1
00:00:04,042 --> 00:00:06,042
‫[ ویندهایم، ماساچوست ]

2
00:00:06,066 --> 00:00:13,066
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

3
00:00:14,566 --> 00:00:16,775
‫دلم برای بچه‌ هایی که امشب
‫ترک یا تریت میرن میسوزه.

4
00:00:16,913 --> 00:00:19,053
‫چیزی که جلومو نمیتونست بگیره.

5
00:00:19,191 --> 00:00:21,193
‫امیدوارم مریض ها آروم باشن.

6
00:00:25,887 --> 00:00:27,130
‫اون صدا رو شنیدی؟

7
00:00:32,722 --> 00:00:34,827
‫کاش صورتاتونو میدیدین.

8
00:00:34,965 --> 00:00:38,762
‫این چه جور ماسکیه لعنتی؟
‫دخترم برام درست کرده.

9
00:00:38,900 --> 00:00:43,526
‫شاید بتونیم براش یه اتاق اضافه اینجا بگیریم
‫چون این چیز دیوونه کننده هست.

10
00:00:45,252 --> 00:00:47,426
‫قطعی برق.

11
00:00:51,948 --> 00:00:53,915
‫ژنراتور الان روشن میشه.

12
00:00:54,054 --> 00:00:56,263
‫هر لحظه.

13
00:00:56,849 --> 00:00:58,299
‫نباید تا حالا روشن شده باشه؟

14
00:00:58,437 --> 00:01:00,474
‫بیا پروتکل رو رعایت کنیم.
‫همه مریض ‌ها رو چک کن،

15
00:01:00,612 --> 00:01:02,476
‫پنجره ‌ها و درها رو.
‫امیدوارم اینا شارژ داشته باشن.

16
00:01:02,614 --> 00:01:04,650
‫من اتاق بریکر رو چک میکنم.

17
00:01:05,479 --> 00:01:07,205
‫من به بخش آ میرم.

18
00:01:07,929 --> 00:01:09,241
‫من میرم بخش ب.

19
00:01:10,932 --> 00:01:12,520
‫چه خبره ؟

20
00:01:16,490 --> 00:01:18,319
‫- بخش ب امن هست؟
‫- بخش ب امنه

21
00:01:18,457 --> 00:01:20,390
‫- بخش سی؟
‫- بخش سی امنه.

22
00:01:27,811 --> 00:01:28,916
‫من تو اتاق بریکرم.

23
00:01:29,054 --> 00:01:30,435
‫فقط مونده...

24
00:01:33,334 --> 00:01:37,166
‫وای خدای من. کد ۱۹.
‫هستون فرار کرده. تکرار میکنم،

25
00:01:37,304 --> 00:01:39,375
‫هستون... دوباره بگو؟

26
00:01:39,513 --> 00:01:41,446
‫الان زنگ بزن پلیس.

27
00:01:49,488 --> 00:01:51,732
‫ببینیم چی داریم.

28
00:02:01,500 --> 00:02:02,536
‫رینی، چی خبر؟

29
00:02:02,674 --> 00:02:04,365
‫سلام. تازه رسیدم دفتر. آخ لعنتی.

30
00:02:04,503 --> 00:02:07,057
‫- صبر کن.
‫- خوبی؟

31
00:02:07,196 --> 00:02:09,198
‫فقط صبحم کند شروع شده.

32
00:02:09,336 --> 00:02:12,235
‫دیشب رفتم پارتی هالووین
‫لباس عروس مُرده پوشیده بودم،

33
00:02:12,373 --> 00:02:14,858
‫و باور کنی یا نه،
‫واقعا مسابقه لباس بردم

34
00:02:14,996 --> 00:02:17,482
‫ولی کلی شات تکیلا زدم.

35
00:02:17,999 --> 00:02:20,347
‫- به نظر میاد، آره...
‫- چی، سبک تو نیست؟

36
00:02:20,485 --> 00:02:22,245
‫به هر حال، راستش خوش گذشت،

37
00:02:22,383 --> 00:02:24,247
‫ولی امروز بی حوصله هستم.

38
00:02:24,385 --> 00:02:26,353
‫فکر کردم یکی پیدا کنی کمکت کنه
‫در حالی که ولما رفته؟

39
00:02:26,491 --> 00:02:28,044
‫آره. دارم روش کار میکنم

40
00:02:28,182 --> 00:02:30,253
‫در واقع، امروز قراره
‫با چند نفر مصاحبه بکنم

41
00:02:30,391 --> 00:02:33,049
‫هی اون چیزی که در مورد فرار از بخش روانی
‫برات فرستادم نگاه کردی؟

42
00:02:33,187 --> 00:02:36,535
‫آره ،هستون کونتز، زندانی فراری
‫یه پرستار رو کشت، درسته؟

43
00:02:36,673 --> 00:02:39,607
‫ببین، میدونم کار معمولی تو نیست،
‫ولی والدینش خیلی اصرار دارن

44
00:02:39,745 --> 00:02:43,128
‫و جایزه خوبی هم میدن، پس
‫فکر کنم ارزش مشاوره رو داره.

45
00:02:43,266 --> 00:02:45,475
‫آره، دارم میرسم ویندهام.
‫جزئیات دیگه‌ای داری؟

46
00:02:45,613 --> 00:02:49,030
‫آره. مدیر مرکز برام پرونده رو فرستاده.

47
00:02:49,169 --> 00:02:51,654
‫هستون کونتز، ۲۹ ساله،

48
00:02:51,792 --> 00:02:56,486
‫ده سال پیش به جرم سوزوندن زنده
‫یه خانواده تو خونه‌شون محکوم شد.

49
00:02:56,624 --> 00:03:00,041
‫ادعای دیوونگی کرد و بعدش به حبس ابد
‫تو زندان ام‌سی ‌آی سدار جانکشن محکوم شد.

50
00:03:00,180 --> 00:03:02,630
‫به نظر میرسه ده سال بدون مشکل گذرونده،

51
00:03:02,768 --> 00:03:06,116
‫پس به خاطر رفتار خوب منتقلش کردن
‫به یه مرکز روان‌ پزشکی سطح پایین

52
00:03:06,255 --> 00:03:07,739
‫در ویندهام.

53
00:03:07,877 --> 00:03:09,396
‫ده سال، رفتار خوب؟

54
00:03:09,534 --> 00:03:11,570
‫معمولا آدما خیلی زودتر نشون میدن کی هستن.

55
00:03:11,708 --> 00:03:13,331
‫خب، پدر مادر هستون حسابی نگرانن

56
00:03:13,469 --> 00:03:15,816
‫از اینکه اگه پلیس پیداش نکنه چی‌کار میکنه.

57
00:03:16,851 --> 00:03:18,094
‫گرفتم. باشه.

58
00:03:18,232 --> 00:03:19,613
‫میگردم، ببینم چی پیدا میکنم.

59
00:03:19,751 --> 00:03:21,373
‫- بهت زنگ میزنم.
‫- باشه.

60
00:03:36,205 --> 00:03:38,759
‫آقای و خانم کونتز؟ کولتر شاو.

61
00:03:39,277 --> 00:03:41,175
‫ممنون که اومدین.

62
00:03:41,313 --> 00:03:44,040
‫آره. به نظر میرسه پلیس کلی نیرو گذاشته روش.

63
00:03:44,178 --> 00:03:47,250
‫خب، ۱۲ ساعته شده
‫و هنوز هیچ اثری ازش نیست.

64
00:03:47,388 --> 00:03:49,598
‫خب، بعد از طوفان بزرگی مثل این،

65
00:03:49,736 --> 00:03:51,289
‫رد پا رو سخت میشه دنبال کرد.

66
00:03:51,427 --> 00:03:53,394
‫بهترین نصیحتم اینه بذار پلیس کارشو بکنه.

67
00:03:53,533 --> 00:03:57,398
‫ببخشید. بهم گفتن اگه پول بدم
‫کمک میکنی پسرمونو پیدا کنی.

68
00:03:57,537 --> 00:03:58,917
‫میتونم و میکنم،

69
00:03:59,297 --> 00:04:01,851
‫تا وقتی حس کنم نتیجه میگیرم، ولی...

70
00:04:02,576 --> 00:04:06,649
‫قبل اینکه قبول کنم کمکتون کنم،
‫باید بدونم چرا میخواین پیداش کنم؟

71
00:04:06,787 --> 00:04:10,757
‫به خاطر اینکه میدونین پلیس
‫اگه پیداش کنه با حداکثر زور استفاده میکنه؟

72
00:04:11,240 --> 00:04:12,448
‫شاید...

73
00:04:13,794 --> 00:04:15,762
‫شاید میترسین بیاد خونه.

74
00:04:16,141 --> 00:04:17,315
‫این نیست.

75
00:04:17,902 --> 00:04:21,215
‫ببین، هستون هیچوقت نباید
‫از حداکثر امنیت منتقل میشد.

76
00:04:21,975 --> 00:04:25,703
‫میدونم چقدر بد به نظر میرسه، ولی حقیقته.

77
00:04:26,427 --> 00:04:28,326
‫هستون بچه‌گی عادی داشت.

