00:22:08,312 --> 00:22:13,477
اونا یارویی که واسه بچه‌ها
تخم‌مرغ غیب می‌کرد

253
00:22:13,479 --> 00:22:18,610
قوه‌ی قضاییه بهش گفته بود
جادو یه عتیقه‌ی فرضیـه

254
00:22:19,269 --> 00:22:23,106
عتیقه‌ی فرضی، باورتون میشه؟

255
00:22:23,698 --> 00:22:27,250
،واسه همین فرستادنش اینجا
،نه به خاطر کاری که کرده بود

256
00:22:27,602 --> 00:22:29,898
فقط به خاطر فکری که توی سرش بود

257
00:22:31,122 --> 00:22:33,707
…عذابی که توی اون تونل‌ها می‌کِشن

258
00:22:34,189 --> 00:22:37,611
برای امثال اون طنابِ دار گزینه‌ی بهتریـه

259
00:22:38,022 --> 00:22:45,457
اما نه، رفقات توی قوه‌ی قضاییه
تک‌تک‌شون رو می‌فرستن اینجا

260
00:22:47,952 --> 00:22:48,953
…پس

261
00:22:51,017 --> 00:22:53,019
مثل اینکه برای من و نشانم
احترامی قائل نیستی

262
00:22:53,686 --> 00:22:54,729
معلومـه که نه

263
00:22:56,940 --> 00:22:58,357
واسه جولیت چی؟

264
00:22:58,358 --> 00:23:02,793
حداقل از بخش مکانیک اومده بود و
…می‌دونست کار کردن یعنی چی، ولی

265
00:23:02,795 --> 00:23:04,899
به عنوان کلانتر؟ نه

266
00:23:05,406 --> 00:23:09,117
هولستون چی؟ -
هولستون؟ اون رو قبول داشتم -

267
00:23:09,118 --> 00:23:12,956
،اگه یکی یه حماقتی می‌کرد
ممکن بود زیرسیبیلی رد کنه

268
00:23:13,540 --> 00:23:15,707
،به این فکر می‌کرد که اگه طرف بره معدن

269
00:23:15,708 --> 00:23:17,584
خانوادش چی می‌کِشن

270
00:23:17,585 --> 00:23:18,752
خوبـه

271
00:23:18,753 --> 00:23:25,628
خوشحالم قبولش داشتی چون
از نظرش یه خلافکار به‌دردنخور بودی

272
00:23:27,095 --> 00:23:31,724
هفت‌تا پرونده‌ی مختلف واست باز کرده

273
00:23:33,142 --> 00:23:34,644
دستگیرم هم کرده؟

274
00:23:38,606 --> 00:23:41,895
خب، پس همچین خلافکار به‌دردنخوری هم نبودم

275
00:23:42,606 --> 00:23:44,361
دیدمت که یه روز قبل از اینکه

276
00:23:44,362 --> 00:23:47,531
،جسدِ اورلا کنت توی معادن پیدا شه
…باهاش جر و بحث می‌کردی. دخترت

277
00:23:47,532 --> 00:23:50,534
،دخترم قرار بود رئیسِ بعدیِ بخش تدارکات بشه

278
00:23:50,535 --> 00:23:53,328
تا اینکه اورلا کنت جاش رو گرفت

279
00:23:53,329 --> 00:23:55,414
پس آره، ناراحت بودم

280
00:23:55,415 --> 00:23:58,876
گلندا می‌تونست خودش رو
از این منجلاب نجات بده

281
00:23:58,877 --> 00:24:02,004
ولی چون خیلی‌ها توی این خراب‌شده

282
00:24:02,005 --> 00:24:04,798
آدم‌ها رو از روی اصل‌ونسب و

283
00:24:04,799 --> 00:24:07,009
،دوروبری‌هاشون قضاوت می‌کنن

284
00:24:07,010 --> 00:24:12,384
فرصتِ گلندا رو ازش گرفتن و
دودستی دادن به خانم کنتِ عزیز

285
00:24:13,099 --> 00:24:15,377
حرفم رو بهش زدم و رفتم

286
00:24:16,060 --> 00:24:20,315
پس، اگه مدرک دیگه‌ای
،به جز محتویات اون پوشه نداری

287
00:24:20,899 --> 00:24:25,737
محترمانه ازتون می‌خوام
گورتون رو گم کنید

288
00:24:33,036 --> 00:24:35,495
.خیلی‌خب، بالاخره اومدی
.بیا یه نگاهی به این بنداز

289
00:24:35,496 --> 00:24:37,861
کلی باروت از شورش برامون مونده

290
00:24:37,863 --> 00:24:39,886
بعد از ساعت کاری
…یه تیم می‌فرستیم قوه‌ی قضاییه

291
00:24:39,888 --> 00:24:42,145
صحیح -
،با لباس نیروهای خدماتی -

292
00:24:42,147 --> 00:24:44,963
باروت‌ها رو در امتدادِ
دیوارِ لوله‌ها کار می‌ذاریم و

293
00:24:44,964 --> 00:24:48,842
به همراه لوله‌ی حاویِ سم می‌فرستیم هوا

294
00:24:48,843 --> 00:24:52,387
خیلی‌خب، ولی سم آزاد میشه، بعدش چی؟
چند دقیقه بیشتر زنده نمی‌موند

295
00:24:52,388 --> 00:24:53,730
،می‌تونیم زیر لباس‌هامون -
نه -

296
00:24:53,732 --> 00:24:55,390
لباس مخصوص پاکسازی بپوشیم -
بیخیال -

297
00:24:55,391 --> 00:24:56,558
فکر می‌کنن تعمیرکاریم

298
00:24:56,559 --> 00:24:58,101
کلاً ۶تا لباسِ دیگه داریم

299
00:24:58,102 --> 00:25:01,672
ببین، سختـه ولی با یه تیمِ خوب شدنیـه

300
00:25:01,674 --> 00:25:02,842
کلاه از کجا بیاریم؟

301
00:25:03,483 --> 00:25:04,733
من می‌تونم جور کنم

302
00:25:04,734 --> 00:25:08,946
چطوری ۶ نفر رو با بمب و کلاه
وارد قوه‌ی قضاییه کنیم؟

303
00:25:08,947 --> 00:25:11,073
چون بعید می‌دونم فقط لباس کار کافی باشه

304
00:25:11,074 --> 00:25:13,492
سیمز می‌تونه برامون کارت ورود جور کنه؟ -
ولی گاز چی؟ -

