1
00:00:05,172 --> 00:00:12,172
ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور
2
00:00:16,558 --> 00:00:18,936
‫ویلیام فاکنر می‌گه
‫«گذشته هیچ‌وقت نمی‌میره...»

3
00:00:20,062 --> 00:00:22,648
‫«و در زمان حال جاریـه».

4
00:00:22,773 --> 00:00:25,067
‫در واقع همه‌چی به هم وصلـه.

5
00:00:26,318 --> 00:00:28,779
‫اگه آیزاک می‌خواد خواهرش رو نجات بده

6
00:00:30,614 --> 00:00:32,157
‫چرا پاگزلی رو دزدیده؟

7
00:00:32,282 --> 00:00:33,867
‫خب، پخش بشین، دوستان.

8
00:00:33,992 --> 00:00:35,702
‫- تو از اون‌طرف برو.
‫- پاگزلی!

9
00:00:36,132 --> 00:00:37,746
‫آخه یه زامبی باهوش

10
00:00:37,814 --> 00:00:39,900
‫از جون داداش کودن من چی می‌خواد؟

11
00:00:43,210 --> 00:00:44,420
‫اثری از پسرتون نیست.

12
00:00:45,030 --> 00:00:46,964
‫به نظرتون چرا باید بدزدنش؟

13
00:00:47,089 --> 00:00:48,757
‫والا ما هم نمی‌دونیم، کلانتر.

14
00:00:48,882 --> 00:00:51,718
‫کسی با خونواده‌تون خصومت نداره؟

15
00:00:51,843 --> 00:00:53,428
‫شاید موضوع انتقام باشه.

16
00:00:53,553 --> 00:00:56,531
‫یعنی می‌گین تقصیر
‫ماست که دزدیده شده؟

17
00:00:57,015 --> 00:00:58,892
‫گروه‌های تجسس
‫امشب به کارشون ادامه می‌دن.

18
00:00:59,017 --> 00:01:02,020
‫والدینی که توی مراسم بودن،
‫با بچه‌هاشون رفتن.

19
00:01:02,145 --> 00:01:03,563
‫دانش‌آموزها هم تا فردا

20
00:01:03,689 --> 00:01:05,877
‫وسایل‌شون رو جمع می‌کنن و می‌رن.

21
00:01:07,234 --> 00:01:08,759
‫شرمنده‌ام.
‫داریم تلاش‌مون رو می‌کنیم.

22
00:01:10,862 --> 00:01:13,907
‫به پدرت و لِرچ گفتم
‫به گروه تجسس ملحق بشن.

23
00:01:14,203 --> 00:01:15,622
‫پاگزلی رو پیدا نمی‌کنن.

24
00:01:15,677 --> 00:01:16,844
‫آیزاک خیلی باهوشـه.

25
00:01:16,869 --> 00:01:20,580
‫باید با هم از قدرت ذهن‌خوانی‌تون
‫استفاده کنین تا پیداش کنیم.

26
00:01:20,706 --> 00:01:22,749
‫مادر من که کبوتره
‫و زیادی روحیه‌ش لطیفـه

27
00:01:22,874 --> 00:01:26,545
‫و توانایی ذهن‌خوانی من هم
‫درحال‌حاضر در دسترس نیست.

28
00:01:27,713 --> 00:01:31,300
‫پس باید بریم سراغ
‫کلاغ دیگه‌ی خونواده.

29
00:01:31,539 --> 00:01:32,611
‫مادرم رو می‌گی؟

30
00:01:32,725 --> 00:01:35,345
‫متأسفانه چاره‌ای نداریم.

31
00:01:44,271 --> 00:01:47,733
‫مامان، ممنون که سریع خودت رو رسوندی.

32
00:01:47,858 --> 00:01:50,610
‫آخه کی می‌آد پاگزلی رو بدزده؟

33
00:01:50,736 --> 00:01:52,821
‫نمی‌خوام بَدش رو بگم

34
00:01:53,018 --> 00:01:55,490
‫ولی ارزش چندتا جسد
‫از اون پسر بیشتره.

35
00:01:55,615 --> 00:01:58,037
‫کسی که دزدیدش، دنبال پول نیست.

36
00:01:58,452 --> 00:02:01,913
‫داره ازش استفاده می‌کنه تا ما رو
‫دور نگه داره یا بفرستمون دنبال نخودسیاه.

37
00:02:03,415 --> 00:02:06,655
‫چه خاطرات شیرینی از این اتاق دارم.

38
00:02:07,336 --> 00:02:10,088
‫هنوز صدای جیغ‌وداد هم‌کلاسی‌هام

39
00:02:10,213 --> 00:02:12,883
‫توی کلاس جن‌گیری راتوود رو یادمـه.

40
00:02:14,509 --> 00:02:16,053
‫چقدر ترسو بودن.

41
00:02:23,810 --> 00:02:26,396
‫برای این کار تماس فیزیکی لازمـه.

42
00:02:33,779 --> 00:02:37,199
‫حالا باید ذهن‌مون رو
‫از مشکلات گذشته خالی کنیم.

43
00:02:37,324 --> 00:02:40,410
‫اتفاقاً مشکلات گذشته‌ی من مثل شرابـه.
‫هرچی می‌گذره، بهتر می‌شه.

44
00:02:40,535 --> 00:02:41,620
‫دقیقاً.

45
00:02:45,457 --> 00:02:47,709
‫کبوترها و کلاغ‌ها
‫در کنار هم شعله‌ورند ~

46
00:02:47,834 --> 00:02:51,334
‫با بال‌هایی تاریک و نگاهی گزند ~

47
00:02:52,005 --> 00:02:54,800
‫شب‌هنگام و سپیده‌دم طالب حقیقتـیم ~

48
00:02:54,925 --> 00:02:57,974
‫پس ما را برسانید به چنین فضیلتی ~

49
00:02:58,126 --> 00:03:00,013
‫این‌همه راه اومدم
‫که دست همدیگه رو بگیریم؟

50
00:03:00,138 --> 00:03:02,140
‫تا کِی باید ادامه بدیم؟

51
00:03:02,265 --> 00:03:05,352
‫مامان، یه‌بار توی زندگی‌ت سکوت کن.
‫می‌خوایم پاگزلی رو پیدا کنیم.

52
00:03:07,104 --> 00:03:08,242
‫یه‌چیزی حس می‌کنم.

53
00:03:08,457 --> 00:03:10,959
‫- من هم همین‌طور.
‫- تو هم حس می‌کنی، وِنزدی؟

54
00:03:21,077 --> 00:03:22,204
‫زود باش، گومز!