78
00:04:28,464 --> 00:04:33,538
‫بیسبال بازی میکرد، نمره‌هاش خوب بود،
‫ولی تو دبیرستان یه چیزی عوض شد.

79
00:04:33,676 --> 00:04:36,023
‫حاضر نبود از اتاقش بیاد بیرون،
‫و وقتی می ‌اومد،

80
00:04:36,161 --> 00:04:38,785
‫فقط زل میزد و با خودش زمزمه میکرد.

81
00:04:40,407 --> 00:04:42,271
‫اون موقع بود که پاراسومنیا شروع شد.

82
00:04:42,409 --> 00:04:43,721
‫کابوسای بیداری.

83
00:04:44,514 --> 00:04:49,519
‫با صورت چسبونده به شیشه
‫بیرون خونه پیداش میکردیم .

84
00:04:49,658 --> 00:04:51,694
‫زخمای عجیب رو بدنش.

85
00:04:53,247 --> 00:04:55,836
‫- خودزنی؟
‫- اول فکر نمیکردیم.

86
00:04:56,492 --> 00:04:59,564
‫فکر میکردیم راه رفتن تو خواب
‫از استرس مدرسه‌ هست.

87
00:05:02,015 --> 00:05:04,293
‫- بچه‌ها مسخره‌ش میکردن.
‫- آره.

88
00:05:04,845 --> 00:05:06,606
‫کلی تیک عصبی داره.

89
00:05:07,814 --> 00:05:13,095
‫ولی یه صبح گاس، سگمون، رو پیدا نکردیم.

90
00:05:13,716 --> 00:05:17,755
‫فکر کردم شاید تو اتاق هستون خوابیده.

91
00:05:19,929 --> 00:05:24,347
‫هستون، گاس اونجاست پیشته؟

92
00:05:29,145 --> 00:05:30,422
‫عزیزم؟

93
00:05:30,560 --> 00:05:32,562
‫و بعدش صدا رو شنیدیم.

94
00:05:42,503 --> 00:05:44,540
‫هستون، بذار بیایم تو!

95
00:05:46,162 --> 00:05:48,302
‫هستون!

96
00:05:53,514 --> 00:05:55,724
‫اوه، نه.

97
00:05:56,207 --> 00:05:57,518
‫نه، هستون.

98
00:05:57,657 --> 00:05:58,830
‫متأسفم.

99
00:06:00,452 --> 00:06:01,868
‫روان‌پزشک میدید؟

100
00:06:02,006 --> 00:06:03,628
‫آره.

101
00:06:03,766 --> 00:06:08,115
‫و دکتر گفت پاراسومنیا
‫میتونه شامل خشونت بشه.

102
00:06:08,253 --> 00:06:12,775
‫سعی میکردن بهمون اطمینان بدن
‫که بیشتر آدمای با این اختلال

103
00:06:12,913 --> 00:06:19,368
‫تو زندگی واقعی خشنی نیستن،
‫و با دارو میشه کنترلش کرد.

104
00:06:20,231 --> 00:06:22,371
‫- و باور نکردین.
‫- نه.

105
00:06:22,854 --> 00:06:24,753
‫پس اتاقشو گشتیم،

106
00:06:25,512 --> 00:06:30,241
‫و دفترچه‌ ها و نقاشی ‌هاشو پیدا کردیم.

107
00:06:30,379 --> 00:06:35,971
‫وسواس داشت به یه دختری
‫که یه سال پایینی بود.

108
00:06:36,557 --> 00:06:37,835
‫امیلی کالینز.

109
00:06:38,249 --> 00:06:40,630
‫- تنها بازمانده آتش؟
‫- آره.

110
00:06:40,769 --> 00:06:42,805
‫سعی کردیم کار درستو بکنیم.

111
00:06:42,943 --> 00:06:45,981
‫دفترچه‌ ها رو به پلیس گزارش دادیم.
‫ولی جدی نگرفتن.

112
00:06:46,119 --> 00:06:49,916
‫یه ماه بعد، هستون کل خانواده‌شو کشت
‫و سعی کرد امیلی رو بدزده.

113
00:06:50,054 --> 00:06:53,643
‫اگه پلیس به حرفمون گوش داده بود،
‫کسی آسیب نمیدید.

114
00:06:53,782 --> 00:06:55,922
‫نمیتونیم دو بار همون اشتباهو بکنیم.

115
00:06:56,957 --> 00:06:59,719
‫میتونین مطمئن بشین پلیس میدونه
‫ممکنه هنوز وسواس به امیلی داشته باشه؟

116
00:06:59,857 --> 00:07:01,237
‫کردیم. مطمئن شدیم.

117
00:07:01,375 --> 00:07:03,999
‫و کارآگاه ارشد، کارآگاه داندی،

118
00:07:04,137 --> 00:07:05,794
‫میدونه که داریم تو رو استخدام میکنیم.

119
00:07:06,449 --> 00:07:08,451
‫میدونیم پسرمون چی تو چنته داره.

120
00:07:08,589 --> 00:07:13,905
‫پیداش کن. لطفاً.
‫قبل اینکه یکی دیگه آسیب ببینه.

121
00:07:15,976 --> 00:07:18,530
‫آره، باشه،
‫هر کاری از دستم بربیاد میکنم.

122
00:07:19,255 --> 00:07:20,429
‫ممنون.

123
00:07:24,853 --> 00:07:27,753
‫[ ردیاب ]
‫قسمت سوم

124
00:07:30,508 --> 00:07:31,820
‫کارآگاه داندی؟

125
00:07:31,958 --> 00:07:34,408
‫درسته. تو باید کولتر شاو باشی.

126
00:07:34,961 --> 00:07:36,134
‫آره.

127
00:07:36,272 --> 00:07:37,549
‫آره، پدر مادر هستون بهم گفتن.

128
00:07:37,687 --> 00:07:39,172
‫پس تو آدمای گم‌ شده رو پیدا میکنی؟

129
00:07:39,310 --> 00:07:41,105
‫حداقل پدر مادر اینجوری فروختنت.

130
00:07:41,243 --> 00:07:42,485
‫یه چیزی تو این مایه ‌ها، آره.

131
00:07:43,003 --> 00:07:45,040
‫آره، نمیتونم دقیقاً سرزنششون کنم
‫که ما رو مقصر میدونن.

132
00:07:45,178 --> 00:07:49,320
‫ما ده سال پیش گند زدیم،
‫ولی حالا دپارتمان فرق داره.

133
00:07:49,458 --> 00:07:53,531
‫پس اگه پروتکل رو بشکنی
‫یا سر راه شکارمون باشی،

134
00:07:53,669 --> 00:07:55,395
‫مشکل ندارم پرتت کنم بیرون.

135
00:07:56,292 --> 00:07:57,569
‫پس همدیگه رو میفهمیم؟

136
00:07:58,018 --> 00:07:59,640
‫اینو تو پرینستون یاد گرفتی؟

137
00:08:00,158 --> 00:08:03,955
‫این کار «تحقیر پنهون در
‫ قالب رسمی ‌بودن» که داری میکنی.

138
00:08:04,576 --> 00:08:05,888
‫چی، چک منو کردی؟

139
00:08:06,026 --> 00:08:07,441
‫من چک کردم؟ نه، چک نکردم.

140
00:08:07,579 --> 00:08:08,788
‫انگشترتو دیدم.

141
00:08:09,650 --> 00:08:10,859
‫ببین، فقط اومدم کمک کنم.

142
00:08:10,997 --> 00:08:12,377
‫ببخشید.

143
00:08:12,515 --> 00:08:14,483
‫- فقط هیچی تو این پرونده خوب نیست.
‫- آره.

144
00:08:14,621 --> 00:08:17,037
‫یه دلیلی هست که هستون تو مرکز امن بود.

145
00:08:17,175 --> 00:08:20,972
‫به نظر من. هیچوقت نباید
‫منتقل میشد اینجا، ولی حالا اینجاییم.

146
00:08:22,146 --> 00:08:23,561
‫- دوربینا چیزی گرفتن؟
‫- نه،

147
00:08:23,699 --> 00:08:25,977
‫طوفان خط برق رو انداخت. کل جا تاریک شد.

148
00:08:26,875 --> 00:08:29,601
‫این آخرین عکسیه که از هستون داریم.

149
00:08:35,469 --> 00:08:37,368
‫ایناهاش با یه نگهبان.

150
00:08:40,371 --> 00:08:42,407
‫هوم.

151
00:08:42,545 --> 00:08:44,547
‫فکر میکنی تو مرکزی مثل این،
‫اتاق بیمارا ضدخرابکاری باشه.

152
00:08:44,685 --> 00:08:47,757
‫درسته. این قفل ها با باتری جدا کار میکنن.

153
00:08:47,896 --> 00:08:49,380
‫قطعی برق روشون اثر نذاشت.

154
00:08:49,518 --> 00:08:51,106
‫پس چطور از اینجا دراومد؟

155
00:08:51,244 --> 00:08:54,040
‫سؤال خوبیه. کل ماجرا عجیبه.

156
00:09:10,366 --> 00:09:14,336
‫یه تقلید خام از یه تابلوی دیریک بوتس
‫به اسم سقوط ملعون ‌ها.

