1
00:00:04,707 --> 00:00:11,707
ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور
2
00:00:16,054 --> 00:00:19,916
‫[ جمهوری چک، اُستراوا ]

3
00:00:23,583 --> 00:00:24,665
‫تو کی هستی؟

4
00:00:24,666 --> 00:00:26,958
‫من... نمی‌فهمم.
‫مکس گفت تو مُردی

5
00:00:32,625 --> 00:00:33,624
‫هی!

6
00:00:33,625 --> 00:00:35,999
‫کدوم خری هستی؟

7
00:00:36,000 --> 00:00:38,207
‫من اوون هندریکس هستم.
‫تو سی‌آی‌اِس یه وکیلم

8
00:00:38,208 --> 00:00:41,790
‫مامانت مخبر
‫سازمان ماست... بود

9
00:00:41,791 --> 00:00:44,124
‫یعنی باید دست‌هام رو باز کنی

10
00:00:44,125 --> 00:00:46,332
‫نه

11
00:00:46,333 --> 00:00:49,290
‫- یعنی باید بُکُشمت
‫- نه. نه، نه، نه. احمق نباش

12
00:00:49,291 --> 00:00:50,790
‫اگه به دوست‌های مافیای روسیت

13
00:00:50,791 --> 00:00:52,457
‫و سازمان اطلاعات روسیه
‫بگیم که مامانت جاسوس بوده،

14
00:00:52,458 --> 00:00:55,082
‫فکر می‌کنن تو هم کمکش می‌دادی،
‫و تو رو می‌کُشن

15
00:00:55,083 --> 00:00:57,665
‫اوه، پس باید یه قبر
‫خیلی عمیق برات بکنم،

16
00:00:57,666 --> 00:01:00,249
‫چون تو تنها کسی هستی
‫که می‌دونی من واقعاً کی هستم

17
00:01:00,250 --> 00:01:01,457
‫در واقع، اندرسون،

18
00:01:01,458 --> 00:01:04,673
‫مدیر عملیات از نزدیک با دفتر مشاور حقوقی
‫توی بیش‌تر عملیات‌ها همکاری می‌کنه

19
00:01:03,087 --> 00:01:05,811
‫{\an8}[ ویرجینیا، الکساندریا ]

20
00:01:04,788 --> 00:01:06,509
‫من شخصاً مـ...

21
00:01:06,510 --> 00:01:08,583
‫[ هانا، دوست‌دختر سابق اوون ]

22
00:01:08,666 --> 00:01:10,000
‫[ ‏۹۰ دقیقه پیش ]

23
00:01:10,083 --> 00:01:11,041
‫لعنتی

24
00:01:14,416 --> 00:01:16,374
‫- اِمیلیا سالازار هستم
‫- سلام

25
00:01:16,375 --> 00:01:17,791
‫من هانا کوپلند هستم

26
00:01:18,375 --> 00:01:20,707
‫تو... دیروز درمورد اوون
‫مخفیانه یه پیام برام فرستادی

27
00:01:20,708 --> 00:01:23,915
‫- اون رو دزدیدن!
‫- نمی‌دونم فکر می‌کنی چه کاری از دست من برمیاد

28
00:01:23,916 --> 00:01:25,915
‫آژیر خطر رو به صدا دربیار

29
00:01:26,916 --> 00:01:30,458
‫یا به رئیست میگم که اطلاعات محرمانه رو
‫بهم دادی و گفتی توی پراگ بوده

30
00:01:31,125 --> 00:01:32,000
‫بذار...

31
00:01:33,041 --> 00:01:33,916
‫یه تماسی بگیرم

32
00:01:37,750 --> 00:01:39,457
‫یه‌کم اوضاعم خرابه، اندرسون

33
00:01:40,541 --> 00:01:44,415
‫مطمئنم که کشتن مادرت
‫یه سری احساسات رو برانگیخته،

34
00:01:44,416 --> 00:01:46,540
‫اما نمی‌تونی همینطوری
‫من رو بکشی

35
00:01:46,541 --> 00:01:48,165
‫من کارمند سی‌آی‌اِی‌ام

36
00:01:48,166 --> 00:01:51,290
‫لحظه‌ای که وارد سازمان شدم،
‫شیش تا تراشه‌ی میکروسکوپی کردن توی باسنم

37
00:01:51,291 --> 00:01:54,125
‫ببین. یه گروه عملیات ویژه
‫توی راهه تا من رو نجات بده

38
00:01:54,708 --> 00:01:57,916
‫اگه می‌خواستن نجاتت بدن،
‫تا الان رسیده بودن

39
00:02:10,750 --> 00:02:14,040
‫جی‌پی‌اِسِ توی ساعتی که مکس به اوون داد
‫نشون میده که اون داخله

40
00:02:20,125 --> 00:02:21,125
‫رِدکون ۱

41
00:02:22,875 --> 00:02:24,208
‫حرکت کنید، حرکت کنید

42
00:02:40,458 --> 00:02:42,957
‫چهار تا ماشین. اگه بگیم
‫توی هر ماشین دوتا آدم هست

43
00:02:42,958 --> 00:02:45,165
‫یعنی حداقل ۸ نفرن

44
00:02:45,166 --> 00:02:46,957
‫تا جایی که ممکنه مخفی بمونید

45
00:02:46,958 --> 00:02:48,707
‫اگه شما اول به هندریکس رسیدید،
‫اون رو ایزوله کنید

46
00:02:48,708 --> 00:02:50,583
‫تا خودم نیومدم
‫هیچکس نباید باهاش حرف بزنه

47
00:02:53,333 --> 00:02:54,208
‫هی

48
00:02:54,875 --> 00:02:58,833
‫مکس گفت اون وکیله یه مشکله،
‫پس شاید نیاز باشه مشکل رو جمع‌وجور کنیم

49
00:03:18,625 --> 00:03:20,040
‫می‌دونی، من...

50
00:03:20,041 --> 00:03:22,541
‫حس می‌کنم... سرم گیج میره

51
00:03:23,041 --> 00:03:25,416
‫به زودی می‌تونی دراز بکشی

52
00:03:26,833 --> 00:03:27,665
‫در واقع...

53
00:03:27,666 --> 00:03:29,249
‫...الان بهترم

54
00:04:32,250 --> 00:04:34,916
‫خدایا، پاهای قوی‌ای داری

55
00:04:45,708 --> 00:04:46,749
‫ولش کن

56
00:04:51,171 --> 00:04:52,219
‫من...

57
00:04:53,666 --> 00:04:54,790
‫مکس کجاست؟

58
00:04:54,791 --> 00:04:57,000
‫مُرده... داخله

59
00:04:57,791 --> 00:04:59,125
‫اون دخترشه

60
00:05:00,833 --> 00:05:01,791
‫دخترشه؟

61
00:05:03,666 --> 00:05:06,250
‫دشمن‌ها رو از بین بردیم.
‫بچه‌های خودمون سالمن

62
00:05:06,916 --> 00:05:08,040
‫بکشیمش یا نه؟

63
00:05:08,041 --> 00:05:09,249
‫نه

64
00:05:09,250 --> 00:05:10,291
‫فعلاً نه

65
00:05:29,208 --> 00:05:31,166
‫آره، یه‌کم کمک لازم دارم

66
00:05:35,375 --> 00:05:36,458
‫شاید هم به بیمارستان

67
00:05:39,875 --> 00:05:41,290
‫چی... چیکار می‌کنی؟

68
00:05:42,500 --> 00:05:44,375
‫فکر می‌کنم ببینم
‫زنده پیدات کردم یا نه

69
00:05:44,958 --> 00:05:46,499
‫بذار کمکت کنم.
‫قطعاً زنده پیدام کردی

70
00:05:46,500 --> 00:05:48,874
‫و به‌خاطر نجات دادن من
‫بهت یه مدال میدن

71
00:05:48,875 --> 00:05:52,082
‫درسته، و همه‌ی اون رازهایی
‫که مکس درمورد من بهت گفته رو

72
00:05:52,083 --> 00:05:53,749
‫به‌خاطر اینکه مهربونی
‫به کسی نمیگی؟

73
00:05:53,750 --> 00:05:55,832
‫من به دارایی‌های پنهانت
‫اهمیتی نمیدم

74
00:05:55,833 --> 00:05:59,832
‫پولی که می‌دزدی، من...
‫تو هم چیزهای زیادی درمورد من می‌دونی

75
00:05:59,833 --> 00:06:02,499
‫این رو یه نابودی متقابل تضمین‌شده
‫در نظر بگیر، باشه؟

76
00:06:02,500 --> 00:06:05,149
‫من تو رو لو بدم، تو ماجراهای مربوط
‫به من و مکس رو لو میدی

77
00:06:05,150 --> 00:06:06,668
‫و پروانه‌ام رو «اطبال» می‌کنن

78
00:06:06,916 --> 00:06:08,207
‫«ابلاط»

79
00:06:08,208 --> 00:06:09,416
‫ابطال

80
00:06:12,333 --> 00:06:15,165
‫خب، با اینکه باحال به نظر می‌رسه،
‫ولی به نظرم راه امن‌تر

81
00:06:15,166 --> 00:06:18,541
‫اینه که... چند دقیقه صبر کنم
‫و بذارم به‌خاطر خون‌ریزی بمیری

82
00:06:19,708 --> 00:06:20,666
‫احمقانه‌ست

83
00:06:22,416 --> 00:06:23,666
‫مکس رو از دست دادی

84
00:06:25,333 --> 00:06:27,790
‫تنها راه رستگاریت
‫اینه که من رو نجات بدی

85
00:06:33,458 --> 00:06:34,624
‫اینجا!

