1
00:00:00,001 --> 00:00:07,001
ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

2
00:00:10,427 --> 00:00:12,888
‫«مَشِقت و دردسر، مشقت و دردسر

3
00:00:13,388 --> 00:00:16,308
‫آتش گُر می‌گیرد، و دیگ می‌جوشد

4
00:00:17,226 --> 00:00:19,937
‫خون بوزینه در دیگ می‌ریزد

5
00:00:20,020 --> 00:00:22,272
‫با سوزشی که در نوک انگشتانم جاریست،

6
00:00:23,232 --> 00:00:25,734
‫اتفاقی شرور در این راه راهیست»

7
00:00:34,868 --> 00:00:36,203
‫جسد کوچولومون چطوره؟

8
00:00:36,787 --> 00:00:38,956
‫دکتر گفت بهتره براش کتاب بخونم

9
00:00:39,039 --> 00:00:40,332
‫منم کتاب «مکبث» رو انتخاب کردم

10
00:00:40,415 --> 00:00:42,751
‫هیچ چیز مثل مرگ، ناامیدی و قطع عضو

11
00:00:42,834 --> 00:00:45,003
‫نمی‌تونه اون رو به هوش بیاره

12
00:00:45,671 --> 00:00:47,047
‫تیش، بیخیال

13
00:00:47,130 --> 00:00:50,259
‫دانمارک فردا هم کشور فاسدیه
‫(اشاره به داستان نمایشنامه‌ی مکبث)

14
00:00:52,010 --> 00:00:53,679
‫مصیبت رو اشتباه متوجه شدی، عزیزم

15
00:00:57,349 --> 00:00:58,349
‫بیا بریم

16
00:01:15,325 --> 00:01:17,494
‫صبحت بخیر، خوابالو

17
00:01:17,578 --> 00:01:18,662
‫مدیر ویمز؟

18
00:01:18,745 --> 00:01:20,455
‫برای حموم کردن با اسفنج آماده‌ای؟

19
00:01:20,539 --> 00:01:22,457
‫این دیگه کدوم جهنمیه؟

20
00:01:26,153 --> 00:01:27,153
‫[ اتاق بیمار ]

21
00:01:40,475 --> 00:01:42,394
‫خانم آدامز...

22
00:01:45,522 --> 00:01:46,940
‫اینجا جهنم نیست

23
00:01:47,691 --> 00:01:50,319
‫اما سردرگم شدن قابل درکه

24
00:01:50,402 --> 00:01:52,821
‫اگه نمردم، پس تو چرا اینجایی؟

25
00:01:52,904 --> 00:01:55,073
‫چون من راهنمای معنوی جدیدتم

26
00:01:55,157 --> 00:01:56,408
‫سورپرایز!

27
00:01:56,491 --> 00:01:59,661
‫غیرممکنه.
‫راهنمای معنوی باید یکی از بستگان باشه

28
00:01:59,745 --> 00:02:01,955
‫مثل اینکه ۱۳ نسل عقب‌تر به هم می‌رسیم

29
00:02:02,039 --> 00:02:03,582
‫و خودمون ۲ نسل با هم فاصله داریم

30
00:02:04,166 --> 00:02:06,043
‫حتماً گزینه‌ی دیگه‌ای وجود داره

31
00:02:06,627 --> 00:02:09,796
‫راهنمای معنوی قبلیت
‫روحش رو فدا کرد تا تو رو نجات بده

32
00:02:10,380 --> 00:02:13,675
‫باور کن هیچکس حاضر نبود
‫این مسئولیت رو بپذیره

33
00:02:13,759 --> 00:02:14,801
‫ولی تو پذیرفتی

34
00:02:14,885 --> 00:02:18,138
‫احتمال وسوسه‌انگیز عذاب دادن تو
‫اونم بعد از مرگ

35
00:02:18,221 --> 00:02:20,390
‫اونقدر خوب بود که نمی‌تونستم
‫از دستش بدم

36
00:02:20,474 --> 00:02:22,809
‫حالا، اخیراً خیلی مشغول بودی...

37
00:02:24,436 --> 00:02:25,687
‫بیا یه جمع‌بندی بکنیم...

38
00:02:26,396 --> 00:02:27,981
‫توانایی ذهنیت رو از دست دادی

39
00:02:28,065 --> 00:02:29,358
‫بعد از اینکه کامل بهش مسلط شدم

40
00:02:29,441 --> 00:02:33,820
‫به بهترین و تنها دوستت اینید سینکلر
‫درمورد مرگ قریب‌الوقوعش دروغ گفتی

41
00:02:33,904 --> 00:02:35,238
‫می‌خواستم ازش محافظت کنم

42
00:02:35,322 --> 00:02:37,366
‫و تیر خلاص به همه چیز

43
00:02:37,449 --> 00:02:40,494
‫آزاد کردن تایلر گلپین، یه هاید قاتل،

44
00:02:40,577 --> 00:02:44,122
‫از یه مرکز روانپزشکی فوق امنیتی

45
00:02:44,206 --> 00:02:46,917
‫تبریک میگم، خانم آدامز

46
00:02:47,000 --> 00:02:51,046
‫غرور و اعتماد به نفست دوباره باعث شده
‫معمار نابودی خودت بشی

47
00:02:51,129 --> 00:02:53,548
‫فکر نمی‌کردم مرگ باعث بشه
‫از قبل فخرفروش‌تر بشی

48
00:02:53,632 --> 00:02:56,551
‫و غرور تو فقط باعث شده
‫غیرقابل‌تحمل‌تر بشی

49
00:02:56,635 --> 00:03:00,013
‫چطوره تواناییم رو بهم برگردونی
‫تا هر کدوم‌مون بره پی کارش؟

50
00:03:02,099 --> 00:03:03,725
‫تواناییت...

51
00:03:03,809 --> 00:03:06,478
‫به طور جدایی‌ناپذیری با هویتت پیوند خورده

52
00:03:06,561 --> 00:03:08,021
‫ازش سوءاستفاده کردی

53
00:03:08,105 --> 00:03:09,564
‫حرف‌های مادرم رو تکرار می‌کنی

54
00:03:09,648 --> 00:03:11,274
‫حرف‌های ناراحت‌کننده‌ای می‌زنی

55
00:03:11,358 --> 00:03:12,526
‫ولی خب...

56
00:03:13,151 --> 00:03:14,653
‫روی منی که مُردم، تاثیری ندارن

57
00:03:14,736 --> 00:03:16,321
‫به اندازه‌ی کافی از این حرف‌ها شنیدم

58
00:03:18,490 --> 00:03:19,490
‫پس بیدار شو!

59
00:03:20,821 --> 00:03:34,821
.:: telegram: @zarfilmz ::.
.:: instagram: @ZarFilm_Com ::.

60
00:04:14,590 --> 00:04:19,160
‫« ونـزدی »

61
00:04:19,161 --> 00:04:22,161
‫« قـسـمـت پـنـجـم: قـایـم‌بـاشـک مـصـیـبـت‌بـار بـا هـایـد »

62
00:04:25,599 --> 00:04:29,144
‫عصرتون بخیر، من جودی اِستون‌هرست هستم،
‫مدیر موقت «ویلو هیل»
‫[ افراد تحت تعقیب ]

63
00:04:30,187 --> 00:04:34,149
‫دو هفته‌ی پیش تأسیسات ما
‫دچار قطعی برق فاجعه‌باری شد

64
00:04:34,232 --> 00:04:37,444
‫و در نتیجه ۴۶ نفر از ساکنان اینجا فرار کردن

65
00:04:38,028 --> 00:04:40,405
‫متاسفانه چندین نفر کشته شدن،

66
00:04:40,489 --> 00:04:43,909
‫از جمله مدیر دوست‌داشتنی‌مون،
‫دکتر ریچل فیربورن

67
00:04:43,992 --> 00:04:46,787
‫اما با کمک قهرمانانه‌ی نیروهای کلانتری،

68
00:04:46,870 --> 00:04:49,456
‫فعلاً ۴۳ نفر از فراری‌ها رو دستگیر کردیم

69
00:04:49,539 --> 00:04:52,626
‫اونا رو به مراکز درمانی دیگه می‌فرستیم،

70
00:04:52,709 --> 00:04:54,461
‫چون قراره ویلو هیل...

71
00:04:55,253 --> 00:04:57,297
‫تا مدت نه چندان زیادی بسته باشه

72
00:04:57,380 --> 00:04:58,381
‫ممنون

73
00:04:59,341 --> 00:05:02,093
‫کلانتر سانتیاگو!