305
00:25:13,493 --> 00:25:15,953
ممکنـه بی‌بو باشه. حتی بی‌رنگ، خب؟

306
00:25:15,954 --> 00:25:19,641
جولز، این لباس‌های جدید
یه ساعت بهشون فرصت میده

307
00:25:19,643 --> 00:25:21,797
آره، توی یه ساعت خیلیا ممکنـه بمیرن

308
00:25:21,799 --> 00:25:24,169
بهش فکر کردید؟ چند نفر می‌میرن؟

309
00:25:24,170 --> 00:25:27,214
بستگی داره چقدر طول بکِشه
جلوی لوله رو ببندن و

310
00:25:27,215 --> 00:25:30,050
چند نفر توی طبقات بالا و پایین باشن

311
00:25:30,051 --> 00:25:33,221
.اون طبقات مسکونی‌ان
.ملت توی خونه‌هاشون خوابن

312
00:25:35,374 --> 00:25:36,839
یه عدد حدودی بگو

313
00:25:40,019 --> 00:25:41,395
…یه چیزی بین صد تا

314
00:25:41,396 --> 00:25:42,981
ممکنـه هزار نفر بمیرن

315
00:25:44,566 --> 00:25:46,818
هزار نفر. نه

316
00:25:49,737 --> 00:25:51,656
بهتر از ۱۰ هزار نفره

317
00:25:52,407 --> 00:25:57,245
شاید بهتره آب بخوریم و
به کل همه چی رو فراموش کنیم

318
00:26:00,248 --> 00:26:02,375
رأی‌گیری کنیم؟ -
نه -

319
00:26:03,626 --> 00:26:10,258
مردم سیلو رأی دادن و
جولیت رو شهردار کردن

320
00:26:14,596 --> 00:26:16,430
…باید فکر کنم. نمی‌تونم

321
00:26:16,431 --> 00:26:19,976
میشه یه نقشه‌ای بکِشید که
توش هزاران نفر سَقط نشن؟

322
00:26:31,362 --> 00:26:32,447
روبراهی؟

323
00:26:35,617 --> 00:26:37,671
یه کاری هست که باید انجامش بدم

324
00:26:45,585 --> 00:26:50,967
از جدیدترین خاطراتم شروع کردیم؛
دوران نیروی دریایی، مأموریتم

325
00:26:51,799 --> 00:26:54,010
ایران. خیال می‌کردم اون رو بهت نگه

326
00:26:55,345 --> 00:26:57,846
گفت بهتره خاطراتم رو تا لحظه‌ای که

327
00:26:57,847 --> 00:26:59,868
…سوار هواپیما شدم به یاد بیارم

328
00:27:01,726 --> 00:27:04,978
…ولی بقیه‌اش یه جایی تهِ ذهنم محفوظـه. پس

329
00:27:04,979 --> 00:27:07,649
،می‌دونم رفتم مأموریت
می‌دونم خوب پیش نرفته

330
00:27:08,983 --> 00:27:13,403
می‌دونم چی شده ولی انگار خاطراتِ یکی دیگه‌ست

331
00:27:13,404 --> 00:27:14,822
حالت خوبـه؟

332
00:27:15,323 --> 00:27:16,990
بهترم

333
00:27:16,991 --> 00:27:19,201
می‌دونی، ویکتور کمکم کرد به یاد بیارم

334
00:27:19,202 --> 00:27:20,787
خودش کاری کرد که فراموش کنی

335
00:27:24,040 --> 00:27:25,542
می‌خوام سعی کنم یکم بخوابم

336
00:27:27,210 --> 00:27:28,211
باشه

337
00:27:30,296 --> 00:27:33,077
.خب، منظورم این بود پاشو برو اونور
.می‌خوام روی صندلیت دراز بکِشم

338
00:27:35,760 --> 00:27:36,761
خیلی‌خب

339
00:27:43,768 --> 00:27:44,852
حالش چطوره؟

340
00:27:46,145 --> 00:27:48,231
…خب، یکم بهم متلک انداخت، پس

341
00:27:49,315 --> 00:27:50,525
بهتر شده؟

342
00:27:51,401 --> 00:27:52,485
شاید

343
00:27:53,069 --> 00:27:55,113
یه حسی بهم می‌گفت امروز روز نحسیـه

344
00:27:55,613 --> 00:27:57,030
بابام چطوری مُرد؟

345
00:27:57,031 --> 00:27:58,593
نه سلامی، نه علیکی

346
00:27:58,595 --> 00:27:59,679
چطوری مُرد؟

347
00:27:59,766 --> 00:28:01,433
مگه نرفتی معدن؟

348
00:28:01,536 --> 00:28:03,370
‫هاروود گفت تونل روی سرش خراب شده

349
00:28:03,371 --> 00:28:05,039
‫- پس همینـه دیگه
‫- نه

350
00:28:05,957 --> 00:28:08,459
‫قبل از گفتن مکث کرد.
‫قضیه چیز دیگه‌ایـه.

351
00:28:11,504 --> 00:28:12,672
‫خواهش می‌کنم

352
00:28:14,937 --> 00:28:15,938
‫کُشتنش؟

353
00:28:16,509 --> 00:28:17,594
‫نه

354
00:28:20,220 --> 00:28:21,305
‫نمُرده

355
00:28:23,016 --> 00:28:26,102
‫یه نفر توی معدن دفن شد،
‫ولی بابات نبود

356
00:28:27,932 --> 00:28:29,016
‫اونطور که من شنیدم،

357
00:28:30,315 --> 00:28:32,647
‫پدرت یه چیزی واسه هاروود طراحی کرده

358
00:28:32,649 --> 00:28:37,650
‫در عوض، نفر بعدی‌ای که توی معدن می‌مُرد،
‫مرگش ثبت نمیشد و

359
00:28:38,156 --> 00:28:39,680
بابات جاش رو می‌گرفت

360
00:28:39,682 --> 00:28:41,111
اسم طرف چیـه؟

361
00:28:41,113 --> 00:28:43,698
‫اگه زیاد توی کارهای هاروود سرک بکشی،

362
00:28:43,700 --> 00:28:45,869
احتمالاً خودت هم توی
یه چاله‌ی عمیق گم و گور بشی