55
00:03:24,413 --> 00:03:26,665
‫هیشکی نمی‌فهمه ما اینجا بودیم.

56
00:04:26,978 --> 00:04:30,332
‫{\an8}[ وِنزدی ]

57
00:04:27,550 --> 00:04:30,340
‫(قسمت هشتم: «وقت خداحافظی‌ست»)

58
00:04:31,605 --> 00:04:36,605
ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

59
00:04:39,446 --> 00:04:41,698
‫تو و پدر رو دیدم
‫که وقتی دانش‌آموز بودین

60
00:04:41,723 --> 00:04:43,725
‫آیزاک رو زیر درخت جمجمه دفن کردین.

61
00:04:45,744 --> 00:04:48,830
‫دیگه وقتشـه حقیقت رو بگی.

62
00:04:54,169 --> 00:04:55,670
‫فقط وقتم رو تلف کردی.

63
00:04:55,795 --> 00:04:57,964
‫شبی که ماجرای آیزاک اتفاق افتاد

64
00:04:58,089 --> 00:04:59,557
‫من و پدرت

65
00:05:00,258 --> 00:05:02,052
‫توی یه آزمایشگاه

66
00:05:03,261 --> 00:05:04,930
‫توی برج ایاگو بودیم.

67
00:05:07,599 --> 00:05:12,145
‫آیزاک مطمئن بود دستگاهش
‫فرانسوا رو درمان می‌کنه

68
00:05:12,270 --> 00:05:15,482
‫و دیگه با ترسِ تبدیل‌شدن
‫به هاید زندگی نمی‌کنه.

69
00:05:16,608 --> 00:05:21,780
‫ولی دستگاه نیروی زیادی لازم داشت.

70
00:05:21,905 --> 00:05:23,281
‫واسه همین...

71
00:05:23,406 --> 00:05:26,001
‫آیزاک از دوست صمیمی‌ش کمک گرفت.

72
00:05:26,535 --> 00:05:27,630
‫یعنی پدرت.

73
00:05:31,498 --> 00:05:34,191
‫مثلاً گومز می‌خواسته چی‌کار کنه؟

74
00:05:34,876 --> 00:05:39,214
‫اون‌زمان، گومز هم
‫مثل آیزاک برق‌آسا بود.

75
00:05:38,704 --> 00:05:39,218
‫{\an8}(جمله‌ی دومعنایی: «گومز مَرد توانمندی بود»)

76
00:05:40,257 --> 00:05:43,760
‫و دوست داشت به رفیقش کمک کنه.

77
00:05:44,147 --> 00:05:46,304
‫ولی آیزاک گولش زد.

78
00:05:48,098 --> 00:05:50,100
‫اون بیشتر از یه جرقه لازم داشت.

79
00:05:53,937 --> 00:05:55,188
‫پدرت از فرانسوا خبر نداشت

80
00:05:55,313 --> 00:05:59,776
‫و آیزاک می‌خواست اون رو قربانی کنه
‫تا فرانسوا رو نجات بده.

81
00:05:59,901 --> 00:06:02,279
‫حتی قبلش زیر درخت جمجمه

82
00:06:02,404 --> 00:06:04,781
‫برای پدرت قبر کنده بود.

83
00:06:16,585 --> 00:06:18,128
‫وقتی من رسیدم

84
00:06:18,253 --> 00:06:21,102
‫گومز عزیزم داشت می‌مُرد.

85
00:06:22,007 --> 00:06:26,595
‫من هم دستگاه رو خراب کردم
‫و یه‌هو قاطی کرد.

86
00:06:36,229 --> 00:06:38,440
‫فرانسوا توی انفجار زنده موند

87
00:06:38,565 --> 00:06:40,191
‫ولی آیزاک مُرد.

88
00:06:40,317 --> 00:06:42,110
‫و پدرت هم...

89
00:06:42,328 --> 00:06:46,708
‫قدرت مطرود خودش رو از دست داد.

90
00:06:48,450 --> 00:06:49,451
‫عجب.

91
00:06:50,660 --> 00:06:51,636
‫چرا مخفی کردین؟

92
00:06:51,661 --> 00:06:53,747
‫چون آگوستوس اِستون‌هِرست تهدیدمون کرد.

93
00:06:53,872 --> 00:06:55,874
‫می‌دونستیم اون آزمایشگاهِ
‫آیزاک رو مخفیانه ساخته.

94
00:06:55,999 --> 00:06:58,752
‫اگه لب باز می‌کردیم،
‫ما رو به جُرم قتل تحویل می‌داد.

95
00:06:58,877 --> 00:07:00,170
‫زود باش، گومز!

96
00:07:01,588 --> 00:07:04,132
‫هیشکی نمی‌فهمه ما اینجا بودیم.

97
00:07:04,257 --> 00:07:07,344
‫یعنی جایی دفنش کردین
‫که در اصل برای پدر آماده شده بود؟

98
00:07:11,890 --> 00:07:13,475
‫بله.

99
00:07:13,600 --> 00:07:14,976
‫پس آیزاک دوباره برگشته

100
00:07:15,101 --> 00:07:17,270
‫و این دفعه می‌خواد
‫از پاگزلی استفاده کنه.

101
00:07:17,395 --> 00:07:19,893
‫سنگ‌قبر خونواده‌ی
‫آدامز که توی رؤیام دیدم...

102
00:07:20,690 --> 00:07:21,900
‫احتمالاً اسم پاگزلی روشـه.

103
00:07:24,402 --> 00:07:28,990
‫تا پاگزلی پیدا بشه،
‫تو و تینگ با مامان‌بزرگ برین.

104
00:07:29,115 --> 00:07:31,868
‫برای اولین بار... با مامانت موافقـم.

105
00:07:31,993 --> 00:07:34,537
‫این‌ها اشتباهات ماست، وِنزدی.

106
00:07:34,663 --> 00:07:36,039
‫خودمون حلش می‌کنیم.

107
00:07:37,707 --> 00:07:39,292
‫نمی‌خوام دوباره توی خطر بیُفتی.

108
00:07:39,569 --> 00:07:40,654
‫دیگه دیره.

109
00:07:59,646 --> 00:08:00,647
‫معذرت می‌خوام.

110
00:08:01,815 --> 00:08:03,525
‫لیاقت تو بهتر از این‌هاست.

111
00:08:06,277 --> 00:08:08,405
‫مگه قرار شد با هم حرف بزنیم؟

112
00:08:08,530 --> 00:08:10,073
‫به‌اندازه‌ی کافی صبر کردم.