74
00:05:02,177 --> 00:05:04,888
‫این ۳ نفر هنوز تحت تعقیب هستن:

75
00:05:04,971 --> 00:05:06,640
‫فستر آدامز،

76
00:05:06,723 --> 00:05:08,683
‫بیماری که هنوز ناشناسه،

77
00:05:08,767 --> 00:05:10,519
‫و تایلر گلپین

78
00:05:10,602 --> 00:05:14,689
‫دوباره تاکید می‌کنم که این سه نفر
‫به شدت خطرناک هستن

79
00:05:14,773 --> 00:05:16,399
‫اگه هر کدوم‌شون رو دیدید،

80
00:05:16,483 --> 00:05:18,860
‫فوراً با کلانتری تماس بگیرید

81
00:05:18,944 --> 00:05:20,111
‫بله

82
00:05:20,195 --> 00:05:22,239
‫به نظرتون هنوز توی این منطقه‌ان؟

83
00:05:22,322 --> 00:05:24,533
‫معتقدیم که فستر آدامز از اینجا رفته

84
00:05:24,616 --> 00:05:26,326
‫چیزی درمورد بیمار ناشناس نمی‌دونیم

85
00:05:26,409 --> 00:05:30,372
‫می‌دونیم که تایلر
‫به علت تیر خوردن زخمی شده

86
00:05:31,623 --> 00:05:33,625
‫دیگه سوالی رو جواب نمیدم

87
00:05:34,086 --> 00:05:35,958
‫[ معاون کلانتری: ونزدی به هوش اومده! ]

88
00:05:36,758 --> 00:05:39,965
‫خانم استون‌هرست، ونزدی آدامز به هوش اومده

89
00:05:40,048 --> 00:05:42,509
‫کنجکاوم بشنوم نقش اون
‫توی این ماجرا چی بوده

90
00:05:43,176 --> 00:05:47,055
‫همونطور که بهتون گفتم، کلانتر،
‫فقط بد موقع اومده بود اینجا

91
00:05:47,138 --> 00:05:50,100
‫یواشکی اومده بود داخل
‫تا بدون اجازه به عموش سر بزنه

92
00:05:50,183 --> 00:05:52,102
‫مطمئنی نمی‌خواسته فراریش بده؟

93
00:05:52,686 --> 00:05:54,938
‫اصلاً امکان نداره یه دختر نوجوون معمولی

94
00:05:55,021 --> 00:05:57,983
‫بتونه تدابیر امنیتی ویلو هیل رو دور بزنه

95
00:05:58,567 --> 00:06:01,152
‫اگه بخوام ونزدی آدامز رو توصیف کنم
‫اصلاً از کلمه‌ی «معمولی» استفاده نمی‌کنم

96
00:06:01,862 --> 00:06:02,863
‫هوم

97
00:06:04,072 --> 00:06:07,367
‫خب، اگه اجازه بدید،
‫کار یه مدیر موقت هیچوقت تموم نمیشه

98
00:06:32,809 --> 00:06:36,229
‫همه‌ی فراری‌های آزمایشگاه «لوئیس» رو کُشتم،
‫فقط یکی‌شون مونده

99
00:06:36,813 --> 00:06:38,189
‫بیمار شماره‌ی ۱۹۳۸

100
00:06:38,273 --> 00:06:40,942
‫با توجه به قیافه‌ش،
‫فکر نمی‌کنم بتونه مقاومت کنه

101
00:06:41,026 --> 00:06:44,613
‫کلانتر هنوز از «لوئیس» خبر نداره
‫و می‌خوام همینطور بمونه

102
00:06:44,696 --> 00:06:48,658
‫بودجه‌م برای مواقع ضروری رو
‫برای استخدام کردن تو خرج کردم،

103
00:06:48,742 --> 00:06:51,620
‫پس کارت رو انجام بده و پیداش کن

104
00:06:53,317 --> 00:06:56,955
‫[ بیمارستان عمومی جریکو ]

105
00:07:02,881 --> 00:07:04,132
‫به این زودی داری میری؟

106
00:07:06,343 --> 00:07:07,802
‫برات گل سوسن آوردم

107
00:07:09,846 --> 00:07:11,890
‫نماد احیا و شروع‌های جدیده

108
00:07:11,973 --> 00:07:15,685
‫کلانتر از طرف یه ناشناس خبری دریافت می‌کنه
‫درمورد اینکه باید آزمایشگاه مخفیت رو بررسی کنه

109
00:07:15,769 --> 00:07:18,563
‫متاسفانه فقط چندتا جعبه
‫پر از پرونده‌های خاک‌گرفته پیدا می‌کنه

110
00:07:18,647 --> 00:07:22,692
‫اسرار من مُردن و جایی دفن شدن
‫که هیچوقت پیدا نمیشن

111
00:07:23,276 --> 00:07:26,029
‫- اگه اومدی پز بدی...
‫- کی داره پز میده؟

112
00:07:26,112 --> 00:07:28,406
‫تو دستاوردهای زندگی پدرم رو خراب کردی

113
00:07:28,490 --> 00:07:31,952
‫فقط اومدم اینجا که مطمئن بشم
‫بیش‌تر از این خراب‌کاری نمی‌کنی

114
00:07:32,035 --> 00:07:33,995
‫خراب‌کاری تازه اولشه

115
00:07:34,496 --> 00:07:36,039
‫قصد دارم ویرانی به بار بیارم

116
00:07:36,122 --> 00:07:40,418
‫اگه من جای تو بودم زیاد به ویرانی
‫فکر نمی‌کردم، دختر خانم

117
00:07:40,502 --> 00:07:42,295
‫مگه اینکه بخوای به کلانتر سانتیاگو بگم

118
00:07:42,379 --> 00:07:44,923
‫که غیرقانونی وارد ویلو هیل شدی

119
00:07:45,423 --> 00:07:46,800
‫بیماره شماره‌ی ۱۹۳۸ کیه؟

120
00:07:48,093 --> 00:07:50,178
‫چرا برای اون اعلامیه‌ی تقلبی درست نکردی؟

121
00:07:50,261 --> 00:07:52,305
‫چی باعث شده اونقدر خاص باشه؟

122
00:07:52,389 --> 00:07:54,474
‫نمی‌دونم درمورد کی حرف می‌زنی

123
00:07:55,809 --> 00:07:58,061
‫انگار همه‌ی اسرارت رو دفن نکردی

124
00:08:00,522 --> 00:08:02,190
‫ونزدی آدامز؟

125
00:08:02,774 --> 00:08:04,734
‫تا حالا گل پژمرده تحویل نداده بودم

126
00:08:04,735 --> 00:08:06,965
‫[ تو و اینید امشب می‌میرید ]

127
00:08:07,821 --> 00:08:09,155
‫کی این رو بهت داد؟

128
00:08:27,966 --> 00:08:30,260
‫صبحتون بخیر، بچه‌های بیمار

129
00:08:30,343 --> 00:08:32,846
‫ما اومدیم شادی روز مردگان رو
‫با شما تقسیم کنیم

130
00:08:32,929 --> 00:08:36,182
‫تویی! اون چشم‌های ترسناک رو می‌شناسم

131
00:08:36,891 --> 00:08:38,351
‫امیدوارم آبله بگیری!

132
00:08:40,603 --> 00:08:45,150
‫مستقیم از «دنیای مهاجران»،
‫گروه موسیقی «می‌فلاور» رو بهتون معرفی می‌کنم
‫(کشتی مسافرتی‌ای که موجب
‫نخستین مهاجرت انگلیسی‌ها به دنیای جدید شد)

133
00:08:49,571 --> 00:08:52,824
‫نگران نباش، مامان.
‫کسی اینجا پیدات نمی‌کنه

134
00:08:52,907 --> 00:08:56,202
‫بعد از آتیش‌سوزی سال گذشته،
‫ورود به این بخش از مدرسه ممنوعه

135
00:08:56,786 --> 00:09:00,165
‫تا وقتی اینجا باشی، از دست
‫گیدیون و «مورنینگ سانگ» در امانی

136
00:09:04,794 --> 00:09:06,671
‫اسم این یارو گیدیون رو توی اینترنت زدم

137
00:09:07,213 --> 00:09:10,550
‫یه نفر نوشته بود که هفته‌ی گذشته
‫توی یه مسافرخونه توی بوستون اون رو دیده

138
00:09:10,633 --> 00:09:13,053
‫- داره نزدیک‌تر میشه
‫- آره، لطفاً به مامانم نگو

139
00:09:13,136 --> 00:09:14,804
‫وگرنه خیلی بیش‌تر می‌ترسه

140
00:09:15,430 --> 00:09:17,849
‫وای، پسر. هنوزم باورم نمیشه که شما

141
00:09:17,932 --> 00:09:20,060
‫توی رسوایی «مورنینگ سانگ» دخیل بودید

142
00:09:20,560 --> 00:09:22,854
‫مامانم یکی از اولین اعضای فرقه بود

143
00:09:22,937 --> 00:09:25,523
‫گیدیون از آواز افسون‌گری اون استفاده می‌کرده
‫تا مردم رو جذب فرقه‌ش کنه

144
00:09:25,607 --> 00:09:27,525
‫مامانم گفت وقتی فرقه شروع به کار کرده،

145
00:09:27,609 --> 00:09:29,819
‫در واقع می‌خواستن به مطرودها کمک کنن

146
00:09:30,320 --> 00:09:31,863
‫یه جامعه‌ی واقعی تشکیل دادن

147
00:09:31,946 --> 00:09:33,156
‫پس چه اتفاقی براشون افتاده؟

148
00:09:33,990 --> 00:09:36,367
‫فرقه‌ها معمولاً با نیّات خوب شروع می‌کنن

149
00:09:37,535 --> 00:09:40,080
‫کوچیک که بودم،
‫گیدیون قهرمان زندگیم بود

150
00:09:40,163 --> 00:09:44,042
‫بین همه‌ی بچه‌ها، من سوگولیش بودم

151
00:09:44,125 --> 00:09:45,543
‫اما بعدش نقابش برداشته شد،

152
00:09:45,627 --> 00:09:48,671
‫و متوجه شدم که من رو آموزش می‌داده
‫تا جای مامانم رو بگیرم

153
00:09:49,672 --> 00:09:51,716
‫اوضاع خیلی سریع وخیم شد

154
00:09:53,176 --> 00:09:56,429
‫ببین، تا وقتی کسی ندونه
‫که مامانت توی نِورموره،

155
00:09:58,098 --> 00:10:00,391
‫گیدیون نمی‌تونه اون یا تو رو اذیت کنه

156
00:10:22,622 --> 00:10:25,875
‫ونزدی! فکر نمی‌کردم تا چند روز دیگه برگردی

157
00:10:26,459 --> 00:10:27,585
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

158
00:10:27,669 --> 00:10:30,046
‫اومدم توی زیستگاه طبیعیت ببینمت

159
00:10:32,423 --> 00:10:33,550
‫آه...