363
00:28:48,572 --> 00:28:49,698
‫اسمش رو می‌دونی؟

364
00:28:54,797 --> 00:28:56,007
‫با من کار داشتی؟

365
00:28:59,677 --> 00:29:03,806
‫می‌دونی دفتر خاطرات «میشِن» کجاست؟

366
00:29:06,691 --> 00:29:10,136
من دیگه خطری واست ندارم

367
00:29:12,351 --> 00:29:13,853
ترک عادت موجب مرضـه

368
00:29:15,122 --> 00:29:19,126
‫اگه می‌دونی کجاست و دست کیـه،

369
00:29:20,088 --> 00:29:22,215
‫جفتشون رو بیار اینجا

370
00:29:24,702 --> 00:29:25,703
‫لطفاً

371
00:29:34,457 --> 00:29:35,625
‫خوابت نبرد؟

372
00:29:40,635 --> 00:29:45,222
،تو که مینی‌ون رو می‌روندی
من و دنیل صندلی عقب خوابیدیم

373
00:29:45,223 --> 00:29:48,957
‫من نمی‌روندمش،
‫همچنین می‌دونم که نخوابیدید

374
00:29:50,754 --> 00:29:52,223
میکروفون کار گذاشته بودید؟

375
00:29:55,817 --> 00:29:56,860
‫خیلی‌خب

376
00:29:57,485 --> 00:30:00,822
قضیه‌ی مقاله‌ات برای پست رو نمی‌دونستم

377
00:30:01,486 --> 00:30:02,694
‫آفرین بهت

378
00:30:02,711 --> 00:30:05,588
‫آره، خب، به کسی نگو

379
00:30:06,204 --> 00:30:07,830
قراردادهای عدم افشا همه چی رو درباره‌ی

380
00:30:07,831 --> 00:30:09,961
‫همه‌ی کسایی که به این ماجرا ربط دارن،
در برمی‌گیرن

381
00:30:11,875 --> 00:30:13,001
‫داستانت چیـه؟

382
00:30:15,545 --> 00:30:16,837
‫می‌خوای ازم گزارش بنویسی؟

383
00:30:16,838 --> 00:30:20,133
‫من کلاً اینطوری‌ام.
‫همه برام جالبن.

384
00:30:21,188 --> 00:30:25,067
‫۲۰ سال توی اطلاعات نظامی خدمت کردم

385
00:30:25,834 --> 00:30:29,212
‫استعفا دادم. یه شرکت راه انداختم ‫که
خیلی موفق بود

386
00:30:31,895 --> 00:30:33,313
تا اینکه با کله خورد زمین

387
00:30:34,480 --> 00:30:36,065
‫کاملاً هم تقصیر خودم بود

388
00:30:36,735 --> 00:30:39,899
‫یه سری عیب و ایراد شخصیتی داشتم که
‫بهشون رسیدگی نکرده بودم

389
00:30:40,695 --> 00:30:42,863
‫همون موقع بود که… سناتور رو دیدم

390
00:30:42,864 --> 00:30:45,074
‫اولین کمپین انتخاباتیش برای کنگره بود

391
00:30:46,951 --> 00:30:48,161
‫من راننده‌اش بودم

392
00:30:50,626 --> 00:30:54,133
الان شدی… نوچه‌ی وفادارش؟

393
00:30:54,581 --> 00:30:56,086
کارم اسم نداره

394
00:30:56,088 --> 00:30:59,546
‫فقط حواسم هست که سناتور ‫و
دخترش صحیح و سالم باشن

395
00:30:59,547 --> 00:31:00,757
‫یعنی چی؟

396
00:31:03,426 --> 00:31:04,719
‫یعنی خیلی چیزها

397
00:31:20,109 --> 00:31:21,402
چرا اومدی بیرون؟

398
00:31:22,570 --> 00:31:25,989
‫- خوبی؟
‫- اومدم چون مهمون داریم

399
00:31:25,990 --> 00:31:30,202
‫تجربه‌ای داشته که به تو بی‌شباهت نبوده

400
00:31:30,203 --> 00:31:32,913
‫منظورت چیـه؟
‫کامیل به اون هم دارو خورونده؟

401
00:31:32,914 --> 00:31:33,998
‫کامیل نه

402
00:31:35,041 --> 00:31:36,209
‫من و رابرت…

403
00:31:38,086 --> 00:31:39,836
‫داروش رو قطع کردیم که

404
00:31:39,837 --> 00:31:42,549
‫به پرستار توی عوض کردن ‫قرص‌هات کمک کنه

405
00:31:43,495 --> 00:31:46,346
‫چون اون تنها کسیـه که…

406
00:31:48,139 --> 00:31:51,184
واقعاً می‌تونه درکت کنه

407
00:31:51,891 --> 00:31:58,231
‫به نظرم دیدگاه منحصربه‌فردی
‫در مورد آینده‌ی پیش رومون داره

408
00:32:03,528 --> 00:32:04,904
‫جولیت نیکولز

409
00:32:06,489 --> 00:32:07,824
‫گلوریا هیلدبرنت

410
00:32:12,161 --> 00:32:13,746
‫اشکال نداره اگه من رو یادت نمیاد

411
00:32:14,247 --> 00:32:15,747
‫اینقدر زمان زیادی بهم دارو دادن که

412
00:32:15,748 --> 00:32:18,895
‫فکر نمی‌کردم حتی یک نفر ‫رو هم به خاطر بیارم

413
00:32:18,897 --> 00:32:23,318
‫از خانم هیلدبرنت دعوت کردم بیاد ‫چون
باید درباره‌ی حافظه صحبت کنیم

414
00:32:24,437 --> 00:32:26,856
‫همچنین به خاطر چیزی که در دست داره

415
00:32:27,823 --> 00:32:29,520
‫وقتی من رئیس آی‌تی بودم،

416
00:32:30,503 --> 00:32:34,042
‫من و رابرت ردِ عتیقه‌هایی رو می‌زدیم ‫که

417
00:32:34,044 --> 00:32:41,395
‫شایعه شده بود برای
یه گروه مخفی شهروندان ‫به نام شعله‌داران

418
00:32:41,397 --> 00:32:42,833
مقدس هستن

419
00:32:44,230 --> 00:32:46,794
‫مادر جرج از ما بود

420
00:32:48,333 --> 00:32:53,044
‫افرادی که تهدید به حساب میومدن؛
‫کسانی که می‌خواستن از گذشته سر دربیارن و…