86
00:06:38,083 --> 00:06:39,833
‫پس همون نابودی متقابل تضمین‌شده

87
00:06:40,416 --> 00:06:44,040
‫هی! هندریکس اینجاست.
‫یه تیم پزشکی نیاز داریم

88
00:06:46,958 --> 00:06:48,125
‫سلام، رفیق

89
00:06:50,958 --> 00:06:55,458
‫« تـازه سـربـاز »

90
00:06:56,875 --> 00:06:58,000
‫[ روسیه، جزیره‌ی ساخالین ]

91
00:06:58,000 --> 00:07:01,416
‫خیلی فکر می‌کنی.
‫ازت خوشش میاد

92
00:07:02,291 --> 00:07:04,415
‫گفتنش برای تو آسونه.
‫هم‌سن من که بودی متاهل بودی

93
00:07:04,416 --> 00:07:05,582
‫الان روزگار عوض شده

94
00:07:05,583 --> 00:07:07,040
‫مزخرفه

95
00:07:07,041 --> 00:07:09,540
‫شوهر من از تو هم
‫خجالتی‌تر بود

96
00:07:09,541 --> 00:07:13,500
‫اصلاً نمی‌دونست همون لحظه‌ای
‫که دیدمش عاشقش شدم

97
00:07:14,500 --> 00:07:18,040
‫هر شب به این فکر می‌کردم
‫که چه مشکلی دارم

98
00:07:18,041 --> 00:07:20,124
‫که اون بهم پیشنهاد نمیده

99
00:07:20,125 --> 00:07:23,082
‫مظورم اینه که «چین سان» هم
‫ممکنه همچین فکری بکنه

100
00:07:23,083 --> 00:07:25,583
‫پس بهش پیشنهاد بده

101
00:07:26,750 --> 00:07:30,624
‫- یا خودم میرم بهش میگم
‫- نمیگی

102
00:07:30,625 --> 00:07:33,333
‫میگم!

103
00:07:37,791 --> 00:07:38,708
‫چی شده؟

104
00:07:47,833 --> 00:07:49,916
‫شاید تصادف کرده؟

105
00:07:51,708 --> 00:07:52,625
‫برو عقب

106
00:07:54,791 --> 00:07:56,332
‫برو عقب! برو!

107
00:07:57,708 --> 00:07:59,791
‫سریع‌تر! گاز بده!

108
00:08:01,916 --> 00:08:03,291
‫دوری! دوری!

109
00:08:03,791 --> 00:08:05,625
‫دوری! ترکم نکن! دوری!

110
00:08:09,458 --> 00:08:10,458
‫دوری!

111
00:08:11,166 --> 00:08:12,500
‫دوری!

112
00:08:13,041 --> 00:08:14,915
‫دوری! دوری!

113
00:08:27,375 --> 00:08:28,499
‫نه

114
00:08:28,500 --> 00:08:29,540
‫لطفاً

115
00:08:29,541 --> 00:08:31,291
‫خواهش می‌کنم

116
00:08:37,916 --> 00:08:42,707
‫من... من برای یه سازمان غیردولتی کره‌ی جنوبی
‫کار می‌کنم و برای هموطن‌هامون غذا می‌برم

117
00:08:42,708 --> 00:08:44,540
‫ولم کنید!

118
00:08:44,541 --> 00:08:45,874
‫نه!

119
00:08:59,208 --> 00:09:01,332
‫وای، نه! نه!

120
00:09:03,797 --> 00:09:08,125
‫[ آلمان، پایگاه هوایی رامشتاین ]

121
00:09:25,833 --> 00:09:28,250
‫هی. آروم باش. در امانی

122
00:09:31,277 --> 00:09:32,637
‫ببینم...

123
00:09:33,458 --> 00:09:34,583
‫هوم؟

124
00:09:36,583 --> 00:09:37,666
‫در امان بودن رو توصف کن ببینم

125
00:09:54,083 --> 00:09:55,540
‫هواش رو داریم

126
00:09:55,541 --> 00:09:57,249
‫نه، خودم هواش رو دارم

127
00:09:57,250 --> 00:10:00,790
‫تو برو دیوونه‌ی روسی رو بنداز توی تاریکی
‫تا تصمیمی براش بگیریم

128
00:10:00,791 --> 00:10:03,415
‫و تر و تمیزش کن.
‫انگار فیلم ترسناکه

129
00:10:05,875 --> 00:10:07,165
‫چقدر خسارت دیدیم؟
‫اوضاع چقدر خرابه؟

130
00:10:07,166 --> 00:10:10,499
‫خب، مخبر مُرده،
‫به نصفی از اروپا شلیک کردیم،

131
00:10:10,500 --> 00:10:13,832
‫و... یه وکیل رو
‫از گودال مرگ نجات دادیم

132
00:10:13,833 --> 00:10:15,374
‫به نظر من اوضاع
‫از حد مطلوب بدتره

133
00:10:15,375 --> 00:10:18,332
‫باشه، نیچکا رو استخدام کنید.
‫اون رو به ‌جای مامانش بکنید مخبر

134
00:10:18,333 --> 00:10:19,499
‫فکر بدی نیست

135
00:10:19,500 --> 00:10:20,541
‫ممکنه مفید باشه

136
00:10:21,916 --> 00:10:22,958
‫من یکی رو کشتم

137
00:10:23,958 --> 00:10:26,416
‫رفیق، من یه کشیش نیستم.
‫نیاز نیست پیش من اعتراف بکنی

138
00:10:27,666 --> 00:10:30,665
‫اگه دنبال بخشش هستی،
‫کار اشتباهی رو انتخاب کردی

139
00:10:30,666 --> 00:10:32,124
‫- اومم
‫- فهمیدی؟

140
00:10:32,125 --> 00:10:33,041
‫آره

141
00:10:33,916 --> 00:10:37,333
‫و فقط برای اینکه واضح گفته باشم،
‫پیش کشیش هم اعتراف نکن

142
00:10:37,958 --> 00:10:40,500
‫برای آدم کشتن،
‫توی بخش اشتباهی هستی

143
00:10:43,208 --> 00:10:44,083
‫اون...

144
00:10:45,000 --> 00:10:45,957
‫هاناست؟

145
00:10:45,958 --> 00:10:47,915
‫آره، دختره جونت رو
‫نجات داد، پسر

146
00:10:47,916 --> 00:10:48,999
‫اون به اِمیلیا زنگ زد

147
00:10:49,000 --> 00:10:51,457
‫و کل عملیات نجات رو راه انداخت

148
00:10:51,458 --> 00:10:54,416
‫درمورد اتفاق‌هایی که افتاد
‫چیزی بهش نگو. هیچی نگو

149
00:10:54,916 --> 00:10:55,875
‫به‌خاطر خودش میگم

150
00:10:58,375 --> 00:10:59,291
‫حالت خوبه؟

151
00:10:59,791 --> 00:11:01,957
‫آره، من... خوب میشم.
‫جونم رو نجات دادی

152
00:11:01,958 --> 00:11:03,750
‫آره، قبلاً خیلی تمرین کردم

153
00:11:06,041 --> 00:11:07,666
‫باید استعفا بدی، اوون

154
00:11:08,458 --> 00:11:09,333
‫می‌دونم

155
00:11:10,083 --> 00:11:13,499
‫می‌دونم. قصد دارم.
‫فقط... پیچیده‌ست

156
00:11:13,500 --> 00:11:14,583
‫پس چی؟

157
00:11:15,416 --> 00:11:18,500
‫بدون فکر کردن می‌خوای
‫توی چندتا دردسر دیگه بیُفتی

158
00:11:20,833 --> 00:11:21,833
‫توی همه‌شون

159
00:11:24,125 --> 00:11:25,333
‫این بار فرق می‌کنه

160
00:11:27,416 --> 00:11:28,375
‫خیلی‌ها مُردن

161
00:11:29,458 --> 00:11:30,915
‫آره

162
00:11:30,916 --> 00:11:32,625
‫و نزدیک بود خودت هم بمیری

163
00:11:33,916 --> 00:11:35,999
‫- باید استعفا بدی
‫- ‏۱۰۰ درصد

164
00:11:36,000 --> 00:11:39,040
‫اما اگه الان استعفا بدم،
‫همه‌چیز رو میندازن گردن من

165
00:11:39,041 --> 00:11:40,000
‫نه

166
00:11:41,500 --> 00:11:42,707
‫اگه الان استعفا ندی،

167
00:11:42,708 --> 00:11:45,499
‫فقط یه راه دیگه پیدا می‌کنی
‫که باز کشیده بشی توی ماجرا، و...

168
00:11:48,125 --> 00:11:49,458
‫دیگه نمی‌تونم اون کار رو بکنم

169
00:11:52,583 --> 00:11:53,750
‫- هانا
‫- نه

170
00:11:56,416 --> 00:11:57,500
‫دارم وسایلم رو از خونه می‌برم

171
00:12:01,083 --> 00:12:02,291
‫وقتی برگردی واشینگتن...