160
00:10:34,467 --> 00:10:35,969
‫من اینجا زندگی می‌کنم، یادته؟

161
00:10:36,052 --> 00:10:37,853
‫احتمالاً هنوز درد داری

162
00:10:37,887 --> 00:10:40,098
‫درد بهم یادآوری می‌کنه که هنوز زنده‌ام

163
00:10:40,181 --> 00:10:43,268
‫مامانت گفت توی کلبه می‌مونی
‫تا یه‌کم حالت بهتر بشه

164
00:10:43,351 --> 00:10:46,062
‫برای اون کار وقت ندارم.
‫تایلر هنوز اون بیرونه

165
00:10:46,646 --> 00:10:50,567
‫کلانتر سانتیاگو گفت یا به‌خاطر تیر خوردن مُرده،
‫یا از این شهر رفته

166
00:10:50,650 --> 00:10:51,734
‫اون زنده‌ست

167
00:10:52,235 --> 00:10:53,236
‫توی شهر جریکوئه

168
00:10:53,319 --> 00:10:54,696
‫دیدیش؟

169
00:10:54,779 --> 00:10:56,573
‫باید وسایلت رو جمع کنی و بری خونه

170
00:10:56,656 --> 00:10:58,575
‫برم خونه؟ چرا؟

171
00:10:58,658 --> 00:11:01,995
‫می‌خواد هردوتامون رو بکشه.
‫می‌خوام اوضاع رو درست کنم

172
00:11:02,579 --> 00:11:04,747
‫درستش کنی؟ به‌خاطر تو فرار کرده

173
00:11:04,831 --> 00:11:06,124
‫حرفش حقه

174
00:11:06,708 --> 00:11:08,918
‫من از تایلر نمی‌ترسم.
‫قبلاً یه بار شکستش دادم

175
00:11:09,002 --> 00:11:12,380
‫ماه کامل هفته‌ی بعدی اتفاق می‌افته.
‫بار قبلی شانس آوردی

176
00:11:12,463 --> 00:11:15,592
‫«شانس آوردی» یعنی چی؟
‫هنوز زخم‌های اون دعوا روی بدنم هستن

177
00:11:15,675 --> 00:11:17,075
‫تایلر تو رو به یه درخت چسبونده بود

178
00:11:17,135 --> 00:11:19,637
‫و نزدیک بوده گلوت رو جرواجر کنه،
‫ولی گلپین بهش شلیک کرده

179
00:11:19,721 --> 00:11:21,181
‫گزارش پلیس رو خوندم

180
00:11:21,264 --> 00:11:24,184
‫پس فکر کنم شانس آوردی
‫که من اومدم و نجاتت دادم

181
00:11:24,267 --> 00:11:26,144
‫تایلر می‌خواست دل و روده‌ی تو رو هم
‫بریزه بیرون، یادته؟

182
00:11:26,227 --> 00:11:28,188
‫اینجا هم حالت رو گرفت

183
00:11:28,271 --> 00:11:31,065
‫- درمورد اون رویایی که دیدی بهش بگو
‫- تو دخالت نکن

184
00:11:31,149 --> 00:11:33,026
‫با کی حرف می‌زنی؟

185
00:11:33,109 --> 00:11:34,109
‫هیچکس

186
00:11:34,611 --> 00:11:37,091
‫خیلی‌خب، همه‌ی این حرف‌هات رو
‫می‌ذارم پای ضربه‌ای که به سرت خورده

187
00:11:37,155 --> 00:11:38,531
‫اینید، دارم تلاش می‌کنم
‫جونت رو نجات بدم

188
00:11:38,615 --> 00:11:40,491
‫نیازی نیست تو نجاتم بدی

189
00:11:40,575 --> 00:11:43,494
‫برای همین بهم گفتی جلوی ویلو هیل
‫فقط نگهبانی بدم؟

190
00:11:44,370 --> 00:11:45,747
‫فکر می‌کنی خیلی ضعیفم؟

191
00:11:47,498 --> 00:11:49,751
‫سکوتت کرکننده‌ست

192
00:11:51,169 --> 00:11:53,171
‫- کجا میری؟
‫- میرم پیش گله‌م باشم

193
00:11:53,671 --> 00:11:55,673
‫شاید فکر کنی توی این مدرسه
‫فقط خودت توانایی داری،

194
00:11:55,757 --> 00:11:57,357
‫اما نمی‌تونی همه‌ی کارها رو تنهایی انجام بدی

195
00:11:57,383 --> 00:12:00,220
‫چون دنیا اونطوری نیست،
‫حتی برای ونزدی آدامز

196
00:12:03,681 --> 00:12:05,391
‫خانم سینکلر برنده شد

197
00:12:06,434 --> 00:12:08,686
‫از اتاق و سرم برو بیرون

198
00:12:14,150 --> 00:12:17,028
‫تایلر گفت که من و اینید امروز می‌میریم

199
00:12:17,111 --> 00:12:20,490
‫شاید یه دیوونه‌ی روانی باشه،
‫اما زمان‌بندیش شاعرانه‌ست

200
00:12:20,573 --> 00:12:22,450
‫اگه قرار باشه روز آخر عمرم رو انتخاب کنم،

201
00:12:22,533 --> 00:12:25,578
‫مُردن توی روز مردگان
‫در صدر فهرستم قرار داره

202
00:12:26,496 --> 00:12:29,332
‫روز مردگان همیشه
‫تعطیلات موردعلاقه‌م بوده

203
00:12:29,415 --> 00:12:31,459
‫تزئینات دلهره‌آور، گردهمایی در قبرستان،

204
00:12:31,542 --> 00:12:33,962
‫و فرصت ارتباط با بستگان از دست رفته

205
00:12:34,045 --> 00:12:35,296
‫کدوم بخشش دوست‌داشتنی نیست؟

206
00:12:35,880 --> 00:12:37,257
‫متاسفانه، امسال

207
00:12:37,340 --> 00:12:40,551
‫یه روح از گذشته‌م بدون اینکه دعوتش کنم
‫مثل یه مهمون ناخونده وارد زندگیم شده

208
00:12:40,635 --> 00:12:44,264
‫دوست داشتم ببینم
‫مراسم یادبود ویمز کجا برگزار میشه

209
00:12:44,347 --> 00:12:46,933
‫آخه جونم رو فدای مدرسه کردم

210
00:12:47,016 --> 00:12:50,603
‫حرف‌های مرموز گودی رو بیش‌تر ترجیح می‌دادم
‫تا اینکه تو به عنوان یه روح من رو تعقیب کنی

211
00:12:51,229 --> 00:12:53,940
‫انتظار یه مراسم باشکوه رو نداشتم

212
00:12:54,023 --> 00:12:59,070
‫فقط اینکه نقاشیم کنار نقاشی‌های
‫مدیران برجسته‌ی قبلی روی دیوار نصب بشه

213
00:12:59,153 --> 00:13:00,446
‫شاید هم یه مجسمه‌ی برنز،

214
00:13:00,530 --> 00:13:04,659
‫یا حتی یه زیارتگاه کوچیک
‫برای یادبود با روشن کردن شمع

215
00:13:04,742 --> 00:13:06,369
‫یا حداقل یکی دوتا عروسک

216
00:13:06,452 --> 00:13:09,497
‫اگه قرار نیست توانایی ذهنیم رو
‫بهم برگردونی، مرخصی

217
00:13:09,580 --> 00:13:11,082
‫من که غول چراغ جادو نیستم

218
00:13:11,165 --> 00:13:12,417
‫آرزوها رو برآورده نمی‌کنم

219
00:13:13,167 --> 00:13:16,254
‫اگه می‌خوای تواناییت رو پس بگیری،
‫باید صادقانه خودت رو ارزیابی کنی

220
00:13:19,048 --> 00:13:20,883
‫خوب گرفتیش، آقای آتینجر!

221
00:13:20,967 --> 00:13:22,051
‫دیگه کی می‌خواد؟

222
00:13:24,804 --> 00:13:27,140
‫- اون دیگه کیه؟
‫- مدید دورت

223
00:13:27,724 --> 00:13:29,517
‫دورت؟ تا حالا اسمش رو نشنیدم

224
00:13:29,600 --> 00:13:32,812
‫و قطعاً اسمش توی فهرست
‫وارث‌های تاییدشده‌ی من نبوده

225
00:13:32,895 --> 00:13:35,273
‫روز مردگان مبارک!

226
00:13:38,192 --> 00:13:40,403
‫برای طراحی کردن یه تی‌شرت
‫هر بهونه‌ای خوبه، نه؟

227
00:13:41,279 --> 00:13:42,613
‫خیلی‌خب

228
00:13:43,156 --> 00:13:46,617
‫امروز همچنین روز یادبود مطرودهاست

229
00:13:47,452 --> 00:13:48,828
‫و مطابق با سنت سالانه‌مون،

230
00:13:48,911 --> 00:13:52,874
‫راه‌پیمایی یادبود به سمت قبرستان نِوِرمور
‫در نیمه‌شب آغاز میشه،

231
00:13:52,957 --> 00:13:57,253
‫و اونجا به همه‌ی مطرودهای
‫از دست رفته، ادای احترام می‌کنیم

232
00:13:58,046 --> 00:13:59,047
‫نگران نباشید،

233
00:13:59,756 --> 00:14:02,925
‫یه مراسم ناراحت‌کننده نیست
‫چون ماشین‌های غذافروشی هم بعدش میان!