113
00:08:11,047 --> 00:08:12,595
‫دیگه آماده‌ام که با هم دوست باشیم.

114
00:08:14,536 --> 00:08:16,121
‫البته اگه توی حالتـه.

115
00:08:18,540 --> 00:08:19,999
‫بله، توی حالمـه.

116
00:08:21,883 --> 00:08:23,165
‫حالا چرا نظرت عوض شد؟

117
00:08:25,880 --> 00:08:28,299
‫فهمیدم جدایی‌مون به‌خاطر من نبوده.

118
00:08:29,300 --> 00:08:31,928
‫تقصیر کسی نیست
‫که احساسات تو عوض شده.

119
00:08:32,053 --> 00:08:36,057
‫پس یا باید یه‌عمر عصبانی باشم
‫و یا باهاش کنار بیام.

120
00:08:37,976 --> 00:08:39,394
‫حقیقتش این رو از بیانکا یاد گرفتم.

121
00:08:40,621 --> 00:08:42,793
‫بعضی‌وقت‌ها حرف‌هاش
‫روی آدم تأثیر می‌ذاره.

122
00:09:00,999 --> 00:09:04,502
‫بگو که دیگه بیخیال گرگ‌های
‫دروغ‌گو و گورگون‌های بتا شدی.

123
00:09:04,728 --> 00:09:06,730
‫یه فهرست از دوست‌پسرهای
‫مناسب آماده کردم.

124
00:09:06,755 --> 00:09:10,175
‫فعالیت‌شون توی فضای
‫مجازی رو هم بررسی کردم.

125
00:09:10,515 --> 00:09:11,885
‫گلچین‌شون کن

126
00:09:12,010 --> 00:09:14,596
‫تا بعدش برم یواشکی آمارشون رو بگیرم.

127
00:09:14,721 --> 00:09:16,890
‫ببینم بیرون از اینترنت چی‌کار می‌کنن.

128
00:09:17,015 --> 00:09:18,057
‫همم.

129
00:09:18,183 --> 00:09:19,997
‫دستت درد نکنه

130
00:09:20,477 --> 00:09:23,980
‫ولی فعلاً می‌خوام
‫به سبک وِنزدی آدامز پیش برم

131
00:09:24,105 --> 00:09:25,648
‫و دور عاشقی رو خط بِکشم.

132
00:09:29,903 --> 00:09:31,823
‫زیاد جالب نیست

133
00:09:32,407 --> 00:09:34,909
‫که دست‌وپات رو ببندن
‫و باهات مثل حیوون رفتار کنن...

134
00:09:36,326 --> 00:09:37,406
‫مگه نه؟

135
00:09:38,010 --> 00:09:39,594
‫«ساندویچ گوشت مرموز»

136
00:09:39,629 --> 00:09:41,255
‫غذای موردعلاقه‌ت.

137
00:09:43,124 --> 00:09:44,142
‫انرژی‌ت رو هدر نده.

138
00:09:44,167 --> 00:09:45,418
‫بعداً لازمت می‌شه.

139
00:09:48,546 --> 00:09:50,965
‫کاش حداقل توی
‫یکی از این عکس‌ها بودم.

140
00:09:53,760 --> 00:09:57,263
‫نمی‌فهمم چرا از زندگی
‫افراد عادی خوشت می‌آد.

141
00:09:59,098 --> 00:10:03,269
‫ولی وقتی یاد می‌آد اِستون‌هِرست
‫توی آزمایشگاه باهات چی‌کار کرده...

142
00:10:06,272 --> 00:10:08,942
‫هیچ‌کدوم به هدف‌مون نرسیدیم.

143
00:10:10,819 --> 00:10:12,403
‫ولی امشب می‌رسیم.

144
00:10:16,783 --> 00:10:17,801
‫بهم قول بده

145
00:10:17,826 --> 00:10:19,661
‫هرچی که شد

146
00:10:19,786 --> 00:10:21,412
‫تمومش کنی.

147
00:10:21,538 --> 00:10:22,914
‫همون قضیه که بهت گفتم.

148
00:10:25,083 --> 00:10:26,376
‫قول بده.

149
00:10:32,173 --> 00:10:35,552
‫توی ۳۰کیلومتریِ شمال اینجا ردپای
‫هاید گذاشتم و لباس پاگزلی رو هم انداختم.

150
00:10:35,677 --> 00:10:38,304
‫همون‌طور که گفتی،
‫یه گزارش ناشناس هم دادم.

151
00:10:38,429 --> 00:10:40,265
‫آفرین.

152
00:10:40,390 --> 00:10:42,767
‫دیگه پلیس‌ها دنبال ما نمی‌افتن.

153
00:10:42,892 --> 00:10:47,730
‫وقتش رسیده تو هم برگردی توی کار.

154
00:10:47,856 --> 00:10:49,691
‫وِنزدی سریع می‌فهمه
‫که داریم بازیش می‌دیم.

155
00:10:49,816 --> 00:10:53,444
‫آره، آدامزها هیچ‌وقت
‫عزیزهاشون رو رها نمی‌کنن.

156
00:10:53,570 --> 00:10:55,131
‫حتی به‌دردنخورهاشون رو.

157
00:10:56,114 --> 00:10:58,416
‫واین نقطه‌ضعف احساسی‌شون

158
00:10:59,284 --> 00:11:01,035
‫می‌شه برگ برنده‌ی ما.

159
00:11:02,704 --> 00:11:03,788
‫از پاگزلی خبری نشد؟

160
00:11:03,913 --> 00:11:06,082
‫نه هنوز، ولی زنده‌ست.

161
00:11:06,207 --> 00:11:08,293
‫آیزاک مصممـه که خواهرش رو نجات بده.

162
00:11:08,418 --> 00:11:11,504
‫می‌دونم به پاگزلی نیاز داره،
‫ولی نمی‌دونم کجا و کِی.

163
00:11:11,629 --> 00:11:13,631
‫ای وای. اومد.

164
00:11:13,756 --> 00:11:14,964
‫کی؟

165
00:11:15,633 --> 00:11:17,010
‫آیزاک؟

166
00:11:17,135 --> 00:11:18,720
‫نه. بابام.

167
00:11:18,845 --> 00:11:21,764
‫معمولاً یکی از
‫همکارهاش رو می‌فرسته دنبالم.