172
00:12:04,375 --> 00:12:05,375
‫دیگه من رو نمی‌بینی

173
00:12:16,625 --> 00:12:20,165
‫نمی‌فهمم. مخبر رو از دست دادی
‫ولی وکیل رو نجات دادی؟

174
00:12:20,166 --> 00:12:23,124
‫بله، قربان. دارم یه گزارش کامل
‫بعد از عملیات می‌نویسم

175
00:12:23,125 --> 00:12:26,207
‫چرا داری حرف می‌زنی؟
‫این عملیات شما بود، و گند زدید

176
00:12:26,208 --> 00:12:28,040
‫قربان، مخبر بهمون دروغ گفت

177
00:12:28,041 --> 00:12:30,499
‫چون مخبرها همین کار رو می‌کنن

178
00:12:30,500 --> 00:12:33,082
‫و فقط یه احمق
‫بهشون اعتماد می‌کنه

179
00:12:33,083 --> 00:12:34,540
‫برو قدمی بزن، گیلبین

180
00:12:34,541 --> 00:12:36,415
‫اوضاعت رو درست کن،

181
00:12:36,416 --> 00:12:38,791
‫چون واحد ضدجاسوسی
‫به زودی میاد سراغت

182
00:12:48,833 --> 00:12:51,416
‫قربان، خبر... خبر خوب هم داریم

183
00:12:52,041 --> 00:12:55,207
‫دخترِ مخبرِ مُرده
‫برای مافیای روسیه کار می‌کرده

184
00:12:55,208 --> 00:12:57,707
‫مثل مکس، اون هم ارتباطاتی
‫توی سازمان اطلاعات روسیه داره

185
00:12:57,708 --> 00:12:59,957
‫- می‌خوای استخدامش کنی؟
‫- خودم که نه

186
00:12:59,958 --> 00:13:02,207
‫فراموشش کن. نه، تو قبلاً
‫روحت رو به من فروختی

187
00:13:02,208 --> 00:13:04,040
‫قراره جای داون رو
‫توی وَرشو بگیری

188
00:13:04,041 --> 00:13:06,583
‫می‌خوام این دختر رو بررسی کنید
‫و هر چی زودتر بفرستیدش توی عملیات

189
00:13:07,875 --> 00:13:08,707
‫چشم، قربان

190
00:13:08,708 --> 00:13:10,249
‫اگه به این مسیر متعهد هستید،

191
00:13:10,250 --> 00:13:12,332
‫من یکی از نیروهام رو
‫برای همکاری با لستر تعیین می‌کنم

192
00:13:12,333 --> 00:13:14,474
‫پس وقتی احضاریه‌ها
‫شروع به اومدن می‌کنن،

193
00:13:14,475 --> 00:13:15,475
‫از نظر قانونی محافظت می‌شیم

194
00:13:19,791 --> 00:13:22,125
‫آم... قربان، من رو بفرستین

195
00:13:22,958 --> 00:13:25,166
‫من از قبل با چندین
‫عنصر کلیدی آشنا هستم

196
00:13:25,666 --> 00:13:26,999
‫عالیه. می‌تونیم شروع کنیم

197
00:13:27,000 --> 00:13:29,791
‫و منتظر نتیجه هستم

198
00:13:30,500 --> 00:13:31,458
‫سریع

199
00:13:37,583 --> 00:13:39,874
‫- خیلی مدیون منی
‫- باشه

200
00:13:39,875 --> 00:13:41,374
‫اما نیمه‌ی پر لیوان رو ببین

201
00:13:41,375 --> 00:13:44,625
‫وقتی مشکلات هندریکس شروع بشن
‫خودمون ۶۵۰۰ کیلومتر ازش فاصله داریم

202
00:14:03,833 --> 00:14:06,290
‫هی، پره!

203
00:14:06,291 --> 00:14:07,374
‫هی!

204
00:14:07,375 --> 00:14:08,333
‫چیکار...

205
00:14:08,958 --> 00:14:10,916
‫نباید با هم حرف بزنیم

206
00:14:11,541 --> 00:14:13,207
‫فقط یه دقیقه وقت داریم
‫یه داستانی بسازیم

207
00:14:13,208 --> 00:14:14,832
‫که ماجرا رو نندازن گردن خودمون

208
00:14:14,833 --> 00:14:16,915
‫باشه، خب،
‫یه دقیقه‌ی کامل نیاز نداریم،

209
00:14:16,916 --> 00:14:17,999
‫می‌گیم تقصیر مکس بوده

210
00:14:18,000 --> 00:14:19,582
‫بگیم تقصیر دختریه که مُرده

211
00:14:19,583 --> 00:14:21,332
‫فکر جدیدی نیست

212
00:14:21,333 --> 00:14:23,458
‫باشه، مَرد مُرده رو هم
‫اضافه می‌کنیم

213
00:14:23,958 --> 00:14:25,333
‫با هم همکاری می‌کردن

214
00:14:33,750 --> 00:14:34,957
‫پس مکس...

215
00:14:34,958 --> 00:14:37,124
‫و زندر توی یه توطئه‌ی
‫جنایتکارانه دست داشتن،

216
00:14:37,125 --> 00:14:38,957
‫و چیزی هم به ما نگفتن

217
00:14:38,958 --> 00:14:42,375
‫و من چطور باید یه نقشه‌ی
‫ماموریت موفقت‌آمیز اجرا می‌کردم

218
00:14:42,958 --> 00:14:46,000
‫وقتی یکی از خودمون
‫فعالانه علیه سازمان توطئه می‌کرده؟

219
00:14:46,750 --> 00:14:47,750
‫داستان خوبیه

220
00:14:50,541 --> 00:14:52,124
‫بازم سعی می‌کنی من رو بکشی؟

221
00:14:52,125 --> 00:14:53,541
‫نمی‌خواستم بکشمت

222
00:14:54,291 --> 00:14:56,582
‫فقط برای مدت کوتاهی
‫سعی نکردم نجاتت بدم

223
00:14:56,583 --> 00:14:57,500
‫اما...

224
00:14:58,250 --> 00:14:59,624
‫- بله؟
‫- اشتباه فکر نکن

225
00:14:59,625 --> 00:15:02,583
‫اگه علیه من حرف بزنی
‫زندگیت خیلی دردناک به پایان می‌رسه

226
00:15:04,416 --> 00:15:05,666
‫آره. باشه. فهمیدم

227
00:15:16,083 --> 00:15:17,874
‫روانیِ عوضی

228
00:15:17,875 --> 00:15:20,208
‫خدایا! آه!

229
00:15:21,041 --> 00:15:23,416
‫صحبت جالبی بود

230
00:15:24,250 --> 00:15:26,790
‫درمورد توطئه‌ی جنایتکارانه
‫حرف می‌زدید

231
00:15:26,791 --> 00:15:29,541
‫- من دیگه برم. ممنون
‫- لختی

232
00:15:32,500 --> 00:15:34,083
‫و من اطلاعاتی
‫برای باج‌گیری دارم

233
00:15:35,250 --> 00:15:37,790
‫یعنی معامله‌ت با اون زن کوچولو

234
00:15:37,791 --> 00:15:39,375
‫الان چه اتفاقی برای من می‌افته؟

235
00:15:40,958 --> 00:15:42,165
‫آم...

236
00:15:42,166 --> 00:15:44,708
‫به ناظر جدیدت بستگی داره

237
00:15:45,416 --> 00:15:48,832
‫اما فکر می‌کنم تو رو
‫تبدیل به یه مخبر بکنن

238
00:15:50,541 --> 00:15:51,374
‫گور بابای اون کار

239
00:15:51,375 --> 00:15:54,332
‫خب،

240
00:15:54,333 --> 00:15:55,541
‫تازه، بهت پول هم میدن

241
00:15:56,250 --> 00:15:57,124
‫چقدر؟

242
00:15:57,125 --> 00:15:59,207
‫بستگی به اطلاعاتی داره
‫که بهشون می‌رسونی

243
00:15:59,208 --> 00:16:01,665
‫یه منشی پرحرف امنیت فدرال روسیه
‫چندصد دلار می‌گیره

244
00:16:01,666 --> 00:16:03,540
‫اسرار هسته‌ای چندتا
‫صفر اضافه می‌کنه

245
00:16:03,541 --> 00:16:06,193
‫اگه اطلاعاتی درمورد
‫ژنرال کوزنتسوف داشته باشی،

246
00:16:06,194 --> 00:16:07,826
‫قطعاً تعجب‌شون رو می‌بینی

247
00:16:09,958 --> 00:16:12,665
‫- نه. توی بقیه‌ی دستشویی‌ها نیست؟
‫- نمی‌بینمش

248
00:16:12,666 --> 00:16:15,207
‫آره، باشه.
‫الان می‌خوام بفروشمت

249
00:16:15,208 --> 00:16:17,416
‫- هی! اینجاست!
‫- دستشویی مردونه!

250
00:16:18,250 --> 00:16:20,374
‫باشه، نیاز نیست فیلمیش کنید

251
00:16:24,375 --> 00:16:25,499
‫دروغ گفتم

252
00:16:25,500 --> 00:16:27,458
‫همیشه باید یه‌کم فیلمیش کرد

253
00:16:28,666 --> 00:16:33,666
‫♪ BILLIE EILISH. - Armani White ♪

254
00:16:42,447 --> 00:16:44,428
‫[ یک هفته بعد ]

255
00:16:48,743 --> 00:16:50,398
‫[ سازمان جاسوسی آمریکا ]

256
00:16:59,291 --> 00:17:00,208
‫قربان

257
00:17:00,708 --> 00:17:02,041
‫یه دقیقه وقت دارید؟

258
00:17:07,833 --> 00:17:09,708
‫می‌خوای بدونی قراره
‫چه اتفاق بیُفته

259
00:17:10,208 --> 00:17:11,624
‫خب... آره

260
00:17:11,625 --> 00:17:13,332
‫توی کوتاه‌مدت، هیچی

261
00:17:13,333 --> 00:17:16,457
‫چون گروه ضدجاسوسی
‫عملیات شکست‌خورده رو بررسی می‌کنه

262
00:17:16,458 --> 00:17:17,624
‫و مثل همه‌ی بررسی‌ها،

263
00:17:17,625 --> 00:17:20,249
‫تا آخر منتظر می‌مونن
‫تا با هدف حرف بزنن، یعنی من

264
00:17:20,250 --> 00:17:21,208
‫دقیقاً

265
00:17:22,625 --> 00:17:23,791
‫قربان، وقت بود بمیرم

266
00:17:24,916 --> 00:17:27,624
‫سه بار، در حال انجام کاری
‫که بهم محول شده بود

267
00:17:27,625 --> 00:17:29,290
‫پس می‌خوای من رو
‫مقصر جلوه بدی؟

268
00:17:29,291 --> 00:17:30,749
‫چی؟ نه، به هیچ وجه

269
00:17:30,750 --> 00:17:33,249
‫- فکر می‌کنی من احمقم، هندریکس؟
‫- نه، قربان

270
00:17:33,250 --> 00:17:35,457
‫از همون اول که اومدی
‫یه مهره‌ی غیرقابل پیش‌بینی بودی