234
00:14:04,969 --> 00:14:06,095
‫غذا!

235
00:14:08,514 --> 00:14:09,807
‫آره!

236
00:14:09,891 --> 00:14:13,227
‫اون یه مسئول توی شهربازیه
‫که خودش رو فرهیخته جا می‌زنه

237
00:14:15,104 --> 00:14:16,481
‫مدیر دورت

238
00:14:16,564 --> 00:14:21,027
‫ونزدی. خیلی خوشحالم که در روز مردگان
‫می‌بینم به جمع زندگان برگشتی

239
00:14:21,110 --> 00:14:22,612
‫تازه اول روزه

240
00:14:22,695 --> 00:14:25,281
‫اگه برای بهتر شدن حالت
‫کاری از دستم برمیاد...

241
00:14:25,365 --> 00:14:27,075
‫جشنواره‌های امشب رو لغو کن

242
00:14:27,158 --> 00:14:28,368
‫تایلر هنوز اون بیرونه

243
00:14:28,951 --> 00:14:31,371
‫طبق حرف‌های کلانتر سانتیاگو،
‫تایلر شهر رو ترک کرده

244
00:14:31,454 --> 00:14:33,998
‫ترک نکرده.
‫برای همه‌مون یه تهدید حساب میشه

245
00:14:34,082 --> 00:14:37,168
‫بابت نگرانیت ممنونم
‫و می‌دونم که آسیب دیدی،

246
00:14:37,251 --> 00:14:39,003
‫اما جشنواره‌های امشب رو لغو نمی‌کنیم

247
00:14:39,587 --> 00:14:41,172
‫چندتا از حامی‌های مالی
‫سرشناس رو دعوت کردم،

248
00:14:41,255 --> 00:14:44,217
‫و اونا هم می‌خوان فعالیت‌های
‫جامعه‌مون رو از نزدیک ببینن

249
00:14:44,300 --> 00:14:47,261
‫فقط قراره ببینن که یه هاید
‫چطور تیکه‌تیکه‌شون می‌کنه

250
00:14:48,012 --> 00:14:51,140
‫حتی اگه تایلر گلپین
‫بتونه بهمون نزدیک بشه،

251
00:14:51,224 --> 00:14:54,852
‫ما یه مدرسه پر از مطرودها داریم
‫که برای مهار کردنش آماده‌ان

252
00:14:54,936 --> 00:14:56,854
‫مخصوصاً استاد کاپری

253
00:14:58,064 --> 00:15:00,024
‫اون درمورد مهار کردن یه هاید چی می‌دونه؟

254
00:15:00,108 --> 00:15:01,651
‫قبلاً باهاشون سروکله زده

255
00:15:02,402 --> 00:15:04,695
‫دیگه توی این ماجرا تنها نیستی، ونزدی

256
00:15:05,696 --> 00:15:07,156
‫یه سوال دیگه

257
00:15:07,657 --> 00:15:10,076
‫برنامه داری امشب چطور
‫به مدیر ویمز ادای احترام کنی؟

258
00:15:10,827 --> 00:15:12,078
‫ادای احترام؟

259
00:15:12,161 --> 00:15:15,081
‫چندین ماهه دارم تلاش می‌کنم
‫خاطرات اون زن رو

260
00:15:15,164 --> 00:15:17,417
‫از ذهن دانش‌آموزها و حامی‌ها پاک کنم

261
00:15:17,500 --> 00:15:20,545
‫مثل بوی پنیر فاسد اصلاً از بین نمیره

262
00:15:21,462 --> 00:15:22,713
‫حالم به هم خورد

263
00:15:22,797 --> 00:15:26,134
‫بعد از اون همه زحمت که برای
‫اعتبار بخشیدن به این مدرسه کشیدم...

264
00:15:26,217 --> 00:15:27,760
‫اینم از ارزیابی صادقانه

265
00:15:37,854 --> 00:15:39,480
‫اینجایی، عزیزم

266
00:15:40,940 --> 00:15:44,110
‫می‌دونم من و مادرت اونقدر
‫حواسمون پرت خواهرت بوده

267
00:15:44,193 --> 00:15:45,778
‫که اصلاً با تو کاری نداشتیم

268
00:15:46,988 --> 00:15:48,364
‫موضوع فقط همین نیست

269
00:15:50,199 --> 00:15:51,534
‫بیش‌تر نگران اِسلرپم

270
00:15:52,034 --> 00:15:55,580
‫می‌دونم کارهای بدی انجام داده،
‫اما تقصیر خودش نیست که گرسنه‌شه

271
00:15:58,958 --> 00:16:01,544
‫از دست دادن حیوون خونگی اولت خیلی سخته

272
00:16:02,795 --> 00:16:06,674
‫عمو فستر وقتی هم‌سن تو بود
‫یه چوپاکابرا داشت
‫(موجودی افسانه‌ای و خیالی)

273
00:16:06,757 --> 00:16:09,510
‫با اینکه همیشه خون خودش رو
‫که به خورد اون جونور می‌داد،

274
00:16:09,594 --> 00:16:11,012
‫ولی خب اون یه حیوون خونگی نبود

275
00:16:11,846 --> 00:16:13,931
‫من اسلرپ رو زنده کردم

276
00:16:14,015 --> 00:16:15,725
‫مسئولیتش با منه

277
00:16:15,808 --> 00:16:16,809
‫و...

278
00:16:18,394 --> 00:16:21,314
‫می‌دونم اگه پیداش کنن،
‫احتمالاً دخلش رو میارن

279
00:16:22,690 --> 00:16:27,445
‫نظرت چیه کمکت کنم زامبیت رو پیدا کنی؟

280
00:16:28,446 --> 00:16:30,323
‫یه ماجراجویی پدر و پسری میشه

281
00:16:30,406 --> 00:16:32,450
‫- چطوره؟
‫- خوبه

282
00:16:33,034 --> 00:16:34,035
‫آره

283
00:17:05,441 --> 00:17:07,818
‫زندگیت به این وضع افتاده؟

284
00:17:09,904 --> 00:17:12,031
‫تنهایی توی فاضلاب قایم شدی

285
00:17:13,074 --> 00:17:14,700
‫تو واقعی نیستی

286
00:17:15,201 --> 00:17:17,620
‫خداروشکر مادرت الان نمی‌تونه تو رو ببینه

287
00:17:17,703 --> 00:17:20,206
‫چقدر به تو و آینده‌ت امید داشت

288
00:17:20,289 --> 00:17:21,958
‫تنها بچه‌ش

289
00:17:22,708 --> 00:17:24,335
‫پسر دوست‌داشتنیش

290
00:17:26,003 --> 00:17:27,380
‫اگه زنده بود خیلی ناامید میشد

291
00:17:27,463 --> 00:17:29,465
‫حق نداری درمورد اون حرف بزنی!

292
00:17:30,049 --> 00:17:31,801
‫اون سزاوار این بود
‫که زن یه آدم بهتری بشه

293
00:17:32,301 --> 00:17:35,012
‫آره، منم موافقم

294
00:17:35,596 --> 00:17:38,057
‫همیشه با ترس بهم نگاه می‌کردی

295
00:17:38,724 --> 00:17:40,476
‫می‌دونستی این اتفاق می‌افته

296
00:17:44,146 --> 00:17:45,940
‫سعی کردم ازت محافظت کنم

297
00:17:46,023 --> 00:17:48,359
‫با مشروب خوردن و نادیده گرفتنم؟

298
00:17:52,071 --> 00:17:53,406
‫اوضاعت خیلی خرابه

299
00:17:54,699 --> 00:17:56,242
‫اربابت رو کشتی

300
00:17:58,119 --> 00:17:59,537
‫حرکت جسورانه‌ای بود، پسر

301
00:18:01,539 --> 00:18:02,915
‫بهش نیازی نداشتم

302
00:18:02,999 --> 00:18:04,709
‫به هیچکس نیاز ندارم

303
00:18:05,668 --> 00:18:06,961
‫خودت رو تحویل بده

304
00:18:07,044 --> 00:18:08,504
‫تنهام بذار!

305
00:18:08,588 --> 00:18:10,506
‫فقط در اون صورت
‫می‌تونی جون سالم به در ببری

306
00:18:10,590 --> 00:18:14,427
‫تنهام بذار! تنهام بذار! تنهام بذار!