157
00:09:14,750 --> 00:09:18,133
‫عنوانش تقریباً همه ‌چیو میگه.
‫موادشو از کجا آورده؟

158
00:09:18,271 --> 00:09:20,031
‫به بیمارا اجازه هنر درمانی میدن.

159
00:09:21,653 --> 00:09:22,827
‫باشه.

160
00:09:27,590 --> 00:09:29,247
‫- این رد پاست؟
‫- مال هستونه.

161
00:09:29,385 --> 00:09:31,871
‫کفشاش استاندارد اینجاست.

162
00:09:33,217 --> 00:09:34,804
‫هیچ نشونی از خروج اجباری نیست.

163
00:09:34,943 --> 00:09:37,600
‫فکر میکنیم در خراب شده.
‫جرم فرصت ‌طلبانه.

164
00:09:38,084 --> 00:09:39,257
‫آره، شاید.

165
00:09:41,052 --> 00:09:42,605
‫شاید با یکی کار میکرده.

166
00:09:42,743 --> 00:09:44,607
‫خب، چک کردیم.

167
00:09:44,745 --> 00:09:47,196
‫همه پرسنل موقع فرار و قتل حساب شدن.

168
00:09:48,611 --> 00:09:51,683
‫کتاب مقدس هستون.
‫تصاویر خبری جمع کرده.

169
00:09:54,238 --> 00:09:57,862
‫وقتی اون خانواده رو
‫زنده سوزوند دانشگاه بودم .

170
00:09:58,242 --> 00:10:00,071
‫این شهر رو عوض کرد.

171
00:10:01,314 --> 00:10:02,936
‫امیلی چطور زنده موند؟

172
00:10:03,454 --> 00:10:05,697
‫موقع آتش سوزی خونه نبود.

173
00:10:09,287 --> 00:10:11,634
‫پدر مادر درست میگن.
‫هنوز وسواس به امیلی داره.

174
00:10:11,772 --> 00:10:14,327
‫آره، دیدیم. یه نفر گذاشتم
‫در خونه‌ش تو میلوود.

175
00:10:14,465 --> 00:10:17,330
‫اگه یه ذره بو بکشه سمتش، میگیریمش.

176
00:10:17,468 --> 00:10:18,883
‫خوبه.

177
00:10:21,575 --> 00:10:22,818
‫یه سؤال بپرسم؟

178
00:10:23,646 --> 00:10:26,960
‫کل این ماجرا.
‫به نظرت برنامه‌ ریزی ‌شده میاد؟

179
00:10:27,098 --> 00:10:30,274
‫مگه اینکه هوا رو کنترل کنه،
‫طوفان کلی به نفعش کار کرد.

180
00:10:30,412 --> 00:10:33,070
‫شاید منتظر طوفان بوده،
‫ازش به عنوان پوشش استفاده کرده.

181
00:10:33,760 --> 00:10:35,175
‫این چیزیه که میدونیم.

182
00:10:35,313 --> 00:10:37,971
‫تا حالا تونسته از
‫دستگیر شدن فرار کنه، درسته؟

183
00:10:38,109 --> 00:10:40,491
‫که باعث میشه فکر کنم
‫میدونه داره چیکار میکنه.

184
00:10:41,457 --> 00:10:43,459
‫شاید این قطعی برق تصادفی نبوده.

185
00:10:43,839 --> 00:10:45,875
‫شرط میبندم اگه بچه‌هات
‫الان خط برق افتاده رو چک کنن،

186
00:10:46,014 --> 00:10:48,085
‫میبینن عمداً بریده شده.

187
00:10:49,327 --> 00:10:50,950
‫برمیگردیم به تئوری «کمک داشته».

188
00:10:51,709 --> 00:10:53,642
‫نشونم میدی پرستار کجا کشته شد؟

189
00:10:57,473 --> 00:11:00,235
‫هستون پرستار رو اینجا گیر انداخته.

190
00:11:05,999 --> 00:11:09,106
‫خب اگه جرم فرصت‌ طلبانه‌ هست،
‫چرا... چرا بیاد اینجا؟ چرا فقط ندوه؟

191
00:11:09,244 --> 00:11:13,524
‫شاید تو راه بیرون گم شده؟
‫جای بد، زمان بد برای پرستار؟

192
00:11:14,387 --> 00:11:17,562
‫یا شاید میخواستن مطمئن شن دوربینا برنگردن.

193
00:11:17,700 --> 00:11:20,703
‫چرا براش مهم باشه؟ همهضا میدونستن کی رفته.

194
00:11:21,152 --> 00:11:22,671
‫اگه با یکی کار میکرده،

195
00:11:22,809 --> 00:11:24,431
‫سعی کنه هویت همدستشو حفظ کنه.

196
00:11:24,569 --> 00:11:26,157
‫به نظر کشکی میاد.

197
00:11:27,331 --> 00:11:29,885
‫باشه. چطور پرستار رو کشت؟

198
00:11:30,023 --> 00:11:32,957
‫با این خفه‌ش کرد.

199
00:11:34,023 --> 00:11:36,957
‫برگردان به پارسی
‫[ مرتضی راکی ]

200
00:11:37,686 --> 00:11:39,584
‫کارت کلید کجاست؟

201
00:11:39,722 --> 00:11:42,553
‫کارت کلید نه. فقط بند. فکر کردیم
‫یه دونه اضافه از میز برداشته.

202
00:11:42,691 --> 00:11:44,451
‫هوم.

203
00:11:44,589 --> 00:11:48,904
‫تکنیسینای جرم کلی اینجا رو گشتن،
‫ولی خودت بگرد.

204
00:11:49,422 --> 00:11:50,561
‫آره.

205
00:11:56,325 --> 00:11:57,878
‫این دریچه کنده شده.

206
00:12:19,245 --> 00:12:20,418
‫این کارت کلیدته.

207
00:12:24,733 --> 00:12:25,906
‫باشه.

208
00:12:28,047 --> 00:12:34,087
‫این تئوریمه. مظنونمون با اون
‫کارت کلید هستون رو درآورد.

209
00:12:34,225 --> 00:12:37,297
‫میاد اینجا مطمئن بشه
‫پرستارا دوربینا رو برنگردونن.

210
00:12:37,435 --> 00:12:39,092
‫پرستار مقاومت میکنه.

211
00:12:39,230 --> 00:12:43,407
‫کارت کلید تو دعوا پرت میشه پایین این دریچه.

212
00:12:44,097 --> 00:12:45,892
‫داشتن اینو میکندن،
‫ سعی میکردن دربیارنش،

213
00:12:46,030 --> 00:12:47,480
‫وقت کم آوردن و دررفتن.

214
00:12:47,618 --> 00:12:49,378
‫هیچکدوم از کارمندا کارت کلید
‫دزدیده‌ شده رو گزارش نکردن.

215
00:12:49,516 --> 00:12:53,072
‫اگه هستون همدست داشته، چطور پیداش کرده؟

216
00:12:53,969 --> 00:12:55,419
‫شاید از یه کارمند کمک گرفته.

217
00:12:55,557 --> 00:12:57,006
‫دوباره پرسنل رو بازجویی میکنم.

218
00:12:57,145 --> 00:12:58,905
‫باشه، وقتی فهمیدی بهم بگو؟

219
00:12:59,043 --> 00:13:00,079
‫باشه

220
00:13:00,631 --> 00:13:02,322
‫رندی، شناسایی کارت کلید رو داری؟

221
00:13:02,460 --> 00:13:05,118
‫باشه، خب کارت کلیدا
‫با دسترسی کدگذاری شدن

222
00:13:05,256 --> 00:13:06,844
‫ولی به کارمند خاصی وصل نیستن.

223
00:13:06,982 --> 00:13:09,674
‫پس آر اف‌ آیدی ‌ها رو
‫با برنامه کارمندا چک کردم،

224
00:13:09,812 --> 00:13:14,610
‫و دیدم این کارت با این نگهبان جور درمیاد.

225
00:13:14,748 --> 00:13:16,440
‫یکی به اسم بیل پروگالیداد.

226
00:13:16,578 --> 00:13:17,855
‫دیشب شیفت داشته؟

227
00:13:17,993 --> 00:13:21,617
‫بیل پروگالیداد تو برنامه نبوده.

228
00:13:22,480 --> 00:13:23,757
‫سابقه‌ای داره که ندونیم؟

229
00:13:23,895 --> 00:13:25,863
‫چک میکنیم.

230
00:13:26,001 --> 00:13:29,453
‫آره، یه اتهام به خطر انداختن بی ‌احتیاط
‫که پنج سال پیش پاک شده.

231
00:13:29,591 --> 00:13:30,833
‫یه آدرس برام بفرست.