271
00:17:35,458 --> 00:17:39,874
‫و با اینکه از اشتیاق و تواناییت
‫توی انجام کارها قدردانی می‌کنم،

272
00:17:39,875 --> 00:17:41,165
‫باعث میشی استرس داشته باشم

273
00:17:41,166 --> 00:17:43,708
‫انگار همیشه نیاز داری
‫قهرمان داستان باشی

274
00:17:44,541 --> 00:17:45,916
‫اما قهرمان نیستی

275
00:17:47,041 --> 00:17:48,125
‫وکیلی

276
00:17:49,416 --> 00:17:51,040
‫- قربان...
‫- نه، بذار حرف‌هام تموم بشن

277
00:17:51,041 --> 00:17:54,582
‫شاید داری حقیقت رو میگی،
‫و این کابوس‌ها تقصیر تو نبودن

278
00:17:54,583 --> 00:17:55,499
‫اما شاید هم نه

279
00:17:55,500 --> 00:17:59,250
‫و تا وقتی که من و سازمان
‫نفهمیم حقیقت چیه،

280
00:17:59,916 --> 00:18:01,166
‫نیمکت‌نشین میشی

281
00:18:02,208 --> 00:18:03,541
‫از این لحظه به بعد،

282
00:18:04,166 --> 00:18:07,665
‫هر روز میایی و تا آخر وقت
‫تو دفترت میشینی

283
00:18:07,666 --> 00:18:11,999
‫هیچ کاری نمی‌کنی، هیچ زنگی نمی‌زنی،
‫و هیچ ایمیلی نمی‌فرستی

284
00:18:12,000 --> 00:18:15,957
‫بیکار میشینی توی دفترت
‫و خاک می‌خوری

285
00:18:15,958 --> 00:18:18,666
‫تا ما این آشفته‌بازار رو مرتب کنیم

286
00:18:19,833 --> 00:18:20,833
‫واضح گفتم؟

287
00:18:22,541 --> 00:18:23,458
‫بله، قربان

288
00:18:31,708 --> 00:18:34,082
‫اما من واقعاً نمی‌تونم
‫بی‌حرکت بمونم، قربان

289
00:18:34,083 --> 00:18:37,290
‫اگه سرپا باشم، واقعاً
‫باید مشغول انجام کاری باشم

290
00:18:37,291 --> 00:18:38,416
‫مشغول یه کار هستی

291
00:18:39,166 --> 00:18:41,833
‫کارت اینه که توی دفترت بشینی

292
00:18:42,875 --> 00:18:44,333
‫حالا برو و همین کار رو بکن

293
00:18:50,625 --> 00:18:52,374
‫آره، اینجان

294
00:18:52,375 --> 00:18:54,624
‫آها

295
00:18:54,625 --> 00:18:58,125
‫یادداشت‌های صوتی چاپ‌شده.
‫دیگه چی می‌خواستید، قربان؟

296
00:19:24,458 --> 00:19:25,290
‫سلام!

297
00:19:26,833 --> 00:19:28,625
‫سلام، اِمیلیا!

298
00:19:29,750 --> 00:19:30,666
‫اِمیلیا

299
00:19:33,708 --> 00:19:35,333
‫حس می‌کنم داری
‫ازم دوری می‌کنی

300
00:19:35,958 --> 00:19:38,415
‫اوه، درست فکر می‌کنی.
‫همه همین کار رو می‌کنن

301
00:19:38,416 --> 00:19:41,665
‫به‌خاطر تحقیقات ضدجاسوسی،
‫قرنطینه شدی

302
00:19:41,666 --> 00:19:44,040
‫هر کی که باهات در ارتباط بوده،
‫یه هدف جنایی بالقوه‌ست

303
00:19:44,041 --> 00:19:46,415
‫نمی‌دونی تحقیقات
‫چقدر طول می‌کشه؟

304
00:19:46,416 --> 00:19:47,624
‫تا ابد

305
00:19:47,625 --> 00:19:49,916
‫تبرئه کردن تو
‫به نفع هیچکس نیست

306
00:19:52,708 --> 00:19:54,291
‫میشه صادقانه
‫یه سوال ازت بپرسم؟

307
00:19:55,125 --> 00:19:56,207
‫می‌تونی بپرسی

308
00:19:56,208 --> 00:19:57,957
‫اگه عملیات موفقیت‌آمیز می‌بود،

309
00:19:57,958 --> 00:20:00,249
‫اصلاً براشون مهم می‌بود
‫که چه اشتباهاتی رخ داده؟

310
00:20:00,250 --> 00:20:01,416
‫معلومه که نه

311
00:20:02,041 --> 00:20:04,625
‫فقط با موفقیت می‌تونی
‫توی دردسر نیُفتی

312
00:20:07,000 --> 00:20:10,666
‫فکر کنم موفقیت تنها راه خروج
‫از یه اتاق قرنطینه‌شده‌ست

313
00:20:11,166 --> 00:20:12,707
‫آره. اما غیرممکنه

314
00:20:12,708 --> 00:20:15,000
‫چون وقتی قرنطینه شدی
‫نمی‌تونی موفقیتی کسب کنی

315
00:20:16,333 --> 00:20:19,761
‫چی، پس من قراره تا ابد
‫توی این شغل گیر بیُفتم...

316
00:20:19,762 --> 00:20:22,915
‫در حالی که تهدید مقصر شناخته شدن
‫برای یه فاجعه‌ی امنیت ملی

317
00:20:22,916 --> 00:20:24,083
‫روی اسممه؟

318
00:20:25,708 --> 00:20:26,625
‫آره

319
00:20:29,416 --> 00:20:31,000
‫واقعاً اصلاً مفید نبودی

320
00:20:31,583 --> 00:20:32,458
‫شرمنده

321
00:20:35,250 --> 00:20:36,666
‫داشتی می‌رفتی اونور

322
00:20:49,375 --> 00:20:54,375
‫♪ 9 to 5 - Math Club and Masta Ace ♪

323
00:21:59,708 --> 00:22:00,583
‫سلام

324
00:22:01,583 --> 00:22:02,416
‫ممنون

325
00:22:03,000 --> 00:22:05,582
‫ولی در اصل الان
‫هیچ نامه‌ای نباید به من بدی

326
00:22:05,583 --> 00:22:06,833
‫«هیچ کاری به اوون ندید»

327
00:22:10,416 --> 00:22:12,916
‫وای. هی. صبر کن.
‫بمون. این...

328
00:22:13,541 --> 00:22:14,915
‫این رو اصلاً برای من نفرستادن

329
00:22:14,916 --> 00:22:16,458
‫این دفتر ۳۰۹ نیست؟

330
00:22:17,583 --> 00:22:19,041
‫هست، اما من...

331
00:22:19,791 --> 00:22:21,082
‫«بیل بیمس» نیستم

332
00:22:21,083 --> 00:22:23,583
‫مشکل من نیست

333
00:22:48,894 --> 00:22:51,195
‫[ بیل بیمس ]
‫[ دفتر ۳۰۹ ]

334
00:22:53,479 --> 00:22:55,212
‫[ آر کیو سوالو ]

335
00:22:55,213 --> 00:22:58,171
‫[ یه راز که ثابت کنم جدی‌ام ]

336
00:23:12,750 --> 00:23:13,708
‫سلام، رفیق

337
00:23:14,416 --> 00:23:17,625
‫نه. گورت رو گم کن.
‫تو بوسه‌ی مرگی

338
00:23:18,208 --> 00:23:19,790
‫نه، وارد دفترم نشو

339
00:23:19,791 --> 00:23:22,207
‫- باشه. از بیرون باهات حرف می‌زنم
‫- اون...

340
00:23:22,208 --> 00:23:24,041
‫کسی که قبلاً توی دفتر من
‫کار می‌کرده رو می‌شناسی؟

341
00:23:25,708 --> 00:23:28,457
‫بیمس؟ بازنشسته شد. چرا؟
‫نـ... نه، نه، بیخیال

342
00:23:28,458 --> 00:23:31,499
‫- نمی‌خوام بدونم
‫- نامه‌ای براش فرستادن

343
00:23:31,500 --> 00:23:34,040
‫یه پیام رمزی از کره‌ست
‫با یه ترکیب دو حرفی عجیب

344
00:23:34,041 --> 00:23:36,207
‫و یه یادداشت دست‌نویس
‫که خیلی تهدیدآمیز به نظر می‌رسه

345
00:23:36,208 --> 00:23:38,207
‫نمی‌دونی از کجا
‫می‌تونم شماره‌ش رو گیر بیارم؟

346
00:23:38,208 --> 00:23:39,583
‫نمی‌تونی. مُرده

347
00:23:40,166 --> 00:23:41,415
‫فکر کردم گفتی بازنشسته شده

348
00:23:41,416 --> 00:23:42,790
‫آره. بعدش مُرد

349
00:23:42,791 --> 00:23:44,874
‫- به چه دلیل؟
‫- بیماری قلبی

350
00:23:44,875 --> 00:23:46,916
‫پیر بود. از زمان آیزنهاور اینجا بوده
‫(سی و چهارمین رئیس‌جمهور
‫ایالات متحده آمریکا)

351
00:23:47,416 --> 00:23:49,082
‫نامه رو چیکار کنم؟

352
00:23:49,083 --> 00:23:52,124
‫خب، به نظرم توی
‫چنین شرایط حساسی،

353
00:23:52,125 --> 00:23:54,352
‫شاید بخوای اون رو
‫بکنی تو کونت،

354
00:23:54,353 --> 00:23:55,790
‫یا باهاش گلوی خودت رو ببری

355
00:23:55,791 --> 00:23:57,875
‫برام مهم نیست.
‫فقط نزدیک من کاری نکن

356
00:24:01,708 --> 00:24:03,125
‫گم شو

357
00:24:15,500 --> 00:24:16,875
‫ببخشید

358
00:24:28,166 --> 00:24:29,750
‫سلام. من رو یادته؟

359
00:24:32,041 --> 00:24:32,874
‫- شاید
‫- خیلی‌خب

360
00:24:32,875 --> 00:24:34,665
‫خب، یه چیز جدید آوردم
‫تا درموردش تحقیق بکنی

361
00:24:34,666 --> 00:24:36,790
‫می‌دونی، آدم‌های
‫دیگه‌ای هم اینجا هستن

362
00:24:36,791 --> 00:24:40,708
‫آره، می‌دونم. فقط گفتم
‫چون بار قبلی خیلی با هم جور شدیم...