168
00:11:22,378 --> 00:11:23,700
‫مامانت نمی‌تونست بیاد دنبالت؟

169
00:11:24,056 --> 00:11:27,312
‫اون با بچه‌ش و همسر عادی‌ش مشغولـه.

170
00:11:27,437 --> 00:11:29,856
‫من اشتباهی بودم که
‫اون و بابام رو کنار هم نگه داشت

171
00:11:30,209 --> 00:11:31,627
‫بااین‌که خودشون نمی‌خواستن.

172
00:11:31,798 --> 00:11:34,043
‫باروت، پنی‌سیلین و دستگاه شکنجه...

173
00:11:34,444 --> 00:11:35,911
‫این‌ها هم صرفاً اشتباه بودن.

174
00:11:36,988 --> 00:11:39,866
‫فقط همین رو بگم
‫که خیلی دوست‌مون دارم.

175
00:11:39,991 --> 00:11:41,326
‫ما مثل سه‌تفنگ‌داریـم.

176
00:11:41,417 --> 00:11:42,417
‫تند نرو.

177
00:11:42,452 --> 00:11:43,519
‫اَگنس!

178
00:11:44,287 --> 00:11:46,039
‫خدافظ.
‫سال بعدی می‌بینمتون.

179
00:11:47,475 --> 00:11:49,935
‫من هم می‌خوام کمک کنم،
‫ولی باید برگردم به قفس لوپین.

180
00:11:50,018 --> 00:11:51,561
‫کاپری برام آیین‌نامه‌ی تشدید رو خوند.

181
00:11:51,686 --> 00:11:53,438
‫«تمرکز کن و خون‌سرد باش»

182
00:11:53,472 --> 00:11:56,099
‫الان هم نرم‌افزار مدیتیشن،
‫موسیقی موردعلاقه‌م

183
00:11:56,215 --> 00:11:58,468
‫و یه‌عالمه نقره‌ی مایع آماده کردم.

184
00:11:59,886 --> 00:12:01,830
‫فکر نکنم مشکلی پیش بیاد.

185
00:12:02,388 --> 00:12:04,515
‫صبح می‌آم آزادت می‌کنم.

186
00:12:05,975 --> 00:12:07,018
‫قول؟

187
00:12:11,397 --> 00:12:13,373
‫آهای تو.
‫باید دوباره مُرده‌ها رو بیدار کنیم.

188
00:12:13,459 --> 00:12:15,335
‫چقدر طول می‌کِشه که
‫حشره‌های جسدت پرواز کنن؟

189
00:12:15,360 --> 00:12:17,570
‫متأسفانه دیگه پرواز نمی‌کنن.

190
00:12:17,695 --> 00:12:20,490
‫حشره‌های جسد معمولاً
‫طول‌عمر ۳۶ساعته دارن.

191
00:12:23,076 --> 00:12:24,369
‫معذرت می‌خوام، وِنزدی.

192
00:12:24,394 --> 00:12:26,412
‫پاگزلی می‌خواست باهام دوست بشه،
‫ولی من ردش کردم.

193
00:12:26,537 --> 00:12:28,957
‫شاید اگه باهاش مهربون‌تر بودم

194
00:12:29,082 --> 00:12:30,708
‫نمی‌رفت با یه زامبی رفیق بشه.

195
00:12:30,833 --> 00:12:32,460
‫من نگهبان برادرم هستم.

196
00:12:32,585 --> 00:12:34,671
‫فقط کافی بود توی قفس
‫حبسش کنم تا چیزیش نشه.

197
00:12:34,796 --> 00:12:38,007
‫دارم می‌رم انبار حشره‌ها.
‫باید زنبورهام رو زودتر بخوابونم.

198
00:12:38,132 --> 00:12:39,509
‫می‌خوای بیای...؟

199
00:13:02,115 --> 00:13:03,950
‫وِنزدی... دارم می‌رم
‫مامان‌بابات رو ببینم.

200
00:13:04,075 --> 00:13:05,702
‫یه کوهنورد لباس پاگزلی رو پیدا کرده.

201
00:13:05,827 --> 00:13:08,454
‫دارم گروه تجسس رو
‫به جریکو تا برلینگتون اعزام می‌کنم.

202
00:13:08,579 --> 00:13:10,999
‫سر کارمون گذاشتن.

203
00:13:11,124 --> 00:13:13,459
‫من با مدرک پیش می‌رم،
‫نه با حدس‌وگمان.

204
00:13:14,836 --> 00:13:17,255
‫بالاخره برگشتم به دفترم.

205
00:13:18,423 --> 00:13:22,301
‫شکست دورت باعث شد میراثم بهم برگرده.

206
00:13:22,427 --> 00:13:26,305
‫حالا دیگه هیئت‌مدیره
‫از دوران ویمز به‌خوبی یاد می‌کنه.

207
00:13:26,431 --> 00:13:30,143
‫مدرسه‌ی نِورمور
‫به یه مدیر باتجربه نیاز داره.

208
00:13:30,268 --> 00:13:33,062
‫رهبری اخلاق‌مدار و استوار.

209
00:13:33,187 --> 00:13:35,648
‫ولی قتل روآن و حضور
‫یه هاید رو از همه مخفی کردین.

210
00:13:36,983 --> 00:13:38,562
‫همه‌مون اشتباهاتی داریم.

211
00:13:39,152 --> 00:13:41,154
‫ولی دیگه گذشته.

212
00:13:45,575 --> 00:13:47,201
‫رفتم انبار حشره‌ها.

213
00:13:47,326 --> 00:13:49,746
‫اِسلورپ هم اونجا بود،
‫ولی قیافه‌ی آدمیزادی داشت.

214
00:13:49,972 --> 00:13:51,170
‫گفت این رو بهت بدم.

215
00:13:51,195 --> 00:13:54,375
‫گفت اگه لب باز کنم، می‌آد سراغم.

216
00:13:54,600 --> 00:13:56,394
‫خیلی می‌ترسم، وِنزدی.

217
00:13:56,419 --> 00:13:59,005
‫برگرد به اتاقت و دَر رو قفل کن.

218
00:13:59,130 --> 00:14:00,131
‫فوراً!

219
00:14:22,904 --> 00:14:25,390
‫آیزاک فکر کرده من گول می‌خورم.

220
00:14:30,703 --> 00:14:32,622
‫اگه دیدیش...

221
00:14:34,791 --> 00:14:36,751
‫یه تیر توی کله‌ی پوسیده‌ش خالی کن.

222
00:14:49,972 --> 00:14:51,516
‫تایلر گفته بود کارِت درستـه.