232
00:14:09,424 --> 00:14:12,047
‫<i>و خداوند گفت قضاوت میاره</i>

233
00:14:12,530 --> 00:14:14,912
‫<i>ولی اول نقشه‌شو
‫به ابراهیم نشون میده</i>

234
00:14:15,395 --> 00:14:18,881
‫<i>و ابراهیم، مردی با ایمان زیاد
‫وسط ایستاد و التماس کرد</i>

235
00:14:19,019 --> 00:14:24,370
‫<i>خداوندا، اگر ۵۰  درستکار
‫در این شهر باشن، نابودشون میکنی؟</i>

236
00:14:24,853 --> 00:14:26,510
‫<i>و خدا گفت نه</i>

237
00:14:27,096 --> 00:14:30,755
‫<i>و بعد ابراهیم اصرار کرد
‫ اگر ۴۰ درستکار در این شهر باشن</i>

238
00:14:30,893 --> 00:14:32,274
‫<i>نابودشون میکنی؟»</i>

239
00:14:32,412 --> 00:14:35,001
‫<i>و خدا دوباره گفت
‫نه، بخشش میکنم</i>

240
00:14:35,415 --> 00:14:39,350
‫<i>و ابراهیم گفت
‫در مورد ۳۰، ۲۰، یا حتی ۱۰ نفر چی؟</i>

241
00:14:39,730 --> 00:14:45,045
‫<i>و خدا با رحمتش گفت، ...نابود نمیکنم</i>

242
00:15:21,081 --> 00:15:24,430
‫قشنگه. باشه.
‫و چند مدت این کارو کردی؟

243
00:15:24,568 --> 00:15:28,261
‫دو سال کردیم.
‫- وای. وای. عالیه.

244
00:15:28,641 --> 00:15:31,644
‫اوه، اون مصاحبه بعدی منه.

245
00:15:31,782 --> 00:15:34,923
‫خب، این همه اطلاعاتیه
‫که فکر کنم لازم دارم، پس

246
00:15:35,337 --> 00:15:36,994
‫- خیلی ممنون.
‫- ممنون بابت فرصت.

247
00:15:37,132 --> 00:15:40,100
‫آره، حتماً. و خبر میدیم.

248
00:15:41,481 --> 00:15:43,587
‫- کراواتت خوبه.
‫- مرسی.

249
00:15:43,966 --> 00:15:46,831
‫- سلام.
‫- سلام. من یازدهمی هستم.

250
00:15:46,969 --> 00:15:49,075
‫ملانی دی، ولی میتونی مل صدام کنی.

251
00:15:49,213 --> 00:15:51,733
‫باشه، مل، زوده اومدی.

252
00:15:52,147 --> 00:15:53,182
‫خوشحال میشم صبر کنم اگه...

253
00:15:53,321 --> 00:15:55,323
‫- نه، بیا تو.
‫- باشه.

254
00:15:55,806 --> 00:16:00,120
‫مادرم نظامی بود، خب میدونی،
‫سر وقت یعنی پنج دقیقه زودتر.

255
00:16:00,466 --> 00:16:02,191
‫میفهمم. پدرم در نیروی هوایی بود.

256
00:16:02,330 --> 00:16:06,817
‫- آها. پس میدونی.
‫- آره. مامانت چه بخشی بود؟

257
00:16:06,955 --> 00:16:09,095
‫ارتش. افسر لجستیک.

258
00:16:09,233 --> 00:16:10,510
‫وای. عالیه.

259
00:16:10,648 --> 00:16:11,822
‫من خوبم. یکی دارم.

260
00:16:11,960 --> 00:16:15,032
‫خب، مل دی.

261
00:16:15,170 --> 00:16:16,344
‫آره.

262
00:16:16,482 --> 00:16:19,001
‫لیسانس عدالت کیفری داری.

263
00:16:19,139 --> 00:16:22,971
‫کارآموزی تو دفتر دادستان ناحیه. باشه.

264
00:16:23,834 --> 00:16:25,007
‫چطور بود؟

265
00:16:25,145 --> 00:16:26,837
‫یه جورایی...

266
00:16:27,976 --> 00:16:29,288
‫آموزنده.

267
00:16:29,667 --> 00:16:31,359
‫آره، قطعاً آموزنده.

268
00:16:31,497 --> 00:16:33,050
‫این ایب کیمبر بود، درسته؟

269
00:16:33,188 --> 00:16:36,812
‫- ایب صادق. آره.
‫- آره، یه عوضیه.

270
00:16:38,400 --> 00:16:41,334
‫لازم نیست با من قشنگش کنی، باشه؟

271
00:16:42,542 --> 00:16:46,235
‫خب، میدونی، بهم یاد داد محکم وایسم

272
00:16:46,374 --> 00:16:51,206
‫و چیزا رو شخصی نگیرم،
‫ولی آره، دیگه کافیه.

273
00:16:51,344 --> 00:16:53,173
‫چرخش خوبیه.

274
00:16:53,312 --> 00:16:56,694
‫ازش یاد گرفتم. پس بد با خوب، فکر کنم.

275
00:16:57,074 --> 00:16:59,248
‫خب، دانشگاه عالی رفتی، مل.

276
00:16:59,387 --> 00:17:02,251
‫و کارآموزی فوق‌ محبوب بعد لیسانس داشتی.

277
00:17:02,390 --> 00:17:06,877
‫میتونی تو هر کدوم از
‫شرکتای بزرگ کار کنی، خب چرا من؟

278
00:17:07,360 --> 00:17:10,398
‫حرفه‌تو دنبال کردم.

279
00:17:10,915 --> 00:17:14,436
‫میدونم کلی بد گفتن بابت اینکه
‫لِربِر و مک ‌دین رو ول کردی

280
00:17:14,574 --> 00:17:18,716
‫درست قبل شریک شدن، ولی کاملاً میفهمم.

281
00:17:19,199 --> 00:17:21,685
‫منم حسابی از ماشین بوروکراسی بدم میاد.

282
00:17:21,823 --> 00:17:24,273
‫و کاری که با لوتورناکورپ کردی.

283
00:17:24,412 --> 00:17:29,831
‫یعنی افشای اون همه فساد،
‫کشف سوءاستفاده گریمز.

284
00:17:29,969 --> 00:17:33,075
‫واقعاً قهرمانانه بود. من...

285
00:17:33,559 --> 00:17:37,563
‫این جور وکیلیه که میخوام براش کار کنم.

286
00:17:39,392 --> 00:17:41,912
‫خب، با تعریف خوبه. تیک.

287
00:17:44,259 --> 00:17:48,263
‫و راستش، کنجکاوم در مورد جایزه‌ب گیرتون،

288
00:17:48,401 --> 00:17:49,782
‫کولتر شاو.

289
00:17:49,920 --> 00:17:51,611
‫میدونم توضیح شغل برای کار حقوقیته،

290
00:17:51,749 --> 00:17:53,095
‫ولی فقط فکر میکنم خیلی باحاله.

291
00:17:53,233 --> 00:17:55,132
‫خب، قطعاً یه کم هم ‌پوشانی داره.

292
00:17:55,270 --> 00:17:57,928
‫باشه. خب، هر چی بندازی سمتم
‫میتونم هندل کنم.

293
00:17:59,688 --> 00:18:00,724
‫باشه.

294
00:18:01,414 --> 00:18:03,140
‫یه چیزی در مورد خودت بگو.

295
00:18:03,796 --> 00:18:06,385
‫یه چیزی که تو این رزومه عالی نیست.

296
00:18:07,282 --> 00:18:10,906
‫نمیدونم. به چیزای معمولی
‫دخترونه علاقه دارم، فکر کنم.

297
00:18:11,044 --> 00:18:17,292
‫پادکست قتل، رمانای رومانتازی،
‫مخصوصاً فورث وینگ.

298
00:18:17,430 --> 00:18:19,674
‫وای خدای من. خیلی خوبه.

299
00:18:20,295 --> 00:18:22,884
‫جادوگرای تیک ‌تاک جدیداً چیزمه.

300
00:18:23,263 --> 00:18:24,437
‫باشه.

301
00:18:24,851 --> 00:18:28,407
‫و چرا اینقدر از بوروکراسی بدت میاد،
‫همون‌طور که گفتی؟

302
00:18:30,063 --> 00:18:33,066
‫- حقیقتو میخوای؟
‫- آه، همیشه حقیقتو میخوام.

303
00:18:34,067 --> 00:18:36,829
‫باشه، خب...

304
00:18:36,967 --> 00:18:39,556
‫مامانم وقتی ۱۶ سالم بود مرد.

305
00:18:40,246 --> 00:18:41,661
‫تو خط وظیفه؟

306
00:18:41,799 --> 00:18:42,662
‫نه.

307
00:18:42,800 --> 00:18:47,322
‫تو ماشینش پیدا کردن.

308
00:18:47,978 --> 00:18:50,808
‫تیر خورده تو پارکینگ یه استراحتگاه.

309
00:18:51,291 --> 00:18:55,399
‫ولی هیچوقت نفهمیدن کی کرده.

310
00:18:56,020 --> 00:18:59,886
‫پس جوابی نبود. عدالتی نبود.

311
00:19:03,476 --> 00:19:05,547
‫خیلی متأسفم، مل.

312
00:19:05,685 --> 00:19:07,169
‫آره، منم.

313
00:19:07,687 --> 00:19:09,033
‫خب، خوبم.

314
00:19:09,171 --> 00:19:11,139
‫ببخشید. معمولاً اینو سر مردم خالی نمیکنم.