363
00:24:43,250 --> 00:24:44,374
‫چیه؟

364
00:24:44,375 --> 00:24:45,291
‫بگیر

365
00:24:49,333 --> 00:24:52,250
‫این یه ترکیب دو حرفی بی‌معنیه.
‫کد کشور «آر کیو» وجود خارجی نداره

366
00:24:53,333 --> 00:24:54,916
‫هوم. آه

367
00:24:56,000 --> 00:24:58,083
‫خیلی‌خب، میشه در هر صورت
‫وارد سیستمش کنی، لطفاً؟

368
00:24:59,375 --> 00:25:00,207
‫چرا؟

369
00:25:00,208 --> 00:25:02,624
‫چون دقت اولین چیزیه که
‫توی دانشکده‌ی حقوق بهت یاد میدن

370
00:25:02,625 --> 00:25:05,250
‫ولی اینجا اول بهت یاد میدن
‫مواظب خودت باشی

371
00:25:05,833 --> 00:25:07,041
‫دو ثانیه بیش‌تر طول نمی‌کشه

372
00:25:08,375 --> 00:25:10,166
‫بار بعد میرم
‫مزاحم یکی دیگه میشم

373
00:25:13,583 --> 00:25:14,458
‫قبوله

374
00:25:20,829 --> 00:25:22,905
‫[ آر کیو سوالو ]

375
00:25:23,540 --> 00:25:24,275
‫[ هشدار. حساب کاربر قفل شد ]

376
00:25:25,958 --> 00:25:27,874
‫- بخواب روی زمین!
‫- چی... چی شد؟

377
00:25:27,875 --> 00:25:29,874
‫- سریع!
‫- وای. هی، آروم باشید

378
00:25:29,875 --> 00:25:32,207
‫خیلی‌خب. من...

379
00:25:32,208 --> 00:25:34,582
‫مقاومت نکن

380
00:25:37,833 --> 00:25:41,125
‫بهت گفتم... توی دفترت بمون

381
00:25:41,666 --> 00:25:42,541
‫بله، قربان

382
00:25:43,041 --> 00:25:46,207
‫دستور پیچیده‌ای نبود.
‫ریاضی و جبر نبود

383
00:25:46,208 --> 00:25:48,332
‫بله، قربان. اما...
‫یه نامه برام آوردن و...

384
00:25:48,333 --> 00:25:51,082
‫نامه بهت نمیدن.
‫خودم به همه دستور دادم

385
00:25:51,083 --> 00:25:53,832
‫از نظر فنی، اون...
‫مال صاحب قبلی دفتره

386
00:25:53,833 --> 00:25:55,708
‫پس چرا بازش کردی، بی‌شعور؟

387
00:25:57,708 --> 00:25:59,958
‫چون حوصله‌ام سر رفته بود

388
00:26:02,375 --> 00:26:04,333
‫این رو روی سنگ قبرت می‌نویسن

389
00:26:07,916 --> 00:26:08,916
‫آره، حتماً می‌نویسن

390
00:26:11,166 --> 00:26:12,540
‫وارد چه دردسری شدم؟

391
00:26:12,541 --> 00:26:15,249
‫اون ترکیب دو حرفی
‫به کدوم عملیات کره‌ای‌ اشاره داره؟

392
00:26:15,250 --> 00:26:19,790
‫یه عملیات خیلی محرمانه، که وجودش رو
‫پشت یه کد کشور جعلی پنهان کردن

393
00:26:19,791 --> 00:26:23,291
‫تنها چیزی که از مدیر تونستم بفهمم
‫این بود که باید سریع بهش رسیدگی بشه

394
00:26:23,875 --> 00:26:25,415
‫و به هر قیمتی
‫مخفی نگه داشته بشه

395
00:26:25,416 --> 00:26:27,583
‫خب، اون نامه قطعاً برای
‫باج‌گیری و تهدیده

396
00:26:28,083 --> 00:26:29,165
‫شماره‌ای که روش نوشته شده

397
00:26:29,166 --> 00:26:32,250
‫موقعیت جغرافیاییِ
‫هتل پارادوکس توی سئوله

398
00:26:36,791 --> 00:26:39,833
‫پرسنل سازمان وقتی میرن کره
‫توی اون هتل اقامت دارن

399
00:26:47,083 --> 00:26:50,333
‫قربان، اجازه بدید برم اونجا،
‫و تهدید‌کننده رو پیدا کنم

400
00:26:51,375 --> 00:26:53,040
‫مگه مغز خر خوردم
‫که تو رو بفرستم؟

401
00:26:53,041 --> 00:26:54,541
‫چون من با سئول آشنایی دارم

402
00:26:55,583 --> 00:26:57,290
‫بابام دو سال توی کره مستقر بود

403
00:26:57,291 --> 00:26:59,791
‫اما مهم‌تر اینکه من
‫همین‌الانش هم رادیواکتیوم

404
00:27:00,458 --> 00:27:01,790
‫بهتر نیست کسی رو
‫بفرستید به فوکوشیما

405
00:27:01,791 --> 00:27:03,957
‫که تازه از چرنوبیل بیرون اومده؟

406
00:27:03,958 --> 00:27:06,707
‫اگه تونستم موفق بشم،
‫از اتاق قرنطینه خارج میشم

407
00:27:06,708 --> 00:27:08,583
‫اما اگه شکست خوردم،

408
00:27:10,250 --> 00:27:11,500
‫شما مقصر شناخته نمی‌شید

409
00:27:15,958 --> 00:27:18,082
‫شرط‌بندی روی اینکه اوون
‫کِی استعفا میده چقدره؟

410
00:27:18,083 --> 00:27:20,458
‫شیش روز.
‫به ۱۲۰۰ دلار رسیده

411
00:27:21,791 --> 00:27:23,582
‫من برای سه روز ۱۰۰ دلار می‌ذارم

412
00:27:23,583 --> 00:27:24,541
‫اوهوم

413
00:27:25,916 --> 00:27:27,874
‫نایلنده

414
00:27:27,875 --> 00:27:29,208
‫خب، خوبه که به تو
‫زنگ زده، نه به من

415
00:27:31,791 --> 00:27:32,625
‫بله، قربان

416
00:27:35,708 --> 00:27:37,416
‫الان دارم نگاهش می‌کنم

417
00:27:38,791 --> 00:27:41,291
‫نه، نه، نه، نه.
‫لعنتی، گندش بزنن

418
00:27:46,375 --> 00:27:47,333
‫بله، قربان؟

419
00:27:48,166 --> 00:27:49,041
‫وای، نه

420
00:27:49,666 --> 00:27:50,625
‫نه

421
00:27:51,125 --> 00:27:52,332
‫وای، آره

422
00:27:52,333 --> 00:27:53,458
‫آره

423
00:27:54,625 --> 00:27:56,957
‫هندریکس دوباره
‫با آب شیرجه زده

424
00:27:56,958 --> 00:28:00,125
‫توی یه نامه‌ی تهدیدآمیز
‫که خطرناک‌تر از قبلیه

425
00:28:00,916 --> 00:28:02,999
‫یه سرپرست بالغ نیاز داره

426
00:28:03,000 --> 00:28:03,916
‫پس...

427
00:28:04,750 --> 00:28:06,458
‫تو رو همراهش به کره می‌فرستم

428
00:28:07,416 --> 00:28:09,915
‫قربان، کاش می‌تونستم برم،

429
00:28:09,916 --> 00:28:12,290
‫اما گربه‌ام خیلی مریضه

430
00:28:13,916 --> 00:28:15,250
‫تو که گربه نداری

431
00:28:17,125 --> 00:28:18,750
‫دارم یکی به سرپرستی می‌گیرم

432
00:28:20,000 --> 00:28:21,207
‫باید بری به کره

433
00:28:21,208 --> 00:28:22,500
‫بله، قربان

434
00:28:24,041 --> 00:28:25,708
‫به پایگاه سئول چی بگیم؟

435
00:28:26,208 --> 00:28:27,249
‫هیچی

436
00:28:27,250 --> 00:28:29,665
‫بگید برای بررسی
‫یه موضوع منابع انسانی رفتید

437
00:28:29,666 --> 00:28:32,499
‫باعث میشه بتونید
‫توی هر پرونده‌ای سرک بکشید

438
00:28:32,500 --> 00:28:35,749
‫بفهمید کی درمورد
‫«آر کیو سوالو» اطلاعات داره

439
00:28:35,750 --> 00:28:37,832
‫هویت تهدیدکننده رو مشخص کنید

440
00:28:37,833 --> 00:28:40,333
‫البته اگه فرض کنیم که این کار از طرف
‫یکی توی سازمان داره انجام میشه

441
00:28:40,875 --> 00:28:42,457
‫تهدیدکننده به یه عملیات
‫مشترک اشاره می‌کنه،

442
00:28:42,458 --> 00:28:45,457
‫پس ممکنه یکی باشه که عضو
‫سازمان اطلاعات کره‌ی جنوبیه