223
00:14:51,641 --> 00:14:55,353
‫حالا به چشم دیدم چه آشوبی هستی.

224
00:14:55,478 --> 00:14:59,315
‫داداشم رو بده، برگرد توی قبرت
‫و همون‌جا بمون.

225
00:14:59,440 --> 00:15:02,735
‫- می‌دونم با پدرم چی‌کار کردی.
‫- ولی تهش من مُردم.

226
00:15:02,879 --> 00:15:05,495
‫البته به‌لطف پدرت و اون مادر عزیزت.

227
00:15:05,947 --> 00:15:09,575
‫بذار داداشت تاوان
‫اشتباه‌شون رو پس بده

228
00:15:09,838 --> 00:15:10,864
‫و بعدش بی‌حساب می‌شیم.

229
00:15:10,889 --> 00:15:12,418
‫دستگاه رو نداری.

230
00:15:12,829 --> 00:15:14,996
‫ویلو هیل و برج ایاگو هم نابود شدن.

231
00:15:15,021 --> 00:15:16,496
‫بازسازی‌ش چند ماه طول می‌کِشه.

232
00:15:16,541 --> 00:15:19,210
‫و تا اون‌موقع نمی‌تونی
‫خواهرت رو نجات بدی.

233
00:15:24,215 --> 00:15:25,967
‫تلاشت رو تحسین می‌کنم.

234
00:15:26,289 --> 00:15:27,360
‫می‌خواستی من رو سرگرم کنی

235
00:15:27,385 --> 00:15:29,971
‫تا دست راست وفادارت
‫کارم رو تموم کنه.

236
00:15:34,308 --> 00:15:35,309
‫گرفتمت.

237
00:15:41,232 --> 00:15:43,192
‫ولی این دست راست تو نیست.

238
00:15:44,460 --> 00:15:45,472
‫مال منـه.

239
00:15:46,779 --> 00:15:49,740
‫مامان‌بابات اون شب من رو کامل نکُشتن.

240
00:16:01,474 --> 00:16:06,695
‫{\an8}[ آیزاک نایت = تینگ ]

241
00:16:06,190 --> 00:16:06,705
‫{\an8}(اسم «تینگ» از بازی با فامیل آیزاک ساخته شده.)

242
00:16:07,925 --> 00:16:08,885
‫عجب.

243
00:16:09,010 --> 00:16:11,179
‫حقیقتاً غافل‌گیر شدم
‫وقتی دیدم دست راستم

244
00:16:11,304 --> 00:16:13,931
‫توی سالن‌های ویلو هیل پرسه می‌زنه.

245
00:16:14,056 --> 00:16:18,060
‫یه هنرمند بدون
‫دست راستش هیچی نیست.

246
00:16:21,814 --> 00:16:24,567
‫مادرت دستم رو بُرید.

247
00:16:29,155 --> 00:16:34,243
‫و باعث شد دستگاهم
‫قاطی کنه ومنفجر بشه.

248
00:16:34,368 --> 00:16:38,039
‫احتمالاً نیروی باقی‌مونده‌ی
‫دستگاه دستم رو زنده کرده.

249
00:16:38,164 --> 00:16:40,374
‫ولی دست راستت به کل هیکلت شرف داره.

250
00:17:16,661 --> 00:17:18,412
‫حالا کامل شدم.

251
00:17:25,670 --> 00:17:27,755
‫خاندان آدامز

252
00:17:27,880 --> 00:17:30,258
‫امشب نابود می‌شه.

253
00:17:32,551 --> 00:17:34,136
‫از خودت شروع می‌کنم.

254
00:18:03,249 --> 00:18:04,834
‫باید بریم برج ایاگو.

255
00:18:04,959 --> 00:18:08,629
‫زندگی بی‌ارزشت قراره مهم بشه.

256
00:18:38,868 --> 00:18:42,163
‫حالا می‌تونیم
‫خونواده‌مون رو درست کنیم.

257
00:18:42,307 --> 00:18:43,308
‫سلام!

258
00:18:45,583 --> 00:18:46,734
‫بیاین.

259
00:18:49,879 --> 00:18:53,090
‫نفس عمیق بِکشین و به‌آرومی خارج کنین.

260
00:18:53,215 --> 00:18:55,301
‫حالا گرگ درون‌تون رو تصور کنین.

261
00:18:55,426 --> 00:18:57,803
‫گرگی قدرتمند اما مهربون.

262
00:18:57,928 --> 00:19:00,598
‫فراموش نکنین که امشب شب آرامشـه...

263
00:19:00,723 --> 00:19:01,932
‫اینِد! کمک کن.

264
00:19:02,058 --> 00:19:05,603
‫- اَگنس؟ مگه نرفتی؟
‫- نمی‌تونم وِنزدی رو تنها بذارم.

265
00:19:05,728 --> 00:19:08,481
‫بابام که توی پمپ‌بنزین وایستاد،
‫فرار کردم و اومدم.

266
00:19:08,606 --> 00:19:10,775
‫آیزاک، وِنزدی رو زیر
‫درخت جمجمه دفن کرده.

267
00:19:10,900 --> 00:19:11,984
‫و نمی‌تونم بیارمش بیرون.

268
00:19:13,027 --> 00:19:14,528
‫چی؟ ای وای!

269
00:19:14,653 --> 00:19:16,489
‫- تینگ کجاست؟
‫- داستانش مفصلـه.

270
00:19:16,614 --> 00:19:19,700
‫توی راه بهت می‌گم.
‫باید عجله کنیم!

271
00:19:22,036 --> 00:19:24,205
‫ما اومدیم، وِنزدی! تحمل کن!

272
00:19:28,334 --> 00:19:30,002
‫ضربان قلبش رو می‌شنوم، ولی ضعیفـه.

273
00:19:38,219 --> 00:19:40,388
‫به‌موقع نمی‌تونیم بیاریمش بیرون.

274
00:19:40,513 --> 00:19:42,681
‫نه.... نه...

275
00:19:49,939 --> 00:19:51,565
‫این‌طوری زورم زیاد نیست.

276
00:19:54,293 --> 00:19:56,008
‫اون‌وقت دوباره نمی‌تونی آدم بشی.

277
00:19:56,654 --> 00:19:57,968
‫تو یه گرگ آلفایـی.

278
00:19:58,531 --> 00:19:59,865
‫نمی‌ذارم بمیره.

279
00:20:24,849 --> 00:20:28,144
‫وِنزدی، بیدار شو.

280
00:20:34,692 --> 00:20:36,402
‫تو رو خدا.