315
00:19:11,277 --> 00:19:14,245
‫- مخصوصاً کسایی که میخوام براشون کار کنم.
‫- نه، نه، نه. خودم پرسیدم.

316
00:19:16,682 --> 00:19:18,546
‫آره. فکر کنم فقط...

317
00:19:20,272 --> 00:19:24,586
‫حس کردم سیستمایی که
‫قرار بود پشتیبانش باشن

318
00:19:24,724 --> 00:19:30,075
‫بیشتر علاقه‌مند به حفاظت از
‫خودشون بودن، میدونی؟

319
00:19:31,559 --> 00:19:32,836
‫میدونم.

320
00:19:36,426 --> 00:19:40,844
‫فکر کنم قراره حسابی با هم جور بشیم.

321
00:19:42,742 --> 00:19:45,573
‫صبر کن. یعنی کارو گرفتم؟

322
00:19:45,711 --> 00:19:46,815
‫آره.

323
00:19:46,954 --> 00:19:48,783
‫وای. وای خدای من. خیلی ممنون.

324
00:19:48,921 --> 00:19:51,510
‫این... این فوق‌العاده‌ هست.
‫پشیمون نمیشی. قول میدم.

325
00:19:51,648 --> 00:19:53,753
‫میدونم نمیشم.

326
00:19:57,688 --> 00:20:02,072
‫اینو ببین. همون لوگویی که
‫تو کتاب مقدس اتاق هستون پیدا کردم.

327
00:20:02,210 --> 00:20:04,937
‫پروگالیداد مطالعه کتاب مقدس
‫مرکز رو اداره میکرد.

328
00:20:05,800 --> 00:20:08,320
‫شاید هستون دستکاریش کرده و بعد کشتهش.

329
00:20:08,458 --> 00:20:10,425
‫هستون اینو نکشته. این چند روزه مرده.

330
00:20:10,563 --> 00:20:14,188
‫یکی دیگه کشتش. کارت کلیدشو برداشته،
‫هستون رو درآورده.

331
00:20:14,326 --> 00:20:16,328
‫منطقی نیست. یعنی هستون از اون آدما نیست

332
00:20:16,466 --> 00:20:17,777
‫که دوست بیرون داشته باشه.

333
00:20:20,297 --> 00:20:21,850
‫رندی، حرف بزن.

334
00:20:21,989 --> 00:20:23,542
‫باشه. دوربین سنسور ماشین برقی

335
00:20:23,680 --> 00:20:24,957
‫که کنار خونه دیدی رو هک کردم.

336
00:20:25,509 --> 00:20:28,029
‫یه مینی ‌ون آبی دو روز پیش
‫از خونه پروگالیداد رفت.

337
00:20:28,167 --> 00:20:30,929
‫دوربین ماشین رو فعال کرد.
‫از اون سمت دیگه هیچ ماشینی.

338
00:20:31,343 --> 00:20:34,656
‫- پلاک داری؟
‫- آره، و گزارش دزدیده‌ شده.

339
00:20:36,141 --> 00:20:38,143
‫-میدونی الان کجاست؟
‫- بذار ببینم.

340
00:20:42,457 --> 00:20:46,047
‫باشه، همین نیم ساعت پیش
‫از عوارضی شرق میلوود رد شده.

341
00:20:46,185 --> 00:20:48,187
‫- امیلی تو میلووده.
‫- دنبالشه.

342
00:20:48,843 --> 00:20:52,088
‫واحد چهار، داندی هستم
‫چشم به امیلی داری؟ تمام.

343
00:20:55,677 --> 00:20:56,955
‫واحد چهار، جواب بده.

344
00:20:58,163 --> 00:20:59,302
‫برو.

345
00:21:03,556 --> 00:21:06,802
‫برگردان به پارسی
‫[ مرتضی راکی ]

346
00:21:12,556 --> 00:21:16,802
‫داندی هستم، درخواست پشتیبان
‫به ۲۰۶۰۶ جاده موزلی در میلوود.

347
00:21:50,870 --> 00:21:52,044
‫امیلی اینجا نیست.

348
00:22:00,570 --> 00:22:03,297
‫مینی‌ ون رو ول کردن.
‫میدونستن ماشین تابلوئه.

349
00:22:03,780 --> 00:22:05,471
‫ماشین دزدی تو منطقه گزارش شده؟

350
00:22:05,609 --> 00:22:07,473
‫- نه، امروز نه.
‫- یکی برشون داشته.

351
00:22:07,611 --> 00:22:10,718
‫این یعنی نفر سوم. نمیفهمم. چی براشون داره؟

352
00:22:10,856 --> 00:22:12,513
‫- صاحبش کیه؟
‫- آها...

353
00:22:13,238 --> 00:22:15,136
‫خانمی در چهل‌سالگی، مهدکودک داره.

354
00:22:15,274 --> 00:22:18,105
‫مینی‌ ونشو از پارکینگ کلیسا
‫موقع مراسم دزدیدن گزارش کرده.

355
00:22:18,243 --> 00:22:19,382
‫چه کلیسایی؟

356
00:22:19,761 --> 00:22:23,386
‫خواهران آتش مقدس، یه صومعه محلیه.

357
00:22:24,904 --> 00:22:26,216
‫بیا اینو ببین.

358
00:22:27,321 --> 00:22:30,048
‫همون لوگویی که
‫تو کتاب مقدس سلول هستون

359
00:22:30,186 --> 00:22:32,360
‫و گاراژ پروگالیداد پیدا کردم.

360
00:22:32,912 --> 00:22:34,190
‫برو چک کنیم.

361
00:22:34,914 --> 00:22:36,364
‫این یه ارتباط میشه، درسته؟

362
00:22:44,096 --> 00:22:45,615
‫سوابق ملاقات هستون رو داری؟

363
00:22:45,753 --> 00:22:47,341
‫<i>حتارهماً.</i>

364
00:22:47,479 --> 00:22:51,276
‫هستون ملاقات ماهانه
‫با یه مشاور معنوی داشت،

365
00:22:51,414 --> 00:22:53,692
‫یه راهبه به اسم خواهر کارلوتا.

366
00:22:53,830 --> 00:22:57,937
‫به نظر میرسه رابطه ‌شون
‫قبل انتقال به ویندهام شروع شده.

367
00:22:58,076 --> 00:23:00,733
‫آره، حدود یه سال پیش
‫در ام ‌سی ‌آی سدار جانکشن.

368
00:23:01,286 --> 00:23:03,011
‫- نزدیک اونجا زندگی میکنه؟
‫- نه.

369
00:23:03,150 --> 00:23:07,361
‫تنها آدرسش تو صومعه خواهران آتش مقدسه.

370
00:23:07,499 --> 00:23:08,983
‫مسیر طولانی ‌ایه، درسته؟

371
00:23:09,121 --> 00:23:11,848
‫آره، و به نظر میرسه
‫از رفت ‌و آمد خسته شده.

372
00:23:11,986 --> 00:23:15,162
‫چند تا نامه فرستاده درخواست انتقال هستون.

373
00:23:15,300 --> 00:23:19,856
‫پس شاید احساساتی نسبت بهش پیدا کرده،
‫و اون سوءاستفاده کرده.

374
00:23:19,994 --> 00:23:23,722
‫دستکاریش کرده کمک کنه
‫به ویندهام بره تا فرار کنه.

375
00:23:23,860 --> 00:23:25,620
‫آره، یا شاید فقط میخواسته کمک کنه.

376
00:23:25,758 --> 00:23:27,070
‫آخه راهبه‌ هست دیگه.

377
00:23:27,208 --> 00:23:29,383
‫آره، خب، بیشتر از ایناست.

378
00:23:29,521 --> 00:23:31,178
‫باشه، دارم میرم آتش مقدس.

379
00:23:31,316 --> 00:23:33,111
‫باشه

380
00:23:53,855 --> 00:23:56,030
‫ببخشید، اینجا ملک خصوصیه.

381
00:23:56,168 --> 00:23:59,206
‫باید با خواهر کارلوتا حرف بزنیم. فوریه.

382
00:23:59,827 --> 00:24:03,555
‫اشکال نداره، جرد.
‫خودم درستش میکنم. برگرد به کارت.

383
00:24:03,693 --> 00:24:05,350
‫اگه چیزی لازم داشتی بگو.

384
00:24:06,213 --> 00:24:07,490
‫چطور میتونم کمک کنم؟

385
00:24:07,628 --> 00:24:09,906
‫من مادر برتر اینجا هستم، خواهر باربارا.

386
00:24:10,044 --> 00:24:14,704
‫دنبال یه بیمار فراری از
‫روان ‌پزشکی ویندهام هستیم، هستون کونتز.

387
00:24:17,293 --> 00:24:19,053
‫بیاین داخل، باشه؟

388
00:24:23,506 --> 00:24:29,132
‫این بیمار فراری چه ربطی به
‫خواهر کارلوتا داره؟ میتونم بپرسم؟

389
00:24:29,650 --> 00:24:31,272
‫اون... مشاوره‌ش میداد.

390
00:24:31,410 --> 00:24:33,654
‫ما از برنامه کمک‌رسانی
‫به همه جور آدم مشاوره میدیم.