421
00:32:53,613 --> 00:32:58,617
این امید رو زنده کنن که در آینده میشه
روی سطح زمین زندگی کرد

422
00:32:58,666 --> 00:33:01,586
‫ما هم مثل تو دنبال حقیقت بودیم

423
00:33:02,253 --> 00:33:04,547
‫دو قلمی که بیشتر از همه دنبالشون بودیم…

424
00:33:05,215 --> 00:33:08,968
‫هر دو، سند زندگی از یه دوره‌ی خاص بودن

425
00:33:09,469 --> 00:33:12,638
‫یه دفترچه‎ی سیمی که

426
00:33:12,639 --> 00:33:17,560
‫رئسای پیشین آی‌تی ‫سیصد سال تمام دنبالش بودن

427
00:33:18,186 --> 00:33:19,353
‫هیچوقت پیداش نکردن

428
00:33:19,354 --> 00:33:22,447
‫اون یکی مشغله‌ی ذهنی خودم بود

429
00:33:23,858 --> 00:33:25,873
‫دفتر خاطرات میشِن
‫(به معنای مأموریت هم هست)

430
00:33:26,444 --> 00:33:27,754
‫چه مأموریتی؟

431
00:33:27,756 --> 00:33:31,698
‫میشِن اسمش بوده.
‫۱۴۰ سال پیش باربر بوده و

432
00:33:31,699 --> 00:33:33,318
‫در حین شورش بزرگ،

433
00:33:33,320 --> 00:33:36,984
‫مواد منفجره‌ای رو که باهاش راه‌پله رو
‫منفجر کردن، جابجا کرده

434
00:33:37,264 --> 00:33:39,655
‫دوستان تو اولین کسایی نبودن ‫که
این کار رو کردن

435
00:33:39,657 --> 00:33:43,702
‫خانم هیلدبرنت،
‫میشه از بخش‌های پایانیش برامون بخونی؟

436
00:33:43,726 --> 00:33:55,726
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

437
00:33:55,890 --> 00:34:01,104
‫«من روی گردنم علامتی دارم،
‫و روی شکمم جای زخمی

438
00:34:01,547 --> 00:34:04,522
‫و نمی‌دانم از کجا آمده‌اند.

439
00:34:04,845 --> 00:34:08,212
‫حس می‌کنم قبلاً می‌دانستم،
‫شاید حتی همین دیروز،

440
00:34:08,214 --> 00:34:10,716
‫اما حالا دیگر دیروز را هم به یاد ندارم.

441
00:34:11,990 --> 00:34:13,240
‫می‌ترسم.

442
00:34:14,409 --> 00:34:16,493
‫همه‌مان خیلی چیزها را فراموش کرده‌ایم.

443
00:34:16,494 --> 00:34:20,582
‫پزشکان مدام می‌گویند ویروس است و
‫از بین خواهد رفت،

444
00:34:21,541 --> 00:34:22,876
‫اما از بین نرفته.

445
00:34:23,709 --> 00:34:25,795
‫چیزها مدام از خاطرم پاک می‌شوند.

446
00:34:26,277 --> 00:34:30,759
‫هرآنچه را هم که هنوز به یاد دارم،
‫همچون خواب مبهم شده است.

447
00:34:30,925 --> 00:34:34,678
‫نمی‌دانم اگر اَلی نبود چه می‌کردم.
‫ما یکدیگر را داریم.

448
00:34:34,679 --> 00:34:40,221
‫اما شنیده‌ام کسانی که تنها زندگی می‌کنند،
‫دست از غذا خوردن کشیده‌اند.

449
00:34:41,894 --> 00:34:46,191
‫و آنقدر از پله‌ها به پایین پریده‌اند که
‫شروع کرده‌اند به نصب تورهای ایمنی.

450
00:34:46,788 --> 00:34:52,218
‫قسم می‌خورم اگر روزی اَلی را فراموش کنم،
‫من هم به دنبال آن‌ها خود را پرت خواهم کرد.»

451
00:34:54,613 --> 00:34:57,480
آخرین جمله‌اش همین بوده

452
00:34:59,606 --> 00:35:01,358
‫می‌دونم داری چیکار می‌کنی و…

453
00:35:02,722 --> 00:35:06,209
‫آره. خیلی غم‌انگیزه.
‫ولی… بهت که گفتم.

454
00:35:06,211 --> 00:35:08,503
‫حاضر نیستم هزار نفر رو بکشم

455
00:35:08,505 --> 00:35:12,132
‫سالوادور کوئین،
‫رئیس وقت آی‌تی،

456
00:35:12,133 --> 00:35:15,969
‫ترجیح داد سیلو رو چیزخور کنه ‫تا
جلوی پادمان رو بگیره

457
00:35:15,970 --> 00:35:19,431
هیچوقت نپرسید اصلاً چرا باید
،حافظه‌ی مردم رو پاک کرد

458
00:35:19,432 --> 00:35:21,226
‫اما بهاش رو هم حاشا نکرد

459
00:35:21,666 --> 00:35:27,389
‫کوئین حساب کرد که
وحشت ‫و سرگردانیِ ناشی از داروی فراموشی

460
00:35:27,398 --> 00:35:30,572
‫منجر به مرگ دو هزار نفر شده

461
00:35:32,867 --> 00:35:37,367
‫اگه اقدام نکنی،
‫این بها رو می‌پردازیم

462
00:35:38,493 --> 00:35:43,081
‫می‌دونم دلت نمی‌خواد کسی باشی ‫که
تصمیم می‌گیره

463
00:35:43,625 --> 00:35:44,813
‫- می‌دونم
‫- واقعاً؟

464
00:35:45,833 --> 00:35:49,546
اما بارش به گردن توئـه

465
00:36:06,145 --> 00:36:08,043
‫- خوبی؟
‫- آره

466
00:36:09,899 --> 00:36:12,609
‫یکم بی‌قرار به نظر میای

467
00:36:16,309 --> 00:36:18,102
شاید از پرواز خوشت نمیاد

468
00:36:18,783 --> 00:36:19,909
خوشم نمیاد

469
00:36:20,952 --> 00:36:22,328
‫مگه اینکه خودم خلبان باشم

470
00:36:23,832 --> 00:36:26,206
‫- پس وسواس کنترل داری؟
‫- نه، اصلاً

471
00:36:26,207 --> 00:36:28,200
‫فقط می‌خوام هر کاری درست انجام بشه

472
00:36:29,202 --> 00:36:32,414
‫- خودت چطور؟ نمی‌خوابی؟
‫- نه، فقط…

473
00:36:34,465 --> 00:36:35,592
‫فردا روز بزرگیـه

474
00:36:36,301 --> 00:36:38,385
‫آره. قراره چی ببینیم؟

475
00:36:38,386 --> 00:36:40,096
‫تو جنبه‌ی شعبده‌بازی نداری

476
00:36:40,763 --> 00:36:42,512
‫یهو میگی «اینقدر ادا اطوار درنیار»