307
00:19:32,963 --> 00:19:34,340
‫ونزدی

308
00:19:34,840 --> 00:19:36,050
‫خوشحالم که می‌بینم به زندگی برگشتی

309
00:19:36,133 --> 00:19:38,928
‫آدم‌های زیادی نمی‌تونن بگن
‫از حمله‌ی یه هاید جون سالم به در بردن

310
00:19:39,011 --> 00:19:42,139
‫خب، تو می‌تونی اونطور بگی.
‫مدیر دورت بهم گفت

311
00:19:42,223 --> 00:19:44,642
‫آلفی پن. اسمش برات آشناست؟

312
00:19:45,476 --> 00:19:48,519
‫انگار دوست‌پسر سابقت بعد از اینکه بهت حمله کرده
‫با ضرب گلوله کشته شده

313
00:19:48,519 --> 00:19:49,438
‫[ هنرمند مطرود دیوانه
‫در تیراندازی گروه ضربت کشته شد ]

314
00:19:49,439 --> 00:19:52,024
‫چطور جرات می‌کنی
‫توی وسایل من سرک بکشی؟

315
00:19:52,108 --> 00:19:54,235
‫آلفی رو توی یه انجمن هنری
‫توی وودستوک دیدی

316
00:19:54,318 --> 00:19:57,530
‫اون رهبر جنبش «اکسپرسیونیسم خشونت‌آمیز» بوده

317
00:19:57,613 --> 00:19:59,448
‫که به اسم «هنر پاشیدگی رنگ» شناخته میشه

318
00:20:00,074 --> 00:20:02,201
‫تا اینکه زندگیش شبیه آثارش شد

319
00:20:03,369 --> 00:20:05,162
‫چی باعث شد بخواد تو رو بُکُشه؟

320
00:20:07,915 --> 00:20:09,333
‫تایلر گلپین به زودی میاد سراغمون

321
00:20:09,959 --> 00:20:11,961
‫باید درمورد هایدها همه چیز رو یاد بگیرم

322
00:20:19,176 --> 00:20:21,679
‫ماهیت واقعی آلفی رو نمی‌دونستم

323
00:20:22,388 --> 00:20:25,391
‫فقط می‌دونستم در کنار هم خوشحالیم

324
00:20:26,767 --> 00:20:28,477
‫عاشق یه هیولا شدی

325
00:20:30,104 --> 00:20:32,022
‫اربابش هم عاشقش بود

326
00:20:32,106 --> 00:20:34,775
‫اون بهش دستور داد که من رو بُکُشه

327
00:20:35,359 --> 00:20:38,320
‫خوشبختانه ماه کامل بود،
‫پس تونستم باهاش مبارزه کنم

328
00:20:38,404 --> 00:20:41,449
‫اما آلفی توی اون درگیری
‫به صورت اتفاقی اربابش رو کُشت

329
00:20:41,532 --> 00:20:42,783
‫خیلی وحشتناک بود

330
00:20:43,576 --> 00:20:45,995
‫شنیدم یه هاید بدون اربابش نمی‌تونه زنده بمونه

331
00:20:46,078 --> 00:20:48,372
‫هایدهای مذکر می‌تونن.
‫بدون داشتن ارباب دیوونه میشن

332
00:20:48,456 --> 00:20:52,001
‫روان‌پریشی، بدگُمانی، زوال سریع جسمی،

333
00:20:52,084 --> 00:20:53,669
‫و در نهایت مرگ زودهنگام

334
00:20:53,753 --> 00:20:56,464
‫اما هایدهای مونث قوی‌ترن

335
00:20:56,547 --> 00:20:57,673
‫به خودشون مسلط‌ترن

336
00:20:57,757 --> 00:20:59,842
‫تا حالا شده یه هاید یه ارباب جدید پیدا کنه؟

337
00:20:59,925 --> 00:21:02,219
‫من خبر ندارم

338
00:21:03,053 --> 00:21:05,723
‫کدوم آدمی اونقدر بی‌احتیاطه
‫که بخواد چنین کاری بکنه؟

339
00:21:06,932 --> 00:21:11,228
‫من... توصیه می‌کنم که
‫حتی بهش فکر هم نکنی

340
00:21:11,312 --> 00:21:12,313
‫معلومه که نه

341
00:21:13,272 --> 00:21:14,857
‫اون کار دیوونگیه

342
00:21:20,988 --> 00:21:21,989
‫ونزدی؟

343
00:21:22,698 --> 00:21:24,033
‫ونزدی!

344
00:21:45,609 --> 00:21:47,295
‫[ بیمار شماره‌ی ۱۹۳۸ ]

345
00:21:52,208 --> 00:21:55,741
‫[ کلبه‌ی رات‌وود ]

346
00:22:03,027 --> 00:22:06,267
‫[ مرلین تورن‌هیل ]

347
00:22:09,870 --> 00:22:12,581
‫جونم رو برای نجات دادن مدرسه فدا کردم

348
00:22:12,665 --> 00:22:15,334
‫و الان میراثی که به جا گذاشتم
‫داره بدنام میشه

349
00:22:15,417 --> 00:22:17,711
‫چون یه آدم معمولی بد رو استخدام کردم

350
00:22:17,795 --> 00:22:19,922
‫مرلین تورن‌هیل

351
00:22:20,005 --> 00:22:22,508
‫حوصله‌ی شنیدن این نالیدن‌ها رو ندارم،
‫مخصوصاً از طرف کسی که مُرده

352
00:22:22,591 --> 00:22:24,969
‫و استخدام فوق‌العاده بدی بود

353
00:22:25,594 --> 00:22:27,221
‫خود اون کُشتت، یادته؟

354
00:22:28,764 --> 00:22:30,683
‫حالا که صحبت از تورن‌هیل شد،
‫داری چیکار می‌کنی؟

355
00:22:30,766 --> 00:22:32,226
‫به تو ربطی نداره

356
00:22:32,309 --> 00:22:34,186
‫با کی حرف می‌زنی، عزیزدلم؟

357
00:22:34,270 --> 00:22:35,521
‫هیچکس، مادر

358
00:22:36,188 --> 00:22:38,774
‫با این جعبه‌های توی
‫گاراژ داری چیکار می‌کنی؟

359
00:22:38,858 --> 00:22:42,319
‫می‌خواستم بگم لِرچ همه‌ی وسایل
‫تورن‌هیل رو بسوزونه

360
00:22:42,403 --> 00:22:45,698
‫یعنی همون روش موردعلاقه‌ت
‫برای نابود کردن اطلاعات مهمی که من نیاز دارم؟

361
00:22:47,366 --> 00:22:50,411
‫از وقتی به هوش اومدی
‫فرصت نکردیم با هم حرف بزنیم

362
00:22:50,494 --> 00:22:53,497
‫من همون سکوت ناخوشایند رو بیش‌تر می‌پسندم

363
00:22:54,498 --> 00:22:58,961
‫توی روز مردگان،
‫خیلی روی از دست رفته‌ها تمرکز می‌کنیم

364
00:22:59,044 --> 00:23:01,297
‫فقط می‌خوام مطمئن بشم
‫کسایی که هنوز از دست نرفتن

365
00:23:01,380 --> 00:23:03,299
‫می‌دونن که چقدر بهشون اهمیت میدم

366
00:23:03,382 --> 00:23:07,011
‫مادرت هنوز مثل وقتی که ۱۶ سالش بود
‫به طرز وحشتناکی احساساتیه

367
00:23:08,012 --> 00:23:09,012
‫هوم

368
00:23:09,054 --> 00:23:10,556
‫چی شده، مادر؟

369
00:23:11,640 --> 00:23:13,893
‫حس می‌کنم یه نفر دیگه اینجاست

370
00:23:14,476 --> 00:23:15,811
‫عجیبه

371
00:23:16,478 --> 00:23:18,689
‫دقیقاً مثل همون حسیه که داشتم...

372
00:23:19,607 --> 00:23:21,734
‫وقتی لاریسا ویمز وارد یه اتاق میشد

373
00:23:21,817 --> 00:23:25,821
‫یعنی همون نیاز مشمئزکننده به محبوب بودن،
‫همراه با بوی زننده‌ی برتری‌طلبی؟

374
00:23:26,655 --> 00:23:29,867
‫آره. اون خیلی تنها بود، ونزدی

375
00:23:30,451 --> 00:23:31,869
‫اصلاً هم تنها نبودم

376
00:23:31,952 --> 00:23:34,496
‫زندگی اجتماعی خیلی شلوغی داشتم

377
00:23:34,580 --> 00:23:36,248
‫زندگی اجتماعیت سال‌ها قبل از خودت مُرد

378
00:23:45,341 --> 00:23:46,342
‫هوم

379
00:23:50,846 --> 00:23:53,724
‫این یه فرمول شیمیایی آلیه

380
00:23:53,807 --> 00:23:56,685
‫و اگه توی دفتر تورن‌هیله،

381
00:23:56,769 --> 00:23:59,063
‫فکر می‌کنم درمورد تایلر گلپین باشه

382
00:23:59,146 --> 00:24:01,815
‫باید آماده باشم برای وقتی که میاد سراغم

383
00:24:02,399 --> 00:24:05,319
‫حرفت رو باور نمی‌کنه، درست مثل من

384
00:24:05,402 --> 00:24:08,948
‫ونزدی، می‌دونم نمی‌تونم
‫عطش انتقامت رو از بین ببرم،

385
00:24:09,031 --> 00:24:12,993
‫اما لطفاً این هیولا رو تحریک نکن

386
00:24:14,411 --> 00:24:16,288
‫توی این ماجرا دخالت نکن

387
00:24:20,417 --> 00:24:24,296
‫راست میگی. ونزدی به تنهایی
‫نمی‌تونه یه هاید رو شکست بده

388
00:24:26,840 --> 00:24:28,300
‫و ونزدی هم راست میگه

389
00:24:28,801 --> 00:24:30,052
‫شانس آوردی

390
00:24:30,970 --> 00:24:33,722
‫باشه، دقیقاً دنبال چنین حمایتی نبودم

391
00:24:33,806 --> 00:24:36,558
‫شکارچی رأس هرم غذایی دنبالته،
‫و ماه هم کامل نیست

392
00:24:37,726 --> 00:24:40,229
‫شاید فکر بدی نباشه
‫که به مدت چندین هفته بری خونه

393
00:24:40,729 --> 00:24:42,439
‫نمی‌تونی تنهایی با تایلر بجنگی

394
00:24:49,405 --> 00:24:50,406
‫اینید!