281
00:20:39,029 --> 00:20:40,030
‫چُرت خوبی بود.

282
00:20:45,682 --> 00:20:46,683
‫اینِد؟

283
00:20:50,124 --> 00:20:52,001
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداشتیم.

284
00:21:03,429 --> 00:21:05,598
‫برو دنبالش.
‫زود باش!

285
00:21:07,099 --> 00:21:09,101
‫وِنزدی!
‫وِنزدی!

286
00:21:10,561 --> 00:21:12,438
‫ارواح رو شکر.

287
00:21:15,524 --> 00:21:17,234
‫فقط از یه روح باید تشکر کنیم.

288
00:21:17,359 --> 00:21:20,362
‫اگه عجله نکنی،
‫نمی‌تونی کسی رو نجات بدی.

289
00:21:20,488 --> 00:21:21,947
‫پاگزلی کجاست؟

290
00:21:35,464 --> 00:21:37,087
‫هنوز همه‌چی سر جاشـه.

291
00:21:39,664 --> 00:21:40,649
‫خوبـه.

292
00:21:40,674 --> 00:21:43,010
‫چجوری قراره
‫این آشغال‌ها رو سرهم کنیم؟

293
00:21:43,135 --> 00:21:44,345
‫ما این کار رو نمی‌کنیم.

294
00:21:46,514 --> 00:21:47,515
‫من می‌کنم.

295
00:22:22,550 --> 00:22:25,302
‫حالا به من ماجرای تینگ رو نگفتین...

296
00:22:25,427 --> 00:22:26,804
‫ولی چرا از خودش مخفی کردین؟

297
00:22:26,929 --> 00:22:29,390
‫بعضی‌وقت‌ها بهتره حقیقت مخفی بمونه.

298
00:22:29,515 --> 00:22:31,892
‫تینگ هیچی از آیزاک یادش نبود.

299
00:22:32,017 --> 00:22:36,689
‫نمی‌خواستیم سر ماجرای
‫آیزاک و پدرت عذاب‌وجدان بگیره.

300
00:22:36,814 --> 00:22:40,693
‫به نظرم ویژگی‌های مثبت
‫آیزاک به تینگ منتقل شده.

301
00:22:40,818 --> 00:22:44,113
‫ولی الان به آیزاک وصل شده
‫و قراره پسرت رو بُکشه.

302
00:22:46,849 --> 00:22:49,015
‫آهنگ خز دانشمندهای دیوانه رو گذاشتی؟

303
00:22:49,098 --> 00:22:50,180
‫باریکلا.

304
00:22:50,205 --> 00:22:51,248
‫عزیزم.

305
00:22:52,037 --> 00:22:53,455
‫تو کلانتر رو خبر کن.

306
00:22:53,581 --> 00:22:55,416
‫بسپرش به ما.

307
00:22:56,667 --> 00:22:58,460
‫پسرمون رو نجات بده، عشقم.

308
00:23:33,454 --> 00:23:34,663
‫خوبـی، آیزاک؟

309
00:23:34,788 --> 00:23:36,119
‫آره، خوبـم.

310
00:23:36,790 --> 00:23:38,500
‫مراقب منبع تغذیه باشین.

311
00:23:53,932 --> 00:23:57,269
‫۳۰ سال منتظر این لحظه بودم.

312
00:24:15,954 --> 00:24:17,081
‫آماده باش.

313
00:24:17,206 --> 00:24:19,249
‫قراره مغزت آب‌پز بشه.

314
00:24:30,928 --> 00:24:32,446
‫دیگه وقتشـه، آیزاک.

315
00:24:33,222 --> 00:24:34,401
‫زود باش.

316
00:24:36,642 --> 00:24:37,763
‫همین‌الان!

317
00:24:38,394 --> 00:24:39,728
‫بهم قول دادی.

318
00:24:57,830 --> 00:24:59,581
‫دارین چی‌کار می‌کنین؟

319
00:25:00,666 --> 00:25:02,577
‫مامان، می‌خوایم نجاتت بدیم.

320
00:25:02,739 --> 00:25:04,920
‫برای من دیر شده، عزیزم.

321
00:25:05,045 --> 00:25:06,714
‫حالا نوبت توئـه.

322
00:25:06,839 --> 00:25:09,133
‫می‌تونیم از این زندگی نجاتت بدیم

323
00:25:10,467 --> 00:25:12,970
‫تا یه شروع دوباره داشته باشی.

324
00:25:13,095 --> 00:25:16,014
‫نه، حق ندارین قدرتم رو ازم بگیرین!

325
00:25:19,476 --> 00:25:20,853
‫دوستت دارم.

326
00:25:21,687 --> 00:25:23,564
‫خواهش می‌کنم نکنین!

327
00:25:23,689 --> 00:25:24,982
‫دوستت دارم، عزیزم.

328
00:25:34,992 --> 00:25:36,016
‫مامان!

329
00:25:36,994 --> 00:25:39,913
‫تو از پله‌ها برو.
‫من از نردبون می‌رم.

330
00:25:45,043 --> 00:25:46,295
‫مامان، لطفاً!

331
00:25:49,631 --> 00:25:50,716
‫مامان!

332
00:25:54,094 --> 00:25:56,054
‫مهمون داریم.

333
00:25:56,180 --> 00:25:57,806
‫تو رو خدا نکنین!

334
00:26:40,182 --> 00:26:41,475
‫من رو بُکش.

335
00:26:51,860 --> 00:26:53,987
‫- آخه چرا؟
‫- خطا زدم.

336
00:27:09,294 --> 00:27:10,963
‫تایلر، نه!

337
00:27:11,088 --> 00:27:12,214
‫نه!

338
00:27:16,748 --> 00:27:18,387
‫آیزاک!

339
00:27:19,721 --> 00:27:20,844
‫آیزاک!

340
00:27:21,807 --> 00:27:22,808
‫آیزاک.

341
00:27:28,181 --> 00:27:29,206
‫چیزی نیست.

342
00:27:29,536 --> 00:27:30,983
‫- وِنزدی؟
‫ -هیس.

343
00:27:31,108 --> 00:27:32,359
‫من مامانتـم.

344
00:27:32,484 --> 00:27:35,666
‫بعداز فیلم «روانی»، این بهترین
‫رابطه‌ی مادرپسریـه که دیدم.

345
00:27:35,171 --> 00:27:35,675
‫{\an8}(فیلمی به کارگردانی آلفرد هیچکاک، محصول دهه‌ی ۶۰ میلادی)

346
00:27:42,578 --> 00:27:44,329
‫تایلر؟ عزیزم؟

347
00:27:47,124 --> 00:27:48,192
‫پسرم...