443
00:28:45,458 --> 00:28:48,457
‫نمی‌خوام این حرف رو بزنم،
‫اما درست میگه

444
00:28:48,458 --> 00:28:51,875
‫تا وقتی که اطلاعات بیش‌تری
‫ندارید، خیلی محتاط باشید

445
00:28:53,291 --> 00:28:54,583
‫همه مظنون هستن

446
00:28:55,541 --> 00:28:56,416
‫بله، قربان

447
00:28:57,333 --> 00:29:00,000
‫ممنون که بهم باور دارید

448
00:29:05,583 --> 00:29:07,040
‫- گوش کن، من...
‫- خفه شو

449
00:29:07,041 --> 00:29:09,332
‫به نظرم این ماموریت
‫می‌تونه خیلی برامون مفید باشه

450
00:30:09,333 --> 00:30:10,541
‫[ ناشناس ]

451
00:30:14,083 --> 00:30:14,999
‫سلام؟

452
00:30:15,000 --> 00:30:18,290
‫{\an8}،گفتی پول درمیارم
‫اما فقط هویتم رو تایید کردن

453
00:30:18,291 --> 00:30:19,540
‫{\an8}دارم قطع می‌کنم

454
00:30:19,541 --> 00:30:21,290
‫{\an8}باشه، اما این رو بدون

455
00:30:21,291 --> 00:30:25,207
‫{\an8}،اگه بهم پول ندن
‫منم رازهات رو بهشون میگم

456
00:30:25,208 --> 00:30:28,333
‫- اون کار رو نکن
‫- پس بگو بهم پول بدن

457
00:30:30,458 --> 00:30:34,290
‫دیگه باید برم. مردم «لو»
‫به‌خاطر پراگ از دستم عصبانی‌ان

458
00:30:34,291 --> 00:30:35,207
‫باشه، اما...

459
00:30:35,208 --> 00:30:38,250
‫باید دست‌هام آزاد باشن
‫چون ممکنه بیان سراغم

460
00:32:01,250 --> 00:32:03,125
‫[ نقشه‌ی پرواز - واشینگتن به سئول  ]

461
00:32:21,875 --> 00:32:24,666
‫[ یو جین لی ]

462
00:32:24,750 --> 00:32:26,875
‫[ کِی.رایوت‌گرل ]

463
00:32:39,541 --> 00:32:41,040
‫توی یه برنامه‌ی دوست‌یابی هستی؟

464
00:32:41,041 --> 00:32:42,208
‫این...

465
00:32:43,333 --> 00:32:44,374
‫نگران نباش

466
00:32:44,375 --> 00:32:46,125
‫اوه، قراره نگران باشم،

467
00:32:46,666 --> 00:32:50,290
‫چون تو من رو به سیرک
‫خودکشی خودت کشوندی

468
00:32:50,291 --> 00:32:51,999
‫پس شفافیت کامل می‌خوام

469
00:32:52,000 --> 00:32:54,708
‫چون می‌خوام سالم برگردم

470
00:32:58,750 --> 00:33:01,208
‫وقتی بچه بودم
‫بابام توی سئول مستقر بود

471
00:33:02,500 --> 00:33:06,416
‫یو جین بهترین دوست من بود.
‫اولین بوسه‌م با اون بود

472
00:33:07,416 --> 00:33:10,500
‫وقتی بابام منفجر شد
‫فقط اون هوام رو داشت

473
00:33:11,083 --> 00:33:12,375
‫داستان قشنگیه

474
00:33:13,250 --> 00:33:15,165
‫وقتی توی کره‌ایم،
‫اگه دوباره بهش فکر کنی

475
00:33:15,166 --> 00:33:17,250
‫میندازمت جلوی یه قطار

476
00:33:17,750 --> 00:33:18,666
‫می‌فهمی؟

477
00:33:19,250 --> 00:33:21,166
‫می‌دونی که مشکل
‫کنترل خشم داری، درسته؟

478
00:33:21,708 --> 00:33:22,832
‫من توی همه‌چیز مشکل دارم

479
00:33:22,833 --> 00:33:26,040
‫خیلی‌خب. می‌خوای جزئیات
‫ماموریت رو بهم بگی؟

480
00:33:26,041 --> 00:33:28,457
‫وقتی توی سئول فرود میاییم
‫قصد داریم چیکار کنیم؟

481
00:33:29,916 --> 00:33:32,958
‫خب، اوون، کره متحد ماست

482
00:33:33,583 --> 00:33:35,165
‫باهاشون همکاری می‌کنیم

483
00:33:35,166 --> 00:33:38,290
‫تا مطمئن بشیم که کره‌ی شمالی
‫و چین تحت کنترل هستن

484
00:33:38,291 --> 00:33:40,749
‫ولی با این حال مثل روانی‌ها
‫جاسوسی همدیگه رو می‌کنیم

485
00:33:40,750 --> 00:33:43,416
‫پس بهتره همیشه خوب رفتار کنی

486
00:33:44,833 --> 00:33:45,791
‫مشکلی نیست

487
00:33:48,333 --> 00:33:49,416
‫بیچاره شدیم

488
00:33:53,028 --> 00:33:57,405
‫[ فرودگاه بین‌المللی اینچئون سئول ]

489
00:33:57,500 --> 00:33:59,124
‫به سئول خوش آمدید

490
00:33:59,125 --> 00:34:00,540
‫لطفاً نگران نباشید،

491
00:34:00,541 --> 00:34:03,207
‫اما یک تاخیر کوچک در پیاده شدن
‫از هواپیما خواهیم داشت

492
00:34:03,208 --> 00:34:05,124
‫یک موضوع امنیتی کوچک داریم

493
00:34:05,125 --> 00:34:07,707
‫آم.. دارن میان سراغ خودمون؟

494
00:34:07,708 --> 00:34:11,082
‫آره. هر زمان که برای اخذ مجوز ورود
‫به یه کشور عجله‌ای باشه،

495
00:34:11,083 --> 00:34:12,165
‫باعث میشه نگرانی‌هایی پیش بیاد

496
00:34:12,166 --> 00:34:13,332
‫اوه، گندش بزنن

497
00:34:19,791 --> 00:34:20,750
‫سلام

498
00:34:34,291 --> 00:34:35,749
‫- آقای فربر؟
‫- اوهوم

499
00:34:35,750 --> 00:34:37,957
‫من گریس چو هستم
‫از سازمان اطلاعات کره‌ی جنوبی

500
00:34:37,958 --> 00:34:41,540
‫آه، ممنون که قبل از مسافران درجه‌ی یک
‫ما رو از هواپیما پیاده کردید،

501
00:34:41,541 --> 00:34:43,416
‫اما واقعاً نیازی نبود

502
00:34:45,250 --> 00:34:48,333
‫تصمیمش با منه.
‫لطفاً همراهم بیایید

503
00:34:52,916 --> 00:34:54,624
‫نه. فقط اون

504
00:34:54,625 --> 00:34:56,874
‫دستیارت می‌تونه
‫همین‌جا منتظر بمونه

505
00:34:56,875 --> 00:34:58,416
‫- اوه، من...
‫- آره

506
00:35:00,916 --> 00:35:02,749
‫من دستیارش نیستم

507
00:35:10,750 --> 00:35:12,249
‫نمی‌دونم چه مشکلی پیش اومده

508
00:35:12,250 --> 00:35:15,333
‫ما مراحل قانونی رو طی کردیم،
‫مجوزهای لازم رو گرفتیم

509
00:35:16,458 --> 00:35:18,082
‫فقط می‌خوایم بفهمیم

510
00:35:18,083 --> 00:35:21,207
‫هدف این سفر لحظه‌ی آخری
‫به کره چیه

511
00:35:21,208 --> 00:35:22,207
‫مشکلی نیست

512
00:35:22,208 --> 00:35:26,290
‫خوشحال میشم فعالیت‌های
‫داخلی سی‌آی‌اِی رو فاش کنم

513
00:35:26,291 --> 00:35:29,625
‫به شرطی که تو هم رازهای
‫سازمان اطلاعات کره‌ی جنوبی رو بهم بگی

514
00:35:34,208 --> 00:35:36,415
‫دلیلی نداره مثل
‫یه عوضی رفتار کنی

515
00:35:36,416 --> 00:35:38,415
‫خب، همیشه یه دلیلی هست

516
00:35:38,416 --> 00:35:40,082
‫اما تو پات رو
‫از گلیمت درازتر گذاشتی

517
00:35:40,083 --> 00:35:42,332
‫حالا که جواب سوالم رو ندادی،

518
00:35:42,333 --> 00:35:45,624
‫شاید مجبور بشم از ورود شما
‫به کشور جلوگیری کنم

519
00:35:45,625 --> 00:35:47,624
‫آره، اون اتفاق نمی‌افته

520
00:35:47,625 --> 00:35:50,207
‫مفاد پیمان دفاع متقابل سال ۱۹۵۳

521
00:35:50,208 --> 00:35:52,041
‫به ما حق حضور در اینجا رو میده

522
00:35:52,541 --> 00:35:54,208
‫و تصویر عمومی خیلی بدی داره

523
00:35:57,291 --> 00:35:59,875
‫- پس می‌تونیم دیگه بریم؟
‫- نه

524
00:36:00,791 --> 00:36:01,833
‫بشین

525
00:36:19,291 --> 00:36:20,833
‫اوه. میشه اینجا بشینم؟

526
00:36:21,625 --> 00:36:22,750
‫راحت باش

527
00:36:38,958 --> 00:36:39,875
‫ممنون

528
00:36:48,500 --> 00:36:50,041
‫آره، خیلی طول می‌کشه

529
00:36:50,833 --> 00:36:52,749
‫افسر چو خیلی دقیقه

530
00:36:52,750 --> 00:36:56,832
‫تا وقتی راضی نشه
‫نمی‌ذاره رئیست بیاد بیرون

531
00:36:56,833 --> 00:36:57,958
‫رئیسم نیست

532
00:36:59,541 --> 00:37:01,082
‫اوه... شرمنده

533
00:37:01,083 --> 00:37:03,832
‫چون اون رفته داخل
‫و توی اینجایی، گفتم حتماً...