477
00:36:42,514 --> 00:36:44,426
‫آره، خرگوشه رو بیار بیرون بره دیگه

478
00:36:57,947 --> 00:36:59,407
‫چیزی می‌خوای برات بیارم؟

479
00:37:00,658 --> 00:37:02,285
‫- نه
‫- باشه

480
00:37:03,995 --> 00:37:05,997
‫ولی می‌تونی پاهام رو بمالی

481
00:37:22,555 --> 00:37:26,433
‫- شرمنده بابت… ماجرای…
‫- نه

482
00:37:26,434 --> 00:37:28,268
‫فقط فکر می‌کردم تو دکترِ شارلوتی

483
00:37:28,269 --> 00:37:30,896
‫- الان یهو فهمیدم که توی این قضیه دست داری
‫- نه، نه، من…

484
00:37:30,897 --> 00:37:35,317
‫نه، دکتر شارلوت هستم.
‫هنوز هم به کمکت نیاز دارم تا

485
00:37:35,318 --> 00:37:37,444
‫خاطرات کودکیش رو بازیابی کنیم…

486
00:37:37,445 --> 00:37:40,239
‫اگه تا آخر عمر فقط همین دو هفته ‫رو
یادش بیاد چی؟

487
00:37:40,240 --> 00:37:41,573
‫نه، جواب میده

488
00:37:41,574 --> 00:37:43,367
‫ولی خودت گفتی تضمینی در کار نیست

489
00:37:43,368 --> 00:37:46,621
‫آره، اما این دوتا همدیگه رو رد نمی‌کنن

490
00:37:47,247 --> 00:37:49,666
‫پیشرفت خیلی خوبی کرده.
‫جدی میگم.

491
00:38:00,176 --> 00:38:02,387
‫وقتی ساکن لس‌آنجلس بودم،

492
00:38:02,894 --> 00:38:07,190
دخترم لولو یه بند درباره‌ی
گرند کنیون صحبت می‌کرد

493
00:38:08,658 --> 00:38:12,307
‫یک ماه هر روز التماسمون کرد که بریم ببینیمش

494
00:38:13,168 --> 00:38:14,878
‫من و مامانش بالاخره وا دادیم

495
00:38:15,567 --> 00:38:18,278
‫یه جمعه شب بعد از کار،
‫نشستیم توی ماشین و راه افتادیم

496
00:38:20,780 --> 00:38:23,866
‫می‌خواستم قبل از طلوع آفتاب،

497
00:38:23,867 --> 00:38:25,409
‫برسیم به بخش جنوبیش و

498
00:38:25,410 --> 00:38:28,162
‫همش به این فکر می‌کردم ‫که
لولو چقدر خوشحال میشه

499
00:38:28,913 --> 00:38:29,914
‫آره

500
00:38:34,002 --> 00:38:37,672
‫نباید اینقدر عجله می‌کردم.
‫خسته بودم.

501
00:38:39,424 --> 00:38:41,009
‫کوین بیشاپ هم همینطور

502
00:38:42,671 --> 00:38:47,931
‫وقتی دیدم کامیونش از خط وسط رد شده که
‫دیگه کار از کار گذشته بود

503
00:38:52,312 --> 00:38:56,523
‫دنیل، تمام تکنیک‌هایی که دارم
‫روی شارلوت به کار می‌گیرم،

504
00:38:56,524 --> 00:38:58,567
‫داروهاش، روش درمانش،

505
00:38:58,568 --> 00:39:03,198
‫همش رو سی سال پیش برای خودم ‫درست کردم چون
می‌خواستم فراموش کنم

506
00:39:03,865 --> 00:39:07,826
‫- فراموش هم کردم…
‫- ولی نکردی. همین الان برام تعریف کردی

507
00:39:07,827 --> 00:39:11,372
‫چون به موقع متوجه شدیم که
‫می‌تونی انتخاب کنی…

508
00:39:12,790 --> 00:39:15,543
‫چی رو نگه داری ‫و چی رو حذف کنی

509
00:39:16,836 --> 00:39:18,838
‫گزارش اورژانس نوشته بود که…

510
00:39:28,932 --> 00:39:32,018
‫دخترم توی بغل خودم از دنیا رفته

511
00:39:36,814 --> 00:39:39,776
‫نمی‌خواستم اینو یادم بمونه.
‫و نمونده.

512
00:39:40,610 --> 00:39:41,903
‫جواب میده

513
00:39:51,329 --> 00:39:52,372
‫کجاییم؟

514
00:40:03,466 --> 00:40:04,467
‫آتلانتا

515
00:40:09,472 --> 00:40:11,974
‫یادت نره،
‫آنتونی امروز باید ژاکت بپوشه

516
00:40:11,975 --> 00:40:13,058
‫مامان، نه!