391
00:24:34,033 --> 00:24:37,554
‫فکر میکنیم شاید کمک کرده
‫یا از فرارش خبر داشته.

392
00:24:38,037 --> 00:24:39,522
‫اتهام سنگینی هست.

393
00:24:39,660 --> 00:24:41,317
‫میدونیم چند بار ملاقاتش کرده

394
00:24:41,455 --> 00:24:43,319
‫و درخواست انتقال به ویندهام داده.

395
00:24:43,457 --> 00:24:47,219
‫و مطمئنم همین قدر درگیرشه.

396
00:24:49,463 --> 00:24:51,741
‫از رابطه‌ اش با اون خبر داشتی؟

397
00:24:52,259 --> 00:24:55,779
‫به خواهرام یاد میدم
‫جایی که کمک لازمِ کمک کنن.

398
00:24:55,917 --> 00:24:57,988
‫سرشون سرک نمیکشم.

399
00:24:58,851 --> 00:25:01,578
‫اگه بتونیم باهاش حرف بزنیم،
‫شاید حل بشه.

400
00:25:01,716 --> 00:25:03,477
‫مطمئنم میشه.

401
00:25:03,615 --> 00:25:05,548
‫امروز بعدازظهر ندیدمش.
‫شاید بیرون باشه.

402
00:25:05,686 --> 00:25:06,756
‫هوم.

403
00:25:07,274 --> 00:25:09,172
‫اتاقی اینجا داره ببینیم؟

404
00:25:11,001 --> 00:25:12,451
‫برای چی؟

405
00:25:12,589 --> 00:25:14,108
‫داری از خواهرت محافظت میکنی، و میفهمم.

406
00:25:14,660 --> 00:25:17,801
‫ولی این زندانی از وقتی
‫فرار کرده دو نفر رو کشته.

407
00:25:17,939 --> 00:25:19,803
‫اخیراً یه دختر جوون رو دزدیده.

408
00:25:19,941 --> 00:25:22,461
‫حالا اگه چیزی تو اون اتاق باشه
‫که کمک کنه پیداش کنیم،

409
00:25:23,255 --> 00:25:25,119
‫شاید بتونیم جونشو نجات بدیم.

410
00:25:47,969 --> 00:25:51,145
‫آقای شاو، کارآگاه، واقعاً لازمه؟

411
00:25:51,283 --> 00:25:53,285
‫حس میکنم کاملاً نامناسبه

412
00:25:53,423 --> 00:25:57,358
‫بدون حضور خواهر کارلوتا
‫وسایل شخصیشو بگردیم.

413
00:26:02,950 --> 00:26:04,123
‫هوم.

414
00:26:11,234 --> 00:26:14,272
‫صبر کن. یه چیزی پیدا کردم.

415
00:26:25,835 --> 00:26:28,665
‫دفترچه ‌ایی از زمان کارش با هستون.

416
00:26:29,839 --> 00:26:32,013
‫در دلم مطمئنم از مسیر.

417
00:26:32,151 --> 00:26:37,191
‫خدا کمکمون کنه برای کاری که قراره بکنیم،
‫چون من فقط خدمتکارم.

418
00:26:37,847 --> 00:26:39,504
‫این قطعاً بیشتر از برنامه کمک‌رسانیه.

419
00:26:39,642 --> 00:26:41,160
‫نمیفهمم.

420
00:26:43,266 --> 00:26:44,750
‫این چیه؟

421
00:26:44,888 --> 00:26:46,580
‫بذار ببینیم چی داریم.

422
00:26:49,790 --> 00:26:51,585
‫این نقشه‌های جاییه که
‫هستون نگه داشته میشد.

423
00:26:51,723 --> 00:26:53,932
‫- وای خدای من.
‫- قطعاً کمکش کرده فرار کنه.

424
00:26:54,760 --> 00:26:59,213
‫چرا؟ خواهر کارلوتا
‫عضو متعهد این کلیساست.

425
00:26:59,351 --> 00:27:01,111
‫آره، خب، چیزا عوض شده.

426
00:27:01,249 --> 00:27:05,046
‫شاید متقاعدش کرده، شاید تهدیدش کرده.

427
00:27:05,184 --> 00:27:07,014
‫باورم نمیشه قادر به این کار باشه.

428
00:27:07,152 --> 00:27:08,878
‫حرفش منطقیه.

429
00:27:09,016 --> 00:27:11,570
‫پروگالیداد مرد گنده‌ای بود،
‫و نشونه‌ های دعوای وحشیانه هست.

430
00:27:11,708 --> 00:27:13,503
‫به هیچ وجه نتونسته مغلوبش کنه.

431
00:27:14,677 --> 00:27:16,092
‫تنها کار نمیکنه.

432
00:27:16,230 --> 00:27:18,508
‫تو این عکس. این آدما رو میشناسی؟

433
00:27:19,198 --> 00:27:22,823
‫این گروه کمک ‌رسانی جامعه‌ هست
‫که خواهر کارلوتا باهاشون کار میکرد.

434
00:27:23,720 --> 00:27:25,929
‫اون مرد. از بیرون.

435
00:27:26,067 --> 00:27:27,172
‫جرد، سرایدارمون.

436
00:27:27,310 --> 00:27:28,932
‫با جرد نزدیکه؟

437
00:27:29,070 --> 00:27:31,625
‫آره، تو ارتش کلی ضربه روحی تجربه کرده.

438
00:27:31,763 --> 00:27:34,317
‫خواهر کارلوتا کمکش کرد،
‫براش اینجا کار جور کرد.

439
00:27:34,455 --> 00:27:36,423
‫تو زیرزمین صومعه زندگی میکنه.

440
00:27:36,561 --> 00:27:38,183
‫- تو زیرزمین زندگی میکنه؟
‫- آره.

441
00:27:38,563 --> 00:27:40,806
‫- میتونی ببریمون اونجا؟
‫- آره.

442
00:27:50,402 --> 00:27:52,093
‫همینجا صبر کنین.

443
00:28:20,328 --> 00:28:22,227
‫دو نفر اینجا نگه داشته میشدن.

444
00:28:25,989 --> 00:28:27,784
‫علاوه بر امیلی کی رو بردن؟

445
00:28:28,785 --> 00:28:29,959
‫نمیدونم.

446
00:28:39,002 --> 00:28:40,901
‫دارو دادن بهشون.

447
00:28:41,660 --> 00:28:42,730
‫اینو ببین.

448
00:28:43,524 --> 00:28:46,907
‫همون الگوی رد کفش که تو
‫سلول هستون پیدا کردیم، درسته؟

449
00:28:47,942 --> 00:28:49,116
‫درسته.

450
00:28:50,462 --> 00:28:51,912
‫اینجا نگه داشته میشد.

451
00:28:54,432 --> 00:28:57,124
‫از ویندهام فرار نکرده. دزدیدنش.

452
00:28:59,091 --> 00:29:00,438
‫قربانیه.

453
00:29:30,571 --> 00:29:34,402
‫خواهر کارلوتا و جرد امیلی و هستون رو
‫اینجا گروگان نگه داشته بودن.

454
00:29:34,541 --> 00:29:36,957
‫دارو دادن، بیهوش نگهشون داشتن.

455
00:29:37,509 --> 00:29:39,477
‫با نذری که کرده جور درنمیاد.

456
00:29:41,789 --> 00:29:43,170
‫نه، اصلاً.

457
00:29:46,173 --> 00:29:48,900
‫فکر کنم جرد پرستار مرکز
‫و پلیس خونه امیلی رو کشته.

458
00:29:49,038 --> 00:29:51,454
‫- سؤال اینه چرا.
‫- اینو پیدا کردیم.

459
00:29:53,870 --> 00:29:59,082
‫یه محرابه. وفادارها.
‫یعنی وفادار به لاتین.

460
00:29:59,220 --> 00:30:00,463
‫چیزی به ذهنت میرسه؟

461
00:30:00,601 --> 00:30:02,707
‫مدت‌هاست همچین چیزی ندیدم.

462
00:30:02,845 --> 00:30:04,916
‫پس بخشی از آموزه‌ های شما نیست؟

463
00:30:05,054 --> 00:30:06,538
‫نه، نیست.

464
00:30:07,021 --> 00:30:10,577
‫از یه فرقه جدا شده هست
‫که خیلی وقت پیش نابود شد.

465
00:30:11,232 --> 00:30:13,407
‫به خودشون وفادارها می گفتن.

466
00:30:13,545 --> 00:30:14,891
‫به چی باور داشتن؟

467
00:30:15,029 --> 00:30:17,825
‫تحت پوشش خدمت به خدا کار میکردن.

468
00:30:18,377 --> 00:30:20,483
‫شکار چیزای تاریک.

469
00:30:20,897 --> 00:30:23,590
‫چیزای تاریک. شکار جادوگر؟

470
00:30:23,728 --> 00:30:25,557
‫بین بقیه وحشت‌ ها.

471
00:30:26,075 --> 00:30:28,836
‫ادامه بده.

472
00:30:28,974 --> 00:30:32,012
‫باور داشتن آدما میتونن
‫تسخیر شیطان بشن.