534
00:37:03,833 --> 00:37:04,750
‫مشکلی نیست

535
00:37:06,208 --> 00:37:07,041
‫پس...

536
00:37:08,916 --> 00:37:09,875
‫کار تو چیه؟

537
00:37:10,458 --> 00:37:11,291
‫اوه

538
00:37:11,875 --> 00:37:13,499
‫- یه منشی‌ام
‫- واقعاً؟

539
00:37:13,500 --> 00:37:14,791
‫- اوهوم
‫- از کارت خوشت میاد؟

540
00:37:16,500 --> 00:37:18,750
‫آره، خوشم میاد

541
00:37:19,750 --> 00:37:22,207
‫از بچگی آدم منظمی بودم

542
00:37:22,208 --> 00:37:23,832
‫همسرم...

543
00:37:23,833 --> 00:37:26,625
‫همسرم بهم میگه... «اِینس»
‫(مقعد)

544
00:37:27,500 --> 00:37:29,249
‫«اِینال». درسته؟

545
00:37:29,250 --> 00:37:31,665
‫یعنی روی جزئیات وسواس داری

546
00:37:31,666 --> 00:37:32,833
‫دقیقاً

547
00:37:38,166 --> 00:37:40,958
‫قبلاً به سئول اومده بودی؟

548
00:37:42,500 --> 00:37:43,583
‫توی پرونده‌ام نوشته نشده؟

549
00:37:44,166 --> 00:37:46,915
‫- ببخشید؟ چی...
‫- نه، نه، نه، مشکلی نیست

550
00:37:46,916 --> 00:37:49,000
‫در واقع از «بازی زیرکانه» خوش میاد

551
00:37:50,333 --> 00:37:51,415
‫«بازی زیرکانه»؟

552
00:37:51,416 --> 00:37:52,666
‫اوه، بیخیال

553
00:37:53,583 --> 00:37:56,040
‫وقتی گفتم «راحت باش»
‫حتی پلک هم نزدی

554
00:37:56,041 --> 00:37:57,999
‫اون یه اصطلاح نسبتاً
‫ناآشنای انگلیسیه

555
00:37:58,000 --> 00:38:01,290
‫یعنی عمداً کلمه‌ی «اِینال» رو
‫گفتی «اِینس»

556
00:38:01,291 --> 00:38:02,499
‫تازه، برات عجیب هم نبود

557
00:38:02,500 --> 00:38:04,707
‫وقتی تیکه‌ای از گوشت
‫آب‌پز رو از روی چوب خوردم،

558
00:38:04,708 --> 00:38:08,208
‫چون می‌دونستی به‌خاطر بچگیم
‫با «سوندی» آشنایی دارم

559
00:38:09,833 --> 00:38:11,832
‫شرمنده که می‌خوام مخالفت کنم،

560
00:38:11,833 --> 00:38:15,374
‫اما... اون اصطلاح رو
‫توی فیلم‌های آمریکایی یاد گرفتم،

561
00:38:15,375 --> 00:38:16,375
‫و با خودم گفتم

562
00:38:16,958 --> 00:38:19,207
‫اگه گرسنه باشی، می‌خوری

563
00:38:19,208 --> 00:38:21,125
‫تلاش خوبی بود،
‫اما موضوع کمربندت هم هست

564
00:38:22,208 --> 00:38:23,415
‫سمت راستش ریش‌ریش شده،

565
00:38:23,416 --> 00:38:25,374
‫چون غلاف اسلحه‌ات رو
‫معمولاً اونجا می‌ذاری

566
00:38:25,375 --> 00:38:28,113
‫که معلومه قبل از اومدنت
‫اون رو درآوردی

567
00:38:28,114 --> 00:38:29,207
‫تا وانمود بکنی یه منشی هستی

568
00:38:29,208 --> 00:38:31,375
‫تا بتونی از طرق دغلکاری
‫ازم بازجویی بکنی

569
00:38:36,250 --> 00:38:37,166
‫خیلی خوب بود

570
00:38:38,500 --> 00:38:40,125
‫می‌دونستم یه دستیار نیستی

571
00:38:41,625 --> 00:38:42,540
‫یا وکیل هم نیستی

572
00:38:42,541 --> 00:38:45,500
‫نه، من... قطعاً یه وکیلم

573
00:38:46,250 --> 00:38:48,875
‫آره، با توجه به سوابق پاسپورتت
‫وکیل خیلی پرمشغله‌ای هستی

574
00:38:50,541 --> 00:38:53,165
‫- یمن. وین
‫- چی می‌تونم بگم؟

575
00:38:53,166 --> 00:38:56,625
‫من حلال مشکلات برای افرادی‌ام
‫که مشکلات جدی دارن

576
00:38:57,875 --> 00:39:01,082
‫و اومدی توی کره
‫چه مشکلی رو درست کنی؟

577
00:39:01,083 --> 00:39:02,458
‫فقط یه شکایت
‫منابع انسانی ساده

578
00:39:03,750 --> 00:39:05,583
‫شکایت خیلی بدیه

579
00:39:07,791 --> 00:39:09,040
‫میشه یه‌کم سوندی دیگه بهم بدی؟

580
00:39:10,166 --> 00:39:11,333
‫راحت باش

581
00:39:21,458 --> 00:39:24,333
‫پسر... اینجا خیلی تغییر کرده

582
00:39:31,750 --> 00:39:33,875
‫می‌دونی دارن تعقیبمون
‫می‌کنن، درسته؟

583
00:39:34,375 --> 00:39:35,624
‫آره

584
00:39:35,625 --> 00:39:38,041
‫سازمان اطلاعات
‫کره‌ی جنوبی خیلی شکاکه

585
00:39:39,375 --> 00:39:41,208
‫داستانمون رو باور نمی‌کنن

586
00:39:42,000 --> 00:39:43,083
‫منم بودم باور نمی‌کردم

587
00:39:44,125 --> 00:39:46,749
‫...انتهای آزاد را زیر
‫حلقه‌ی اول قرار دهید

588
00:39:46,750 --> 00:39:48,457
‫سپس از حلقه سوم عبورش دهید

589
00:39:48,458 --> 00:39:50,290
‫سپس آن را به آرامی بکشید…

590
00:40:07,916 --> 00:40:09,791
‫هی. کلید اتاقت

591
00:40:10,916 --> 00:40:12,916
‫- اتاق‌هامون جدان؟
‫- آره

592
00:40:13,708 --> 00:40:17,261
‫شاید به معنای واقعی کلمه
‫من رو کشونده باشی این‌سر دنیا،

593
00:40:17,262 --> 00:40:18,262
‫اما نیازهایی دارم

594
00:40:18,333 --> 00:40:20,957
‫یعنی وان حموم خودم،

595
00:40:20,958 --> 00:40:23,790
‫روپوش خودم...
‫و کمی تنهایی

596
00:40:23,791 --> 00:40:26,124
‫نباید دنبال تهدیدکننده بگردیم؟

597
00:40:26,125 --> 00:40:28,790
‫- به‌خاطر اون اومدیم توی این هتل
‫- آره، فکر خوبیه

598
00:40:28,791 --> 00:40:31,375
‫چطوره تو شیفت اول نگهبانی بدی
‫و من رو صبح بیدار کنی؟

599
00:40:46,541 --> 00:40:47,458
‫اوه

600
00:41:00,666 --> 00:41:01,500
‫خوبه

601
00:41:05,208 --> 00:41:06,458
‫عاشق تختم

602
00:41:11,857 --> 00:41:14,187
‫[ اوون هندریکس ]

603
00:41:22,731 --> 00:41:25,500
‫[ کلاب سایه، ایته وون.
‫ساعت ۹. تنها بیا ]

604
00:41:30,708 --> 00:41:33,749
‫عصر بخیر، آقای هندریکس.
‫چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

605
00:41:33,750 --> 00:41:34,665
‫سلام. آره

606
00:41:34,666 --> 00:41:37,832
‫وقتی اومدم توی اتاقم
‫یه پاکت‌نامه توش بود

607
00:41:37,833 --> 00:41:39,374
‫نمی‌دونی کی گذاشتش اینجا؟

608
00:41:39,375 --> 00:41:41,625
‫نه، جناب.
‫مشکلی هست؟

609
00:41:43,083 --> 00:41:44,125
‫نه. ممنون

610
00:41:49,361 --> 00:41:53,904
‫[ عامل بدختی ]

611
00:41:57,875 --> 00:42:00,374
‫تماس شما...

612
00:42:12,375 --> 00:42:13,208
‫هی!

613
00:42:13,875 --> 00:42:14,833
‫آهای!

614
00:42:17,583 --> 00:42:21,125
‫می‌دونم دارم دیوار چهارم رو می‌شکنم،
‫ولی فکر کردم شاید گرسنه باشی، برای همین...

615
00:42:22,375 --> 00:42:24,041
‫بیبیمباپ و کیمچی

616
00:42:26,458 --> 00:42:27,625
‫- ممنون
‫- خواهش می‌کنم

617
00:42:28,291 --> 00:42:30,499
‫راستش، ناراحتم که تو رو فرستادن اینجا
‫تا مراقب ما باشی

618
00:42:30,500 --> 00:42:32,720
‫ما جدی فقط توی سئول مشغول
‫انجام کارهای حقوقی خسته‌کننده

619
00:42:32,721 --> 00:42:33,721
‫توی سفارت هستیم، پس...