348
00:28:20,532 --> 00:28:22,451
‫تحمل کن، پاگزلی.

349
00:29:37,234 --> 00:29:38,360
‫آیزاک!

350
00:29:40,028 --> 00:29:41,822
‫یه‌چیزی دستتـه که مال منـه.

351
00:29:45,742 --> 00:29:46,827
‫بیاین! زود باشین!

352
00:30:19,776 --> 00:30:20,777
‫برین.

353
00:30:21,987 --> 00:30:23,405
‫برین! برین!

354
00:31:01,902 --> 00:31:03,445
‫مامان.
‫بابا.

355
00:31:06,615 --> 00:31:07,741
‫تیش!

356
00:31:15,832 --> 00:31:18,210
‫کمک کنین این رو بردارم.

357
00:31:32,349 --> 00:31:35,393
‫پس رؤیات به واقعیت تبدیل نشد.

358
00:31:46,822 --> 00:31:48,657
‫به‌خاطر تو

359
00:31:48,782 --> 00:31:51,576
‫تنها عشق زندگی‌م رو از دست دادم.

360
00:31:51,701 --> 00:31:54,621
‫آیزاک! آیزاک!

361
00:31:54,746 --> 00:31:55,831
‫دیگه تموم شد.

362
00:31:56,056 --> 00:31:57,349
‫دخترم رو ول کن.

363
00:31:57,374 --> 00:31:58,875
‫شرمنده، رفیق.

364
00:31:59,000 --> 00:32:02,504
‫می‌خوام بهتون نشون بدم
‫عذاب‌کشیدن یعنی چی.

365
00:32:04,214 --> 00:32:06,800
‫یه قدم دیگه بردار
‫تا گردنش رو بشکونم!

366
00:32:11,680 --> 00:32:14,641
‫تینگ، می‌دونیم هنوز
‫صدامون رو می‌شنوی.

367
00:32:14,766 --> 00:32:17,477
‫برگرد پیش ما.
‫ما دوستت داریم.

368
00:32:17,602 --> 00:32:18,979
‫ما خونواده‌تـیم!

369
00:32:19,104 --> 00:32:21,982
‫این از خونواده‌ی شما نیست.

370
00:32:22,107 --> 00:32:23,233
‫بخشی از منـه!

371
00:32:38,206 --> 00:32:39,672
‫خطا زدی!

372
00:32:48,717 --> 00:32:50,135
‫زود باش، تینگ.

373
00:33:00,729 --> 00:33:01,771
‫اینجا چه خبره؟

374
00:33:04,357 --> 00:33:06,651
‫- آخ!
‫- خنگ هم باشی، می‌فهمی چه خبره.

375
00:33:53,198 --> 00:33:54,461
‫تموم شد.

376
00:35:04,477 --> 00:35:05,854
‫خوش برگشتی، تینگ.

377
00:35:35,383 --> 00:35:38,467
‫حالا که می‌دونم از بدن
‫یه نابغه‌ی خبیث اومدی

378
00:35:38,970 --> 00:35:40,805
‫فهمیدم چرا با من هم هماهنگـی.

379
00:35:42,932 --> 00:35:44,684
‫حقیقت تلخـه، نه؟

380
00:35:47,312 --> 00:35:51,316
‫گذشته رو نمی‌شه تغییر داد،
‫ولی آینده توی دست خودتـه.

381
00:35:54,903 --> 00:35:56,196
‫حالا تصمیمت چیـه؟

382
00:36:07,749 --> 00:36:11,336
‫- تونستی چیزی بفهمی؟
‫- امروز صبح این توی دوربین افتاد.

383
00:36:13,380 --> 00:36:14,552
‫این اینِد ـه.

384
00:36:15,215 --> 00:36:16,591
‫داشت می‌رفت سمت شمال.

385
00:36:16,716 --> 00:36:18,802
‫هفت‌هشت کیلومتر
‫با مرز کانادا فاصله داره.

386
00:36:18,927 --> 00:36:20,095
‫کاپری چی؟

387
00:36:20,220 --> 00:36:23,223
‫نتونست اطلاعاتی از اینِد بده؟

388
00:36:23,348 --> 00:36:24,641
‫کس نمی‌دونه کجاست.

389
00:36:24,766 --> 00:36:26,976
‫حالا که نِورمور به حالت سابقش برگشته

390
00:36:27,102 --> 00:36:30,146
‫احتمالاً رفته سراغ کار بعدی‌ش.

391
00:36:38,780 --> 00:36:40,240
‫سلام، تایلر.

392
00:36:41,741 --> 00:36:44,661
‫هرکی هستی، برو پی کارت.

393
00:36:47,122 --> 00:36:50,335
‫هر دو می‌دونیم
‫که اینجا تنهایی دَووم نمی‌آری.

394
00:36:50,959 --> 00:36:52,377
‫زود از پا درمی‌آی.

395
00:36:53,670 --> 00:36:55,213
‫ولی من می‌تونم نجاتت بدم.

396
00:36:57,860 --> 00:37:00,487
‫دیگه حوصله‌ی مادرها
‫و ارباب‌ها رو ندارم.

397
00:37:00,593 --> 00:37:03,096
‫من هیچ‌کدومش نیستم.

398
00:37:06,266 --> 00:37:07,790
‫دارم بهت...

399
00:37:08,393 --> 00:37:11,563
‫به آدم‌هایی مثل تو
‫پیشنهاد محافظت می‌دم.

400
00:37:11,688 --> 00:37:13,314
‫هایدهایی که...

401
00:37:13,440 --> 00:37:16,276
‫یه جا قایم شدن تا کسی پیداشون نکنه.

402
00:37:19,279 --> 00:37:20,697
‫می‌تونی عضو یه گله بشی

403
00:37:21,990 --> 00:37:26,327
‫و با هم‌نوع‌هات پیمانی ببندی
‫که فراتر از هر ارباب و بَرده‌ایـه.

404
00:37:32,584 --> 00:37:33,710
‫چی به تو می‌رسه؟

405
00:37:34,130 --> 00:37:37,175
‫تو یه گرگینه‌ای.
‫از بوت مشخصـه.

406
00:37:38,339 --> 00:37:39,924
‫پدرم یه هاید بود.

407
00:37:50,310 --> 00:37:52,061
‫قرار نیست توی صورتم بترکه؟

408
00:37:52,587 --> 00:37:54,130
‫واسه سفرت خوردنی آماده کردم.