473
00:30:32,564 --> 00:30:34,635
‫مجبور به شر بشن.

474
00:30:34,773 --> 00:30:39,813
‫خودشونو موظف میدونستن میزبانو
‫شکار کنن تا ارواح بد رو نابود کنن.

475
00:30:39,951 --> 00:30:41,815
‫به هر قیمتی.

476
00:30:43,713 --> 00:30:45,301
‫و دقیقاً چطور این کارو میکردن؟

477
00:30:45,439 --> 00:30:48,511
‫در مورد چی حرف میزنیم؟
‫یه جور آیین جن‌ گیری؟

478
00:30:49,305 --> 00:30:51,031
‫باید اینو گزارش بدم.

479
00:30:53,792 --> 00:30:55,553
‫چیزی که میدونی بگو؟

480
00:31:03,215 --> 00:31:05,183
‫- جرد رفته.
‫- میدونه داریم میرسیم بهش.

481
00:31:05,321 --> 00:31:07,495
‫برای ماشینش اعلام خطر کردم.
‫همین الان دیدیمش. زیاد دور نشده.

482
00:31:07,634 --> 00:31:11,189
‫بچه‌هام دارن راه بند میذارن.
‫چطور این همه قتل رو توجیه میکنن؟

483
00:31:11,327 --> 00:31:12,811
‫فکر میکنن کار درست میکنن.

484
00:31:12,949 --> 00:31:15,020
‫این خطرناکترشون میکنه.

485
00:31:15,158 --> 00:31:16,919
‫داستانایی در مورد وفادارها شنیدم.
‫ فکر میکردم فقط افسانه محلیه.

486
00:31:17,057 --> 00:31:19,093
‫چرا مخصوصاً هستون رو هدف گرفتن؟

487
00:31:20,060 --> 00:31:21,993
‫پدر مادرش گفتن خشونت یهو شروع شد

488
00:31:22,131 --> 00:31:23,857
‫وقتی تو حالت خواب بود، درسته؟

489
00:31:23,995 --> 00:31:25,444
‫صدا شبیه خودش نبود.

490
00:31:25,893 --> 00:31:27,377
‫پس شاید خواهر کارلوتا فکر کرده

491
00:31:27,515 --> 00:31:29,276
‫اون علائم نشون‌ دهنده تسخیر شیطانیه.

492
00:31:29,414 --> 00:31:31,105
‫خب، این چه ربطی به امیلی داره؟

493
00:31:31,243 --> 00:31:32,935
‫خواهر گفت برای آیین بهش نیاز دارن.

494
00:31:33,073 --> 00:31:35,178
‫- چرا؟
‫- پیوند احساسیه.

495
00:31:35,316 --> 00:31:39,355
‫این فرقه باور دارن شیطان
‫فقط میتونه وارد میزبان بشه

496
00:31:39,493 --> 00:31:42,634
‫- اگه با پیوند احساسی باز بشه.
‫- باز بشه؟

497
00:31:43,117 --> 00:31:45,948
‫یعنی برنامه اینه هر دو
‫هستون و امیلی رو بکشن.

498
00:31:46,673 --> 00:31:50,193
‫این فرقه با مکان اصلی
‫کلیسای آتش مقدس مرتبط بود،

499
00:31:50,331 --> 00:31:52,230
‫و ما بچه بودیم فکر میکردیم اونجا تسخیر شده،

500
00:31:52,368 --> 00:31:55,371
‫شایعه‌های همه جور پدیده توضیح‌نداده.

501
00:31:55,509 --> 00:31:57,580
‫شرط میبندم اونجا دارن آیین رو انجام میدن.

502
00:31:58,270 --> 00:31:59,789
‫سوار شو، من رانندگی میکنم.

503
00:32:07,797 --> 00:32:09,557
‫باشه. جاده به کلیسای اصلی رو بستیم.

504
00:32:09,696 --> 00:32:12,181
‫هنوز ماشین جرد دیده نشده.

505
00:32:12,319 --> 00:32:14,424
‫رندی، تلفن جرد رو پیدا کردی؟

506
00:32:14,562 --> 00:32:16,081
‫داشت به شرق میرفت،
‫ولی بعد زرنگ شد

507
00:32:16,219 --> 00:32:18,187
‫و سیم‌کارتشو درآورد،
‫حدود پونزده دقیقه پیش.

508
00:32:18,325 --> 00:32:20,051
‫صبر کن، گفتی به شرق میرفت، نه غرب؟

509
00:32:20,189 --> 00:32:22,053
‫کلیسای اصلی غربِ.

510
00:32:22,191 --> 00:32:24,538
‫میدونی، آخرین پیامکی که
‫از خواهر کارلوتا گرفته نوشته،

511
00:32:24,676 --> 00:32:27,058
‫«برو به اولین آتش.»
‫چیزی به ذهنت میرسه؟

512
00:32:27,196 --> 00:32:29,060
‫کلیسا خواهران آتش مقدسه.

513
00:32:29,198 --> 00:32:30,855
‫اولین آتش باید کلیسای اصلی باشه.

514
00:32:30,993 --> 00:32:34,030
‫چرا داره از کلیسا دور میشه؟ این...

515
00:32:36,781 --> 00:32:38,541
‫- باشه، رندی، مرسی.
‫- گرفتم، مرد.

516
00:32:42,131 --> 00:32:45,721
‫هی، رندی. میخوام معرفیت کنم
‫به دستیار جدیدم، مل.

517
00:32:45,859 --> 00:32:47,550
‫- سلام.
‫- سلام. خوشبختم.

518
00:32:47,688 --> 00:32:49,897
‫- خوشبختم.
‫- لطفاً، زیاد بهم عادت نکن.

519
00:32:50,036 --> 00:32:51,899
‫این صورت، باشه؟
‫حتی... حتی نکن، باشه؟

520
00:32:52,038 --> 00:32:55,489
‫من فقط موقت اینجام. میدونی،
‫پشتیبانی فنی آزاد.

521
00:32:55,627 --> 00:32:56,870
‫آها. گرفتم.

522
00:32:57,008 --> 00:32:58,389
‫نمیدونم چرا هی میگی اینو.

523
00:32:58,527 --> 00:33:00,701
‫- می ‌مونه.
‫- من؟

524
00:33:00,839 --> 00:33:01,806
‫آره، تو.

525
00:33:01,944 --> 00:33:03,325
‫اوه، باشه، خوبه بدونم.

526
00:33:03,463 --> 00:33:05,154
‫فقط دارم گزینه ‌هامو باز نگه میدارم.

527
00:33:05,292 --> 00:33:07,225
‫باشه. این چیه؟

528
00:33:07,363 --> 00:33:09,262
‫اوه. خب. این، خب...

529
00:33:09,400 --> 00:33:11,022
‫- اوه. ببخشید.
‫- خوبه، رندی.

530
00:33:11,160 --> 00:33:13,680
‫کلی تحقیق در مورد کارمون کرده.

531
00:33:13,818 --> 00:33:15,578
‫اوه، آره؟

532
00:33:15,716 --> 00:33:18,374
‫آره، کولتر داره یه بیمار
‫از زندان روانی رو دنبال میکنه.

533
00:33:18,512 --> 00:33:19,858
‫فرار کرده؟

534
00:33:19,997 --> 00:33:21,895
‫در واقع دزدیده شده،
‫همراه یه دختر جوون.

535
00:33:22,033 --> 00:33:23,448
‫- وای خدای من.
‫- آره.

536
00:33:23,586 --> 00:33:25,140
‫میتونم بپرسم چرا؟

537
00:33:25,278 --> 00:33:28,453
‫مطمئن نیستیم. خب، کولتر مطمئن نیست.
‫ولی خوب نیست.

538
00:33:28,936 --> 00:33:33,320
‫آره. بعد این پرونده کلی مریم‌ گلی
‫برای این دفتر لازم داریم.

539
00:33:33,734 --> 00:33:36,254
‫من حتی به اون چیزای
‫عجیب غریب علاقه ندارم. فقط...

540
00:33:36,392 --> 00:33:38,015
‫نمیدونم. چیزایی مثل
‫این آدمو به فکر م‌ندازه.

541
00:33:38,153 --> 00:33:40,258
‫آره. میدونی، چوب مقدس رو پیشنهاد میکنم.

542
00:33:40,396 --> 00:33:42,364
‫به اسپانیایی یعنی «چوب مقدس».

543
00:33:42,502 --> 00:33:44,607
‫واقعاً برای دفع انرژی بد خوبه، فکر کنم.

544
00:33:44,745 --> 00:33:46,644
‫آره، اونو. یه کامیون ازش میخوام. آره.

545
00:33:46,782 --> 00:33:49,405
‫آره. باشه، خب، میدونی،
‫اگه بخوای میتونم برم فروشگاه.

546
00:33:49,543 --> 00:33:51,062
‫خوبه.

547
00:33:51,200 --> 00:33:52,960
‫- من؟
‫- آره.

548
00:33:53,099 --> 00:33:55,308
‫ایمیل میفرستم با همه اطلاعاتی
‫که برای روز اول لازم داری، باشه؟

549
00:33:55,446 --> 00:33:58,725
‫- باشه. عالیه. خیلی ممنون.