517
00:40:13,059 --> 00:40:16,270
‫توی عکس کلاسی قبلی‌تون،
‫همه ژاکت تنشون بود

518
00:40:16,271 --> 00:40:17,980
‫اون پنج سال پیش بود

519
00:40:17,981 --> 00:40:19,315
‫خیلی خوشتیپ شده بودی

520
00:40:19,816 --> 00:40:21,358
‫عکاس کارش خیلی خوب بود

521
00:40:21,359 --> 00:40:23,151
‫- کامیل
‫- چیـه؟

522
00:40:23,152 --> 00:40:24,779
‫مجبورش نکن

523
00:40:26,030 --> 00:40:27,823
‫دیگه این هم تصمیمش با توئـه؟

524
00:40:27,824 --> 00:40:29,659
به نظرم تصمیمش با خودشـه

525
00:40:35,874 --> 00:40:37,041
‫باشه

526
00:40:38,543 --> 00:40:39,711
‫به درک

527
00:40:54,267 --> 00:40:56,519
‫حتماً مامانت دسته‌کلیدش رو جا گذاشته

528
00:41:00,231 --> 00:41:01,983
‫چه گوهی می‌خوری اینجا؟

529
00:41:03,067 --> 00:41:06,613
‫- به نیکولز گفتم دیگه تماس بی تماس
‫- آره، گفت اینجا دوربین نداره

530
00:41:07,113 --> 00:41:09,239
‫برای قوه‌ی قضاییه جواز ورود می‌خوایم

531
00:41:09,240 --> 00:41:10,782
‫برای چی؟

532
00:41:10,783 --> 00:41:13,869
‫نگفت، ولی اگه نیاز نداشت
‫بهم نمی‌گفت که

533
00:41:13,870 --> 00:41:15,455
‫صد طبقه رو بیام بالا

534
00:41:19,584 --> 00:41:23,670
‫آنتونی، برنامه‌مون عوض شد

535
00:41:23,671 --> 00:41:25,214
‫ژاکت رو می‌بری

536
00:41:25,215 --> 00:41:27,508
‫- بابا، خودت گفتی…
‫- بگو چشم

537
00:41:29,135 --> 00:41:32,137
‫اگه کس دیگه‌ای نپوشیده بود،
‫تو هم نپوش

538
00:41:32,138 --> 00:41:37,310
‫مامانت سر کار بهش سخت می‌گذره،
‫اما این خوشحالش می‌کنه

539
00:41:38,157 --> 00:41:39,158
‫باشه؟

540
00:41:41,314 --> 00:41:42,731
‫از اینا سه‌تا موجود دارم

541
00:41:42,732 --> 00:41:45,235
‫ببخشید. شرمنده.
‫یه ژاکت مدرسه می‌خوام.

542
00:41:46,152 --> 00:41:48,071
‫باشه. چه سایزی؟

543
00:41:48,655 --> 00:41:49,947
‫نمی…

544
00:41:49,948 --> 00:41:51,324
‫خب، قدش تا اینجاست

545
00:41:54,786 --> 00:41:56,453
‫الان دیرمون میشه

546
00:41:56,454 --> 00:41:59,582
‫ببخشید. اگه بخوای می‌تونم
‫ژاکتت رو برات بیارم

547
00:42:01,793 --> 00:42:03,336
‫سر وقت می‌رسیم، باشه؟

548
00:42:05,004 --> 00:42:06,380
‫- ببخشید؟
‫- بله؟

549
00:42:06,381 --> 00:42:08,340
‫این برای آنتونی سیمزه

550
00:42:08,341 --> 00:42:11,426
‫جناب قاضی فهمید که صبح
‫ژاکت اشتباهی رو بهش داده

551
00:42:11,427 --> 00:42:13,720
‫مطمئنم همینی که آنتونی الان داره
‫مشکلی نداره

552
00:42:13,721 --> 00:42:16,307
‫اون ژاکت قبلیشـه. کوچیکـه براش

553
00:42:17,517 --> 00:42:18,725
‫میشه اون یکی رو بدید بهم؟

554
00:42:18,726 --> 00:42:20,645
‫قاضی گفت ببرمش برای بازیافت

555
00:42:21,354 --> 00:42:22,480
‫یه لحظه

556
00:42:27,110 --> 00:42:28,486
‫- گرفتی؟
‫- بیا

557
00:42:28,987 --> 00:42:29,988
‫عالیـه

558
00:42:30,530 --> 00:42:31,656
‫مرسی

559
00:42:34,951 --> 00:42:36,035
‫کار رو راه میندازن؟

560
00:42:36,703 --> 00:42:37,828
‫- آره
‫- آره؟

561
00:42:37,829 --> 00:42:38,830
‫عالی‌ان

562
00:42:38,933 --> 00:42:40,017
‫تو خوبی؟

563
00:42:40,019 --> 00:42:42,753
‫می‌دونی آخرین بار کِی توی یه روز
‫اینقدر پله رو بالا پایین رفتم؟

564
00:42:42,755 --> 00:42:44,631
‫هیچوقت، تا حالا این کار رو نکردم

565
00:42:55,471 --> 00:42:57,640
‫- بریم. خیلی‌خب
‫- خیلی‌خب. رسیدیم

566
00:42:59,893 --> 00:43:01,393
‫بالگرد؟

567
00:43:01,394 --> 00:43:04,104
‫آره، بخش بعدیِ تورمون می‌طلبه که
‫آروم و کم‌ارتفاع حرکت کنیم

568
00:43:04,105 --> 00:43:05,480
‫کجا میریم؟

569
00:43:05,481 --> 00:43:07,649
‫یکی از املاکم که خیلی دور نیست

570
00:43:07,650 --> 00:43:11,195
‫مساحتش ۳۰۰ هزار جریبـه.
‫یعنی هزار کیلومتر مربع.

571
00:43:11,196 --> 00:43:14,656
‫قبلاً ۴۲ مزرعه‌ی مستقل بود

572
00:43:14,657 --> 00:43:17,577
‫۴۲تا کشاورز جورجیایی رو راضی کردی که
‫زمینشون رو بدن؟

573
00:43:18,661 --> 00:43:20,704
‫ثروتی بهشون دادم که

574
00:43:20,705 --> 00:43:23,666
‫نوه‌های نوه‌هاشون رو هم تأمین می‌کنه

575
00:43:27,921 --> 00:43:31,423
‫باید بپرسم، اون شایعه واقعیـه؟

576
00:43:31,424 --> 00:43:32,966
‫من ربات نیستم

577
00:43:32,967 --> 00:43:34,761
‫نه، اون یکی

578
00:43:35,470 --> 00:43:38,513
‫- اسب تک‌شاخ
‫- آهان، اون درستـه

579
00:43:38,514 --> 00:43:41,016
‫مامان، ما با اون عقبیه میریم، باشه؟

580
00:43:41,017 --> 00:43:44,144
‫- فکر می‌کردم شوخیـه
‫- نه، نه، علمش رو داریم

581
00:43:44,145 --> 00:43:47,105
‫برای خودمون فناوری ویرایش ژن ساختیم

582
00:43:47,106 --> 00:43:49,858
‫کریسپر جلوش شبیه اسباب‌بازی می‌مونه

583
00:43:49,859 --> 00:43:54,655
‫با دی‌ان‌ایِ اسب، ناروال و کرگدن
‫یه کارهای جالبی کردیم