395
00:24:52,032 --> 00:24:53,993
‫تینگ! اوه، خداروشکر

396
00:24:54,076 --> 00:24:56,537
‫من و ونزدی به تنهایی نمی‌تونیم
‫با تایلر بجنگیم

397
00:24:56,620 --> 00:24:58,664
‫به کمکت نیاز دارم
‫تا گروه نایت‌شیدز رو دوباره تشکیل بدم

398
00:25:14,755 --> 00:25:16,247
‫[ اِی‌جکس ]

399
00:25:18,427 --> 00:25:21,422
‫[ انجمن نایت‌شیدز ]
‫[ برج ایاگو - ساعت ۱۰ شب ]

400
00:25:31,613 --> 00:25:32,865
‫اسلرپ!

401
00:25:33,782 --> 00:25:34,783
‫اسلرپ!

402
00:25:35,826 --> 00:25:36,827
‫اسلرپ!

403
00:25:39,621 --> 00:25:41,123
‫بیا بیرون! پسر

404
00:25:41,206 --> 00:25:42,207
‫منم

405
00:25:42,833 --> 00:25:44,293
‫هیچکس بهت آسیب نمی‌رسونه

406
00:25:44,793 --> 00:25:46,003
‫لطفاً

407
00:25:46,086 --> 00:25:47,087
‫پاگزلی

408
00:25:48,088 --> 00:25:49,715
‫چهار ساعته داریم جنگل رو می‌گردیم

409
00:25:51,050 --> 00:25:52,926
‫دوست ندارم بگم شکست خوردیم،

410
00:25:54,261 --> 00:25:56,930
‫اما اسلرپ مراتع بهتری
‫برای پرسه‌زدن پیدا کرد

411
00:25:59,975 --> 00:26:01,351
‫بیا بریم. بزن بریم

412
00:26:01,435 --> 00:26:02,686
‫بریم خونه

413
00:26:03,270 --> 00:26:04,271
‫باشه

414
00:26:10,277 --> 00:26:11,653
‫اینجا!

415
00:26:13,614 --> 00:26:15,908
‫چه اسکلت‌های رنگارنگی

416
00:26:16,408 --> 00:26:19,078
‫- دارید کجا می‌رید؟
‫- دنیای مهاجران

417
00:26:19,745 --> 00:26:21,747
‫«شب‌های ترسناک»

418
00:26:21,830 --> 00:26:23,707
‫بریم، بابا؟ لطفاً؟

419
00:26:25,292 --> 00:26:27,419
‫- به مادرت نگو
‫- ایول!

420
00:26:38,138 --> 00:26:40,808
‫مغز قربانی از جمجمه‌ش بیرون کشیده شده

421
00:26:41,517 --> 00:26:44,812
‫درست مثل اون مربی رانندگی که جسدش
‫ماه گذشته توی جاده‌ی ۸ پیدا شد

422
00:26:44,895 --> 00:26:48,190
‫دکتر فیربورن و بقیه‌ی جسدهای
‫توی ویلو هیل رو که خودتون می‌دونید

423
00:26:48,273 --> 00:26:50,317
‫این دریدگی‌ها رو ببینید

424
00:26:50,400 --> 00:26:51,902
‫یاد چیزی نمی‌افتید؟

425
00:26:53,112 --> 00:26:55,781
‫به نظرتون تایلر گلپین و زامبی
‫با هم همکاری می‌کنن؟

426
00:26:56,406 --> 00:26:59,201
‫همین که من و تو الان داریم
‫در این مورد جدی بحث می‌کنیم

427
00:26:59,284 --> 00:27:02,121
‫بهت نشون میده که توی
‫شهر جریکو چه خبره

428
00:27:03,497 --> 00:27:05,624
‫فقط چند کیلومتر با نِورمور فاصله داریم

429
00:27:06,125 --> 00:27:09,086
‫می‌خوام ماشین‌های پلیس
‫شبانه‌روز اون اطراف گشت بزنن

430
00:27:09,169 --> 00:27:10,254
‫شرط می‌بندم...

431
00:27:10,337 --> 00:27:12,005
‫تایلر می‌خواد بره اونجا

432
00:27:12,631 --> 00:27:15,134
‫تمامی واحدها، برید به سمت آکادمی نِوِرمور

433
00:27:15,217 --> 00:27:17,719
‫کلانتر معتقده تایلر گلپین ممکنه
‫به اونجا بره

434
00:27:17,803 --> 00:27:19,179
‫خیلی احتیاط کنید

435
00:27:19,263 --> 00:27:21,265
‫مظنون به شدت خطرناکه

436
00:27:23,737 --> 00:27:27,484
‫[ شب‌های ترسناک! ]

437
00:27:27,485 --> 00:27:31,096
‫[ دنیای مهاجران ]

438
00:27:31,097 --> 00:27:36,097
‫♪ Hell - Squirrel Nut Zippers ♪

439
00:27:44,830 --> 00:27:48,208
‫آقایون؟ سلام. خوش اومدید

440
00:27:48,292 --> 00:27:50,669
‫من خانم آرلین هستم

441
00:27:50,752 --> 00:27:54,006
‫شما امشب فقط به دیدن
‫دنیای مهاجران نیومدید

442
00:27:54,089 --> 00:27:59,052
‫ما شما رو به مکزیک قدیمی می‌بریم

443
00:28:01,972 --> 00:28:07,227
‫توانایی شما در بازآفرینی دقیق
‫ماهیت این مناسبت رو تحسین می‌کنم

444
00:28:07,311 --> 00:28:10,189
‫دنیای مهاجران فقط روی اصالت تمرکز داره

445
00:28:10,272 --> 00:28:14,067
‫اوه، و حتماً از عمارت تسخیرشده‌ی ما دیدن کنید

446
00:28:14,151 --> 00:28:18,155
‫یه سوالی دارم، خانم. میشه لطفاً بگید
‫از کجا می‌تونم شیرینی چورو پیدا کنم؟

447
00:28:18,238 --> 00:28:19,239
‫آه

448
00:28:21,783 --> 00:28:22,784
‫آره

449
00:28:23,660 --> 00:28:24,745
‫خدانگهدار

450
00:28:26,163 --> 00:28:27,164
‫بیا بریم

451
00:28:33,378 --> 00:28:35,297
‫عجب گریم خفنی داری، دادا!

452
00:28:41,720 --> 00:28:43,722
‫تورن‌هیل یه روانی بود

453
00:28:43,805 --> 00:28:46,892
‫اما نبوغ و دیوانگی رفقای قدیمی هستن

454
00:28:47,643 --> 00:28:49,311
‫اون تونست هیولای درونی تایلر رو بیدار کنه

455
00:28:49,811 --> 00:28:54,149
‫سوال اینه که منم می‌تونم؟
‫اونم قبل از اینکه امشب اینید رو بکشه؟

456
00:28:56,860 --> 00:29:00,447
‫مدیر ویمز، به یه‌کم آرامش نیاز دارم،
‫یعنی دور از این مزاحمت‌های بی‌وقفه‌‌ی تو

457
00:29:01,031 --> 00:29:02,157
‫حالت خوبه؟

458
00:29:03,283 --> 00:29:06,578
‫شنیدم کما می‌تونه تأثیرات طولانی‌مدت
‫روی عملکرد مغز بذاره

459
00:29:06,662 --> 00:29:08,413
‫تو اینجا چیکار می‌کنی، اَگنس؟

460
00:29:08,497 --> 00:29:10,832
‫هر روز مخفیانه می‌اومدم به بیمارستان

461
00:29:10,916 --> 00:29:12,793
‫کارت‌های «زودی خوب شو»
‫که هر ساعت می‌فرستادی رو دیدم

462
00:29:13,293 --> 00:29:15,921
‫فقط می‌خواستم مطمئن بشم
‫که می‌دونی چقدر نگرانت بودم

463
00:29:16,672 --> 00:29:18,507
‫شاید موهات رو هم دوباره بافته باشم

464
00:29:18,590 --> 00:29:20,884
‫و وقتی پرستارها نبودن،
‫لباس‌هات رو هم پوشیده باشم

465
00:29:24,846 --> 00:29:26,056
‫یه چیز دیگه

466
00:29:26,682 --> 00:29:29,059
‫می‌دونی اعضای نایت‌شید چه برنامه‌ای داره؟

467
00:29:49,288 --> 00:29:50,414
‫کی درخواست این جلسه رو داده؟

468
00:29:51,290 --> 00:29:52,457
‫منم

469
00:29:54,459 --> 00:29:55,877
‫چقدر تعدادتون کمه

470
00:29:56,545 --> 00:30:00,132
‫اینید، تو هیچوقت به طور رسمی
‫عضوی از نایت‌شیدز نشدی

471
00:30:00,215 --> 00:30:02,801
‫چون قبل از اینکه من بهتون ملحق بشم
‫مدیر دورت انجمن رو منحل کرد

472
00:30:03,760 --> 00:30:05,554
‫خودت من رو نامزد کردی، یادته؟

473
00:30:05,637 --> 00:30:07,848
‫خب، بازم باعث نمیشه بتونی
‫درخواست برگزاری جلسه بدی...