550
00:33:58,863 --> 00:34:00,899
‫- خوشبختم رندی.
‫- منم.

551
00:34:01,417 --> 00:34:03,488
‫- دوباره ممنون بابت فرصت.
‫- حتماً. خداحافظ.

552
00:34:03,626 --> 00:34:05,007
‫هیجان دارم. خداحافظ.

553
00:34:05,973 --> 00:34:09,011
‫- انتخاب خوبیه.
‫- درسته؟ یعنی چک شده.

554
00:34:09,149 --> 00:34:10,771
‫یعنی همشون رو که فرستادم چک شدن،

555
00:34:10,909 --> 00:34:13,291
‫ولی فکر کردم شما دو تا
‫مخصوصاً با هم جور میشین.

556
00:34:13,429 --> 00:34:15,431
‫باشه، فقط باید روند خودمو طی کنم.

557
00:34:15,569 --> 00:34:19,366
‫آره، روند خوبه تا وقتی شامل
‫بهداشت دیجیتال خوب باشه.

558
00:34:19,504 --> 00:34:22,783
‫خب، روز اول مل میتونی
‫همه‌شو بهش درس بدی.

559
00:34:22,921 --> 00:34:24,026
‫میدم.

560
00:34:24,164 --> 00:34:26,960
‫- فقط در مورد کولتر بهم خبر بده.
‫- میدم.

561
00:34:30,550 --> 00:34:31,689
‫چی شد؟

562
00:34:33,587 --> 00:34:35,244
‫یه چیزی رو جا انداختیم.

563
00:34:36,728 --> 00:34:39,628
‫چرا جرد داره از کلیسا دور میشه؟

564
00:34:40,284 --> 00:34:42,665
‫ممکنه تلفنو انداخته باشه، ما رو گمراه کنه.

565
00:34:42,803 --> 00:34:45,151
‫نه، راه ‌بندات تا حالا میگرفتنش.

566
00:34:46,497 --> 00:34:50,949
‫مادر برتر گفت مهمه آیین شخصی باشه، درسته؟

567
00:34:54,263 --> 00:34:56,576
‫- داریم جای اشتباه میریم.
‫- اولین آتش...

568
00:34:56,714 --> 00:34:58,957
‫اولین آتشی که هستون روشن کرد، درسته؟

569
00:34:59,096 --> 00:35:00,511
‫همونی که خانواده کالینز رو کشت.

570
00:35:00,649 --> 00:35:02,823
‫این برای امیلی و هستون
‫شخصی میشه، درسته؟

571
00:35:02,961 --> 00:35:04,342
‫- آره.
‫- شرق اینجاست؟

572
00:35:04,480 --> 00:35:06,206
‫درسته. زیاد دور نیستیم.

573
00:35:06,344 --> 00:35:08,588
‫یعنی اونجا از زمان فاجعه خالیه. دور بزن.

574
00:35:12,212 --> 00:35:16,492
‫همه واحد‌ها، مظنون داره میره
‫به ملک کالینز تو جاده لمبارد.

575
00:35:16,630 --> 00:35:18,322
‫<i>گرفتم. در راه.</i>

576
00:35:34,993 --> 00:35:37,858
‫چرا داری این کارو میکنی؟ تو کی هستی؟

577
00:35:42,104 --> 00:35:43,485
‫جلوشو بگیر.

578
00:35:45,176 --> 00:35:47,109
‫اشکال نداره.

579
00:35:47,247 --> 00:35:51,424
‫امروز فرصت داری جونت رو
‫برای هدف بزرگتری بدی.

580
00:35:58,845 --> 00:36:03,608
‫لطفاً! نکن اینو!

581
00:36:12,376 --> 00:36:15,689
‫ششش. زود آزاد میشی.

582
00:36:19,037 --> 00:36:24,181
‫نه، نه، نه، نه. نه، نه.
‫نکن. لطفاً!

583
00:36:24,905 --> 00:36:27,149
‫یکی کمکم کنه!

584
00:36:36,503 --> 00:36:38,402
‫باید منتظر پشتیبان بمونیم.

585
00:36:38,540 --> 00:36:40,197
‫وقت نداریم. طبق ترجمه ام
‫میگه هر ثانیه مهمه.

586
00:36:40,335 --> 00:36:41,646
‫باشه، جدا شیم.

587
00:36:41,784 --> 00:36:43,476
‫من کمپر رو پاکسازی میکنم. تو خونه میبینمت.

588
00:36:43,614 --> 00:36:44,753
‫مراقب باش.

589
00:37:25,932 --> 00:37:27,140
‫لطفاً.

590
00:37:42,155 --> 00:37:45,538
‫ولش کن! ولش کن!

591
00:37:48,437 --> 00:37:49,818
‫جلوشو بگیر!

592
00:37:53,097 --> 00:37:55,064
‫بندازش

593
00:38:03,694 --> 00:38:08,699
‫نه! لطفاً! لطفاً.

594
00:38:13,980 --> 00:38:15,153
‫نه!

595
00:38:15,775 --> 00:38:19,157
‫دروغگو! دروغگویی!

596
00:38:41,352 --> 00:38:42,836
‫گرفتمت، بیا.

597
00:38:46,046 --> 00:38:47,910
‫- خوبی؟
‫- فکر کنم.

598
00:38:48,048 --> 00:38:50,534
‫- آره؟ میبرمت بیرون. صبر کن.
‫- ممنون.

599
00:38:52,708 --> 00:38:55,021
‫بیا. بریم. بریم.

600
00:39:18,078 --> 00:39:20,046
‫چطوری؟ خوبی؟

601
00:39:20,460 --> 00:39:24,050
‫آره، فکر کنم یه مدت افتضاح باشم،
‫ ولی آره، خوب میشم.

602
00:39:24,188 --> 00:39:25,810
‫خوبه، خوشحالم شنیدم.

603
00:39:26,846 --> 00:39:28,917
‫اون چی؟ فکر میکنی خوب بشه؟

604
00:39:29,055 --> 00:39:32,886
‫آره. آره، قویه. فکر کنم خوب بشه.

605
00:39:33,508 --> 00:39:34,785
‫همه‌ اش پشت سرشه حالا.

606
00:39:35,441 --> 00:39:38,961
‫خواهر کارلوتا باوراشو قاطی کرده.

607
00:39:39,099 --> 00:39:41,205
‫فکر کرده داره جنگ مقدس میکنه.

608
00:39:41,343 --> 00:39:44,726
‫آره، ولی اینجوری شروع نشد.
‫یه چیزی بهش دست زده و خوب نبوده.

609
00:39:45,278 --> 00:39:47,763
‫نمیدونم، کلی تاریکی اون بیرون هست.

610
00:39:47,901 --> 00:39:49,696
‫نمیگم شیطان،

611
00:39:49,834 --> 00:39:52,423
‫ولی چیزایی که میتونن
‫شر واقعی رو به دنیا بیارن.

612
00:39:53,079 --> 00:39:54,494
‫و هستون...

613
00:39:55,253 --> 00:39:56,289
‫آره.

614
00:39:57,117 --> 00:39:58,912
‫نمیدونم به پدر مادرش چی بگم.

615
00:39:59,361 --> 00:40:01,190
‫خیلی وقت پیش از دستش دادن.

616
00:40:02,122 --> 00:40:04,124
‫ولی راحتتر که نمیکنه.

617
00:40:04,262 --> 00:40:07,921
‫طنز ماجرا اینه که هستون با
‫پاره کردن بنداش جون امیلی رو نجات داد.

618
00:40:08,405 --> 00:40:09,992
‫عدالت شاعرانه.

619
00:40:10,130 --> 00:40:12,685
‫جهان گند زد و تصادفی یه کار عادلانه کرد.

620
00:40:12,823 --> 00:40:14,100
‫آره.

621
00:40:14,480 --> 00:40:18,518
‫هر چی بیشتر تو این کارم، کمتر به نظر میرسه.

622
00:40:19,795 --> 00:40:22,108
‫برای این شهر کلی کار خوب میکنی، میدونی؟

623
00:40:22,798 --> 00:40:24,628
‫خیلی خوش ‌شانسن که تو رو دارن.

624
00:40:26,388 --> 00:40:27,803
‫میبینمت، کولتر.

625
00:40:28,839 --> 00:40:30,530
‫اگه اول من ببینمت نه.

626
00:40:37,641 --> 00:40:40,644
‫آقای شاو. بگیر.

627
00:40:41,714 --> 00:40:45,821
‫فقط در موفقیت میگیرم.
‫نتونستم پسرتونو برگردونم.

628
00:40:46,339 --> 00:40:49,929
‫چرا... چرا این پول رو به امیلی نمیدین؟

629
00:40:50,447 --> 00:40:52,000
‫میتونه باهاش کار خوبی بکنه.

630
00:40:55,521 --> 00:40:56,660
‫باشه.

631
00:40:59,110 --> 00:41:00,249
‫ممنون.

632
00:41:00,629 --> 00:41:01,768
‫ممنون.

633
00:41:31,529 --> 00:41:38,529
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور
634
00:41:38,553 --> 00:41:52,553
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