584
00:43:54,656 --> 00:43:57,033
‫کار هم می‌کرد، ولی لغوش کردم

585
00:43:58,493 --> 00:44:01,538
‫حالا این جای نامعلوم و سریِ توی جورجیا

586
00:44:02,038 --> 00:44:04,206
‫چقدرش ایده‌ی توئـه،
‫چقدرش ایده‌ی اون؟

587
00:44:04,207 --> 00:44:08,585
‫مغز متفکر اونـه. من فقط بهش باور دارم و
‫هر کاری ازم بربیاد انجام میدم

588
00:44:08,586 --> 00:44:14,175
‫پس امیدوارم تو هم وقتی در جریان قرار گرفتی،
بهش باور پیدا کنی

589
00:44:16,177 --> 00:44:17,262
‫بریم

590
00:44:21,983 --> 00:44:26,099
‫یه لحظه به سرت زد که از نقش
‫دانشمند دیوانه بیای بیرون؟

591
00:44:26,357 --> 00:44:29,481
‫با دهمین مرد ثروتمند دنیا صحبت کردم و

592
00:44:29,482 --> 00:44:33,652
‫گفت بهم یه میلیارد دلار میده
‫اگه وقتی اسب تک‌شاخم رو خلق کردم،

593
00:44:33,653 --> 00:44:35,238
‫بذارم بره شکارش کنه

594
00:44:36,489 --> 00:44:37,991
‫میلیاردرهای کیری

595
00:44:38,950 --> 00:44:40,785
‫همه چی رو خراب می‌کنن!

596
00:44:52,922 --> 00:44:54,047
‫سلام

597
00:44:54,048 --> 00:44:55,632
‫ژاکتت رو بردی؟

598
00:44:55,633 --> 00:44:56,759
‫بابا مجبورم کرد

599
00:44:57,635 --> 00:44:58,761
‫چطور بود؟

600
00:44:59,429 --> 00:45:02,055
‫من تنها کسی بودم که
‫اصلاً ژاکت همراهش بود

601
00:45:02,056 --> 00:45:03,140
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

602
00:45:03,141 --> 00:45:04,224
‫- ببخشیـ…
‫- هی

603
00:45:04,225 --> 00:45:05,351
‫- هی
‫- آنتونی!

604
00:45:07,270 --> 00:45:08,646
‫باهاش حرف می‌زنم

605
00:45:12,637 --> 00:45:15,472
‫بعد از شام،
‫یه کمکی ازت می‌خوام

606
00:45:15,481 --> 00:45:18,191
‫باید برم انفرادیِ قضاییه

607
00:45:18,193 --> 00:45:21,113
‫پرستاری که به امرسون سوزن زد اونجاست و
‫باید باهاش حرف بزنم

608
00:45:21,951 --> 00:45:23,661
‫می‌خوام تو هم بعنوان شاهد حاضر باشی

609
00:45:26,664 --> 00:45:28,249
‫- باشه
‫- خیلی‌خب

610
00:45:34,005 --> 00:45:36,131
‫درضن، ممنون که راضیش کردی
‫ژاکتش رو ببره

611
00:45:36,132 --> 00:45:37,133
‫خواهش می‌کنم

612
00:45:40,428 --> 00:45:42,638
‫از دانی به مرکز

613
00:45:42,640 --> 00:45:44,142
‫بگو، دانی

614
00:45:44,701 --> 00:45:46,911
‫داریم میریم محموله رو تحویل بدیم

615
00:45:46,950 --> 00:45:48,326
‫دریافت شد

616
00:46:54,878 --> 00:46:57,254
‫آره. دوباره دانی صحبت می‌کنه

617
00:46:57,255 --> 00:46:59,631
‫تحویل محموله یه مشکلی پیدا کرده

618
00:46:59,632 --> 00:47:01,466
‫مشکل چیـه، دانی؟

619
00:47:01,467 --> 00:47:03,845
‫الان دوتا سگ بزرگ رو دیدم ‫که
رفتن توی آپارتمان

620
00:47:04,512 --> 00:47:06,638
‫سگ خیلی بزرگ

621
00:47:06,639 --> 00:47:08,771
‫- یعنی چی؟
‫- سگ

622
00:47:08,773 --> 00:47:10,767
‫سگ رو به لات‌ولوت‌های قوه‌ی قضاییه نمیگن؟

623
00:47:10,768 --> 00:47:12,811
‫- چی؟
‫- منظورش سیمزه؟

624
00:47:12,812 --> 00:47:15,523
‫- زنش؟
‫- چی؟ نه، نه، نه

625
00:47:20,987 --> 00:47:22,571
‫نمی‌تونیم…

626
00:47:22,572 --> 00:47:24,657
‫مطمئنی فرصت دیگه‌ای گیرت میاد؟

627
00:47:35,960 --> 00:47:36,961
‫فقط…

628
00:47:38,338 --> 00:47:39,380
‫انجامش بدید

629
00:47:41,633 --> 00:47:42,758
‫دریافت شد، دانی

630
00:47:42,759 --> 00:47:44,260
‫محموله رو تحویل بدید

631
00:47:54,312 --> 00:47:55,313
‫این چیـه؟

632
00:47:56,064 --> 00:47:59,901
‫رئیس گفته طبقه به طبقه
‫همه‌ی پمپ‌ها رو سرویس کنیم

633
00:48:03,404 --> 00:48:06,448
‫- شیش نفر لازم داره؟
‫- توی طبقات دیگه نه

634
00:48:06,449 --> 00:48:09,285
‫اما برای قوه‌ی قضاییه بهمون گفتن
‫یه‌شبه تمومش کنیم

635
00:48:42,151 --> 00:48:43,152
‫هی

636
00:49:09,095 --> 00:49:10,221
‫هی

637
00:49:10,889 --> 00:49:12,432
‫دانی، چیـه؟

638
00:49:12,932 --> 00:49:14,726
‫دانی کدوم خریـه؟

639
00:49:18,104 --> 00:49:19,189
‫شما؟

640
00:49:20,899 --> 00:49:22,108
‫معاون کلسو صحبت می‌کنه

641
00:49:23,067 --> 00:49:25,403
‫- توی طبقه‌ی ۱۷ هستم
‫- پاتریکـه

642
00:49:27,739 --> 00:49:32,367
‫کلسو، معاون… کرین صحبت می‌کنه.
‫لطفاً ادامه بده.