474
00:30:07,931 --> 00:30:09,516
‫اِی‌جکس. آروم باش

475
00:30:10,142 --> 00:30:12,894
‫تایلر گلپین می‌خواد من رو بُکُشه.
‫این یه دلیل قانع‌کننده نیست؟

476
00:30:13,645 --> 00:30:16,189
‫- از کجا می‌دونی؟
‫- چون خودش به من گفت

477
00:30:18,692 --> 00:30:22,571
‫حدس می‌زنم اون خبرچین پاچه‌خوارت
‫درمورد این جلسه بهت خبر داده

478
00:30:22,654 --> 00:30:24,406
‫کوتاه نمیام، ونزدی

479
00:30:25,574 --> 00:30:26,574
‫باشه

480
00:30:27,034 --> 00:30:29,995
‫فکر کنم امشب توی راه‌پیمایی یادبود
‫تایلر می‌خواد نقشه‌ش رو اجرا کنه

481
00:30:30,078 --> 00:30:32,205
‫- اما من یه نقشه دارم
‫- برای کشتنش؟

482
00:30:33,790 --> 00:30:35,292
‫برای کنترل کردنش

483
00:30:48,096 --> 00:30:49,598
‫به عصاره‌ی نایت‌شید نیاز دارم

484
00:30:49,681 --> 00:30:51,892
‫اورلاف توی کابینت عطاری نگهش می‌داره

485
00:30:51,975 --> 00:30:53,393
‫برو قفلش رو باز کن

486
00:30:53,935 --> 00:30:56,188
‫من این ترکیبات غیرکشنده رو جمع می‌کنم

487
00:31:13,275 --> 00:31:14,465
‫[ نایت‌شید ]

488
00:31:20,879 --> 00:31:23,590
‫به جای اینکه با اینید فرار کنی
‫و برید به یه جای امن،

489
00:31:23,673 --> 00:31:26,385
‫می‌خوای ازش به عنوان یه طعمه
‫برای فریب دادن هاید استفاده کنی

490
00:31:26,468 --> 00:31:27,844
‫این کارم جواب میده

491
00:31:27,928 --> 00:31:30,764
‫فقط اگه بتونی به تایلر نزدیک بشی
‫و بهش معجون رو تزریق کنی

492
00:31:30,847 --> 00:31:34,434
‫و این به شرطیه که دستورالعمل تورن‌هیل
‫کاملاً درست باشه

493
00:31:34,518 --> 00:31:36,478
‫تو حتی نمی‌تونی
‫به توانایی خودت مسلط بشی

494
00:31:36,561 --> 00:31:38,522
‫و حالا می‌خوای به یه هاید مسلط بشی؟

495
00:31:39,272 --> 00:31:41,733
‫فقط اینطوری می‌تونم تایلر رو
‫برگردونم توی قفسش

496
00:31:42,275 --> 00:31:46,279
‫بیخیال. هر دوتامون می‌دونیم
‫که اصلاً این کارها به تو نمیاد

497
00:31:46,363 --> 00:31:48,990
‫به‌خاطر نیاز بیمارگونه‌ت به کنترل کردن همه چیز
‫داری این کار رو انجام میدی

498
00:31:49,074 --> 00:31:51,493
‫برو یه فامیل دور دیگه پیدا کن
‫و مزاحم اون بشو

499
00:31:52,202 --> 00:31:54,579
‫تورن‌هیل موفق شد هیولای درونی تایلر رو
‫آزاد و کنترل کنه

500
00:31:54,663 --> 00:31:56,998
‫چون حساب‌شده کار کرد و وابسته نبود

501
00:31:57,082 --> 00:31:58,542
‫ولی تو نسبت بهش احساساتی داری

502
00:32:00,043 --> 00:32:02,379
‫از تایلر متنفرم. تمام

503
00:32:04,881 --> 00:32:08,468
‫تنفر هم یه احساسه، خانم آدامز

504
00:32:08,552 --> 00:32:13,140
‫همراه با ترس، تحقیر، نگرانی و عشق

505
00:32:13,223 --> 00:32:17,185
‫همه‌ی احساساتی که فکر می‌کنی می‌تونی
‫سرکوب، و توی ناخودآگاهت پنهانشون کنی

506
00:32:17,269 --> 00:32:20,272
‫اما این سرکوب کردن
‫هیچ فرقی با یه بمب ساعتی نداره

507
00:32:20,355 --> 00:32:22,232
‫و اگه راهی برای خنثی کردن بمب پیدا نکنی،

508
00:32:22,315 --> 00:32:24,860
‫ممکنه توی بحرانی‌ترین لحظه منفجر بشه

509
00:32:25,694 --> 00:32:29,281
‫اصلاً فکر کن موفق شدی،
‫اون که به تورن‌هیل هم خیانت کرد

510
00:32:29,364 --> 00:32:31,241
‫به تو هم خیانت می‌کنه

511
00:32:35,662 --> 00:32:38,248
‫این کار رو نکن

512
00:32:53,780 --> 00:32:57,967
‫[ عمارت تسخیرشده ]

513
00:33:02,606 --> 00:33:03,690
‫اون دیگه کی بود؟

514
00:33:19,915 --> 00:33:20,916
‫جلوی پات رو نگاه کن

515
00:33:21,416 --> 00:33:23,668
‫چه مرگته؟ عجیب‌الخلقه

516
00:33:39,768 --> 00:33:42,729
‫به بچه‌ها گفتم امسال
‫باید واقعاً ترسناک باشه

517
00:33:53,823 --> 00:33:57,285
‫اینجا چه خبره؟

518
00:34:00,205 --> 00:34:03,166
‫کار تو اینه که مردم رو بترسونی،

519
00:34:03,250 --> 00:34:05,502
‫نه اینکه کاری کنی شلوارشون رو کثیف کنن

520
00:34:11,258 --> 00:34:16,137
‫کلانتر، چندین نفر از دنیای مهاجران
‫باهامون تماس گرفتن

521
00:34:16,221 --> 00:34:17,472
‫زامبی داره مردم رو می‌کُشه

522
00:34:17,556 --> 00:34:20,350
‫همه‌ی نیروها رو بفرست اونجا.
‫همه راه بیُفتید!

523
00:34:21,268 --> 00:34:23,186
‫توی دنیای مهاجران
‫جرم و جنایت داره رخ میده!

524
00:34:38,743 --> 00:34:40,084
‫یالا!

525
00:34:44,624 --> 00:34:47,752
‫توی عمارت تسخیرشده
‫یه زامبی قاتل هست!

526
00:34:47,836 --> 00:34:49,879
‫- اسلرپ؟
‫- پاگزلی!

527
00:34:49,963 --> 00:34:52,882
‫- خطرناکه
‫- بمون همین‌جا. نمی‌خوام اتفاقی برات بیُفته

528
00:34:52,966 --> 00:34:54,884
‫اسلرپ دوست منه. به حرفم گوش میده

529
00:34:54,968 --> 00:34:56,761
‫همین‌جا منتظر بمون، لطفاً!

530
00:34:56,845 --> 00:34:58,179
‫می‌تونم از خودم محافظت کنم

531
00:35:33,381 --> 00:35:34,591
‫پاگزلی

532
00:35:35,550 --> 00:35:36,885
‫نکن

533
00:35:44,684 --> 00:35:45,894
‫می‌تونی حرف بزنی

534
00:35:46,853 --> 00:35:47,896
‫و شبیه انسان‌ها شدی

535
00:35:47,979 --> 00:35:49,272
‫خب، تقریباً

536
00:35:49,356 --> 00:35:51,524
‫مغزها

537
00:35:52,400 --> 00:35:54,277
‫اونا من رو به حالت اولیه برگردوندن

538
00:35:54,361 --> 00:35:57,155
‫برید، برید، برید، برید

539
00:35:57,156 --> 00:35:59,385
‫[ مرگ را فراموش نکن ]

540
00:35:59,616 --> 00:36:01,493
‫کلانتر صحبت می‌کنه!

541
00:36:02,077 --> 00:36:06,039
‫هر کسی که اون داخله،
‫دست‌هاش رو بذاره روی سرش و بیاد بیرون!

542
00:36:06,122 --> 00:36:09,668
‫تو یه فرصت دیگه برای زندگی کردن بهم دادی،
‫نمی‌خوام حرومش کنم

543
00:36:09,751 --> 00:36:12,253
‫تو تنها دوست منی، پاگزلی

544
00:36:13,213 --> 00:36:14,798
‫بذار برم

545
00:36:16,508 --> 00:36:17,759
‫لطفاً

546
00:36:17,842 --> 00:36:20,720
‫این آخرین باریه که هشدار میدم!

547
00:36:32,524 --> 00:36:33,733
‫فقط منم

548
00:36:34,693 --> 00:36:36,111
‫هیچکس دیگه‌ای داخل نیست

549
00:36:38,530 --> 00:36:41,449
‫اون پسر و پدر رو از اینجا خارج کنید!
‫سریع برید!

550
00:36:41,533 --> 00:36:44,703
‫برید داخل و همه‌جا رو بگردید!

551
00:36:47,372 --> 00:36:48,748
‫پیداش نکردم، بابا

552
00:36:53,670 --> 00:36:55,213
‫شاید اینطوری بهتر باشه

553
00:37:17,861 --> 00:37:21,406
‫اوه، لرچ، مثل یه پسر خوب
‫برو ماشین رو بیار

554
00:37:21,489 --> 00:37:24,200
‫نمی‌خوام برای راه‌پیمایی یادبود دیر برسم

555
00:37:24,284 --> 00:37:25,326
‫مورتیشا

556
00:37:32,751 --> 00:37:34,294
‫واقعاً خودتی؟

557
00:37:36,838 --> 00:37:38,047
‫«فرانسواز»

558
00:37:38,131 --> 00:37:41,217
‫داشتم می‌رفتم به سمت نِورمور
‫و دیدم توی باغ بودی،

559
00:37:41,301 --> 00:37:42,761
‫داشتی زیر نور ماه
‫گل‌های رز رو می‌بریدی

560
00:37:42,844 --> 00:37:44,471
‫باورم نمیشد

561
00:37:44,554 --> 00:37:46,055
‫بعد از این همه سال

562
00:37:46,639 --> 00:37:49,559
‫من و گومز یه دسته گل فرستادیم
‫به مراسم تشییع جنازه‌ت

563
00:37:50,143 --> 00:37:51,686
‫زندانی شده بودم

564
00:37:52,604 --> 00:37:53,855
‫توی ویلو هیل

565
00:37:56,024 --> 00:37:57,192
‫اوه

566
00:38:00,653 --> 00:38:01,654
‫این دختر

567
00:38:04,574 --> 00:38:05,658
‫دخترته؟

568
00:38:07,494 --> 00:38:08,494
‫آره

569
00:38:08,995 --> 00:38:10,538
‫یه فرشته‌ست

570
00:38:11,664 --> 00:38:13,708
‫امیدم رو از دست داده بودم، ولی اون...