409
00:37:57,025 --> 00:37:58,610
‫حواست باشه زیاده‌روی نکنی.

410
00:37:58,735 --> 00:38:00,864
‫به‌به. دمت گرم.

411
00:38:01,488 --> 00:38:03,323
‫داشتم فکر می‌کردم

412
00:38:03,448 --> 00:38:05,950
‫توی مدت استراحت، اگه سرت شلوغ نبود

413
00:38:06,075 --> 00:38:07,660
‫به من هم سر بزن.

414
00:38:08,828 --> 00:38:11,414
‫واقعاً؟ یعنی بیام خونه‌ت؟

415
00:38:11,539 --> 00:38:13,333
‫رفیق‌ها از این کارها
‫می‌کنن دیگه، نه؟

416
00:38:20,215 --> 00:38:21,257
‫وِنزدی.

417
00:38:23,051 --> 00:38:24,052
‫صبر کن.

418
00:38:25,845 --> 00:38:27,889
‫این مال تو.

419
00:38:30,445 --> 00:38:31,571
‫دفترچه خاطرات خاله اوفلیاست.

420
00:38:31,807 --> 00:38:32,864
‫بله.

421
00:38:33,478 --> 00:38:35,021
‫دائماً بهم یادآوری می‌شه

422
00:38:35,146 --> 00:38:38,274
‫رازنگهداری می‌تونه
‫عواقب بَدی داشته باشه.

423
00:38:39,359 --> 00:38:41,861
‫هر خونواده‌ای روزهای
‫بَدی داشته، وِنزدی.

424
00:38:43,947 --> 00:38:45,490
‫ازجمله ما.

425
00:38:46,574 --> 00:38:47,659
‫ممنون، مادر.

426
00:38:49,494 --> 00:38:51,829
‫خوش‌حالـم که
‫شما دوتا رو کنار هم می‌بینم.

427
00:38:53,790 --> 00:38:56,084
‫بازگشت به خانواده

428
00:38:56,209 --> 00:38:59,379
‫اولین قدم برای برگردوندن
‫توانایی ذهن‌خوانی‌ت بود.

429
00:39:01,422 --> 00:39:05,260
‫حالا که انجام شده،
‫می‌خوام یه‌مدت استراحت کنم.

430
00:39:11,391 --> 00:39:16,521
‫کی فکرش رو می‌کرد تو کسی باشی
‫که روحم رو زنده نگه می‌داره؟

431
00:39:18,898 --> 00:39:20,942
‫به امید دیدار، وِنزدی.

432
00:39:32,579 --> 00:39:34,916
‫بیرون عجب آفتابیـه.

433
00:39:35,415 --> 00:39:38,710
‫خوش‌حالـم که امشب قراره
‫زیر سقف خودمون بخوابیم.

434
00:39:39,836 --> 00:39:42,171
‫بریم وسایلت رو بیاریم.
‫زود باش.

435
00:39:42,297 --> 00:39:43,548
‫من خونه نمی‌رم.

436
00:39:57,755 --> 00:39:58,930
‫پیامت بهم رسید.

437
00:39:58,955 --> 00:40:00,832
‫همیشه پایه‌ی سفرم.

438
00:40:00,857 --> 00:40:03,443
‫حالا مقصد کجاست؟
‫ساحل کُشتار؟ دَره مرگ؟

439
00:40:03,576 --> 00:40:05,633
‫می‌ریم شمال که اینِد رو نجات بدیم.

440
00:40:06,362 --> 00:40:07,488
‫اون یه آلفاست.

441
00:40:07,614 --> 00:40:11,117
‫اوه اوه، شنیدم نیش‌هاشون بَدجور تیزه

442
00:40:11,242 --> 00:40:13,537
‫و پنجه‌هاشون قیمه‌قیمه‌ت می‌کنه.

443
00:40:13,908 --> 00:40:14,942
‫خیلی هم عالی!

444
00:40:15,569 --> 00:40:16,694
‫راه بیُفت.

445
00:40:23,880 --> 00:40:27,050
‫و یک سال دیگه هم توی نِورمور
‫با آشوب و کُشتار به پایان رسید.

446
00:40:28,217 --> 00:40:30,678
‫سؤالات زیادی یقه‌ی
‫همه‌مون رو چسبیده.

447
00:40:35,767 --> 00:40:39,228
‫چرا جای این‌که گردن تایلر رو بزنم،
‫زنجیرهاش رو بُریدم؟

448
00:40:39,354 --> 00:40:41,939
‫قراره از این تصمیم
‫احساسی‌م پشیمون بشم؟

449
00:40:44,776 --> 00:40:48,196
‫لبخند مامان‌بابام هم باعث نمی‌شه
‫دروغ‌هاشون رو فراموش کنم.

450
00:40:52,116 --> 00:40:56,079
‫هدیه‌ی خاطرات خاله اوفلیا
‫به نشونه‌ی اعتماد مادرم بود

451
00:40:56,204 --> 00:40:57,914
‫یا مخفیانه ازم کمک خواست؟

452
00:41:02,251 --> 00:41:04,045
‫اول باید اینِد رو پیدا کنم.

453
00:41:06,964 --> 00:41:08,841
‫بهش قول دادم.

454
00:41:08,966 --> 00:41:11,511
‫ولی قراره به چه شکلی پیشم برگرده؟

455
00:41:13,346 --> 00:41:14,519
‫به‌شکل دوستم؟

456
00:41:15,223 --> 00:41:17,308
‫یا هیولایی که تسخیرش کرده؟

457
00:41:32,031 --> 00:41:33,241
‫خاله اوفلیا.

458
00:41:43,960 --> 00:41:46,379
‫درون‌مایه‌ی خاندان آدامز رازهاشونـه.

459
00:41:48,256 --> 00:41:50,883
‫همیشه یه راز کثیف
‫برای مخفی‌کردن دارن.

460
00:42:01,978 --> 00:42:03,271
‫اوفلیا!

461
00:42:08,985 --> 00:42:11,237
‫هدفم اینـه که توی این سفر پُرماجرا...

462
00:42:11,362 --> 00:42:14,422
‫همه‌ی دروغ‌ها و رازها رو فاش کنم

463
00:42:15,120 --> 00:42:16,433
‫و یا توی این مسیر بمیرم.

464
00:42:17,618 --> 00:42:20,371
‫این‌جور کارها خوراک خودمـه.

465
00:42:20,908 --> 00:42:27,908
ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

466
00:42:27,932 --> 00:42:34,932
ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