643
00:49:32,368 --> 00:49:33,785
‫معا… معاون کرین، باشه، حلـه

644
00:49:33,786 --> 00:49:38,124
‫اینجا یکم به مشکل خوردیم،
‫ولی بچه‌ها حالشون خوبـه

645
00:49:41,502 --> 00:49:44,838
‫دانی؟ دانی، صدام رو داری؟
‫مرکز صحبت می‌کنه

646
00:49:44,839 --> 00:49:48,927
‫تحویل دیگه ضرورتی نداره.
‫لطفاً به پایگاه برگردید.

647
00:49:49,510 --> 00:49:50,511
‫لعنتی!

648
00:49:51,179 --> 00:49:53,472
‫- دانی کیـه؟
‫- کلسو، میشه تو قطع کنی؟

649
00:49:53,473 --> 00:49:55,474
‫لطفاً خفه شو. دانی، شنیدی؟

650
00:49:55,475 --> 00:49:58,685
‫می‌شنوی؟
‫تحویل محموله دیگه ضروری نیست

651
00:49:58,686 --> 00:50:00,979
‫نکن! نکنید!

652
00:50:00,980 --> 00:50:02,690
‫لطفاً به پایگاه برگردید

653
00:50:04,275 --> 00:50:07,737
‫- نکن! نکن!
‫- نکن! نکن!

654
00:50:09,364 --> 00:50:10,365
‫- نکن!
‫- نکن!

655
00:50:13,660 --> 00:50:14,785
‫دانی صحبت می‌کنه

656
00:50:14,786 --> 00:50:18,498
‫- بله. بگو، دانی
‫- لغو شد. به پایگاه برمی‌گردیم

657
00:50:26,589 --> 00:50:27,590
‫بله

658
00:50:28,539 --> 00:50:32,125
‫مارتا، نوشیدنی داری؟

659
00:50:32,517 --> 00:50:34,352
‫الان بطری خوب‌ها رو میارم

660
00:50:40,520 --> 00:50:43,814
‫کلسو. کلسو، کرین صحبت می‌کنه

661
00:50:43,815 --> 00:50:45,191
‫صدام رو می‌شنوی؟

662
00:50:54,784 --> 00:50:57,411
‫میشه لطفاً بگید جریان چیـه؟

663
00:50:57,412 --> 00:50:59,580
‫لطفاً. چه بلایی قراره سرم بیاد؟

664
00:50:59,581 --> 00:51:02,249
‫ایمی، تو خفه‌خون بگیر. خب؟

665
00:51:02,250 --> 00:51:04,042
‫کامیل، اینجا چیکار می‌کنیم؟

666
00:51:04,043 --> 00:51:05,295
‫اینجا چیکار می‌کنیم؟

667
00:51:08,673 --> 00:51:12,927
‫می‌خواستم جایی باشیم ‫که
دیده یا شنیده نشیم

668
00:51:13,678 --> 00:51:15,013
‫چون باید حرف بزنیم

669
00:51:17,015 --> 00:51:18,433
‫- باشه
‫- خیلی‌خب

670
00:51:19,350 --> 00:51:23,562
‫رابرت، ازت خواستم دست برداری،

671
00:51:23,563 --> 00:51:24,772
ولی گوشت بدهکار نبود

672
00:51:25,273 --> 00:51:27,149
‫واقعاً نمی‌دونم منظورت چیـه

673
00:51:27,150 --> 00:51:29,736
‫تو از پسرمون سوءاستفاده کردی!

674
00:51:30,880 --> 00:51:33,841
‫ژاکتی که آنتونی باهاش اومد خونه…

675
00:51:34,443 --> 00:51:35,570
‫مال خودش نیست

676
00:51:40,997 --> 00:51:42,373
‫آره

677
00:51:49,797 --> 00:51:54,009
‫اگه جلوی ریختن داروی فراموشی
‫توی آب رو می‌گرفتی…

678
00:51:54,010 --> 00:51:55,260
‫چیکار داری می‌کنی؟

679
00:51:55,261 --> 00:51:57,846
‫- فقط می‌خوام دارو رو نریزی
‫- داری چیکار می‌کنی، راب؟

680
00:51:57,847 --> 00:52:01,266
‫- بگو. بگو هدفت چیـه
‫- دست بردار. بس کن

681
00:52:01,267 --> 00:52:03,289
‫- اون دارو می‌تونه…
‫- بگو چی توی سرتـه!

682
00:52:04,687 --> 00:52:07,774
‫میشه بریم یه جای دیگه که
‫این نباشه صحبت کنیم؟

683
00:52:08,292 --> 00:52:10,602
‫ایمی؟ کون لق ایمی

684
00:52:11,277 --> 00:52:13,654
‫- نه، نه! خواهش می‌کنم!
‫- نه، نه!

685
00:52:13,655 --> 00:52:16,156
‫- نه. لطفاً این کارو… خواهش می‌کنم!
‫- راستش رو بگو. راستش رو بگو

686
00:52:16,157 --> 00:52:17,158
‫خواهش می‌کنم

687
00:52:19,774 --> 00:52:21,845
‫نه که خودت از این کارها نکردی

688
00:52:24,791 --> 00:52:26,334
‫بدترش رو کردم

689
00:52:28,211 --> 00:52:29,420
‫آره

690
00:52:30,713 --> 00:52:33,591
‫چه حق با تو باشه… چه با من…

691
00:52:36,639 --> 00:52:39,350
‫چه پسرمون من رو یادش بمونه، چه نه…

692
00:52:42,600 --> 00:52:49,357
‫حقشـه از بین پدر و مادرش،
‫دستِ‌کم یکی‌شون کسی رو نکُشته باشه

693
00:53:09,380 --> 00:53:10,684
‫اون چیـه دیگه؟

694
00:53:12,108 --> 00:53:13,629
‫دنیل می‌دونه

695
00:53:28,938 --> 00:53:29,939
مته‌ست

696
00:53:31,608 --> 00:53:34,819
‫یه مته‌ی خیلی بزرگ

697
00:53:34,821 --> 00:53:45,821
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz

698
00:53:45,825 --> 00:53:53,825
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