620
00:42:35,208 --> 00:42:38,499
‫کارمه. و رئیسم خیلی سخت‌گیره

621
00:42:38,500 --> 00:42:41,082
‫امیدوارم به همکارت خیلی
‫سخت نگرفته باشه

622
00:42:41,083 --> 00:42:42,708
‫چیزی نبوده که نتونه
‫از پسش بربیاد

623
00:42:43,916 --> 00:42:45,124
‫اون «مِدو»ئه؟

624
00:42:45,125 --> 00:42:46,333
‫آفرین

625
00:42:47,208 --> 00:42:51,416
‫آره، همسرم یادم داد.
‫خیلی حرفه‌ایه. من فعلاً مبتدی‌ام

626
00:42:52,583 --> 00:42:54,957
‫آره، وقتی بچه بودم یه رفیقی
‫داشتم که بلد بود، پس...

627
00:42:54,958 --> 00:42:58,000
‫ولی در مقایسه با کار تو،
‫اون خیلی مبتدی حساب میشه

628
00:43:00,500 --> 00:43:02,082
‫به هر حال، می‌ذارم به کارت برسی

629
00:43:02,083 --> 00:43:04,290
‫و پرواززدگی داره میاد سراغم

630
00:43:04,291 --> 00:43:05,750
‫پس برم دراز بکشم

631
00:43:06,416 --> 00:43:08,000
‫- شب بخیر
‫- شب بخیر

632
00:43:09,500 --> 00:43:13,083
‫اوه، و... ممنون
‫بابت بیبیمباپ و کیمچی

633
00:43:22,667 --> 00:43:24,000
‫اونجا

634
00:43:26,083 --> 00:43:28,500
‫کارم چند دقیقه طول می‌کشه

635
00:43:39,448 --> 00:43:43,923
‫[ بار ویتنی ]

636
00:43:52,958 --> 00:43:54,291
‫هی، یالا

637
00:43:59,375 --> 00:44:00,625
‫به سلامتی!

638
00:44:03,000 --> 00:44:03,915
‫ایول!

639
00:44:03,916 --> 00:44:05,499
‫یه بار دیگه!

640
00:44:05,500 --> 00:44:07,000
‫- یه بار دیگه!
‫- یه بار دیگه!

641
00:44:07,541 --> 00:44:08,416
‫آه

642
00:44:28,000 --> 00:44:28,916
‫اوون؟

643
00:44:33,375 --> 00:44:35,000
‫سلام

644
00:44:36,875 --> 00:44:38,333
‫حالت چطوره؟

645
00:44:39,083 --> 00:44:40,458
‫تو... خیلی خوشگل شدی

646
00:44:41,333 --> 00:44:44,041
‫شبیه کسی‌ام که یه روز
‫طولانی رو تموم کرده

647
00:44:45,583 --> 00:44:46,750
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

648
00:44:49,500 --> 00:44:50,333
‫آم...

649
00:44:51,875 --> 00:44:53,291
‫خودمم نمی‌دونم

650
00:44:56,333 --> 00:44:57,916
‫اوه

651
00:45:01,916 --> 00:45:07,291
‫خیلی وقته ندیدمت،
‫و حالا می‌بینم بیرون محل کارم ایستادی؟

652
00:45:08,000 --> 00:45:10,040
‫- این...
‫- عجیبه، می‌دونم. خیلی عجیبه

653
00:45:10,041 --> 00:45:12,290
‫اما نه، قول میدم که...

654
00:45:12,291 --> 00:45:14,207
‫کار عجیبِ بدی نیست

655
00:45:14,208 --> 00:45:16,458
‫من... اومدم تو رو ببینم

656
00:45:17,375 --> 00:45:20,165
‫- پس چرا نیومدی داخل؟
‫- چون نمی‌تونم... بمونم

657
00:45:20,166 --> 00:45:22,749
‫باید برای یه مسئله‌ی
‫کاری برم یه جایی

658
00:45:22,750 --> 00:45:24,000
‫آم...

659
00:45:27,916 --> 00:45:30,666
‫ببین، فکر کنم فقط...
‫فقط اومدم بگم...

660
00:45:33,458 --> 00:45:34,458
‫تو جونم رو نجات دادی

661
00:45:36,250 --> 00:45:37,708
‫وقتی بابام مُرد

662
00:45:38,541 --> 00:45:42,416
‫و من فقط یه بچه بودم، نه؟
‫برای درک کردن خیلی کوچیک بودم...

663
00:45:43,416 --> 00:45:45,790
‫و بعدش رفتم،
‫و من... نمی‌دونم

664
00:45:45,791 --> 00:45:48,000
‫الان اومده بودم اینجا
‫و فقط می‌خواستم بگم...

665
00:45:49,291 --> 00:45:50,249
‫ممنون

666
00:45:59,125 --> 00:46:00,041
‫آم...

667
00:46:02,791 --> 00:46:04,333
‫واقعاً خوشگل شدی

668
00:46:11,166 --> 00:46:12,916
‫خیلی‌خب، آروم باش

669
00:46:22,458 --> 00:46:27,458
‫♪ HOLUP! - Bobby ♪

670
00:47:18,916 --> 00:47:19,750
‫هی

671
00:47:20,333 --> 00:47:21,749
‫بهم زنگ زدی. چرا؟

672
00:47:21,750 --> 00:47:24,250
‫توی اتاق هتل یه چیزی
‫برام گذاشته بودن

673
00:47:25,041 --> 00:47:26,207
‫منظورت از «چیزی» چیه؟

674
00:47:26,208 --> 00:47:28,375
‫- صبر کن. کجایی؟
‫- توی یه کلاب شبانه

675
00:47:28,958 --> 00:47:31,415
‫یه یادداشت از طرف دوست مخفی‌مون
‫که می‌خواست یه جلسه ترتیب بده

676
00:47:31,416 --> 00:47:34,499
‫ای احمق. جلسه نیست.
‫یه امتحانه

677
00:47:34,500 --> 00:47:35,958
‫تا واکنشت رو ببینه

678
00:47:36,666 --> 00:47:40,582
‫یه وکیل با احتیاط عمل می‌کنه،
‫مراحل رسمی رو طی می‌کنه،

679
00:47:40,583 --> 00:47:43,874
‫اما تو درست مثل میمون ماجراجوی
‫هیجان‌طلبی که هستی، رفتی توی دل خطر

680
00:47:43,875 --> 00:47:47,124
‫گوش کن، احمق، شاید درست بگی،
‫اما باید باهام بهتر رفتار کنی

681
00:47:47,125 --> 00:47:49,040
‫خیلی‌خب؟
‫این موضوع خیلی فوریه

682
00:47:49,041 --> 00:47:51,540
‫و برعکس تو، وقتی اوضاع خطرناک میشه،
‫من قایم نمیشم

683
00:47:51,541 --> 00:47:53,208
‫کار رو تموم می‌کنم. و من...

684
00:47:56,541 --> 00:47:57,791
‫یکی داره نگاهم می‌کنه

685
00:47:58,791 --> 00:47:59,750
‫یه زنه

686
00:48:01,083 --> 00:48:03,916
‫میرم باهاش حرف بزنم.
‫توی هتل می‌بینمت

687
00:48:04,583 --> 00:48:06,000
‫عالیه. منم مست می‌کنم

688
00:48:27,919 --> 00:48:31,517
‫{\an8}[ عامل بدبختی ]

689
00:48:34,416 --> 00:48:36,249
‫بهتره توی یه تاکسی
‫در حال برگشت به هتل باشی

690
00:48:36,250 --> 00:48:38,957
‫نیروی سازمان اطلاعات
‫کره‌ی جنوبی اینجاست. جنگ کیون

691
00:48:38,958 --> 00:48:41,457
‫واقعاً احمقی

692
00:48:41,458 --> 00:48:44,165
‫اگه تو رو ببینه، سازمان اطلاعات
‫کره‌ی جنوبی می‌فهمه یه خبرایی هست

693
00:48:44,166 --> 00:48:46,665
‫و اگه تهدیدکننده اون رو ببینه،
‫فکر می‌کنه بهش خیانت کردی

694
00:48:46,666 --> 00:48:47,707
‫و رازمون رو فاش می‌کنه

695
00:48:47,708 --> 00:48:49,499
‫سریع از اونجا گم شو بیرون!

696
00:48:55,208 --> 00:48:56,207
‫گندش بزنن

697
00:48:56,208 --> 00:48:57,332
‫ببخشید

698
00:48:57,333 --> 00:48:58,790
‫شرمنده

699
00:49:08,833 --> 00:49:10,958
‫اشکال نداره

700
00:49:14,041 --> 00:49:16,915
‫بی‌حساب شدیم.
‫هی، بی‌حساب شدیم

701
00:49:46,166 --> 00:49:47,082
‫اوه

702
00:50:33,541 --> 00:50:34,665
‫ممنون که کمکم دادی

703
00:50:34,666 --> 00:50:36,125
‫باید بریم

704
00:50:40,375 --> 00:50:41,375
‫بیا بریم! بیا بریم!

705
00:50:48,958 --> 00:50:50,332
‫وای، وای، هی! گندش بزنن!

706
00:50:50,333 --> 00:50:51,499
‫گندش بزنن. شرمنده. من...

707
00:50:51,500 --> 00:50:53,290
‫- سوار ماشین شو
‫- آه! آه

708
00:50:53,291 --> 00:50:54,290
‫لعنتی!

709
00:50:55,208 --> 00:50:56,207
‫لعنتی!

710
00:50:56,208 --> 00:50:57,458
‫خیلی خفن بود!

711
00:50:58,041 --> 00:51:01,916
‫رفیق، خیلی خفنی!
‫چطور پیدام کردی؟ من که...

712
00:51:02,625 --> 00:51:04,291
‫آه!

713
00:51:04,875 --> 00:51:05,708
‫گندش بزنن

714
00:51:13,958 --> 00:51:15,166
‫تو تهدیدکننده‌ای

715
00:51:16,500 --> 00:51:17,583
‫لعنتی

716
00:51:19,641 --> 00:51:26,641
ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

717
00:51:26,665 --> 00:51:33,665
ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