571
00:38:15,001 --> 00:38:16,586
‫جونم رو نجات داد

572
00:38:20,179 --> 00:38:22,258
‫بذار با کلانتر تماس بگیرم
‫و بگم بیان کمکت

573
00:38:22,342 --> 00:38:24,260
‫نه، لطفاً زنگ نزن. خواهش می‌کنم

574
00:38:24,844 --> 00:38:26,179
‫می‌خوان من رو بُکُشن

575
00:38:27,764 --> 00:38:30,642
‫همیشه توی مدرسه باهام مهربون بودی

576
00:38:32,268 --> 00:38:35,605
‫اگه کمکم کنی پسرم رو پیدا کنم
‫خیلی ممنونت میشم

577
00:38:37,190 --> 00:38:38,399
‫تایلر رو میگی

578
00:38:38,483 --> 00:38:40,610
‫اون هم از ویلو هیل فرار کرده

579
00:38:41,694 --> 00:38:43,238
‫می‌دونم داره میره به سمت نِورمور

580
00:38:45,156 --> 00:38:47,200
‫پس می‌دونم داره میره سراغ کی

581
00:38:53,189 --> 00:38:58,357
‫[ روز یادبود مطرودها ]

582
00:39:12,517 --> 00:39:17,438
‫امشب به مطرودهایی ادای احترام می‌کنیم
‫که از این دنیا رفتن

583
00:39:17,522 --> 00:39:18,898
‫اگه تایلر پیداش نشه چی؟

584
00:39:18,982 --> 00:39:20,859
‫مشهورها، بدنام‌ها،

585
00:39:20,942 --> 00:39:26,072
‫و کسایی که سایه‌شون هنوز
‫بر قلب دوستدارانشون سنگینی می‌کنه

586
00:39:26,656 --> 00:39:31,244
‫به سیکلوپ‌ها، یتی‌ها،
‫و مینوتورها ادای احترام می‌کنیم

587
00:39:31,327 --> 00:39:35,498
‫و تمام قبایل طردشده‌ای
‫که دیگه در بین ما نیستن

588
00:39:36,124 --> 00:39:39,377
‫یادشون گرامی باد

589
00:39:39,460 --> 00:39:46,342
‫و غیبت‌شون یادآور تلخی باشه
‫که باید همیشه هوشیار باشیم

590
00:39:47,093 --> 00:39:49,429
‫اومد. طبق نقشه پیش برید

591
00:39:49,512 --> 00:39:51,264
‫باید تایلر تبدیل به هاید بشه

592
00:39:51,848 --> 00:39:53,224
‫کسی سرخود کاری نکنه

593
00:39:53,808 --> 00:39:56,769
‫تاریخ بهمون یاد میده که بزرگ‌ترین دشمن‌مون...

594
00:39:58,104 --> 00:40:00,857
‫به عنوان مطرودها،
‫اتحاد، قدرت ماست

595
00:40:25,465 --> 00:40:27,133
‫ونزدی کجاست؟

596
00:40:28,009 --> 00:40:29,510
‫می‌دونم تنها نیستی

597
00:40:30,929 --> 00:40:32,889
‫درست میگی. تنها نیست

598
00:40:39,989 --> 00:40:41,898
‫شمشیرها خیلی بانمکن

599
00:40:42,398 --> 00:40:44,359
‫ولی حریف هاید نمیشن

600
00:40:48,029 --> 00:40:50,281
‫حیف که امشب ماه کامل نیست

601
00:40:54,619 --> 00:40:55,745
‫چی شده، تایلر؟

602
00:40:56,454 --> 00:40:57,830
‫آره، انگار یه‌کم ناخوش‌احوالی

603
00:40:57,914 --> 00:40:59,666
‫به‌خاطر اینه که اربابت رو کُشتی؟

604
00:40:59,749 --> 00:41:02,418
‫- خفه شید
‫- وقت زیادی برات باقی نمونده، نه؟

605
00:41:02,502 --> 00:41:04,087
‫تمومش کنید!

606
00:41:18,393 --> 00:41:20,436
‫- ونزدی!
‫- هی! اینجا رو ببین!

607
00:41:28,069 --> 00:41:29,445
‫یا خدا!

608
00:41:30,947 --> 00:41:32,073
‫تایلر

609
00:41:33,282 --> 00:41:34,283
‫کافیه

610
00:41:35,201 --> 00:41:36,953
‫هردوتامون می‌دونیم واقعاً
‫دوست داری کی رو بُکُشی

611
00:41:37,036 --> 00:41:38,496
‫اینید، بیا اینجا!

612
00:41:42,583 --> 00:41:44,252
‫اگه درمورد احساساتم
‫دروغ گفته باشم چی؟

613
00:41:46,379 --> 00:41:47,922
‫حق با تو بود

614
00:41:48,715 --> 00:41:50,508
‫من ازت خوشم می‌اومد

615
00:41:52,802 --> 00:41:56,014
‫اما می‌دونی که برای با هم بودن
‫فقط یه راه وجود داره

616
00:41:56,097 --> 00:41:58,349
‫به ارباب جدیدت سلام کن

617
00:42:13,364 --> 00:42:14,615
‫فرانسواز!

618
00:42:14,699 --> 00:42:16,409
‫با هم یه قراری گذاشتیم

619
00:42:56,282 --> 00:42:57,617
‫ونزدی

620
00:42:59,035 --> 00:43:00,286
‫چی با خودت فکر می‌کردی؟

621
00:43:01,996 --> 00:43:03,456
‫اوضاع تحت کنترل بود

622
00:43:03,539 --> 00:43:05,875
‫یه کلمه‌ی دیگه حرف بزنی
‫از نورمور منتقلت می‌کنم به یه جای دیگه

623
00:43:06,834 --> 00:43:09,212
‫- الان بهش گفتی «فرانسواز»
‫- آره

624
00:43:09,295 --> 00:43:11,589
‫- اون مادر تایلره؟
‫- آره

625
00:43:11,672 --> 00:43:13,925
‫تو از ویلو هیل فراریش دادی

626
00:43:14,509 --> 00:43:15,885
‫چه قراری با هم گذاشتید؟

627
00:43:16,469 --> 00:43:19,555
‫فرانسواز بهم قول داد
‫که تایلر رو کنترل می‌کنه،

628
00:43:19,639 --> 00:43:21,140
‫و برای همیشه از شهر جریکو میرن

629
00:43:21,224 --> 00:43:24,977
‫- و حرف یه هاید رو باور می‌کنی؟
‫- حرف یه مادر رو باور می‌کنم

630
00:43:38,950 --> 00:43:41,536
‫پو گفت: «من به ارواح اعتقاد ندارم،

631
00:43:41,619 --> 00:43:44,122
‫اما تمام عمرم من رو تعقیب کردن»

632
00:43:47,250 --> 00:43:50,044
‫همیشه معتقد بودم
‫که در عذاب و جن‌زده بودن یه انتخابه

633
00:43:52,171 --> 00:43:54,841
‫اما این گذشته‌مونه که واقعاً عذابمون میده

634
00:43:54,924 --> 00:43:57,051
‫هر چقدر هم تلاش کنیم
‫از دستش رها بشیم،

635
00:43:57,135 --> 00:43:58,594
‫اون ما رو محکم توی چنگش گرفته

636
00:44:01,764 --> 00:44:03,266
‫زامبی پاگزلی،

637
00:44:04,642 --> 00:44:05,852
‫همون «آیزاک»ـه

638
00:44:07,395 --> 00:44:10,064
‫فرانسواز هم زنده‌ست

639
00:44:12,191 --> 00:44:14,110
‫اگه گذشته چیزیه که ما رو عذاب میده...

640
00:44:14,193 --> 00:44:15,528
‫اَه، گندش بزنن!

641
00:44:15,611 --> 00:44:19,365
‫...حال، قبرستانیه که ازمون می‌خواد
‫تاوان گناهانمون رو بپردازیم

642
00:44:25,788 --> 00:44:27,498
‫سلام، جودی

643
00:44:28,916 --> 00:44:30,376
‫من رو یادته؟

644
00:44:36,716 --> 00:44:39,427
‫تایلر و مادرش الان به هم رسیدن

645
00:44:39,510 --> 00:44:42,722
‫فرانسواز پای حرفش می‌مونه
‫و دو نفری توی تاریکی شب ناپدید میشن؟

646
00:44:42,805 --> 00:44:45,474
‫یا هدف شرورانه‌تری رو دنبال می‌کنه؟

647
00:44:54,066 --> 00:44:56,110
‫تا الان که از اینید محافظت کردم

648
00:44:56,194 --> 00:44:57,820
‫اما فعلاً تحقیقاتم متوقف شده،

649
00:44:57,904 --> 00:45:01,282
‫و احساس می‌کنم زمان مثل شن‌های
‫توی ساعت‌شنی، با سرعت می‌گذره

650
00:45:30,514 --> 00:45:37,514
ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور